
س: خوارج بدترین مخلوقات خدا هستند آیا کشتن آنها مقدم بر جنگ با کفار اصلی و نظامهای طاغوتی میان مسلمین نیست؟
( 4 – قسمت)
واقعاً راست گفت رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که در مورد «الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ يُسارِعونَ فيهِم يَقولونَ نَخشىٰ أَن تُصيبَنا دائِرَةٌ ۚ »(مائده/53) که به همراه کفار جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند فرمود: يَقْتُلُونَ أَهْلَ الإِسْلاَمِ وَيَدَعُونَ أَهْلَ الأَوْثَانِ، لَئِنْ أَنَا أَدْرَكْتُهُمْ لَأَقْتُلَنَّهُمْ قَتْلَ عَادٍ.[1]اهل اسلام را می کشند اما سکولاریستها (مشرکین = أَهْلَ الأَوْثَانِ) را رها می کنند. اگر من آنها را بیابم همانند عاد، آنها را خواهم کشت. یعنی مثل قوم عاد چگونه همگی نابود شدند من هم اینها را آنگونه نابود می کنم. اگر اینها همان بخش از خوارج اهل تاویل زمان علی بن ابی طالب بودند به نظر شما اگر نمی جنگیدند امیر المومنین با آنها نمی جنگید و اجازه می داد مسلمین در مساجدشان نماز بخوانند و آنها هم در مساجد مسلمین نماز بخوانند و امام شوند و مردم به آنها اقتدا کنند و کلاً مثل یک مومن با آنها برخورد می کرد یا مثل قوم عاد نابودشان می کرد چه بجنگند چه نجنگند؟!
تنها جرم دوله عمل صادقانه به تفکرات شیخ محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد است. بدون استثناء اولین کسانی که استارت خوارج بودن و مبالح بودن خون سربازان دوله را زدند نجدی های همفکر با دوله بودند و اگر دوله را بر اساس «يَقْتُلُونَ أَهْلَ الإِسْلاَمِ وَيَدَعُونَ أَهْلَ الأَوْثَانِ» خوارج از اهل نهروان می دانند که مشمول این روایت می شوند شکی در این نیست که خودشان هم جزو این دسته از خوارج هستند و به این دسته از خوارج نزدیک تر هستند چون همگی در دارالکفری سکولار و در کنار حاکمیت طاغوتهای سکولار قرار گرفته و این کفار سکولار (مشرک) را رها کرده و بر علیه دوله و سایر مسلمین جنگ روانی راه انداخته و یکی از فقهای مارینز کفار اصلی و طاغوتهای دست نشانده ی محلی شده اند که در بخش جنگ روانی این دشمنان اصلی مشغول به کار هستند.
اینها که در میانشان ممکن است عده ای قرآن خوان و نماز خوان و روزه گیر هم پیدا شود، این عده، مومنین فریب خورده ای هستند که فریب منافقین آشکار شده مثل «ذُو الخُوَيْصِرَةِ» را خورده اند و در دارودسته ی آنها قرار گرفته اند با این وجود این منافقین آشکار شده همان دسته ای در میان خروج کنندگان بر دارالاسلام هستند که مذاهب اسلامی در موردشان گفته اند: أَنَّهُمْ كُفَّارٌ كَالْمُرْتَدِّينَ، يَجُوزُ قَتْلُهُمْ ابْتِدَاءً، وَقَتْلُ أَسِيرِهِمْ، وَاتِّبَاعُ مُدْبِرِهِمْ، وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ مِنْهُمْ اُسْتُتِيبَ كَالْمُرْتَدِّ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ.[2] آنها کفاری هستند همانند مرتدین. میشود آغازگر جنگ و کشتار آنها بود و اسیرشان کشته می شود و فراریشان تعقیب کرده می شود و بر هر کدام از آنها که قدرت یافت، همانند مرتد، توبه داده می شود. اگر توبه کرد آزاد می شود و در غیر این صورت، کشته می شود.
پس این گروه که منافقین آشکار شده هستند مشمول: مَلْعُونِينَ ۖ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا (احزاب/61) و «فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ»[3] و« لَئِنْ أَنَا أَدْرَكْتُهُمْ لَأَقْتُلَنَّهُمْ قَتْلَ عَادٍ»[4] می شوند چه آن دسته از آنها که می جنگند چه آنهایی که نمی جنگند همه مشمول قتل و نابودی هستند نه آن بخش از خوارج اهل تاویل زمان سیدنا علی یا بعد از آن.
- ممکن است دارودسته ی منافقینی باشند که در سیر تکاملی خود کلاً نقاب شبه اسلامی خود را برداشته و مرتد شده باشند مثل طُلَیحة بن خُویلد[5] و اهل رده در عصر نبوت و چند سال بعد وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر کافر بودن اینها بعد از اسلام گواهی می دهد و می فرماید: شَرُّ قَتْلَى قُتِلُوا تَحْتَ أَدِيمِ السَّمَاءِ، وَخَيْرُ قَتِيلٍ مَنْ قَتَلُوا، كِلَابُ أَهْلِ النَّارِ، قَدْ كَانَ هَؤُلَاءِ مُسْلِمِينَ فَصَارُوا كُفَّارًا.[6] بدترین کشتگانی هستند که زیر گنبد آسمان کشته می شوند و کسی که توسط اینها کشته شود، بهترین کشته شدگانند، اینها سگان اهل جهنم هستند، آنها مسلمان بودند و کافر شدند.
- یا ممکن است قیام کننده ها و خوارج و اهل بغی کسانی باشند با تاویلات اشتباه مثل دسته هایی از خوارج نهروان زمان علی ابن ابی طالب که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد این دسته می فرماید: يَخْرُجُ فِيكُمْ قَوْمٌ تَحْقِرُونَ صَلاَتَكُمْ مَعَ صَلاَتِهِمْ، وَصِيَامَكُمْ مَعَ صِيَامِهِمْ، وَعَمَلَكُمْ مَعَ عَمَلِهِمْ، وَيَقْرَءُونَ القُرْآنَ لاَ يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ.[7] در میان شما گروهی ظهور می کنند که نمازتان در مقابل نمازشان و روزه تان در مقابل روزه شان و عملتان در مقابل عملشان ناچیز است. قرآن می خوانند اما از حنجره هایشان تجاوز نمی کند. از دین(قدرت حکومتی دارالاسلام) خارج می شوند همان گونه كه تير از كمان خارج می شود.
(ادامه دارد……)
[1] أخرجه البخاري (4351)، ومسلم (1064).
[2] ابن تیمیة، مجموع الفتاوی ج28ص518
[3] أخرجه البخاري (6930)، ومسلم (1066) سنن الترمذي 2188
[4] أخرجه البخاري (4351)، ومسلم (1064).
[5] ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۴۷۷، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۴۰، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵/ مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء والتاریخ، ج۵، ص۱۵۷ ص۸۴۱.، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، آگه، ۱۳۷۴، اول/ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۳، ص۲۳۰، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۳، دوم.
[6] أخرجه ابن ماجه (176) واللفظ له، وأحمد (22183)
[7] بخاری 5058- 6931/ مسلم 148-147