درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(31- قسمت)

در شرایطی که در «وضع موجود»، اکثر مسلمین منفعل و به دور از میدانهای جهاد و مبارزه به سر می برند، و اکثرا به فکر پولدار شدن یا خرید زمین و املاک و وسایل خانه و خوردن خوراکهای متنوع و سفرهای تفریحی و نگاه کردن به فیلمهای سرگرم کننده و غیره هستند و آشکارا دنیا آنها را به بازی گرفته است: وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (أنعام/ 32)

در چنین شرایطی  که دنیا مسلمین را به بازی گرفته است و مسلمین حتی با وجود همدردی با سابقون الاولون مبارز سرزمین خودشان یا سایر سرزمینها چنان در مادی گرائی و فرد گرائی و دنیا دوستی و بیزاری از مرگ و دل نکندن از دنیا غرق شده اند که قدرت تحرک و جنبیدن ازآنان گرفته شده است و با وجود کثرتشان دشمنان بر آنان غلبه پیدا کرده اند: يُوشِكُ الْأُمَمُ أَنْ تَدَاعَى عَلَيْكُمْ كَمَا تَدَاعَى الْأَكَلَةُ إِلَى قَصْعَتِهَا فَقَالَ قَائِلٌ وَمِنْ قِلَّةٍ نَحْنُ يَوْمَئِذٍ قَالَ بَلْ أَنْتُمْ يَوْمَئِذٍ كَثِيرٌ وَلَكِنَّكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَّيْلِ وَلَيَنْزَعَنَّ اللَّهُ مِنْ صُدُورِ عَدُوِّكُمْ الْمَهَابَةَ مِنْكُمْ وَلَيَقْذِفَنَّ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ الْوَهْنَ فَقَالَ قَائِلٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا الْوَهْنُ قَالَ حُبُّ الدُّنْيَا وَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ[1] زود است که امت ها بر شما حمله کنند مانند حمله خورنده ها بر کاسه، کسی گفت: آیا به علت کم بودن تعداد ماست؟ فرمودند: نه بلکه شما زیاد هستید؛ اما مانند کف دریا می باشید و خداوند متعال هیبت شما را از قلب دشمان شما بیرون می کشد و در قلب های شما سستی را جا می دهد. کسی گفت: یا رسول الله سستی ما در چیست؟ فرمودند: در دوستی دنیا و کراهیت از مرگ.

زمانی که چنین وضعی پیش آمده است، زمانی که به دلیل دنیا دوستی مسلمین و دل بستن آنان به دنیا و بیزاری از مرگ، و حتی فراموش کردن مرگ و دنیای بعدی و زندگی اصلی آنان، مسلمین متفرق و دسته دسته شده اند و چنین وضعی بر ما تحمیل شده است، کار سابقون الاولون پیشگام تنها تفسیر منابع شرعی و وضع موجود و نظریه پردازی نیست، بلکه تغییر وضع موجوداست . کار ما فال بینی و تماشا کردن نیست، بلکه آماده کردن ملزومات و شرایط تغییراست، کار ما منتظر شدن تا فراهم شدن خیالی و توهمی و اتفاقی اسباب تغییر نیست، بلکه آماده کردن و تهیه کردن  ملزومات و شرایط تغییر و وحدت آگاهانه و هدفمند و کسب قدرت واقعی است.

 ما از هیچ گونه تلاش و دعوتی نسبت به این مسلمینی که دنیا آنان رابه بازی گرفته است و ارزش قیامت خودشان را فراموش کرده اند کوتاهی نمی کنیم، ما تنها آموزش های عقیدتی و عملی می دهیم و سعی می کنیم که با این آموزشهای عقیدتی و بخصوص عملی وظایف خودمان را در برابر آنان انجام بدهیم . ما  هرگز نباید همبستگی و اتحاد را که ضرورت درست کردن قدرت است  را از این مسلمین خسیس نسبت به قانون شریعت الله و دل باز نسبت به دنیا گدائی کنیم، تجربه ثابت کرده  است که این دسته از مسلمین چیزی به سابقون الاولون خودشان نمی دهند و بیشتر نظاره گر می شوند، پس ما نباید وحدت آگاهانه و هدفمند را از این دسته گدائی کنیم، و نباید منتظر ترحم و دلسوزی این دسته از مسلمین باشیم. این دسته از مسلمین در زمان مغولها و زمانها مختلف و هم اکنون آزمایش خودشان را پس داده اند .

وظیفه ی ما تنها و تنها دعوت و اقامه ی حجت نبوی و نهایت دلسوزی و آموزشهای عملی به آنها، و حرکت به سمت تشکیل شورای اولی الامر جهانی و تشکیل حکومت اسلامی علی منهاج نبوه است، ما مسئول اعمال آنها نیستیم : فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ *  لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ (غاشیه/21-22) تو پند و اندرز بده و یادآوری کن . چرا که تو تنها پند دهنده و یادآوری کننده‌ای و بس .‏ تو بر آنان چیره و مسلّط نیستی .

ما ازآنان گدائی وحدت و هم مسیر شدن نمی کنیم، ومنت کسی هم نمی کشیم، هر کسی که قصد دارد  برای اعلای کلمه الله و تشکیل امت واحده و جماعت واحده تسلیم فرمان الله بشود برای  خودش کرده است و سودش ابتدا به جیب خودش می رود : وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ(عنکبوت/6)

این دسته از مسلمین که دنیا آنان را به بازی گرفته است در هر جامعه ای و درهر تغییر و تحولی تنها و تنها نظاره گر هستند و تسلیم قدرت می شوند. برای آنها فرق ندارد این قدرت را چه کسی بر آنها اجراء می کند، مهم این است که در خیالشان آروز می کنند که به نفعشان باشد. اینها در هیچ دوره ای از تاریخ بشریت عامل تغییر و تحول بنیادی نبوده اند، هر چند که در انتخابات می توانند رای خودشان را به صندوقها بریزند و عددها را تغییر بدهند اما در فعالیتهای جهادی و عملی که در آن ممکن  است جانشان و متعلقات دنیایشان به خطر بیافتداینها هرگز کوچکترین تحرکی نکرده اند. برای همین کوچکترین تأثیر مثبتی هم بر جریان رو به جلو شریعت گرایان نداشته اند. اگردرزمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها 3 نفر دنیا گولشان زد و به همراه منافقین در جنگ تبوک شرکت نکردند، امروزه بیشتر از یک میلیارد مسلمان دنیا گولشان زده است و مجاهدین شریعت گرا را رها کرده اند  و تنها از دور و اکثرا از کانال ماهواره ها و سایر رسانه های اجتماعی کفار و از نگاه کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده ها به خواهر برادران آزادیخواه خودشان نگاه می کنند .

اگرآن دسته از برادرانمان که مسیر جهاد و حرکت به سمت و سوی تکامل و خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را اشتباه می روند و دارای صفات خوب و بدی هستند (قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ) را به خیل عظیم منافقین و سکولار زده ها – دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ – و همکاری آنها با کفار اشغالگر خارجی ومرتدین محلی در جنگ گرم و بخصوص روانی را اضافه کنیم، اگر تعداد مسلمینی که فریب این موجودات سکولار زده را هم خوردند به حساب بیاوریم واقعا معادله ی نگران کننده و گاه فاجعه آمیزی می شود.

در چنین شرایطی انجام دادن بزرگترین واجب عینی پس از ایمان به الله  که دفع دشمن صائل سکولار خارجی و مرتدین محلی و بیدارگری اسلامی است، تنها و تنها به عهده ی سابقون الاولون اندک هر قومی مختص می شود.

(ادامه دارد…….)


[1]أخرجه أبو داود (4299) وأحمد (37/82)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 

(30- قسمت)

 

در این صورت پیام اسلام و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع مسلمین و پیام تاریخ اسلام به صورت واضح و روشن این را به ما می رساند که : مجلس واحد شورای مجاهدین، حکومت بدیل اضطراری اسلامی و خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ تنها ابزارهائی هستند که باعث نازل شدن نصرت الله و نجات مسلمین از این ذلیلی و پستی هستند، و مسلمین را به عزتی که الله برایشان در نظر گرفته می رساند، و تنها این ابزارهای سه گانه هستند که مسلمین را به عنوان «خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» تبدیل می کند، و تنها این ابزارهای سه گانه هستند که مسلمین را به شاهدی برای هدایت دیگران« لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ» تبدیل می کند، و تنها با این سه ابزار است که مسلمین می توانند ادعا کنند که در مسیر ادای وظیفه و فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته اند، و تنها و تنها با این سه ابزار است که مسلمین می توانند  همچون رِبعی بن عامر رضی الله عنه  با عزم و اراده ای پولادین و اعتماد به نفس ادعا کنند که: ما آمده ایم تا بندگان خدا را از بندگی انسانها نجات دهیم و بنده خدایشان کنیم، و نیزآنان را از مشقات دنیایی نجات دهیم و آسایش دنیوی را به آنان هدیه بدهیم. همچنین آنان را از ستم ادیان به سوی عدالت اسلام راهنمائی کنیم .ما دین الهی را به مردمان عرضه می داریم. هر کس که آن را پذیرا شد، ما هم او را می پذیرم با او برادر می شویم و او و سرزمینش را به خودش واگذار می کنیم. اما هر کس که از پذیرش و تسلیم به خداوند سرپیچی کند، با او می جنگیم تا پس از شهادت به بهشت رویم یا پیروز گردیم»[1]

زمانی که با یکی از این «سه ابزار» قدرتی به دست نیاورده باشید و ادعای رِبعی بن عامر رضی الله عنه را در برابر طاغوتهایی چون رستم و دیگران داشته باشید یا در حال طنز گفتن وشوخی کردن به خودت و مخاطبینت هستی، یا جاهلی هستی که مسیر هدایت و روش جهاد به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم را گم کرده ای و تنها کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی و منافقین را به خنده و تمسخر خودت می کشانی . 

در توضیح این سه ابزار قدرتمند و روشهای شرعی استفاده ی مناسب از آنها لازم است گفته شود:

خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ زمانی که تشکیل می شود دیگر ما قدرت اداری و اجرائی بالاتر از این در دنیا نداریم، و هر گونه جنگ مسلمین با این بغی حساب می شود حالا فرق نمی کند این مسلمین در جائی حکومت هم داشته باشند مثل جنگ معاویه با علی بن ابی طالب و بر اساس اسلام هم حکم کنند؟،  یا نه، تنها مثل خوارج جماعت و گروهی باشند و بر علیه چنین حکومتی اعلان جنگ کرده باشند . در هر دو صورت غیر مشروع هستند . حتی اگر یک رهبر انتخاب شده باشد و در جای دیگری به رهبر دیگری بیعت داده بشود بیعت دومی باطل است و حتی دستور کشتن دومی هم صادر شده است. در اینجا کاری به میزان تقوای طرف مقابل نیست.

حالا اگرخِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  نباشد و حکومتی بدیل اضطراری اسلامی هم وجود داشته باشد باز قیام شورای مجاهدین تنها زمانی بر علیه این جایز است که منجر به حکومتی بدیل اضطراری اسلامی بهتر و قدرتمندتر و با کیفیت تر بشود یا منجر به باز گرداندن خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  بشود نه حتی چیز دیگری مثل همان حکومت بدیل اضطراری اسلامی.

اگر در سرزمینی این حکومت بدیل اسلامی هم نبود و تنها شورای موحد مجاهدین وجود داشت باز هرگونه قیامی بر علیه آن غیر شرعی است مگر اینکه این قیام منجر به تشکیل حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا منجر به تشکیل خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  بشود .

در تمامی این حالات باید در نظر داشت که ما دشمن شماره یکی به نام دین سکولاریسم و یهود و مرتدین محلی و دشمنان شماره دومی مثل مجوس و صابئین و دشمنان شماره سومی به نام نصارا  و دشمنان شماره چهارمی به نام منافقین و سکولارزده ها را داریم که در کمین ما نشسته اند، و حتی عده ای از مسلمین جاهل هم خودشان راجاهلانه دشمن صائل ما کرده اند . پس هر قیام و حرکتی از پائین به بالا باید سنجیده شود، هوشیارانه و با بصیرت باید انجام بشود و نباید تحت هیچ شرایطی این دشمنان آشکار و پنهان خودمان را نادیده بگیریم .

علاوه بر آن لازم است و باید به این نکته هم دقت کنیم که خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ محصول درجه یک مسلمین است و حکومت بدیل و نازل اسلامی محصول درجه دو و اضطراری مسلمین است و مجلس شورای مجاهدین هم محصول درجه سه و اضطراری مسلمین است که در صورت نبود محصولات درجه یک و دو به وجود آمده است . حالا هر کسی سعی کند آگاهانه و به میل خودش محصول درجه یک مسلمین را به درجه دو و محصول درجه دو مسلمین را به درجه سه تبدیل کند بدون کوچکترین شکی بزرگترین ضربات را بر مسلمین وارد کرده است، و اگر دشمن آگاهی نباشد قطعا در مسیر اهداف دشمنان آگاه و بر علیه منافع مسلمین کار کرده است، مثل تبدیل خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به حکومت بدیل اسلامی بنی امیه.

فاجعه بار تر از این زمانی است که حکومت بدیل اضطراری اسلامی مثل عثمانی ها تبدیل بشود به اینهمه حکومت طاغوتی کافر سکولار و تبدیل بشود به اینهمه گروهها و دسته های مختلف اسلامی که حتی از یک شورای متحد مجاهدین هم بی بهره هستند؛ و یا حتی گروههائی مثل ائتلاف شمال افغانستان با کمک کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی حکومت بدیل اسلامی طالبان را نابود کنند و به جایش کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی را حاکم کنند . حماقت، مصیبت و جنایتی بالاتر از این نمی تواند وجود داشته باشد که خودش مسبب دهها و بلکه هزاران جنایت دیگر می شود . زمانی که عده ای از تاجران جهاد و دسته های از منافقین و سکولار زده ها و مرتدین به این شکل با وضع موجود مسلمین بازی و معامله می کنند، وضع نگران کننده ای بر مسلمین حاکم شده است که شرایط جهاد و حرکت به سمت جلو را برای سابقون الاولون هر جامعه ای حساس کرده است .

(ادامه دارد…….)


[1]ابن كثير ، البداية و النهاية/الجزء السابع/غزوة القادسية

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(29- قسمت)

در این صورت ما برای مقابله با دشمنانمان و برای پیش بردن جهادمان و مبارزاتمان و رسیدن به اهدافمان به سه ابزار مهم و سه کانال مهم نیازمندیم :

1-   خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست

2-   حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند

3-   شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .

غیر از این «سه ابزار» که همه یک رای واحدی را بر اساس اجماع واحدشان ارائه می دهند و امت واحدی را تشکیل می دهند و جماعت واحدی را تشکیل می دهند دیگر هیچ ابزار دیگری برای مسلمین وجود ندارد که بتواند به پیروزی و نصرتی که الله وعده اش را داده دست پیدا کند، و هر چه بعد از این «سه ابزار» آگاهانه، هدفمند و حرکتی وجود دارد کلا تفرق و سستی و ذلیلی و هدر رفتن انرژی مسلمین است.

زمانی که این «سه ابزار» وجود نداشتند که جماعت واحد را تشکیل بدهند و یا شما هم نتوانستید در تولید یکی از این ابزارها فعال باشید بهترین راه این است که از تمام راههای انحرافی دیگر که غیر از ذلیلی و پستی و حقارت و نابودی و شکست چیزی در بر ندارند دوری کنید تا زمانی که یکی از این «سه ابزار» که در حالتهای مختلف نمایندگی جماعت واحد مسلمین را می کنند به وجود بیایند:  رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ به سوال حذیفه رضی الله عنه در معرفی دو تا از شرهائی که دامنگیر مسلمین می شوند به دو گروه در میان مسلمین  اشاره می کند یکی «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و دیگری «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» اشاره می کند .

حذيفه بن يمان رضي الله عنه می گويد: مردم از رسول الله صلي الله عليه و سلم در مورد خير سؤال مي كردند؛ ولي من از شر و بدي از ایشان مي پرسيدم تا مبادا به آن گرفتار شوم.مَخَافَةَ أَنْ يُدْرِكَنِي.عرض كردم:اي رسول خدا، ما در جاهليت و شر بوديم! خداوند اين خير را براي ما فرستاد، آيا بعد از اين خير و هدايت شري خواهد آمد؟ در جواب فرمود: آري، گفتم: آيا بعد از آن شر، خير خواهد آمد؟ فرمود: بلي، لیکن در آن نوعي آلودگي وجود دارد.عرض كردم: آلودگي آن در چيست؟ فرمود :قومي خواهد آمد كه به غير از هدايت (سنت و دین) من ديگران را راهنمايي مي كند، برخي از کارهای شان (معروف و برخي ديگر منكر) است.قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ؛ گفتم: آيا بعد از آن خير شري خواهد آمد؟ فرمود:آری، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارند دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ هركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛عرض كردم: اي رسول خدا، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود:آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند؛گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود:با جماعت مسلمانان و امام شان باش. تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ . گفتم: اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ ، فرمود : در آن صورت از همه گروه ها و فرقه ها دوري گزين اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی . قَالَ فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[1]

ما در این چند ساله هر دو گروه را دیده ایم، گروهی که در مبارزاتشان آلودگی دارند، و به دلیل تقلید نابجا از مفتی های آل سعود و مفتی های کتابخانه ای ساکن در دارالکفر، جهل، تند روی، کینه و نفرت نابجا و سایر آلودگی های نفسانی، مسیری غیر از مسیر جهاد و مبارزه به شیوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را می روند و به مسیری غیر از شیوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم مردم را راهنمائی می کنند که هم صفات خوب و پسندیده ای دارند و هم صفات منکر و ناپسندی دارند . قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ. و دسته ی دیگر احزاب متعدد و متفرق و دارو دسته ی منافقین و سکولار زده ها هستند که آشکارا با شعارهای دینی و با تأویل و تفسیر غلط آیات و بازی با کلمات مردم را به سوی جهنم دعوت می کنند . دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ.

بله، تنها الله تعالی جماعت واحد مسلمین را به رسمیت می شناسد و این راهدایت رسول الله صلی الله علیه وسلم می داند و پیروزی خودش را هم تنها نصیب جماعت واحد مسلمین می کند. و می دانیم  که تنها این جماعت واحد هم از طریق آن سه کانال و«سه ابزار»  خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ، حکومت بدیل اضطراری اسلامی و مجلس واحد شورای مجاهدین به وجود می آید، و هیچ راه دیگری برای تولید جماعت واحد از کانال دیگری وجود ندارد.

(ادامه دارد…….)


[1] متفق علیه / البخاري في صحيحه واللفظ له في كتاب الفتن – بَاب كَيْفَ الْأَمْرُ إِذَا لَمْ تَكُنْ جَمَاعَةٌ (وكذا رواه مسلم وابن ماجه

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(28- قسمت)

 الله تعالی در برخورد با دشمنان قانون شریعتش در همان اولین آیه ای که اجازه ی جهاد در آن داده شده است فورا به ثمره ی برجسته ی دنیوی این جنگ می پردازد، نصر و پیروزی؛  و می فرمایند: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ‏(حج/39) و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند.‏ قاعده ی کلی الله در برخورد قهرآمیز و خشونت طلبانه با دشمنانش همین بوده است . پیروزی. و الله تعالی  پیروزی را حق مسلمین می داند نه دشمنان آنها؛ و خودش، یاری کردن و پیروز کردن دوستانش بر دشمنان را بر خودش واجب کرده است:

  • «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَکَانَ حَقّاً عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ» (روم/ ۴۷) «ما قبل از تو پیغمبرانی را به سوی اقوامشان فرستاده‌ایم و آنان دلائل واضح و آشکاری برای این اقوام آورده‌اند. پس ما از مجرمین انتقام گرفته‌ایم ( و مؤمنان را یاری کرده‌ایم ) و همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است‏».
  • «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ (حج/ ۴) «و مسلماً الله یاری می‌کند کسی‌ که (دین) او را یاری دهد، بی‌گمان الله قوی پیروزمند است.
  • «وَلَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ -إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ – وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ» (صافات/ ۱۷۱-۱۷۳) «و به راستی وعده ما برای بندگان فرستاده ما از پیش صادر شده است. که هر آینه آنها یاری شدگانند. و بی‌گمان لشکر ما پیروزند».

اما در برابر نفرموده است شما همین طوری بنشینید و منتظر بمانیند و بدون ازدواج منتظر نازل شدن بچه یا بدون کشت منتظر برداشت باشید، بلکه برای رسیدن به این هدف اسبابی را قرار داده است که باید از آنها استفاده بشود؛ ما فریفته ی اسباب نمی شویم، اسبابِ زیاد ما را مغرور نمی کند، بلکه با تهیه ی این اسباب بر الله توکل می کنیم و منتظر قدر الهی می شویم . ما ازدواج می کنیم و بعد برای بچه دار شدن بر الله توکل می کنیم .  

دعا کردنهای ما هم پس از فراهم کردن اسباب است: رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ  «فَآمَنَّا» رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (آل عمران/193)  پروردگارا ! ما از منادی شنیدیم که (مردم را) به ایمان به پروردگارشان می‌خواند و ما ایمان آوردیم (اکنون که چنین است( پروردگارا ! گناهانمان را بیامرز و بدیهایمان را بپوشان و ما را با نیکان بمیران .‏

ما دارو را تهیه می کنیم و ازآن استفاده می کنیم و بعد از الله تعالی می خواهیم که سلامتی را به مان برگرداند . به همین ترتیب رسول الله صلی الله صلی الله علیه وسلم برای اداره ی زندگی انسانها در مسافرت از 3 نفر به بالا از مکانی به مکان دیگر دستور به «وحدت دستور» و «وحدت فرماندهی» و «وحدت عمل» داده است و می فرماید: إِذَا خرج ثَلاثَةً فِي سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّرُوا أَحَدَهُمْ[1]  «هرگاه سه نفر برای سفری خارج شوند، باید یکنفر را بر خود امیر سازند.»  این یعنی تولید یک امت کوچک و یک جماعت کوچک برای رسیدن به یک هدف کوچک. حالا برای مسافرت از جامعه ی جاهلی به جامعه ی اسلامی هم بدون شک نیاز به وحدت فرماندهی و وحدت دستور و وحدت عمل وجود دارد . وحدت در تمام این حرکتها و مسافرتها یک ابزار است برای رسیدن به هدف. تنظیمات و سازماندهی های بعدی پوشش این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است.

 سازماندهی و تنظیمات پوسته ی گردو هستند و وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مغز این گردو است، اگر این مغز نباشد و درون سیاه و به درد نخور باشد این سازماندهی و تنظیمات و پوسته هم بی ارزش و پوچ است، حتی برای جماعتها و احزاب بسیار مضر هم می شود؛ چون این تشکیلات و پوسته قدرتی به آنها می دهد که باعث ضربه زدن به وحدت مسلمین و حرکت به سمت و سوی  تشکیلات زدگی و تشکیلات پرستی و شرک فرقه سازی و حزب سازی و مذهب سازی و « كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» می شود .

برای جلوگیری از چنین آسیبهائی الله تعالی تنها شورای واحد و امت واحد و جماعت واحد را به رسمیت می شناسد، و پشتیبانی خودش را تنها مشمول جماعت واحد مسلمین می کند نه امتهای متعدد و جماعتهای متعدد و متفرق، و این یعنی حرکت به سمت و سوی یک سازمان منسجم و منظم وحدت گرای آگاهانه و هدفمند، برای  متمرکز کردن انرژی مبارزاتی مسلمین، و جلوگیری کردن از هدر رفتن انرژی مبارزاتی و جهادی آنها به جای آنهمه سازمانهای کوچک متفرق و متعدد ضعیف.

ما این مرحله ی تجمع تمام سازمانهای کوچک یا جمع شدن تمام شوراهای کوچک در یک سازمان و یک شورای بزرگ را اولین قدم به سمت و سوی شورای اولی الامر واحد و امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحد می دانیم که این توانائی را دارد یا یک قدم کوچک بردارد یا یک قدم بزرگ . قدم کوچک آن تبدیل شدن این شورای واحد متشکل از جماعتهای متعدد به یک حکومت بدیل اضطراری اسلامی است و قدم بزرگتر آن تبدیل شدن آن به  خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  است که غایت و هدف این تلاشها محسوب می شود .

(ادامه دارد…….)


[1] أخرجه أبو داود [رقم/2608]، وأبو عوانة في صحيحه [4/ 514]، والطبراني في الأوسط [8/ رقم/ 8093]، والدارقطني في «الأفراد والغرائب/أفراده» [2/231/الطبعة التدمرية]، والطحاوي في المشكل [12/ 38]، والبيهقي في سننه [رقم/10131]، والبغوي في «شرح السنة» [11/22-23]، وابن عبد البر في التمهيد [7/20]، الألباني في ” السلسلة الصحيحة ” 3 / 314 : /  الترمذی  وغيرهم

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(27- قیسم)

بله، ما در سرزمینی هستیم که در آن جبراً صلح حدیبیه بر دیکتاتوری دین سکولاریسم و نوکران آن تحمیل شده است. این وضع فعلا در هیچ یک از سرزمینهای مسلمان نشین بر احزاب و گروههای سکولار تحمیل نشده است، و الان هم دشمن صائل سر سفره ی مسلمین، و حتی دشمن صائل مسلمین در عراق و سوریه و ترکیه هم همین سکولارهای جهانی و منطقه ای با پشتوانه ی همین سکولاریستهای مرتد کورد هستند . جنایاتی که اینها در حق اهل سنت عراق و سوریه خلق کرده اند بر کسی پوشیده نیست.

 درک وضع موجود، تفسیر وتحلیل آن، و استفاده ی به موقع وبه روز از نتایجی که از این درک و تجزیه و تحلیل به وجود می آید ، وتعیین استراتژیها و تاکتیکهای دور و نزدیک اسلامی مسلمین متناسب با این درک و تجزیه و تحلیل است که میزان پیشرفته بودن یا عقب ماندگی هر فرد وجماعت اسلامی را بر جسته می کند، و نشان می دهد این جماعت و این شورای مسلمین به امروز تعلق دارد یا مال امروز نیست و به این جامعه تعلق ندارد، بلکه مال دهه های گذشته و حتی قرون گذشته ست و به درد امروز ما نمی خورد.  

ما به برادرانمان در کوردستان و احفاد و نوادگان صلاح الدین ایوبی سفارش کردیم که باید درک کنند  در وضع اضطراری موجود آنها در بخشی از سرزمین های غرب ایران زمین مشغول «جنگی سرد » با تمام مظاهر ارتداد ودیکتاتوری دین سکولاریسم با مذاهب مختلف آن و منافقین و سکولار زده های همسو با آنها هستند، و در عین حال در «صلحی مسلح وگرم» با دیکتاتوری دین سکولاریسم و احزاب رنگارنگ و مرتد محلی سکولاریستی به سر می برند که وضع موجود حکومت شیعه مذهب ایران آنرا بر آمریکا ومرتدین محلی و سکولار زده های بومی تحمیل کرده است . این وضع را آنان بر کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده های بومی تحمیل نکردند، بلکه حکومت شیعه مذهب ایران تحمیل کرده است، اما آنان می توانند از این موقعیت و فرصت استثنائی در بین تمام کوردهای جهان سود ببرند .

درک به روز این دو مقوله ی «جنگ سرد و صلح مسلح» مثل آب نیاز حیاتی تمامی  مسلمین شریعت گرای این مناطق است. اینجا بود که مسلمین شریعت گرای ما درغرب ایران زمین به بخشی از پاسخ چه باید کرد خودشان رسیدند،  و بدور از تعصب جاهلی و به دور از کینه و تنفر جاهلی متوجه شدند که نیاز امروز آنان در این حالت اضطراری برای محافظت از خودشان همچون یک مسلمان شریعت گرا چیست؟ و باید دنبال اسباب وپاسخ هایی باشند که  برای نیاز روز وسوال روزشان دراین حالت ضرورت و اضطراری که پیش آمده  است جواب مناسبی داشته باشد.   

بله، مسلمین با محافظت از جانشان باید از دین الله و بندگان الله به عنوان دو امانت گرانبهاء محافظت کنند، و حتی در صورت لزوم با فداکردن جانشان و دنیایشان از دین و ایمانشان و مسلمین محافظت کنند، اما از کانال شرعی آن. در این صورت برای محافظت از این دو امانت ارزشمند باید مواظب خودشان باشند: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ (مائده/1015) ای مؤمنان ! مراقب و مواظب خود باشید. علاوه بر این مسلمین  برای اداره زندگیشان و مبارزه با دشمناشان نیاز به تهیه کردن اسباب دارند، پس از تهیه کردن آگاهانه ی این اسباب است که توکل به الله و قضاء و قدر معنی و مفهوم خودش را به دست می آورد. بین«توکل به خدا» و «واگذاری امور به خدا» تفاوت زیادی وجود دارد . شترت را ببندو برخداتوکل کن. قَیِّدها وتَوکَّلْ.

رسول الله صلی الله علیه وسلم سرور متوکلین به الله بود، اما برای هر کاری از اسباب لازم همان کار نهایت استفاده را می کرد، بخصوص برای نازل شدن نصر و پیروزی بر دشمن تمام اسباب لازم را تهیه می کرد. عمر رضی الله عنه گروهی را دید، چنان فکر می‌کردند که توکل به معنی ترک اسباب است و از کار و عمل دوری کردند و دچار ناتوانی و سستی شدند. عمر رضی الله عنه به آن‌ها گفت: شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما اهل توکلیم. گفت: دروغ گفتید، شما اهل توکل نیستید؛ کسی دارای توکل است که دانه را در زمین می‌کارد بعداً به خدا توکل می‌کند[1]

 بله، کسی اول ازدواج می کند بعد برای بچه دار شدن به الله توکل می کند شما که هنوز ازدواج نکرده اید و اسباب بچه دار شدن را تهیه نکرده اید آرزوی بچه دار شدن و توکل به الله برای بچه دار شدن مسخره کردن خودتان است  .

(ادامه دارد…….)


[1] روایت حاکم و ابن ابی دنیا و عسکری از معاویه بن قره.

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(26- قسمت)

برای همین  بیبَرس به قُطُز که اورا دشمن اصلیش می دانست  نامه ای نوشت و ازاو درخواست صلح کرد و به سوگند از او خواست درخواستش راقبول کند، یعنی قسمش داد که درخواستش را قبول کند . سیف الدین قُطُز  هم درخواستش را قبول کرد. در نتیجه بیبَرس همراه با همرزمانش به مصر رفتند و زیر پرچم قطز قرار گرفتند. پس از این اتحاد بود که بیبرس تبدیل به آن فرماندهی شد که مسلمین از پیروزی هایش بر مغول و صلیبی‌ها و ارمن‌ها و فرق منحرف داخلی دلشاد شدند. و برای اولین بار مسلمین توانستند جلو حملات نیروهای متحد مغول (آمریکای آن زمان) را بگیرند . قبل از آنهم دیدیم که صلاح الدین ایوبی هم برای مقابله با صلیبی ها وارد نظام و سیستم حکومتی شیعیان فاطمی مصر شد و به سمت و سوی وحدت حرکت کرد و با این وحدت به قدرت رسید و الله نصرتش را نازل کرد و به فتح رسید .

همین الان هم مغولها در قالب آمریکا به همراه متحدینشان بر مسلمین یورش آورده اند و با بمبهای اتمی و اورانیومی و شیمیائی و چند تنی و با تبلیغات وسیع وپر هزینه ی رسانه های ماهواره ای و کانالهای اینترنتی، اجتماعی و کتب درسی فاسد و غیره جنگی گرم و سرد و روانی را به صورت همه جانبه بر مسلمین تحمیل کرده اند، و خطر ناکتر از زمان مغول اینکه مستقیما ایمان مسلمین را هدف گرفته اند، و از کانال مرتدین و منافقین و سکولار زده های محلی و بومی در حال فریب وتخریب هویت دینی  مسلمین هستند که بسیاری از برادران، خواهران وخویشاوندان ما را هم آلوده کرده اند .

 این مصیبت و بلائیه آشکار و واضح که همه  آن را می بینیم، اگرهمین الان و  به موقع چاره ای اندیشیده نشود قطعاً بدانید که فردا دیر خواهد بود. چرا؟ چون ما تجربه اندلس، یزیدی های عراق و علی الهی های هورامان و علوی های ترکیه و اسماعیلی ها و دروز و نصیریه و قرمطیه و صفویه و قاجاریه وصدها مصیبت دیگردر قرون گذشته، و ارتداد عمومی به یکی از مذاهب دین سکولاریسم چون کمونیسم و لیبرالیسم و سوسیال دموکراسی و غیره در یکی دو قرن گذشته را داریم .

ما در افغانستان حکومت طالبان را داشتیم حکومتی حنفی مسلکِ ماتریدیِ اکثرا دیوبندی که در میان مردمانش صدها آلودگی عقیدتی و رفتاری وجود داشت . عده ای مثل ما، مثل صلاح الدین ایوبی اقدام کردیم، و دسته ای دیگرهم گول سلفی های درباری آل سعود را خوردند و به بهونه های پوچ برادرانشان را در برابر کفار اصلی و مرتدین رها کردند، و دسته ای از خائنین هم ائتلاف شمال را به وجود آوردند و جانب مغول زمان، ناتو و آمریکا و روسیه و چین را گرفتند و مسبب جنایات و فجایعی شدند که سالهای سال است تا کنون ادامه دارد و هنوز دارد قربانی می گیرد .

در همان اوایل هم ما به مسلمین خودمان درکوردستان توضحیح دادیم که جهاد آنها از قاعده ی «الجبهة الإسلامية العالمية للجهاد ضد اليهود والصليبيين» پیروی نمی کند، بلکه از «القاعده الجهاد ضد سکولاریسم» یا بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن پیروی می کند.  دشمن آشکار ما رهبریتش در دست سکولاریستهای جهانی و مرتدین سکولار محلی و منافقین سکولار زده ی بومی است . و این سکولاریستهای جهانی و محلی تا جایی که بتوانند از یهود و نصارا و تمام فرق و مذاهب اسلامی بر علیه مسلمین به عنوان یک ابزار استفاده می کنند، و به نسبت جمعیت مسلمین جهان، بیشترین کسانی که در سرزمینهای مسلمان نشین در اختیار این کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی هستند بدون شک مسلمان زاده های فرق معروف به اهل سنت و به دنبال آن فرق شیعه هستند .

حالا ما در میان کوردها آن چه که شاهدش هستیم احزاب سکولار و مرتدی هستند که جریان ارتداد عمومی را با حمایت و پشتیبانی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی چندین دهه ست از زمان استالین و قاضی محمد مرتد تا کنون با تولید اولین حزب ارتدادی به راه انداختند، و  همین مرتدین سکولار محلی ملت مسلمان ما را با تبلیغات مسموم منافقین و سکولار زده ها ذلیل و نوکر و ابزار دست دشمنانمان کرده اند که کسی منکر آن نیست ،چون همین الان هم این نوکری هنوز ادامه دارد و همه دارند می بینندش. در چنین اوضاعی که ارتداد عمومی به دین سکولاریسم گریبانگیر اکثر خانواده های ما شده است ما در ایران بر خلاف عراق و سوریه و عراق صاحب یک حکومت مذهبی شیعی 12 امامی هستیم که همچون یک سپر و بدیل اضطراری می تواند برای ملت ما عمل کند، چیزی بسیار اسلامی تر از نظام فاطمیان شیعه ی 6 امامی اسماعیلی مصر که صلاح الدین ایوبی برای روبرویی با تهاجمات جنگهای صلیبی ازآن استفاده کرد.

ما در چنین اوضاع و احوالی و در همان زمانی که طالبان هنوز بر افغانستان حاکمیت داشت به نوادگان صلاح الدین ایوبی پیشنهاد دادیم که  این حکومت شیعه مذهب ایران، به نسبت تمام سرزمین های اطرافمان برای آنها یک نعمت و بشارت یک فرصت مناسب، وحکم «صلح حدیبیه» برای مسلمین شریعت گرا برای تجهیز درونی ومادی، ودر واقع «صلحی مسلح وگرم» در برابر دیکتاتوری مهاجم سکولاریستی به رهبری کفار آشکار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده های بومی را دارد؛ و حق ندارند در درک وضع موجود خودشان به دلیل تنفر نا بجا دچار اشتباه بشوند و بخصوص فریب سلفی های درباری آل سعود و رسانه های آنها را بخورند و از عدالت دور بشوند که : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏(مائده/8)ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری نکنید . دادگری کنید که دادگری به پرهیزگاری نزدیکتر است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(25- قسمت)

عده ای از برادران نا متعادل ما مثلا می گویند صلاح الدین ایوبی با ورودش به این حکومت کافر شده است، دسته ای دیگرمی گویند اصلا او قبلا هم کافر بوده است، چرا؟ چون عقاید صوفیانه داشته است. یا می گویند نه کافر نشده است چون نیتش این بوده است که حکومت شیعه های اسماعیلی را از بین ببرد برای همین وارد حکومت آنها شده است . در حالی که تمام مدارک و اسناد هم خلاف این را نشان می دهند.

 این دوستان نامتعال ونامیزان ما چون دلیلی ندارند به نیت صلاح الدین اشاره می کنند در حالی که هیچ انسان عاقلی نمی تواند این طوری به خودش توهین کند و نیت و قلب شخصی را معیار قرار بدهد که تمام مدارک و اسناد خلاف این را ثابت می کنند . اینان  با چنین واکنشهائی یا دوستان و برادران نامتعادل و نامیزان ما هستند یا دشمنان آگاه و برنامه ریز ما .

ما از بعضی عقاید و رفتارهای غلطی که این حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی قطعا داشتند و دارند حمایت نمی کنیم، بلکه بر این باوریم که باید به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم و با در نظر گرفتن  اینکه تلاش جهت از بین بردن منکر کوچکی منجر به منکر بزرگی نشود، یا تلاش برای از بین بردن منکر بزرگی منجر به ایجاد منکر بزرگتری نشود، حجت نبوی را به این شخص یا گروه یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی برسانیم و وظیفه  ی امر به معروف و نهی از منکر را انجام بدهیم .

چون می دانیم که مسلمین تحت فرمان این حکومتها و امیران بودند، و مسلمین بر علیه کفار جنگ کردند، و می دانیم که در این جنگ اهل قبله با کفار دو دسته بیشتر هم وجود ندارد. الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ.  خوب حالا اینها کافر بودند یا مسلمان؟ مردم سرزمینهائی که اینها فتح کردند مسلمانشان کردند یا کافرشان کردند؟ اگر مسلمان بودند پس سرزمین تحت حاکمیت آنان هم می شود دارالاسلام، و اگر کافر بودند پس سرزمین تحت حاکمیت آنان هم می شود دارالکفر.

پس این مسلمینی که تحت فرمان این حکومتها و این امیرها و فرماندهان در آمدند و برایشان  جنگ کردند جند الطاغوت نیستند هر چند که این مسلمینِ «اهل تأویل» به دلیل عذرهای شرعی که دارند صفاتی از صفات طاغوتها را هم درخودشان جا داده باشند که به ارتدادشان ختم نشده باشد، و لازم است تحت فرماندهی این امیران فاجر هم جهاد را در یک صف و هماهنگ بر علیه دشمنان متحد به پیش برد.

می دانیم زمانی که حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ پس از خلفای راشدین منهدم شد، به دنبال این مصیبت بزرگ، امت واحد و جماعت واحد هم منهدم شد و امتهای مختلف و جماعتهای مختلفی جایگزین شدند. در برابر این مصیبت بزرگ حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی به وجود آمدند که در نبود شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد، زمینه را برای تولید انواع فرق و مذاهب فراهم کردند، و مسلمین نتوانستند که در برابر تولید سرطان تفرق درمانی به موقع و قاطع ارائه دهند . تلاشهای فردی علمای بزرگوار هم نتوانست راه علاج مناسبی برای این سرطان و بیماری گسترده بشود. برای  همین ما علاوه بر آنکه از نعمت و کارکرد کامل قانون شریعت الله در جامعه محروم شدیم ، مورد تهاجم انواع بیماریهای عقیدتی و درونی هم واقع شدیم، که تفرق و تولید جنگهای داخلی و حتی ارتدادهای عمومی بسیاری از سرزمینهای مسلمان نشین نمونه ی بارز این مصیبت بوده اند .

با تمام این احوال همین حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی در طول تاریخ توانستند که از مسلمین در برابر کفار آشکار خارجی و مرتدین محلی محافظت کنند، و حتی زمانی که یک کافر آشکار خارجی به مسلمین حمله می کرد مسلمین همگی سعی می کردند پشت سر یکی از این حکومتهایی که خودشان هم با او مخالف بودند متحد بشوند. این از بدیهیات تاریخ مسلمین است که صدها نمونه در این زمینه وجود دارد، مثل ابن تیمیه در هنگام حمله ی مغول یا  مثل اتحاد ظاهر بیبَرس Baibars و سیف الدین قُطُز علیه مغول . کمی این را توضیح بدهم ممکن است مفیدتر بشود:

ظاهر بیبَرس Baibars درگیریهای خونینی با سیف الدین قُطُز در مصر داشت اما باکشته شدن فرمانده اش اقطای جمدار در سال ۶۵۲ هجری همراه با چهار هزار تن از همرزمانش از مصر به شام فرار کرد. بیبرس و سربازانش در این سرزمین هم جنگهای خونینی هم با ایوبیان کردند هم با نیروهای سیف الدین قطز. اما زمانی که در سال ۶۵۶ هجری خبر سقوط بغداد توسط مغول به گوشش رسید، تازه فهمید که خطر کفار آشکار خارجی و نوکران محلی آنان همه‌ی مسلمین را تهدید می‌کند. برای  همین در سال ۶۵۷ هجری به ملک ناصر یوسف حاکم حلب نامه نوشت و از او خواست ۴۰۰۰ سرباز را همراه او یا فرماندهی غیر از او بفرستد تا بر رود فرات نگهبانی بدهند و اجاز ندهند مغولها و متحدین محلی آنها برای عبور سربازانشان به سمت شام بر رود فرات پل ببندند، اما ملک ناصر درخواستش را قبول نکرد.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(24- قسمت)

در این حرکت آگاهانه و هدفمندی که از شخص و جماعت و شورای جماعتها و حکومت بدیل اسلامی شروع می شود و در نهایت به خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  و شورای اولی الامر جهانی و امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحد مسلمین ختم می شود ما هر حرکتی به سمت بالا و رو به جلو و وحدت را به نفع مسلمین و پیشرفت، و هر گونه حرکتی به سمت پائین و عقب روی و تفرق را به ضرر مسلمین و ظلم آشکاری می دانیم . 

دیدیم که حکومتهای بدیل اسلامی هم خودشان به درجات مختلفی تقسیم می شوند و همه دریک سطح نیستند. حالا اگر یک حکومت بدیل اسلامی ضعیف تر تبدیل بشود به یک حکومت بدیل  اسلامی قوی تر قطعا به نفع مسلمین است. صلاح الدین این کار را کرد . عباسیان هم همین کار را با امویای ضعیف کردند و عثمانیها هم همین کار را با حکومتهای متفرق و ضعیف کردند .  زمانی شرکت درحکومتهای بدیل اضطراری و حتی جماعتها و وشوراها هم مشروعیت دارد که مسلمین را در برابر اینهمه دشمن کافر آشکار و پنهان یک قدم به جلو ببرد و اگر مسلمین را به عقب برگرداند شرعیت خودش را از دست می دهد .

مهم این است که مسلمین به جلو بروند نه میزان تقوای هر یک از طرفین . این همان معیاری بود که سپاهیان تحت فرمان بنی امیه در جنگ با عبدالله بن زبیر در نظر گرفته بودند . اینان به میزان تقوا و پرهیزکاری عبدالله بن زبیر رضی الله عنهما شک نداشتند اما مطمئن بودند که این شخص مسلمین را به وحدت خواسته شده نمی رساند و نمی تواند آنا ن را به حداقل اهداف و مقاصد شریعتی که باید توسط یک حکومت بدیل اضطراری اسلامی تأمین بشود برساند. برای همین بدون در نظر گرفتن میزان پرهیزگاری و تقوای عبدالله بن زبیر در لشکر آلوده ی بنی امیه شرکت کردند و آنهمه مصیبت وارد شده به اهالی مکه و مدینه و دیگر شهر ها را به قیمت وحدت فراگیر مسلمین و پرهیز از تفرق و وحدت دستور و وحدت فرماندهی پذیرفتند، و این وحدت فراگیر تحت یک پرچم حاکم فاجر را بیشتر به نفع مسلمین می دیدند تا تفرق تحت پرچم یک امیر پرهیزکار را.

این قضیه ی سرکوب حکومت عبدالله بن زبیر رضی الله عنهما و حضور نزدیک به 19 ساله ی صلاح الدین ایوبی رحمه الله در وزارت حکومت شیعیان اسماعیلی مصر و امثالهم عده ای از برادران نا آگاه و حتی نامتعادل و نامیزان ما را به تند روی ها و زیاده روی ها و تکفیر هائی کشانده  است که تناسبی با منهج صحیح مسلمین ندارد .

 ما می دانیم که ساکنان روی زمین که دین الله به آنان رسیده است دو دسته و جامعه بیشتر نیستند و سومی ندارند، یا جامعه دسته ی مسلمین هستند یا جامعه و دسته ی کافر ها. الله تعالی می فرماید: قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ* وَالَّذِینَ کَفَرواْ وَکَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ‏ (بقره/38-39) گفتیم : همگی از آنجا (به زمین) فرود آئید و چنانچه هدایتی از طرف من برای شما آمد (که حتماً هم خواهد آمد) کسانی که از من پیروی کنند، نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه غمگین خواهند شد.‏و کسانی که کافر شوند و آیه‌های ما را تکذیب کنند .اهل دوزخند و همیشه در آنجا خواهند ماند.‏

و بر اساس تطبیق یا عدم تطبیق قانون شریعت الله هم  سرزمینها به دارالاسلام و دارالکفر تقسیم می شوند، و اشخاصی که در جنگ بین ایندو مشارکت دارند از دو حالت خارج نیستند: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

همان طوری که حکم مسلمین یکی است و همه را ما مسلمان می دانیم و کاری به این نداریم که ایمان هرکدامشان چقدر است به همین ترتیب تمام  کفار را بدون فرق گذاشتن بین رهبر و زیر دستان کافر می دانیم و حکم طاغوت با حکم سربازآن یکی است” إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ ” چون آنها هم کافرند و اولیای شیطان هستند و در راه طاغوت می جنگند.

دوستان عزیز این جند الطاغوت بودن مال کفاراست نه مال مسلمین و اهل قبله . خیلی ساده  است یک امیر و رهبر مسلمان زمانی که در معرض گناهانی قرار می گیرد و بعضی از حدود شرعی را می شکند و زیاده روی و طغیان می کند اما این طغیانش به حد کفر و ارتداد نرسیده است به او  می گویند فاجرنه طاغوت و مشمول حکم فاجرها می شود نه طاغوتها. حالا مسلمانی که در صف یک فرقه ی اهل تأویل و اهل اجتهاد و اهل قبله ای مثل حکومت شیعیان اسماعیلی مصر یا در صف عباسی هایی مثل مامون که معتزله بودند یا به خلق قرآن اعتقاد داشتند  یا در صف عثمانیهای صوفی نقشبندی که رای و اجتهاد و تفسیر و تأویل دیگری غیر از مال خودش دارد می جنگد جند الطاغوت است یا نه؟ صلاح الدین وارد یک حکومت طاغوتی و کافر شد و به مدت 19 سال وزیر یک حاکم کافر و طاغوتی شد و جند الطاغوت شد یا نه؟ آیا این انصاف است بگویم که درآن 19 سالی که وزیر بوده است حکمش مثل هامان است  و جزء جند الطاغوت است؟  

عباسیها هم مثل حکومت مأمون در زمان امام احمد بن حنبل که قائل به خلق قرآن بود، یا عثمانی های صوفی نقشبندی  یا  لشکرعمر مختار صوفی در برابر ارتش سکولار و اشغالگر ایتالیا؟ یا ارتش شیخ حسام الدین نقشبندی به فرماندهی سنجر خان در برابر ارتش اشغالگر شوروی سوسیالیستی در کوردستان و کرمانشاه یا قیام تیپو سلطان در شبه قاره ی هند بر علیه انگلیسی های کافر سکولار و اشغالگر و فرماندهان ولایتهای طالبان اکثرا صوفی مسلک ماتریدی با آلودگی های عقیدتی و رفتاری در برابر کفار سکولار خارجی به رهبری آمریکا و موارد مشابه و متعدد دیگر، آیا انصاف است  و نشانه ی سلامت عقل است که بگویم همگی طاغوتها و کفار و جند الطاغوت بودند ؟

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(23- قسمت)

 نگاه کنید مسلمین با از دست دادن نعمت خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ از کجا به چه پستی و ذلیلی و خفتی خودشان را کشانده اند؟، و چه طوری اسباب بیچارگی و نابودی خودشان را با دستهای خودشان فراهم کردند؟ و خودشان را در نزد حقیر ترین و بی ارزش ترین بنده های الله که کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی و منافقین هستند حقیر و بی ارزش کردند، که حتی ذلیلیهائی چون یهود و نصارا و مجوس هم که خودشان ذلیل دست سکولاریستها شدند هم، به دینشان و مالشان و سرزمین و ناموس و فرزندانشان هم طمع کرده اند؛ و مسلمین خودشان را در برابر اینهمه دشمن تنها و بی دفاع کرده اند؟ 

در چنین وضعیت کاملا اضطراری و وخیمی که خیلی ازمسلمین بی پناه درآن سقوط کرده اند، اکثریت قاطع مسلمین را در حالتهای بسیار بحرانی و اسفناکی قرار داده، که عده ای حتی خودشان را در دوران مسلمین مهاجر حبشه می بینند و وطنشان که تبدیل به دارالکفر شده است را رها کرده اند و به یک دارالکفر اهونتری مهاجرت کرده اند، عده ای دیگر هم خودشان را جزء آنانی می دانند که توان این هجرت را هم ندارند؛ و دسته هائی از مسلمین هم هستند که دراحزاب و جماعتهای مختلف و متفرقی در اندیشه ی بازگرداندن سرزمین خود و سایر سرزمینهای مسلمان نشین به دارالاسلام، و بیرون راندن کفار اشغالگر و سکولار خارجی و مرتدین سکولار و دست نشانده ی محلی از سرزمینهایشان و تطبیق دوباره ی قانون شریعت الله هستند. اینها همان غرباء و فرقه ی ناجیه ای هستند که درگروههای مختلف و سرزمینها ی مختلفی پخش شده اند و حتی بعضی از آنان توانسته اند سرزمینهای محدودی را تبدیل به دارالاسلام کنند و موفق شده اند حکومت بدیل اضطراری کوچکی را بر اساس فقه خاص خودشان به وجود بیاورند.

 اینها تلکیفشان مشخص است، و ما در کل این درسمان و زندگیمان با این فرقه ان شاء الله هم مسیر و همراه خواهیم بود، اما نکته ای که در این حالت وخیم و ناچاری لازم است به آن اشاره کنیم که منافقین و سکولار زده ها هم بسیار ازآن سوء استفاده کرده اند این است که: اگر حکومت بدیل اضطراری اسلامی کوچک یا بزرگ آن هم وجود نداشته باشد و مسلمین از نعمت دارالاسلام محروم بشوند اگر یک مسلمانی مثل نجاشی که حتی توانائی و موقعیت اعلام کردن ایمان خودش راهم ندارد، برود و ریاست یک گروه یا جماعت یا حکومت کافری را به دست بگیر دکه در خدمت حفظ جماعت مسلمین و منافع مسلمین باشد در چنین وضعیت کاملا اضطراری و آخرین مرحله چه واکنشی باید داشت؟

آیا چنین شخص مسلمانی به خاطر تأئید کفریات آشکار نصرانیها دشمنان شماره 3 ما این کار را کرده است؟ آیا چنین کاری به معنی تأئید کفریات آشکار نصرانی هاست؟  تمام این کارها تا زمانی که در جهت منافع مسلمین باشد و از مسلمانی در برابر کافری حمایت بشود و بر علیه منافع و جماعت مسلمین نباشد کار مطلوبی است که تنها می شود ازآن استقبال کرد. و همان واکنشی را نشان می دهیم که مسلمین مهاجر حبشه در برابر لشکر کافر نجاشی رحمه الله نشانش دادند.

زمانی این نوع حالت اضطراری برای مسلمین غیر شرعی و حرام می شود که حضور در آن منجر بشود به صدمه زدن به مسلمین یا حمایت کردن از یک کافر آشکار بر علیه یک مسلمان که در صورت آگاهی و اختیار ارتداد و خروج از اسلام محسوب می شود، حتی اگر با یک کلمه هم باشد حالا چه رسد به خدمت رسانی به آنها و یا همراه شدن با آنها در صدمه زدن و یا جنگ با مسلمین .

بله ، این از ثمرات آن جرقه ای است که خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را به شاهیگری و ملوکیت تبدیل کرد. اگر تلاش بزرگان ما و آرزوی ائمه ی مجاهد ما این بوده  است که حکومت یکپارچه ی مسلمین در زمان امویها و عباسیان و عثمانیها دوباره تبدیل بشود به خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ امروزه آرزو و تلاش اکثریت قاطع مسلمین این شده است که در سرزمین خودشان جماعت موحدی داشته باشند تا بتوانند اشغالگران سکولار خارجی و مرتدین محلی را بیرون کنند، و منافقین و سکولار زده ها را سرجایشان بنشانند، و اگر موفق شدند حکومت بدیل اسلامی با نواقص زیادی هم داشته باشن،  تمام تلاششان این است که در برابر اینهمه کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولاریستهای بومی و بخصوص در برابر شبهات منافقین و سکولار زده ها ازآن محافظت کنند .

    در چنین حالت اضطراری حرکت یک فرد به جماعت کوچک و حرکت جماعتهای کوچک به شورای موحد جماعتها و مجلس شورای مجاهدین و حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حتی حکومت بدیل اسلامی درآن سرزمین شروع می شود و این حرکت باید درسرزمینهای دیگرهم به همین ترتیب شکل بگیرد تا در نهایت مسلمین بتوانند به آن حکومت یکپارچه ی اسلامی خود که ان شاء الله  اینبار خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  است دست پیدا کنند .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(22- قسمت)

این جنگ نرم و سپس ایجاد منازعه ی های داخلی و تفرق و سستی و ذلیلی«فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُکُمْ» و در نهایت شروع جنگ گرم و نابود کردن حکومت مسلمین و حتی خود مسلمین را در اندلس با موفقیت تجربه کرده بودند. و تجربه ی اندلس را داشتند، برای همین طرح اندلسی کردن حکومت عثمانی را هم در برنامه ی کاریشان قرار دادند و ابتداء با جنگ نرم و سرد و روانی شروع کردند مثل:

  1. دامن زدن به تعصبات مذهبی میان مسلمین . مثل عمیق کردن اختلافات شیعی-سنی، سلفی- صوفی، سلفی – حنفی و غیره .
  2.  دامن زدن به تعصبات زبانی و نژادی میان مسلمین که در جاهائی با تعصبات مذهبی هم قاطی می شد .
  3. تبلیغ دین سکولاریسم بعد از قدرت گیری سکولاریستها در اروپا .

 مثل تربیت جوانان سکولاریست ترک تحت عنوان «کمیته اتحادیه ترقی و صلح» در پاریس که  اینها را پس از آموزش به درون حکومت عثمانی برگرداندند و در سال 1908 کل سکولاریستهای جهان از این سکولاریستهای مرتد برای نابودی حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی حمایت کردند.

در برابر، انگلیسی ها و فرانسوی های سکولار هم تحت شعار ملی گرائی عربی و تشویق آنها به تشکیل حکومت واحد عربی آموزشهای سکولاریستی خودشان را به آنها از طریق اشخاصی چون احمد جمال پاشا به پیش بردند، احمد جمال پاشایی که خودش اصالتا ترک بود اما دراینجا از ناسیونالیسم سکولاریستی عربها حمایت می کرد. همچنانکه کسانی در ترکیه اصالتا عرب بودند اما از ناسیونالیسم سکولاریستی ترکها حمایت می کردند . 

 در این مرحله نصرانیها دشمنان شماره 3 مسلمین با سکولاریستها دشمنان شماره 1 مسلمین هم همراه می شوند، که قبل از آن یهودیها هم به همراه مرتدین سکولار با آنان متحد شده بودند. یکی از مبلغین نصرانیها به نام والمویز ویمر در مورد اهداف تبلیغ شان در کنفرانس ۱۹۳۵نصرانی در بیت المقدس می گوید: هدف این نیست که ما مسلمانان را عیسوی سازیم، این برای ایشان حرام می باشد، بلکه هدف این است تا ما ایشان را از اسلام دور سازیم، و افرادی باشند بدون ارتباط با الله، و شما توسط این کار راهی را برای استعمار در جهان اسلام آماده خواهید ساخت، و در مسیری که شما برایشان آماده می کنید حرکت خواهند کرد.” دیدید چه شد؟ لازمه دهها بار این طرح جنگ نرم و سرد دشمنان مسلمین را مرور کنیم تا شاید الله به مارحم کند و بیدار شویم و به عزتمان برگردیم و از این ذلیلی خلاص بشویم.

در هر صورت  زمانی که دین سکولاریسم توانست در این جنگ سرد و نرم و روانی و با بهره گیری از مرتدین و منافقین و سکولار زده ها زمینه های ضعف این حکومت بدیل اسلامی را با ایجاد تفرق و از میان بردن قدرت ایمان و وحدت مسلمین فراهم کند، جنگ گرم و حملات نظامیشان شروع شد. فرانسه و روسیه ی سکولار در نیمه ی دوم قرن 17بعضی از سرزمینهای عثمانی را اشغال کردند. فرانسوی های سکولار بعدا الجزائر و تونس و مراکش را هم اشغال کردند . ایتالیای سکولار هم  وارد لیبی شد و انگلیس سکولار هم که قبلا شبه قاره ی هند را کلا از سلطه ی مسلمین خارج کرده بود وارد عدن شد و تا جنوب یمن را اشغال کرد .

 حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی برای بیرون راندند این اشغالگران به جای بازگشت به خویشتن، فریب یک کشور سکولار دیگری مثل آلمان را خورد و در جنگ جهانی اول به نفع آلمان ناسیونال سوسیالیست شرکت کرد، که مصطفی کمال پاشا (که به غلط مشهور به اتاترک شده بود) دراین جنگها مشهور شد و به صورت مرموزی به بالاترین درجات نظامی دست پیدا کرد .  

 در چنین وضعیتی دولت عثمانی با تمام ضعفی که داشت باز توان جنگ با دشمنان خارجی را داشت، برای همین انگلیسی های سکولار با وعده های دروغین خاک و آزادی از احساسات ملی گرائی و عربی گرائی عربها و اختلافات مذهبی آنها با حنفی های نقشبندی عثمانی نهایت استفاده را کردند، و با تشویق کسانی چون شاه فیصل و اشرف حسین به استقلال و ایجاد تفرق، بزرگترین ضربات را به عثمانی ها وارد کردند.[1]

 در چنین وضعیتی دولت عثمانی از توان جنگ با ملی گرائی عربی و جنگ مذهبی داخلی عاجز ماند و در نهایت با کودتای یک سکولار مرتد به نام اتاتورک و حمایت منافقین و سکولار زده هائی چون علی عبدالرزاق که در نفی مشروعیت خلافت و برچیدن آن، به نوعی عملکرد آتاتورک را تقویت کردند حکومت بدیل اسلامی واحد مسلمین که نزدیک به 6 قرن با تمام معایبی که داشت از دارالاسلام مسلمین محافظت کرده بود رسما به ۵۷ رهبر و ۵۷ پرچم و۵۷  سرزمین  تقسیم شد، که در یکی دو سرزمین محدود نباشد همگی بلا استثناء تا کنون توسط مزدوران و دست نشاندگان کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار و دست نشانده، وقوانین کفری دین سکولاریسم اداره می شوند.[2]

(ادامه دارد…….)


[1] کسانی چون میرزا تقی شیرازی ، سید محسن حکیم ، سید مصطفی کاشانی ، سید ابوالقاسم کاشانی زعیم های شیعه بودند که بر خلاف غلات صفوی از دولت عثمانی حمایت و بعضا در حمایت از آنها در مقابل انگلیس جهاد کردند .

[2] آیات الله خمینی در مورد طرح خائنانه تجزیه دولت عثمانی می گوید:

مسلمین آنها بودند که مجد آنها دنیا را گرفته بود، تمدن آنها فوق تمدن ها بود، معنویات آنها بالاترین معنویات بود، رجال آنها برجسته ترین رجال بود، توسعه مملکتشان از همه ممالک بیشتر بود، سیطره حکومتشان بر دنیا غالب شده بود. دیدند که با این سیطره، با این وحدت دول اسلامی نمی شود تحمیل کرد چیزهائی را که آنها می خواهند، نمی شود ذخائر اینها را طلای سیاه اینها را، طلای زرد اینها را، نمی شود اینها را قبضه کرد، درصدد چاره بر آمدند، چاره این بود که بین ممالک اسلامی تفرقه بیندازند. شاید بسیاری، بعضی از شما یادشان بیاید جنگ بین المللی را، جنگ اول بین المللی را که با مسلمین و با دولت بزرگ عثمانی چه کردند، دولت عثمانی یکی از دولی بود که اگر با شوروی طرف می شد، گاهی او را زمین می زد، سایر دول حریف میدان او نبودند. دولت عثمانی یک دولت اسلامی بود که سیطره اش گرفته بود تقریباً از شرق تا غرب را، آنها دیدند که با این دولت اسلامی به این قوی ای نمی شود چاره ای کرد، نمی شود ذخائر را برد. بعد از اینکه در این جنگ با آن بساط غلبه پیدا کردند، تجزیه کردند دولت عثمانی را به دولتهای بسیار کوچک، کوچک. برای هر یک از آنها هم یا امیری قرار دادند یا سلطانی قرار دادند یا رئیس جمهوری قرار دادند. آنها در قبضه مستعمرچی ها و ملت بیچاره در قبضه آنها، با این وضع یک دولت عثمانی با آن مرز را زمین زدند و دولت های اسلامی از خواب بیدار نشدند یا خودشان را به خواب زدند. این دولت عثمانی در تحت ظل خلافت اسلامی، در تحت ظل اتکا به قرآن مجید آن مرز را داشت، بعد از آنکه تجزیه شد، در زمان ما، در زمان آتاتورک خبیث، اسلام را در آنجا الغاء کردند و الان دولت ترکیه دولت مسلم نیست، دولت حسابش از اسلام جداست مراسم دینی ندارد دولت، احکام دینی دولت ندارد لکن ملت شریف ترکیه مسلم هستند و اینها هستند که در سال هایی که به مکه می روند طایفه اینها به نسبت بیشتر از دیگران است. دولت یک همچو دولتی است، آن مرز را به اتکا به اسلام به دست آورد و آنها دیدند که اتکاء به اسلام نقطه بسیار بزرگی است که با این اتکا نمی شود دولت های اسلامی را از بین برد، در ترکیه اسلام را از حساب دولت جدا کردند و حالا می بینید که در قبرس که از ترک ها کشته می شود یک مسلم نیست که متاسف باشد. این تاسف دارد که یک دولتی جوری بکند طوری رفتار بکند که بعد از آنکه در مقابله نصاری زمین بخورد یا از آن کشته داده بشود، دول اسلامی دیگر بی تفاوت باشند نسبت به او. اگر یک نفر هم اظهار تاسف بکند (یک آخوند پوسیده ای مثل من) دول اسلامی که اظهار تاسف نمی کنند برای اینکه مجد اسلامی را از دست دادند. (صحیفه نور جلد 1 صفحه 88)