درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(50- قسمت)

مقدمات و پیش زمینه های وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 وحدت ایمانی فراگیر مسلمین بدون این مقدمات و پیش زمینه ها نمی تواند شکل بگیرد. چون قدم گذاشتن در تبعیت به احسان از سابقون الاولون عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و هم مسیر شدن با آنا ن و رسیدن به چنان جایگاهی نیازمند پیش زمینه هائی است که لازم است برای رسیدن به وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی و در نهایت رسیدن به شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد از طرف عموم مسلمین رعایت بشوند. عالم کردن مسلمین و آگاهی دادن به آنها – آن هم به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم- یکی از پایه ها و مقدمات و پیش زمینه های این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است  که سعی می کنیم در این جلسه به صورت مفصلتری در موردش صحبت کنیم :

ممکن است برای بسیاری از شماها سوال باشد که الله تعالی چه طوری آنهمه صحابی بی سواد و درس نخوانده  است را «عالم» می داند، و در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم شخص باسواد و لیسانس و فوق لیسانس و دکتر و پروفسور آن زمان که به ابوالحکم مشهور شده بود را ابوجهل یعنی پدر نفهمی می نامند؟

جریان از چه قراراست؟ «عالم» از نظر الله تعالی چه کسی است؟ و آنانی که به آنها علم داده شده است چه کسانی هستند؟ آیا ممکن است کسی سواد نداشته باشد اما به او گفت «عالم»؟ آن علم و عالمی که مد نظر اللهِ چیست که بی سواد هم می تواند «عالم» بشود؟ چه طوری رسول الله صلی الله علیه وسلم خودش بی سواد بود و نوشتن بلد نبود و یارانش هم اکثرا همینطوری بی سواد بودند الله آنان را «عالم» می داند؟ آیا برای «عالم» شدن معیار باسواد بودن است؟ یا باسواد بودن پیش شرط «عالم» شدن از نظر الله محسوب می شود؟  و دهها سوال دیگر که ممکن است برای بیشتر ماها پیش آمده باشد و ما را به این سوال نهائی رسانده باشد که من از کجا شروع کنم؟ آن علم کدام است و من چه طوری می توانم خودم «عالم» بشوم و دیگران را هم به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم «عالم» کنم؟

 لازم است در ابتداء بدانیم منظور الله تعالی از آن «علمی» که بی سوادهائی چون سمیه و یاسر و عمار و بلال و غیره را بر با سوادهائی چون ابوجهل و یهودیها و نصرانیها و غیره برتری داده بود چیست؟ اینطوری به راحتی می توانیم بفهمیم «علمی» که در اولویت است و ما باید آن را یاد بگیریم و یاد بدهیم کدام است؟ چون علمهای دیگری هستند که در درجات پائینتری قرار گرفته اند و در اولویتهای بعدی هستند مثل: علم تعبیر خواب به یوسف علیه السلام: رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِن تَأْوِیلِ الأَحَادِیثِ (یوسف/101) یا علم صنعت به داود علیه السلام: وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ (انبیاء/80) یا علم فهم زبان پرندگان به سلیمان علیه السلام: وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ (نمل /16) یا علم پزشکی، مهندسی ، صرف و نحو و بلاغه و صدها و بلکه هزاران علم دیگری که وجود دارند.

الله تعالی در مورد علمی که در اولویت قرار دارد می فرماید:

  • وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ(بقره /120) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنید، بعد از آن که «علم» به تورسیده است، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود . مشخص است این علمی که از آن صحبت میشود جزءآن علمهائی که اسم بردیم  یا صدها و هزاران علم دیگری که وجود دارند نیست
  • وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (بقره /145) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنی بعد از آن که «علم» به تو دست داده است، در این صورت تو بی‌گمان از زمره ستمکاران خواهی بود . اینهم مشخص است از علم دیگری صحبت می کند.
  • ‏فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ‏(آل عمران /61) هرگاه بعد از «علمی» که  به تو رسیده است  با تو به ستیز پرداختند …. اینجا هم درمسأله ی مباهله بدون شک منظور آن علوم نیستند.

به دنبال این دسته آیات الله تعالی صاحبان علم را اینطوری معرفی می کند :

  • شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (آل عمران/18) خداوند گواهی می‌دهد این که الهی جز او نیست، و این که او دادگری می‌کند، و فرشتگان و صاحبان علم گواهی می‌دهند . جز او معبود و الهی نیست که هم توانا است و هم حکیم .‏ بله، اینجا روشن می کند که آن علم چیزی جز شهادت به لا اله- الا الله نیست. و صاحبان علم هم همان کسانی هستند که چنین شهادتی رادادند.
  • وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ (آل عمران/7) راسخان (و ثابت‌قدمان) در علم می‌گویند: ما به همه آنها ایمان داریم همه از سوی خدای ما است. و جز صاحبان عقل متذکّر نمی‌شوند .این واکنش عملی اهل لا اله الا الله به تمام قانون شریعت الله و تمام آن احکام و قوانینی است که از طرف الله نازل شده است. و اینان اهل علم و ثابت قدمان در علم هستند و کاری هم به پیرو وجوان و باسواد و بی سواد و زن و مرد ندارد .

(ادامه دارد…….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *