
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(48- قسمت)
وظیفه ی ما بیان استراتژیها و تاکتیکهای قانون شریعت اللهِ، حالا تبعیت یا عدم تبعیت از چنین سنتها و قوانینی به خود اشخاص بر می گردد و ما نه وکیل اشخاص درقیامت هستیم و نه بر قلب آنان تسلطی داریم: وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ (یونس/108) و « لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ »(انعام/66).
با این وجود رسول الله صلي الله عليه وسلم می فرماید: إِنَّ مِنْ شَرِّ النَّاسِ، رَجُلًافَاجِرًا، يَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ لَا يَرْعَوِي إِلَى شَيْءٍ مِنْهُ. از جمله بدترین انسانها شخص فاجری است كه «قرآن» را مي خواند و اما در اعمال خودش دگرگونی و تغییری به وجود نمي آورد.
چون رضاي الله و آزادي و سعادت انسانها در گرو « يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ »( رعد/ 11) است، و باید از حصار خطرناك خود محوري، پيشداوري و خود پرستي و جاهلیتی كه اشخاص و احزاب و جماعتها و گروهها همچون كرمهاي ابريشم پرورشي بدون در نظر گرفتن عواقب آن به آن عادت کرده اند و به آن خو گرفته اند، خودشان را رها کنند و تمام تمرکزشان بر بازگشت مجدد رهبریت عام مورد پذیرش همه یعنی حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد آن و امت واحد و جماعت واحد متمرکز کنند.
یکی از صفات بارز سابقون الاولون در محافظت از این جماعت این بود که با حساسیت خاص از یکپارچگی و وحدت خودشان محافظت می کردند، و حتی اجازه ی وسوسه های تفرقه انگیز هم به خودشان راه نمی دادند، و کلا نگرششان به مسلمین بر اساس حسن ظن بود. به همین سادگی کسی را از جماعت مسلمین که در پناه حکومت اسلامی و بر اساس شورای اولی الامر و امت واحد و اجماع واحد به وجود آمده بود بیرون نمی کردند، و خودشان هم ذره ای از چنین جماعتی فاصله نمی گرفتند. چون یقین داشتند و درک کرده بودند که :إِنَّهُ مَنْ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ فَمِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ[1]همانا كسي كه از جماعت به اندازه وجبي فاصله بگيرد و بميرد،جاهلانه مرده است. و این خروج از جماعت هم، خروج از اطاعت از حکومت اسلامی و اجماع واحد آن، و ایجاد تفرق میان مسلمین و ایجاد جنگ و درگیری بین مسلمین و مومنین است که درنهایت به جنگی جاهلی کشیده می شود، که نه ایمان شخص مورد احترام واقع می شود، ونه عهد و پیمانی که با الله در سمعنا و اطعنا در حفظ خون و مال و ناموس مسلمین و سایر امور شرعی به الله داده شده است، و جنگهایی کورکورانه و بدون بینش و درک صحیح شرعی و بر اساس عصبیت و قومیت و تنفر و جاهلیت پیش می آید، که سالهاست شاهد چنین جنگهای کورکورانه ای هستیم: وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ .[2] هر کس زیر پرچم کوروکورانه ای بجنگد، و برای قومیت به خشم بیاید و به آن دعوت کند و آنرا یاری دهد و در این راه کشته شود، مرگش مرگی جاهلی است.
خوب حالا ما در میان مسلمین جماعت واحدی نداریم، بلکه صدها و حتی هزاران جماعت مختلف و رنگارنگ داریم. چرا؟ چون اجماع واحدی نداریم. و این اجماع واحد از امتی واحد و این امت واحد هم از شورای اولی الامر واحدی به وجود می آید که این شورا هم خودش از دست آوردهای حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است .
پس وجود این صدها جماعت مختلف توجیه شرعی ندارد، و کسی نمی تواند خارجین از جماعت خودش را مشمول پیامدهای احادیث بداند. بلکه این جماعتهای متفرق تنها ابزاری در حالت اضطرار برای حرکت به سوی شورای مجاهدین و تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است. اینها همگی ابزارند و وسیله اند برای رسیدن به اجماع واحد و جماعت واحد. زمانی که به چنین اجماع واحدی رسیدیم که فرآورده ی امت واحد و شورای اولی الامر واحد ناشی از حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است، در واقع به جماعت واحدی هم رسیدیم. در این صورت به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم : مَنْ خَلَعَ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ لَهُ. [3]
واضح است که تطبیق این دستور قانون شریعت الله در مورد جماعت تنها و تنها در صورت شکل گیری جماعت واحد مسلمین صورت می گیرد که شکل عالی آن در دارالاسلام و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ یا بدیل اضطراری آن خودشان را نشان می دهند، تا رسیدن به این منظور در حالت اضطرار تنها جماعتهای بزرگتر و بزرگتر و شورای جماعتها می تواند توجیه شرعی داشته باشند نه بالعکس .
(ادامه دارد…….)
[1]متفق عليه عن ابن عباس
[2]صحيح مسلم كتاب الإمارة (54/ رقم الحديث 1848 )
[3]صحيح مسلم – الإمارة (1851) مسند أحمد – مسند المكثرين من الصحابة (2/70)