درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (55- قسمت)

 زمانی که نسل گذشته ی نا آگاه،بی خرد،فریب خورده وسوخته ی ما ابزاری در دست سکولاریستهای مرتد شدند و مسیر ملت ما را از راه اصلی اسلام به سمت و سوی دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن تغییر دادند، و مسیر ذلت و نوکریِ برای کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای را بر ملت ما تحمیل کردند، ما را از عزتی که الله برایمان در نظر گرفته بود محروم کردند: وَلِلَّهِالْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ . و ما را ذلیل و تبدیل به ابزاری در دست دشمنانمان کردند، منابع زیر زمینی سرزمینهای مسلمان نشین را تاراج کردند، و منبعی برای قدرت گیری دشمنان و تحمیل فقر و محروميتهاي طاقت فرسا بر ملت مسلمان خود کردند .

برای همین، ممکن است ما خیلی از کارخانه ها و اسلحه ها را نداشته باشیم اما ما در عوض قلبهاي خودمان را داریم، ایمان راسخ خودمان به وعده های الله در دنیا و قیامت را داریم، دستها ی خودمان را، تاریخ خودمان را، برادران و خواهران خودمان را، و بالاتر از همه قانون شریعت الله و هدف واحد خودمان را داریم. همين ایمان و اراده ی راسخ به قانون شریعت الله و هدف واحد و مشترک همگانی است كه کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و منافقین و سکولار زده های خائن از ما گرفته اند .

 با چنین آگاهی و با چنین هدف مشترک و الله پسندی امروزه ملت ما بیدار شده است و قصد دارد با لگد جانانه ای به مرتدین سکولار محلی و دور ریختن آنان، مثل سایر ملتهای بیدار برای به دست آوردن عزت و حقوق پایمال شده شان دست به کار بشوند و بار دیگر با تبعیت از قانون شریعت الله به سعادت خودشان برگردند، آنهم بر برپايه هاي  خودشان و با وسايل خودشان و با وحدت با تمام اهل قبله و از طريق فدا كردن و قرباني كردن خودشان.

این همان آگاهیها و علم لازم و همان هدف روشنی است که باید بار دیگربرای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی به عنوان یک پیش نیاز و مقدمه برای مسلمین زنده بشوند.

دومین پایه و پیش زمینه ی اساسی این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی شناخت، هم مسیرشدن، مراقبت و محافظت از طائفه و گروهی از مسلمین است  که الله تعالی بعد از نصرت خودش آنها را به عنوان تقویت کننده و پشتیبان مسلمین معرفی می کند : هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ ‏(انفال/62) او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان تقویت و پشتیبانی کرد.‏

البته نصرت الله تعالی هم شرط دارد وآن هم تبعیت بی چون و چرا از قانون شریعت الله، و در پیش گرفتن سیاست سَمِعْنا وَأَطَعْنا، وعدم تبعیت از خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ و خواسته های گمراه گر است: وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ (بقره/120) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنید، بعد از آن که علم بهتو رسیده است، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود.

این را الله تعالی بدون تعارف به عزیزترین مخلوقاتش می گوید تا دیگران حساب خودشان را بدانند . دیگران بدانند که اگر نصرت الله را می خواهند باید بدون چون و چرا تابع قانون و شریعت الله و روش هدایتگری رسول الله صلی الله علیه وسلم باشند . علاوه بر این، اگر تقویت شدن از طرف مومنین و پشتیبانی آنان را هم می خواهند باز باید مقدماتی را رعایت کنند و خودشان هم به مواردی پایبند بشوند.

این را می دانیم که جامعه ی مسلمین به صورت عموم از دو دسته ی کاملا متمایز تشکیل شده است : دسته ی مومنین که اینان هم خودشان به درجات مختلفی تقسیم می شوند و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها که اینان هم باز به درجات مختلفی تقسیم می شوند .

آن دسته ای از مسلمینی که الله تعالی آنان را پس از نصرت خودش باعث تقویت و پشتیبانی می داند بدون شک منافقین و سکولار زده ها نیستند . اگر درس منافقین و سکولار زده ها را به خوبی مرور کرده باشید متوجه می شوید که اینان خودشان یک آفت و حتی یک دشمن داخلی برای جهاد و مبارزه و مسلمین هستند که باید ازشان حذر بشود:هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ ‏(منافقن/4) آنان دشمنند و از ایشان برحذر باش . خدا بکشدشان ! چگونه (از حق) برگردانده می‌شوند (و منحرف می‌گردند؟!) .‏

برای همین است زمانی که در احد بر می گردند یا در جنگهای دیگر مثل تبوک هم شرکت نمی کنند رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی برای آنا ن چنان ارزشی قائل نیست که درموردشان هم صحبت کند، اما آن سه صحابی مومنی که در غزوه ی تبوک شرکت نمی کنند را با چنان جریمه ای مواجه می کند که تنها آیات الله می تواند آنان را از این تنگناه و تحریم و جریمه ی بزرگ نجات بدهد، چون حساب این مومنین با سکولار زده ها جداست و انتظارات از اینان و وظایف اینان هم با منافقین و سکولار زده ها متفاوت است. این مومنین اسباب تقویت و پشتیبانی هستند، کسی که دارو پیش اوست حق ندارد آنرا از نیازمندان دریغ کند .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (54-  قسمت)

مرحله ی بعدی آگاهیهای ملموس به تجارب هر یک از سرزمینهای مسلمان نشین در تاریخ گذشته و بخصوص آگاه شدن از هر آنچه مرتدین درچند دهه ی گذشته تا کنون بر سرآن آوردند، و تشريح صحيح هر آنچه كه به تحقق پيوسته و يا هنوز هم در حال وقوع است، بر می گردد. این هم خودش راهي است به آگاهي پیدا کردن مسلمین از خودشان و هر آنچه که کرده اند.  مسئوليت ما  در اين مرحله اين است كه خودشان را به خودشان بشناسانيم، چون اين آگاهي هم می تواند مقدمه اي باشد در مسیر ورود به آگاهيهاي برتر.

زماني كه قانون شریعت الله استقرار مجدد خودش را از طریق حکومتی اسلامی بر منهاج نبوی یا حکومت بدیل اضطراری بدست بیاورد، نبايد تصور كنيم كه ما پيشگامان و سابقين، چنين نعمتی را  به آنا ن هديه كرده ايم، بلكه اين امري است كه فقط در ساية آگاهي ايماني و آگاهیهای شرعی اين مردم و سایر مقدمات و پیش زمینه های وحدت توسط همین مسلمین تحقيق يافته و ميوه و ثمره ی سالها مبارزه ی خود آنهاست، مردم سالها و شايد قرنها خواستارعدالت، امنيت، آزادي، رفاه اقتصادي و از بين رفتن محروميت و رفع استبداد و اختناق بوده اند، و زماني كه ما مترقيانه ترين و استوار ترين راههای رسیدن به اين اميدها و اهداف را به آنان معرفی کردیم خود آنان هستند كه در زمین چنین طرح و نقشه ای را پیاده می کنند.

ما هرگز گوش آنان را با ياوه سرائيها و حرفهاي پوچ، بي معني، دروغ و توهمی – مانند پیروان دین سکولاریسم و دین فروشان خائن كه سالهاست مردم را به گنداب پستي، شكست و نااميدي كشانده – پرنخواهيم كرد، ما حق را بیان می کنیم، مترقيانه ترين راه انسان ساز را به آنان عرضه مي کنیم، و زماني كه با  مردم وارد صحبت مي شويم، فقط قانون شریعت الله را با زبان امروز و زبانی که خوب متوجه اش می شوند به آنان عرضه  مي كنيم. برایشان روشن و آشکار می کنیم که الله تعالی از ما و شما چه می خواهد؟ ما و آنان در این دنیا در پي چه چيزي هستیم؟ چه مي دهيم و در دنیا و قیامت چه بدست می ا وریم؟

ما به آنا ن می فهمانیم که وحدت آگاهانه و حرکت به سمت و سوی تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و تطبیق کامل قانون شریعت الله و تشکیل امت واحد و جماعت واحد از طریق شورای اولی الامر جهانی نابود کردن ستمگر و ظالم قبلي و انتقال قدرت از يك طبقه و گروه ظالم به طبقة ظالم ديگر نيست، به آنان می فهمانیم كه برای ما يک ظالم انگليسي، فرانسوي، ژاپني ، چيني و … با يك ظالم و ستمگر ترك، عرب، فارس، كْرد، بلوچ و پشتو و خودي نه تنها هيچ فرقي ندارد بلكه استثمارگر خودي منفورتر و پليدتراست .

ما آمده ايم كه ريشه ظلم را خشک کنیم، برای ما ظلم، ظلم است؛ و تغيير زبان و نژاد ظالم نمي تواند ماهيت ظلم را عوض كند، بلكه تنها گور است كه مي تواند آن را منهدم کند و تغییرش بدهد . و اين خود مومنین آن که خواهند فهميد كه حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد آن و امت واحد و جماعت واحدی که به وجود می آید هرگز منافع استثمارگران، استعمارگران و كلاً طبقة ظالم را تامين نكرده و نخواهد كرد، و جامعة آيندة ما جايي  برای فرصت طلبان و حيله گران خونريز نخواهد داشت .

ما بايد با مردم از زبان مستقيمي استفاده كنيم كه همه بتوانند بفهمندش، ما بايد از مفاهيمي كه ملتمان هنوز قادر به دركش نيستند پرهيز کنیم، و فرمول مناسبي برای بسيج روستائيان و مردمان شهري پيدا كنيم كه درك آن برای همه ممكن باشد مثلاً: «لا اله» و کفر به طاغوت چیست؟ و «الا الله» و ایمان به الله و إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعینُ یعنی چه؟ بهشت چیست؟ جهنم چیست؟ قیامت یعنی چه؟ چرامي خواهيد جهاد و مبارزه كنيد؟ شما كيستيد؟ پدرانتان چه کسانی بودند؟ تاكنون چه برسرتان آمده است؟ وضعيت چگونه است؟ سکولاریستهای کافر جهانی چه بلائی بر سرمسلمین در آورده اند؟ سکولاریستهای مرتد محلی و دین فروشانی که در اختیارشان هستند چه بلائی بر سر دین و فرزندان و ناموس و فرهنگ و مال و سرزمین آنا ن درآورده اند؟ آیا از اینکه مرتدین سکولار با همکاری کفار سکولارجهانی آشکارا و با اسلحه تلاش دارند قانون شریعت الله را از بین ببرند و قانون یک بشری مثل خودشان را جایش بگذارند ناراحت نیستیند؟ آیا از اینکه با دور ریختن قانون شریعت الله و جایگزینی قانون دیگری به الله توهین می شود نگران نیستیند؟ آیا از اینکه نسل گذشته ی بی خرد و فریب خورده و ناآگاه و سوخته ی ما مسیر ملت ما را عوض کرده و به سمت و سوی ارتداد به دین سکولاریسم کشانده شرم ندارند؟ و نمی خواهند به این ننگی که نسل فاسد و سوخته و فریب خورده ی گذشته ی ما به وجود آورده اند خاتمه بدهند؟ و این لکه ی کثیف و چرکین را از خانواده خودشان و ملت خودشان پاک کنند و به آن خاتمه بدهند؟ آيا دختر و خواهر و مادر مسلمانتان که از طرف کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مرتدین و نوکران محلی آنان مورد تجاوز قرار مي گيرند، از اين بابت ناراحت نيستيد؟ آیا از اینکه سکولاریستهای مرتد محلی و منافقین و سکولار زده ها ناموس شما را در رسانه هایشان در معرض دید همه قرار دادند و شما را نزد مسلمین انسانهای بی غیرت و بی ناموس معرفی کردند شرم ندارید؟ آیا نمی ترسید با اینهمه سهل انگاری و بی تفاوتی بمیرید و وارد قبر بشوید؟ فکر کردید که چه چیزی برای قبر و قیامت خودتان آماده کرده اید؟ و سوالات دیگری که شریعت الله از بنده ها می پرسد و بنده ها باید پاسخی شرعی برایش داشته باشند .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(53- قسمت)

برا ی اینکه بتوانیم بدون توجه به جنسیت یا باسواد بودن یا نبودن، کسانی را تولید کنیم که به آن علم داده شده است و تنها اینها هستند که از الله می ترسند و خشی دارند: إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر/28) باید مسیری را برویم که الله خواسته و رسول الله صلی الله  علیه وسلم و اصحابش رفتند. بله اگر می خواهیم الله از ما راضی باشد این همان مسیری است که باید با تبعیت به احسان از سابقون الاولون در آن قدم بگزاریم و طی اش کنیم : وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِوَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (توبه/100) پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند.

تمام علوم دیگری که وجود دارند و ممکن است صدها و بلکه هزاران علم را شامل بشود الله تعالی تنها بخشی بسیار ناچیز از آن را در اختیار انسانها قرار داده است: وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا (اسراء/85) با وجود این دانش کمی که در این زمینه نیز به انسان داده شده است باز انسانها در کسب آن در یک سطح و درجه نیستند و هیچ کسی در هیچ یک از این علوم نمی تواند نهایت آن را به دست بیاورد. چرا؟ چون: وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ‏ (یوسف/76) بالاتر از هر عالمی، عالمتری وجود دارد . اما این به معنی کم بهاء دادن به این علوم نیست، بلکه اینها تنها در برابر علم «لا اله – الا الله» و کفر به طاغوت و ایمان به الله و آمادگی های قلبی، کم بهاء هستند و در درجات پائینتری قرار دارند، و گرنه اگر دو مسلمان یکی تنها دنبال عبادتهای شخصی خودش باشد اما یک مسلمان دیگر آن بخشی را که آن مسلمان به عبادتهای شخصی و مستحب داده را به طلب این علوم بدهد و در کسب همین «علوم درجه چندم» تلاش کند به چنان برتری دست پیدا می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: ” فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِي عَلَى أَدْنَاكُمْ ” [1] فضيلت عالم بر عابد چون فضيلت من بر کمترين شماست.

در میان تمام این علومی که بعد از فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ. (محمد/19) قرار گرفته اند، علم آگاهی به فهم دین و به منظور یاد دادن دین در اولویت اول است، تا اینکه جامعه به حد خودکفائی برسد، و به دنبال آن علوم دیگر متناسب با نیاز جامعه در درجات بعدی قرار می گیرند . زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم جهاد فِي سَبِيلِ اللَّهِ را اینطوری بر عبادت در خانه برتری می دهد:  فَإِنَّ مُقَامَ أَحَدِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهِ فِي بَيْتِهِ سَبْعِينَ عَامًا، أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ الْجَنَّةَ؟ اغْزُو فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ مَنْ قَاتَلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَوَاقَ نَاقَةٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ. [2] جايگاه هر یک از شما در راه خدا بهتر است از هفتاد سال نماز خواندن در خانه اش، مگر نمي خواهيد خداوند شما را بيامرزد و وارد بهشت كند؟ در راه خدا جنگ و غزا كنيد، هر كسى كه به اندازه شير گرفتن يك شتر در راه خدا بجنگد بهشت بر او واجب مي شود.

در جای دیگری رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شدند برای یادگیری علم را  تا زمانی که شخص بر می گردد به عنوان «فِيسَبِيلِ اللَّهِ» معرفی کرده است و می فرماید:مَنْ خَرَجَ فِي طَلَبِ الْعِلْمِ فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَتَّى يَرْجِعَ.[3] و اینهم روشنگری و تفسیر آیه ی : وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ ‏(توبه/122) است.  با تمام این احوال بعد از ایمان و شهادت به «لا اله الا الله و محمد رسول الله » هیچ فرضی بالاتر از دفع دشمن صائل کافری نیست که سرزمینهای مسلمین را اشغال کرده است و تمام علوم باید در خدمت دفع این دشمن صائل باشند .

 این همان جایگاه و همان علمی است که سابقون الاولون هر قومی بايدآن را یاد بگیرند و خودشان را بدون توجه به سرزنشهای رایج «وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» سپر ضربات مخالفین کنند و به عنوان یکی از پیش شرطهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی یادبدهند، و حواسشان باشد که این اولویت بندی شرعی را به هم نزنند، و شیطان آنان را به اولویتهای بعدی مشغول و دلخوش نکندتا از اولویت اصلی غافل بشوند، چون اینهم یکی از دسیسه های شیطان از آغاز تا قیامت است:تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ‏(نحل/63) به الله سوگند! ما (پیغمبرانی) به سوی ملّتهای پیش از تو فرستادیم و شیطان کارهای (زشت) ایشان را در نظرشان آراست و امروز شیطان سرپرست اینهاست و عذاب دردناکی دارند.‏

بهم زدن این اولویت بندی در علوم زنگ خطر و تلبیس ابلیسیه که خیلی ها به آن اهمیت نمی دهند، و به راحتی شیطان آنان را به اولویتهای بعدی دلخوش و مشغول می کند، و میان واجب و مستحب آنان را به مستحب دلخوش می کند، و میان خوب و خوبتر آنان را به خوب دلخوش می کند تا به خوبتر مشغول نشوند، و این صدمه ی بزرگی به خود شخص و جامعه ی مسلمین است، و آشکارا شخص را از سابقون الاولون، و بيم دهندگان عيني و عملي، و مهدیان و سابقین بالخیراتی که باید مجدد شریعت الله در میان قوم خودشان باشند محروم می کند، و آنان را به چیزهای دیگری مشغول و دلخوش می کند.

ما چه طوری دشمن شناسی و درجه بندی شرعی آنان را از الله گرفتیم، به همین شیوه درجه بندی و اولویت بندی علوممان را هم تنها از الله می گیریم، و آنطوری پیش می رویم که الله خواسته، نه آنطوری که شیطان از راه میل و خواشهای نفسانی خودمان برایمان مفید جلوه اش می دهد .

(ادامه دارد……..)


[1]روه الترمذی ،رقم حدیث 2628 وصححه الألباني.

[2]أخرجه الترمذي في سننه ج 4/ص 181/ح 1650، و الإمام أحمد في مسنده ح9407و10407. و الحاكم في مستدركه ج2/ص78/ح2382. و البيهقي في سننه الكبرى ج9/ص161/ح18284 وفي شعب الإيمان 4 / 15. وذكره قال الحافظ فى ” الفتح ” في شرح حديث البخاري رقم 2786 وقال: حسنه الترمذى و صححه الحاكم .وقال الحافظ الهيثمي في “المجمع”:” رواه البزار ورجاله ثقات” . وأورده الألباني رحمه الله في “السلسلة الصحيحة” 2 / 603 رقم 902

[3]رواه الترمذي والضياء وحسنه الألباني.

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(52- قسمت)

این همان چیزی است که ما به تبعیت از تمام پیامبران و به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم باید به عنوان یه پیش شرط وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی یاد بدهیم که عمومی است و زن و مرد و پیرو جوان و باسواد و بی سواد نمی شناسد . بله، به سبک پیامبران و به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم، که به حجت نبوی شناخته شده است. به سبک ایشان نه سبکهای دیگر. برای همین است ما درسهای مقدماتیمان را به زبانی ساده و بدون تکلف از دین چیست؟ جاهلیت چیست؟ طاغوت چیست؟ اسلام چیست و مسلمان کیست؟ و دشمن شناسی شرعی شروع کردیم تا به این مرحله رسیدیم .

با طی کردن این مقدمات، و در دومین قدم، قيامت شناسي مهمترين و كليدی ترين اقدام و آگاهی است كه بايد برای مسلمین روشن و آشکار بشود. ما هنوز در آموزش ایمان هستیم قبل از آموزش و یاد دهی قرآن، و این مرحله ی بسیار مهم و اساسی است. شخم زدن و آماده سازی زمینه برای اینکه مناسب بشود برای کاشت بذر سالم.  این مرحله آماده سازی قلب است برای پذیرش «آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا». تنها با گذراندن اين مرحله ست كه تطبيق و عملي کردن قوانين اجرائي و دنيوي شريعت بدون كوچكترين فشار و اجباري، به صورت داوطلبانه و مشتاقانه، سهل و آسان می شود.إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏(نور/51) مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کند، سخنشان تنها این است که می‌گویند : شنیدیم و اطاعت کردیم ! و رستگاران واقعی ایشانند.‏

از جُنْدَبُ بنُ عبد الله البَجَلي رضي الله عنه روايته كه  مي فرمايد : كُنَّا مَعَ نَبِيِّنَا – صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- فِتْيَانًا حَزَاوِرَةَ، فَتَعَلَّمْنَا الْإِيمَانَ قَبْلَ أَنْ نَتَعَلَّمَ الْقُرْآنَ، ثُمَّ تَعَلَّمْنَا الْقُرْآنَ فَنَزْدَادُ بِهِ إِيمَانًا[1]. ما در زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم نوجوان بوديم (حول و حوش بالغ شدن)، قبل از اينكه قرآن را ياد بگيريم ايمان را ياد گرفتيم؛ به دنبال آن قرآن را آموختيم و با آموختن قرآن ايمان ما بيشتر مي شد .

همچنین اِبْن‌ِ جُرَیْج‌ روایت می کند که یوسف بن ماهک گفت : پیش ام المومنین عائشه رضی الله عنها بودم که ناگهان مردی عراقی آمد و گفت: کدام نوع کفن بهتر است؟ عائشه گفت رحم برتو باد! تورا چه زیانی می رساند (هر نوع کفنی که باشد) گفت: ای ام المومنین مصحف (قرآن) خود را به من نشان بده، ام المومنین  گفت: تو را چه ضرر می رساند که کدام آیه را قبلا (یا بعدتر) بخوانی، آن چه اول نازل شده، سوره ای از سوره های مفصل بوده که در آن از بهشت و جهنم یاد شده است، تا مردم به اسلام روی آورند، آنگاه آیات حلال و حرام نازل شد و اگر اول این چیز نازل می شد: شراب ننوشید، می گفتند: ما هرگز شراب را ترک نمی کنیم. و اگر نازل می شد: زنا نکنید، می گفتند: ما هرگز زنا را ترک نمی کنیم . این آیه در مکه بر محمد نازل شده و در آن زمان من دخترکی خردسال بودم که بازی می کردم . ” ‏بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ‏” بلکه قیامت و عده گاه آنها است و قیامت سخت تر و تلخ تر است. و سوره بقره و النساء نازل نشده است مگر آنکه من پیش پیامبر بودم  راوی گفت : ام المومنین مصحف (قرآن) را برای او آورد و سوره را بر او خواند .

اين همان مسير صحيح و هدفمندي است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم و اصحاب بزرگوارش برای تغيير در افراد و جامعه  آن را طبق برنامه و نقشه های الله طي کردند، و ایمان و یقین رادر دلهایشان مستحکم و پولادین ساختند.  أبوبكر بن عياش می گوید: مَا سَبَقَكُمْ أَبُو بَكْرٍ بِفَضْلِ صَلَاةٍ وَلَا صِيَامٍ وَلَكِنْ بِشَيْءِ وَقَرَ فِي قَلْبِهِ ” . وَهُوَ الْيَقِينُ وَالْإِيمَانُ. [2] ابوبکر با نماز و روزه از شما جلو نمی افتاد بلکه با یقین و ایمانی که درقلبش آرام گرفته بود بر شما پیشی گرفته است.

طی کردن این مسیر در آموزش، یعنی: آماده سازی قلب و فراهم کردن زمینه های عمل آگاهانه و داوطلبانه به قانون شریعت الله، و حرکت به سمت و سوی وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی؛ خلاف این یعنی: در مسیر اشتباه حرکت کردن. برا ی همین است که بسیاری از اصحاب این روشهای اشتباهی که هم اکنون هم در میان بسیاری از مسلمین است را به عنوان یک آسیب جدی گوشزد کرده اند:

  • ابن مسعود رضی الله عنه می گوید: إنا صُعِّب علينا حفظ ألفاظ القرآن وسُهِّل علينا العمل به، وإن مَنْ بعدنايُسَهَّل عليهم حفظ القرآن ويُصَعَّب عليهم العمل به.[3]
  • عَبْدَ اللهِ بْنَ عُمَرَ رضی الله عنهما  می گوید: ” لَقَدْ عِشْنَا بُرْهَةً مِنْ دَهْرٍ وَأَحَدُنَا يَرَى الْإِيمَانَ قَبْلَ الْقُرْآنِ، وَتَنْزِلُ السُّورَةُ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَنَتَعَلَّمُ حَلَالَهَا وَحَرَامَهَا، وَأَمْرَهَا وَزَاجِرَهَا، وَمَا يَنْبَغِي أَنْ نُوقَفَ عِنْدَهُ مِنْهَا، كَمَا تَعَلَّمُونَ أَنْتُمُ الْيَوْمَ الْقُرْآنَ، ثُمَّ لَقَدْ رَأَيْتُ الْيَوْمَ رِجَالًا يُؤْتَى أَحَدُهُمُ الْقُرْآنَ قَبْلَ الْإِيمَانِ، فَيَقْرَأُ مَا بَيْنَ فَاتِحَتِهِ إِلَى خَاتِمَتِهِ، وَلَا يَدْرِي مَا أَمْرُهُوَلَا زَاجِرُهُ، وَلَا مَا يَنْبَغِي أَنْ يَقِفَ عِنْدَهُ مِنْهُ وَيَنْثُرُهُ نَثْرَ الدَّقْلِ “[4]
  • یا جُنْدُبٍ رضی الله عنه می گوید:  كُنَّا مَعَ نَبِيِّنَا – صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- فِتْيَانًا حَزَاوِرَةَ، فَتَعَلَّمْنَا الْإِيمَانَ قَبْلَ أَنْ نَتَعَلَّمَ الْقُرْآنَ، ثُمَّ تَعَلَّمْنَا الْقُرْآنَ فَنَزْدَادُ بِهِ إِيمَانًا، فَإِنَّكُمُ الْيَوْمَ تَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ قَبْلَ الْإِيمَانِ .
  •  حُذَيْفَةَ می گوید: إنَّا آمَنَّا وَلَمْ نَقْرَأْ الْقُرْآنَ وَسَيَجِيءُ قَوْمٌ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ وَلَا يُؤْمِنُونَ[5]

آموزش احکام قرآن و سنت قبل از آموزش ایمان همان مسیر اشتباهی است که عده ای بدون توجه به مراحل پرورشی و آموزشی اسلام و بدون توجه به اخطارها و هشدارهای شاگردان رسول الله صلی الله علیه وسلم هنوز دارند طی اش می کنند .

(ادامه دارد……..)


[1]السنن ابن ماجه، أخرجه إبن ماجه و غيره

[2]مجموع الفتاوى 2/285

[3]الجامع لأحكام القرآن (1/40)

[4]رواه الطبراني في الأوسط، قال الحاكم وقال : صحيح على شرط الشيخين، ولا أعلم له علة ووافقه الذهبي أنظر : المستدرك على الصحيحين 1/35

[5]الفتاوى لشيخ الإسلام 6/ 650

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(51- قسمت)

حالا واضح و روشن است که آن علمی که ازآن صحبت می شود تنها «لا اله- الا الله» و همان چیزی است که تمام پیامبران برای آن آمدند :« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ» (نحل/36) ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم (و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است) که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید .

برای همین است که می فرماید: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ‏(بقره/256) بنابراین کسی که از طاغوت نافرمانی کند و به طاغوت کفر کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است اصلاً گسستن ندارد. و به همه ی مسلمین امر می کند که: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ(محمد/19) بدان که قطعاً هیچ معبود والهی جز الله وجود ندارد . و رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در همون ابتدای امر می فرمود:يَا أَيُّهَا النَّاسُ، قُولُوا: لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ تُفْلِحُوا. ای مردم! بگویید: «لا إله إلا الله» تا رستگار شوید.

 به عنوان مثال ما در گفتگوی کسانی که این علم«لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّه» به آنان داده شده است و آنانی که به آنان داده نشده است مثالهای زیادی رادر قرآن می توانیم پیدا کنیم مثل: وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ (قتال:محمد/16) در میان آنها کسانی هستند که به سخنانت گوش فرا می‌دهند، اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، به کسانی که خدابدیشان علم و دانش بخشیده شده است، می‌گویند: این مرد الآن چه گفت‌؟ . آنان کسانیند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است (یعنی کافرن چه پنهانش باشه یا آشکارش)، و از هواها و هوسهایشان پیروی می‌کنند .‏

حالا واضح و روشن است که آن علمی که الله تعالی در میان صدها و بلکه هزاران علم دیگری در اولویت قرارش داده  است و پیام تمام پیامبران در طول تاریخ و رسالت آخرین فرستاده بوده چیست ؟ با این توضیحی که الله در مورد علم و صاحبان علم می دهد به صورت حصری می فرمایند : إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر/28) تنها بندگان عالم، از خدا، ترس دارند.

الان دیگر مشخص شد که آن علمی که باید به مسلمین باسواد و بی سواد، زن و مرد، پیر و جوانی که تنها از سلامت عقلی و روانی برخوردارند باید داده بشه چه چیز است؟ بله، این همان کفر به طاغوت و ایمان به الله، یا:  فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ(محمد/19) یا:قُولُوا:لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ تُفْلِحُوا، «لا اله» (كفر به طاغوت) و «الا الله» (‏إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏) است، بله همین است. همین.  هر که به همه ی آن ایمان آورد «آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا» این کسی است که به آن علم داده شده است:أُولُو الْعِلْمِ و عالم است، هر چند که کاملا بی سواد باشد مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم یا اکثر قاطع صحابه، و اگربه همه آن ایمان نیاورد جاهل و نفهم است هر چند که مثل ابوجهل از باسوادترین افراد جامعه و از دکترها و پروفسورهای جامعه هم باشد.

خوب حالا الله تعالی به همه امر کرده است که باید این علم را قبل از هر عملی کسب کنیم: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ. (محمد/19) اما همه ی مردم اولا ممکن است عربی بلد نباشند و ثانیا امکان این برایشان  نیست که محل خودشان را ترک کنند و بروند یادش بگیرند، در چنین حالتی عده ای از مردم همان محل باید بروند و این را یاد بگیرند: وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ ‏(توبه/122) مؤمنان همگی نمی توانند بیرون بروند. باید که از هر قوم و قبیله‌ای، عدّه‌ای بروند تا در دین فهم پیدا کنند، و هنگامی که به سوی قوم و قبیله خود برگشتند آنان را بترسانند تا حذرکنند، احتیاط کنن و هوشیارباشند‏

این افرادی هم که از میان قوم و قبله ی خودشان برای فهم دین رفته اند و آن را فهم کرده اند باید این را به زبان مردم خودشان که می فهمندش یاد بدهند : وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ (ابراهیم/4) ما هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم مگر این که به زبان قوم خودش، تا برای آنان (احکام الهی را) روشن کند. و باید برای هم زبانها و اقوام خودشان طوری روشنش کنند«لِیُبَیِّنَ لَهُمْ» همونطوری که می توانند بچه های خودشان را بشاسند اینطوری رسول الله صلی الله علیه وسلم و قانون شریعت الله برای شان روشن و آشکار و بدون ابهام و شک و شبه باشد: یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ (بقره/146)

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(50- قسمت)

مقدمات و پیش زمینه های وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 وحدت ایمانی فراگیر مسلمین بدون این مقدمات و پیش زمینه ها نمی تواند شکل بگیرد. چون قدم گذاشتن در تبعیت به احسان از سابقون الاولون عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و هم مسیر شدن با آنا ن و رسیدن به چنان جایگاهی نیازمند پیش زمینه هائی است که لازم است برای رسیدن به وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی و در نهایت رسیدن به شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد از طرف عموم مسلمین رعایت بشوند. عالم کردن مسلمین و آگاهی دادن به آنها – آن هم به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم- یکی از پایه ها و مقدمات و پیش زمینه های این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است  که سعی می کنیم در این جلسه به صورت مفصلتری در موردش صحبت کنیم :

ممکن است برای بسیاری از شماها سوال باشد که الله تعالی چه طوری آنهمه صحابی بی سواد و درس نخوانده  است را «عالم» می داند، و در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم شخص باسواد و لیسانس و فوق لیسانس و دکتر و پروفسور آن زمان که به ابوالحکم مشهور شده بود را ابوجهل یعنی پدر نفهمی می نامند؟

جریان از چه قراراست؟ «عالم» از نظر الله تعالی چه کسی است؟ و آنانی که به آنها علم داده شده است چه کسانی هستند؟ آیا ممکن است کسی سواد نداشته باشد اما به او گفت «عالم»؟ آن علم و عالمی که مد نظر اللهِ چیست که بی سواد هم می تواند «عالم» بشود؟ چه طوری رسول الله صلی الله علیه وسلم خودش بی سواد بود و نوشتن بلد نبود و یارانش هم اکثرا همینطوری بی سواد بودند الله آنان را «عالم» می داند؟ آیا برای «عالم» شدن معیار باسواد بودن است؟ یا باسواد بودن پیش شرط «عالم» شدن از نظر الله محسوب می شود؟  و دهها سوال دیگر که ممکن است برای بیشتر ماها پیش آمده باشد و ما را به این سوال نهائی رسانده باشد که من از کجا شروع کنم؟ آن علم کدام است و من چه طوری می توانم خودم «عالم» بشوم و دیگران را هم به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم «عالم» کنم؟

 لازم است در ابتداء بدانیم منظور الله تعالی از آن «علمی» که بی سوادهائی چون سمیه و یاسر و عمار و بلال و غیره را بر با سوادهائی چون ابوجهل و یهودیها و نصرانیها و غیره برتری داده بود چیست؟ اینطوری به راحتی می توانیم بفهمیم «علمی» که در اولویت است و ما باید آن را یاد بگیریم و یاد بدهیم کدام است؟ چون علمهای دیگری هستند که در درجات پائینتری قرار گرفته اند و در اولویتهای بعدی هستند مثل: علم تعبیر خواب به یوسف علیه السلام: رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِن تَأْوِیلِ الأَحَادِیثِ (یوسف/101) یا علم صنعت به داود علیه السلام: وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ (انبیاء/80) یا علم فهم زبان پرندگان به سلیمان علیه السلام: وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ (نمل /16) یا علم پزشکی، مهندسی ، صرف و نحو و بلاغه و صدها و بلکه هزاران علم دیگری که وجود دارند.

الله تعالی در مورد علمی که در اولویت قرار دارد می فرماید:

  • وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ(بقره /120) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنید، بعد از آن که «علم» به تورسیده است، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود . مشخص است این علمی که از آن صحبت میشود جزءآن علمهائی که اسم بردیم  یا صدها و هزاران علم دیگری که وجود دارند نیست
  • وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (بقره /145) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنی بعد از آن که «علم» به تو دست داده است، در این صورت تو بی‌گمان از زمره ستمکاران خواهی بود . اینهم مشخص است از علم دیگری صحبت می کند.
  • ‏فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ‏(آل عمران /61) هرگاه بعد از «علمی» که  به تو رسیده است  با تو به ستیز پرداختند …. اینجا هم درمسأله ی مباهله بدون شک منظور آن علوم نیستند.

به دنبال این دسته آیات الله تعالی صاحبان علم را اینطوری معرفی می کند :

  • شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (آل عمران/18) خداوند گواهی می‌دهد این که الهی جز او نیست، و این که او دادگری می‌کند، و فرشتگان و صاحبان علم گواهی می‌دهند . جز او معبود و الهی نیست که هم توانا است و هم حکیم .‏ بله، اینجا روشن می کند که آن علم چیزی جز شهادت به لا اله- الا الله نیست. و صاحبان علم هم همان کسانی هستند که چنین شهادتی رادادند.
  • وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ (آل عمران/7) راسخان (و ثابت‌قدمان) در علم می‌گویند: ما به همه آنها ایمان داریم همه از سوی خدای ما است. و جز صاحبان عقل متذکّر نمی‌شوند .این واکنش عملی اهل لا اله الا الله به تمام قانون شریعت الله و تمام آن احکام و قوانینی است که از طرف الله نازل شده است. و اینان اهل علم و ثابت قدمان در علم هستند و کاری هم به پیرو وجوان و باسواد و بی سواد و زن و مرد ندارد .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (49- قسمت)

زمانی که حرکت و جهاد فردی شروع می شود باید تنها و تنها به قدرت حکومتی چشم دوخته بشود، و نباید به هیچ یک از مراحل قبل از حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ راضی شد. زمانی که مومنین ناچارمی شوند به صورت فردی دست به جهاد بزنند و حقشان را بگیرند اما متوجه می شوند که به تنهائی کاری از دستشان بر نمی آید، سعی می کنند با دیگر آزادیخواهان و دیگر مظلومین مسلمان هم محله یا هم زبان یا هم مذهب یا سایر مسلمین مناطق دیگر یک قدرت بزرگتری نزدیک به قدرت دشمن و طاغوت مهاجم به وجود بیاورند، برای همین است که سازمانها و جماعتها و احزاب مختلفی در تمام سرزمینهای مسلمان نشین به وجود می آیند .

عده ای از مسلمین متأسفانه در همین مرحله متوقف می شوند، و به سمت تکامل به پیش نمی روند، و با تولید انواع احزاب و جماعتهای مختلف خودشان هم گاه مانعی در راه تکامل جهاد و مبارزه به سوی تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ می شوند  و کودکی که می رفت مسیر تکاملی خودش را طی کند در معرض سقط قرار می دهند، و علاوه بر آنکه خودشان به قدرت حکومت اسلامی و ثمره ی خونها و ناموسها و اموال و ویرانیهای به بار آمده نمی رسند بلکه در نهایت دوباره باعث تحکیم یک طاغوت دیگر یا مستحکم کردن پایه های همان طاغوت قبلی می شوند.

بله، گرایش به وحدت و حرکت به سمت و سوی شورا و تشکیل حکومت اسلامی و امت واحِد وَ اِجماع واحِد و جماعت واحد تنها راهی است که برای ما وجود دارد، تا با کسب قدرت خواسته شده، خودمان رامستحق خلافت در زمین کنیم و خودمان را مستحق وعده های الله به رسولش در مورد از بین رفتن فقر و گرسنگی و پاک کردن آلودگیها و گمراهیها و بیرون راندن دشمنان و از بین بردن سلطه ی آنان کنیم، و به صورت دسته جمعي جهادی متحد را برای احقاق حق و اجراي خواسته هاي دينيمان به پیش بریم.

ما در اولين پله و مرحله ی این جهاد و مبارزه ی فراگیر بايد خواستهایمان را يكي كنيم، و روی ایمان مشترک و نقاط مشترکمان و منافع مشترک دنیوی و اخرویمان انگشت بگذاریم .به دنبال این، در شورا این خواسته ها و منافع و نقاط مشترک دنیوی را به رأي بگذاريم، و بعد كه تصويب شدند، همه با هم چنان با هم متحد بشویم كه تا آخرين حد ممكن و با توسل به تمام شيوه ها و وسايل ممكن و مشروع، از این وحدت و شورا دفاع كنيم.

زمانی که الله تعالی با نعمت شورا به ما لطف می کند و به ما قدرت و عزت می بخشد ما حق کفران نعمت و ضایع کردن چنین نعمت اساسی را نداریم :

  • و باید برای محافظت از چنین نعمت بزرگی تمام سخنان و اقدامات و برنامه های تبلیغی و عملیمان بر اساس رای واحد شورا انجام بشود،
  • باید تبعیت از تکبر و به دنبال آن تکروی و پيش خود كاركردن و بنام جمع و شورا حرف زدن، ممنوع و نامشروع بشود.

چرا؟ چون ما دیگر قرنهاست فهمیده ایم كه در اتحادمان چه قدرت بزرگي نهفته است، و این درک و فهم ما در آثار دهها عالم ما مکتوب شده، و الان می خواهیم  به تجربیات آن همه عالم و آزادیخواه گذشته و تجربیات و يافته هاي ذهني و قلبی خودمان ايمـان پيدا کنیم، و تمام این یافته های گذشته و حال را که اینهمه برایش تبلیغ کردیم را عملـي کنیم، وعملا ثابت کنیم که مي توانيم با اتحاد فراگیر و همبستگي و مبارزۀ دسته جمعي، و از طريق شوراي متخصصين امر، و حکومت اسلامی در هر سطحی که شکل گرفته، به اذن الله  بر تمامي مشكلاتمان پیروز بشویم و به اهدافمان برسيم.

 (ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(48- قسمت)

وظیفه ی ما بیان استراتژیها و تاکتیکهای قانون شریعت اللهِ، حالا تبعیت یا عدم تبعیت از چنین سنتها و قوانینی به خود اشخاص بر می گردد و ما نه وکیل اشخاص درقیامت هستیم و نه بر قلب آنان تسلطی داریم: وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ (یونس/108)‏ و « لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ »(انعام/66).

با این وجود رسول الله صلي الله عليه وسلم می فرماید: إِنَّ مِنْ شَرِّ النَّاسِ، رَجُلًافَاجِرًا، يَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ لَا يَرْعَوِي إِلَى شَيْءٍ مِنْهُ. از جمله بدترین انسانها شخص فاجری است كه «قرآن» را مي خواند و اما در اعمال خودش دگرگونی و تغییری به وجود نمي آورد.

چون رضاي  الله و آزادي و سعادت انسانها در گرو « يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ »( رعد/ 11) است، و باید از حصار خطرناك خود محوري، پيشداوري و خود پرستي  و جاهلیتی كه اشخاص و احزاب و جماعتها و گروهها همچون كرمهاي ابريشم پرورشي بدون در نظر گرفتن عواقب آن  به آن عادت کرده اند و به آن خو گرفته اند، خودشان را رها کنند و تمام تمرکزشان بر بازگشت مجدد رهبریت عام مورد پذیرش همه یعنی حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد آن و امت واحد و جماعت واحد متمرکز کنند.

یکی از صفات بارز سابقون الاولون در محافظت از این جماعت این بود که با حساسیت خاص از یکپارچگی و وحدت خودشان محافظت می کردند، و حتی اجازه ی وسوسه های تفرقه انگیز هم به خودشان راه نمی دادند، و کلا نگرششان به مسلمین بر اساس حسن ظن بود. به همین سادگی کسی را از جماعت مسلمین که در پناه حکومت اسلامی و بر اساس شورای اولی الامر و امت واحد و اجماع واحد به وجود آمده بود بیرون نمی کردند، و خودشان هم ذره ای از چنین جماعتی فاصله نمی گرفتند. چون یقین داشتند و درک کرده بودند که :إِنَّهُ مَنْ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ فَمِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ[1]همانا كسي كه از جماعت به اندازه وجبي فاصله بگيرد و بميرد،جاهلانه مرده است.  و این خروج از جماعت هم، خروج از اطاعت از حکومت اسلامی و اجماع واحد آن، و ایجاد تفرق میان مسلمین و ایجاد جنگ و درگیری بین مسلمین و مومنین است که درنهایت به جنگی جاهلی کشیده می شود، که نه ایمان شخص مورد احترام واقع می شود، ونه عهد و پیمانی که با الله در سمعنا و اطعنا در حفظ خون و مال و ناموس مسلمین و سایر امور شرعی به الله داده شده است، و جنگهایی کورکورانه و بدون بینش و درک صحیح شرعی و بر اساس عصبیت و قومیت و تنفر و جاهلیت پیش می آید، که سالهاست شاهد چنین جنگهای کورکورانه ای هستیم:  وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ .[2] هر کس زیر پرچم کوروکورانه ای بجنگد، و برای قومیت به خشم بیاید و به آن دعوت کند و آنرا یاری دهد و در این راه کشته شود، مرگش مرگی جاهلی است.

خوب حالا ما در میان مسلمین جماعت واحدی نداریم، بلکه صدها و حتی هزاران جماعت مختلف و رنگارنگ داریم. چرا؟ چون اجماع واحدی نداریم. و این اجماع واحد از امتی واحد و این امت واحد هم از شورای اولی الامر واحدی به وجود می آید که این شورا هم خودش از دست آوردهای حکومت اسلامی  عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است .

پس وجود این صدها جماعت مختلف توجیه شرعی ندارد، و کسی نمی تواند خارجین از جماعت خودش را مشمول پیامدهای احادیث بداند. بلکه این جماعتهای متفرق تنها ابزاری در حالت اضطرار برای حرکت به سوی شورای مجاهدین و تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است. اینها همگی ابزارند و وسیله اند برای رسیدن به اجماع واحد و جماعت واحد. زمانی که به چنین اجماع واحدی رسیدیم که فرآورده ی امت واحد و شورای اولی الامر واحد ناشی از حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است، در واقع به جماعت واحدی هم رسیدیم. در این صورت به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم : مَنْ خَلَعَ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ لَهُ. [3]

واضح است که تطبیق این دستور قانون شریعت الله در مورد جماعت تنها و تنها در صورت شکل گیری جماعت واحد مسلمین صورت می گیرد که شکل عالی آن در دارالاسلام و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ یا بدیل اضطراری آن خودشان را نشان می دهند، تا رسیدن به این منظور در حالت اضطرار تنها جماعتهای بزرگتر و بزرگتر و شورای جماعتها می تواند توجیه شرعی داشته باشند نه بالعکس .

(ادامه دارد…….)


[1]متفق عليه عن ابن عباس

[2]صحيح مسلم كتاب الإمارة (54/ رقم الحديث 1848 )

[3]صحيح مسلم – الإمارة (1851) مسند أحمد – مسند المكثرين من الصحابة (2/70)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(47- قسمت)

این برادران نامیزان و نامتعادل و جاهل ما هنوز به این میزان از درک و فهم نرسیده اند که تا زمان ایجاد رهبریت واحد حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  و بازگشت رهبریت واحد شورای اولی الامر واحد با اجماع واحدش به میان مسلمین که سالهاست از آن محرومند شر تفرق بسیار بسیار بزرگتر از شر گوساله پرستی و سایر شرکهای آشکار در میان بخش زیادی از مسلمین جاهل و فریب خورده است. سیدنا هارون را به یاد بیاورید که در برابر گوساله پرست شدن بسیاری از قومش تا زمان برگشت «رهبریت مورد قبول همه» چه واکنشی نشان داد.

سیدنا هارون شر تفرق را بيشتر از انحراف قوم در شرک گوساله پرستی ديد، و تا برگشت «رهبریت مورد قبول همه»، تا حدی در مبارزه پیش رفت، و زمانی که دید کار به قتال و جنگ و کشت و کشتار کشیده می شود دست برداشت، و کوتاه آمد، و وحدت را حفظ کرد، و ثابت قدمان را از منحرفین جدا نکرد، و انشعاب نکرد، و تفرق به وجود نیاورد:  قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَیْهِ عَاکِفِینَ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْنَا مُوسَى* ‏‏قَالَ یَا هَارُونُ مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی*  قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ‏(طه/91-94) گفتند: ما پیوسته به پرستش این گوساله ادامه می‌دهیم تا موسی به پیش ما برمی‌گردد .‏(موسی) گفت: ای هارون! هنگامی که دیدی آنان گمراه می‌شوند، چه چیز مانع از آن شد که (جلو ایشان را بگیری و نگذاری به بیراهه روند ؟ و) از من پیروی کنی‌؟!. آیا از دستور من سرپیچی کردی‌؟‏(هارون) گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه موی سرم را. من ترسیدم که بگوئید میان بنی‌اسرائیل تفرقه انداختی و سفارش مرا به کار نبستی .‏

الله تعالی بعد از این نمی فرماید که سیدنا هارون در این کارش اشتباه کرده  است و کارش را تأئید می کند. در حالی که اگر اشتباه بود قطعا روشنگری می کرد، و می بینیم که در موارد مختلفی به کارهای اشتباه سایر انبیاء حتی در حد دعا کردن سیدنا ابراهیم برای پدر مشرکش و اخم کردن رسول الله صلی الله علیه وسلم برای آن نابینا و موارد اشتباه اینچنینی هم صرف نظر نمی کند.

 الله دعوت کرده است به وحدت، حالا اگر کسی مسیر تفرق را برود برخلاف قانون شریعت الله حرکت کرده و دچار شرک شده است و: إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاءُ وَمَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیداً ‏ (نساء/116) پس نمی شود با شرک به شرک جواب داد. نمی شود با شرک تفرق با شرک گوساله پرستی جاهلین و فریب خورده های مسلمان برخورد کرد. این نکته ی بی اندازه مهمی است که خیلی از اهل قبله و بخصوص برادران مجاهد ما یا نادیده می گیرندش یا زیاد به آن اهمیت نمی دهند و خودشان را به مصیبتی بزرگ دچار می کنند و اکثرا مثل سلفیون آل سعود و جاهلهای مذهبی مورد سوء استفاده ی دشمنان قانون شریعت الله هم قرار می گیرند که نمونه های آن را درعربستان و الجزائر و عراق و سوریه و افغانستان و چچن و کوردستان و غیره دیده ایم . 

جرم و عذاب تفرق برای دنیای مسلمین بسیار بالاتر از جرم کسانی است که جاهلانه فریب خورده اند و جاهلانه به دلیل وجود زمینه هائی، درعقاید و اعمالشان دچار شرکیاتی شده اند . تشخیص این بسیار مهم است. اهل عراق و شام که از اسبابهای مهم تبدیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به بدیل اضطراری آن شده بودند و علاوه بر این مرتکب جرم بزرگ قتل حسین رضی الله عنه شده بودند، از عبدالله بن عمر در حين احرام درباره خون پشه و حرام يا حلال بـودن آن سـؤال مي كردند كه با درك اسلامي جواب داد: به اهل عراق نگاه کنید در حاليكه دختر زاده رسول الله صلی الله علیه وسلم  را شهيد مي كنند و باكي ندارند آنگاه مي آيند و درباره خون پشه سؤال مي كنند كه حكم آن چيست ؟

مسلمین این زمان و حتی چندین نسل گذشته هم از همین متد و روش استفاده می کنند، با دامن زدن به عذاب تفرق به راحتی خون همدیگر را می ریزند، به زن و بچه و پیرو جوان همدیگردرمراکز عبادیشان رحم نمی کنند، و اسباب به تأخیر افتادن نصرت الله و خلافتی که به مستضعفین در زمین وعده داده بود می شوند، و علاوه بر این، طول عمر حکمرانی طاغوتها و اشغالگران بر سرزمینهایشان هم اضافه می کنند، و باعث ادامه ی فقر و گرسنگی و تسلط دشمنان بر مسلمین میشوند، آنوقت در کمال پرروئی و افتخار وجهالت، خودشان را هم فرقه ی ناجیه می دانند، و با افتخار در مورد رعايت سيواك و مشتي ريش و لجبازی و گیر دادن به مسائل بسیار ریز و جزئی مسلمین و غیره به خودشان می بالند و برای آن حکمت تراشی ها و فلسفه ها می بافند.  این انحراف آشکار در مسیر نصرت و یاری اللهِ که کسی درآن شک ندارد .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(46- قسمت)

بنیانگذاران اکثر این شوراهای کوچک سقط شده که الان به صورت مذاهب مدرن و سازمان یافته ای درآمده اند هدفشان بازکردن راهی شرعی برای برگشت مؤمنين از كوره راهها و بيراهه هاي تفرق، بسوي جاده اصلي امة واحده و اجماع واحده و جماعت واحد از طریق ارتقاء وحدت با سایر مسلمین در شوراهای بزرگتر، و هدايت و آزاد شدن از جويبارهاي متفرق، و ورود به درياي واحد اسلام بود؛ اما مریدهایشان تنها به دلیل هوای نفس و آلوده شدن به درصدهائی از تکبر وعدم توجه به اخطار الله تعالی: «وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‌ أَلَّا تَعْدِلُوا» سر از جای دیگری درآورده اند که در مواردی شرشان از مذاهب سنتی برای اتحاد مسلمین بسیار بیشتر بوده است.

در اینجا آنچه که عده ای از برادران مسلمان ما در وضع اضطراری موجود قبل از تشکیل اجماع واحد و جماعت واحد به آن دقت نمی کنند مسأله ی وحدت ایمان و صف است نه وحدت رای، ما می توانیم تا رسیدن به اجماع واحد و جماعت واحد، شورائی باشیم از فرق و تفاسیر مختلف که مشتركاً با رای شورایی که در هر سطحی به وجود آوردیم به جهادمان تا رسیدن به حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و تشکیل شورای اولی الامر واحد و تشکیل امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحد ادامه بدهیم که حجت مطلق است برای همه . 

این شوراها هم نباید مثل جماعتها و حزبها در مرحله ی قبل از تشکیل شورای جماعتها از سیر تکاملی خودشان متوقف بشوند و گاه تبدیل بشوند به چیزی شبیه یک مذهب، بلکه باید هدف، تشکیل شورای اولی الامر جهانی باشد، و تا رسیدن به این هدف باید شوراهای بزرگتری تشکیل داد که در این شوراها گروهها و جماعتها حق سرپیچی از رای شورا را ندارند، و باید کلیه ی فعالیتها بر اساس رای اکثریت شورا باشد و هر گونه تک روی ممنوع باشد.

  در وضع موجود و با وجود اینهمه تفسیر، تأویل، فرقه، حزب و گروه مختلف، تمام مسلمین باید یاد بگیریم که ما «محك» نيستيم برای ارزيابي مسلمین مخالفمان، تا موافق ما خوب باشد و مخالف ما بد، همه ی ما در برابر همدیگر حجتهای نسبی هستیم و تنها شورای واحد و اجماع واحد آن است که حجت مطلق برای مناطق تحت مدیریتش است . این هم تنها برای مناطق تحت مدیریت خودش حجت است، نه برای مناطق دیگر که درمدیریت این شورای واحد و اجماع واحد نیستند. تنها زمانی که شورای اولی الامر جهانی با رای واحد و اجماع واحدش که شکل گرفت آن وقت است که برای تمام مسلمین دنیا حجت مطلق می شود. 

بسیاری از برادران نامیزان و نامتعادل ما معمولا به بهانه هائی چون پاک نبودن منهج زیر مجموعه های شورا، و حتی پاک نبودن و آلوده بودن بعضی از اعضای شورا به بیماریهای مختص منافقین و سکولار زده ها آلوده شده و باعث انشعاب و تفرق می شوند . این برادران نمی توانند در پاک بودن منهج رهبریت با پاک بودن زیر دستان و حتی اعضای شورا فرق بگذارند، و انتظار دارند همه مثل رهبریت باشند .

اینان انتظار دارند که در شورای جنگی رسول الله صلی الله علیه وسلم مثلا کسانی چون عبدالله ابن ابی و آنهمه بیمار عقیدتی و رفتاری وجود نداشته باشند، و اگر بودند، پس این اسبابی می شود برای جدائی از صف رهبریت، و حتی متهم کردن رهبریت به انواع تهمتهائی که شاهدش بوده و هستیم، و آشکارا همان کاری را می کنند که عبدالله بن ابی و جماعتش درغزوه ی احد کردند و دچار گناه و عذاب بزرگ تفرق می شوند و خودشان را مشمول صفات مشرکین می کنند. در حالی که می دانند که :

  1. تفرق عذابیه در حد زلزله و صاعقه : قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَىٰ أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ ۗ (انعام/65)
  2. اینها می دانند که صبر نکردن و خود را دچارعذاب تفرق کردن باعث درماندگی و ناتوانی مسلمین می شود و شکوه و هیبت مسلمین از بین می رود: وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ‏(انفال/46)
  3. اینان می دانند که رابطه ای بین تفرقه اندازها با رسول الله صلی الله علیه وسلم باقی نمی ماند : إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ ‏ (انعام/159)
  4. همچنین می دانند که تفرق از صفات مشرکین و سکولاریستهاست که الله تعالی مسلمین را از چنین صفتی نهی کرده است و امر کرده از چنین صفتی دوری کنیم: وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ‏ * مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعاً ‏(روم/ 33- 32)

(ادامه دارد……)