شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(90- قسمت)

الله تعالی همین مؤمنین را بعد از نصرت خودش باعث قدرتمند کردن رسول الله صلی الله علیه و سلم معرفی می کند. قطعاً همین مؤمنین باعث قدرتمند کردن ما و مؤمنین هم تا روز قیامت می شوند: «هُوَ الَّذي أَيَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ» (انفال/62)، او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسط مؤمنان (مهاجر و انصار) تقویت و پشتیبانی کرد.‏برادران، این ها ابزار قدرت ما هستند. مؤمنین، برادران شما، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» برادران شما ابزار قدرت شما هستند که خدا بعد از نصرت خودش آن را در اختیار شما و ما قرار داده است.

خوب، حالا بخش ناچیزی از این مؤمنین که برادران ماهستند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»، و باید به آن ها رحم کنیم تا الله به ما هم رحم کند: ارْحَمُوا أَهْلَ الْأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ أَهْلُ السَّمَاءِ، و باید به جای جنگی که انتخاب کرده اند صلح برقرار کنیم تا الله به ما رحم کند: فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. آن ها جنگ برپا کردند ما باید صلح برقرار کنیم. این یکی از وظایف ماست تا چه؟ تا الله به ما رحم کند و ما باید نسبت به آن ها«رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»باشیم،و نسبت به آن ها «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» باشیم به جای جنگی که آن ها انتخاب کرده اند.

حالا، این دسته ی ناچیز جاهلانه(گاه ناچیز هم نیستند و خیلی زیادند) و به دلیل تأویلات غلط در جبهه ی مرتدین قرار گرفته اند و زمانی که ما با آن ها صحبت می کنیم (حالا چه قبل از جنگ یا در حین جنگ یا بعد از جنگ) این ها خودشان آگاه می شوند و توبه می کنند؛ یعنی از صف کفار و مرتدین به صف مسلمین می آیند نه اینکه در وضع موجود دست از مذهب یا تفسیر خاص خودشان بردارند و تابع تفسیر فقهی کسی شوند که شما می گویید. زمانی که این ها صف خودشان را جدا می کنند و توبه می کنند و با مسلمین هم مسیر می شوند؛ ملائکه هم برای پذیرش توبه ی این ها دعا می کنند: رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ. این جا برای همه درخواست توبه می کنند، قشر خاصی را متمایز نکردند: فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ.

با این مقدمه و نگرش، سراغ درس امروزمان می رویم که روش برخورد با این دسته از مؤمنینی که به خودشان و سایر مسلمین ظلم کردند و ما باید به خاطر برادری مان در دین و ثمرات قدرت بخش این برادری و ترس از قیامتمان به آن ها کمک کنیم. چه کمکی به ان ها کمک بکنیم؟ کمک کنیم که چیزی را که قطع کرده اند دوباره با کمک هم، با هم به عنوان یک وظیفه آن را دوباره وصل کنیم چیزی را که آن ها قطع کردند: وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ(رعد/ ۲۱)، و کسانی که برقرار می کنند پیوندهائی را که خدا به حفظ آنها دستور داده است، و از پروردگارشان می‌ترسند و از محاسبه بدی (که در قیامت به سبب گناهان داشته باشند) می ترسند.

به همین دلیل، ما می خواهیم چیزی که آن ها جاهلانه آن را قطع کردند به هر دلیلی، به آن ها کمک کنیم تا با کمک همدیگر آن را وصل کنیم، و آن ها را دوباره به صف مسلمین و جامعه ی مسلمین برگردانیم، و با کمک آن ها دوباره به خودمان هم قدرت بدهیم و به آن ها هم قدرت ببخشیم.

همان طور که در درسهای گذشته عرض کردیم، منافقین و سکولارزده ها با تمام جاهلیت و صفات ناپسند و پلیدی که با خود دارند تنها در زمان ضعف مسلمین و حکومت اسلامی ابراز وجود می کنند  و آشکار می شوند، و آشکارا با برگشت و عقبگرد خود اسمشان را عوض  می کنند و ما عنوان مرتدین بر آن ها اطلاق می کنیم. این ها آشکارا در برابر مسلمین صف آرائی می کنند و جبهه ی آشکاری را در برابر مسلمین  تشکیل می دهند. اما، این افراد آشکار دارای عقیده ی واحدی نیستند.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(89- قسمت)

نگاه کنید دوستان، الله تعالی فقط مؤمنین را برادر هم نامیده و رحم خودش را به چه شرطی برایمان میفرستد؟ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ.

به همین دلیل است که الله تعالی هم مسیران رسول الله صلی الله علیه وسلم تا روز قیامت را اینگونه توصیف می کند: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُعَلَى الْكُفَّارِرُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا…» (فتح/29)، محمد رسول الله فرستاده ی خداست، و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و سرسختأَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِو نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند، رحم می کنند، انتهای رحم رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ. ایشان را در حال رکوع و سجود می‌بینی، (در حال نمازند مشخص است) آنان همواره فضل خدا را می‌جویند و رضای او را می‌طلبند. رضای الله در عمل کردن به دستورات الله است و تبعیت بی قید و شرط و سعمنا و أطعنا در برابر کل شریعت الله. مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ، تناسب و تعادل.

حتی، زمانی که عده ای از همین مؤمنین مرتد شوند باز الله، هم مسیران رسول الله صلی الله علیه وسلم و حزب الله را کسانی می داند که رفتاری آمیخته با رحم و ذلیلی با مؤمنین دارند. چون، پس از الله و رسولش همین مؤمنین هستند که «ولی» آن ها محسوب می شوند.[1]

بله، همین مؤمنین هستند که ولی ما و ولی کل مسلمین در کل دنیا و اهل قبله بوده اند و هستند. اما، در برابر ذلیلی و رحمی که خداوند در برابر مؤمنین از ما می خواهد این گروه که آن ها را توصیف می کند بر کافرین سخت و سفت و باعزت هستند. یعنی می دانند با مؤمنین چگونه رفتاری داشته باشند و با کفار هم چگونه باشند. 

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ،[2] أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ *إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ *وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»(مائده/54-56)، ای مؤمنان! هرکس از شما از آئین خود مرتد شود و برگردد خداوند جمعیتی را خواهد آورد که خداوند دوستشان می‌دارد و آنان هم خدا را دوست دارند. نسبت به مؤمنان نرم و فروتن و ذلیل هستند و در برابر کافران سخت و نیرومندند،  ویژگی اول، يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ، ویژگی دوم، أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ؛ در برابر مؤمنین فروتن، نرم.أَذِلَّةٍ، ذلیلی؛( خیلی سخت است رعایت بکنی ولی باید رعایت شود که چگونه یاد بگیری در برابر مؤمنین ذلیل باشی و ذلیلی خود را نشان دهی و در برابر کافران، سخت و نیرومند، أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ.)

و در راه خدا جهاد می‌کنند، ویژگی سوم، و می‌ایستند: يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ و از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای هم ترس و هراسی به خود راه نمی‌دهند.(این همه دروغ که پشت سر مسلمین گفته شده و گفته هم می شود. از اینگونه سرزنش ها و گفته ها نمی ترسند. این ها ویژگی های مؤمنین هستند.) ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُاین هم فضل خداست؛ خداوند آن را به هرکس که بخواهد عطا می‌کند و خداوند دارای فضل فراوان و آگاه است.‏تنها خدا و پیغمبر او و مؤمنانی یاور و دوست شمایند که خاشعانه و خاضعانه نماز را به جای می‌آورند و زکات مال به در می‌کنند.‏ و هرکس که خدا و پیغمبر او و مؤمنان را به دوستی و یاری بپذیرد از زمره ی حزب‌الله است و بی‌تردید حزب‌الله پیروز است.‏ویژگی هایشان را نگاه کنید، يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ، أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ، يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ.

(ادامه دارد…….)


[1] ، یعنی این خطاب به همان مؤمنین است که در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند که می گوید الله و رسولش، سپس رسولش به عنوان قانون، برنامه و منهج رسولش؛ نه این که چیزی در کنار الله تعالی باشد نعوذ بالله بلکه رسول ابتدا به عنوان تبیین کننده و روشنگر قرآن و قانون شریعت الله و سپس به عنوان رهبر جامعه ی اسلامی و مجری قانون شریعت الله .

[2]اولین مزیت و مشخصه ی آن ها را بیان می کند يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ،

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(88- قسمت)

شیوه ی برخورد با مسلمینی که بنا به دلایلی غیر از ارتداد در جبهه ی مرتدین افتاده اند و خواسته یا ناخواسته به نفع مرتدین و علیه حکومت اسلامی و یا سایر جماعتهای جهادی وارد جنگ می شوند.

اگر با یک مقدمه ی کوتاه وارد مبحث امروز شویم بهتر باشد.

الله تعالی می فرماید:

  • «تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الأَرْضِ أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (شوری/5)، آسمانها نزدیک است از بالا درهم بشکافند و فرشتگان به تسبیح و تقدیس پروردگارشان مشغول اند و برای کسانی که در زمین هستند درخواست آمرزش می‌کنند. آگاه باش که الله بخشنده ای است که رحم می کند. يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الأَرْضِ. برای کسانی که در زمین هستند طلب بخشش و آمرزش می کنند.

همین فرشته ها برای مؤمنین و بخصوص برای کسانی که توبه می کنند و دوباره به مسیر شریعت الله بر می گردند باز هم الله تعالی می گوید که دعا می کنند:

«الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ» (غافر/7)، آنان که بردارندگان عرش خدایند و آنان که گردانندگان  آن هستند به ستایش پروردگارشان مشغول و سرگرم اند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان طلب آمرزش می‌کنند (و می‌گویند:) پروردگارا! مهربانی و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است.پس،ببخش و در گذر از کسانی که توبه می کنند و برمی‌گردند و راه تو را در پیش می‌گیرند و آنان را از عذاب دوزخ نجات بده محفوظ فرما و آن ها را مصون بدار.

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در تشویق مسلمین و توضیح و تبیین این دسته از آیات می فرماید:

«الرَّاحِمُونَ يَرْحَمُهُمُ الرَّحْمَنُ، ارْحَمُوا أَهْلَ الْأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ أَهْلُ السَّمَاءِ، وَالرَّحِمُ شُجْنَةٌ مِنَ الرَّحْمَنِ، مَنْ وَصَلَهَا، وَصَلَتْهُ، وَمَنْ قَطَعَهَا، بَتَّتْهُ».[1]خیلی قشنگ است. کسی که رحم می کند الرَّحمَن (و پر از رحم است مانند عطشان؛ او که پر از رحم است) به او رحم می کند. پس، شما هم به اهل زمین رحم کنید تا کسانی که در آسمان ها هستند به شما رحم کنند.

مگر ملائکه را ندیدید چگونه برای مؤمنین و مخصوصاً کسانی که تواب هستند و اهل رحم هستند طلب بخشش می کنند. ابوبکر صدیق رضی الله هم روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم با ذکر حدیثی قدسی فرموده:”قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: إِنْ كُنْتُمْ تُرِيدُونَ رَحْمَتِي فَارْحَمُوا خَلْقِي”، اگر رحمت مرا می خواهید فَارْحَمُوا خَلْقِي، به مخلوقاتم رحم کنید.

مخلوقات الله زیادند که باید به آن ها رحم شود اما، در میان انسانها، اولین انسانهائی که شایسته ی رحم کردن هستند مؤمنین، برادران، خواهران و خانواده ی تومی باشند؛ مؤمنین هستند که خانواده ی تو را هم دربرمی گیرند، دیگران را هم شامل می شودکه الله تعالی حِصراً فرموده: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (حجرات/10)، فقط مؤمنان برادران همدیگرند، فقط حصراً.پس، میان برادران خود صلح برقرار کنید، و از خدا ترس و پروا داشته باشید، تا به شما رحم شود لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.‏همه اش رحم است تاکنون.

(ادامه دارد…….)


[1]– قال الألباني في السلسلة الصحيحة، 2/630
رواه أبو داود (4941) و الترمذي (1/350 ) و أحمد (2/160) و الحميدي (591) و الحاكم (4/159) و صححه و وافقه الذهبي و الخطيب في “التاريخ(260/3) و أبوالفتح الخرقي فيالفوائد الملتقطة (222 – 223)


شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(87- قسمت)

در هر صورت، کسانی چون امام شافعی رحمه الله، ابویوسف حنفی رحمه الله (یکی از شاگردان بزرگ امام ابوحنیفه رحمه الله)، امام احمد حنبل رحمه الله و دیگران هم ارتداد کودک را معتبر نمی دانند. طبیعی هم هست چون یکی از شروط تکفیری که قبلاً خواندیم و بیان کردیم اینکه شخص باید مکلف باشد، مکلف بودن شخص یکی از معیارهاست و این کودک چه جرمی مرتکب شده؟ جرمی مرتکب نشده که مستحق عقوبت کشته شدن هم باشد.

برادران و خواهران گرامی، نگاه کنید دوستان! به نظر شما فرق این کودک با سایر کودکان در جوامع کفار در چیست که این کودک مشمول حکم مرتدین می شود اما، سایر کودکان مشمول حکم کفار اصلی؟ هیچ چیزی.

ارتداد جرم است، جرمی بدتر از قتل، زنا، شراب خواری و سایر جرمها. حالا، اگر والدین هر کسی مرتکب این جرمها شده باشند معقول و شرعی است نوزادشان هم به همان جرم محکوم شود و اگر به او دست پیدا کرد او را به جرم والدینش مجازات کرد؟ مطمئناً خیر. چگونه می توانی این حکم را بر روی او صادر کنی؟ این ظلم آشکاری است، ظلم آشکاری است در حد کشتار دختران بی گناهی که الله تعالی در موردشان می فرماید: «بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ». با‌ چه‌ گناهی کشته‌ شدند؟  این کودک با چه گناهی کشته می شود؟ چه گناهی و چه جرمی کرده که کشته می شود؟ اسلام برای برداشتن اینگونه ظلمها آمده، نه تولید چنین ظلمهائی که واضح و آشکار است و نمی توان آن را انکار کرد و اسلام از هرگونه  ظلمی بری است.

در این صورت، آن کودک تابع حکم همان كفار اصلی به حساب می آید که در آن بوده و در آن رشد کرده نه مرتدين؛ و هنگام دست یابی به آن ها چنانچه توبه کردند توبه ی آن ها پذیرفته می شود. برگشتند به اسلام از آن ها قبول می کنیم. بر خلاف مرتدین که تنها توبه ی آن ها قبل از دست یابی به آنان پذیرفته می شود. و اگر این مرتدزاده ها یهودی، نصرانی، مجوس یا صابئی شده باشند مشمول حکم کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب می شوند و از امتیازاتی چون اهل ذمه بودن یا معاهده و غیره هم برخوردار می شوند اما، اگر این مرتدزاده ها سکولاریست و مشرک شده باشند؛ در این صورت، مشمول حکم همان سکولاریستها و مشرکین می شوند نه مشمول کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب. 

این ها ازجمله موارد عمده ای بودند که اهل قبله در آن تأویلات و اجتهادات مختلفی دارند و فقط شوراست که می تواند رأی واحد را متناسب با وضع موجود زمانی و مکانی جامعه از کانال امیر و رهبر مسلمین ارائه دهد.

از الله تعالی خواستاریم به ما چنان درک و فهمی عنایت کندو ببخشد که با روی آوردن و گرایش به شورا و پرهیز از مطلق دانستن خودمان و پرهیز از تفرق، لیاقت و شایستگی دست یابی به وحدت، قدرت و تشکیل امت واحده را در خودمان به وجود بیاوریم و اسباب آن را در وجود خودمان فراهم کنیم و الله تعالی به خاطر این اسبابی که فراهم کرده ایم ما را از ذلیلی، سستی، بی ابهتی و کشت و کشتار میان یکدیگر نجات دهد و پیروزی را بر ما نازل کند و شر دشمنان متحد اشغالگر سکولار خارجی و نوکران محلی، طاغوتهای منطقه ای آن ها را از سرما بردارد.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(86- قسمت)

یعنی، این کودک بیچاره با حکمی که دوستان نامیزان صادر می کنند و در حال اجرای آن هم هستند همین فرزندان بیچاره را با همین حکم می کشند و می گویند فرزندان مرتدین هستند پس، خودشان هم مرتد هستند. این کودک بیچاره اگر فوت هم بکند بر روی او نماز خوانده نمی شود، در قبرستان مسلمین هم دفن نمی شود و خودت همین طور ادامه ی سریال را ببین و نگاه کن چه سناریوی وحشتناکی برای این کودک نوشته اند. دلیلشان برای چنین اعمالی چیست؟ این است که شخص از مرتد ارث نمی برد.

خوب نبرد، مگر اگر والدین یکی از ما مرتد شود و ما از او ارث نبریم همین ارث نبردن باعث می شود که ما هم مرتد شویم؟ این بنده خداها با صدور این احکام بی پایه و اساس چگونه توانسته اند اینقدر بی رحم و بی انصاف باشند؟ دوستان گرامی کسانی چنین فتواهائی را داده اند و الان هم کسانی هستند که با فرزندان مرتدین همین معامله را می کنند. 

ارتداد یک جرم است، جرمی است که باید از کانال خاص خودش ثابت شود و اگر ثابت شد باید حد روی او اجرا شود پس، جزو حدود است. آخر چه کسی را دیدید چون والدینش قاتل بودند شاید او هم بعداً دچار قتل شود باید مثل قاتلها با او برخورد شود و او هم کشته شود؟ کمی فکر کنید ببینید دارید چه کاری می کنید؟

قاعده ی اصلی در مورد هر انسانی این است که براساس فطرت اسلامی به دنیا می آید و این خانواده است که او را به هر چیزی که بخواهد تبدیل می کند. رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وسلم می فرماید: مَا مِنْ مَوْلُودٍ إِلَّا يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ، فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ، وَيُنَصِّرَانِهِ، وَيُمَجِّسَانِهِ، كَمَا تُنْتَجُ الْبَهِيمَةُ بَهِيمَةً جَمْعَاءَ، هَلْ تُحِسُّونَ فِيهَا مِنْ جَدْعَاءَ؟ ثُمَّ يَقُولُ أَبُوهُرَيْرَةَ: وَاقْرَءُوا إِنْ شِئْتُمْ فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ (روم/30). رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وسلم می فرماید: هر نوزادی بر فطرت سالم(اسلام (به دنیا می آید، اما والدینش، او را یهودی، نصرانی یا مجوسی(زرتشتی) بار می آورند. همان گونه که نوزاد حیوان هنگام ولادت، صحیح وسالم است آیا هیچ دیده اید که حیوانی، گوش بریده به دنیا بیاید؛ و بعد رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وسلم این آیه را تلاوت کرد: فطرت الهی است، که(خداوند) مردم را بر آن آفریده است، دگرگونی در آفرینش خدا نیست، این است دین استوار. بله، هیچ حیوانی، گوش بریده به دنیا نمی آید دیگران هستند که گوش او را می برند.

در این صورت، این کودک بر اساس فطرتش مسلمان به دنیا می آید و والدین، دین او را تعیین می کنند. حالا، پدرومادرش مرتد شدند و او را در جامعه ی مسلمین رها کردند؛ در اینجا حکومت اسلامی و جامعه ی مسلمین مسئولیت والدین او را بر عهده می گیرند، و این ها هستند که باید از اسلام فطری این کودک محافظت کنند و او را بر این اساس مثل فرزندان خودشان پرورش دهند. نه اینکه او را دست دیگران بدهند که گوشش را ببرند. کسی یک مسلمان را تحویل یک کافر نمیدهد حتی، اگر این شخص اسلام فطری داشته باشد، کودک مسلمانی است!!!

حالا این کودک از چنین والدینی، از چنین نعمتی، چنین جامعه ای و حکومت اسلامی که او را اینگونه بار بیاورد محروم می شود که بتواند در سایه ی آن اسلام فطری خود را تبدیل کند به اسلام خاصی که رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده است، و از طریق پدر و مادر یا به هر شیوه ای در میان کفار قرار گرفت؛ حالا باید نگریسته شود آن کودک در چه مجتمعی رشد کرده است، در چه مجتمعی در حال رشد است، و این کودکان در کدام مجتمع کفار اصلی به سر می برند. چون در اینجا یا پدر و مادر هستند که دین این کودک را تعیین می کنند یا مجتمعی که این پدر و مادر پس از ارتداد، به آن فرار کرده اند و آن جا آن مجتمع است که آن ها را پرورش می دهد.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(85- قسمت)

در هر صورت، این رأی هم وجود دارد. اما چیزی که خیلی جالب است، در ایران که بر اساس فقه 12 امامی اداره می شود، هم زنان عضو دارودسته ی رجوی و سایر چپها را کشتند و هم زنان عضو مرتدین سکولار کُردی را، مگر ندیدیم؟ دیدیم که همه را اعدام کردند، هم کسانی که در جنگ حتی چند مدت پیش هم دارودسته های سکولاریست های مرتد اوجالان مسیلمه ی کذاب کردها را گرفته بودند به جرم ارتداد آن ها را کشتند و هم از دارودسته ی رجوی و امثالهم و چپ هایی که وجود داشتند و در جنگ در قتل مسلمین شرکت کرده بودند. همه ی آن ها را کشتند، چرا؟ چون این ها نیروی جنگی بودند. پس، دقت کنید،«عملاً» زمانی که ارتداد زن ساده نیست و مغلظه وشدید می شود «عملاً» فرقی بین هیچ یک از اهل قبله در مجازات زن مرتد شده وجود ندارد، و تمام اهل قبله «عملاً» در مجازات زنی که ارتداد او تبدیل شده باشد به مغلظه و شدید یک موقف دارند، همه «عملاً» یک کار را انجام می دهند بخصوص اگر این زن در طائفه ی ممتنعه یا گروههای بازدارنده از شریعت مثل همین گروههای مرتد و سکولار فعال باشد. در این صورت، چنین زنانی که نیروهای مسلح هستند یا در جنگ فرهنگی در خدمت اسلحه و در خدمت جنگ هستند حکم ارتداد این ها فرقی بامردان ندارد و کل اهل قبله بر کشتن آن ها اتفاق دارند.

  • نکته ی دیگری که در چگونگی برخورد با مرتدین لازم است به آن اشاره شود فرزندانی هستند که از پدر و مادری مرتد به جا مانده اند یا به دنيا آمده اند و مسلمان نیستند، با این ها چه برخوردی باید داشت؟ در این زمینه نص صریحی وجود ندارد. اما این را مطمئنیم که فرزند تا زمانی که تکلیفی بر او واجب نشده حکمش تابع مجتمعی است که درآن زندگی می کند، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. حتی تا زمانی که به سن تکلیف نرسیده در سرزمین های مسلمان نشین هم حکمی بر او اجرا نمی شود در کل این است که تابع مجتمعی است که در آن زندگی می کند.

یعنی کودکی که در میان یهودیان زندگی می کند حکمش مثل یهودیان است، مگر اینکه ثابت شود این شخص یهودی نیست و مثلاً مسلمان است یا مشرک و سکولاریست یا هر چیز دیگری است. خوب، حالا کسی که مرتد می شود، مهم این است که فرزندانش که پس از ارتداد او به دنیا آمده اند در چه مجتمعی هستند. اگر در میان مسلمین هستند، خوب این ها هم مثل سایر کودکانی هستند که به دلایلی والدینشان را از دست داده اند و مشمول احکام همان فرزندان یتیمی می شوند که در جامعه ی مسلمین هستند و از پدر و مادری مسلمان متولد شده اند.

حتی،عده ای از علماء چون امام نووی اعلام می کنند که اگر این کودکان قبل از ارتداد والدین، نطفه ی آن ها منعقد شده باشد و حتی والدین در زمان حاملگی این کودک مرتد شده باشند باز کودک جزو مسلمین به حساب می آید و تنها زمانی می شود او را مرتد دانست که بالغ شود و بعد از اسلامش دچار ارتداد گردد. خوب، این مال همه است، فرقی با دیگران ندارد. یعنی این کودک همان مسیری را طی می کند که سایر کودکان مسلمانان طی می کنند و مشمول حکم سایر بچه مسلمان ها می شود.

در این زمینه هم باید کاملاً دقت کرد که در مورد یکی از بندگان الله آنهم بی گناهترین بندگان الله صحبت می شود و نباید تحت هیچ شرایطی تابع شک، گمان، احتمال، پیش داوری و خدای ناکرده ادعای غیب گوئی در مورد آینده ی این کودک شد. بلکه، باید با یقین و اطمینان در مورد آن حکم صادر کرد. چون دیده شده عده ای می گویند ممکن است و احتمال دارد این بچه ی بی گناهِ چند روزه، چندماهه یا حتی چند ساله و غیر بالغ مثل والدینش مرتد شود پس، مشمول حکم مرتدین می گردد.!!

 یعنی چه؟ اولاً با شک و گمان هیچ انسانی را نمی توانی نه وارد دایره ی اسلام کنی نه از آن خارج کنی بلکه، باید یقین و اطمینان کامل داشته باشی. دوماً، یک کودک یکی دو روزه از چه چیزی برگشته است؟ این بنده ی چند روزه ی الله چگونه توانسته تسلیم قانون شریعت الله شود؟ و چه کاری کرده که مرتد شده است؟

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(84- قسمت)

در برابراین دیدگاه، دو فرقه از فرق اسلامی دیدگاه متفاوتی دارند؛ یکی حنفی ها و دیگری شیعیان 12 امامی که رأی دیگری دارند. این ها بر این باورند که زن مرتد شده کشته نمی شود بلکه، زندانی می گردد. سُفْيَانَ ثَوْری و کسان دیگری از اهل کوفه هم بر این رأی بودند.

این دسته علاوه بر روایتی که در مورد عدم کشتن زنان کافر اصلی که در جنگ شرکت نمی کنند روایت معاذ رضی الله عنها هم اینگونه و با این لفظ به آن ها رسیده:«أَيُّمَا رَجُلٍ ارْتَدَّ عَنِ الإِسْلاَمِ فَادْعُهُ، فَإِنْ تَابَ، فَاقْبَلْ مِنْهُ، وَإِنْ لَمْ يَتُبْ، فَاضْرِبْ عُنُقَهُ، وَأَيُّمَا امْرَأَةٍ ارْتَدَّتْ عَنِ الإِسْلاَمِ فَادْعُهَا، فَإِنْ تَابَتْ فَاقْبَلْ مِنْهَا، وَإِنْ أَبَتْ فَاسْتَتِبْهَا». یعنی به جای«وَإِلَّا فَاضْرِبْ عُنُقَهَا» که قبلاً آمده بود به آن ها اینگونه رسیده: «وَإِنْ أَبَتْ فَاسْتَتِبْهَا». اگر قبول نکرد دوباره او را توبه بده. دوباره توبه را بر او عرضه کن.

این روایت، بزرگترین دلیل مخالفین کشتن زن مرتد شده است که باید به جای کشته شدن او را زندانی کرد و هر روز او را توبه داد تا دوباره به اسلام برگردد؛ حتی، اگر تا زمان مرگش هم طول بکشد. این ها اینگونه استناد می کنند.

امام أبوحنيفه رحمه الله می گوید: إنَّ المرأة إذا ارتدت لا تُقتَل ولكن تُحبَس وتُخرَج كل يوم فتُستتاب ويُعرَض عليها الإسلام، وهكذا حتى تعود إلى الإسلام أو تموت، لأنَّ النبي صلى الله عليه وسلَّم نهى عن قتل النساء. به همین شیوه می گوید اگر زنی مرتد شد کشته نمی شود ولی زندانی می شود و هر روز او را از زندان بیرون می آورند به او می گویند توبه کن و اسلام را دوباره بر او عرضه می کنند که دوباره اسلام را قبول کند. این کار به اندازه ای ادامه پیدا می کند حتی تا زمان مرگش. چرا؟ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم نهی کرده از قتل زنان.

شیعیان 12 امامی هم بر این باورند که، حکم مرگ مربوط به مرد مرتد است.آن ها تقریباً همین دیدگاه را به شیوه ی دیگری بیان می کنند و می گویند: اگر شخص مرتد، زن باشد (چه از نوع فطری و چه از نوع ملی، یعنی چه زنی باشد که از کفار اهل کتاب به اسلام آمده و بعد مرتد شده باشد یا مسلمان زاده ای باشد که مسلمان بوده و بعد مرتد شده است) می گوید در هر صورتی، این ها اعدام نمی‌شوند، بلکه زندانی می‌شوند تا زمانی که توبه کنند و اموال او تا زمانی که زنده است تقسیم نمی‌شود و در صورتی که به خانه ی شوهر رفته باشد باید عده ی طلاق نگه دارد ولی اگر به خانه ی شوهر نرفته باشد بدون عده از شوهرش جدا می‌شود.[1]

در این صورت، در مورد مجازات زنی که مرتد می‏شود از نظر فقهای امامیه تفاوتی بین مرتد فطری و ملّی وجود ندارد. احکام جاری بر زن مرتد را به این شرح می گویند مهلتی برای توبه کردن به او داده می شود بعد از آن او را حبس می کنند. یعنی قاعده ی آن ها چنین است به او مهلت می دهند برای توبه کردن و او را حبس می کنند.از بزرگان آن ها کسانی مانند شهید اول می‌گوید: اگر زنی مرتد شود چه ارتداد او فطری باشد یا ملی کشته نمی‌شود بلکه، اوقات نمازهای واجب تنبیه می‌گردد و در حبس می‌ماند تا توبه کند یا در حبس بمیرد.[2]همین مسأله ی تنبیه بعضی از فقهای حنفی هم بر آن هستند که در زندان او را تنبیه می کنند حتی در غذایش هم کوتاهی هایی می شود که این فرقه ها به آن اشاره کرده اند.

 فقهای 12 امامی بر این باورند که اسلام براى زنان مرتد، بدان سبب كه زنان از نظر سازمان دفاعى و فكرى نوعاً از مردها ضعيف ترند و زودتر تحت تأثير قرار مى‏گيرند، كيفر آسان‏ترى در نظر گرفته است.[3]همچنین استدلال می کنند به جنگهای ردّه که در آن مردها کشته می شدند اما، زنان اسیر می شدند و حتی کنیز می شدند، که یکی از آن ها فکر کنم مادر محمد بن حنفیه بود که نصیب علی بن ابی طالب رضی الله عنه شد.

(ادامه دارد…….)


[1]– خمينی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۴-۴۹۵   

[2]– شهید اول، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، ج 2، ص 53 (والمراة لاتقتل مطلقاً بل تضرب اوقات الصلاة و یداوم علیها السجن حتی تتوب او تموت).

[3]– زين العابدين قربانى،اسلام و حقوق بشر، تهران، سایه 1383، ص‏482-480

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(83- قسمت)

البته روایت دیگری هم هست که رسول الله صلی الله علیه وسلم در موارد مختلفی می آورد و حالت عمومیت دارد و فرقی میان زن و مرد قرار نداده است که می فرماید: «لاَ يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِلاَّ بِإِحْدَى ثَلاَثٍ: كُفْرٌ بَعْدَ إِيمَانٍ، وَزِنًا بَعْدَ إِحْصَانٍ، وقَتْلُ نَفْسٍ بِغَيْرِ نَفْسٍ»، در سه حالت ریختن خون مسلمان حلال می شود یکی این که بعد از ایمان کافر شود، مرتد شود؛ و بعد از این که متأهل شد زنا کند، و به غیر حق نفسی را به قتل برساند و قصاص شود.

روایت هایی که در نهی از کشتن زنان آورده اند، این ها مربوط به جنگ با کفار اصلی است که به دلیل ضعف و عدم مشارکت آن هادر جنگهاست. همین روایت نهی رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی صادر شد که در جنگ، زنی را دید که کشته شده بود و فرمود:”مَا كَانَتْ هَذِهِ لِتُقَاتِلَ”[1]، یعنی این زن که جنگنجو نبود و نباید زنی که جنگجو نیست و از لحاظ تبلیغی در جنگ شرکت ندارد کشته شود. یعنی زنی که در قتال نیست، جنگجو نیست نباید کشته شود. مَا كَانَتْ هَذِهِ لِتُقَاتِلَ، یعنی علت این که رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین حرفی را زده این است که زنی که کشته شده، علت این که نهی شده کشته شوند این است که در جنگ شرکتی ندارند.

هم اکنون که زنان مسلح کفار سکولار در ارتشهای کشورهای سکولار حضور دارند در این صورت چطور؟ در ارتش آمریکا، رژیم صهیونیستی، کانادا و در اکثر کشورها این زنان وجود دارند، الان چه؟ در میان مرتدین سکولار کردستان هم وجود دارند مگر نمی بینیم، الان حکم چیست؟ در تبلیغات علیه مسلمین هم شرکت می کنند، این چطور؟ فرق این ها با مردان در چیست؟ در هیچ چیزی و حکم همه مثل هم است.

زنان هم مانند مردان در جنگ شرکت دارند و اسلحه به دست گرفته اند و اینگونه نیستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت :مَا كَانَتْ هَذِهِ لِتُقَاتِلَ، مثلاً زنی کفار اصلی است در منزلش نشسته و کاری به جنگیدن ندارد؛ خوب درست است، نباید کشته شود؛ اما این ها چه که در اکثر کشورهای سکولار دنیا اسلحه به دست هستند یا در جنگ روانی شرکت می کنند مانند کنیزانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در فتح مکه فرمود: آن ها را بکشید حتی اگر خودشان را به پرده ی کعبه آویزان کرده باشند. پس،هم اکنون زنان سکولار در جنگ روانی که علیه مسلمین راه می افتد و هم در جنگ نظامی فرقی با مردان ندارند.

ارتداد هم جرم است و جزو حدود، مثل تمام جرمها و حدودها و بلکه، بدتر از سایر جرمها نیز می باشد. زمانی که بین زن و مرد، دزد، قاتل، مصرف کننده ی مست کننده ها، زناکار و غیره فرقی نیست در این مورد هم تفاوتی وجود ندارد. جرم ارتداد که بدتر از آن هاست.

امام شافعی در مخالفت با رأی مخالفین و اثبات اینکه زن مرتد هم مثل مرد مرتد کشته می شود، به دو شبهه در این زمینه هم اشاره می کند یعنی در جواب این دو شبهه آرای خودش را هم بیان می کند. شبهه ی اول روایتی از ابن عباس است رضی الله عنه که می‌گوید: «لاتقتل النساء اذا هن ارتددن عن الاسلام ولکن یحبس و یدعین الی الاسلام و یجبرن علیه»[2]زنان اگر از اسلام برگردند کشته نمی‌شوند بلکه حبس می‌گردند، دعوت به اسلام شده و بر آن مجبور می‌شوند. امام شافعی رحمه الله این روایت را اینگونه پاسخ می دهد و می فرماید: برخی از طرفداران این نظر که زن مرتد کشته نمی‌شود این روایت را پیش من قرائت کردند و من ‌از گروهی از آگاهان به حدیث که در جلسه حضور داشتند از این روایت سؤال کردم، همه گفتند روایت غیرصحیح است و راوی آن مورد اعتماد نیست.
شبهه ی دوم قیاس است. کسانی که می‌گویند زنان مرتد کشته نمی‌شوند آنان را به زنان کفار اهل حرب مقایسه کرده‌اند، زیرا پیامبر کشتن زنان اهل حرب را نهی فرموده ‌است. وقتی کشتن زنانی که هیچ سابقه‌ای در اسلام ندارند جایز نباشد، قتل زنان مرتدی که سابقه در اسلام دارند به طریق اولی جایز نیست و نام این قیاس، قیاس اولویت است. امام شافعی رحمه الله این شبهه را اینگونه جواب می دهد: اگر به این قیاس بتوان استناد کرد باید شامل پیرمردان، مزدبگیران و راهبان نیز شود زیرا از قتل آنان نیز در دارالحرب نهی شده است. مضافاً اینکه اگر دلیل ما «قیاس» باشد پس، دلیلی بر زندانی نمودن زن مرتد نیست زیرا زن حربی زندانی نمی‌شود بلکه به بندگی درمی‌آید. پس بر اساس این نص «مَنْ بَدَّڵ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ». تفاوتی بین زن و مرد قائل نمی‌شود.[3] .امام شافعی به این شیوه به دو شبهه پاسخ می دهد.

(ادامه دارد……)


[1]– صححه الألباني في صحيح أبي داود (ح2669)

[2] جزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 5، ص 426. (الشافعیه و المالکیه و الحنابله قالوا ان المرأة المرتدة حکمها حکم المرتد من الرجال فیجب ان یستتاب قبل قتلها ثلاثه ایام و یعرض علیها الاسلام لان دمها کان محترماً بالاسلام و ربما عرضت لها شبهه من فاسق فیسعی فی ازالتها).

[3]– شافعی، ابی عبدالله محمد ادریس، الام، ج 6، ص 181

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(82- قسمت)

دسته ی دیگر مسلمینی هستند که فریب نوکران اشغالگران را خورده اند. مثلاً الان خیلی ها به دلیل تبلیغات علمای سوء و الرویبضه و دین فروشان خائن مانند سیاف، عبداللطیف مدخلی (در کردستان عراق)، مفتی خائن آل سعود و امثال مفتی های خائن دیگری که در اختیار حکام، آمریکا، ناتو، دیگر اشغالگران و طاغوت ها قرار گرفته اند، به دلیل تبلیغات این ها، ما را خوارج می دانند یا خیلی ها ما را مرتد می دانند یا خیلی ها ما را مزدور می دانند یا دشمن دین، مردم، ائمه و عامل کشتار بی گناهان و نابودی سرزمین مسلمین و دیگر جرم های اینچنینی می دانند.

در واقع، کسانی که روبروی ما هستند برادران و خواهران جاهل ما هستند که فریب خورده اند و به آن ها دروغ گفته اند و خیال می کنند با کسی می جنگند که خوارج، مرتد، مزدور اجنبی، دشمن دین و ملت و ائمه است، وحشی و جنایتکاری است که به زن، مرد و بچه هم رحم نمی کند، زنان مسلمین را کنیز می گیرد، زنان مسلمین را خرید و فروش می کند، کودکان را قتل عام می کنند و سایر چیزهائی که همه ی ما شنیده ایم. این ها در واقع، با ما نمی جنگند بلکه، با یک موجود خیالی می جنگند که اصلاً وجود ندارد و اگر وجود هم داشته باشد ما هم با آن می جنگیم. کدام یک از ما با این جرم ها و مجرمین موافق است؟

در مورد کشتن یا نکشن زن مرتد هم باز دو دیدگاه وجود دارد:

اکثریت فرق و مذاهب اسلامی بر این باورند که اگر زنی مرتد شود و با قول یا عملی به یقین و بدون شک از جامعه ی مسلمین خودش را جدا کرده و توبه  نکند، به دليل فراگير و عام  بودن فرموده ی رسول الله صلی الله عليه وسلم كه:”مَنبدَّلَ دينَهُ فاقتُلوهُ“، كشته می شود، بر این اساس فرقی بین زن و مرد در اجرای حد رِده وجود ندارد. اگر در مواردی هم می بینیم که رسول الله صلی الله عليه وسلم از كشتن زنان نهی کرده، در مورد برخی از زنان كفار اصلی است که به دلیل ضعفشان است. چون به دلیل همین ضعف، در آن زمان توانائی حضور در جنگها را نداشتند. یعنی این ها شمشیر به دست نبودند، در جنگ ها شرکت نمی کردند، و به دلیل همین ضعفشان و عدم شرکت در جنگ ها رسول الله صلی الله عليه وسلم نهی کرده از کشتن این زنان کافر اصلی.

در این زمینه که زنان مانند مردان مشمول همان حکم می شوند ” مَن بدَّلَ دينَهُ فاقتُلوهُ ” حکم ارتداد زن و مرد فرق نمی کند، روایتهای مختلفی هم وجود دارد مثلاً:

  • از جابر رضی الله عنه و ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها به شیوه های مختلفی روایت شده که زنی مرتد شده و چون دوباره به او سفارش می شود مسلمان شود، توبه کند و به اسلام برگردد اما، اینکار را نمی کند به دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم به قتل می رسد: «أَنَّ امْرَأَةً يُقَالُ لَهَا أُمُّ مَرْوَانَ ارْتَدَّتْ عَنِ الإِسْلامِ، فَأَمَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهَا الإِسْلامُ، فَإِنْ رَجَعَتْ وَإِلا قُتِلَتْ».

یا: «أنَّ امرأة يُقال لها أُم مروان ارتدت فأمر النبي صلى الله عليه وسلَّم بأنْ يُعرَض عليها الإسلام فإنْ تابت وإلا قُتِلَت، فأبت أنْ تُسلِم فقُتِلَت».[1]

  • وعایشه رضی الله عنها فرموده:«ارتدت امرأة يوم أحد، فأمر النبي صلى الله عليه وسلم أن تستتاب فإن تابت وإلا قُتِلَتْ».
  • علاوه بر این، حفصه ام المؤمنين رضی الله عنها با دست خودش يك زن ساحره را به قتل رساند.
  • ابوداود و نسائی هم با سندی صحيح از ابن عباسرضی الله عنه روايت کرده اند كه مسلمان نابينا زنی داشت كه به رسول الله صلی الله عليه وسلم فحش می داد و اين مرد چندین بار به او تذکر داده بود (که این کار را نکند چون همه می دانستند در آن زمان کسی چنین جرمی مرتکب شود حکم آن مرگ است حکومت اسلامی هم این اجازه را به همه داده بود که اگر کسی چنین کاری را انجام داد می تواند و اجازه دارد که حکم را اجرا کند،قبلاً عرض کردیم که چه کسی می تواند این حکم را اجرا نماید.) این زن فحش می داد و مرد چندین بار به او تذکر داده و از او درخواست توبه کرده بود اما، زن همچنان به جرم خود ادامه می داد. این مرد شب هنگام زنش را به قتل رساند. زمانی كه خبر به رسول الله صلي الله عليه وسلم رسيد مردم را جمع کرد و فرمود: من شما را شاهد می گیرم که خون آن زن هدر رفته است «ألا اشْهَدُوا أَنَّ دَمَهَا هَدَرٌ».
  • خالد بن ولید هم زنی که به رسول الله صلی الله علیه وسلم فحش و ناسزاگوئی کرده بود را به قتل رساند.
  • رسول الله صلی الله عليه وسلم در هنگام فتح مكه دستور قتل دو زن را صادر نمود كه عليه اهل قبله جنگ روانی و تبليغی می کردند.در جنگی که سکولاریست های مکه علیه مسلمانان به راه انداخته بودند این ها در بخش جنگ روانی آن فعالیت داشتند. ساره از کنیزان بنی عبدالمطلب یکی از اینها بود که قبلاً مرتد شده بود. رسول الله صلی الله عليه وسلم امر کرد حتی اگر خودشان را به پرده ی کعبه هم آویزان کرده باشند باز باید کشته شوند.
  • زنی به نام أُم قِرفَة که مسلمان بود کافر شد. ابوبکر رضی الله عنه از او درخواست توبه کرد و گفت توبه کند اما، آن زن توبه نکرد و ابوبکر رضی الله عنه او را به دلیل ارتداد کشت. 

مواردی این گونه هستند که می توان به آن ها استناد کرد. در این صورت، مجازات زن مرتد شده دقیقاً مثل مرد مرتد است، چون آثار و ضررهای رِده ی زن و مرد فرقی با هم ندارد. البته، حدیث حسن معاذ رضی الله عنه در فتح الباری می تواند دلیل دیگری باشد که رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگام ارسال او به یمن فرمود: “أَيُّمَا رَجُلٍ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ فَادْعُهُ فَإِنْ عَادَ وَإِلَّا فَاضْرِبْ عُنُقَهُ وَأَيُّمَا امْرَأَةٍ ارْتَدَّتْ عَنِ الْإِسْلَامِ فَادْعُهَا فَإِنْ عَادَتْ وَإِلَّا فَاضْرِبْ عُنُقَهَا”.[2]اگر مردی از اسلام مرتد شد او را دوباره دعوت کن که برگردد به اسلام وگرنه گردن او را بزن و هر زنی هم که از اسلام مرتد شد، دوباره او را دعوت کن که به اسلام برگردد و اگر برنگشت گردن او را هم بزن.

(ادامه دارد…….)


[1]– أخرجه الدارقطني 3 – 118- 119، والبيهقي في السنن الكبرى 8 – 203 والإسناد ضعيف، انظر إرواء الغليل 8 – 125، حديث رقم:2472

[2]– فتح الباري في شرح صحيح البخاري، ج 12، ص 284

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(81- قسمت)

عده ای دیگر از علماء بر این باورند که اگر یکی از این منافقین و سکولارزده ها برای جرمی که او را از دایره ی اسلام خارج می کند یک بار توبه کرد، توبه اش قبول می شود و برایش عذر به جهل آورده می شود، و اگر مسلمانی هم باز مرتکب چنین جرم سنگینی شد به مدت سه روز در زندان به او فرصت داده می شود که توبه کند و شبهه اش برطرف شود، اگر توبه کرد می رود دنبال کارش و از او قبول می شود، اما اگر باز آگاهانه و بدون عذری همین جرم را تکرار کرد دیگر، توبه از او قبول نمی شود و مثل مرتدین مغلظه و شدید با او برخورد می شود. برای همین حرف «لَن» آمده است.

امام مالک در توضیح حدیث: “مَنْ بَدَّڵ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ”[1] در موطا آورده است: معنای آن اين است كه هر كسی كه از اسلام خارج شد به غير اسلام مثل زنادقه و مشابهين شان گروید، چنين افرادی اگر به دست مسلمانان افتادند كشته می شوند و از آنها درخواست توبه نمی شود.چون، توبه ی آنها فهميده نمی شود. یعنی، قبل از اسارت می فهميم كه شايد راست بگويد و ايمانش پذيرفته می شود اما در هنگامی كه پس از جنگ مسلحانه اسير شده باشد كسی نمی فهمد اين توبه ی او به چه دليلی است و فهميده نمی شود و بايد طبق تشخيص امير و فرمانده ی مسلمین به قتل برسد.

شیعیان 12 امامی هم با روایتهای مختلفی که می آورند بر این باروند که مسلمان زاده ای که مرتد شود (به اصطلاح فطری باشد، به مسلمان زاده ای که مرتد شود فطری می گویند) اگر چنین مسلمانی مرتد شودحاکم موظف به استتابه نیست، نمی توانی بگویی که حتماً از او استتابه بگیرد و مجاز به قتل اوست، و چنین مرتدی اگر توبه کند توبه‌ی او قبول نیست و باید کشته شود.

این روش برخورد با کسانی است که صفشان از صف مسلمین جدا شده و کلاً از جامعه ی مسلمین جدا شده اند. حالا، اگرافرادی از میان مسلمین هم باشند که همان جرمهای مختص منافقین و سکولارزده ها را مرتکب شوند و این جرمها باعث شود این ها از دایره ی اسلام خارج شده و کافر شوند و باز توبه نکنند و به جرم خودشان ادامه دهند؛ این ها هم با آنکه از جامعه ی مسلمین به صورت فیزیکی و جسمی جدا نشده اند اما، به صورت عقیدتی خودشان را از جامعه ی مسلمین خارج کرده اند. گفتیم اگر این دسته را از فیلترهای چهارگانه و مراحل چهارگانه گذراندیم و باز هم این شخص مجرم و فاسد تشخیص داده شد، الله این ها را عذاب می دهد حالا در قیامت باشد یا در دنیا توسط مسلمین «نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ». 

در هر صورت، در مسأله ی توبه باید به مسأله ی بسیار مهم مسلمین مخالفی که در جبهه ی مرتدین قرار گرفته اند دقت شود که إن شاءالله در آینده آن را بیشتر توضیح می دهیم. ما به چنین اشخاصی حکم ارتداد حکمی دادیم اما زمانی که با این شخص مواجه شدیم، یا زمانی که اسیر شد و متوجه شدیم که حقیقتاً مرتد نیست و حقیقتش برایمان روشن شد؛ آنوقت مثل یک مسلمون مخالف و متهم به جرم ارتداد با او برخورد می شود که ابتدا باید عذرهایی که دارد رفع شوند و به دنبال آن اگر در مسأله ای با ما مخالف بود همچون یک مخالف با او برخورد می کنیم و توبه اش رامی پذیریم و او را از صف مرتدین جدا می کنیم. چون او را مشمول حکم مرتدین نمی نماییم حتی، اگر مسلمان مخالفی هم باشد که با ما بجنگد.

این ها دو دسته اند: دسته ای که در مبارزه با اشغالگران سکولار خارجی و نوکران محلی آن ها تأویل و اجتهادی مخالف با ما دارند و همین باعث ایجاد درگیری آن ها با ما شده و ناخواسته در جبهه ی کفار اشغالگر خارجی و نوکرانشان قرار گرفته اند و ثمره ی جنگهایشان علیه ما و به نفع دشمنان هر دوی ماست. جنگ آن ها با ما جنگی است که بین دو مؤمن صورت می گیرد، حالا یا حق با این طرف است یا با آن هاست. در هر صورت، این ها در تأویلات خود اشتباه کرده اند و در اینجا دو مؤمن با هم جنگیده اند اما، جنگ به شیوه ای است که ناخواسته یکی از طرفین در جبهه ی کفار اشغالگر خارجی قرار می گیرد و ثمراتش برای آن هاست و شرش هم به خودشان و به مسلمین برمی گردد و ظاهراً با دشمنان مشترک مسلمین در یک جبهه هستند برعلیه گروه مخالف.

(ادامه دارد…..)


[1]– رواه البخاری