مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 [D1]

(29- قسمت)

در تمام این موارد بحث سر این نیست که چه کسی و چگونه حکومت کرده است، و بحث سر این نیست که رهبریت دارالاسلام عدالت دارد یا ندارد، چون عدالت رسول الله صلی الله علیه وسلم برای همگان آشکار است؛ بله بحث سر این است که:

  • پیروان یک دین و جریان دارای طیفهای مختلفی از انسانهاست و قرار نیست همگی یکدست باشند.
  • حاکمیت و قدرت حکومتی هم یک مجموعه است نه یک فرد.
  • در تعیین سیاستهای داخلی و خارجی دولتها و حکومتها امکان خطاء و اشتباه وجود دارد. 

این در حالتهای عادی آنهم توسط حاکمی مثل « رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ» (انبیاء/107) حالا در حالتهای ضرورت و اضطرار ممکن است جو حاکم بر دارالاسلام چگونه باشد؟

پس ای مومنین : چرا در این حالت ضرورت و اضطراری که کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی از همه جا ما را محاصره کرده اند، و بسیاری از سرزمینهای اسلامی را اشغال کرده اند و به ناموس هزاران مسلمان تجاوز کرده اند و آنهمه جنایت و فساد و خرابی به بار آورده اند و آشکارا به تاراج آنهمه اموال و منابع مادی مسلمین اقدام می کنند  شما نمی توانید مثل حسن بن علی رضی الله عنهما یا مثل صلاح الدین ایوبی رحمه الله در زمان حمله صلیبی ها یا حتی مثل ابن تیمیه در زمان حمله مغولها با حاکمیت موجود بر «دارالاسلام» برخورد کنید، هر چند که در پاره ای موارد با مذهب آن و درمواردی بسیار محدود با قانون اساسی آن مخالفتهائی داشته باشید و منتقد سرسخت مفاسد اجرائی و اداری آن باشید؟

گوشت مردار بو دارد، کرم زده و گندیده و بد مزه و بد رنگ است، پس نباید  زمانی که در حالت اضطرار و ضرورت قرار گرفتی از گوشت مرداری که حرام است انتظار صفات و ویژگی های گوشت سالم و غذای سالم را داشته باشی . ما به این مردار راضی نیستیم اما برای ادامه حیات و حفظ جان باید از آن استفاده کنیم.

«اتحاد» معمولاً با غیر مسلمین بسته می شود چون آنها با ما در بسیاری موارد اختلاف عقیدتی و منهجی دارند، اما با کمال تاسف ضرورت و اضطرار ما را به چنان درجه ای رسانده که مجبوریم با مسلمین دم از «اتحاد» بزنیم نه از وحدت .

 پس در «اتحاد اسلامی» ابتدا باید پذیرفته باشی که طرف مقابل شما در مختصات مذهبی و فکری خودش با شما فرق دارد و نباید انتظار رفتارهای ناشی از «وحدت اسلامی» از وی داشته باشی.  ما همچنانکه به گوشت مردار و غذای حرام راضی نیستیم به «اتحاد» با مسلمین هم راضی نیستیم، اتحاد برای این است که مسلمین با «کفار»ی که در صدها مورد با هم اختلاف دارند بر سر مشترکاتی با هم متحد شوند، ما به «وحدت» اسلامی برای مسلمین راضی هستیم که بین قلبهای مومنین هم اختلافی باقی نمی گذارد چه رسد به سایر موارد. اما زمانی که نمی توانیم به «وحدت اسلامی» برسیم و برای ادامه ی حیات و مقابله با دشمنان جهت محافظت از دین و جان و ناموس و مال و دارالاسلام خودمان نیاز به قدرت همدیگر داریم از روی ناچاری برای «اتحاد» با سایر مسلمین تلاش می کنیم. 

در زمینه ی و حکومت حاکمیت هم خوراک سالم تنها حکومت اسلامی برمنهاج نبوت است که مذاهب معروف به اهل سنت تحت عنوان «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة » از آن اسم می برند و شیعیان جعفری هم تحت عنوان حکومت«امام معصوم»؛ اما اگر نبود چه؟ اگر حکومتی مثل اموی ها و عباسی ها و ایوبی ها و سلجوقی ها و غزنوی ها و سامانی ها و گورکانیان هند و… بر اساس یکی از مذاهب اسلامی مثل شافعی یا حنفی یا معتزلی یا مالکی یا حنبلی یا نجدیت یا … هم باشد و  قانون شریعت الله را در جامعه بر اساس دیدگاه اسلامی خودش تطبیق دهند و حاکم آن نیز مسلمان باشد و دارای عیبهای خاص خودش هم باشد چه؟

(ادامه دارد……..)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (28- قسمت)

در هر صورت ما در مورد جایگاه و حقانیت دارالاسلام و برکات دارالاسلام و اصول حاکم بر روابط دارالاسلام برای حفظ دین و بعد موجودیت و دنیای مومنین و حتی مسلمین به صورت عام صحبت کرده ایم، با این وجود باید نقدهای سازنده بر تمام مسئولین و تمام فعالین نهادهای دولتی و مردم نهاد دارالاسلام را نیز با کمال میل بپذیریم و در صدد رفع آنها باشیم.

در کنار این واضح است ما تا زمانی که بار دیگر به « ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة » نرسیده ایم در حالت اضطرار و ضرورت به سر می بریم و باید به صورت منهجی و عینی گرائی عمل کنیم .

منهج اسلامی می گوید که «دارالاسلام» چیست و «چه کسی» و «چگونه» باید در «دارالاسلام» حکومت کند، همچنین به ما یاد می دهد که حکومت با تمام نهادهائی که در اختیار دارد امری است تابع تجربه، خطا و تصحیح. پس ما زمانی که در مورد طیفهای مختلف مسلمین و حتی در مورد سیاستهای داخلی و خارجی دارالاسلام صحبت می کنیم فرضهای ذهنی را به کار نمی بریم که در عالم واقع وجود نداشته باشند بلکه بر مستندات و دلایل عینی تمرکز می کنیم:

  • رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی مثل عبدالله بن جحش را به هجرت به حبشه جهت حفظ دین ترغیب می کند اما عبدالله بن جحش در حبشه دینش را از دست می دهد و مرتد می شود و زنش ام حبیبه رضی الله عنها به همین دلیل از وی جدا می شود.
  • رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی مثل عبدالله بن ابی سرح را به عنوان کاتب وحی تعیین می کند اما این کاتب وحی مرتد می شود.
  • رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصی را برای رسیدگی به امور اقتصادی نزد بنی مصطلق می فرستد اما این مامور اقتصادی فاسق از آب در می آید.
  • رسول الله صلی الله علیه وسلم در اواخر سال سوم هجری تعداد 6نفر از مبلغین و آگاهان به شریعت و قرآن را به همراه نمایندگان عُضَل و قاره می فرستد اما به آنها خیانت می شود و کشته می شوند و فاجعه ی «رجیع» و داستان اعدام خبیب رضی الله عنه توسط قریش اتفاق می افتد.[1] جالب است بدانید که خبیب رضی الله عنه در هنگام اعدامش به جای اینکه بگوید مشرکین (سکولاریستها)، از لفظ احزاب استفاده می کند و می گوید:

لَقَـدْ جَّمعَ الأَحْزَابُ حَـوْلِـيَ وَأَلَّبُوا… قَبَائِلَهُمْ وَاسْتَجْمَعُوا كُلَّ مجْمَـعِ

إلى اللهِ أشْكُو غُرْبَتي ثُمَّ كُرْبَتي … وَمَا جَّمعَ الأَحْزَابُ لِي عِنْدَ مَصْرَعِي

یعنی چه بگوئی سکولاریستها یا مشرکین و چه بگوئی احزاب همه به یک دسته از کفار اشاره می کنند، به دنبال آن خبیب رضی الله عنه می گوید:

وَلَسْتُ أُبَالِي حِينَ أُقْتَـلُ مُسْلِـمـًا.. عَلَى أَيِّ جَنْبٍ كَانَ لِلَّهِ مَصْـرَعِي

 «وقتی مسلمان کشته شوم باکی ندارم که به کدامین پهلو در راه الله می‌افتم و این در راه الله است».

و این خبیب رضی الله عنه بود که برای هر مسلمانی که پس از مدتی اسارت می داند کشته می‌شود، نماز خواندن (پیش از کشته شدن) را سنت قرارداد.[2]

  • رسول الله صلی الله علیه وسلم باز در همان سال چهارم هجری 70 و به قولی 40 نفر از مبلغین و آگاهان به شریعت و حلال و حرام را روانه نجد می کند اما همگی غیر از کعب بن زید رضی الله عنه توسط عامر بن طفیل نجدی به قتل رسیدند و واقعه «بئر معونه» اتفاق افتاد.[3]

(ادامه دارد…….)


[1] واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق، مارسدن جونس، المغازى، ج ‏1، ص 354، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ سوم، 1409ق.

[2] بخاری و شرح آن الفتح، کتاب الجهاد، باب هل یستأسر الرجل ومن لم یستأسر ومن رکع رکعتین عند القتل (6/166)، (ش: 3045)؛ وکتاب المغازی، باب حدثنی عبد الله بن محمد الجعفی (7/308)، (ش: 3989)؛ (7/378)، (13/381)؛ ونگا: سیر أعلام النبلاء (1/246).

[3] ابن هشام، السیرة النبویه، ج ‏2، ص 184./  واقدى، المغازى، ج 1، ص 364 –  369.[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (27- قسمت)

ای مومنین : کسی شک ندارد که دفاع از دین واجب است، دفاع از دارالاسلام و جان و ناموس و آبرو و مال واجب است و همه ی ما می دانیم که در «وضع موجود»، مومنینِ دارالاسلام تنها بوسیله ی این حکومت بدیل اضطراری اسلامی می توانند چنین واجبهائی را انجام دهند و انجام این واجبهای اساسی و ضروی تنها از طریق این حکومت انجام می شوند و اگر این حکومت نباشد دیگر واجبات هم انجام نمی شوند.  مَا لاَ يَتِمُّ الْوَاجِبُ إِلاَّ بِهِ؛ فَهُوَ وَاجِبٌ. پس تکرار می کنم استفاده و محافظت از این نظام اسلامی بر مومنین واجب است. خطاب بنده به «الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»، مومنین و متقین است نه «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» کافر و نه «الضَّالِّينَ» سرگردان.

در این دارالاسلام و در این حکومت بدیل اضطراری اسلامی با آنکه محدودیتهائی وجود دارد اما راه اصلاح باز است و بسته نیست؛ دسته هائی وجود دارند که در برابر حرکت اصلاح طلبی در دارالاسلام می خواهند آنقدر بر اصلاحگران فشار بیاورند و آنقدر برایشان مانع درست کنند که اصلاحگران نتوانند به اهدافی که برای خود تعیین کرده اند برسند. اینجا میدان رقابت و مسابقه ی با سایر مومنین در امر اصلاحگری و باز میدان جنگ نرم و روانی و مبارزه ی با فاسقین میان مسلمین و دارودسته ی منافقین است که در نهایت به تسلیم و کناره گیری یکی از طرفین ختم می شود. هر طرفی که راههای مختلف مبارزه را بلد باشد و اهل صبر و جسارت باشد و عقب نشینی ها و تنازلات بیجا از خود نشان ندهد می تواند پیروز معرکه شود.

واقعیتها بارها و بارها به ما نشان داده است که مومنین در برخورد با مجرمین و دارودسته ی منافقین به هر اندازه از مواضع خودشان عقب نشینی کرده اند و یا کوتاهی هائی انجام داده اند گروه فشار و مانع سازان جلوتر آمده اند و جسورتر شده اند. قانون اساسی دارالاسلام به گونه ای است که بدون دادن امتیازی از کانال همان قانون می توان محدودیتها و موانع را با مهارت از بین برد.

مومنین هرمنطقه ای از کانال شوراها و انجمنهای مردم نهاد با تعیین اولویتهای همان منطقه باید آزاد باشند تا خودشان تصمیم بگیرند، در هر صورت درست یا نادرست ثمره و نتیجه ی تصمیم و کار خود را می بینند و همین رویه باعث رشد و حرکت رو به جلو آنها می شود.

در واقع و به زبان ساده می توان گفت که در دارالاسلام تا زمانی که به هدف نهائی خود یعنی تشکیل شورای اولی الامر خواسته شده در شریعت و امت واحد و جماعت واحد و « ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة » نرسیده ایم با بحران مواجه هستیم و درد قدیمی را با درد جدید فراموش می‌کنیم و در چنین میدان مبارزه ی اصلاحگری جائی برای زنانی با ریش و عمامه نیست که امیر المومنین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه در وصفشان می گوید: «شبیه مردان هستند اما مرد نیستند، مانند کودکان فکر می کند و عقولشان مانند زنان حجله نشین است!»[1] از اینها ندیده اید؟ من که زیاد دیده ام؛ بسیار حساس و زودرنج که در برابر هر مسئله ی کوچک و حتی بی ارزشی فوری اظهار ناراحتی می کنند و عکس العمل شکست خورده های غرغرو را نشان میدهند و بهانه های کودکانه می‌گیرند، و الکی با دیگر مومنین  مخالفت و یا قهر می کنند یا حتی لجبازی می کنند و به راحتی درهم می شکنند و همیشه نگران این هستند که نکند به دردسر بیفتند و برای انجام هر امری در دعوت به اطمینان خاطر زیادی نیاز دارند و چنانچه متوجه شوند که ممکن است دچار کوچکترین آسیب و ضرر شوند فوراً عقب نشینی می کنند و به رزق و برق و لذتهای زودگذر دنیا دل می بندند. آن ها همه چیز را به شدت احساس می کنند[2] و فوق العاده می ترسند… تصور کنید که به جای امثال خدیجه و سمیه رضی الله عنهما و بلال و یاسر و مصعب و سایر سابقون الاولون رضی الله عنهم اینها بودند!!

مسیر دعوت و جهاد با اینهمه مشکلات مسیری نیست که این زنان ریشدار و نازک نارنجی بتوانند واردش شوند و اگر وارد دعوت هم شوند غیر از تشریفاتی کردن بسیاری از عبادات و غوغاسالاری و درست کردن دردسر و مشکلات برای مومنین اهل دعوت ثمره ی دیگری در بر ندارند.

(ادامه دارد……..)


[1] نایف معروف،  الأدب الإسلامی ص 58

[2] وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاءَ نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ ۚ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ (عنکبوت/10)[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (26- قسمت)

زمانی که مومنین اینگونه یاری و تقویت می شوند و در امتی واحد تابع وحدت فرماندهی و وحدت دستور می شوند در میان تمام امتها و ملل دیگر دارای شان و جایگاه والا و برتری خواهند بود: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (آل عمران/139) و ( از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می‌آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگانتان) غمگین و افسرده نگردید، و شما برتر هستید اگر مؤمن باشید.‏

 در این صورت این عدم تسلط و غلبه ی کفار بر مومنین و این یاری و پیروزی و حاکمیت و برتری بر سایر امم برای «مومنین» است نه برای «مسلمین» و یکی از سنتهای الله تعالی هم این بوده است که همیشه مومنین را از ناپاکها و دارودسته ی منافقین و غیر مومنین جدا کرده است: مَّا کَانَ اللّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتَّىَ یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ (آل عمران/179) (ای مؤمنان ! سنّت) خدا بر این نبوده است که مؤمنان را به همان صورتی که شما هستید ( و مؤمنین با ناپاکان و گروه منافقین مخلوط شده اند و جدا نشده اند) به حال خود واگذارد . بلکه خداوند ناپاک را از پاک جدا می‌ کند.

این محک برای جدا کردن مومنین از مسلمین چیست؟ کسانی هستند که ادعا می کنند: قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ (حجرات/14) عربها می‌گویند : ایمان آورده‌ایم . بگو : شما ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگوئید: تسلیم و مسلمان شده‌ایم . چرا که ایمان هنوز به دلهایتان راه نیافته است . پس این مومنین میان مسلمین چه کسانی هستند؟ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ «مؤمنان تنها کسانیند که» : آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ «1- به خدا و پیغمبرش ایمان آورده‌اند ،»  ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا «2- سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود راه نداده‌اند،» وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ « 3- و با مال و جان خویش در راه خدا به جهاد برخاسته‌اند». أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات/15)‏ آنان راستگو هستند.

کسی که این صفات را نداشته باشد و هم مسیر با اهل جهاد نباشد اما ادعای مومن بودن داشته باشد در ادعای خودش راستگو نیست اما به این معنی نیست که نمی تواند صف خودش را از صف دارودسته ی منافقین و دروغ گویان جدا کند، چرا می تواند خودش را وارد دایره ی مومنین کند با :   إِلاَّ الَّذِینَ ‏«مگر کسانی ( از گروه منافقین) که» : تَابُواْ « 1- توبه کنند و برگردند» وَأَصْلَحُواْ « 2- و به اصلاح بپردازند (یعنی تنها با توبه اینها پاک نمی شوند در حالی که کفارآشکار با توبه پاک می شوند بلکه اینها باید به اصلاح تخریباتی بپردازند که در جنگ روانی علیه مومنین انجام داده اند)» وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ «  3- و به خدا متوسّل شوند و (لاَ تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ / 4- کافران را به جای مؤمنان به سرپرستی نگیرید)» وَأَخْلَصُواْ دِینَهُمْ لِلّهِ « 5- و دین خویش را خالصانه از آن خدا کنند (آن «4 معنی و مفهوم» دین را تنها به دین الله بدهند) » فَأُوْلَئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ وَسَوْفَ یُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْراً عَظِیماً ‏(نساء/146) پس آنان از زمره مؤمنان خواهند بود و خداوند به مؤمنان پاداش بزرگ خواهد داد .‏

 در این صورت شما هرگز نخواهید دید که کفار بر چنین مومنین مجاهدی تسلط پیدا کنند که در قالب امتی واحد و جماعتی واحد با وحدت فرماندهی و وحدت دستور مشمول کسانی شده اند که الله تعالی در موردشان می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ» (صف/4) به درستی که الله کسانی را دوست می‌دارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی جنگ مسلحانه می کنند، انگار دیوار سربی بزرگی هستند.‏

الله تعالی هرگز راهی برای تسلط کفار بر این دوستان مومنش قرار نداده است.

پس ببین در کدام طیف از مسلمین هستی ؟آیا توانسته ای خودت را به طبقه ی مومنین ارتقاء دهی؟ اگر چنین است پس می بینی که همین حکومت بدیل اضطراری اسلامی است که اجازه نداده است کفار بر ما تسلط پیدا کنند و از «دارالاسلام» و دین و ناموس و آبرو و مال و موجودیت ما به عنوان مومنین  در برابر کفار و بخصوص کفار سکولار و اشغالگر و دزد جهانی و شرکای سکولار محلی آنها و دارودسته ی منافقین داخلی محافظت می کند، مگر نمی بینید؟

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ 

  والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (25- قسمت)

در واقع  تفکیک این سه قوه و داشتن استقلال باعث ایجاد «تزاحم» در میان آنها می شود و از جنبه نظری و تئوریک هم نیاز به وجود مرکزی هماهنگ کننده مقتدر در بالای هرم احساس می شود. حالا عده ای اسم این مرکز سیاست گذار و هماهنگ کننده و ناظری که «تزاحم»ها را نیز برطرف می کند را گذاشته اند مجلس سناتورها یا مجلس سنا و غیره و مومنین در دارالاسلام هم اسمش را گذاشته اند «رهبر و خلیفه و امام» به عنوان نماینده ی شورای اولی الامر.

اما گروههائی سعی می کنند جهت راضی کردن کفار که بله ما دموکرات و جمهوری خواه و … هستیم و سیستم پلورالیسم حزبی و تکثر گرائی را قبول داریم و…. با پیاده کردن مدل ملکه ای انگلیس و سلطنتی بلژیک، برونئی، کامبوج، دانمارک، مالزی، مراکش، هلند، نروژ، عمان، عربستان، اسپانیا، سوئد، تایلند، واتیکان و… این «حاکم» بودن رهبر دارالاسلام را تبدیل به «ناظر» کنند و با به حاشیه راندن «حاکم» حق « فرماندهی و دستور دهی» را به دیگران منتقل کنند که در دارالاسلامها این دیگران «اهل تفرق و بغی» و یا «کفار پنهان داخلی» و دارودسته ی منافقین بوده اند که یا غیر مستقیم در جهت اهداف «کفار6گانه» ی آشکار جهت ضربه زدن و تخریب دارالاسلام فعالیت کرده اند و یا اینکه مستقیماً مجریان دستورات این «کفار6گانه» ی آشکار بوده اند. در هر دو حالت می بینیم که مومنی آنهم بالاترین مسئول دارالاسلام به خاطر پذیرش اسلوبهای غیر شرعی به جای اسلوب اسلامی و تنها به خاطر رضایت کفار محدود شده و یا عملاً کنار زده شده است.

این وظیفه ی مومنین است که هوشیار باشند و اجازه ندهند اصول اساسی حاکم بر روابط داخلی و خارجی دارالاسلام در معرض تضعیف یا تهدید قرار گیرند. مومنین نه مسلمین در معنی عام آن.

در اصل و قاعده ی نفی سبیل نکته ی ریز و مهمی وجود دارد که اگر در نظر گرفته نشود ممکن است شخص را دچار شبه و گیجی کند. الله تعالی می فرماید :«وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء / 141) و خداوند هرگز راهى براى سلطه‌ى كفّار بر مومنین قرار نخواهد داد ( و الله تعالی تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطی بر مؤمنان داشته باشند و الله تعالی راهی قرار نداده که از این راه کفار بر مومنین تسلط پیدا کنند و الله هرگز هیچ راه سلطه ای برای کفار بر مومنین قرار نداده است)

چنانچه عرض شد «لَن» از ادات نفی محسوب می شود که بر سر فعل مضارع می آید و معنی آن را به آینده ی منفی تبدیل می کند، یعنی در آینده این کار هرگز انجام نمی شود. اما عده ای می گویند : می بینیم که کفار بر مسلمین تسلط پیدا کرده اند، جریان از چه قرار است؟

اگر خوب به آیه دقت کنیم پاسخ خیلی ساده است، الله تعالی فرموده راه سلطه ی کفار بر«مومنین» «عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» وجود ندارد نه بر «مسلمین»؛ و بین این دو بسیار فرق است. اگر «مسلمین» خودشان را به درجه ی «مومنین» ارتقاء بدهند الله تعالی یاری شان می دهد و این سنت الله تعالی در مورد مومنین در طول تاریخ بوده است: كَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ (روم/47) و همواره یاری و نصرت مؤمنان بر ما واجب بوده است.‏

 این نصرت و یاری الله بخش اساسی از ابزارهای پیروزی است، به دنبال آن خود همین«مومنین» که توسط الله تعالی یاری شده اند سبب یاری رساندن به همدیگر هستند. الله تعالی می فرماید: هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ (انفال/62) او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان تقویت و پشتیبانی و یاری کرد. در اینجا عامل تقویت و پشتیبانی مومنین هستند نه مسلمین در معنی عام آن؛ به همین دلیل است که الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ‏(انفال/64) ای نبی ! برای تو الله و مؤمنانی که از تو پیروی و تبعیت می کنند، (برای حمایت و پشتیبانی تو) کافی است.

(ادامه دارد……..)[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (24- قسمت)

این واقعه و واقعه ی عبدالله ابن مکتوم رضی الله عنه و نزول  «عَبَسَ وَ تَوَلَّی. أَن جَآءَهُ الأَعمَی» (عبس/ 2-1) به ما می فهمانند با آنکه جهت رساندن دعوت به کفار و تشکیل جلساتی جهت این امر منافع و فوایدی دارد و یکی از ابزارهای دعوت است، اما تشکیل چنین اجتماعاتی با قیمتی حرام و نامشروع  جایز نیست و چشم پوشی از مومنین حتی به منظور انجام دعوت بزرگان و رهبران کفار که مسلمان شدن آنها باعث مسلمان شدن پیروان و قبایل آنها می شد جایز نیست چه رسد به دعوت مردمان عادی و … و تحت هیچ شرایطی نباید دل مومنین را به خاطر کفار شکست حتی اگر این کفار رهبران دارالکفرها باشند. این کار نوعی اذیت کردن مومنین به خاطر کفار است و قطعاً در این حد هم غیر شرعی است، چون به نوعی مومنی به دلیل راضی کردن کفار صدمه می بیند حتی اگر شکسته شدن دلش باشد.

حالا در مرحله ای بالاتر، تمام منابع اسلامی و تمام مذاهب و بزرگان مذاهب مختلف اسلامی اذعان دارند که فلانی مسلمان و فلان سرزمین هم دارالاسلام است و باز واضح و آشکارا به تو نشان می دهند که آمریکا و چین و روسیه و اتحادیه ی اروپا و اتحادیه ی آفریقا از کفار و دارالکفرها شکل گرفته اند، حالا شما با چه مجوز شرعی  جهت راضی کردن کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها در جبهه ی جنگ روانی و حتی در جبهه ی جنگ مسلحانه ی کفار و دارالکفرها بر علیه مومنین و دارالاسلامها قرار گرفته ای و با چه مجوز شرعی به مومنین و دارالاسلام پشت می کنی و آنها را از خودت می رانی؟

این از خود راندن و کنار گذاشتن مومنین از شکسته شدن دل مومنی شروع می شود تا می رسد به طرد مومن به خاطر کفار. یکی از این اسلوبهای خطرناک طرد مومن با پذیرش اسلوبهای کفار به جای اسلوبهای مشخص اسلامی صورت می گیرد که از بالاترین نهاد قدرت حکومتی دارالاسلام یعنی رهبر به عنوان نماینده ی شورای اولی الامر شروع می شود تا به رده های پائین اجرائی جامعه ختم می شود.

به عنوان مثال در اسلام رهبر مجتهد و فقیهی که شرایط رهبریت را داشته و در جایگاه رهبری دارالاسلام قرار گرفته در واقع «حاکم» بر دارالاسلام است نه «ناظر». دقت کردید؟ این «حاکم» است که صلاحیت سایر مقامات اجرائی را تعیین می کند. به زبان ساده تر این پیمانکار است که پس از مشورت با متخصصین امر بر نقشه ای توافق می کند و به سرکارگرها ارائه می دهد که این نقشه را در زمین واقع پیاده کنند و این سرکارگر اختیار دارد متخصصین مورد نیاز را انتخاب کند. اما در هر صورت پیمانکار در هر مرحله ای از «اجراء» حق « فرماندهی و دستور دهی» و «اظهار نظر» دارد.  رهبر دارالاسلام در واقع پیمانکار شورای اولی لامر است . شورای اولی الامری نماینده ی تمام مومنین دارالاسلام صاحب خانه است .

با آنکه اکثر کشورها «مدعی» تفکیک قوای سه گانه هستند اما «عملاً» کشوری  وجود ندارد که این سه قوا در آن از همدیگر «مستقل» باشند و تحت نفوذ و تأثیر هم نباشند و نهادی مثل مجلس نمایندگان یا سناتورها یا سنا وکنگره وشورای فدراسیون و دومای دولتی و … بر عملکرد آنها «نظارت» نداشته باشد.

 استقلال و تفکیک قوای سه گانه فرق دارد با «تقسیم کار» بر اساس تخصصهای لازم. این «تقسیم کار» امری رایج و پسندیده است و اگر دقت کنیم در ساختن یک ساختمان هم تقسیم کار بر اساس تخصصهای مختلف وجود دارد چه رسد به ساختن یک جامعه و مجتمع انسانی.

(ادامه دارد……..)[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (23- قسمت)

و به مومنی هم که به نسبتهائی در سرگردانی «ضالین» افتاده اند و به نسبتهائی ایمان خودشان و یا نگرش خودشان در مورد دارالاسلام را با تبلیغات مسموم دشمنان آلوده کرده اند می گویم:

  • آیا صحیح است چون از انگور و برنج و پرتقال و کیوی و نارنگی و خرما و سایر محصولات شراب مست کننده درست می کنند شما خوردن انگور و خرما و سایر محصولات را ترک کنید چون از این محصولات سوء استفاده شده است؟
  • آیا صحیح است چون در میان بیشتر از چند میلیارد مسلمان عده ای محدود حج می ورند اما دچار انحرافاتی در معامله و غیره می شوند شما حج را ترک کنید؟
  • آیا صحیح است اگر انسانی دروغگو و دزد و شراب خور نماز خواند شما نماز را ترک کنید؟
  • آیا صحیح است که چون ابوجهل و ابولهب و سایرین ریش داشتند تو ریشت را بزنی، یا چون دسته ای از مجوس و نصرانی ها و یهودی ها و حتی مسلمین و سایرین ریش گذاشته اند اما دچار جرمهائی هم شده اند شما گذاشتن ریش را ترک کنی؟ مگر بی ریشها و … معصوم بوده اند؟
  • آیا صحیح است چون در میان اینهمه خانمهای محترم و مومن، زنی بی حیا و فاسد که اکثراً جزو دارودسته ی منافقین هستند حجاب می پوشد شما حجاب را ترک کنید؟ گناه حجاب چیست که در میان آنهمه مومنه یک زن منحرف هم از آن استفاده می کند؟
  • آیا صحیح است که اگر منافقانی چون عبدالله بن ابی و آنهمه دارودسته ای که از منافقین در گذشته و حال وجود داشته اند و ادعای اسلام داشته اند شما اسلام را ترک کنی؟ گناه اسلام چیست که این موجودات خودشان را به آن چسبانیده اند؟

در این زمینه به تعداد تمام صنفها و ابزارها و رفتارها و افکار و حتی به تعداد تمام تکنولوژی ها مثال وجود دارد که هم استفاده ی به جا و مثبت از آنها شده و هم استفاده ی منفی و نابجا و این بر هر عاقلی پوشیده نیست، الله تعالی هیچ یک از این انحرافات و بهانه تراشی های مخالف شرع و عقل را به عنوان عذر نمی پذیرد؛ در این صورت صف خودت را از صف دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها و حیله ها و بهانه تراشی ها و سایر صفات رزیله ی آنها جدا کن و از ایمانت محافظت کن و اجازه نده که صدمه ای ببیند و یا دچار آفت و آلودگی شود و شک نداشته باش اگر خودت را در گروه مومنین نگه داری مشمول :  «وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ» می شوی.  پس تو به دینت پایبند باش و به توجیه ‌تراشی‌های دیگران توجهی نکن چون الله متعال این بهانه تراشی های آمیخته با جاهلیت را بعنوان عذر قبول نمی کند.

شخص مسلمان برایش واضح و روشن است که سکولاریستهای جهانی و منطقه ای کافر هستند و سرزمین تحت حاکمیت آنها نیز دارالکفر است و کارنامه ی سکولاریستها را نیز دم دست دارد، و در برابر برایش واضح و روشن است که فلان شخص یا فلان گروه یا فلان مذهب مسلمان و سرزمین تحت حاکمیت آنها هم دارالاسلام است اما با تنازلات و مداهنه و سازشهائی آشکار سعی می کند صف خود را از مومنین انقلابی دور کند و با هر خدعه و نیرنگی که شده خودش را بخشی از جبهه ی جنگ روانی و حتی نظامی کفار بر علیه مومنین و بخصوص بر علیه دارالاسلام معرفی کند . این در حالی است که به هیچ وجه صحیح نیست مسلمانی را به خاطر دل و مصلحت کافری از خودت برانی چه رسد به اینکه با برائت از مومنین و دارالاسلام در کنار کفار و دارالکفرها قرار بگیری که جرمی نابخشودنی است .

سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه می گوید: ما شش نفر همراه نبی صلی الله علیه وسلم بودیم که مشرکین (سکولاریستها) به نبی صلی الله علیه وسلم  گفتند: اینان را دور کن؛ مبادا بر ما جرأت پیدا کنند. هدف آنها هم من و ابن مسعود و یک شخص از قبیله‌ی هذیل و بلال و دو نفر دیگر بود که من نام آنها را نمی‌دانم. پس بر دل رسول الله رسول الله صلی الله علیه وسلم آنچه خواستِ الله متعال بود نشست، و آنگاه الله متعال این آیه را نازل فرمود که: وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُ(انعام 52) «کسانی را که صبح و شام، به خاطر رضایت الله متعال پروردگارشان را می‌خوانند، از خود دور مگردان».[1]

(ادامه دارد…….)


[1] مسلم 2413  / عَنْ سَعْدٍ س قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِىِّ ص سِتَّةَ نَفَرٍ، فَقَالَ الْمُشْرِكُونَ لِلنَّبِىِّ ص: اطْرُدْ هَؤُلاَءِ لاَ يَجْتَرِئُونَ عَلَيْنَا، قَالَ: وَكُنْتُ أَنَا وَابْنُ مَسْعُودٍ، وَرَجُلٌ مِنْ هُذَيْلٍ، وَبِلاَلٌ، وَرَجُلاَنِ لَسْتُ أُسَمِّيهِمَا، فَوَقَعَ فِي نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَقَعَ، فَحَدَّثَ نَفْسَهُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ ﻷ: ﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُ﴾ [الأنعام: 52]. (م/1413)[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (22- قسمت)

چرا سکولاریستها با اینهمه کارنامه ی سیاه دست از سکولاریسم نمی کشند؟ اگر می گویند اینها سکولاریسم را خوب پیاده نکرده اند و ما این کار را انجام می دهیم، باید گفته شود کارنامه ی همین الان شما هم در تفرق و توحش و سایر مفاسد برکسی پوشیده نیست و در مواردی وحشی تر از آنها عمل کرده اید. اگر این شانس چند صد بار تکرار آزمایش و خطاء سکولاریستها را به خودتان می دهید چرا چنین شانسی هم به مسلمین نمی دهید؟

  • یا اگر میلونها سکولار دچار انواع مفاسد عقیدتی و توهین به الله و پیامبران و تمام آیات و احادیث و صحابه شوند و مرتکب انواع مفاسد اخلاقی و جنسی و رفتاری و مرتکب انواع خیانتها و دزدی ها و اعتیادها و سایر جرام مختلف شوند باز سکولاری به خاطر این رفتارها دست از سکولاریسم نمی کشد. 

تاریخ سکولاریستها را ورق بزنیم تا ببینیم که سکولاریستها چه بوده اند و در کارنامه ی آنها چه چیزهائی وجود داشته ؟ فقط کافی است از ابتدا ی رنسانس تا الان بررسی کنید تا بدانید این موجودات چه بر سر انسانها و حتی محیط زیست آورده اند.  

 اما؛ فقط کافی است که مسئولی از مسئولین دارالاسلام یا حتی نماز خوانی یا خطیبی فاسد شود که اکثریت مطلق این مفسدین هم باز جزو دارودسته ی منافقین و در واقع از خودشان هستند، آنوقت است که صدای «کفار6گانه ی»ی آشکار دنیایشان را کر می کند و دارودسته ی منافقین هم این رفتارهای کاملاً ضد اسلامی این اشخاص و مسئولین مجرم را بهانه ای برای اظهار نفاق خود و دست کشیدن از اسلام بیان می کنند، مگر نشنیده ای ؟ می گوئی چرا نماز نمی خوانید؟ می گوید: من از لج فلان ملا یا شخص دکاندار نماز خوان و.. نماز نمی خوانم! می گوئی چرا حجاب را رعایت نمی کنی ؟ می گوید: من از لج فلانی و فلانی رعایت نمی کنم! می گوئی چرا طرفدار کفار جهانی و مرتدین محلی شده ای ؟ می گوید: به خاطر عمل سوء فلان مسئول و فلان شخص و…. همه ی ما این حیله های دارودسته ی منافقین برای اظهار نفاق و کفرشان را دیده ایم .

 دارودسته ی منافقین اخلاق و رفتارشان بر همین حیله گری ها و مکرها و غدر و خیانتها بنا شده است و خیال می کنند می توانند الله و مومنین را فریب دهند: يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (بقره/9) (اینان به نظرشان) خدا و کسانی را گول می‌زنند که ایمان آورده‌اند، در صورتی که جز خود را نمی‌فریبند ولی نمی‌فهمند.‏ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ ‏(بقره/9) در دلهایشان بیماری است و خداوند بیماری ایشان را فزونی می‌بخشد، و عذاب دردناکی به سبب دروغگوئی و انکارشان در انتظارشان می‌باشد.‏

در شناسائی دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) در درس پنجم مقدماتی به تفصیل صحبت کرده ایم و نیازی به تکرار نمی بینم، فقط یک نکته را یاد آوری می کنم: وجود این موجودات و شبهات و بهانه ها و حیله های آنها در مورد مومنین و بخصوص در مورد مسئولین و نهادهای مختلف حکومتی و مردمی در «دارالاسلام» را عادی بدانید و دست پاچه نشوید. اینها تا روز قیامت وجود خواهند داشت چون این قرآن برای تا روز قیامت آمده است، و زمانی که در ارتش رسول الله صلی الله علیه وسلم در جنگ احد تعداد این موجودات به یک سوم تمام مردان جنگجو رسیده بود شما باید انتظار داشته باشید الان در جمعیت چند صد میلیونی مسلمین چند نفر باشند که نه پیامبری در میان ما هست و نه آنهمه صحابی بزرگوارِ « السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَار»ِ ؟!

(ادامه دارد……..)[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (21- قسمت)

این ماهیت اصلی سکولاریستهای کنونی است. به قول ویل دورانت:  بی شرافتی . بخصوص سکولاریستهای بومی و محلی میان مسلمین که آشکارا زیر ساخت‏های عقیدتی و فرهنگی و اخلاقی اسلامی خود را رها کرده اند، و به این مفاسد عقیدتی و اخلاقی و رفتاری روی آورده اند، و به عنوان زیان بارترین و عمیق ترین غده های چرکین با حمایت کفار سکولار جهانی بر پیکره ی ملت مسلمان ما سایه انداخته اند که آثار مخرب فرهنگی و عقیدتی و رفتاری آنها بر جامعه غیر قابل کتمان شده است و آشکارا آثار سوء آن پیداست.

عده ای از اینها می گویند ما اجازه ی چنین کاری را به فرزندانمان نمی دهیم. کسی نیست به این  سرگردانان کمتر از چهار پاها «أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (اعراف/179)بگوید تو زمانی که قانون سکولاریستی تصویب کردی دیگر کار از دست تو خارج شده و فرزند بالغ و عاقل تو اجازه اش در دست خودش است و قانون و حکومت هم با قدرت نظامی از او حمایت می کند و تو هیچ غلطی نمی توانی بکنی،  تو جزو همانهائی شده ای که الله تعالی در موردشان می فرماید: أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً ‏(فرقان/44) آیا گمان می‌بری که بیشتر آنان (چنان که باید) می‌شنوند یا می‌فهمند؟!  (نه ! آنان تفکّر و تعقّل ندارند) . ایشان همچون چهارپایان هستند، و بلکه گمراه‌تر از چهار پا هستند.‏

این تنها در یک مساله است حالا بماند سایر امور خانوادگی و اجتماعی و… که رومن رولان در مورد این سکولاریستها می گوید: « یک قرون وسطای جدید و عصر توحش مدرن به وجود آورده‌اند.» [1] چون به قول ویلیام بارت اینها: « با سرشت اصیل و بنیادین جوامع انسانی در جنگ هستند.»[2]بر همین مبنا بسیاری از متفکران، مدرنیته ی سکولاریستها را معادل گرایش به تمایلات شیطانی، شهوانی و حیوانی و افول معنویت و فضیلت نامیده‌اند.» [3]

این چیزی است که سکولاریستها می خواهند بر جامعه ی ما و بر دارالاسلام ما تحمیلش کنند. بدیل و جایگزین سکولاریستها همین است. حالا بگو چه کسانی از این مفاسد حمایت می کنند غیر از مفسدین عقیدتی و رفتاری؟ پس این مجرمین هستند که باید شرم کنند و بترسند نه مومنین که حاملین پیام الله و رفتار صحیح اسلامی هستند.

در کنار این باز باید دقت داشته باشید که فریب شبهات این کفار و دارودسته ی منافقین در مورد دارالاسلام و مذاهب مختلف اسلامی را نخورید که هدفشان این است تو را از مذاهب مختلف اسلامی و دارالاسلام دور کنند و مستقیماً با این شبهات تو را هدف قرار داده اند، به عنوان مثال:

  • در جامعه ی کنونی اگر هزاران ورزشکار معتاد و دزد و گردنه گیر و زناکار و فاسد شوند کسی به دلیل جرم اینها و به دلیل خطای اینها ورزش را ترک نمی کند.
  • در همین جامعه اگر میلونها نفر در امر ازدواج و زناشوئی دچار ظلم و فساد و شکست شوند باز کسی ازدواج کردن را به دلیل جرم اینها ترک نمی کند.
  • باز اگر در همین جامعه هزاران نفر در صنفهای مختلف بازاری و صنعتگری و کشاورزی و معلمی و پزشکی و کارمندی و خدماتی و تبلیغی و غیره دچار انحراف و فساد شوند کسی به خاطر فساد این دسته تمام این صنفها و حرفه ها را رها نمی کند. 
  • یا اگر صدها حکومت سکولار مثل حکومت سکولار هیتلر و موسولینی و استالین و خمرهای سرخ و فرانسه و آمریکا و انگلیس و هند و چین و کره ی شمالی و میانمار و اندونزی و ترکیه و قذافی و صدام حسین و… مرتکب کثیفترین جنایات علیه بشریت شوند سکولاری به خاطر اینها سکولاریسم را رها نمی کند.

(ادامه دارد……..)


[1] غربی‌سازی جهان، سرژ لاتوش، صص ۱۶و ۱۸٫

[2] درد جاودانگی، بیگل داونا مونو، ص ۴۰۹٫

[3] دانشنامه‌ی دانش‌گستر، ج ۱۵، صص ۳۶۸ـ۳۶۷٫[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

(20- قسمت)

نگاه کن ابراهیم علیه السلام  چه پاسخی به سکولاریستهای آن زمان (یه به زبان عربی مشرکین آن زمان) داده است؟: « وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا چگونه من از چیزی که آن را شریک (الله) می‌سازید می‌ترسم‌؟ و حال آن که شما از این نمی‌ترسید که برای خداوند چیزی را شریک می‌سازید که خداوند دلیلی بر آن برای شما نفرستاده است‌؟ فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏» (انعام / 81) پس کدام یک از دو گروه (سکولار و مسلمان) شایسته‌تر به امن و امان است، اگر می‌دانید؟‏

سکولاریستها باید بترسند نه مومنین .

  • سکولاریستها باید بترسند که در برابر قوانین الله تعالی و سنتهای رسول الله صلی الله علیه وسلم و در برابر تمام اولیای الله تعالی قرار گرفته اند نه مومنینی که هم مسیر با دستورات شریعت الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم و هم مسیر با کاروان اولیای الله هستند.
  • سکولاریستها باید بترسند که در برابر دین اسلام مردم و آداب و رسوم و فرهنگ اسلامی مردم خود قرار گرفته اند نه مومنینی که در کنار مردم و در مسیر رشد و تعالی فرهنگ و ارزشهای اسلامی مردم هستند.
  • سکولاریستها باید بترسند که الله فرموده زنا حرام و ممنوع است اما اینها آشکارا در مخالفت با الله تعالی می گویند زنا آزاد است.
  • سکولاریستها باید بترسند که الله تعالی فرموده هم جنس بازی حرام و ممنوع است اما اینها آشکارا در مخالفت با الله تعالی می گویند آزاد است.
  • سکولاریستها باید بترسند که الله تعالی فرموده نوشیدن مسکرات حرام و ممنوع است اما اینها آشکارا در مخالفت با الله تعالی می گویند آزاد است.
  • سکولاریستها باید بترسند که در برابر اجرائی شدن حدود الله قرار گرفته و حدود الله را نشانه ی توحش و عقب ماندگی می دانند و آشکارا به این شکل به الله تعالی توهین می کنند.
  • سکولاریستها باید بترسند که در قوانین سکولاریستی آنها ازدواج انسان با حیوان آزاد است.
  • سکولاریستها باید بترسند که در پناه شعار آزادی بیان به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم و تمام پیامبران و تمام احکام و آیات قران و سنت اجازه ی توهین و اسائه ی ادب می شود.
  • و صدها مورد دیگر که سکولاریستها آشکارا در برابر الله تعالی قرار گرفته اند.

ویل‌دورانت در مورد این سکولاریستهای نوین می‌نویسد: «بی‌شرافتی و خیانت همزاد این تمدن است.» صدَقَت وَهوَ كذوبٌ، واقعاً این سخنش عین حقیقت است و سکولاریستهای عصر جاهلیت در زمان بعثت در این زمینه ها هزاران بار باشرف تر بودند و بسیاری از مفاسد اخلاقی و رفتاری که امروزه توسط سکولاریستها انجام می شود نزد آنها ننگ بود، اما این سکولاریستهای معاصر با افتخار و در پناه قانون حاکم بر دارالکفرهایشان این مفاسد را انجام می دهند!

  • آخه سکولاریستی که می خواهد قوانین سکولاریستی وضع شود که در آن مثلاً دخترش یا پسرش می تواند با هر حیوانی مثل سگ یا الاغ و غیره ازدواج کند چه شرافتی دارد؟
  • سکولاریستی که پذیرفته که طبق قوانین سکولاریستی فاحشه خانه ها به صورت قانونی مثل سایر صنفها تحت عنوان صنعت فحشاء فعالیت داشته باشند اگر دخترش یا خواهرش و … به عنوان یک کارگر جنسی به شغل فاحشه گری پرداخت این بی شرف شرافتی دارد که چنین زمینه ای را برایش فراهم کرده؟
  • سکولاریستی که می خواهد قوانینی به تصویب برسند که در آن پسرش با پسر دیگری می تواند ازدواج کند چه شرافتی دارد؟ یا دخترش می تواند با دختر دیگری ازدواج کند چه شرافتی دارد؟ یا اگر مثل سوئد پسر و دخترش خواستند با هم ازدواج کنند چنین سکولاریستی چه شرافتی دارد؟ در این زمینه ها هم الگوهای اینها چه کسانی و در چه کشورهائی هستند؟

وزیر خارجه آلمان به عنوان یک مرد با مرد دیگری ازدواج می کند.[1] در مراسم ازدواج آنها کلینتون وزیر سابق خارجه آمریکا به عنوان همتای او حضور داشت، همچنین  مرکل صداعظم آلمان نیز به اینها تبریک می گوید!  وزیر فرهنگ فرانسه مهد دموکراسی دنیا هم با افتخار خود را همجنس باز معرفی می کند و نخست وزیرهای ایرلند و لوگزامبورگ و  سرپرست وزارت دادگستری  کابینه ی نتانیاهو در رژیم صهیونیستی هم باز یکی از همین همجنس بازها بود و سنای آمریکا با تصویب مصوبه ای  رابطه جنسی با حیوانات را نیز مجاز می کند و دهها کشور سکولار دیگر که همجنس بازی و ازدواج با حیوانات را قانونی کرده اند.

در کنار تمام این مفاسد عقیدتی و اخلاقی، سکولاریستی که از ابتدای پیدایشش تا کنون زندگی اش با خیانت به دین الله و مردم خودش و فرهنگ و آبرو و حیای ملت خودش و با وطن فروشی و مزدوری برای تمام دشمنان ملت خودش سپری شده چه شرافتی دارد؟

(ادامه دارد…….)


[1] احزاب سوسیال دموکرات، چپ‌ها و سبزها طرح ازدواج همجنس گرایان را در بوندس تاگ به تصویب رساندند.