
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(29- قسمت)
علاوه بر این به زنان آزاد به صورت عموم خطاب است که: فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً (احزاب/32) صدا را نرم و نازک نکنید که بیمار دلان چشم طمع به شما بدوزند. و بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگوئید .
اما مرد می تواند به راحتی به زن جاریه و کنیز نگاه کند، صدای هوس انگیز اورا باالفاظ ناز و کرشمه بشنود، و اگر یک کنیز خواند و کسی در آن طمع کرد می تواند بخردش یا هدیه بگیردش و صاحبش بشود، اما دختران و زنان آزاده مسلمان چه طور؟
این تفاوتها را متأسفانه عده ای از اهل قبله متوجه نمی شوند و حکم کنیز را با زنان آزاد یکی می گیرند، و هر آنچه در آیات و احادیث و سیره ی صحابه و تابعین در مورد کنیزها و جاریه ها آمده است را بر تمام زنهای آزاد مسلمین هم تعمیم می دهند، زنهای آزاد مسلمانی که شریعت به آنها اجازه نداده است اذان بدهند حتی اگر همه ی مردم در خواب بمانند و به نمازشان نرسند و نمازشان قضاء بشود، زن مسلمانی که شریعت به او اجازه نمی دهد خطای امام مسجد را در نمازش از طریق صدا تذکر بدهد و باید دستهایش را بهم بزند و…. خوب، حالا چه طوری این زن مسلمان آزاد می تواند جلو آنهمه مرد سالم و مریض بیاید و آواز بخواند؟ شما در کجای سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و در کجای تاریخ خلفای راشدین دیده اید و یا حتی در کجای تاریخ اسلام دیده اید که یک زن مسلمان آزاده بیاید و برای مردهای نامحرم ترانه بخواند؟ هیچ جا وجود ندارد الا در این چند دهه ی گذشته که کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین و سکولار زده ها آمدند و زن آزاده ی مسلمان را با شعارهای دروغین و فریبنده ی آزادی های شخصی و غیره در جایگاه برده ها و کنیزها قرار دادند، و زن مسلمان آزاد را تبدیل به کالائی کردند در حد برده ها و کنیزها. و آنوقت عده ای از ملاهاهم آمدند و با استناد به روایتهائی که در مورد کنیزهاست به کار این دشمنان خارجی و داخلی لباس شرعی پوشاندند.
تا اینجا با بررسی انواع لهوها متوجه می شویم که نوعی لهو وجود دارد که منفی است و نابجاست که با لهوی که شرع به او اجازه داده اختلافت واضح و آشکاری دارد . شکل منفی لهو می شود: هر چیز لذت آور و سرگرم کننده ای که انسان را از آنچه مهم است و ارزش دارد غافل کند و جلویش از انجام این چیز مهم و با ارزش بگیرد و شخص را به خودش مشغول کند..
مثل مال و زن و فرزند . اگر در مسیر صحیح ازاینها استفاده بشود و تربیت بشوند یک نعمت و اسباب پاداش – حتی بعد از مرگ- می شوند، اما اگر تبدیل بشوند به یک عامل بازدارنده : می شوند دشمن :یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوّاً لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(تغابن/14) ای مؤمنان ! قطعاً بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند . (شما را از راه خدا باز میدارند) پس از ایشان خویشتن را بر حذر دارید و هوشیار باشید. اگر عفو کنید و چشم پوشی نمائید و ببخشید ( خدا هم شما را مشمول عفو می کند چون بسیاری از ممانعتهای زن و فرزند از روی جهالت است نه از روی نیت سوء و بد) چرا که خداوند بخشاینده مهربان است .
اینجاست که مثل تمام امور دیگر مال و دارائی می شود وسیله ی آزمایش:إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ (تغابن/15) قطعاً اموالتان و اولادتان، فتنه و وسیله آزمایش شمایند، و اجر و پاداش بزرگی در پیشگاه خدا است . وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ(انفال/28) بدانید که اموال و اولاد شما وسیله آزمایش هستند و بدانید که پاداش بزرگ نزد خدا است .
در این صورت باید گفت که تمام آنچه در دنیاست لهو و لعب (سرگرمی و بازی) به شمار می رود اما این به معنی حرام بودن کل فعالیتهای ما در دنیا نیست:
- وَمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (عنکبوت/64) زندگی این دنیا جز لهو و لعب نیست، و زندگی سرای آخرت زندگی است، اگر فهم و شعور داشته باشند .
- اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ (حدید/20) بدانید که زندگی دنیا تنها بازی، سرگرمی است.
- وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ۖ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (انعام/32) زندگی دنیا بازی و سرگرمی بیش نیست، و سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است . آیا نمیفهمید.
در اینجا دنیا و هر آنچه در آن است به نسبت قیامت می شود لهو، چون مرتبه ای ناچیز و بی ارزشی است، اما در عین بی ارزشی اسبابی است برای بدست آوردن همان چیز با ارزش . تا زمانی که حکم این وسیله را دارد مفیداست، اما زمانی که به آن دلبستگی به وجود می آید و بیش از اندازه به آن توجه می شود و شخص به آن عادت می کند آنوقت است که مضر می شود .
در خود دنیا هم اموری هستند که در خدمت یک واجب مهم وهدف برتر و بالاتر هستند و حکم لهو را دارند، و اگر به این اسباب و وسایل اهمیت داده بشود و به آن عادت بشود و هدف گم بشود آنوقت است که اینان هم مضر می شوند، مثل راضی شدن به شادی ناشی از تشکیل امت کوچکی که از جماعت کوچکی به وجود آمده و دلبسته شدن به آن و ممانعت از تشکیل شورای جماعتها و شادی بزرگتر، یا راضی شدن و شادی به خاطر شورای جماعتها و عادت کردن به آن و دلبسته شدن به آن و ممانعت از تشکیل حکومت اسلامی و حل شدن جماعتها. حالا اینان در هر مرحله ای یک ابزار و نعمتی هستند اما زمانی که به مصیبت و شرک شادی آور تفرق «مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» منتهی می شوند و شخص به آنها عادت می کند و دلبسته یشان می شود آنوقت هدف گم می شود و این ابزارها تبدیل می شوند به لهو منفی، اما اگرباقانون شریعت الله مدیریت و کنترل و هدایت شوند تبدیل می شوند به امور طیب و پاکیزه ای که باید از آنها استفاده شود.
(ادامه دارد………)