
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
(16- قسمت)
ای مومنین : چرا با آنکه تمام مذاهب اسلامی 72 فرقه را جزو مسلمین محسوب کرده اند اما تنفر شما باعث شده که نسبت به مذاهب مخالف و دارالاسلامهای تولید شده توسط آنها در مسیر غلط قرار بگیرید در حالی که الله تعالی حتی نسبت به دشمنان هم می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ ، ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی عدالت گواهی دهید، وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) عدالت نکنید . اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ ، عدالت داشته باشید که عدالت( به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر است . وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/8) از الله پرهیز داشته باشید که الله آگاه از هر آن چیزی است که انجام میدهید .
در این زمینه ی خاص عده ای با سوء استفاده از گذشته ی علمی و تاریخی فرقه های دیگر سعی می کنند مومنین را از «وضع موجود» به گذشته های آلوده ای ببرند که مذاهب و دارالاسلام کنونی از چنان گذشته ی علمی و تاریخی اعلام برائت کرده اند.
چانچه می دانیم فرقه هایی چون معتزله، صفویه، قادیانی، بریلوی، مرجئه و… از مذاهب اهل سنت منشعب شده اند، حالا یک شافعی مذهب به خودش حق می دهد که طبق موازینش اینها را اهل سنت نداند و علاوه بر آن تلاش کند که احادیث و تاریخش را از فرقه های منحرف، اسرائیلیات و خرافاتی که وارد مذاهب شده پالفته کند، و علاوه بر آن علمای آن دارای چنان قدرت حکومتی گردند که جلو خرافه بافان فرقه ساز را بگیرند و مسلمین را به سمت و سوی شورای منطقه ای و جهانی تمام مذاهب اسلامی، و در نهایت وحدت حقیقی، سوق دهند؛ دقیقاً باید همین حق را هم به طرف مقابل خود و سایر مذاهب و تفاسیر اسلامی بدهد که آنها نیز همین « تنها مسیر وحدت و اصلاحگری» را طی کنند و از دسته های غالی و منحرف اظهار برائت کنند و علاوه بر آن تلاشهای طرف مقابل جهت تصفیه و دور ریختن اسرائیلیات و انحرافات وارد شده به مذاهبشان را به رسمیت بشناسند و چنانچه نمی تواند یا نمی خواهد کمکی به آنها بکند حداقل در برابرشان سد نشود.
مخالفین مسلمان ما، که با ما در دایره ی اسلام قرار گرفته اند، و با هم در یک جبهه ی مشترک بر علیه «کفار6گانه» ی آشکار و حتی بخشهای سازماندهی شده ای از دارودسته ی منافقین قرار گرفته ایم ، چنین مخالفین مسلمانی برتری های آشکاری نسبت به «کفار6گانه» ی آشکار و دارودسته ی منافقین دارند.
پس این برتری مسلمین مخالف، برای مومنین است؛ یعنی نزد مومنین هر مسلمانی بر هر کافری برتری دارد، نه برای «کفار6گانه» ی آشکار و دارودسته ی منافقین؛ مسلمان با هر فرقه و مذهبی که دارای قدرت نظامی و حکومتی باشد برای «کفار6گانه» ی آشکار و دارودسته ی منافقین یک معضل و مصیبت است، در این صورت اگر این طیف از دشمنان در مورد بعضی از معایب و ناکارآمدی پاره ای از مسئولین اجرائی و حتی وجود مفاسدی در دارالاسلام انتقاداتی کردند به این معنی نیست که اینها شایسته تر هستند و برتری دارند، در همین دارالاسلام هم تعداد منتقدین متخصص مسلمان که از کانالهای شرعی انتقادات خود را ارائه می دهند صدها برابر بیشتر از تعداد منتقدین دشمن است.
البته همچنانکه عرض کردم عیب گیری و افشاگری هنر نیست بلکه هنر این است که بدیل و جایگزین مناسب و شرعی ارائه شود که این دشمنان ما در مجموع با پشت کردن به قانون شریعت الله و با داشتن کارنامه ای عملی مملو از جنایت و غدر و خیانت نه تنها بدیلی بهتر از آنچه که در قانون اساسی حاکم بر دارالاسلام آمده ندارند بلکه برتری سیاسی و شایستگی اداری نیز از خود به اثبات نرسانده اند . اینها شکست خورده های میدان نظریه و حتی عمل هستند و مفاسد عقاید و عملکرد آنها برای دین و حتی دنیای مسلمین بسیار بیشتر از منافع ناچیز و محدود آنها بوده است. راهکارهای مادی و تجربی هم که در پاره ای مسائل ارائه می دهند تنها متعلق به بخش بسیار ناچیزی از سیستم اداری و اجرائی حکومتی در دارالاسلام است، پس فریب نقدها و میزگردها و تحلیلهای این کفار در مورد مومنین و جماعت جهادی مومنین و دارالاسلام را نخورید.
(ادامه دارد…….)[D1]