درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (50- قسمت)

  1. السلام علیکم اخی . مگر سربریدن اسرای کفار باعث شفای صدور مومنین نمی شود؟ پس چرا شما با نمایش آن مخالف هستید؟

برادر گرامی کشتن و حتی چگونه کشتن اسرای جنگی، با نمایش و نشان دادن تصویری روش و مراحل و چگونگی کشتن آنها، و حتی با نشان دادن لاشه ی کشته های دشمن «در میدانهای جنگ» به اطرافیان فرق دارد.

مسلمین لازم است و باید مرزهای بین قاطعیت و مدارا و نرمش است را یاد بگیرند و هر کدام را در جای خودش به کار بگیرند . رسول الله صلی الله علیه وسلم در عین شدت  برخورد وقاطعیت با دشمنان جایگاههای ترحم و مهربانی و گذشت وعطوفت و مدارا و نرمش را در جای خودش فراموش نمی کرد. زمان فتح خیبر و اسارت صفیه دختر حُیَّی بن اخطَب یهودی و دخترعمویش، بلال رضی الله عنه که آنان را از داخل قلعه ها بیرون آورد و آنها را از کنار بستگان کشته شده آنها عبورداد. زنی که همراه صفیه بود فریاد کشید و بر صورت خود زد. رسول الله صلی الله علیه وسلم از اقدام بلال رضی الله عنه  ناراحت شد و به او فرمود: مگر رحمت از دل تو بیرون رفته است؟[1]

رسول الله صلی الله علیه وسلم با این اقدام و انکار نمایش چنان صحنه های وحشتناکی به بازماندگان، دنیای جدیدی را در دل هزاران نفر مثل صفیه کاشت، و دیدیم به محض ارائه ی اسلام بر صفیه ایشان اسلام را پذیرفت و شد ام المومنین صفیه رضی الله عنها .

این یک طرف قضیه ست که نامشروع و ناپسند بودن نمایش کشته ها بر بازماندگان جامعه ی کفار را نشان می دهد حالا چه رسد به نمایش چگونگی کشتن اسرای آنها در میدانهای جنگ. الان برویم سراغ جامعه ی مسلمین .  الله تعالی به صراحت می فرماید: هَاأَنتُمْ أُوْلاء تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ یُحِبُّونَکُمْ (آل عمران/119) هان! (ای مؤمنان !) این شمائید که آنان را (به خاطر قوم و خویشی یا دوستی و…) دوست می‌دارید، و ایشان شما را دوست نمی‌دارند .

بر همین مبنای دوستی ماست که کسی چون عمر بن خطاب رضی الله عنه سفارش می کند که اسرای جنگی که از قریش گرفته اند هر کسی قوم و خویشهای خودش را بکشد نه دیگران، و بر اساس همین مبنای دوستی است که کسی چون عبدالله فرزند عبدالله بن ابی به رسول الله صلی الله علیه وسلم سفارش می کند که اگر قصد کشتن پدرش را دارد اجازه بدهد که خودش این کار را بکند نه یک مسلمان دیگر.  چون ممکن است به خاطر شدت دوستیش نسبت به پدرش کینه ی یک مسلمان را به دل بگیرد و در نهایت دستش به خون همان مسلمان آلوده بشود و یک مسلمان را به خاطر یک کافر بکشد و اینطوری قیامت خودش را از دست بدهد .

 خوب حالا شما که در جلو دوربینهای فیلم برداری هزاران نفر مثل عبدالله ابن ابی را جلو چشم همسر و فرزند و خواهر و برادر و سایر خویشان مسلمان آنها به فجیع ترین شیوه ی ممکن می کشید چه شفائی برای صدور اینها وجود دارد؟ چرا این بخش از مسلمین را به کلی نادیده می گیرید؟ و کینه نسبت به خوتان را در دلشان می کارید؟ وغیر مستقیم آنها را به جنگ با خودتان و حتی به پیوستن به دشمن هل می دهید؟

در این جور نمایشها نه شفائی برای این دسته از مسلمین وجود دارد و نه پیام خوبی برای جامعه کفار در بر دارد و چهره ای بی رحم از مسلمین را به آنها نشان می دهد که به صراحت توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم نهی شده  است و بر این باورم که کاری است که مفاسد آن بیشتر از منافعش است و بر خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است .

لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً ‏(احزاب/21) سرمشق و الگوی زیبائی درپیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را (با پیروی از قوانینش در تمام مراحل زندگی) بسیار یاد کنند .

رسول الله صلی الله علیه وسلم در تمام گفتارها و اعمالمان الگوی ماست نه دیگران. دیگرانی که انجام و نمایش این اعمال را تنها به اسرای کفار محدود نکرده اند بلکه اسرای احزاب و گروههای اسلامی مخالفشان هم از این نمایشها و سناریوها در امان نیستند . 

درسهای مقدماتیمان را در اینجا خاتمه می دهیم و از الله تعالی می خواهیم:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته[2]


[1]. دلائل النبوه، احمد بن حسین بیهقی (م 458)؛ ج 4، ص 232.بیروت، دارالکتب العلمیة، 1405 ق.

[2] پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (49- قسمت)

  1. شما مگر نمی بینید که الان مسیحی ها جنگهای صلیبی را بر علیه مسلمین به راه انداخته اند؟ چگونه ما از پیروزی یک نصرانی بر مجوس یا دیگران خوشحال شویم .؟ جنگ ما الان جنگ با کفار یهودی و مسیحی است . جنگهای صلیبی است .

اولا السلام علیکم و رحمه الله . ثانیا الان جنگی بین مجوس و نصرانیت وجود ندارد، مال عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، و این دیگران هم مشرکین یا سکولاریستها و مرتدین و صابئین هستند که لازم است به آنها اشاره بشود . تا اینجا این دشمن شناسی و  درجه بندی دشمنان را الله تعالی بعد از نماز و قبل از آموزش سایر احکام به مسلمین یاد داده است . دلیلش هم مشخص است که قبلا خدمتتان عرض کردیم .

اما ، الان بیش از 2 میلیارد نصرانی با نزدیک به 40 هزار فرقه وجود دارد آیا همه در حال جنگ مسلحانه با اسلام هستند؟ یا 16 میلیون یهودی وجود داردکه نصفشان در شهرهای شرق و غرب زندگی می کنند آنها هم در حال جنگ مسلحانه با من و شما هستند؟ بسیاری از این افراد اصلا هیچ قدرتی ندارند و حتی از دین و شریعت خودشان هم سر در نمی آورند چرا باید فکر کنیم تمام اینها در جنگ مسلحانه و  توطئه بر علیه ما هستند در حالی که قدرت و رهبریتی در اختیار اینها نیست؟

چرا باید مشرکین و سکولاریستها به عنوان دشمنان اصلیمان که شب و روز دارند با ما می جنگند و اصلا استراتژی و زبان گفتگوشان هم تنها جنگ و قتال است رارها کنیم: « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا. (بقره/217)»  و بچسبیم به یهود و نصارائی که «هم اکنون و در وضع موجود» با اینهمه فرقه هیچ کدامشان یک کشور بر اساس عقاید نصرانیت یا یهودیت ندارند . این سکولاریستها هستند که از فرقه هائی از نصرانیت و یهودیت و هزاران مسلمان زاده ی حنفی و شافعی و شیعه و مالکی و حنبلی و سلفی و غیره  به عنوان یک ابزار استفاده می کنند و دارند با همینها بر علیه مجاهدین و اهل قبله می جنگند . مگر نمی بینید؟

می بینید اما دارید با ادبیات علمای قرون 11 تا 15 نصرانی و علمای آن دوره ی اسلام و جنگهای صلیبی صحبت می کنید نه با ادبیات الان . شما مال الان نیستی و الان را درک نمی کنید و به درد الان نمی خورید، مال قرون گذشته هستید . شما می خواهید با ادبیاتی که خاص نصرانی ها آن هم در جنگهای صلیبی بوده به جنگ با مشرکین یا سکولاریستها بروید . و روایتهائی که در مورد نصرانی ها هست را بر مشرکین تطبیق بدهید . این یعنی عدم شناخت مفاهیم و عدم شناخت وضع موجود و نیازهای روز مسلمین .   

  • شما تا چه حدی فشارهای اقتصادی را در این حکومتهای به اصطلاح بدیل اسلامیتان تحمل می کنید؟ مگر نمی بینید کشورهایی که به نظر شما کافر هستند در چه رفاهی زندگی می کنند؟ مگر فقر باعث از بین رفتن شادی نمیشود و ثروت باعث به وجود آمدن شادی نیست.؟

تا حد شعب  ابی طالب که مسلمین صدر اسلام برای حفظ عقاید و باورهایشان تحمل کردند ما هم ان شاء الله تحمل خواهیم کرد .

 ما می بینم که بر اثر چپاول سایر سرزمنیها، کفار سکولار جهانی چگونه زندگی می کنند ؟ این را همه می بینیم و این برتری نیست . در مورد قسمت سوم سوالتان هم باید عرض کنم که ما موافق فقر و گرسنگی نیستیم بلکه از بین رفتن فقر و گرسنگی و از بین رفتن ترس و نا امنی  و آوردن سیری و امنیت را مقدمات لازم عبادت کامل الله برای اکثریت قاطع انسانها می دانیم .« فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/1-4)

 عمر بن خطاب هنگام والی کردن ابن عاص ٬از او پرسید: اگر دزدی پیشت آمد چه میکنی؟ گفت دستش را قطع می کنم. گفت: من هم اگر گرسنه ای پیشم بیاد٬دست تو را قطع می کنم!

ما هرگز و تحت هیچ شرایطی فقر را تأئید نکرده و نمی کنیمالشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ‏(بقره/268)شیطان شما را وعده فقر و تهیدستی می‌دهد و به انجام گناه شما را دستور می‌دهد، ولی خداوند به شما وعده آمرزش خویش و فزونی (نعمت) می‌دهد . و خداوند ( فضل و مرحمتش) وسیع (و از همه چیز ) آگاه است،

 اما در چنین حالت اضطراری،  ما شادی های کوچک و گذرا را به راحتی فدای شادی های بزرگ و ماندگار می کنیم، اگر گیر کنیم قطعا آنی که بهتر است انتخابش می کنیم،  و در وضع موجود بعد از ایمان هیچ چیزی بالاتر از حفظ حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی وجود ندارد که مومنین را به شادی مورد پسند الله نزدیک کند .

  • السلام علیکم و رحمه الله و برکاته . اگر به صوفی ها گفته شود مشرک و مشرکین چه ایرادی دارد؟ حالا شما چرا این را به شادی مسلمین گره می زنید؟  شما خودتان قبلا از لفظ مشرکین اهل کتاب استفاده کرده اید.

قبلا در مورد مشرک یا سکولار و مشرکین یا سکولاریستها و تفاوت آنها با جامعه ی کفار یهودیان و نصرانی ها و مجوس و صابئین در قرآن و سنت صحیح و تفاوت حکم مشرکین و سکولاریستها با سایر کفار به اندازه کافی صحبت شده و لازم به تکرار نیست . زمانی که الله تعالی جامعه ی کفار یهودیان و نصرانی ها و مجوس و صابئین را با لفظ مشرک و مشرکین مورد خطاب قرار نداده  است و آنها را مشمول حکم مشرکین یا سکولاریستها قرار نداده است دیگر اهل قبله را جزو مشرکین قرار دادن نوعی ظلم آشکار و ایراد بزرگی است که نمی شود آن رانادیده گرفت .

اما اینکه چرا این را به شادی مسلمین گره می زنیم ؟ چون گره خورده است. یکی به شما بگوید شما سل دارید یا وبا دارید یا ایدز دارید در حالی که ندارید چه حسی به شما دست می دهد؟ چه طوری می شوید؟ این تنها در مورد دنیا و روش برخورد و تنظیم روابط مردم در دنیاست، حالا یک انسان نامتعادل و نامیزان بدتر از این را می گوید: به شما می گوید مرتد در حالی که نیستید . به شما می گوید مشرک در حالی که نیستید . به شما می گوید اهل بدعت در حالی که نیستید .

در اینجا غیر از نتظیم روابط مردم در دنیا  حکم قیامتتان هم صادر می کنند و به شما می گویند در دنیا و قیامت اینطوری هستید …. آیا تا سر حدِ جنون عصبانی نمی شوید؟ اینها مخربین شادی که هیچ مخربین بسیاری از ارزشهای قانون شریعت الله هم  هستند  .

در مورد قسمت آخر سوالتان هم باید عرض کنم که یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان مثال سالها به قسم خوردن به غیر الله عادت کرده بودند … اما باز به صورت عادت و غیر ارادی بعد از اسلام هم باز از این الفاظ استفاده می کردند . چاره چه بود؟ مثل خیلی از ماها که دچار اشتباهاتی در گفتارمان یا کارمان می شویم زود بگو: لا اله الا الله . 

حالا  امثال ما که در بسیاری از مناطق نسل اول گرایش به سلفیت جهادی به حساب می آییم و سالهاست با ادبیات «نجدیت» رشد کرده ایم و به  تقلید از بعضی از علمای نجدی به همه گفتیم مشرک و مشرکین و… حالا اگر بعد از بازگشت به منهج صحیح اسلامی باز به صورت غیر ارادی و به صورت عادت و حتی اشتباه این کلمات را در جای نامناسبش به کار بردیم و بعد اصلاح کردیم چه اشکالی دارد؟ مگر ما از صحابه بهترهستیم یا خدای ناکرده معصوم هستیم که اشتباه و خطا نداشته باشیم؟

(ادامه دارد……)[D1]

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


(48- قسمت)

البته کسانی چون حافظ ابن حجر رحمه الله در کتاب «فتح الباري» و ابن القيم رحمه الله درکتاب «الإغاثه»  و دیگران توضیحات روشنتری در نقد دیدگاه ابن حزم ظاهری مذهب رحمه الله ارائه داده اند . در این صورت واضح و روشن است که غیر از ابن حزم ظاهری مذهب رحمه الله و دنباله روان او کسي بر اين حديث اشکال وارد نکرده  است.

 در این صورت می شود گفت دلایل عالم بزرگوار ظاهری مذهب ما امام ابن حزم اندلسی رحمه الله به چند دلیل نمی تواند صحیح باشد:

  1. امام بخاری با استادش هشام بن عمار ملاقات داشته و از او حديث شنيده است پس اگر بگويد : هشام گفت يعني از او نقل قول مي‌کند. 
  2. اگر ايشان از هشام نشنيده بود به حالت يقين نقل قول نمي‌کرد و ثابت شده که آنها با هم در ارتباط بوده و احاديث زياد ديگري هم از او نقل کرده است و تهمت تدليس به امام بخاري نمي‌چسبد. 
  3. امام بخاري حديث را در کتاب «صحيح» آورده و اگر به صحت آن اطمينان نداشت چنين کاري نمي‌کرد. 
  4. ايشان حديث را به صيغه‌ي جزم ذکر نموده و از واژه‌هايي که بيانگر ضعف در روايت هستند چون: «يروي عن رسول الله  صلی الله علیه وسلم » يا «يذکر عنه» و…. استفاده نکرده است بلکه عبارت :«قال رسول الله صلي الله عليه وسلم را که نشانگر جزم و يقين است به کار برده‌اند. 

اگر ما حتی به همه‌ي اين موارد توجه نکنيم باز حديث صحيح است . چون نزد ساير علماي حديث مثل ابوداود و ابوبکر الاسماعيلي و ابن ماجه و دیگران سندش متصل است .   

در هر صورت در این زمینه و موارد مشابهی که علمای بزرگوار ما به دلیل نبود شورای اولی الامر واحد و امت واحد و اجماع واحد آن اقدام به اجتهادات شخصی کرده باشند لازم است سخن سلیمان تمیمی رحمه الله را بیان کنم که می گوید: اگر رخصت هر عالم یا اشتباه او را بگیری تمام بدی ها در تو جمع خواهد شد.

  1. السلام علیکم اخی . حکم اجاره ی مکان برای کنسرتهای موسیقی چیست؟

عقد اجاره بر منفعت حرام صحيح نمي‌باشد و در اين رابطه اختلاف نظري وجود ندارد.  سود و منفعت بردن ناشی از موسیقی صحیح نیست و درخواست کرایه هم در قبال کسی که چنین کاری کرده صحیح نیست . خوردن چنین مالی هم ازنوع خوردن مال مردم به باطل بوده و حکم معامله‌ي گوشت مردار را دارد. 

شخص هم نباید مالش را به کنسرتهای موسیقی بدهد ، چون خرج کردن در برابر کار ناجایزی است و مثل خرج کردن برای خرید گوشت مرداراست . ابن عبدالبرّ هم ادّعاي اجماع را بر حرام بودن بهاي اين اعمال کرده است. 

  • شما چرا به بعضی از مسلمین که دچار غلو شده اند می گوئید نیمه دیوانه؟

غیر از این، نامیزان و نامتعادل هم گفته ام . اعمال آنهاست که آنها را شبیه دیوانه ها کرده است:  سفيان بن عيينه گفته است: از فتنه‌ي دانشمند آلوده به گناه و زاهد نادان بپرهيزيد چون هر دو ديوانه وار عمل مي‌کنند و هر کس در مفاسد امّت اسلام دقّت نمايد اثر اين دو ديوانه را در آن خواهد ديد.

  • السلام علیکم . ابن عثیمین می گوید که رقصیدن زنها به شیوه ی غربی ها تشابه به آنهاست و حرام است ….

بله ایشان همچون حنابله و احناف بر این باورند که رقص در اصل مکروه است؛ و می گوید: اما اگر بر شیوه و سبک رقص زنان غربی و تقلید از زنان کافر باشد، در آنصورت حرام خواهد شد. بدلیل فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم: «مَن تشبه بقوم فهو منهم».  [1]

قبلا خدمتتان عرض کردم که مسأله ی تشابه به کفار رفتن به صف آنها از نظر عقیدتی یا فیزیکی است، نه اینکه اگر فلانی فلان لباسی که ابوجهل می پوشد را پوشید دیگرحکمش مثل آنها می شود . یا اگر شما الان مثل کوردها پایکوبی کردید دیگر شما هم می شوید یک کورد و یک شافعی یا اگر رقص خنجر ترکمانها را انجام دادید شما می شوید حنفی و یا اگر فلان ماشین کفار را تولید کردید و سوار شدید شما هم مثل آنها می شوید …

حبشی ها در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم  به سبک خودشان می رقصیدند، یعنی این سبک تنها مختص مسلمین آنها نبود بلکه مختص حبشی هائی بود که الان هم اکثر آنها غیر مسلمان هستند . رقص یک فن و عرف است و فنون و عرف هم تا زمانی که مخالف شریعت الله نباشند مانعی ندارد و مهم نیست شما آنها را از کدام قوم گرفتید .

(ادامه دارد…….)


[1]لقاء الباب المفتوح ” (س 1085).

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


(47- قسمت)

  1. سلام . طرفداران احزاب سکولار کوردستان در مورد شما سروصداهائی بر پا کرده اند و در میان مردم شایعاتی پخش کرده اند که شما جند الاسلامی و انصارالاسلامی و القاعده ای و داعشی و غیره هستید دلیل سکوت شما در برابر اینها چیست؟

ما قبلا در درس دشمن شناسیمان به تفصیل در مورد دارودسته ی منافقین و سکولار زده و خصلتهای آنها صحبت کردیم و نیازی به یاد آوری نمی بینم، اما در این زمینه ی خاص برچسب زنی و تهمت پراکنی و گفتگو بر سر شایعات و توهمات، این تخصص آنهاست؛ و اینان ابتدا می خواهند آرام آرام شخص را بکشند پائین و به درجه خودشان برسانند، زمانی که شخص را به این درجه رساندند، روش صحبت کردن از قال الله و قال رسول صلی الله علیه وسلم خارج می شود و گفتمان به سبک احمقها و نفهمها شروع می شود، شما هم که تخصصتان در این زمینه کم است و آنها متخصص نفهمی و حماقت هستند برای همین به راحتی شکستتان می دهند. امام شافعی رحمه الله می فرماید: با هر عالمی صحبت کردم بر او پیروز شدم اما با هر جاهلی مناظره کردم شکست خوردم .

این حقیقتی است که قرآن و سیره ی رسول الله صلی الله علیه و سلم و کل تاریخ مسلمین در گذشته و حال شاهد آن است، برای  همین است در برابر اینان تنها دو کار می شود کرد یکی اینکه پیام را به آنها برسانید و در توهمات و شایعاتشان رهایشان کنید و دیگر اینکه تا می توانید قدرت نظامی بدست بیاورید . چون اینان تنها با قدرت نظامی کنترل و مدیریت می شوند نه با کلام الله و رسول .

در این زمینه باز امام شافعی رحمه الله می فرماید:

قالوا سَكَتَّ، وَقَد خُوصِمتَ، قُلتُ لَهُم                 إِنَّ الجَوابَ لِبابِ الشَرِّ مِفتاحُ

گفتند: با تو خصومت کردند اما سکوت کردی، گفتم: پاسخ دادن کلید دروازه‌ی شر است.

وَالصَمتُ عَن جاهِلٍ أَو أَحمَقٍ شَرَفٌ          وَفيهِ أَيضاً لِصَونِ العِرضِ إِصلاحُ

سکوت در برابر نادان و احمق، بزرگواری است، و نیز موجب حفظ آبرو می‌شود.

أَما تَرى الأُسدَ تُخشى وَهِيَ صامِتَةٌ               وَالكَلبُ يُخشى لَعَمري وَهوَ نَبّاحُ

مگر نمی‌بینی که شیر هنگام سکوت، ترسناک است و به جان خودم سگ زمانی که پارس می‌کند، با لفظ چخه رانده می‌شود.

در مورد سکولاریستها و منافقین و سکولار زده ها چیزی بیشتر از این نباید گفت، آنچه لازم بوده گفته شده است، دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان توسط ما و دفاع از مجاهدین شریعت گرا بدون در نظر گرفتن مذهب و تفسیر آنها باعث جنون این دشمنان شماره یک و شماره چهارما شده است. ما راه درمان جنون اینها را با وحدت و کسب قدرت بیشتر سفارش می کنیم نه دهن به دهن شدن با آنها که به قول امام شافعی رحمه الله: با لفظ چخه رانده می شوند.

  • با عرض سلام و ادب . بعضی از علما می گویند که این حدیث حرام بودن المعازف در بخاری صحیح نیست . اما شما به آن استناد کردید.  دلیل استناد به این روایت ضعیف چیست؟

امام بخاری رحمه الله با ذکر راویان می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ليکونَنَّ مِن أمَّتي أقوامٌ يَستَحِلُّون الحِرَ و الحريرَ و الخَمَر و المعازِف»، «عده‌اي از امت من زنا (يا خز) و پارچه‌ي ابريشم و شراب و موسيقي را حلال مي‌شمارند»

 عرض کردیم که اهل لغت هم اتفاق نظر دارند که واژه‌ي «معازف» در حديث به معناي وسايل موسيقي است. تمام علمای اهل حدیث اسلام غیر از ابن حزم اندلسی ظاهری مذهب رحمه الله و شاگردش ابوتراب رحمه الله این حدیث و این معنی را پذیرفته اند. این دو بزرگوار بر این باورند که این حدیث منقطع است. تنها دلیل این دو بزرگوار هم این است که  امام بخاري در روايت آن ذکري از شنيدن از استادش (هشام بن عمار) نکرده و به حالت تعليق آن را روايت کرده است .

بقیه ی اهل فن بر این باورند که وصل کردن حديث از جانب امام بخاري به هشام نشان از قطعي بودن روايت دارد و از هر طریقی آن را چه مستقیم یا با واسطه هائی شنیده باشد یا به دستش رسیده باشد اسم واسطه ها را حذف کرده  است و به اختصار تنها اسم استادش هشام بن عمار را آورده است، در هر صورتی نزد وي صحيح محسوب شده است و آن را در صحیح خودش آورده است . البته راویان دیگر این حدیث با اتصال صحيح سند آن را ذکر کرده اند و این هم اشکال ابن حزم و شاگردش رحمهما الله به این حدیث را سست می کند.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(46- قسمت)

حتی کسی چون ابن حزم رحمه الله در مورد کسی که جنینش را که روح در آن دمیده شده است و 120 شب عمر داشت است اما به عمد می کشدش می فرماید: نظر ما این است که قصاص واجب است و گریزی از آن نیست . [1]

اهل فقه تنها قبل از دمیدن روح در جنین در مورد سقط جنین اختلاف دارند اما بعد از نفخ روح همه ی فقهای فرق معروف به اهل سنت اتفاق دارند که جنین مانند سایر انسانها قابل احترام است و کشتن آن قتل عمد می باشد.[2]

در برابر این جرم آشکار زن، باز شوهر و فرزند هم می توانند با رعایت نکردن قانون شریعت الله عامل تخریب شادی در خانواده بشوند . حالا زمانی که شادی در میان خانواده گم شد و به جایش غم و غصه و استرس و نگرانی و افسردگی و سایر آفتهای قلبی و بعدا جسمی به اعضای خانواده روآورد حق اعتراض به دیگران را ندارند، این محصول چیزهائی است که خودشان کاشته اند و زمانی که چنین بذرهای فاسدی را می کاشتند باید می دانستند که چه چیزی را برداشت می کنند .

  • مورد دیگری که باز می تواند در میان مسلمین باعث تخریب شادی و از عوامل شادی سوزی بشود حرام کردن چیزهای حلال بر خودشان است

بله، دسته هایی از مسلمین هستند که ممکن است ناخواسته در مسیر سرکوب نیازهای فطری خودشان عمل کنند : مثلا فلان چیزی که الله در فطرت انسانها قرار داده و امری فطری میان همه ی انسانهاست و الله تعالی چنین امر فطری را حرامش نکرده است بلکه آن را با قوانینش مدیریت، کنترل و هدایش کرده، حالا شخصی می آید و این امر فطری هدایت شده توسط قانون شریعت الله را برخودش حرام می کند، بعد به خودش نگاه می کند می بیند که احساس خوبی به خودش ندارد، انگار دارد یک بار سنگینی را بر خودش تحمیل می کند و اصلا راحت نیست….

در اینجا فرق ندارد این شخصی که چنین کاری کرده کی باشد، و یا به خاطر چه کسی باشد، مهم این است که کاری بر خلاف قانون شریعت الله و فطرت انجام شده است . الله تعالی می فرماید:یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (تحریم/1) ای نبی! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده است، به خاطر خوشنود ساختن همسرانت، بر خود حرام می‌کنی‌؟ خداوند آمرزگار مهربانی است.

الان یکی از آن نیازهای فطری که در میان کل انسانها عمومیت دارد و بخشی از خوراک روح  انسان را فراهم می کند شادی است، که متأسفانه عدم شناخت صحیح از آن باعث سرکوب کلی این نیاز از طرف عده ای از مسلمین و سوء استفاده ی دشمنان داخلی و خارجی از این سرکوب ناشیانه شده، و دراین دهه های گذشته به عنوان یک نیازِ اساسیِ روحِ انسان در میان اهل جهاد به آن توجه کافی نشده است که در مواردی باعث افسردگی و خشم نابجا و حتی سستی در انجام واجبات و بخصوص سوء استفاده ی دشمنان و مجرمین از این نیاز فطری انسانها شده است.

در پایان باید یاد آور بشویم که هر چه بر خلاف قانون شریعت الله باشد شادی سوز و مخرب شادی محسوب می شودکه به چند مورد آن اشاره شد .

پاسخ به سوالات درس هشتم مقدماتی :

  1. السلام علیکم . یکی از نزدیکانم با حسادت خودش کاری کرده است که در بهترین حالت شادی هم باشم اگر او را ببینم شادیم از بین می رود به نظر شما من چکار کنم ؟

اگربرادری یا خواهری در حق شما کار بدی کرده است و دل شما را نسبت به خودش لکه دار و آلوده کرده است با دعای خیر کردن برایش  دل خودتان را از آلودگی ها پاک کنید . به شماهم سفارش می کنم در دعایتان به این شخصی که به شماحسادت می کند بگویید : یا رب، فلانی تاب دیدن خوشبختی من را ندارد از تو می خواهم او و هر که به من حسادت می کند را چنان خوشبختش کنید که خوشبختی من را از یاد ببرد.

(ادامه دارد……..)


[1] ابن حزم، المحلی بالآثار، دارالکتب العلیمه،بیروت 1998نصرانی، ج 11 ص 239

[2] القوانین الفقهیة/141 با انکه کسانی چون امام زرکشی تنها یک استثناء رو ذکر کرده اند که اگر دو پزشک حاذق و ماهر مسلمان  بگویند که با تولد فرزند مرگ مادر قطعی و (100%) است می توان را سقط نمود. خوب توجه بفرمایید در فرموده ایشان صحبت از قطعیتی اجتناب ناپذیر است و هرگز کلمه‌ی ←احتمال→ را به کار نبرده اند…

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (45- قسمت)  

در این صورت زن لازم است و باید هم چگونگی مراقبت از آن انسانی که در شکمش است را بلد باشد و هم اگر بلد است باید پایبند باشد به آن چیزهائی که بلد است، چون جان یک انسانی در اختیارش است که بر فطرت اسلام است و ارزش خونش از کعبه هم بالاتر است و اگر زنی در این راه فوت کند حکم نوعی شهید هم دارد، حالا زن باید از چنین نعمتی نگهداری کند که بالاتر از آن برای شاد کردن شوهرش وجود ندارد، اما این زن خیره سر می آید و گوش نمی دهد و عمدا و به میل خودش و آگاهانه اعمالی را انجام می دهد که احتمال سقط و کشتن آن بچه هست، و اینجوری روی جان بچه اش ریسک می کند، و بچه را می کشد، و شادی را از خودش، شوهرش و اطرافیانش می گیرد. مثل کسی که آگاهانه و عمدا بر خلاف قوانین راهنمائی و رانندگی رانندگی می کند و مرتکب قتل غیر عمد می شود. حالا  این زن یک مجرم است اما تنبیه او در آن حدی نیست که کاک عبدالله می گفت. یعنی طلاق. 

در این باره لازم می دانم توضیحاتی را خدمت دوستان ارائه بدهم : الله تعالی می فرماید:وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ (اسراء/33) و کسی را نکشید که خداوند کشتن او را – جز به حق‌ – حرام کرده است …… آن بچه چه گناهی کرده که باید کشته بشود؟ مگر الله تعالی نمی فرماید: مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل، یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گوئی همه انسانها را کشته است، وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً (مائده/32) و هرکس انسانی را از مرگ رهائی بخشد، چنان است که گوئی همه مردم را زنده کرده است‌.

این قتل غیر عمد یا شبه عمد جنین یک جرم است که باید در برابرش دیه پرداخت بشود و حکم قتل غیر عمد و شبه عمد را دارد :أَنَّ امْرَأَتَيْنِ مِنْ هُذَيْلٍ رَمَتْ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى، فَطَرَحَتْ جَنِينَهَا، فَقَضَى فِيهِ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِغُرَّةٍ عَبْدٍ أَوْ أَمَةٍ[1] دو زن از قبیله ی هذیل با یکدیگر درگیر شدند . یکی بر دیگری سنگ انداخت و او و جنینش را که در شکم داشت کشت در این باره نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند و ایشان فرمود: دیه ی جنین او یک عبد یا امه است . . منظور از  غُرَّةٍ  یعنی یه برده ی سفید پوست .

نظر عمر بن خطاب رضی الله عنه هم این است که بچه به محض بسته شدن نطفه حکم نفس انسان را دارد چون امکان تبدیل شدن به یک انسان و نفس را دارد. بر این اساس کسی چون امام محمد غزالی طوسی  اسقاط جنین را در تمام مراحل حرام می داند. در فقه شیعه ی 12 امامی هم اسقاط عمدی جنین) إجهاض( در هر مرحله‌ای و از هر راهی حرام و موجب دیه است، چون بر این باورند که خلقت انسان از همان انعقاد نطفه آغاز می شود«إنَّ اوّلَ ما یُخْلَقُ نُطْفَه» .[2]

روایت است که از زن حامله ای نزد عمر بن خطاب رضی الله عنه بدگوئی کردند و او زن را احضار کرد، آن زن گفت : یَا وَیْلَهَا مَا لَهَا وَلِعُمَرَ! واى بر من  مرا با عمر چكار! در بین راه كه مى‌آمد ناگهان درد زایمان آن زن را فرا گرفت،  واردخانه‌اى شد، فرزندش را به دنیا آورد؛ اما آن كودك دو بار فریاد زد و  مرد، فَصَاحَ الصَّبِیُّ صَیْحَتَیْنِ ثُمَّ مَاتَ..[3]

بر این اساس امام نووی رحمه الله با استناد به این واقعه می گوید: اگر از  زنى نزد حاكم و فرماندهى بدگویى كرده و او را متهم كنند، سپس حاكم كسى را نزدش بفرستد تا او را احضار كنند و آن زن از ترس،‌ فرزند در رحمش را سقط نماید، بر حاكم  است كه دیه وى را بپردازد. این فتوا از ابوحنیفه است. و احمد  پیشواى حنبلی ها گفته است: افزون بر طفل براى زن هم باید دیه بدهند؛ چون حاكم او را  احضار كرده است؛ پس ضامن حفظ زن هم هست؛ مانند آن كه زن را بزنند و او بمیرد.[4]

(ادامه دارد……)


[1]  متفق علیه . همچنین: كتاب السنن الكبرى(الديات ) المعجم الكبير) باب الحاء) المعجم الأوسط (باب الميم) التلخيص الحبير )الديات) سنن أبي داود (الديات)سنن ابن ماجه (الديات) سنن الترمذي (الديات –الفرائض) سنن الدارقطني (الحدود والديات وغيره) سنن الدارمي (الديات) سنن النسائي (القسامة) صحيح البخاري (الديات) صحيح مسلم (القسامة والمحاربين والقصاص والديات) فتح الباري شرح صحيح البخاري (الديات) مسند الإمام أحمد- باقي مسند المكثرين / البحر الزخار المعروف بمسند البزار/  حديث أبي المليح عن أبيه/ المصنف/  أقضية رسول الله / مصنف عبد الرزاق/  العقول/ موطأ مالک/ نصب الراية في تخريج أحاديث الهداية/ اقتتلت امرأتان من هذيل فرمت إحداهما الأخرى بحجر قتلها وما في بطنها ، فاختصموا إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقضى : ” أن دية جنينها غرة عبد أو وليدة ، وقضى أن دية المرأة على عاقلتها ، وقد رواه مسلم أيضا قال : حدثني أبو الطاهر قال أخبرنا ابن وهب رحمه الله قال وأخبرنا حرملة بن يحيى التجيبي ، قال أنبأنا ابن وهب قال أخبرني يونس بهذا الإسناد .

[2] محمدبن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۱۹، ص۱۵، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

[3] الصنعانی،  أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج 9، ص 458، ح18010،  باب من أفزعه السلطان، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المكتب الإسلامی – بیروت،  الطبعة: الثانیة، 1403هـ.

[4] النووی،  أبی زكریا محیی الدین (متوفای676 هـ)، المجموع، ج 19، ص 12، ناشر: دار  الفكر للطباعة والنشر والتوزیع، التكملة الثانیة.

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(44- قسمت)

  • مورد دیگری که می تواند در میان مسلمین عامل شادی سوزی و مخرب شادی محسوب بشودظن و گمانِ نابجاست.

زمانی که شخص تمام این جرمهایی که ذکر کردیم  را مرتکب می شود اولین چیزی که قلبش را مورد هجوم و فاسد شدن قرار می دهد پیدایش شک و گمان و بیماری های قلبی دیگری است که به دنبال این بیماری به وجود می آیند . الله تعالی می فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است، وَلَا تَجَسَّسُوا ‏ و جاسوسی و پرده‌دری نکنید، وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضاًو یکی از دیگری غیبت ننماید؛  أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُآیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ به یقین همه شما از مرده‌خواری بدتان می‌آید وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ ‏(حجرات/12)از خدا پروا کنید، بی‌گمان خداوند بس توبه‌پذیر و مهربان است .‏

حالا این دستور ساده ی دیگری است برا ی سلامت قلب و محافظت از شادی مومنین، اما شخص این دستور صریح را نادیده می گیرد و خوش را دچار انواع بیماریها و بخصوص عواقب سوء الظن و بدگمانی می کند که در میدانهای دعوت و جهاد و در میان خانواده ها و دوستان و همسایه و محیط کار و سایر عرصه های زندگی اجتماعی انسانها عاملی برای دلسردی، افسردگی، کسالت و غم و غصه در شخص می شود، و هر چیز توهمی و یا هرعمل جزئی نامناسبی که از طرف مقابل می بینید و ممکن است دهها عذر برای  این عمل مثل فراموشی و خطاء و جهل و غیره وجود داشته باشد را بسیار بزرگ می کند و سناریوها و داستانها برایش تصور می کند که هیچ ربطی به عمل این بنده خدا ندارد .   این شخص این طوری و به همین سادگی آرامش و شادی خودش را هدف قرار می دهد و به جایش دلهره و اضطراب و افسردگی و سایر بیماری های ناشی از سوء ظن را می خرد . واقعا معامله ی سراسر ضررمندی را انجام می دهد .

اولین ثمره ای که بعد از پیدایش این بیماری های قلبی، و بعد از برهم زدن این درجه بندی شرعی دشمنان و قرار دادن مسلمین در جایگاه مجرمین و گرفتن اخبار از فاسقین به دست می آید پیدایش شرک تفرق است. ابتدا دلها ازهم فاصله می گیرند، و بعد، جسمها هم از هم دور و حتی بیزار می شوند .

تا به حال در مورد جریانات مربوط به دعوت و جهاد نمونه های زیادی را در این زمینه ذکر کرده ایم اجازه بدهید یک نمونه ی مربوط به اولین مجتمع را خدمتتان عرض کنم که نشان می دهد چه جوری این فرایند و پروسه می تواند در خانواده هاهم شکل بگیرد و چه جوری زن و شوهر و فرزندان می توانند شادی سوز بشوند :

الله تعالی می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (روم/21)‏ و یکی از نشانه‌های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان ساکن و آرام بشوید (یعنی قبلا مثل عشایر بودید حالا یکجا نشین شدید)، و در میان شما و ایشان مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً  قرار داد مسلّماً در این نشانه‌ها و دلائلی است برای افرادی که می‌اندیشند .‏

خوب، حالا زمانی که الله تعالی قلب مرد را با این زن از عشایری بودن و هر لحظه یک جا بودن نجات داده است، و قلب مرد را در این زن ساکن و یکجا نشین کرده است، و برای اینکه این قلب مردی که در این زن سکونت کرده است دوباره آواره و عشایری نشود دو تا ابزار تحت عنوان عنوان مَّوَدَّة ورَحْمَة قرار داده، به عنوان مثال در اینجا زن مثل خانه ست و مرد مهمان این خانه ی زن در دنیا و حتی برای  بعضی ها در قیامت هم هست، زن باید در دنیا امکانات لازم را برای سکونت این مرد طبق قانون شریعت الله فراهم کند و اینطوری «به سهم خودش» حب را به مَّوَدَّة و رَحْمَة تکامل ببخشد که ثمره اش می شود اعطای شادی به خودش و شوهرش و فرزنداش و سایر اعضای خانواده ی طرفین؛ اما زمانی که زن قانون شریعت الله را در این موارد رعایت نمی کند، و با اعمال غیر اسلامیش اسباب آوارگی قلب شوهرش را فراهم می کند، در واقع مثل یک صاحبخانه ی بی نزاکت و بی تربیت باعث رنجش و فراری شدن مهمانش می شود، و زمانی که این اتفاق افتاد شادی هم کم رنگ و حتی گم می شود، و اثرات نبود این شادی به فرزندان و خانواده ی طرفین هم سرایت می کند . اینجاست که زن با اعمال غیر شرعیش خودش را تبدیل می کند به عامل مخرب شادی در زندگیش .

یک  نمونه را خدمتتان عرض کنم که الان از طرف خانمها بسیار نادیده گرفته می شود. زن زمانی که حامله می شود وظیفه ی اصلی و اولویت اصلیش حفظ آن بچه ای که در شکمش است، بعد از تولد این بچه ما در شریعت الله از شیر دادن تا سایر موارد نمی بینیم که «وظیفه و تکلیف» مادیی در مورد بچه بر عهده ی مادر گذاشته شده باشد و تماما بر عهده ی پدر است . انگار وظیفه ی اصلی مادر در این امور به دوران حاملگی محدود می شود، و به محض به دنیا آمدن بچه وظایف کلا از دوشش برداشته شده و بر دوش پدر گذاشته می شود، هر چند در دوران حاملگی هم پدر وظایفی را داشته است .

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(43- قسمت)  

پس این کار به حساب این مجرمین فاسد و جنایتکارنوشته می شود نه به حساب مذهب شیعه[1] و نه به حساب کوردهای سنی یا عربهای سنی . این جنایات در کارنامه ی کفار سکولار اشغالگر و نوکران و مزدوران محلی آنها ثبت خواهد شد و بدون شک مجاهدین فرقه ی ناجیه روزی انتقام این  جنایات را خواهند گرفت .

در تمام این موارد باید و لازم است که شخص را در جایگاه خودش قرار بدهیم و نباید به جرم این مجرمین دیگران را مثل مجرمین حساب کنیم . این کار اشتباهی است که الله تعالی در موردش می فرماید: أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ (سوره قلم آیه 35) «پس آيا فرمانبرداران را چون بدكاران و مجرمین قرار خواهيم داد؟».

اگر افراد مجرم را در جای مجرمین و مومنین صالح را در جای صالحین قرار ندهیم و عذرهائی که الله تعالی مختص مسلمین قرار داده را نادیده بگیریم و این دسته های مشخص و معلوم را در جایگاه خودشان قرارندهیم علاوه بر مصیبتهائی که برای دیگران به بار می آوریم باعث سرخوردگی، گله و شکایت، دلخوری، گوشه گیری، عصبانیت، ناراحتی، رنجش، سرخوردگی  و در نهایت به نارضایتی دائمی، طرد شدن و حتی خشم نابجای خودمان ختم می شود، و در مواردی باعث می شود شخصی که دچار این اشتباهات و قضاوتهای غلط شده در توهمات، خیالات و کمال طلبی سیر کند و دنبال خیالاتی بگردد که با نیازهای فطری و شرعی انسانها سازگاری ندارند.

چنین اشخاصی از خودشناسی شرعی و اعتماد به نفس برخوردار نیستند، و از هویت سالم شرعی هم محرومند، و با مشکلات روانی – اجتماعی زیادی باید دست و پنجه نرم کنند، نسبت به عقاید و ارزشهایشان آگاهی صحیحی ندارند، و قدرت دفاع از ارزشهایشان در برابر مخالفین را ندارند، از آن چیزی که هستند راضی نیستند، و اکثرا احساس حقارت و خودکم بینی دارند، در برابر مشکلات اقتصادی، روانی، اجتماعی و مبارزاتی هم صبر و استقامت کمتری دارند، مردد هستند و احساس سردرگمی می کنند، از نقد کردن و نقد شدن ترس دارند و اصلا نقد پذیر نیستند برای همین است که روحیه ی همکاری هم درآنها ضعیف است و تمایل به مشورت با افراد صاحب نظر و متخصص در آن ها بسیار کم است، روحیه ی یأس و نا امیدی بر آنها سایه می اندازد و از روحیه ی مثبت اندیشی، خشنودی و رضایت برخور نیستند، مرزهای قاطعیت، شدت و خشونت با مدارا و نرمش و رحمت را بلد نیستند، علاوه بر این اهدافی واقعی و متناسب با واقعیت مسلمین را ندارند و کلکسیونی ازدهها بیماری و آلودگی های درونی و رفتاری دیگری هستند که همه ما شاهد آن هستیم .

 این دسته از اشخاص خودشان را خوب نمی شناسند و اکثرا در مسیر رسیدن به شناخت الله هم دچار اشتباه می شوند، حالا یکی کمتر و یکی بیشتر، برای همین است که می بینیم این اشخاص بازیچه ی دست محیط و اطرافیان می شوند، و نیروهای بیرونی و محیط هستند که شخصیت آنهارا شکل می دهند و قالب و ساختار آنها را تعیین می کنند نه درون شخصی که با ارزشها و اهداف شرعی مهار و مدیریت و هدایت شده باشد.

به همراه و در کنار این مسلمین نامتعادل و نامیزان دسته ای دیگر از شادی سوزان ترس آوری وجود دارند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از دجال بیشتر از همه از اینها ترس و واهمه داشته است : لَغَيْرُ الدَّجَّالِ أَخْوَفُنِي عَلَى أُمَّتِي….أَئِمَّةً مُضِلِّينَ[2].  ترس مخالف امنیت و شادی است . ترس از این اشخاص عامل اصلی شادی سوزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در جاهای دیگری از این الائِمَّهَ الْمُضِلِّینَ  تحت عنوان  : دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ  (دعوتگران به درهای جهنم) و علمای سوء و الرویبضه (انسان‌های پست و حقیری که درباره امور عامه مردم سخن می‌گویند.) یاد کرده  است.

  • یکی دیگر از مخربین شادی و از عوامل شادی سوزی در میان مسلمین گرفتن اخبار از فاسقین و غیر مسلمین است

مثلا الله تعالی می فرماید اگرمسلمان فاسقی خبری را برایتان آورد از صحت خبر مطمئن بشوید و همین طوری قبولش نکنید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ ‏(حجرات/6) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید درباره آن تحقیق کنید ، مبادا به گروهی – بدون آگاهی آسیب برسانید ، و از کرده خود پشیمان شوید .

این دستور صریح الله است، آنهم در مورد یک خبری که از طرف یک شخصِ مسلمانِ فاسقی به ما  رسیده، خوب، حالا اگر این خبر را کفار اصلی و مرتدین محلی و الائِمَّهَ الْمُضِلِّینَ و دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ برایمان آوردند باید چکار کنیم ؟ اگرقدرت تبین و روشن نمودن خبر را نداری نباید خبر را قبول کنی و باید نسبت به مسلمین حسن ظن داشته باشی . اما شخص بدون در نظر گرفتن دستورات صریح الله همین طوری کیلوئی اخبار کفارِ سکولارِ جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده های اطراف خودش را قبول می کند و با همین اخبار دروغین در برابر ما و سایر مجاهدین چشم قرمز کرده و رگ گردن کلفت می کند و به همین سادگی قلب خودش را مریض و آلوده می کند و به همین سادگی آرامش و شادی خودش و دیگران را هدف قرار می دهد .

(ادامه دارد……)


[1] ما در عرض این چند دهه حکومت شیعه مذهب ایران آشکارا دیده ایم که چگونه با زن و فرزندان مرتدین سکولار کوردها برخورد کرده اند یا بخصوص با خانواده ی زندانیان اهل سنت ایرانی و خارجی چه برخوردی داشته اند؟ ما هرگز در حکومت شیعه مذهب ایران چنین جنایاتی رو ندیده ایم حتی در مناطقی که حکومت ایران در عراق و افغانستان و لبنان و سوریه قدرتی به دست آورده باعث رام شدن و اهلی شدن بسیاری از غلات و دیوانگان شیعه مذهب شده است .

[2]رواه الإمام أحمد (21296)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(41- قسمت)

 طبیعی است به یک کافر نصرانی بگویی تو یهودی هستی ناراحت می شود، یا اگر به یک نصرانی یا یهودی بگویی تو جزو مشرکین هستی به شدت ناراحت می شود، و زمانی که دیپلماسی عملی خودت را هم بر همین قضاوت اشتباه قرار می دهی برای همه غم و اندوه به بار می آوری و شادی همه را می گیری و در عوض شادی را به مشرکین یا سکولاریستها هدیه میدهی.

این در برخورد بین جامعه ی مسلمین و بر هم زدن درجه بندی جامعه ی کفار است اما فاجعه ی اصلی زمانی شروع می شود که شخص می خواهد دیوانه وار مسلمین را در درجه ی کفار و مجرمین قرار بدهد. در این صورت یکی از مخربین این درجه بندی، دسته ای از مسلمین نامتعادلی هستند که مسلمین را ناشیانه تکفیر می کنند و مسلمین را در جایگاه مجرمین قرار می دهند. تکفیر نابجا هم از عوامل شادی سوزی است . یک مسلمان را در جایگاه مرتدین و مجرمین قرار دادن یک فاجعه برای طرف مقابل و کل جامعه ی مسلمین و یک جرم آشکاراست:أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ ‏* مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ‏ (قلم/35-36) آیا مسلمین و فرمانبرداران را همچون مجرمین یکسان می‌شماریم؟!  ‏شما را چه می‌شود؟! چگونه داوری می‌کنید؟!‏

نبود حکومت اسلامی علی منهاج نبوه، و نبود شورای اوالی الامر واحد مسلمین که امتی واحد را تشکیل می داد، و با اجماع واحدش جماعت واحدی را تشکیل می دهد باعث رشد انواع شرک تفرق در عقاید و تفاسیر و رفتارها شده و آلودگی عقیدتی و رفتاری زیادی را در طول این چند قرن گذشته به وجود آورده است . پس ما با مسلمینی مریض سروکار داریم که نیاز به «دلسوزی» «محبت» و «درمان» دارند نه به توهین و بد دهنی و بی احترامی .

البته این ثمره ی بد دهنی و تکفیرها هم تنها در حالت لفظی باقی نمی ماند بلکه زمانی که شکل عمل به خود می گیرند جایی برای شادی  عموم مومنین باقی نمی گذارند . این اهل قبله ی نامتعادل گاه تبدیل به مجاهدین مسلح و گاه صاحبان قدرتی حکومتی می شوند که با این نگرشهای فاسدی که دارند شادی سوزان و مصیبت سازان واقعی می شوند .  

 این مجاهدان فی سبیل الله با آنکه در حساب ما جایگاه عمار و مصعب و بلال و سمیه  و خالد را دارند و الله حسیبهم- ان شاء الله – اما رهبران آنها قطعا در جایگاه رسول الله و ابوبکر و عمر و عثمان و علی و معتصم و صلاح الدین و اسامه و امثالهم نیستند . این رهبران شادی سوزانی هستند به تمام معنا.

 به عنوان مثال بعضی از این نامتعادلاهای میان اهل سنت در افغانستان یا نیجریه فلان شیعه را به جرم فلان شیعه ی عراق و سوریه  می کشند، و شیعه های عراق هم فلان ملای مسجد یا فلان خواهر ما را اعدام می کنند آنهم به جرم دیگرانی که یا قرنها پیش کرده اند یا نکرده اند، یا به جرم دیگرانی که هیچ ربطی به اینها ندارد.

این انسانهای نامتعادل و نامیزان را که به این جرمهای خودشون آگاهانه ادامه میدن باید اهل بدعت دانست . چرا؟ چون اینها بر خلاف قانون شریعت الله و دستور صریح و واضح الله عمل می کنن و بر این عمل مجرمانه شان هم به دلیل تنفر و کینه ی نابجا اصرار دارند و ادامه اش میدهند در حالی که الله تعالی حتی در مرحله ی قصاص هم می فرماید:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى/ ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! درباره کشتگان قصاص بر شما فرض شده است (و باید در آن کسی را به گناه دیگری نگرفت، و بلکه) :الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى / آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن است .فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ /  پس اگر کسی ( از جنایتش ) از ناحیه برادر (دینی) خود، گذشتی شد باید نیک رفتاری شود وپرداخت ( دیه ) با نیکی انجام گیرد. این (گذشت از قاتل و اکتفاء به دیه مناسب) تخفیف و رحمتی است ازسوی پروردگارتان .فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ‏(بقره/178) پس اگر کسی بعد از آن تجاوز کند او را عذاب دردناکی خواهد بود .

حالا یه شیعه زاده در عراق به همراه دهها سنی زاده ی عرب و ترک و کورد آمده اند و یک سنی را کشته اند، آنوقت تو در افغانستان و پاکستان و یمن و نیجریه حق آن مقتول را از یک شیعه ای میگیری که تنها جرمش هم مذهب بودن با آن شیعه زاده است؟ مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که یک مجرمی مثل کعب که دچار چنان جرمی شده بود آمد و یک یهودی دیگری از قبایل دیگر یا حتی از همان قبیله را به قتل رساند؟ یا اگر مثلا بنی قریظه جرمی مرتکب می شد به سایر قبایل یهودی هم حمله می کرد؟ یا یک مشرک و سکولار از قریش جرمی مرتکب می شد می رفت و یک مشرک از قبایل دیگه را قصاص می کرد؟ قطعا نه. پس چرا تو مرتکب چنین فاجعه ای می شوی؟

حالا اگه شیعیان ایران در برابر کشتار شیعیان نیجریه و یمن و مصر و عراق و سوریه و افغانستان و پاکستان و کشمیر قصاص و انتقام آنها را از شافعی ها و حنفی های ایران بگیرند چه حسی بهت دست میدهد؟ اگه تو را به جرم فلان سنی عراقی یا یمنی یا نیجریه ای … بگیرند  و بعد حکم حبس ابد یا اعدامت را صادر کنن چه حسی بهت دست میدهد؟

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(42- قسمت)

اگر ما به این مجرمینی که آشکارا برخلاف قانون شریعت الله خون به ناحق می ریزند و به این خونریزی هم ادامه می دهند می گیم اهل این کار شده و اهل بدعتشان می دانیم و مثل اهل بدعت با آنها برخورد می کنیم  کار نابجائی نکرده ایم. اینها اهل بدعتی هستند که باید در اولویت بندی بدعتها اینها را در ردیف بدعتهای اولیه قرار داد.

حتی اگر این هم مذهبها از لحاظ قلبی راضی به جرم هم مذهبشان هم باشند و عملا کاری انجام نداده باشند باز مشمول حکم دیگران نمی شوند. مثل اینکه الله تعالی یهودیان عصر نبوت را مثل قاتلین انبیاء معرفی می کند: قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِیَاءَ اللّهِ مِن قَبْلُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (بقره/91) پس چرا پیامبران خدا را پیش از این می‌کشتید؟‏  و در جای دیگری می فرماید:

أَفَکُلَّمَا جَاءکُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقاً تَقْتُلُونَ ‏(بقره/87) آیا (جز این است که) هر زمان پیغمبری برخلاف میل و آرزوی نفس شما چیزی را آورد، دچار استکبار و خودبزرگ بینی شدید (و به این هم بسنده نکردید) بلکه عدّه‌ای را تکذیب کردید و دروغگو خواندید، و جمعی را کشتید .‏

در اینجا الله تعالی واضح و آشکارا یهودیان عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم را مخاطب قرار می دهد و آنها را شرکای جرم قتل پیامبران می داند که قرنها پیش اتفاق افتاده ، چرا؟ چون این قوم الان هم به چنین جرمی راضی بودند، اما باز مشمول حکم این قاتلین انبیاء نمی شوند و مثل قاتلین با آنها معامله نمی شود؛ یا بعضی از اطرافیان خودتان به صراحت و آشکار از کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی بر علیه مجاهدین شریعت گرا حمایت لفظی می کنند و به جنایات آنها در حق مسلمین راضی هستند، ما نمی توانیم حکم ارتداد را بر اینها اجراء کنیم، نهایتش این است که اگر عذر شرعی نداشته باشند آنها را جزو دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها قرار می دهیم و از آنها«حذر» می کنیم.

کسانی که این حقیقت واضح و آشکار قرآنی را در نظر نمی گیرند آشکارا و به همین راحتی شادی را از هزاران خانواده و زن و فرزند و پدر و مادر و برادر وخواهر ما و جامعه ی انسانی می گیرند . ما زمانی که می بینیم که در زندان عراق به ناموس خواهرانمان تجاوز می شود شادیمان نابود می شود، و به جایش خشم و نگرانی ونفرت جایگزین می شود. اینها شادی ما را  در هرجای دنیا باشیم نابود می کنند .

چند مدت پیش دیدیم که حکومت سکولار عراق به ریاست جمهوری فواد معصوم یک هورامی مرتد سنی زاده، و به نخست وزیری عبادی یک عرب مرتد شیعه زاده، دهها خواهر مسلمان ما را صرفا به خاطر همسر دوله بودن اعدام کردند، و اخیرا هم دهها نفر از آنها را که اکثرا داغستانی و چچنی وازبک و ترک و تاجیک بودند را به حبس ابد محکوم کردند و قبل از این به اکثریت قاطع این خواهران مسلمان ما در زندانهای عراق تجاوز جنسی کرده اند به گونه ای که صدای سازمانهای به اصطلاح حقوق بشری را هم در آوردند و سازمان ملل را وادار کرد که به این جنایت این مجرمین و جنایتکاران اقرار و اعتراض کند. این همان کاری است که سربازان آمریکائی و انگلیسی و متحدین کافر و سکولار آنها از سالها قبل بر سر ناموس مسلمین در عراق و سایر سرزمینهای مسلمان نشین آورده اند و اینها هم ادامه دهندگان راه این کفار سکولار در برخورد با ناموس مسلمین هستند .

حتی اگر این خواهران اسیر ما همسران خوارج باشند که نیستند، باز باید نگاه کرد که سیدنا علی بن ابی طالب رضی الله عنه چگونه با خانواده و همسران خوارج پس از جنگ نهروان برخورد کرد؟ آیا همسران آنها را اسیر یا زندانی کرد؟ آیا نعوذ بالله به زنان این خوارج که ناموس مسلمین هستند تجاوز کرد؟ یا اجازه ی تجاوز به آنها را داد؟ آیا حتی همسر یک مجرم بودن باعث سرایت حکم به او و فرزندان هم می شود؟ این غیر از دوری از عدالت و پیروی از کینه و نفرت و پستی و حیوان صفتی چه معنی می تواند داشته باشد؟ حسبنا الله و نعم الوکیل  ….. انا لله و انالیه راجعون

البته دوستان گرامی این ربطی به شیعه یا سنی بودن ندارد، بلکه صفت پستی است که کفار جهانی و مرتدین و منافقین و سکولار زده های محلی از انجام آن در حق مومنین کوتاهی نخواهند کرد، مگر سگمرگهای بارزانی در اطراف شنگال همین جنایت را نکردند؟ مگر مزدوران حزب کارگران اوجالان در تل براک و سایر مناطق سنی نشین سوریه همین جنایت را در حق زنان و دختران اهل سنت نکردند؟ مگر صحوات خائن سنی زاده ی مزدورعرب به اصطلاح اخوانی و سلفی و سکولار همین جنایت را در حق خواهران مهاجر اهل سنت ما در سوریه نکردند؟

(ادامه دارد…….)