درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(60- قسمت)

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی که امر به جهاد می کند امر به جماعت را قبل از همه می آورد : «وَأَنَا آمُرُكُمْ بِخَمْسٍ اللَّهُ أَمَرَنِي بِهِنَّ: بِالْجَمَاعَةِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَالْهِجْرَةِ وَالْجِهَادِ»شما را به پنچ چیز امر می کنم، چیزهایی که خداوند مرا بدانها امر کرده است؛ به  جماعت، به گوش به فرمان بودن امیر،اطاعت از امیر، به هجرت و جهاد در راه خدا»

حالا اگرامتی واحد و جماعتی واحد و امامی واحد وجود نداشته باشد، به جایش، رهبران و دعوتگران گمراه «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» و «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» داعياني مردم را بسوي دروازه هاي جهنم فرا مي خوانند، و مثل مسلمین هستند با ادبیات اسلامی مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم صحبت می کنند: «هُمْ قَوْمٌ مِنْ جِلْدَتِنَا، يَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» آنان از ما هستند و به زبان ما سخن مي گويند که «مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» كسي كه آنان را اجابت كند، او را در آتش مي اندازند؛ در این صورت چه باید کرد؟ باید از همه ی این «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» و «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» دوری کرد. فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا[1]«در آن صورت، از همه­ی آن گروهها، دوري كن.»

 انگار رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای امروز ما صحبت کرده است، و برای امروز ما نسخه پیچیده است که در برخورد با شوراهای کوچک و امتها و جماعتهای کوچکی که تمایلی به وحدت و پیوستن به شوراهای بزرگتر، و حر کت به سمت و سوی امت واحده و جماعت واحده را ندارند، و مسیر تفرق و سرگردانی و گمراهی را به پیش می روند چه طوری باید برخورد کنیم .

 در چنین موقعیتهائی مسلمین باید نگاه کنند ببینند کدام جریان به سمت و سوی تشکیل شوراهای بزرگتر و حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حتی حکومت بدیل اضطراری اسلامی و تشکیل امت واحده و جماعت واحده حرکت می کند، و این جریان تکاملی را مثل یک امانت حمل می کند و برایش جهاد و قتال می کند باید به آن ملحق بشود، حتی اگرامیر این شورا هم شخص فاجری باشد «الْجِهَادُ مَاضٍ مَعَ الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ» مهم این است که درآن مسیر حرکت به سمت و سوی هدف واحد مسلمین باشد؛ و بدون شک در هر عصری چنین جریاناتی وجود دارند، تنها کافیه بدون تعصب و کینه و با نگرشی شرعی نگاه کرد: وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ (لقمان/ 15)«و راه كساني را در پيش گير كه به جانب من  رو كرده‌اند»

اینجاست که دوره ی غربت شروع می شود : بَدَأَ الإِسْلاَمُ غَرِيباً، وَ سَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ غَرِيباً، فَطُوبى لِلْغُرَبَاءِ[2] اسلام با غربت اغاز شده و غريب گونه هم باز خواهد گشت، پس خوشا به حال غريبان. یا بهشت و سعادت برای غریبان  است.

اسلام تا زمانی که در مکه بود و هنوز به قدرت حکومتی دست پیدا نکرده بود غریب بود و با جهاد و خون «السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَار» از حالت غربت در آمد و حکومتی اسلامی به وجود آمد که تا زمان وفات رسول الله  و پس از آن باز به مدت 30 سال تا انهدام خلافة على منهاج النّبوّة در زمان حسن بن علی رضی الله عنهما ادامه پیدا کرد که به دنبال آن حکومت شاهیگری و حکومتهای بدیل اسلامی جایگزین آن شدند که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: خِلَافَةُ النُّبُوَّةِ ثَلَاثُونَ سَنَةً، ثُمَّ يُؤْتِي اللَّهُ الْمُلْكَ مَنْ يَشَاءُ، أَوْ مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ [3] یا می فرماید: الْخِلاَفَةُ فِي أُمّتِي ثَلاَثُونَ سَنَةً، ثُمّ مُلْكٌ بَعْدَ ذَلِكَ.[4] زمانی که این اتفاق افتاد شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد از بین رفت، و دین واحد در میان مردم غریب شد، و تفاسیر و فرق و امتها و جماعتهای مختلف و رنگارنگ جای اجماع واحد و دین واحد را گرفتند، و به این شیوه اسلام دوباره به حالت غربت در آمده  است تا زمانی که دوباره حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد تشکیل نشود این غربت ادامه دارد . این غریبهای فرقه ی ناجیه هم که در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و 30 سال پس از آن آشکار بودند و حق پیش اینهاست را در این دوران غریبی کسی نمی شناسد و گم می شوند. حق پیش اینان است و اینان هم گم هستند و غریب، برای همین غریب بودن حق است که می گویم اسلام هم غریب شده است، و اینها در مرحله ای بسیار دشوار و پرمشقت و خطرناکی  بین انهدام امت واحد و جماعت واحد و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ تا بازگشت این حکومت اسلامی و امت واحد و جماعت واحد هستند. اینا ن سابقون الاولونی هستند که بر لاشه و خونشان دوباره حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و عزت به مسلمین بر می گردد : ثُمَّ تَكُونُ خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.[5]

 (ادامه دارد……..)


[1] متفق علیه

[2]رواه مسلم (145) / مسند شهاب قضاعي/ سنن ترمذي/ سنن ابن ماجه

[3] سنن أبي داود / صححه آلبانی

[4] الترمذي عن سعيد بن جمهان
[5] مسند امام احمد بن حنبل / وروى الحديث أيضًا الطيالسي والبيهقي في منهاج النبوة، والطبري ، والحديث صححه الألباني في السلسلة الصحيحة، وحسنه الأرناؤوط.

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 ‏(59- قسمت)

 وجود این شبهات از سنت قدری الله است، و تا زمانی که مجاهدین خواهان حرکت در مسیر قانون شریعت الله هستند وبرایش جهاد می کنند  و تا روز قیامت باقی خواهند ماند-  این شبهات هم همواره و مستمر خواهند بود، برای همین است الله تعالی می فرماید: «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ» (مائده/ 54) در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ سرزنش‌كننده‌اي هراسي به خود راه نمي‌دهند.

البته عده ای از مسلمین جاهل و فریب خورده و ضعیف الایمان هم این وحی شیطان به دوستانش را تکرار می کنند. در هر صورت با آنکه این امت از بین رفته و امتهای متعددی جایش را گرفتند اما طائفه ی منصوره ای که در میان اینهمه گروه و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد پنهان است، از بین نرفته، و تا روز قیامت وجود دارد؛ و مسیر بازگشت به امت واحده و جماعت واحده از کانال شورا هم از بین نرفته:«لَنْ يَبْرَحَ هَذَاالدِّينُ قَائِمًا، يُقَاتِلُ عَلَيْهِ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ»[1] «این دین هیچ گاه از میان نخواهند رفت تا آنگاه که گروهی از مسلمانان تا روز قیامت برای آن قتال می کنند». آیا « لَنْ يَبْرَحَ و لاَ تَزَالُ » فعل هایی نیستند که استمرار و دوام عملی را نشان می دادند؟  چرا هستند. برای همین است که همین طائفه ی منصوره ای که تا روز قیامت وجود دارد از کانال همین شورا و وحدت دوباره می تواند امت واحده و جماعت واحده را به وجود بیاورد.

همچون حدیث جنگ موته که پس از کشته شدن فرماندهان، خالد بن ولید به عنوان رهبر و امیر مجاهدین انتخاب شد و این یعنی جهاد بدون حضور امام ادامه پیدا می کند، و فرقی نمی کند امام غائب باشد یا اصلاً موجود نباشد. مهم این است که در هر دو حالت در جریان کار حضور ندارد.

غیاب امام از جمله دلایل جهاد برای انتخاب امام جدید است، و جهاد با از میان رفتن امام قبلی متوقف نمی شود و یا از بین نمی رود، بلکه برای انتخاب امام جدید با شدت بیشتری ادامه پیدا می کند.  البته مسلمین پس از کشته شدن آخرین شاه عباسی توسط مغولها باز موفق به تشکیل یک حکومت بدیل اضطراری اسلامی و انتخاب امامی برای آن شدند، و این انتخابها تا به حال در سطوح مختلفی دهها بار با جایگزین شدن یک سلسله به جای سلسله های دیگردر تاریخ مسلمین تکرار شده است. 

  ابن تیمیه گروههای مختلفی که در شام و مصر و سایر مناطق بر علیه مغولهای سکولار می جنگیدند را از جمله افراد طائفه منصوره می شمارد و می گوید: «اما گروهای شام و مصر و اطراف آن، پس آنان در این زمان برای دین اسلام جنگ می کنند و آنها از سزاوارترین مردم به وارد شدن در طائفه منصوره هستند.»[2] مشخص است اینهائی که ابن تیمیه آنان را فرقه ی ناجیه و طایفه ی منصوره می داند هم فکرای آن نبودند، یا حتی شاگرد شاگردای آنها چون ابن القیم و ابن کثیر نبودند. بلکه اکثریت قاطع آنان آلودگیهای عقیدتی و رفتاری داشتند؛ که در مصر کسانی چون قاضی زین الدین بن مخلوف و در شام کسایی چون منصوری رهبریت فکری آنان بودند، که اینان از دشمنان سرسخت ابن تیمیه بودند و حتی کسی چون قاضی زین الدین بن مخلوف فتوای قتلش را داده بود؛ و به خاطر این دو طیف مورد کتک کاری و شکنجه و اهانت و زندان و تبعید و انواع آزار و اذیتها واقع شد. اما با این وجود گروههائی را که «به خاطر دین اسلام» با مغولها می جنگیدند را فرقه ی منصوره معرفی می کند .

این فرقه ی منصوره، هم در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشته است و همه آنان را می شناختند و اگر مثل جنگ تبوک سه نفر آنان از جنگ عقب می ماندند همه می فهمیدند، و هم در زمان حکومت اسلامی علی منهاج نبوه وجود داشتند که امت واحد و جماعت واحد مسلمین وجود داشت، و هم بعد از این هم تا روز قیامت وجود خواهند داشت؛ و ممکن است این طایفه ی منصوره و این فرقه ی ناجیه ی مسلح در هر دوره ای دارای یک تفسیر و یک مذهب اسلامی باشد. چون مشخص است که مسلمین هرگز بعد از خلافت اسلامی علی منهاج نبوه تا کنون مذهب واحدی نداشته اند  چون شورای واحد و امت واحد و اجماع واحدی نداشته اند.

پس طائفه ی منصوره و «عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي» و«طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي» همیشه تا روز قیامت وجود دارند که آگاهانه برای رسیدن به هدف واحدی قتال می کنند، اما بعد از انهدام امت واحد و جماعت واحد افراد این طائفه در مذاهب مختلف و جماعتهای رنگارنگ و امتهای کوچک متعدد پراکنده و گم شدند، و گاه به دلایل مختلفی، تفرق باعث شده است این افراد توسط همدیگر هم به قتل برسند که متأسفانه این قتال بین مومنین زیاد اتفاق افتاده است و نیاز به اصلاح  بین آنان دارد. «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا»(حجرات/9)  هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید .

(ادامه دارد………)


[1]صحيح مسلم – الإمارة (1922)/ مسند أحمد  (5/92) / و این حدیث مشهور و بلکـه متواتره و از پنجاه نفر از اصحاب روایت شده است و صاحبان کتب ششگانه، و معجم ها و مسندها و در کتب سنت و سایر کتابهای سلف صالح آن را تخریج نموده اند.

[2] ابن تیمیه ، مجموعه فتاوى 28/531

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (58- قسمت)

در اینجا دیگر فرمان جنگی همیشگی تا روز قیامت بر علیه سکولاریستها، و تحکیم قانون شریعت الله بر آنان آمده است و تمام شدنی نیست. برای همین است زمانی که شخصی می آید خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم و می گوید: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الْخَيْلَ قَدْ سُيِّبَتُ وَوُضِعَ السِّلَاحُ، وَزَعَمَ أَقْوَامٌ أَنْ لَا قِتَالَ، وَأَنْ قَدْ وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا … رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در جواب می فرماید: كَذَبُوا، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، وَإِنَّهُ لَا تَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أَمَةٌ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ، يَزِيغُ اللَّهُ قُلُوبَ قَوْمٍ يَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ، يُقَاتِلُونَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ[1]« دروغ گفتن، الآن وقت جنگ آمده است و هميشه از امت من؛ امتی، در راه خدا قتال می‌کنند، مخالفانشان نمی‌توانند به آنان ضرری برسانند، و خداوند قلوب قومی را منحرف می‌گرداند و از آنان روزيشان می‌دهد، و پيوسته مبارزه می‌کنند تا اينکه قيامت فرا می‌رسد».

همچنین: سلمه می‌گوید: نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصی گفت همانا كه من اسب و سلاح جنگ را گذاشتم و جنگ بار سنگین خود را گذاشت. گفتم: دیگر جنگ تمام شد، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:” الْآنَ جَاءَ  الْقِتَالُ، لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي ظَاهِرِينَ عَلَى النَّاسِ، يَزْيِغُ  اللهُ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، فَيُقَاتِلُونَهُمْ، وَيَرْزُقُهُمُ اللهُ مِنْهُمْ، حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ[2]بلکه الآن وقت جنگ آمده است، همیشه طایفه ای از امت من بر مردم «ظاهر و آشکار» هستند و خداوند قلوب اقوامی را منحرف می‌گرداند و با آنها می‌جنگند و از آنها روزی‌شان می‌دهد تا اینکه امر خدا می‌آید و آنها بر آن هستند».

 علاوه بر این رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ می فرماید: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي عَلَى الدِّينِ ظَاهِرِينَ، لَعَدُوِّهِمْ قَاهِرِينَ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ [3]« هميشه طایفه‌ای از امت من بر این دین وجود دارد که «ظاهر و آشکار» هستند و بر دشمنان قاهر و پیروزهستند، مخالفانشان نمی‌توانند به آنها ضرر برسانند».همچنین می‌فرمايند: « لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِى يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ».[4]«هميشه گروهی از امت من در راه حق جنگ مسلحانه می کنند، و تا قيامت پيروز خواهند بود.

اینها که تحت عناوینی چون: «عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي»، « أُمَّةٌ مِنْ أُمَّتِي» و«طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي» از آنها یاد شده است واضح و روشن است که در داخل امت واحد تعریف شده اند، یعنی امتی واحد وجود دارد و اینان در داخل این امت واحد دارای این مشخصات هستند. مثلا طایفه و گروهی از این امت واحد هستند، یا تا روز قیامت از میان این امت واحد ظاهر و آشکار و شناخته شده برای همه ی مردم هستند، یا مشخصه و ویژگی و صفت بارز این گروه در داخل این امت تا روز قیامت این است که قتال می کنند و جنگ مسلحانه می کنند: « يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ »، « يُقَاتِلُونَ مِنْ نَاوَاهُمْ»، « يُقَاتِلُونَ عَلَى أَمْرِ اللَّهِ ».

 دقت کنید، رسول الله صلی الله علیه وسلم از کلمه ی «جهاد» استفاده نکرده است، بلکه کلمه ی «قتال» را متناسب با آیات به کار گرفته تا مورد سوء استفاده ی علمای سوء و الرویبضه و منافقین قرار نگیرد،  یا ویژگی دیگر این طائفه ی موجود در امت واحد این است که مخالفین آنان نمی توانند به آنان ضرری برسانند و آنا ن را از بین ببرند«لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ» چون ضمانت شده که اینان تا روز قیامت وجود خواهند داشت : يُقَاتِلُونَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ. و جالبتر اینکه، همه، چه مسلمان و چه غیر مسلمان آنان را می توانند تشخیص بدهند، ظَاهِرِينَ عَلَى النَّاسِ .

خوب حالا یک سوال پیش می آید و آن اینکه اگر این امت واحد و جماعت واحد از بین برود و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد و رنگارنگ جایش را بگیرند آیا باز ما می توانیم به همین سادگی این طائفه را تشخیص بدهیم؟ مشخص است نه. این طائفه قطعا تا روز قیامت وجود دارد اما اینکه در میان اینهمه گروه و حزب و جماعت و امتهای کوچک و متفرق مسلح کدام یکی است غیر قابل تشخیص است. چون هر کدام خودش را این طایفه می داند و مردم هم خودشان را در میان دهها و بلکه صدها گروه مسلح و مدعی سرگردان می بینند . تنها در شمال  سوریه بالای 800 گروه مسلح و مدعی وجود داشت. در این صورت به این نتیجه می رسیم که اگر این امت هم از بین برود و امتهای کوچک و متفرق و متعددی جای این امت واحده را بگیرد باز این طائفه وجود دارند، اما گم هستند، و ما نمی دانیم کدام یکیشان هستند، و باید دوباره امت تشکیل بشود تا باز شناخته بشوند. تنها چیزی که می دانیم این است که هرکسی به خاطر اسلام می جنگد جزء این فرقه و طایفه ی منصوره و نجات یافته است.

 در چنین ظروفی که پیش می آید شیطان به علمای سوء و الرویبضه و منافقین وحی می کند: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً(انعام/ 112)  که شبهه پراکنی می کنند که حالا که امت واحده و جماعت واحده و امیر و رهبر واحد مسلمین از بین رفته است پس جهاد و قتال هم تمام شده است: فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ * وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ (انعام/ 113)  پس بگذار دروغها به هم بافند، تا دلهاي كساني كه به آخرت عقيده ندارند بدان (مزخرفات) گرايش يابد، و از آن راضي و بدان خوشنود گردند، و مرتكب هرچيزي شوند كه مي‌خواهند. 

(ادامه دارد…….)


[1]سنن کبری نسائی: 8712

[2]مسند احمد:16935

[3]مسند احمد:22320

[4]صحیح مسلم: 156

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(57- قسمت)

در این روایت واضح و روشن است که لفظ الناس در حدیثهائی که با « أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ» آمده است خاص به مشرکین و سکولاریستهاست نه به صورت عام منظورش تمام کفار باشد . این نکته ی ریزی است که عده ای از براردان ما فراموشش کرده اند . و رسول الله صلی الله علیه وسلم در جواب سوال حذیفه رضی الله عنه تنها مانع بازگشت به دین مشرکین و سکولاریسم را اسلحه و شمشیر معرفی می کند: حذيفه رضي الله عنه می پرسد: يا رسول الله هل بعد هذا الخير؛ شر، كما كان قبله شر؟! قال: «نعم»، قلت: فما العصمة منه يا رسول الله؟ قال: «السيف». [1] آيا بعد از اين خير (اسلام)، شّري هم وجود دارد همانگونه که قبل از آن شر (شرک و مشرکین) بود؟ فرمود: «بلي» حذيفه گفت: راه نجات از آن چيست؟ رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: «شمشير» .

بله مشرکین و سکولاریستها پیوسته با ما می جنگند تا ما را از مفاهیم 4 گانه ی اسلام تهی کنند و تنها چیزی که می تواند از این هدف مشرکین و سکولاریستها و سایر کفارجلو گیری کند تنها شمشیر و اسلحه است. این را خودمان همین الان در برابر دیکتاتوری دین سکولاریسم در تمام سرزمینهای مسلمان نشین، و نصرانی های آفریقای مرکزی تحت کنترل سکولاریستها و بودائیهای تحت کنترل سکولاریستها لمسش می کنیم، قبلا هم تجربیات تلخی چون تجربه ی اندلس پس از 781 سال حکمرانی و تجربه مغولها و غیره را در تاریخمان داشتیم.  

برای همین است در برابر این جنگ همیشگی و فراگیر بر علیه سکولاریستها که تنها زبان اسلحه و شمشیر را می فهمند الله تعالی امر می کند: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ 84) در راه خدا بجنگ (حتی اگر هم تنها باشید و باک نداشته باشی) . تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی . و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت کن و) ترغیب و تحریک کن . تا این که خداوند قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت خدا بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

 و رسول الله می فرماید:لَوَدِدْتُ أَنِّي أُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُقْتَلُ[2] من دوست دارم كه بارها در راه خدا شهيد شده و دوباره زنده شوم.

حالا اگر کسی این مسیر را برود الله تعالی به او وعده ی هدايت و راهيابي به تمام راههاي منتهي به الله را داده است : وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا (عنکبوت/69) کساني كه  در راه ما جهاد كنند، آنان را در راههاي منتهي به خود رهنمود می کنیم . 

و اگر امت و جماعت دست از قتال و جهاد بکشند الله تعالی خواری و ذلت را بر آنا ن حاکم می کند تا زمانی که دوباره به جهاد بر گردند: إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ، وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ، وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ، وَتَرَكْتُمْ الْجِهَادَ، سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلًّا لَا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ[3]  زمانی که به صورت عينه معامله کرديد و دم گاوها را گرفته (به کشاورزي مشغول شديد) و به کشت و کار دل خوش نموده، و جهاد را ترک کرديد، خداوند ذلتي را بر شما چيره خواهد کرد، و تا زمانيکه به دينتان بازنگرديد آن را از شما برنمي‌دارد» در اینجا بازگشت به جهاد را بازگشت به دین معرفی می کند، چون بدون جهاد زمانی که کفار بر مسلمین حاکمیت پیدا می کنند دین اسلام را یا مثل اندلس کلا از مسلمین می گیرند یا اینکه اسلام را از آن 4 مفهوم خودش تهی و خالی کرده اند، و اینی که در زمان ذلیلی و تسلط کفار دارند غیر از آنی است که باید داشته باشند .

به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد کسي که قصد ملحق شدن به کاروان مجاهدين را نداشته باشد – تا مانع وارد شدن این عذاب و ذلیلی بر مسلمین بشود یا مسلمین را از چنین عذاب و ذلتی نجات بدهد – حکم نفاق داده است و مي فرمايد:مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ وَلَمْ يُحَدِّثْ بِهِ نَفْسَهُ مَاتَ عَلَى شُعْبَةٍ مِنْ نِفَاقٍ “[4] کسيکه بميرد و غزا و جنگ مسلحانه نکند و در باره جنگ مسلحانه با خود زمزمه نکرده باشد (در دل قصد آنرا نداشته باشد)، بر شاخه ای از نفاق مرده است»  چون تنها منافقین و سکولار زده ها در میان مسلمین هستند که به تهی شدن دین از مفاهیم 4 گانه ی آن راضی هستند و ذلیلی مومنین را می خواهند و با بهانه های عوامفریبانه از جنگیدن در راه دین طفره می روند .

حالا در میان این امتی که تشکیل شده است رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید آن دسته و طائفه ای برحق هستند که در برابر این تهاجمات مسلحانه ی سکولاریستها مشی مسلحانه را انتخاب می کنند و می فرماید: «لَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى أَمْرِ اللَّهِ قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ حَتَّى تَأْتِيَهُمْ السَّاعَةُ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ».[5] هميشه گروهي از امت من برای برپا کردن فرمان الله به قتال می‌پردازند، بر دشمنانشان پيروز هستند، مخالفانشان نمی‌توانند به آنان ضرری برسانند؛ تا اينکه قيامت برپا می‌شود و آنان در اين حال هستند.

(ادامه دارد…….)


[1] مسند امام احمد بن حنبل / صححه آلبانی

[2] سنن النسائي- الجهاد/صحيح البخاري- التمني/فتح الباري شرح صحيح البخاري-  التمني/موطأ مالك- الجهاد

[3]رواه أحمد (4987) وأبو داود (3462) وصححه الألباني في صحيح أبي داود .

[4]صحيح مسلم 3533

[5]مسلم:3550

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(56- قسمت)

حالا اگر چنین امت واحد و جماعت واحدی وجود داشته باشد و در بینشان اختلافی به وجود بیاید حق با کدام است؟ حق با آنی است که الله تعالی آنان را به عنوان پشتیبان و یاری رسان معرفی کرده است و اهل قتال است، و با دست یا زبان یا قلب یا با هر سه اهل جنگ مسلحانه با دشمنان سکولار و سایر کفاراست، نه آن سخن سرایانی که تنها با نام دین و اسلام سخنان قشنگ عامه پسند و شبهات شبه سکولاریستی و حتی شبه جهای و مخرب و در نهایت دلسرد کننده سرهم می کنند و استاد سخن و وراجی شده اند.

 این را ما در همین امتهای متفرق و جماعتهای متفرق هم به کرات دیده ایم که این جمع سخن دان وراجی که یک گوشه نشسته و حتی با نام شیخ و مفتی و غیره شناسانده شده اند، و بدون در نظر گرفتن واقعیتهای جهاد و واقعیتهای روز مسلمین سخن سرائی می کنند و ثمرات گفته هایشان هم ضربه زدن به جریان مجاهدین است، چه صدماتی به جریان جهادی زده اند و چگونه باعث آنهمه تفرق و شکست شده اند. در هر صورت رسول الله صلی الله علیه وسلم آن طائفه و آن بخش از این امتش را برحق می داند که صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ اهل قتال با کفار باشند که الله تعالی آنان راهم دوست دارد. 

می دانیم که «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت سکولاریستها عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا(بقره/217) یعنی این پیوستگی و جنگ مداوم را سکولاریستها بر مسلمین تا روز قیامت تحمیل می کنند نه کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب، و اگر جنگی با این کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب پیش بیاید به خاطر این است که اینان جاهلانه خودشان را دشمن صائل مسلمین قرار دادند، و مسلمین را مجبور به جنگ کرده اند، و اگرنه جنگ اصلی مسلمین با اینان نیست؛ اینها می توانند اهل ذمه بشوند و نصرانیت یا یهودیت و مجوسیت و صابئیت خودشان را حفظ کنند، و مسلمان نشوند، و اصلا جنگی هم با مسلمین نداشته باشند، و اگر با اینان هم جنگی اتفاق بیافتد تا زمانی است که تسلیم جزیه بشوند: «حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ» نه تا زمانی که مسلمان بشوند «حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ و….».  که مختص سکولاریستهاست

 پس جنگ همیشگی مسلمین در برابر جنگ همیشگی مشرکین و یا به زبان امروزی در برابر جنگ همیشگی سکولاریستهای جنگ فروش است: وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا(بقره/217)پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند . جنگ آنان ادامه دارد تا زمانی که ما دست از آن 4 مفهوم و محتوای دینمان بکشیم و جنگ ما هم با آنان ادامه دارد تا تسلیم قانون شریعت الله بشوند .[1]

زمانی که الله تعالی در مورد جنگ با این سکولاریستها امرمی کند:فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(توبه/5) هنگامی که ماههای حرام پایان گرفت ، مشرکان را هرکجا بیابید بکشید و بگیرید و محاصره کنید و در همه کمینگاهها برای ( به دام انداختن ) آنان بنشینید. اگر توبه کردند و  نماز خواندند و زکات دادند ، راه را بر آنان باز گذارید . بیگمان خداوند دارای مغفرت فراوان و رحمت گسترده است .‏و باز الله تعالی در مورد جنگ و قتال با سکولاریستها امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/36) با همه مشرکان بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که (لطف و یاری) خدا با پرهیزگاران است.‏

در تفسیر این دسته از آیات است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدَاً رَسُوْلُ اللهِ وَيُقِيْمُوْا الصَّلاةَوَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوامِنِّي دِمَاءهَمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلاَّ بِحَقِّ الإِسْلامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ تَعَالَى.[2]به من دستور داده شده است تا با مردم بجنگم تا اینکه گواهی دهند که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و قطعا محمد رسول الله است و نماز را برپا دارند و زکات را پرداخت نمایند و چون این کارهارها انجام دهند خونهایشان واموالشان را از من محفوظ گرده اند، مگر اینکه حق اسلام به آنان تعلق گیرد،(مثل حدودی که بر همه ی مسلمین در صورت ارتکاب جرم جای میشه) و حساب آنان بر الله است .

مشخص است که این جنگ رسول الله صلی الله علیه و سلم با تمام مشرکین و تمام سکولاریستهاست نه با کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب. در جای دیگری انس بن مالک رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که:‏ “‏ أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، فَإِذَا شَهِدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَصَلَّوْا صَلاَتَنَا وَاسْتَقْبَلُوا قِبْلَتَنَا وَأَكَلُوا ذَبَائِحَنَا فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَيْنَا دِمَاؤُهُمْ وَأَمْوَالُهُمْ إِلاَّ بِحَقِّهَا[3]

(ادامه دارد……..)


[1] در درس شناسائی مشرکین  در این زمینه توضیحات کامل را عرض کردیم و نیاز به تکرار نیست

[2] متفق علیه از ابن عمر رضی الله عنهما / صحیح بخاری حدیث شماره (۲۵) و صحیح مسلم حدیث شماره (۲۲)

[3] سنن النسائي ـ ح 3966

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (55- قسمت)

 زمانی که نسل گذشته ی نا آگاه،بی خرد،فریب خورده وسوخته ی ما ابزاری در دست سکولاریستهای مرتد شدند و مسیر ملت ما را از راه اصلی اسلام به سمت و سوی دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن تغییر دادند، و مسیر ذلت و نوکریِ برای کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای را بر ملت ما تحمیل کردند، ما را از عزتی که الله برایمان در نظر گرفته بود محروم کردند: وَلِلَّهِالْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ . و ما را ذلیل و تبدیل به ابزاری در دست دشمنانمان کردند، منابع زیر زمینی سرزمینهای مسلمان نشین را تاراج کردند، و منبعی برای قدرت گیری دشمنان و تحمیل فقر و محروميتهاي طاقت فرسا بر ملت مسلمان خود کردند .

برای همین، ممکن است ما خیلی از کارخانه ها و اسلحه ها را نداشته باشیم اما ما در عوض قلبهاي خودمان را داریم، ایمان راسخ خودمان به وعده های الله در دنیا و قیامت را داریم، دستها ی خودمان را، تاریخ خودمان را، برادران و خواهران خودمان را، و بالاتر از همه قانون شریعت الله و هدف واحد خودمان را داریم. همين ایمان و اراده ی راسخ به قانون شریعت الله و هدف واحد و مشترک همگانی است كه کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و منافقین و سکولار زده های خائن از ما گرفته اند .

 با چنین آگاهی و با چنین هدف مشترک و الله پسندی امروزه ملت ما بیدار شده است و قصد دارد با لگد جانانه ای به مرتدین سکولار محلی و دور ریختن آنان، مثل سایر ملتهای بیدار برای به دست آوردن عزت و حقوق پایمال شده شان دست به کار بشوند و بار دیگر با تبعیت از قانون شریعت الله به سعادت خودشان برگردند، آنهم بر برپايه هاي  خودشان و با وسايل خودشان و با وحدت با تمام اهل قبله و از طريق فدا كردن و قرباني كردن خودشان.

این همان آگاهیها و علم لازم و همان هدف روشنی است که باید بار دیگربرای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی به عنوان یک پیش نیاز و مقدمه برای مسلمین زنده بشوند.

دومین پایه و پیش زمینه ی اساسی این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی شناخت، هم مسیرشدن، مراقبت و محافظت از طائفه و گروهی از مسلمین است  که الله تعالی بعد از نصرت خودش آنها را به عنوان تقویت کننده و پشتیبان مسلمین معرفی می کند : هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ ‏(انفال/62) او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان تقویت و پشتیبانی کرد.‏

البته نصرت الله تعالی هم شرط دارد وآن هم تبعیت بی چون و چرا از قانون شریعت الله، و در پیش گرفتن سیاست سَمِعْنا وَأَطَعْنا، وعدم تبعیت از خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ و خواسته های گمراه گر است: وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ (بقره/120) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنید، بعد از آن که علم بهتو رسیده است، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود.

این را الله تعالی بدون تعارف به عزیزترین مخلوقاتش می گوید تا دیگران حساب خودشان را بدانند . دیگران بدانند که اگر نصرت الله را می خواهند باید بدون چون و چرا تابع قانون و شریعت الله و روش هدایتگری رسول الله صلی الله علیه وسلم باشند . علاوه بر این، اگر تقویت شدن از طرف مومنین و پشتیبانی آنان را هم می خواهند باز باید مقدماتی را رعایت کنند و خودشان هم به مواردی پایبند بشوند.

این را می دانیم که جامعه ی مسلمین به صورت عموم از دو دسته ی کاملا متمایز تشکیل شده است : دسته ی مومنین که اینان هم خودشان به درجات مختلفی تقسیم می شوند و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها که اینان هم باز به درجات مختلفی تقسیم می شوند .

آن دسته ای از مسلمینی که الله تعالی آنان را پس از نصرت خودش باعث تقویت و پشتیبانی می داند بدون شک منافقین و سکولار زده ها نیستند . اگر درس منافقین و سکولار زده ها را به خوبی مرور کرده باشید متوجه می شوید که اینان خودشان یک آفت و حتی یک دشمن داخلی برای جهاد و مبارزه و مسلمین هستند که باید ازشان حذر بشود:هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ ‏(منافقن/4) آنان دشمنند و از ایشان برحذر باش . خدا بکشدشان ! چگونه (از حق) برگردانده می‌شوند (و منحرف می‌گردند؟!) .‏

برای همین است زمانی که در احد بر می گردند یا در جنگهای دیگر مثل تبوک هم شرکت نمی کنند رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی برای آنا ن چنان ارزشی قائل نیست که درموردشان هم صحبت کند، اما آن سه صحابی مومنی که در غزوه ی تبوک شرکت نمی کنند را با چنان جریمه ای مواجه می کند که تنها آیات الله می تواند آنان را از این تنگناه و تحریم و جریمه ی بزرگ نجات بدهد، چون حساب این مومنین با سکولار زده ها جداست و انتظارات از اینان و وظایف اینان هم با منافقین و سکولار زده ها متفاوت است. این مومنین اسباب تقویت و پشتیبانی هستند، کسی که دارو پیش اوست حق ندارد آنرا از نیازمندان دریغ کند .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (54-  قسمت)

مرحله ی بعدی آگاهیهای ملموس به تجارب هر یک از سرزمینهای مسلمان نشین در تاریخ گذشته و بخصوص آگاه شدن از هر آنچه مرتدین درچند دهه ی گذشته تا کنون بر سرآن آوردند، و تشريح صحيح هر آنچه كه به تحقق پيوسته و يا هنوز هم در حال وقوع است، بر می گردد. این هم خودش راهي است به آگاهي پیدا کردن مسلمین از خودشان و هر آنچه که کرده اند.  مسئوليت ما  در اين مرحله اين است كه خودشان را به خودشان بشناسانيم، چون اين آگاهي هم می تواند مقدمه اي باشد در مسیر ورود به آگاهيهاي برتر.

زماني كه قانون شریعت الله استقرار مجدد خودش را از طریق حکومتی اسلامی بر منهاج نبوی یا حکومت بدیل اضطراری بدست بیاورد، نبايد تصور كنيم كه ما پيشگامان و سابقين، چنين نعمتی را  به آنا ن هديه كرده ايم، بلكه اين امري است كه فقط در ساية آگاهي ايماني و آگاهیهای شرعی اين مردم و سایر مقدمات و پیش زمینه های وحدت توسط همین مسلمین تحقيق يافته و ميوه و ثمره ی سالها مبارزه ی خود آنهاست، مردم سالها و شايد قرنها خواستارعدالت، امنيت، آزادي، رفاه اقتصادي و از بين رفتن محروميت و رفع استبداد و اختناق بوده اند، و زماني كه ما مترقيانه ترين و استوار ترين راههای رسیدن به اين اميدها و اهداف را به آنان معرفی کردیم خود آنان هستند كه در زمین چنین طرح و نقشه ای را پیاده می کنند.

ما هرگز گوش آنان را با ياوه سرائيها و حرفهاي پوچ، بي معني، دروغ و توهمی – مانند پیروان دین سکولاریسم و دین فروشان خائن كه سالهاست مردم را به گنداب پستي، شكست و نااميدي كشانده – پرنخواهيم كرد، ما حق را بیان می کنیم، مترقيانه ترين راه انسان ساز را به آنان عرضه مي کنیم، و زماني كه با  مردم وارد صحبت مي شويم، فقط قانون شریعت الله را با زبان امروز و زبانی که خوب متوجه اش می شوند به آنان عرضه  مي كنيم. برایشان روشن و آشکار می کنیم که الله تعالی از ما و شما چه می خواهد؟ ما و آنان در این دنیا در پي چه چيزي هستیم؟ چه مي دهيم و در دنیا و قیامت چه بدست می ا وریم؟

ما به آنا ن می فهمانیم که وحدت آگاهانه و حرکت به سمت و سوی تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و تطبیق کامل قانون شریعت الله و تشکیل امت واحد و جماعت واحد از طریق شورای اولی الامر جهانی نابود کردن ستمگر و ظالم قبلي و انتقال قدرت از يك طبقه و گروه ظالم به طبقة ظالم ديگر نيست، به آنان می فهمانیم كه برای ما يک ظالم انگليسي، فرانسوي، ژاپني ، چيني و … با يك ظالم و ستمگر ترك، عرب، فارس، كْرد، بلوچ و پشتو و خودي نه تنها هيچ فرقي ندارد بلكه استثمارگر خودي منفورتر و پليدتراست .

ما آمده ايم كه ريشه ظلم را خشک کنیم، برای ما ظلم، ظلم است؛ و تغيير زبان و نژاد ظالم نمي تواند ماهيت ظلم را عوض كند، بلكه تنها گور است كه مي تواند آن را منهدم کند و تغییرش بدهد . و اين خود مومنین آن که خواهند فهميد كه حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد آن و امت واحد و جماعت واحدی که به وجود می آید هرگز منافع استثمارگران، استعمارگران و كلاً طبقة ظالم را تامين نكرده و نخواهد كرد، و جامعة آيندة ما جايي  برای فرصت طلبان و حيله گران خونريز نخواهد داشت .

ما بايد با مردم از زبان مستقيمي استفاده كنيم كه همه بتوانند بفهمندش، ما بايد از مفاهيمي كه ملتمان هنوز قادر به دركش نيستند پرهيز کنیم، و فرمول مناسبي برای بسيج روستائيان و مردمان شهري پيدا كنيم كه درك آن برای همه ممكن باشد مثلاً: «لا اله» و کفر به طاغوت چیست؟ و «الا الله» و ایمان به الله و إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعینُ یعنی چه؟ بهشت چیست؟ جهنم چیست؟ قیامت یعنی چه؟ چرامي خواهيد جهاد و مبارزه كنيد؟ شما كيستيد؟ پدرانتان چه کسانی بودند؟ تاكنون چه برسرتان آمده است؟ وضعيت چگونه است؟ سکولاریستهای کافر جهانی چه بلائی بر سرمسلمین در آورده اند؟ سکولاریستهای مرتد محلی و دین فروشانی که در اختیارشان هستند چه بلائی بر سر دین و فرزندان و ناموس و فرهنگ و مال و سرزمین آنا ن درآورده اند؟ آیا از اینکه مرتدین سکولار با همکاری کفار سکولارجهانی آشکارا و با اسلحه تلاش دارند قانون شریعت الله را از بین ببرند و قانون یک بشری مثل خودشان را جایش بگذارند ناراحت نیستیند؟ آیا از اینکه با دور ریختن قانون شریعت الله و جایگزینی قانون دیگری به الله توهین می شود نگران نیستیند؟ آیا از اینکه نسل گذشته ی بی خرد و فریب خورده و ناآگاه و سوخته ی ما مسیر ملت ما را عوض کرده و به سمت و سوی ارتداد به دین سکولاریسم کشانده شرم ندارند؟ و نمی خواهند به این ننگی که نسل فاسد و سوخته و فریب خورده ی گذشته ی ما به وجود آورده اند خاتمه بدهند؟ و این لکه ی کثیف و چرکین را از خانواده خودشان و ملت خودشان پاک کنند و به آن خاتمه بدهند؟ آيا دختر و خواهر و مادر مسلمانتان که از طرف کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مرتدین و نوکران محلی آنان مورد تجاوز قرار مي گيرند، از اين بابت ناراحت نيستيد؟ آیا از اینکه سکولاریستهای مرتد محلی و منافقین و سکولار زده ها ناموس شما را در رسانه هایشان در معرض دید همه قرار دادند و شما را نزد مسلمین انسانهای بی غیرت و بی ناموس معرفی کردند شرم ندارید؟ آیا نمی ترسید با اینهمه سهل انگاری و بی تفاوتی بمیرید و وارد قبر بشوید؟ فکر کردید که چه چیزی برای قبر و قیامت خودتان آماده کرده اید؟ و سوالات دیگری که شریعت الله از بنده ها می پرسد و بنده ها باید پاسخی شرعی برایش داشته باشند .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(53- قسمت)

برا ی اینکه بتوانیم بدون توجه به جنسیت یا باسواد بودن یا نبودن، کسانی را تولید کنیم که به آن علم داده شده است و تنها اینها هستند که از الله می ترسند و خشی دارند: إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر/28) باید مسیری را برویم که الله خواسته و رسول الله صلی الله  علیه وسلم و اصحابش رفتند. بله اگر می خواهیم الله از ما راضی باشد این همان مسیری است که باید با تبعیت به احسان از سابقون الاولون در آن قدم بگزاریم و طی اش کنیم : وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِوَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (توبه/100) پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند.

تمام علوم دیگری که وجود دارند و ممکن است صدها و بلکه هزاران علم را شامل بشود الله تعالی تنها بخشی بسیار ناچیز از آن را در اختیار انسانها قرار داده است: وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا (اسراء/85) با وجود این دانش کمی که در این زمینه نیز به انسان داده شده است باز انسانها در کسب آن در یک سطح و درجه نیستند و هیچ کسی در هیچ یک از این علوم نمی تواند نهایت آن را به دست بیاورد. چرا؟ چون: وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ‏ (یوسف/76) بالاتر از هر عالمی، عالمتری وجود دارد . اما این به معنی کم بهاء دادن به این علوم نیست، بلکه اینها تنها در برابر علم «لا اله – الا الله» و کفر به طاغوت و ایمان به الله و آمادگی های قلبی، کم بهاء هستند و در درجات پائینتری قرار دارند، و گرنه اگر دو مسلمان یکی تنها دنبال عبادتهای شخصی خودش باشد اما یک مسلمان دیگر آن بخشی را که آن مسلمان به عبادتهای شخصی و مستحب داده را به طلب این علوم بدهد و در کسب همین «علوم درجه چندم» تلاش کند به چنان برتری دست پیدا می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: ” فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِي عَلَى أَدْنَاكُمْ ” [1] فضيلت عالم بر عابد چون فضيلت من بر کمترين شماست.

در میان تمام این علومی که بعد از فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ. (محمد/19) قرار گرفته اند، علم آگاهی به فهم دین و به منظور یاد دادن دین در اولویت اول است، تا اینکه جامعه به حد خودکفائی برسد، و به دنبال آن علوم دیگر متناسب با نیاز جامعه در درجات بعدی قرار می گیرند . زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم جهاد فِي سَبِيلِ اللَّهِ را اینطوری بر عبادت در خانه برتری می دهد:  فَإِنَّ مُقَامَ أَحَدِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهِ فِي بَيْتِهِ سَبْعِينَ عَامًا، أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ الْجَنَّةَ؟ اغْزُو فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ مَنْ قَاتَلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَوَاقَ نَاقَةٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ. [2] جايگاه هر یک از شما در راه خدا بهتر است از هفتاد سال نماز خواندن در خانه اش، مگر نمي خواهيد خداوند شما را بيامرزد و وارد بهشت كند؟ در راه خدا جنگ و غزا كنيد، هر كسى كه به اندازه شير گرفتن يك شتر در راه خدا بجنگد بهشت بر او واجب مي شود.

در جای دیگری رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شدند برای یادگیری علم را  تا زمانی که شخص بر می گردد به عنوان «فِيسَبِيلِ اللَّهِ» معرفی کرده است و می فرماید:مَنْ خَرَجَ فِي طَلَبِ الْعِلْمِ فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَتَّى يَرْجِعَ.[3] و اینهم روشنگری و تفسیر آیه ی : وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ ‏(توبه/122) است.  با تمام این احوال بعد از ایمان و شهادت به «لا اله الا الله و محمد رسول الله » هیچ فرضی بالاتر از دفع دشمن صائل کافری نیست که سرزمینهای مسلمین را اشغال کرده است و تمام علوم باید در خدمت دفع این دشمن صائل باشند .

 این همان جایگاه و همان علمی است که سابقون الاولون هر قومی بايدآن را یاد بگیرند و خودشان را بدون توجه به سرزنشهای رایج «وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» سپر ضربات مخالفین کنند و به عنوان یکی از پیش شرطهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی یادبدهند، و حواسشان باشد که این اولویت بندی شرعی را به هم نزنند، و شیطان آنان را به اولویتهای بعدی مشغول و دلخوش نکندتا از اولویت اصلی غافل بشوند، چون اینهم یکی از دسیسه های شیطان از آغاز تا قیامت است:تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ‏(نحل/63) به الله سوگند! ما (پیغمبرانی) به سوی ملّتهای پیش از تو فرستادیم و شیطان کارهای (زشت) ایشان را در نظرشان آراست و امروز شیطان سرپرست اینهاست و عذاب دردناکی دارند.‏

بهم زدن این اولویت بندی در علوم زنگ خطر و تلبیس ابلیسیه که خیلی ها به آن اهمیت نمی دهند، و به راحتی شیطان آنان را به اولویتهای بعدی دلخوش و مشغول می کند، و میان واجب و مستحب آنان را به مستحب دلخوش می کند، و میان خوب و خوبتر آنان را به خوب دلخوش می کند تا به خوبتر مشغول نشوند، و این صدمه ی بزرگی به خود شخص و جامعه ی مسلمین است، و آشکارا شخص را از سابقون الاولون، و بيم دهندگان عيني و عملي، و مهدیان و سابقین بالخیراتی که باید مجدد شریعت الله در میان قوم خودشان باشند محروم می کند، و آنان را به چیزهای دیگری مشغول و دلخوش می کند.

ما چه طوری دشمن شناسی و درجه بندی شرعی آنان را از الله گرفتیم، به همین شیوه درجه بندی و اولویت بندی علوممان را هم تنها از الله می گیریم، و آنطوری پیش می رویم که الله خواسته، نه آنطوری که شیطان از راه میل و خواشهای نفسانی خودمان برایمان مفید جلوه اش می دهد .

(ادامه دارد……..)


[1]روه الترمذی ،رقم حدیث 2628 وصححه الألباني.

[2]أخرجه الترمذي في سننه ج 4/ص 181/ح 1650، و الإمام أحمد في مسنده ح9407و10407. و الحاكم في مستدركه ج2/ص78/ح2382. و البيهقي في سننه الكبرى ج9/ص161/ح18284 وفي شعب الإيمان 4 / 15. وذكره قال الحافظ فى ” الفتح ” في شرح حديث البخاري رقم 2786 وقال: حسنه الترمذى و صححه الحاكم .وقال الحافظ الهيثمي في “المجمع”:” رواه البزار ورجاله ثقات” . وأورده الألباني رحمه الله في “السلسلة الصحيحة” 2 / 603 رقم 902

[3]رواه الترمذي والضياء وحسنه الألباني.

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(52- قسمت)

این همان چیزی است که ما به تبعیت از تمام پیامبران و به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم باید به عنوان یه پیش شرط وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی یاد بدهیم که عمومی است و زن و مرد و پیرو جوان و باسواد و بی سواد نمی شناسد . بله، به سبک پیامبران و به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم، که به حجت نبوی شناخته شده است. به سبک ایشان نه سبکهای دیگر. برای همین است ما درسهای مقدماتیمان را به زبانی ساده و بدون تکلف از دین چیست؟ جاهلیت چیست؟ طاغوت چیست؟ اسلام چیست و مسلمان کیست؟ و دشمن شناسی شرعی شروع کردیم تا به این مرحله رسیدیم .

با طی کردن این مقدمات، و در دومین قدم، قيامت شناسي مهمترين و كليدی ترين اقدام و آگاهی است كه بايد برای مسلمین روشن و آشکار بشود. ما هنوز در آموزش ایمان هستیم قبل از آموزش و یاد دهی قرآن، و این مرحله ی بسیار مهم و اساسی است. شخم زدن و آماده سازی زمینه برای اینکه مناسب بشود برای کاشت بذر سالم.  این مرحله آماده سازی قلب است برای پذیرش «آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا». تنها با گذراندن اين مرحله ست كه تطبيق و عملي کردن قوانين اجرائي و دنيوي شريعت بدون كوچكترين فشار و اجباري، به صورت داوطلبانه و مشتاقانه، سهل و آسان می شود.إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏(نور/51) مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کند، سخنشان تنها این است که می‌گویند : شنیدیم و اطاعت کردیم ! و رستگاران واقعی ایشانند.‏

از جُنْدَبُ بنُ عبد الله البَجَلي رضي الله عنه روايته كه  مي فرمايد : كُنَّا مَعَ نَبِيِّنَا – صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- فِتْيَانًا حَزَاوِرَةَ، فَتَعَلَّمْنَا الْإِيمَانَ قَبْلَ أَنْ نَتَعَلَّمَ الْقُرْآنَ، ثُمَّ تَعَلَّمْنَا الْقُرْآنَ فَنَزْدَادُ بِهِ إِيمَانًا[1]. ما در زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم نوجوان بوديم (حول و حوش بالغ شدن)، قبل از اينكه قرآن را ياد بگيريم ايمان را ياد گرفتيم؛ به دنبال آن قرآن را آموختيم و با آموختن قرآن ايمان ما بيشتر مي شد .

همچنین اِبْن‌ِ جُرَیْج‌ روایت می کند که یوسف بن ماهک گفت : پیش ام المومنین عائشه رضی الله عنها بودم که ناگهان مردی عراقی آمد و گفت: کدام نوع کفن بهتر است؟ عائشه گفت رحم برتو باد! تورا چه زیانی می رساند (هر نوع کفنی که باشد) گفت: ای ام المومنین مصحف (قرآن) خود را به من نشان بده، ام المومنین  گفت: تو را چه ضرر می رساند که کدام آیه را قبلا (یا بعدتر) بخوانی، آن چه اول نازل شده، سوره ای از سوره های مفصل بوده که در آن از بهشت و جهنم یاد شده است، تا مردم به اسلام روی آورند، آنگاه آیات حلال و حرام نازل شد و اگر اول این چیز نازل می شد: شراب ننوشید، می گفتند: ما هرگز شراب را ترک نمی کنیم. و اگر نازل می شد: زنا نکنید، می گفتند: ما هرگز زنا را ترک نمی کنیم . این آیه در مکه بر محمد نازل شده و در آن زمان من دخترکی خردسال بودم که بازی می کردم . ” ‏بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ‏” بلکه قیامت و عده گاه آنها است و قیامت سخت تر و تلخ تر است. و سوره بقره و النساء نازل نشده است مگر آنکه من پیش پیامبر بودم  راوی گفت : ام المومنین مصحف (قرآن) را برای او آورد و سوره را بر او خواند .

اين همان مسير صحيح و هدفمندي است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم و اصحاب بزرگوارش برای تغيير در افراد و جامعه  آن را طبق برنامه و نقشه های الله طي کردند، و ایمان و یقین رادر دلهایشان مستحکم و پولادین ساختند.  أبوبكر بن عياش می گوید: مَا سَبَقَكُمْ أَبُو بَكْرٍ بِفَضْلِ صَلَاةٍ وَلَا صِيَامٍ وَلَكِنْ بِشَيْءِ وَقَرَ فِي قَلْبِهِ ” . وَهُوَ الْيَقِينُ وَالْإِيمَانُ. [2] ابوبکر با نماز و روزه از شما جلو نمی افتاد بلکه با یقین و ایمانی که درقلبش آرام گرفته بود بر شما پیشی گرفته است.

طی کردن این مسیر در آموزش، یعنی: آماده سازی قلب و فراهم کردن زمینه های عمل آگاهانه و داوطلبانه به قانون شریعت الله، و حرکت به سمت و سوی وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی؛ خلاف این یعنی: در مسیر اشتباه حرکت کردن. برا ی همین است که بسیاری از اصحاب این روشهای اشتباهی که هم اکنون هم در میان بسیاری از مسلمین است را به عنوان یک آسیب جدی گوشزد کرده اند:

  • ابن مسعود رضی الله عنه می گوید: إنا صُعِّب علينا حفظ ألفاظ القرآن وسُهِّل علينا العمل به، وإن مَنْ بعدنايُسَهَّل عليهم حفظ القرآن ويُصَعَّب عليهم العمل به.[3]
  • عَبْدَ اللهِ بْنَ عُمَرَ رضی الله عنهما  می گوید: ” لَقَدْ عِشْنَا بُرْهَةً مِنْ دَهْرٍ وَأَحَدُنَا يَرَى الْإِيمَانَ قَبْلَ الْقُرْآنِ، وَتَنْزِلُ السُّورَةُ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَنَتَعَلَّمُ حَلَالَهَا وَحَرَامَهَا، وَأَمْرَهَا وَزَاجِرَهَا، وَمَا يَنْبَغِي أَنْ نُوقَفَ عِنْدَهُ مِنْهَا، كَمَا تَعَلَّمُونَ أَنْتُمُ الْيَوْمَ الْقُرْآنَ، ثُمَّ لَقَدْ رَأَيْتُ الْيَوْمَ رِجَالًا يُؤْتَى أَحَدُهُمُ الْقُرْآنَ قَبْلَ الْإِيمَانِ، فَيَقْرَأُ مَا بَيْنَ فَاتِحَتِهِ إِلَى خَاتِمَتِهِ، وَلَا يَدْرِي مَا أَمْرُهُوَلَا زَاجِرُهُ، وَلَا مَا يَنْبَغِي أَنْ يَقِفَ عِنْدَهُ مِنْهُ وَيَنْثُرُهُ نَثْرَ الدَّقْلِ “[4]
  • یا جُنْدُبٍ رضی الله عنه می گوید:  كُنَّا مَعَ نَبِيِّنَا – صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- فِتْيَانًا حَزَاوِرَةَ، فَتَعَلَّمْنَا الْإِيمَانَ قَبْلَ أَنْ نَتَعَلَّمَ الْقُرْآنَ، ثُمَّ تَعَلَّمْنَا الْقُرْآنَ فَنَزْدَادُ بِهِ إِيمَانًا، فَإِنَّكُمُ الْيَوْمَ تَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ قَبْلَ الْإِيمَانِ .
  •  حُذَيْفَةَ می گوید: إنَّا آمَنَّا وَلَمْ نَقْرَأْ الْقُرْآنَ وَسَيَجِيءُ قَوْمٌ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ وَلَا يُؤْمِنُونَ[5]

آموزش احکام قرآن و سنت قبل از آموزش ایمان همان مسیر اشتباهی است که عده ای بدون توجه به مراحل پرورشی و آموزشی اسلام و بدون توجه به اخطارها و هشدارهای شاگردان رسول الله صلی الله علیه وسلم هنوز دارند طی اش می کنند .

(ادامه دارد……..)


[1]السنن ابن ماجه، أخرجه إبن ماجه و غيره

[2]مجموع الفتاوى 2/285

[3]الجامع لأحكام القرآن (1/40)

[4]رواه الطبراني في الأوسط، قال الحاكم وقال : صحيح على شرط الشيخين، ولا أعلم له علة ووافقه الذهبي أنظر : المستدرك على الصحيحين 1/35

[5]الفتاوى لشيخ الإسلام 6/ 650

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(51- قسمت)

حالا واضح و روشن است که آن علمی که ازآن صحبت می شود تنها «لا اله- الا الله» و همان چیزی است که تمام پیامبران برای آن آمدند :« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ» (نحل/36) ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم (و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است) که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید .

برای همین است که می فرماید: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ‏(بقره/256) بنابراین کسی که از طاغوت نافرمانی کند و به طاغوت کفر کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است اصلاً گسستن ندارد. و به همه ی مسلمین امر می کند که: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ(محمد/19) بدان که قطعاً هیچ معبود والهی جز الله وجود ندارد . و رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در همون ابتدای امر می فرمود:يَا أَيُّهَا النَّاسُ، قُولُوا: لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ تُفْلِحُوا. ای مردم! بگویید: «لا إله إلا الله» تا رستگار شوید.

 به عنوان مثال ما در گفتگوی کسانی که این علم«لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّه» به آنان داده شده است و آنانی که به آنان داده نشده است مثالهای زیادی رادر قرآن می توانیم پیدا کنیم مثل: وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ (قتال:محمد/16) در میان آنها کسانی هستند که به سخنانت گوش فرا می‌دهند، اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، به کسانی که خدابدیشان علم و دانش بخشیده شده است، می‌گویند: این مرد الآن چه گفت‌؟ . آنان کسانیند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است (یعنی کافرن چه پنهانش باشه یا آشکارش)، و از هواها و هوسهایشان پیروی می‌کنند .‏

حالا واضح و روشن است که آن علمی که الله تعالی در میان صدها و بلکه هزاران علم دیگری در اولویت قرارش داده  است و پیام تمام پیامبران در طول تاریخ و رسالت آخرین فرستاده بوده چیست ؟ با این توضیحی که الله در مورد علم و صاحبان علم می دهد به صورت حصری می فرمایند : إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر/28) تنها بندگان عالم، از خدا، ترس دارند.

الان دیگر مشخص شد که آن علمی که باید به مسلمین باسواد و بی سواد، زن و مرد، پیر و جوانی که تنها از سلامت عقلی و روانی برخوردارند باید داده بشه چه چیز است؟ بله، این همان کفر به طاغوت و ایمان به الله، یا:  فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ(محمد/19) یا:قُولُوا:لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ تُفْلِحُوا، «لا اله» (كفر به طاغوت) و «الا الله» (‏إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏) است، بله همین است. همین.  هر که به همه ی آن ایمان آورد «آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا» این کسی است که به آن علم داده شده است:أُولُو الْعِلْمِ و عالم است، هر چند که کاملا بی سواد باشد مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم یا اکثر قاطع صحابه، و اگربه همه آن ایمان نیاورد جاهل و نفهم است هر چند که مثل ابوجهل از باسوادترین افراد جامعه و از دکترها و پروفسورهای جامعه هم باشد.

خوب حالا الله تعالی به همه امر کرده است که باید این علم را قبل از هر عملی کسب کنیم: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ. (محمد/19) اما همه ی مردم اولا ممکن است عربی بلد نباشند و ثانیا امکان این برایشان  نیست که محل خودشان را ترک کنند و بروند یادش بگیرند، در چنین حالتی عده ای از مردم همان محل باید بروند و این را یاد بگیرند: وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ ‏(توبه/122) مؤمنان همگی نمی توانند بیرون بروند. باید که از هر قوم و قبیله‌ای، عدّه‌ای بروند تا در دین فهم پیدا کنند، و هنگامی که به سوی قوم و قبیله خود برگشتند آنان را بترسانند تا حذرکنند، احتیاط کنن و هوشیارباشند‏

این افرادی هم که از میان قوم و قبله ی خودشان برای فهم دین رفته اند و آن را فهم کرده اند باید این را به زبان مردم خودشان که می فهمندش یاد بدهند : وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ (ابراهیم/4) ما هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم مگر این که به زبان قوم خودش، تا برای آنان (احکام الهی را) روشن کند. و باید برای هم زبانها و اقوام خودشان طوری روشنش کنند«لِیُبَیِّنَ لَهُمْ» همونطوری که می توانند بچه های خودشان را بشاسند اینطوری رسول الله صلی الله علیه وسلم و قانون شریعت الله برای شان روشن و آشکار و بدون ابهام و شک و شبه باشد: یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ (بقره/146)

(ادامه دارد……..)