
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(37- قسمت)
شادی ناشی از مزاح و شوخی کلامی :
عبداللهبن حارثبن جَزْء رضیالله عنه می گوید: هیچ کسی را ندیده ام که به اندازه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم مزاح و شوخی کرده باشد اما مزاح و شوخیهای او همه حق بود، همچنین هیچ کسی را ندیده ام که بیشتر از رسول الله صلی الله علیه وسلم تبسم کرده باشد. جریر بن عبدالله الْبِجِلّی رضیالله عنه هم می گوید: بعد از آنکه ایمان آوردم هر وقت با رسول الله صلی الله علیه وسلم ملاقات می کردم در روی من می خندید . انس بن مالک رضی الله عنه هم می گوید: رسول الله صلى الله علیه وسلم از همه بذلهگوتر بود.[1] همچنین می گوید که رسول خدا صلى الله علیه وسلم فرمود: «رَوِّحُوا القُلوبَ سَاعَهً بَعْدَ سَاعَهٍ»؛ دلها را ساعت به ساعت شاداب و سرزنده سازید.[2]به همین دلیل است از سفیان الثَّوري رحمه الله پرسیدند: آیا مزاح و شوخی عیب است؟ گفت: نه، بلکه سنت است؛ چون رسول خدا صلى الله علیه وسلم فرمود: «إنی لأَمْزَحُ ولا أقولُ إلاّ الحقّ»؛ همانا من شوخی میکنم، اما جز حق سخنی نمیگویم. [3]
در اینجا هر شوخی و مزاحی که بر خلاف قانون شریعت الله باشد ناحق است، مثل :
- شوخی کردن به الله تعالی یا یکی از آیات یا قوانینش یا شوخی کردن به رسول الله صلی الله علیه وسلم . وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (توبه/65) اگر از آنان بازخواست کنی، میگویند: بازی و شوخی میکردیم . بگو : آیا به خدا و آیات او و پیغمبرش میتوان بازی و شوخی کرد؟! لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ کَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنکُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ کَانُواْ مُجْرِمِینَ (توبه/70) عذرخواهی نکنید . شما پس از ایمانآوردن، کافر شدهاید. اگر هم برخی از شما را (به سبب توبه مجدّد و انجام کارهای شایسته) ببخشیم، برخی دیگر را نمیبخشیم. زیرا آنان به جرم خود ادامه میدهند .
- شوخی نابجای دیگر مثل: دروغ گفتن برای خندان مردم : وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ بِالحَدِيثِ لِيُضْحِكَ بِهِ القَوْمَ فَيَكْذِب، وَيْلٌ لَهُ، وَيْلٌ لَهُ.[4]وای بر کسی که به دروغ صحبت می کند برای اینکه دیگران را بخنداند؛ وای بر چنین شخصی
- شوخی نابجای دیگربرای تولید شادی این است که ایجاد رعب و ترس و وحشت در دیگران کند : صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم تعریف می کنند؛ با رسول الله صلی الله علیه و سلم هم سفر بودند. یکی از افراد خوابش برد؛ دیگران رفتند بندی را آوردند و خواستند که با آن وی را ببندند؛ در این هنگام آن شخص از ترس پرید. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يُرَوِّعَ مُسْلِمًا» جایز نیست مسلمان برادر مسلمانش را بترساند [5]
- شوخی نابجای دیگری که بعضی ها برای تولید شادی ازآن استفاده می کنند مسخره کردن دیگران و عیب جوئی و دادن لقبهای زشت و غیبت است که از صفات منافقین و سکولار زده هاست و شخص مومن را به دایره ی مسلمین فاسق می کشاند که اگر توبه نکند جزو ظالمین است. بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ ۚ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (حجرات/11)
این شوخی های نابجا باعث اذیت مسلمین و ایجاد کینه می شود . رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يَخْذُلُهُ وَلَا يَحْقِرُهُ التَّقْوَى هَاهُنَا” وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، “بِحَسْبِ امْرِئٍ مِن الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ دَمُهُ وَمَالُهُ وَعِرْضُهُ”.[6] مسلمانان برادر همدیگراند و نباید یکی از آنان دیگری را مورد ظلم، و تحقیر قرار دهد و یکدیگر را تنها نمی گذارند، تقوا اینجاست ـ به سینه شان سه بار اشاره کردند ـ برای بدی انسان همین قدر کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر کند. خون، مال و عِرض و آبروی هر مسلمانی بر مسلمان دیگر حرام است.
بری حفظ آبروی دیگران لازم است اندازه شوخی و سن و جنسیت طرف مقابل را در نظر بگیرند . و نمیشود با هر کس یک شوخی را انجام داد. چون ممکن است شوخی به درد بچه ها یا نوجوانان و جوانان بخورد اما همین شوخی با یک بزرگسال یا کهنسال مایه ی اذیت و تمسخر و آبروریزی بشود . یا یک شوخی ممکن است به درد مردها بخورد اما برای زنها نه. همچنین برای حفظ آبروی خودمان لازم است با نادانها و احمقها و کسانی که شناختی ازآنها نداریم شوخی نکنیم . اینجاست که شخصی به سفیان بن عیینه رحمه الله گفت: شوخی کار ناپسندیده و نا خوشایندی است .سفیان به او می گوید : بلکه شوخی سنت است اما نسبت به فردی که در وقت و مکانش آن را انجام دهد.
از ابن عمر رضی الله عنهما پرسیدند: آیا صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم می خندیدند؟ ایشان جواب داد: بله؛ و ایمان در قلب هایشان مثل کوه محکم و استوار بود.
صحابه می خندیدند اما اسراف نمی کردند، چون اسراف و زیاده روی کردن در شوخی و خندیدن و تفریحات و وقت کشی ها هم مثل تمام اسرافها صدمات خاص خودش را دارد، اگر اسراف در غذا خوردن و نوشیدین باعث صدمه زدن به جسم می شود، اسراف در خندیدن هم باعث صدمه زدن به قلب می شود:رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند: وَلاَ تُكْثِرِ الضَّحِكَ، فَإِنَّ كَثْرَةَالضَّحِكِ تُمِيتُ الْقَلْبَ[7] زیاد نخندید زیرا زیاد خندیدن باعث مردن قلب می شود.
عمر بن خطاب رضی الله عنه هم می گوید:” کسی که زیاد می خندد از هیبتش کاسته می شود، و کسی که زیاد شوخی می کند به فرد سبکی تبدیل می شود، و هر کس در چیزی زیاده روی کند به همان چیز معروف می گردد . ” یعنی اهل آن می شود، مثلا به او می گوییم اهل لهو
(ادامه دارد……..)
[1] طبرانی
[2] ابوداوود در مراسیل، ترمذی در شمایل
[3] طبرانی
[4] سنن ابی داود و ترمذی
[5] سنن ابی داود و صححه آلبانی
[6] أخرجه أحمد (2/277 ، رقم 7713) ، ومسلم (4/1986، رقم 2564) . وأخرجه أيضًا: البيهقي (6/92، رقم 11276)
[7] أخرجه أحمد (2/310 ، رقم 8081) ، والترمذي (4/551 ، رقم 2305) ، وقال : غريب ، والبيهقى في شعب الإيمان (7/78 ، رقم 9543) .قال الألباني في \”السلسلة الصحيحة\” 2 / 637 :أخرجه الترمذي ( 2 / 50 ) و أحمد ( 2 / 310 ) و الخرائطي في \” مكارم الأخلاق \” قال الشيخ الألباني : ( حسن ) انظر حديث رقم : 100 في صحيح الجامع.





