در جنگ کنونی بین دارالاسلام با کفار تنها دارودسته ی منافقین نظاره گر و بی طرف هستند

در جنگ کنونی بین دارالاسلام با کفار تنها دارودسته ی منافقین نظاره گر و بی طرف هستند

بسم الله و الحمد لله؛ اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

زمانی که روزانه حداقل 17 بار در نمازهای خود سوره ی الفاتحه یا کلید قرآن را می خوانیم  که در نگرش علمای بزرگوار ما کل قرآن تفسیر همین سوره است، از  سه دسته ی 1- أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ  2- الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ  3- الضَّالِّينَ یاد می کنیم؛ ما با معرفی الله و تعهدی که به او می دهیم از او می خواهیم که ما را در مسیر 1- أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ  قرار دهد نه مسیر  2- الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ  3 و- الضَّالِّينَ. حالا معقول است ندانیم اینها چه کسانی هستند؟

الله تعالی در سوره ی بعد از آن یعنی بقره این سه دسته را 1- مُتَّقِينَ 2- الَّذِينَ كَفَرُوا 3- وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ (منافقین و دارودسته ی منافقین) معرفی می کند. یعنی از نگاه قرآن و شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، انسانها خارج از این 3 دسته نیستند و باید هر مومنی به راحتی بتواند آنها را از همدیگر تشخیص دهد و جدا کند.  

کفار نیز از زمان پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم تا روز قیامت 5دسته ی اصلی هستند: 1- الَّذِينَ هَادُوا 2- وَالصَّابِئِينَ 3- وَالنَّصَارَىٰ 4- وَالْمَجُوسَ 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/17) البته کسانی هم هستند که در میان مسلمین مرتد می شوند: مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ (مائده/54) که اینها در نهایت جزو دسته ی  یکی از این کفار 5گانه ی اصلی می شوند.

الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ (احزاب/60) تا زمانی که در میان مسلمین هستند و ادای مسلمین را در می آورند و از دارالاسلام جدا نشده اند جزو مسلمین محسوب می شوند و مثل سایر مسلمین احکام شریعت بر آنها تطبیق داده می شود. 

زمانی هم که دارالاسلام تشکیل می شود باز ما شاهد سه واکنش متفاوت هستیم:

  1. قطعاً کفار5گانه ی اصلی به همراه مرتدین و منافقین آشکار شده با آن مخالف هستند؛
  2. 2-     مومنین هم با پیش آمدن مشکلاتی از سوی این کفار مختلف و بخصوص از سوی احزاب یا مشرکین یا سکولاریستها تنها بر ایمان و تسلیم شدن آنها در برابر اوامر الله و شریعت الله و اطاعت بیشتر آنها از رهبریت دارالاسلام اضافه می شود: وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا (احزاب/22)
  3. در برابر، الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ (احزاب/60) که خود را عاقلتر و مدرنتر و امروزی تر از سایر مومنین و حتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم و آنهمه « السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ» می دانستند و می گفتند: أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ ۗ (بقره/13) و در میان آنها خشکه مقدسهایی وجود دارند که در تزکیه خودشان را بالاتر از پیامبر هم می دانستند و می گفتند: ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي ۚ (توبه/49) به ما در جهاد اجازه معافی ده و ما را در فتنه ( دختران زیباروی رومی) میفکن و … این «الضَّالِّينَ» و موجودات سرگردان با دهها صفت دیگری که در قرآن بیان شده همیشه تمایل دارند مومنین را در برابر کفار تنها بگذارند و در جنگ روانی به عنوان ستون پنجم دشمن عمل می کنند و دوست دارند کفار سکولار بر دارالاسلام پیروز شوند و در میان مسلمین غیر از معذورین تنها این دسته هستند که یاری مجاهدین و دارالاسلام را ترک می کنند و دوست دارند از دور تنها نظاره گر باشند و امروزه با رسانه های مجازی و ماهواره ای و یا تلفنی اخبار مجاهدین و دارالاسلام به آنها برسد . البته حتی اگر هم امروزه کفار سکولار به مجاهدین و دارالاسلام حمله کنند اینها اگر اهل جنگ هم باشند خیلی کم وارد جنگ می شوند. الله تعالی در وصف این گروه می فرماید: وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ ۖ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا (احزاب/20) و اگر آن احزاب (=مشرکین= سکولاریستها) بار دیگر بر علیه دارالاسلام لشکر کشند و برگردند باز منافقان آرزوشان این است که در میان اعراب بادیه (از جنگ آسوده و برکنار) باشند و از اخبار جنگی شما جویا شوند، و اگر هم در میان (سپاه) شما حضور پیدا کنند جز اندکی نمی جنگند.

این روزها به دلیل ضعف مدیریتی دارالاسلام و بی خیالی و مداهنه گری و سازشکار شدن و شل روی مومنین ما شاهد جماعتها و گروهها و دسته هایی از الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ (احزاب/60) هستیم که با ساخت ضرارها و برگذاری کلاسهای تخریبی توجیهی برای مریدانشان سعی دارند به عنوان خدمتی به کفار سکولار مهاجم و احزاب سکولار و مرتد داخلی، مسلمین ضعیف الایمان را نیز به نظاره گر و بی طرف بودن دعوت کنند.

ما مومنین حسن ظن داریم و می گوئیم فلان مجتهد یا رهبر فلان جماعت و فرقه ی اسلامی آنچه را که حق دانسته بیان کرده هر چند اشتباه هم باشد اما نزد او حق این بوده و اگر حق برایش روشن می شد و میدانست حق چیزی دیگری است غیر از آنچه که او می گوید قطعاً حق را می گرفت و چنین تاویل و اجتهاد اشتباهی نمی کرد؛ اما مشکل اصلی زمانی به وجود می آید که الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ (احزاب/60) پشت این اجتهاد اشتباه و این گروهی که به خاطر این اجتهادات اشتباه درست شده اند بر علیه سایر مومنین و دارالاسلام سنگر بندی می کنند. مشکل امثال «ذوالخُوَیصره» هستند که حتی به عنوان لیدرها و محرکین فرقه ها و جماعتها و مذاهب منحرف و اهل غلو بر علیه سایر مومنین و بخصوص بر علیه دارالاسلام قرار می گیرند.

ادامه خواندن در جنگ کنونی بین دارالاسلام با کفار تنها دارودسته ی منافقین نظاره گر و بی طرف هستند

«دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟

«دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟[1]

بسم الله الرحمن الرحیم

«إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ، وَنَسْتَعِينُهُ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است، او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و بخشش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از بدی های نفسهایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است.

– یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون” (آل عمران /102) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید آن چنانکه  شایسته است، تقوای الله را داشته باشید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
– یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً  (نساء /1) «ای مردمان از پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی پخش کرد. و از خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و دوری کنید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بی گمان خداوند مراقب شما است»

-یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / 70) :«ای مؤمنان از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را نیک می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی بزرگی دست می‌یابد».”

“أما بعد : إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” راست ترین سخن کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/29) با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز قیامت ایمان دارند، و نه چیزی را که خدا و فرستاده‌اش تحریم کرده‌اند حرام می‌دانند، و نه آئین حق را می‌پذیرند، بجنگید تا زمانی که خاضعانه به اندازه توانائی، جزیه را می‌پردازند.

بدون شک اهل کتاب نیز برای خود تصوراتی از خدا و قیامت و حلال و حرام  بر پایه ی عقاید خود دارند اما الله تعالی چنین تصوراتی را قبول ندارد و تنها عقایدی را می پذیرد که از زبان آخرین فرستاده اش بیان شده اند .

در این صورت در تعریف اصطلاحات متعلق به شریعتهای آسمانی چون الله، شهید، «دین»، زندگی بعدی  و سایر موارد نیز باید دید که الله تعالی چه تعریفی از آن دارد و سایر توهمات، تعاریف و تصورات ضد شرعی را دور ریخت .

  • هر کسی تصور و تعریفی از خدا دارد اما یک مسلمان همان «الله» یی را قبول دارد که خودش در قرآن و از طریق پیامبرش خودش را معرفی کرده.
  • هر کسی تصور و تعریفی از «قیامت» دارد اما یک مسلمان همان قیامتی را قبول دارد که الله تعالی از زبان آخرین فرستاده اش توصیف کرده است.
  • هر کسی تصوری از «آزاد» و «ممنوع» دارد اما یک مسلمان همان «آزاد»ی را  «آزاد» می داند که الله «آزاد» دانسته و همان«ممنوع»ی را می پذیرد که الله «ممنوع» کرده است.

در تعریف «دین» هم باز میان انسانها اختلاف زیادی وجود دارد و ما باید بدانیم که در زبان عربی که قرآن بر این زبان نازل شده و آیات قرآنی«دین»  به چه معناست؟

زمانی که برای یک عرب، کلمه ی دین ذکر می شد چهار معنی را برای خودش تجسم می کرد:

  1. به معنی چیرگی، قدرت، حکمرانی، فرمانروایی، مطیع ساختن. در یک کلمه، «قدرت حاکمیت».

زمانی که می گویند: دان النّاسَ: یعنی مردم را مجبور به اطاعت از خودش کرد. همچنین در پندی آموزنده آمده است: الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ. یعنی: آدم زرنگ، کسی است که بر نفس خود مسلط شود و آن را رام خودش کند و برای بعد از مرگ بکوشد.

  • شرع، قانون، برنامه، آداب و رسوم .در یک کلمه به معنای «قانون و برنامه».

آمده است که: أنه علیه السلام کان علی دین قومه.  یعنی: پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم قبل از بعثت (در اموری مانند ازدواج، طلاق، ارث و سایر امور مدنی و اجتماعی) تابع حدود، مقررات و قوانین قوم خویش بود.

  • اطاعت، بندگی، خدمت کردن. در یک کلام یعنی «اطاعت کردن و فرمانبرداری کردن».

در حدیث خوارج آمده است که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «یَمْرُقُونَ مِنْ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنْ الرَّمِیَّةِ»  یعنی: خوارج از دین خارج می شوند آن چنان که تیر از کمان خارج می شود. معنای حدیث به این شکل نیست که خوارج به طور کلی از دین به معنای ملت (اسلام) خارج خواهند شد و کافر می شوند؛ چون هنگامی که از علی بن ابی طالب رضی الله عنه پرسیدند که: آیا خوارج کافر بودند؟ در پاسخ گفت: آنان از کفر فرار کردند. و باز هم پرسیدند که آیا خوارج منافق بودند؟ گفت: منافقان، خدا را بسیار کم یاد می کنند در حالی که آنان صبح و شب به ذکر خدا مشغولند. از این فرموده های علی بن ابی طالب رضی الله عنه به خوبی معلوم می شود که در این جا، مراد از کلمه «دین»، اطاعت بر امام بر حق است، اطاعت وفرمانبرداری کردن.  

  • مجازات کردن، پاداش دادن، قضاوت کردن، حساب کردن.

در ضرب المثل های عربی آمده است که: کما تُدینُ تُدانُ. یعنی: هرگونه که با مردم رفتار کنی به همان شکل نیز با تو رفتار خواهند کرد..

در این صورت دانستن  معنی دین برای عربها امری عادی و روزمره بود و مثل بسیاری از اصطلاحات دیگر رسول الله صلی الله علیه وسلم نیاز نبود که مثل ما این اصطلاحات را برای قومش توضیح دهد و اینهمه وقت صرف کند بلکه خود مردم بر این اصطلاحات آگاه بودند و قرآن بر زبان مادری آنها نازل شده بود و تنها کافی بود سخن به آنها برسد تا در مورد این چیزی که برایشان واضح و قابل درک و فهم است تعقل کنند«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (یوسف/2). به این شکل یک عرب با شنیدن کلمه ی «دین» به سادگی چهار معنای پایه ای و اساسی در ذهنش شکل می گرفت:

  1. قدرت و حاکمیت.
  2. قوانین، حدود و راه و روش و برنامه ای که مردمان تحت نفوذ این حاکمیت از آن پیروی می کنند.
  3. اطاعت و فرمانبرداری از قدرت حاکمیت و قانونی که اجرا می کند.
  4. و در نهایت محاسبه، قضاوت، پاداش دادن یا مجازات کردن.

در مجموع، «دین» یعنی مجموعه ی قدرت حکومتی، که با قوانین و مقرراتی که تصویب نموده  مردم را به اطاعت و فرمانبرداری از این مجموعه قوانین وادار می سازد، و بر اساس میزان اطاعت یا سرپیچی از این قوانین و حدود، آن ها را محاسبه می کند و به آن ها پاداش می دهد یا آن ها را مجازات می کند.

این همان چیزی بود که یک عرب به محض شنیدن«دین»، برایش تداعی می شد و زمانی که می گفتند: تابع فلان«دین» شو، می فهمید که چه چیزی را می پذیرد؛ به همین دلیل یا آگاهانه آن را می پذیرفت یا رد می کرد.

الان برویم سراغ معنی «دین» در قرآن:  کلمه ی «دین» در قرآن کریم با آنکه از همان 4 رکن و مفهوم اصلی تشکیل شده، اما بسیار کامل تر از معنای لغوی آن استفاده و توضیح داده شده است:

ادامه خواندن «دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟

توطئه ی بی خیالی و سهل انگاری در برابر سکولاریستها یعنی خرید عذاب الله جل جلاله

توطئه ی بی خیالی و سهل انگاری در برابر سکولاریستها یعنی خرید عذاب الله جل جلاله[1]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سکولاریستها یا به زبان عربی مشرکین به همراه دارودسته ی منافقین خیلی دوست دارند که در جامعه ی مسلمین خودشان را میان مسلمین گم کنند و کسی آنها را از سایر مسلمین جدا نکند و هر غلطی را انجام دهند و کسی کاری به کار آنها نداشته باشد و مانع آنها نشود و اوقات آنها را تلخ نکند؛ به همین دلیل سعی می کنند مسلمین از احکامی که الله تعالی در مورد مشرکین و دارودسته ی منافقین صادر کرده و دستوراتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت به مشرکین داده بی خبر باشند. این جدا شدن آنها از صف مسلمین بزرگترین ضربه را به آنها می زند.

تا کنون اکثر سکولاریستهای بومی تمام تلاششان این بوده که به مردم مسلمان نشان دهند که یکی از آنها و حتی مدافع حقوق آنها هستند حالا اگر یکی بیاید و آیات قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و رای مذاهب اسلامی را بیاورد و روشن کند که اینها از مسلمین نیستند و بلکه دشمن شماره یک و سرسخت ترین دشمنان مسلمین نیز هستند چنانچه الله تعالی می فرماید:« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا» (مائده/82) ( ای پیغمبر ! ) مسلماً و بطور یقین خواهی دید (یافت) که دشمن‌ترین مردم برای مؤمنان، یهودیان و مشرکانند.

روشن شدن همین آیات لرزه بر اندام این سکولاریستها یا به زبان عربی این مشرکین خواهد انداخت بخصوص زمانی که مسلمین مطلع بشوند که این سکولاریستهای محلی هم مرتد هستند و مشمول حکم مرتدین می گردند.

 زمانی که این جرقه های بیداری توسط مسلمین آگاه زده می شود، سکولاریستهاعلاوه بر راه انداختن جنگ روانی علیه روشنگران و زدن اتهامات و دروغهای رنگارنگ و متعدد به آنها تحت عنوان تندرو و تروریست و خشونت طلب و دشمن خلق کورد و  عرب پرست و صدها دروغ دیگر جهت ترور شخصیتی این روشنگران سعی دارند در لفافه ی آزادی های شخصی و … مسلمین را مجبور به سازش و سازگار شدن با اعمال خود کنند و نوعی بی تفاوتی را در میان مسلمین نسبت به افکار فاسد و رفتاری های غیر شرعی خود به وجود آورند.

غیر از این راهکارهای کاملاً سکولاریستی مگر حتی با ادبیاتی شبه اسلامی مکرهای دارودسته ی منافقین را از زبان عوام جاهل و فریب خورده نشنیده ایم که می گویند: تو چکار داری به دیگران هر کسی را در قبر خودش می گذارند، یا عیسی به دین خودش و موسی به دین خودش و…؟

این سخن در همان ابتدا یعنی به رسمیت شناختن عقاید و باورهای طرف مقابل، و قبول کردن طرف مقابل به عنوان موجودیت عقیدتی که می تواند ضمن حفظ عقاید و باورهای خودش با ما زندگی کند. اگر این سخن در مورد اهل کتاب صحت داشته باشد در مورد سکولاریستها (یا به زبان عربی در مورد مشرکین) هیچ صحتی ندارد . چون سکولاریستها از آنها جزیه ای پذیرفته نمی شود تا در کنار مسلمین همچون اهل کتاب و شبه اهل کتاب به زندگی مسالمت آمیز خود طبق پیمانها و قراردادهائی ادامه دهند بلکه اصل برائت ابتدا از خودشان و سپس از عقاید و باورهایشان حاکم است. 

این سخن که فلانی را در قبر تو نمی گذارند و تو چکار داری به سکولاریستها و عیسی به دین خودش و موسی به دین خودش یعنی : نباید صدها آیه قرآن و حدیث صحیح و آراء امامان بزرگوار مذاهب اسلامی را در مورد سکولاریستها (یا به زبان عربی در مورد مشرکین) به کار برد و نعوذ بالله باید گفت تاریخ این آیات تمام شده و به درد الان نمی خورند !! یا باید اینهمه آیه و حدیث و سخن ائمه را انداخت دور و به خاطر قدو بالای سکولاریستهای نجس که الله تعالی در موردشان می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/28). ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان نجس و  پلیدند؛ دچار خیانت کتمان «دین» شد.، عده ای می خواهند که ماها مرتکب خیانت کتمان آنهمه آیه ی قرآن در مورد مشرکین یا سکولاریستها شویم که الله تعالی در مورد کتمان کننده های آیات و احکام شریعتش می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولَئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلاَ یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ‏(بقره/174) کسانی که آنچه را خدا از کتاب نازل کرده است، پنهان می‌دارند؛ و آن را به بهای کم (و ناچیز دنیا) می‌فروشند، آنان جز آتش چیزی نمی‌خورند. و روز رستاخیز خدا با ایشان سخن نمی‌گوید و آنان را پاکیزه نمی‌دارد. و ایشان را عذاب دردناکی است.‏

بله، سکولاریستها می دانند  که از نظر مسلمین اینها فاسد و بی اخلاق و بی بندوبار و ضد قرآن و ضد قانون شریعت الله هستند و نمی خواهند قانون شریعت الله حاکم شود، و با آنکه خودشان در کار الله و آیات و احکام قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم و تقریباً در کار همه دخالت می کنند و رای و نظر می دهند و با قدرت نظامی احکام خود را بر مخالفین تحمیل می کنند «وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا»، اما می خواهند کاری کنند که الله و پیامبر و سایر مسلمین در کار آنها دخالت نکنند و کاری به کارشان نداشته باشند.

زمانی که دین الله و بندگان الله به عنوان دو امانت در اختیار علماء قرار گرفته و حق خیانت به این دو را ندارند و رسول الله صلی الله علیه وسلم  همه را نسبت به زیر دستان خود مسئول دانسته « أَلَا كُلُّكُمْ رَاعٍ، وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»، غیر از کفار و دارودسته ی منافقین، طرف دیگری که به این سم کشنده ی بی خیالی و بی مسئولیتی و شانه خالی کردن از وظایف اصلاحگری و گسترش اباحی گری و از بین بردن نظارت عمومی و فریب دادن مسلمین و یارگیری مرتدین سکولار محلی در میان مسلمین دامن می زند به ملاها و آخوندها و مولوی هائی بر می گردد که جرئت و غیرت و جسارت انجام وظایف و مسئولیتهای خود نسبت به اصلاح منکرات را ندارند.

ادامه خواندن توطئه ی بی خیالی و سهل انگاری در برابر سکولاریستها یعنی خرید عذاب الله جل جلاله

آیا دین سکولاریسم و سکولاریستها (به زبان عربی = مشرکین یا احزاب) قابل احترام هستند؟

آیا دین سکولاریسم و سکولاریستها (به زبان عربی = مشرکین یا احزاب) قابل احترام هستند؟[1]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا (احزاب/36) هیچ مرد و زن مؤمنی، در کاری که خدا و پیغمبرش داوری کرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختیاری از خود در آن ندارند (و اراده ایشان باید تابع اراده خدا و رسول باشد). هر کس هم از دستور خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتار گمراهی کاملاً آشکاری می‌گردد.

امام اوزاعی رحــمه‌الله می‌ گوید:«عمر بن عبدالعزیز نوشت که کسی در قرآن رأی ندارد و رأی ائمه درباره آن چیزهایی است که در قرآن نازل نشده‌اند و ســنّت رســول‌الله ﷺ درباره آن‌ها نقل نشده است، و هیچ کس در آنچه رســول‌الله ﷺ ســنّت قرار داده است رأی نخواهد داشت»[2]

به همین دلیل مومنین در برابر قوانین شریعت الله چک و چانه و کل کل نمی کنند و موضع آنها این است: إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (نور/51) مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کند ، سخنشان تنها این است که می‌گویند : شنیدیم و اطاعت کردیم ! و رستگاران واقعی ایشانند .‏

در این صورت عقاید و باورهای انسان از دو منبع ‏استخراج می گردند :

  1. از قانون شریعت الله و آنچه الله تعالی از زبان رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان کرده است
  2. از فهم خود بشر

مومنین که عقاید خود را از وحی معصوم گرفته است حق دارد که عقیده ی خود را حق بداند و عقاید غیر اسلامی را باطل.

در کنار این ما شاهد اجتهادات مختلف بشری از شریعت هستیم و تا زمانی که تمام این اجتهادات و تاویلات در شورای واحدی گرد هم نیایند و اجماع واحدی ارائه ندهند قابل احترام هستند.

اما اینکه سکولاریستها (یا به زبان عربی مشرکین) می گویند که تمامی عقاید و باورهای انسانها ساخته ی ذهن بشر هستند و احتمال خطاء و صحت در آنها می رود و باید به همه احترام گذاشت دروغ و فریبی بیش نیست.

ما می توانیم بگوئیم که تنها بخشی از عقاید انسانها از افکار بشری تولید شده اند و تنها در این بخش است که احتمال صحت و سقم وجود دارد، و گرنه در آنچه الله تعالی نازل کرده است هیچ شک و گمانی وجود ندارد، و به صراحت می توان گفت که تمام عقاید و برنامه ها و قوانینی که مخالف دستورات شریعت الله باشند غلط و باطل و مردود، غیر قابل پذیرش و حتی نوعی توهین به شخصیت انسان هستند.

الله تعالی گاه صاحبان چنین دیدگاههای ضد اسلامی که تسلیم قوانین شریعت الله نمی شوند را به پست تر 4 پا تشبیه کرده: أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ (اعراف/179)

  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج با حیوانات را قانونی کرده و اگر دختر یا پسر یک سکولار بخواهد با یک الاغ یا سگ و هر حیوان دیگری ازدواج کند قانون هم از چنین ازدواجی حمایت کرده و کسی نمی تواند جلویش را بگیرد و انسان را تا این اندازه پست و بی ارزش کرده که خودش را در اختیار یک حیوان قرار دهد؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج مرد با مرد و زن با زن را قانونی کرده ؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج محارم را در کشوری چون سوئد قانونی کرده ؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که قوانین خودش را صحیح تر از قوانین الله تعالی می داند؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که درهای تمام مفاسد اخلاقی و اجتماعی را بر روی مفسدین باز کرده؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که بقای آن با ظلم به دیگران گره خورده است؟

حالا بفرمائید در سرزمینهای اسلامی چه کسانی از دین سکولاریسم حمایت می کنند غیر از مجرمین اخلاقی و مزدوران و وطن فروشان و دارودسته ی منافقینی که حتی از نظر اخلاقی و خانوادگی نیز در جامعه منفور و فاسد تشخیص داده شده اند؟

ادامه خواندن آیا دین سکولاریسم و سکولاریستها (به زبان عربی = مشرکین یا احزاب) قابل احترام هستند؟

آنهائی که می گویند الله را قبول دارند اما زیر بار احکام الله نمی روند

آنهائی که می گویند الله را قبول دارند اما زیر بار احکام الله نمی روند[1]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مشکل شیطان در این بود که الله حکمی داد و او آگاهانه، عمدا و به میل خودش از این حکم سرپیچی کرد و به این شکل کافر گردید، «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» (بقره/34) پس مشکلش در انجام بسیاری ازعبادات یا عدم پذیرش الله  یا عدم ترس از الله و… نبود؛ شیطان همان عبادتهائی را می کرد که سایر ملائک مقرب می کردند. چون از جن بود و به چنان جایگاهی رسیده بود که مستقیما با الله تعالی صحبت می کرد و….

سکولاریستها ی محلی هم ممکن است بخشی از همان عبادتهائی را انجام دهند که ما انجام می دهیم  اما مشکل آنها در این است که بسیاری از احکام الله را نمی پذیرند و احاکم دیگری را به جایش قرار می دهند . دقیقا همان کار شیطان

مشرکین نیز حکم الله را قبول ندارند و گرنه به خود الله ایمان دارند به همین دلیل است که الله تعالی در مورد ایمان اینها می فرماید:وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ (یوسف/106)

شیطان را نگاه کنید….. او که به وجود الله ایمان داشته ودارد و دلیل این گفته این آیه ازسوره حشراست که الله میفرماید: كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (حشر/)ﻛﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﻮ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻴﺰﺍﺭم، ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﻯ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻋﺎﻟﻤﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ میترسم!

بسیاری از سکولاریستهای محلی و دارودسته ی منافقین اطراف خودت را نگاه کن…. آنها که لا اله الا الله میگویند! اما تسلیم قانون شریعت الله در مسائل حکومتداری نیستند این لا اله الا الله گفتن سودی به حالشان ندارد و الله درمورد منافقان میفرماید:إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا (نساء/145)

در این صورت اینکه فلانی می گوید من به الله اعتقاد دارم اما فلان حکم شریعت را قبول ندارم فوراً یاد شیطان بیافت و مطمئن باش این شخص در سایر عبادات و ترس از الله به جایگاه و گرد پای شیطان هم نمی رسد.

دانلود به صورت ورد:

دانلود به صورت pdf:


[1] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 فرار از دارالاسلام و سکونت در دارالکفرهای سکولار و انتخاب سرپرستی کفار و دادن اطاعت به کفار در آینه ی قرآن، سنت صحیح، اجماع و قیاس

فرار از دارالاسلام و سکونت در دارالکفرهای سکولار و…

بسم الله و الحمد لله؛ اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

این اولین دهه ی آخر ماه مبارک رمضانِ قرنِ جدید شمسی را به بحث در مورد : فرار از دارالاسلام و سکونت در دارالکفرهای سکولار و انتخاب سرپرستی کفار و دادن اطاعت به کفار در آینه ی قرآن، سنت صحیح، اجماع و قیاس (1) اختصاص می دهیم -باذن الله- که «در وضع موجود» پاسخ به «نیاز روز ما» ست.

الله تعالی در سوره ی مدنی بقره ضمن جدا کردن کفار اهل کتاب از کفار مشرک یا سکولار، واضح نیت قلبی کفار اهل کتاب و کفار سکولار را نسبت به مومنین و بخصوص مومنین ساکن در دارالاسلام بیان می کند و می فرماید: مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ (بقره/105) کافران اهل کتاب و همچنین سکولاریستها (= مشرکان= احزاب) دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب پروردگار شما بر شما نازل گردد و به شما دست دهد.

این سرِّ مهمی است که الله تعالی برای ما بیان کرده است و چون متعلق به دنیای قلب است هیچ کسی غیر از الله نمی تواند به این شیوه در مورد تمایلات قلبی و دشمنانه ی این کفار رای بدهد، پس ارزش این سرّی که به شما گفته شده است را بدانید و اجازه ندهید شیطان و یارانش شما را نسبت به این حکم دچار دودلی و شک کنند اگر اهل تعقل و فهم هستید، چنانچه الله تعالی با توضیحات بیشتری در مورد تمایلات درونی دشمنان مومنین می فرماید: يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ (آل عمران/118) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از غیر خود محرم اسرار انتخاب نکنید، آنان از هرگونه شر و فسادی در حق شما کوتاهی نمی‌کنند. آنان آرزوی رنج و زحمت شما را دارند، دشمنانگی از دهان آنان آشکار است، و آنچه در دل دارند بزرگتر است. ما نشانه‌هائی را (که بتوان با آنها دشمن را از دوست باز شناخت) برای شما بیان کردیم اگر اهل عقل هستید.‏

آنهائی که اهل عقل و تعقل نیستند و قلبهای سالمی ندارند که با آن تعقل و فهم کنند ارزش این سرّ را نمی دانند و با اعتماد و پشت بستن به کفار ممکن است «اطاعت» خود را به دیدگاههای کفارپنهان داخلی یا کفار آشکار و یا به خود کفار بدهند. الله تعالی به عنوان یک هشدار جدی و ترسناک مى فرمايد: يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ ( آل عمران/ 149) اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اگر از كافران، «اطاعت» و فرمانبرداري كنيد، شما را به كفر برمي‌گردانند و زيان ديده برمي‌گرديد . 

به همین دلیل الله تعالی هیچ راهی قرار نداده که از آن راه کفار بر مسلمین مسلط شوند و مومن «اطاعت» خودش را به این کفار بدهد؛ البته باید دقت داشته باشیم چیزی که در بین همه ی انسانها اجماع وجود دارد این است که، مفهوم دولت و حکومت، دو مؤلفه اصلی دارد؛ یکی «حکم و قانون»است و دیگری «اطاعت»است. مومن بر اساس: لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/141) تحت هیچ عنوانی نباید کفار را به عنوان سرپرست و حاکم خود انتخاب کند که قطعاً منجر به دادن «اطاعت» به آنها و «اطاعت» از حکم و قوانین آنها به جای «اطاعت» از قوانین الله می شود، هر چند که می تواند براساس پیمانهایی کفار را تحت سرپرستی خود بگیرد.

 اگر دیده می شود که دوران مکی و دورانی شبیه به آن، مسلمین مجبور به پذیرش سرپرستی کفار می شوند به دلیل عدم وجود دارالاسلامی است که به آن هجرت کنند یا عدم توانائی به هجرت است، اما در این حالت ضرورت و اضطرار مکه نیز، مومنین تحت هیچ شرایطی «اطاعت» خود را به این کفار و قوانین این کفار ندادند و «اطاعت» صرفاً و منحصراً متعلق به الله و قوانین شریعت الله بود.   

حکمت واجب بودن هجرت،علاوه بر تقویت دارالاسلام، این است که  شخص نمی تواند مطابق با قانون شریعت الله زندگی کند و نمی تواند تمام قوانین شریعت الله را در زندگی خودش پیاده کند و نمی تواند اطاعتش را به انحصار الله و قوانین الله در بیاورد و مجبور می شود «اطاعت» را از الله و قوانینش بگیرد و به کفار و قوانین کفری آنها بدهد، به همین دلیل برای منحصر کردان «اطاعت»  برای الله و قوانین الله، و برای محافظت از عملی کردن قانون شریعت الله و آزادانه زندگی کردن بر اساس قانون شریعت الله و محافظت از اسلام کامل هجرت می کند؛ زندگی تحت حاکمیت کفار سکولار مساوی است با دادن «اطاعت» به آنها و کنار زدن اسلام کامل و کنار زدن تمام قوانین شریعت الله که با قوانین سکولاریستی مخالف هستند، و این مساوی است با گرفتن «اطاعت» از الله و قوانین الله و دادن این «اطاعت» به کفار سکولار و قوانین سکولاریستی.

ادامه خواندن  فرار از دارالاسلام و سکونت در دارالکفرهای سکولار و انتخاب سرپرستی کفار و دادن اطاعت به کفار در آینه ی قرآن، سنت صحیح، اجماع و قیاس

سکونت و آزادی ما در ایران و سکونت و آزادی دیگران در سرزمینهای سکولار

سکونت و آزادی ما در ایران و سکونت و آزادی دیگران در سرزمینهای سکولار

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

با نگاهی به قرآن و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم باید برایمان روشن شده باشد که در زدن برچسب توسط کفار سکولار اصلی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین به مومنین هرگز نباید مساله ی دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان وعادت همیشگی و تاریخی آنها در دروغگوئی را فراموش کنیم.. اکثریت مطلق این اتهامات به اینجا بر می گردد.

الله تعالی می فرماید : کَذَلِکَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ‏(ذاریات/52) همین گونه (که اینان شما را تکذیب می‌دارند) هیچ پیغمبری به سوی مردمان پیش از ایشان نرفته است، مگر این که گفته‌اند: او جادوگر یا دیوانه است (از نعمت عقل بى‌ بهره مي باشد، و چيزى را درک نمى ‌كند)

  • بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ (انبیاء/5) بلکه می‌گویند:  (قرآن) خوابهای آشفته و پراکنده‌ای بیش نیست، نخیر او اصلاً آن را از پیش خود ساخته است (و به خدا نسبت داده است)
  • وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ‏(نحل/103) ما می‌دانیم که ایشان می‌گویند: آن را انسانی بدو می‌آموزد.
  • أَأُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ ‏(قمر/25)آیا از میان همه ما (افراد بزرگ و محترم و دانا و دارا) وحی بدو شده است‌؟! ( نه! چنین نیست ). بلکه او بسیار دروغگو و خودخواه است (و با تکبر و جاه‌طلبی می‌خواهد بر ما ریاست کند).‏ الان هم می گویند از میان اینهمه ملای بزرگ که هریک سر به حزب و حکومتی هستند تنها شما فهمیده اید و هیچ کسی نفهمیده و…؟
  • قَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ‏(اعراف/66) رؤساء و اشراف کفرپیشه قوم او گفتند : ما شما را ابله می‌دانیم‌؛ و ما شما را از زمره دروغگویان می‌پنداریم .‏ (الان مریدان جاهل و بی سواد ماهواره ها همین را به ماها می گویند چه رسد به بزرگان فکری آنها. )
  • وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ۚ وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ(روم/58) ما در این قرآن برای مردمان هر گونه مثالی را که ( بیدار کننده بوده و به زندگی ایشان مربوط باشد) بیان کرده‌ایم . وقتی که آیه‌ای برای آنان می‌آوری، کافران می‌گویند: شما بر باطل هستید (و این چیزهائی را که می‌گوئید بی‌اساس است)

اینها به اضافه ی صدها دروغ و تهمت دیگری که دشمنان قانون شریعت الله به رسولان و مریدان صادق رسولان زده و می زنند به ما می گویند: سکولاریستها (یا به زبان عربی مشرکین) دارای دشمن شناسی خاص خودشان هستند و ما هم دارای دشمن شناسی شرعی خاص خودمان؛ و این طبیعیه که دشمنان و دوستان مختلفی داشته باشیم و هر کدام دیگری را دشمن بنامیم و جنگ روانی هم بر همین اساس  شکل بگیرد، اما اساس جنگ روانی کفار و بخصوص کفار سکولار و مشرک بر علیه مومنین بر دروغ و تهمت زدن بنا شده است.

برگردیم به سوال : همچنانکه همه می دانیم سکولاریستها و دارودسته ی منافقین در کشورهای سکولار غربی و سرزمینهای اسلامی تحت اشغال سکولاریستهای جهانی و طاغوتهای سکولار محلی از آزادی ها و در واقع از بی بندوباری های بالائی برخوردار هستند، البته در کنار این دو دسته، مُکره و مجبور و ذلیل شده  های از میان مومنین که مجبور شده اند 4 معنی و مفهوم «دین» یعنی 1- قدرت حاکمیت 2- قانون و برنامه 3- اطاعت کردن و فرمانبرداری 4- مجازات و پاداش را به سکولاریستها بدهند نیز توانسته اند از آزادی های نسبی و  نسبتاً برابری برخوردار شوند؛  اما، ما که این 4 معنی و مفهوم «دین» را به  دین سکولاریسم نداده ایم و می خواهیم دین را برای الله خالص کنیم « مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» و  حاضر نیستیم هیچ بخشی از آن را به سکولاریستها بدهیم در کشورهای سکولار از آزادی ها برای ما خبری نیست، چون قوانین دارالکفر مخالف قوانین شریعت الله هستند حتی در کشوری چون انگلیس که قانون اساسی ندارد اما باز دین سکولاریستی حاکم بر آن  به سبک دیگری دیکتاتوری خودش را بر ماها تحمیل می کند.

برعکسش هم حاکم است:

اینکه ما در ایران یا در بقیه ی دارالاسلامها از آزادی هائی برخوردار باشیم و مرتدین سکولار و دارودسته ی منافقین طبق  قوانین دارالاسلامها از چنین آزادی هائی برخوردار نباشند چیز غیر عادیی نیست.

ادامه خواندن سکونت و آزادی ما در ایران و سکونت و آزادی دیگران در سرزمینهای سکولار

 سکولاریستها مانع تقدیری هستند که الله برایمان رقم زده

 سکولاریستها مانع تقدیری هستند که الله برایمان رقم زده

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در صحيح مسلم روايت است که پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: « عُذِّبَتْ امْرَأَةٌ فِي هِرَّةٍ حَبَسَتْهَا حَتَّى مَاتَتْ فَدَخَلَتْ فِيهَا النَّارَ؛ لا هِيَ أَطْعَمَتْهَا وَلَا سَقَتْهَا إِذْ حَبَسَتْهَا، وَلَا هِيَ تَرَكَتْهَا تَأْكُلُ مِنْ خَشَاشِ الْأَرْضِ »[1] زنی به خاطر گربه‌ای عذاب شد، زیرا او را زندانی کرد تا از گرسنگی مرد و به سبب آن به آتش داخل شد. در ادامه فرمود: به او گفته می‌شود: وقتی او را زندانی کردی، نه به آن خوراک دادی و نه او را سیراب کردی و نه ر‌هایش کردی تا از خوراکی‌ها و حشرات زمین بخورد.

در اینجا این زن مانع از رسیدن رزق این گربه شده است و اگر گربه را زندانی نمی کرد این گربه از رزق و روزی که الله تعالی برایش تعیین کرده بود استفاده می کرد .

در این صورت زرق هر بنده ای مشخص است و اگر ظلم سایر بندگان نباشد همگی می توانند به آنچه الله تعالی تعیین کرده است برسند. یعنی اگر بلاتشبیه زیر دستان را مثل آن گربه فرض کنیم و ظالمان را مثل آن پیر زن، متوجه می شویم که ظالمین مانعی برای تحقق وعده های الله تعالی به بندگان بوده اند .

تصور کنید که هم اکنون روزانه بالغ بر 8000 کودک  در دنیای تحت حاکمیت سکولاریستها بر اثر ویروس گرسنگی می میرند، در حالی که واکسن آن «غـذا» هم وجود دارد …!اما شما چیزی از آن در رسانه ها نمی شنوید…، می دانید چرا؟ چون گرسنگی ثروتمندان ظالم را نمیکشد که با پشتوانه ی قدرتهای سکولار جهانی  بنیاد آکسفام و همچنین «آنتونیو گوترش» دبیر کل سازمان ملل اعلام می کنند که نیمی از ثروت جهان در اختیار 26 نفر است.

در اینجا جامعه ی جاهلی و نبود حکومتی اسلامی بر منهاج نبوت و عدم تطبیق قانون شریعت الله سبب تولید چنین فجایعی شده است در حالی که الله تعالی با وضع قوانین اقتصادی می فرماید : كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ (حشر/7) تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد!

بله، اجازه دهید با یکی دومثال دیگر بحث را ادامه دهیم :

–        الله تعالی می فرماید:  أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ * ‏ یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرْکُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا یُؤَخَّرُ لَوْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏ (نوح/3-4) الله را عبادت کنید، و از او پرهیز داشته باشید، و از من فرمانبرداری کنید .(اگر چنین کنید) خداوند گناهان شما را می‌آمرزد، و تا اجل نهائی مرگ شما را به تأخیر می‌اندازد. امّا اگر متوجّه باشید، هنگامی که اجل نهائی الهی فرا رسد، تأخیر پیدا نمی‌کند.‏

در این صورت اجل معلّق، همان طوری که از نام آن مشخص است، در تعلیق عملکردی انسان است و مشروط به عوامل و اسباب بوده و قابل تغییر است، بر خلاف اجل مُبْرَم  یا أَجَلٍ مُّسَمّیً که قطعی و حتمی است و مقیّد به چیزی نبوده و قابل تغییر و تعجیل و تأخیر نیست.

پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ می فرماید: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُوسَع لَهُ فِی أَثَرِهِ، وَ یُبسَطَ لَهُ فِی رِزْقِهِ؛ فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ»[2] « هرکس دوست دارد عمرش طولانی شود و روزی او فراوان گردد، پیوند خویشاوندی خویش را برقرار سازد»

الان وای به حال آنهائی که به خاطر طرفدارای از کفار و مرتدین و بخصوص به خاطر طرفداری از سکولاریستهای نجس باعث قطع صله ی رحم می شوند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لا يَدْخُلُ الجَنَّةَ قَاطِعٌ.[3] قاطع رحم داخل بهشت نمی گردد.

این انسانهای سرگردان و عاقبت به شر به خاطر  طرفدارای از دشمنان الله با اطرافیان خود درگیر شده و مسبب قطع صله ی رحم شده اند نه به خاطر مسائل دنیوی و….

ادامه خواندن  سکولاریستها مانع تقدیری هستند که الله برایمان رقم زده

یادگیری نصف ایمان و  آموزش «کفر به طاعوت» وظیفه ای فراموش شده

یادگیری نصف ایمان و  آموزش «کفر به طاعوت» وظیفه ای فراموش شده

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

همچنانکه ما سعی می کنیم تمام قوانین و برنامه های جاهلی را بمیرانیم  چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم به «معاذ بن جبل» دستور می دهد: «أَمِتْ أَمْرَ اَلْجَاهِلِيَّةِ إِلاَّ مَا سَنَّهُ اَلْإِسْلاَمُ وَ أَظْهِرْ أَمْرَ اَلْإِسْلاَمِ كُلَّهُ صَغِيرَهُ وَ كَبِيرَهُ[1]؛ امور عصر جاهليت را، جز آنچه اسلام تأييدش کرده، ريشه كن کن و بمیران، و امر اسلام را، چه كوچك و چه بزرگ، علني ساز و حاکم گردان ؛ ما هم تمام قوانین و برنامه ها و آداب و رسوم و رفتارهای نفهمانه ی جاهلیت و کفار را می میرانیم .

 زمانی که چیزی را می میرانی یعنی دفن و چالش می کنی و در زیر پایت قرار می گیرد به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید : أَلَا كُلُّ شيءٍ مِن أَمْرِ الجَاهِلِيَّةِ تَحْتَ قَدَمَيَّ مَوْضُوعٌ [2] یا می فرمود: «کُلُّ مَأْثَرَهٍ فِی الْجاهِلِیَّهِ تَحْتَ قَدَمی».  تمام آنچه از جاهلیت است زیر پای من قرار گرفت.

در زبان عربی به این پوشاندن می گویند کفر؛ و کفر در لغت به معنای پوشاندن و مخفی کردن . أنّ الْكفْر فِي اللُّغَة مَعْنَاهُ التَّغْطيةُ. [3] به همین دلیل عربها شب را کافر می گفتند چون تمام چیزها را می پوشاند یا کشاورز را کافر می گفتند چون دانه را در زمین می پوشاند.

و از دیدگاه شریعت کفر ضد ایمان است « الكفر: عدم الإيمان، باتفاق المسلمين»[4] پس ما می توانیم به کفار ایمان نداشته باشیم و آنها هم می توانند به الله و رسولش ایمان نداشته باشند . در این صورت هر دوی ما کفر کرده ایم، ما به آنها و آنها به الله و رسولش .

حالا همچنانکه کفار به الله و رسولش کفر کرده اند و به الله و رسولش کافر شده اند؛ الله تعالی نیز شرط ورود به اسلام را ابتدا کافر شدن به آنها می داند . یعنی نه تنها باید عقاید و برنامه های جاهلیت را بمیرانی و آنها را بپوشانی و در زیر پایت قرار دهی، به همین ترتیب باید خود کفار را نیز انکار کنی، و قبولشان نداشته باشی؛ و به نحوی چنان آنها را نادیده بگیری که انگار نزد تو مرده اند و آنها را پوشانده ای و در زیر پایت قرار داده ای .  به همین دلیل بود که رسول الله صلی الله علیه وسل می فرمود: يَا أَيُّهَا النَّاسُ، قُولُوا: لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا .

و الله تعالی می فرماید : فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ (بقره/256) کفر در برابر ایمان قرار می گیرد و طاغوت در برابر الله، و هر چه در برابر الله قرار گیرد کافر است.

در اینجا کفر یعنی «عدم الإيمان بالله ورسله»[5]، نداشتن ایمان به خداوند و پیامبرانش. عدم ایمان ما به کفار مساوی است با کفر به کفار و پوشاندن و کافر شدن به آنها. در برابر عدم ایمان آنها به الله و پیامبران و آخرین شریعتش مساوی است با کفر به الله و پیامبرانش و پوشاندن و کافر شدن به الله و پیامبرانش.  یعنی هر دوی ما کافر هستیم، ما به آنها کافر هستیم و آنها به الله و رسولش.

  • لا إله = فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ
  • إلا الله = وَيُؤْمِن بِاللَّهِ

در این صورت زمانی که می گوئی «لا إله» یعنی نه تنها هیچ قانون و برنامه و آداب و رسوم جاهلی را قبول نداری و همه را میرانده و زیر پایت قرار داده ای بلکه تمام کفار را نیز رد و انکار کرده ای و آنها را در فکر و اندیشه و عقیده و زندگیت چال کرده و پوشانده ای  به گونه ای که انگار زیر پایت هستند و اصلاً وجود ندارند . الله تعالی این عمل ما را تحت عنوان «کُفرْ بِالطَّاغُوتِ» نام می برد .

در این صورت باید بدانیم که برای یک عرب  گفتن «لا اله – الا الله» تنها به زبان آوردن يك جمله ی ساده با تعدادی كلمات بی كاربرد نيست، این کلمات کاربرد دارند. چون قرآن به زبان آنها نازل شده بود و می دانستند كه «لا اله» و به دنبال آن «الا الله» از آن ها چه می خواهد؟

در این صورت هر جا در قرآن اسمی از طاغوت برده است که ما باید انکار و ردش کنیم و آن را بپوشانیم، یعنی کفار؛ و مادام که شخص به درجه ی کافری نرسیده است نمی توان عنوان طاغوت را بر آن گذاشت.

دوباره تاکید می کنم در تمام قرآن و سنت صحیح طاغوت یعنی کافر. الله تعالی در هشت جا در قرآن اسم طاغوت را به کار برده و منظورش کفار هستند.[6] و بعد از شیطان و در میان انسانها طاغوتهائی که باید از آنها دوری شود به تعداد کافرها هستند، که کفار هم بعد از آمدن آخرین فرستاده به دو دسته ی آشکار و پنهان تقسیم می شوند. کفار آشکار 6 گروه هستند :  1- الَّذِينَ هَادُوا  2- وَالصَّابِئِينَ  3- وَالنَّصَارَىٰ  4- وَالْمَجُوسَ  5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا به همراه 6- مرتدین . و کفار پنهان داخلی هم منافقین هستند که ما در دنیا قدرت تشخیص آنها را نداریم و تنها دارودسته ی آنها را می شناسیم و به خاطر این دارودسته در دنیا آنها را مشمول حقوق مسلمین می کنیم .

پس طاغوتها به تعداد این کفار آشکار هستند زمانی که الله تعالی امر به کفر به طاغوت کرده است:  وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ  (نساء/60) یعنی شخص مسلمان در همان قدم اول باید با نه گفتن به تمام این کافرها و انکار کردن و بی باور شدن به آنها چنین موجوداتی را رها کرده و همه ی آنها را کافر به الله و رسولش و آخرین شریعت الله تعالی  بداند.

ادامه خواندن یادگیری نصف ایمان و  آموزش «کفر به طاعوت» وظیفه ای فراموش شده

به بهانه ی تکرار تجربیات بوگیرها در نظام دموکراسی احزاب سکولار یا مشرکین: اینبار در تونس

به بهانه ی تکرار تجربیات بوگیرها در نظام دموکراسی احزاب سکولار یا مشرکین: اینبار در تونس

ترجمه سخنرانی تصویری: شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله [1]

بسم الله و الحمدلله ؛ اما بعد: اسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در برخورد با نظام حکومتی سکولاریستها یا اَلْأَحْزَاب یا مشرکین تنها روش، روش انقلابی است؛ و رفتن به مسیر اصلاحگری و بازی های سیاسی رایج دموکراسی خواهان در واقع حرکت در مسیر انحراف و فریب مسلمین و کمک به طولانی شدن عمر سکولاریستهاست.

الله تعالی در بدترین حالتِ محدودیت و شکنجه ی مسلمین در دارالکفر مکه به رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند که خطاب به اَلْأَحْزَاب سکولار کافربگوید: لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/6) یعنی: 1- قدرت حکومتی 2- قانون و برنامه 3- اطاعت 4- مجازات و پاداش شما مال خودتان و آن 4 تای مال دین خودم برای خودم؛ نه من با اطاعت از این قوانین کفری به جای قوانین الله به عبادت شما می پردازم نه شما هم حاضر هستید از قوانین شریعت الله و حاکمیتی که بر اساس این قوانین شکل گرفته است اطاعت کنید؛ پس مال خودتان برای خودتان و مال خود برای خودم ….

چرا؟ چون اصل برای سکولاریستها: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/217) است. یعنی: جنگ مسلحانه تا اینکه مسلمین را از محتوا و مفاهیم 4گانه ی دین خالی کنند و برگردانند. پس هر گونه مداهنه و سازشی مثل آنچه  شوراي مردمان تركستان در شهر «قوقان»در وادي فرغانه ازبكستان در سال 1336ق(1296ش/ 1917ن) مرتکب شد،یا مثل آنچه«كمیسريت مركزي مسلمانها» درشهر «قازان» تاتارستان در سال رمضان سال 1336ق (1297ش/۱۹۱۸ن) مرتکب شدند، یا مثل آنچه جبهه نجات اسلامی الجزایر بین سالهای 1390ق(۱۳۵۰ ش) رجب سال1412ق(1370ش) انجام داد، یا مثل انچه که حزب مورسی در مصر یا الغنوشی در تونس در همین نزدیکی ها انجام دادند یا مشابهین آنها در سراسر دنیا انجام می دهند هرگز منجر به منصرف کردن این سکولاریستها از این سیاست کلی حذفگرائی نمی شود و اَلْأَحْزَاب یا سکولاریستها تنها به کنار زدن مسلحانه ی قوانین شریعت الله از اداره ی زندگی حکومتی و اجرائی جامعه راضی هستند. 

اصل برای مسلمین هم، ابتدا برائت از سکولاریستها و اَلْأَحْزَاب، و کفر به اَلْأَحْزَاب و سکولاریستهاست؛ ابتدا از خودشان بعد از عقایدشان: إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ (ممتحنه/4) ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم و به شما کفر کرده ایم و شما را پوشانده ایم انگار برای ما در روی زمین وجود ندارید.

این مرحله مثل دوران مکی یا دوران ابراهیم علیه السلام است که مسلمین قدرت حکومتی و دارالاسلامی ندارند که به آن هجرت کنند، یا هست و جزو مستضعفین دارای عذری هستند که توان هجرت ندارند؛ به همین دلیل ابتدا برائت از اَلْأَحْزَاب مختلف سکولار یعنی برائت از تمام نهادهای اداری و حکومتی آنها صورت می گیرد مثل: برائت از پارلمان و دارالندوه های آنها (همچنانکه عمر بن خطاب که در پارلمان اَلْأَحْزَاب مکه به عنوان نماینده ی قوم بني عدي حضور داشت و علاوه بر آن وظایف سفیر قریش و وزیر امورخارجه را نیز عهده دار بود بعد از ایمان آوردن دیگر وارد این پارلمان نشد و در آن حضور پیدا نکرد)؛ یا برائت از حاکم شدن و سلطان و رهبر شدن سکولاریستها با قوانین سکولاریستی (مثل آنچه که مشرکین به رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد دادند)[2].

لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/6) در همان ابتدای بعثت نازل شد و امر به : فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ‏(حجر/94) پس آشکارا بیان کن آنچه را که بدان فرمان داده می‌شوی و از اَلْأَحْزَاب یا مشرکان سکولاریستها روی بگردان و به آنها اعتناء مکن نیز باز در همان دوران پرمشقت مکه و بی حکومتی نازل شد که یکی از هزینه های این انقلابیگری و مقاومت، محاصره ی اقتصادی و اجتماعی مسلمین در شعب ابی طالب و شکنجه کش کردن کسانی چون سمیه رضی الله عنه بود.

آزمایشهای مختلف مسلمین از همین دوران شروع می شود و کسانی چون ابراهیم علیه السلام در همین دوران حاکمیت سکولاریستهاست که به آتش انداخته می شوند. یا امثال نوح علیه السلام بعد از آنهمه تبلیغ به ناچار شاهد نابودی قوم سکولارش می شود. یا رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لَقَدْ أُخِفْتُ فِي اللَّهِ وَمَا يُخَافُ أَحَدٌ، وَلَقَدْ أُوذِيتُ فِي اللَّهِ وَمَا يُؤْذَى أَحَدٌ.[3]همانا آنقدر در راه الله ترسانده شده‌ام که کسی این‌چنین ترسانده نشده است، و آنقدر در راه الله اذیت و آزار به من رسانده شده که هیچ کسی چنین اذیت و آزاری به خود ندیده است.

پس این کناره گیری از نهادهای مختلف قدرت حکومتی سکولاریستها در سیره ی انبیاء و پیامبر خاتم علیهم الصّلاة و السّلام و تمام پیروان صادق آنها در این مرحله ای که کاملاً در تنگناه قرار گرفته اند و آنهمه هزینه برای مومنین در بر دارد واضح و روشن است؛اما کناره گیری به معنی گوشه گیری و نا امیدی و چشم انتظاری و راضی شدن به حاکمیت اَلْأَحْزَاب سکولار نیست، بلکه به معنی انکار موجودیت سکولاریستها و حاکمیت سکولاریستها و جهاد تا زمان نابودی این سکولاریستها و تشکیل دارالاسلام و حاکمیت قوانین شریعت الله و به معنی صبر همراه با جهاد و مبارزه ی متداوم و زمینه سازی انقلابی جهت نابودی اَلْأَحْزَاب سکولار و عقاید فاسد آنهاست.

در این مرحله ی برائت و بیزاری از حاکمیت و نهادهای مختلف حکومتی سکولاریستها، کفار سکولار حاکمیت را در دست دارند و مومنین هم در حال انقلاب هستند. انقلاب نه اصلاحات و رفورم در نهادهای حکومتی اَلْأَحْزَاب سکولار. انقلابی تدریجی و ریشه ای جهت نابودی ریشه ای سکولاریستها و حاکمیت سکولاریستها  که خود به خود منجر به نابودی باورهای سکولاریستها می شود.

ادامه خواندن به بهانه ی تکرار تجربیات بوگیرها در نظام دموکراسی احزاب سکولار یا مشرکین: اینبار در تونس