درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(95- قسمت)

 اما موفقیت بزرگتر برای کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولارزده های بومی این است که مجاهدین مسلح شریعت گرا هم با عدم هوشیاری  باز در این منجلاب و مردابی بیافتند  که مُد روز شده است، و هر کسی برای خودش کلاس می گذارد که حزبی دارد و گروهی جدا گانه دارد، و ممکن است این مدگرائی برای عده ای طولانی تر بشود و بیدار نشوند و برایشان تبدیل بشود به مردابی مرگبار که به صورت تدریجی و فریبنده مجاهدین شریعت گرا را به کام تفرق و جنگهای داخلی یا حداقلش به عدم وحدت فرماندهی و وحدت عمل بکشاند، و آنانی که از جنگ داخلی با هم قِسِر در رفتند چند متر آن طرفتر مثل جویبارهای کوچک نابود بشوند و در زمین فرو بروند، یا برای حفظ بقای خودشان  مجبور به سازش با طاغوتها بشوند و به جاری شدن در فاضلاب جاهلیت رضایت بدهند.

این برادران ما در جریانات مسلح شریعت گرا از اینکه به این نتیجه رسیده اند که باید از فردی عمل کردن به جمع گرائی در قالب یک جماعت متحد بشوند، قدم بزرگی را برداشته اند، اما اکثریت این برادران ما همین جماعت کوچکشان هم تابع شورا نیست بلکه حول محوریت یک شخص می چرخد که به نحوی باز همان فرد گرائی محسوب می شود، یا اگرحول شورائی فرمایشی هم باشد باز رهبر در دهها انتخابات هم باز همانی است که بوده است، و اگر یک بار هم برود کمی خستگی در کند باز برمی گردد سرجای اولش و حزب و جماعتشان در همین حد متوقف می شود و یک حالت تقدس مآبانه و مذهبی به حزب خودشان می دهند، و در همین مرحله می مانند و حاضر نمی شوند با جماعتهای دیگر یک شورای بزرگتری را تشکیل بدهند، و یا اگرحکومت بدیل اسلامی هم وجود دارد حاضر نمی شوند به نفع این حکومت خودشان را حل کنند و انرژیشان را در اختیار قدرت بزرگتر برای رسیدن به هدف بزرگتری متمرکز کنند .

این برادران «منفرد از سه ابزار» ما که در احزاب و جماعتهای مختلفی به کرات دیده می شوند اگربه فاضلاب جاهلیت و دست نشاندگان دین سکولاریسم برای حفظ بقایشان جاری نشد – که معمولا می شوند- تابع هیجانات زود گذر و احساسی هستند که تنها به «نکایه» دل خوش می کنند نه «تمکین»، و بیشتر در جستجوی غارت و چپاول و خراب کاری هستند که برای انجام این کار هم البته نیازی به یدک کشیدن آرزوهای بازگرداندن امت واحده و جماعت واحده و بازگرداندن حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ از طریق وحدت و بسیج عموم مسلمین ندارند . چون مسیر حرکتی و عملی این برادران «منفرد از سه ابزار»ما کلا بر خلاف این مسیراست، و اگر در صحبتهایشان هم ادعای وحدت و حرکت به سوی امت واحد و جماعت واحد و حکومت اسلامی داشته باشند بیشتر به شعارهای تو خالی نمایندگان مجالس جاهلی در هنگام انتخابات شبیه است تا به وعده های یک مجاهد شریعت گرا  و به صراحت تضاد میان گفتار و عمل اینها را می شود تشخیص داد که چگونه خودشان را مشمول لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏ کرده اند و خوشان را مشمول خشم و کینه ی الله کرده اند کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏ و آشکار خودشان را از آنانی که الله دوستشان دارد و در یک صف واحد و پولادینی می جنگند جدا می کنند چون: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَّرْصُوصٌ .‏

روشن تر و جزئی تر خدمتتان عرض کنم: الان برای کشتن یک مقام نظامی یا اداری نیازی به  وحدت و سازماندهی  و مردم سازمان یافته نیازی نیست. هم اسلحه و هم مواد منفجره و روش کاربرد آن در اختیار همه وجود دارد، و یک عکس العمل فیزیکی است که در سراسر جهان یک شکل ثابتی دارد، که در شکل ظاهریش بسیار پرهیجان است، اما در واقع این عمل به تنهایی برا ی سیستم حاکمه کاملا بی زیان است. چرا؟ الان توضیح می دهم ان شاء الله .

مسلمین پس از اسلام آوردن عمر بن خطاب به صورت یکدست و شبیه راهپیمائی می آیند به سمت کعبه، این ابراز قدرت است. زمانی که ابوبصیررضی الله عنه طبق معاهده ی حدیبیه به سکولاریستهای قریش تحویل داده می شود و بعد فراری می شود و در ساحل دریا یک جنگ مستقل چریکی بر علیه دشمن اصلی و مشترک راه می ندازد و پایگاه بدیل و اضطراری در کنار مدینه برای مسلمین ستمدیده ی مکه به وجود می آورد این هم چنان قدرتی است که سکولاریستهای قریش را مجبور به عقب نشینی می کند و سکولاریستهای قریش اعلام می کنند ما از این شرط بازگرداندن مسلمین فراری دست کشیدیم وهرمسلمانانی که می خواهد به مدینه برود می تواند برود و ما با او کاری نداریم. و رسول الله صلی الله علیه وسلم این گروه چریکی و پایگاه موازی را به مدینه دعوت می کند، و با بر داشته شدن حالت اضطرار، این گروه هم منحل می شود و درمسلمین دیگر حل می شوند، این قدرت آشکاری است که درخدمت هدف اصلی و بر علیه دشمن اصلی انجام وظیفه می کند .

(ادامه دارد………)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(94- قسمت)

زمانی که این حکومت اسلامی هم تشکیل می شود جماعت و شورای جماعتها خود به خود کارائی خودشان را از دست می دهند، چون برای چیزی درست شده بودند که حالا درست شده است، و اصرار بر حفظ جماعتها و شوراهای کوچک جماعتها نوعی پس رفت و مانع در جهت وحدت محسوب می شود. هر شخصی در چنین فضائی می تواند در حلفها و صنفها و سندیکاها و امثال اینان فعالیت کند نه در احزاب مختلف و جماعتهای مختلف که نوعی مسخره و توهین به شعور مسلمین و حرکت مجدد به سمت و سوی تفرقه است. 

به هر میزان که شخص و جماعت شورائی کوچک به تدریج و با حل شدن در شوراهای بزرگتر  اعمالشان منجر به رسیدن به تشکیل حکومتی اسلامی و کسب قدرت اجرایی جامعه و در نهایت تشکیل شورای اولی الامر جهانی و اجماع واحد و امتی واحد و جماعتی واحده بشوند یا از آن دور بشوند، به همان میزان برای هدف متعالی کل ستمدیدگان و مستضعفین جهان مفید یا مضرند. و هرگز نباید فراموش کرد که آینده از آن کسانی است که آگاهانه و هدفمند به استقبالش می روند و احتیاط بیش از حد باعث از بین رفتن فرصتها می شود، و سعی کنیم با اعمالمان پدران و مادرانی باشیم که در همین دنیا فرزندان و نوه هایمان به ما افتخار کنند و در قیامت رضای الله را به دست آورده باشیم.

قدرت اساسی جامعه از کوچکترین شوراهای موجود در جامعه سرچشمه می گیرد تا به تدریج به شوراهای بزرگتر و در نهایت به شورای اولی الامر واحد مسلمین ختم می شود. ما به ایجاد و نگهداری از شوراهای کوچک اهمیت بالائی می دهیم به شرطی که این شوراها مثل جویبارهای کوچک به هم ملحق بشوند و در یک مسیر و با استفاده از قدرت همدیگر به حرکتشان ادامه بدهند . 

اگراین شوراهای کوچک آگاهانه و هدفمند با هم متحد نشوند مثل جویبارهای کوچک چند متر آنطرفتر در زمین فرو می روند و گم و نابود می شوند. از متحد شدن آگاهانه و هدفمند شوراهای کوچک و هم مسیراست که شوراهای بزرگ و قدرت بزرگ و پیروزی بزرگ به دست می آید .

شکی نیست که در مبارزه و جهاد با جاهلیت متحد موجود تنها اتحاد آگاهانه، هدفمند و حرکتی هم  از طریق «سه کانال» است که می تواند مسلمین را به نتیجه نزدیک کند، اگرحکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِالنُّبُوَّةِ وجود داشته باشد این بهترین و سالم ترین کانال است و اگر نبود حکومت بدیل اسلامی بهترین جایگزین است و اگر این هم وجود نداشت تنها وحدت آگاهانه و هدفمند در یک مجلس شورای واحد تمام گروهها و جماعتهای مجاهد است که می تواند در ردیف سوم قرار بگیرد که ما از این «سه کانال» به عنوان «سه ابزار» یاد می کنیم و تمام کسانی که در هر شکل و قالبی خارج از این «سه ابزار» فعالیتهای خودشان را به پیش برند «منفردین از سه ابزار» نامیده می شوند و تاریخ نشان داده  است که هر کسی از کانالی غیر از این سه کانال به پیش رفته هرگز به نتایج شرعی جهاد دست پیدا نکرده است.

   این را تقریبا همه ی «أُولِي الْأَلْبَاب» و علمای متخصص جهاد و انقلاب قبولش کرده اند، اما خیلی ها باز مسیر را به عمد یا غیر عمد اشتباه می روند که از دو طریق ممکن است این اشتباهات خودشان را نشان بدهند: یکی از طرف دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها که کلا عمدی مسیر را اشتباه می روند، و به این بهانه و با تولید شبهات شبهه اسلامی احزاب مختلف و رنگارنگی را می سازند، و قصد دارند طبق قوانین سکولاریستی و بابسیج بخشهایی از مسلمین در بازیهای سکولاریستی کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و طاغوتهای بومی شرکت کنند، و دیگری مجاهدین شریعت گرائی هستند که با ساختن جماعتهای متفرقی، به تنهائی و منفرد از جامعه و «3 ابزار» شرعی، مسیری را جدا از مردم و سایر جماعتهای شریعت گرا و «3 ابزار» شرعی برای خودشان انتخاب می کنند، که این هم تفرق آشکاری است اما به سبک دیگر .

این تفرق و چند دستگی میان مسلمین چه توسط سکولار زده ها و منافقین انجام بشود و چه توسط مجاهدین شریعت گرا در هر صورت خدمت آشکاری است به دین سکولاریسم و نوکران محلی آن. چون اشغالگران سکولار خارجی و نوکران محلی آنان برای بقای خودشان، و مبارزه ی با توحید و یکپارچگی مسلمین، و تمرکز بر شریعت گرایانِ وحدت گرا و هدفمند، نیاز به وجود چند دستگی، احزاب مختلف و جماعتهای رنگارنگ آنهم تحت شعار فریبنده ی آزادی بیان و دموکراسی دارند . اما از آنجایی که قادر نیستند خودشان چنین پروسه ی ویرانگری را مستقیما به مرحله ی اجرا در بیاورند تلاش می کنند با میدان دادن به جریانات منحرف منافقین و سکولار زده های موجود در میان مسلمین آنتی تزی را تولید کنند که به  منجلاب تفرق مورد نظرش منجر بشود، هدایت مسلمین تحت حاکمیت آنها به این سمت و سو  یک موفقیت بزرگی برایشان محسوب می شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلَامِ النُّبُوَّةِ : إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ.[1]یکی از سخنانی که مردم از پیامبران گذشته دریافته اند این است که: اگر حیا نداری، هرچه خواهی کن. ما هم چیزی غیر از این برای این بی حیاهای سکولار زده نداریم که اسباب دست کفار جهانی و مرتدین محلی شده اند.

(ادامه دارد…….)


[1]البخاري عَنْ أَبِي مَسْعُودٍ

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(93- قسمت)

 امروزه و در این حالت اضطراری که برای همه ی مسلمین پیش آمده است عده ای روشنفکرنمای درسخوانده و مردمان دنباله رو شبکه های ماهواره ای، و عده ای از برادران نامتعادل و نامیزان خودمان هم تنها گفتار و حرفها را معیار قرار داده اند. می گویند فلان فرد یا جماعت و حزب و مذهب  بد است. بپرسی چرا؟ می گویند: مگر ندیدی که در فلان کتابشان در فلان قرن چه گفتند؟ مگر نشنیدی چه گفت؟ مگر نخواندی چه نوشته بود؟ و هیچ عذری برای مسلمان در این حالت اضطراری قائل نیستند . در حالی که ممکن است به عنوان مثال خیلی از این گفتارها و صحبتها توسط کسانی چون نعیم بن مسعودرضی الله عنه گفته شود که اطرافیان آنها درحالت جنگ احزاب قرار گرفته باشند، یا ممکن است به دهها دلیل دیگر باشد که ما اطلاع نداشته باشم.

در این برهه که دشمنان ما میلیاردها دلار برای جنگ روانی و سرد و نرم بر علیه ما خرج می کنند، ایجاد جنگ روانی ما بر علیه آنها نمی تواند عجیب باشد؛ عجیب این است که یک مسلمان نداند که چرا رسول الله صلی الله علیه وسلم به نعیم بن مسعودرضی الله عنه فرمود:«الْحَرْبُ خُدْعَةٌ» جنگ فریب است و اگرمسلمانی ازآن استفاده کرد زود به انواع برچسبها متهم بشود .

قاعده این است که بر اساس «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» ما به دور از تمامی بیماریهایی که ممکن است درقضاوت و یا در نشان دادن راه پیش بیاید، منابع شرعیمان را بر فهم شورای ذی صلاحمان ارائه می دهیم، اگرشخص در قضاوتهایش اشتباه کند رای واحد شورا می تواند آن را بر گرداند اما اگر این شورای کوچک خودش دچار اشتباه بشود آنوقت است که یا درجا می زند یا به عقب بر می گردد یا جنینی که قرار است به تکاملش برسد را سقط می کنند و به تدریج کارکرد شرعی خودشان را از دست می دهند .  اکثر اشتباهات شوراهای کوچک هم به بیماریهای کبر و تبعیت از هواهای نفسانی و عدم درک مراحل رشد و تکامل و مرگهای متعدد شوراها بر می گردد.

معیار سنجش ما میزان رغبت آنها در نزدیک شدن به تشکیل شوراهای بزرگتر و تشکیل حکومت مجری قوانین شریعت الله، یا دور شدن از صف واحدی است که الله به آن راضی است را در مبارزه چراغ راه خود قرار می دهیم، و تمامی جماعتها را در میزان نزدیک یا دور شدن از تشکیل جماعتی متحد و موحد که خدا آنها را دوست دارد:إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيانٌ مَرصوصٌ. با همین معیار ثابت می گویم که این شخص یا جماعت یا شورا در مسیر صحیح قرار دارد یا نه و مسیر را دارد اشتباهی می رود؟. یا حتی با توجه به یک آیه ی قبل از این می توانیم بگویم که این گروه و جماعت در ادعایش راستگوئه یا جزو آنهائی است که دیگران را به وحدت دعوت می کنند اما خودشان مسیر تفرق و ذلیلی را می روند و جزو آنانی هستند که الله تعالی در موردشان می فرمایند:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ. اى كسانى كه ايمان آورده ايد چرا چيزى مى گوييد كه انجام نمى دهيد؟

یعنی اینها به هر اندازه در مسیر تکاملی خود از فرد به جماعت و شورای کوچک و از جماعت و شورای کوچک به شوراهای بزرگتر و جماعتهای بزرگتر و در نهایت به سمت مجلس شورای مجاهدین یا حکومت و شورای واحد و جماعت واحد و امت واحد بصورت غیر منقطع به پیش بروند آنها را مفید برای هدف می دانیم و راستگوی در ادعاهایشان می دانیم، و هر چند اعمالشان را از این مسیر منحرف بدانیم، آنها را مضر برای هدف قلمداد می کنیم و می گوییم اینان به هدفمان صدمه می زنند و در مسیر تفرق و هدر دادن انرژی مسلمین و سرگردان کردن مسلمین هستند و علاوه بر این سخنانشان با کردارشان مخالف است و نمی شود به سخناشان اعتماد کرد.

معیار میزان دوری ویا نزدیکی و تمایل فرد مسلمان به شوراهای بزرگتر و در نهایت حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی و شورای اولی الامر و امت واحد و جماعت واحد است.

در مرحله ی اول،  مفید بودن یا نبودن فرد توحیدی برای هدف را در میزان دوری یا نزدیکی وی به تشکیل یا پیوستن به جماعت و شورای اسلامی می دانیم، و پس از تشکیل جماعت و شورای منسجم،  میزان مفید یا غیر مفید بودن آنرا در میزان تلاش و اعمالش جهت تشکیل شوراهای بزرگتر و در نهایت تشکیل حکومتی اسلامی مجری احکام شرعی و کسب قدرت و تشکیل شورای اولی الامر واحد و جماعتی واحد و امتی واحد می دانیم . می سنجیم که اعمال این جماعت و شورا در نهایت به تشکیل حکومتی اسلامی مجری احکام شریعت و امت واحده و جماعت واحد نزدیک می شود یا در مسیر جاهلیت قرار گرفته و از هدف بزرگ دورتر می شود.

اینطوری برای شخص مسلمان، ابزار اولیه برای رسیدن به هدف اصلی، تشکیل یک جماعت شورائی، یا در صورت وجود، ملحق شدن به یک جماعت شورائی است، ابزار ثانویه ی او ملحق شدن و حل شدن در شورای بزرگتری است که از شوراهای کوچکتری به وجود آمدند و به اصطلاح به آن می گویند مجلس شورا و هدف نهایی او در این مجلس شورای به وجود آمده هم تشکیل حکومتی اسلامی و کسب قدرت اجرایی جامعه و در نهایت تشکیل شورای اولی الامر جهانی و اجماع واحد و امتی واحد و جماعتی واحد است.

(ادامه دارد…….)

در جنگ تحمیلی رمضان1447ق/1404ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

در جنگ تحمیلی رمضان1447ق/1404ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

بسم الله و الحمد لله      

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۲-۴)، خطاب به تمام مومنین «اهل سنت و اهل جماعت»ی که دوست دارند الله آنها را دوست داشته باشد اعلام می شود:

هم اکنون که کفار سکولار و محارب آمریکائی «سرافعی»، به همراه کفار محارب سکولار و جنایتکار صهیونیستی و شرکای سکولار غربی آنها و مرتدین سکولار داخلی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، بر اساس «اجماع» تمام مومنین در طول قرون گذشته و حال مبنی بر «فرض عین» شدن جهاد در حمایت از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» به همراه «القاعدة الجهاد(بنیان جهاد) ضد سکولاریسم» و تمام هم مسیران منهجی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن (تقبلهما الله) و علامه کریکار (فک الله اسره) و سایر هم مسیران منهج صحیح اهل سنت و جماعت، جهاد مالی، جانی و زبانی خود را در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار سکولارِ محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولارِ داخلی تعریف می کنیم.

مومنین به صورت عام، و اهل دعوت و جهاد به صورت خاص باید بدانند:

  • همچنانکه الله تعالی امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/36) با همه سکولاریستها(ی محارب) بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است.‏
  • و هم اکنون که دو جبهه ی مشخصِ جبهه ی «کفر»، به پرچمداری کفار سکولار(مشرک)، و جبهه ی«اسلام»، به پرچمداری دارالاسلام ایران در برابر هم قرار گرفته اند
  • و در این دو جبهه ی کاملاً مشخص: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند

 در اطاعت از این دستور صریح و آشکار الله و «اجماع» امت اسلامی، و در واکنش شرعی نشان دادنِ در برابر این تهاجم و «منکرِ» بزرگِ تولید شده توسط کفار سکولارِ محاربِ خارجی و داخلی، در میان مدعیان اسلام و ایمان، تماشاچی و نظاره گر شدن به هر بهانه ای، ویژگی و صفت بارز و آشکار دارودسته ی منافقین و سکولار زده هاست که شخص مدعی ایمان را از صف مومنین خارج کرده و وارد گروه منافقین می کند.

برادران و خواهران اهل دعوت و جهاد، درهای جهاد با سکولاریستها در هر سه بخش «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ»[1] باز شده است؛ در این میدان جهاد که صفِ مومنین و دروغگویانِ مدعیِ ایمان را مشخص می کند، و در برابر تمام شبهات و غوغاسلاری کفار سکولار و گروه منافقین، این قاعده و اصل را در نظر بگیرید که الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ 84) در راه الله بجنگ (حتی اگر هم تنها باشی) تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی. و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) تشویق و تحریک کن، تا این که الله قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت الله بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

بر این اساس:

  1. جهت حفظ «وحدت فرماندهی» و «وحدت دستور»، تمام فعالیتهای جهادی ما زیر پرچم واحد فرماندهان دارالاسلام صورت می گیرد
  2. در حالت ضرورت و اضطرار، و در موقعیتهای خاص دفاع مشروع با شرایط تعریف شده و خاص آن، و به میزان قدرتی که دارالاسلام در این شرایط بین شهروندان خود توزیع کرده است، عملیات در هر سطحی بر علیه کفار محارب اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و مرتد مسلح موجود در این «جبهه»، بر اساس سنت حسنه ی «ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه» صورت می گیرد.

در انجام این «فرض عین»، نیازی به فتوای هیچ بنده ای نیست، هر جا آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها و احزاب سکولار و مرتد مسلح داخلی همسوِ با این کفارِ محاربِ سکولار و اشغالگر خارجی را دیدید، آنها را تا سطح «عملیات استشهادی گرگهای تنها» مورد حمله قرار دهید.

هرگز فراموش نکنید که «ما برای خودمان جهاد می کنیم»، پس اجازه ندهید شیطان و یارانش، در انجام این «فرض عین»، در ایمان و اراده ی جهادی شما شک و تردیدی به وجود بیاورند.

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ، سَرِيعَ الْحِسَابِ، مُجْرِيَ السَّحَابِ، هَازِمَ الأَحْزَابِ، اهْزِمْ سکولاریین وَمَن حالَفَهُمْ مِنَ الْمُرتَدین. اللَّهُمَّ دَمِرهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدُنَا وَنَصِيرُنَا، بِكَ نَحُولُ، وَبِكَ نَصُولُ، وَبِكَ نُقَاتِلُ.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برادرتان: ابوحمزه المهاجر هورامی

یک شنبه 10 اسفند 1404ش/ 12 رمضان1447ق

دانلود بیانیه ی صوتی الشیخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :


[1]  رواه أبوداود۲۵۰۴ – والنسائی 3096- وابن حبان في صحيحه ۱۶۱۸- و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان (= سکولاریستها = احزاب) جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(91- قسمت)

یک شورا ممکن است سالها در یک روستا کار کند و بعد مرگ خودش را اعلام کند و در یک شورای بزرگتر شهری حل بشود، و ممکن است این شورا هم سالها بعد یا حتی ماهها بعد مرگ خودش را اعلام کند و در شورای استانی حل بشود، و این شورا هم پس از چندی مرگ خودش را اعلام کند و در یک شورای منطقه ای حل بشود، و این شورای منطقه ای هم پس از چندی مرگ خودش را اعلام کند تا در یک شورای بزرگتر در یک کشور با مرزهای جبری و غیر انسانی حل بشود، و به همین ترتیب ممکن است دهها بار شوراها شادمانه و با افتخار مرگ خودشان را اعلام کنند  تا در نهایت به شورای اولی الامر جهانی و امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحدی می رسند که مورد پسند الله و قانون شریعت الله است.

نکته ی مهم این است که این جنین تازه تولید شده مسیر طبیعی خود ش را طی کند و نباید در مرحله ای متوقف بشود تا اینکه به نقطه ی مرگی که برایش در نظر گرفته شده  است برسد . طبیعی این است که یک شورای کوچک در شوراهای بزرگتر حل بشود و این کار به اندازه ا ی به پیش برود تا با یک قدرت بزرگی تبدیل بشود که در نهایت به حکومت اسلامی علی منهاج نبوه  و شورای اولی الا مر جهانی ختم می شود .

حالا اگر قبل از تشکیل چنین حکومتی ما شاهد تشکیل دولت و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بودیم روال عادی و اسلامی آن این است که همه ی جماعتها و سازمانها و شوراها به آن بیعت بدهند، و در آن حل بشوند، و تحت رهبریت واحد، مسبب وحدت عمل همه ی مسلمین بشوند، هر چند که در پاره ای از آراء فقهی شخصی اختلافات جزئی هم با این رهبریت داشته باشند.

اگر در سرزمینی خارج از این حکومت اسلامی یا بدیل اسلامی گروهها و شوراها و احزابی وجود داشته باشند که به این درجه از فهم و شعور مبارزاتی نرسیده باشند، و کبر و بیمارهای جاهلی مثل زبان گرائی و غیره آنها را فریب داده و به بازی گرفته باشد، باز باید به عنوان یک حداقل در منطقه ی خودشان در مسیر صحیح رشد و تکامل جهاد و مبارزات قبل از تشکیل دولت و حکومت اسلامی قرار بگیرند و در هدف با سایر مسلمینی که در سرزمین دیگری از آنها جلوترند یکی بشوند. این مربوط به جماعتها و شورائی است که مریضند و در سرزمین دیگری به سر می برند نه در سرزمینی که مسلمین آن دیار موفق به تشکیل حکومتی اسلامی علی منهاج نبوه یا حکومت بدیل اسلامی شده باشند.

در اینجا ما می توانیم درپیش رو بودن یا پسرو بودن و عقب ماندن یک جماعت و یک شورا  و در ائمه ی هدایت یا گمراهی رهبران این جماعتها و شوراها معیاری ارزشمند را به دست بیاوریم، و به راحتی با چنین معیاری بتوانیم بگوییم این گروه یا شورا در مسیر شرعی قرار گرفته اند و زیر مجموعه و اعضایش را به سمت تکامل و هدف شرعی به پیش می برد یا دارد مسیر را اشتباه می رود و زیر مجموعه و اعضایش را به سمت و سوی گمراهی و ضلالت و سرگردانی هدایت می کند .

به هر میزانی که اینان در مسیر تکامل از کوچک به بزرگ قرار گرفته باشند تا در نهایت به حکومت در هر سطحی منتهی می شوند به همین اندازه می توانیم بگوییم که اینان هم مسیران واقعی انبیاء و صالحین و شهداء و صدیقین هستند یا نه؟ به هر میزانی که اینان با تبیعیت از تکبر و هواهای نفسانی و پیروی از دامهای جاهلیت از حل شدن در یک شورای بزرگتر یا حل شدن در شورای اولی الامر حکومتی و تشکیل امت واحد و جماعت واحد سرسختی و مقاومت نشان بدهند به همان اندازه ما آنها را در جهاد و مبارزه ناپخته و منحرف از مسیر صحیح مبارزه، و امامانی به سمت و سوی سرگردانی می دانیم .

در این مسیر ممکن است در جوامع و مراحلی خاص جماعتها و شوراهائی آگاهانه با کمترین خطر یا فداکاری پیشرونده بشوند، و امکان هم دارد افراد و جماعتهایی دیگر با تن دادن به خطرات بزرگ و فداکاری و دادن خونهای حماسه آفرین جاهلانه درجا بزنند و در این مسیر پیشرفتی نصیبشان نشود و حتی به عقب هم برگردند و در نهایت تبدیل به سد و مانع و عاملی اساسی برای پس رفت و دور شدن از هدف بزرگ مسلمین درحوزه ی تحت فعالیت خودشان بشوند .

معمولا اکثر افراد تا مراحل تشکیل گروه و شورای کوچک خوب پیش می روند اما در مراحل بعدی، اداره صحیح جماعت و شورا و هدایت امروزی آن به سمت شوراهای بزرگتر تا کسب قدرت سیاسی و انهدام مجریان قوانین بشری و طواغیت، دچار اشتباهات فاحشی می شوند و اکثر به بیماری «كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» مبتلا می شوند ودر جا می زنند .

اشتباهات اکثریت این گونه جماعتها و شوراهای جهادی بر اثر اختلاف در عقیده و منهج نیست، بلکه جهالت به سیر تکاملی شورا و اشتباه در ارزیابی از شرایط روزاست. بعضی از برادران مجاهد ما علاوه بر آنکه به جایگاه جماعت و شورا و سیر تکاملی آن و ابزاری بودن آن جاهل و نا اگاه هستند و جاهلانه به حزب جنبه تقدس و ثبوت می دهند و اجازه نمی دهند طی آنتی تزی مناسب سنتزی شرعی به وجود بیاید، اشتباه بزرگ دیگر شان این است که در تحلیل و ارزیابی شرایط روز با دیگر برادرانشان دچار تفرق می شوند. قطعا آنی که در سرزمینی واحد تک روی می کند و ساز مخالف می زند و در مسیر طبیعی و تکاملی شوراها قرار نمی گیرد به همین سادگی از مسیر اصلی منحرف می شود و هدایت وحدت تمامی گروههای مجاهد و مبارز به سوی تسخیر قدرت حکومتی را دچار تزلزل و گاه انحراف می کند .

(ادامه دارد…….)

(92- قسمت)

یکی از موانعی که نمی گزارد این شوراهای کوچک مرگ خودشان را اعلام کنند و در شورای بزرگتر زندگی کنند این است که اعضای خودشان را وارد بحثهای قدیمی می کنند و به این بحثهای مرده مشغولشان می کنند که غیر از کینه و دامن زدن به تفرق بیشتر هیچ فایده ای برای مسائل روز آنها ندارد . اینها باید به اموری تکیه کنند که برای مسائل روز آنها پاسخی داشته باشند.

 البته این به این معنا نیست که نباید به مسائل گذشته و تاریخ پرداخت، بلکه منظور این است که  یک مجاهد مبارز همچون یک مورخ و تاریخ نگار و یا فقیهی جامع نیاز ندارد که حتما باید تمامی موارد و جزئیات تاریخی و یا مسائل فقهی چون آداب توالت و حیض و نفاس و دیگر مجادلات میان فقهای گذشته و اختلافات بسیار زیاد آنها را مورد بررسی و بحث قرار بدهد و بعد جانب یکی از آنها را بگیرد، بلکه از تاریخ و فقه تنها آن چیزی را می گیرد که امروز به آن نیاز دارد، و امروز به دردش بخورد، و برای مسائل روز پاسخ داشته باشد، باید اولویت خودش را تشخیص بدهد، الان خانه اش توسط دشمنان کافر آشکار خارجی و مرتدین محلی آتش گرفته و نیاز هست که با همکاری اهل محل این آتش خاموش بشود و نیازی به بررسی کارنامه ی اجداد این شخص یا بررسی مذهب و حتی در مواردی چون جنگ قادسیه نیازی به بررسی نصرانیت یا مجوسیت شخص نیست. نیاز روز مسلمین آن زمان خاموش کردن جاهلیتی است که بر ایرانیان حاکم است، و نیاز امروز ما خاموش کردن جاهلیت دین سکولاریسمی است که بر اکثریت قاطع سرزمینهای مسلمان نشین حاکم است و عقاید و رفتار مسلمین را آلوده کرده است . همین .  

ما در همین چند دهه ی گذشته و بخصوص در همین چند سال گذشته شاهد جریانات و جماعتها و شوراهای اسلامی زیادی بوده ایم که در عقیده ی پاک و صحیح اسلامی آنها، و در اخلاص و مبارزه آنها تا پای جان، وعدم سازش با کفارو مرتدین، و استقلال و عدم وابستگی آنها به هیچ قدرت طاغوتی، و جدیت در مبارزه، و اینکه حرفی را که می زدند بهایش را هم می پرداختند، شکی نداریم. آنها با آنکه در مبارزات کوه، بیابان، جنگل یا شهری در مراحلی از مبارزه متوقف شدند، اما جامعه ای که سالهاست که همه اش شکست می خورد و طعم شکست در برابر حکومتهای ظالم و سکولارهای مرتد را می چشد، می بیند که گروهی پیدا شده اند که تا پای جان وبدون هیچ چشم داشتی از مردم،  مقاومت و مبارزه ی مخلصانه می کند. این گروهها به این شکل پیام خودشان را می رسانند، و می بینیم که جامعه هم به خوبی پیامش را می گیرد.

این پیام بسیار رسا و تکان دهنده بوده که مسلمانان مجاهد و مردم مسلمان از یک طرف، و سکولارها و کفار عالمی و مرتدین و منافقین محلی از طرف دیگر، هر یک واکنشی خاص به آن نشان داده اند. و کمترین آن از جانب مسلمانان آگاه، پس از کشته شدن آنها، این است که شخص در خانه فقط ناراحت می شود. اما در هر صورت در ذهنیت و روانشناسی جامعه و گروههای مجاهد مبارز، تأثیر خودش را گذاشته است. اما این عزیزان به دلایل زیاد و منجمله به دلیل عدم حرکت در مسیر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی و عدم تحمل دیدگاهها و شوراها ی دیگرو تفاسیر دیگر در نهایت نتوانستند تبدیل بشوند به قدرت برتر، و با تمام سروصدائی که به راه انداخته بودند و با تمام پیش روی های موقتی که کردند به صورت تدریجی مجبور به پس روی و عقب گرد و جمود شدند. قضاوت ما در تداوم مبارزه آنان نقش به سزایی دارد، ما باید کاری کنیم که تداوم مبارزه آنها را تضمین کند، و این هم تنها با پرهیز از اشتباهات این برادرانمان است، و حرکتمان است به سمت شوراهای بزرگتر.

نکته ی دیگری که ممکن است عده ای از برادران نامیزان و نامتعال ما را از پیوستن به شوراهای بزرگتر منع کند نادیده گرفتن عمل، و تأکید صرف آنها بر گفتار مردگان شورای مخالف، یا حتی بر گفتار زنده های آنهاست که در شرایطی خاص آنهم برای موقعیتهایی خاص گفته شده یا ممکن است دلیل دیگری داشته باشد که ما ندانیم . 

اگر به عنوان مثال به کارنامه ی یهود در قران نگاه کنیم و اگر به سیر تدریجی برخورد رسول الله صلی الله علیه وسلم با این دشمن شماره یک نگاه کنیم، یا اگر به کارنامه ی سیاه منافقین دقت کنیم و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنها را بررسی کنیم می بینیم قاعده ی کلی علاوه بر عقیده و گفتار«عمل» آنها بود، این در مورد کفار آشکار و پنهان داخلی است، در مورد یک شورای مجاهدین مومن اهل قبله چیست؟

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(90- قسمت)

 برای همین است می بینیم که هر کدام برای خودشان «مبدأيی» را به وجود آورده اند و جبرا« مسير حركتشان » هم تغییر کرده و دقیقا در مسیر دشمنان قانون شریعت الله و در مسیر کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی در حرکتند، و به جای رفع تفاسیر مختلف و مذاهب مختلف از طریق شورای واحد، عملا در مسیر تکثیر احزاب و مذاهب متضاد اقدام کرده اند، و هر یک گروه و حزب خودش را به مسیری کشانده است .

این احزاب مختلف و متعدد و متضاد یا نمی خواهند بفهمند یا می فهمند اما تمایلی به حرکت در مسیر صحیح را ندارند، در هر صورت باید به خود و این گروهها و احزاب رنگارنگ متضاد فهماند که تغییر حکومت راشده به سلطنت و انهدام نهادهای تحت امر حکمت اسلامی چون شورای اولی الامر و امت واحده و اجماع واحد عامل اصلی و اساسي پايه گذاري تفرق و پيدايش مذاهب مختلف بوده، و باید با پذیرش حقایق و واقعیتهای تاریخ و جامعه بپذریم که تنها با برگشت به حکومت اسلامی و تشکیل دوباره ی نهادهای تحت امرآن است که تفرق ریشه کن می شود و تا سيستم حكومت، بروال اسلامي آن بر نگردد و شورا حاكم نشود درمان تفرق امكان پذير نيست.

در این صورت مسئولیت اساسی ما برخورد با مذاهب مختلف و تفاسیر مختلف نیست، بلکه وظیفه ی اساسی ما متوجه حرکت به سوی حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و زنده کردن نهادهای تحت کنترل آن است، ریشه و علت و ام الفسادی که باعث تفرق و تمام مصیبتهای مسلمین تا کنون شده نبود حکومت اسلامی بوده است و سروکله زدن و ورفتن با شاخه و معلول كار بي حاصل، عبث و بازدارنده و وحشتناکی است .

این حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی هم همینطوری تولید نمی شود بلکه  تا زماني كه مسلمین به اهمیت وحدت و شورا و حدود اختیارات شورا پی نبرند، و شورا و حركت بسوي شوراي اولي الامر، بطور خالصانه رشد و جريان پیدا نکند و امت واحدی تشکیل نشود، هيچگاه تفرق و ذلیلی مسلمین از بین نمی رود، و هیچ گاه حكومت به روال اسلامي باز نخواهد گشت. و تا زماني كه وحدت و حكومت اسلامي نداشته باشيم امت واحد و جماعت واحد خوابي است رؤيايي، و در همان حد توهم و خواب و خیال می ماند.

برای همین است که هر ندائی که ما را به سمت وحدت و شورا و پیروی از شورا در هر سطحی که باشد دعوت کند، با بصیرت کامل جواب ندای او را به شیوه ای اسلامی می دهیم که : ‏وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ‏(نساء/86) هرگاه شما را تحیّت و سلامی دادند (اعم از سلام و دعا و احترام گذاردن) به گونه زیباتر و بهتر از آن یا همانند آن، آن را پاسخ گوئید.

تمام تلاشهای حلفها و جماعتها و شوراهای کوچک باید در مسیر حرکت به سمت تشکیل حکومت اسلامی و کسب قدرت حکومتی باشد، تا اینکه در نهایت به تحقق حکومت یکپارچه اسلامی بر منهج پیامبر خاتم دست یابند. « ثُمَّ تَكُونُ خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ. » [1] و این دولت به وظیفه ی حیاتی ارهاب دشمنان از طریق اسلحه عمل کند  که دستور صریح اللهِ.

حالا جماعتها و احزابی که تمایل دارند مثل یک مذهب سنتی عمل کنند و خودشان را تافته ی جدابافته و مستقل از سایر مسلمین می دانند و در مسیر هدفمند و  شورائی مسلمین به سمت تکامل و تشکیل شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد قرار نمی گیرند، آشکارا و موزیانه خودشان اسباب تفرق و مانع رشد صحیح مسیر تکاملی حرکت مسلمین، و مانع  تکامل جهاد و مبارزه مسلمین به سمت تشکیل حکومت اسلامی علی منهاج نبوه، و یا حتی مانعی برای تشکیل و استحکام حکومت بدیل اضطراری مسلمین در این اوضاع بسیار خطرناک و حساس می شوند.

باید دقت کنیم که ما از حلف و سندیکا و صنف و انجمنهای خیریه و تبلیغی و امثالهم صحبت نمی کنیم، بلکه صحبت از جماعتها و احزاب و شوراهائی است که صرفا برای کسب قدرت حکومتی تولید شده اند و به دنیا آمده اند، و مسیر تکاملی مشخصی دارند که از جنینی و کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و پیری شروع می شود تا به مرگ منتهی می شود، و ممکن است یک شورای کوچک تا به شورای اولی الامر منطقه ای یا جهانی می رسد دهها بار از جنینی شروع کند و دهها بار مرگ را تجربه کند تا به تکامل می رسد.

(ادامه دارد…….)


[1] رواه امام احمد عن حذيفه بن اليمان

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(89- قسمت)

حالا در یک سرزمین واحدی مثل ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکستان شرقی،عراق، یمن، سوریه، صومالی، لیبی، مصر، الجزائر، مالی و تركيه و غیره يا مثل كُردستان و بلوچستان و تركمن صحراء و طالش وهورامان كه محدودتر هستند، تكليف سنگين تر مي شود.

وللهی اگر دو سرزميني كه نزديك به هم هستند و موانع جغرافيايي و سياسي وجود نداشته باشد، و امکان تشکیل شورای واحد و اجماعی هرچند کوچک اما واحد وجود داشته باشد، اما چنین کاری صورت نگیرد و هر شخص و گروه و حزبی به صورت جداگانه و به میل خودش و بر اساس رای و برداشت خودش با مسلمین صحبت کند و پیام الهی را برساند، و مسلمین هم آگاهانه به چنین مفسده ی تفرقه زا و این حرکات و روشهای غیر اسلامی راضی باشند، به رب العالمین اينها همگی شرمنده و عاقبت به شرند و دست خالي نزد پروردگارشان بر مي گردند.

مسلمین باید فکر کنند  شایسته نیست که خودشان ابزاری برای رسیدن دشمناشان به اهدافشان بشوند. بت سازی حزبی، قبیله گرائی، نژادگرائی، شخصیت پرستی و سایر خطواط الشیطان دستاویزهائی برای تفرق و سوء استفاده ی دشمنان و در نهایت عقیم شدن جهاد مسلمین و تقدیم ثمرات جهاد به دشمنان و نابود کردن ایمان به جهاد و امید به تشکیل حکومتی اسلامی علی منهاج النبوه در میان مسلمین و در نهایت مستحق عذاب ناشی از تفرق شدن است که چیزی است در حد زلزله و صاعقه و بلکه بدتر، چون زلزله و صاعقه مدتش کم است و همان گروه یا نسل را می برد و کاری به نسلهای بعدی ندارد اما عذاب تفرق گاه سالها و بلکه دهه ها و قرنها طول می کشد : قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ » (انعام/65)    برا ی پرهیز از چنین تفرق و مصیبتهای پس از آن و عذابهای پس از آن است که رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی خواندن قرآن که منجر به تفرق بشود را هم منع کرده است حالا چه رسد به وجود یا مطرح کردن اختلافات مذهبی و نژادی و حزبی و زبانی و غیره: «اقْرَءُوا الْقُرْآنَ مَا ائْتَلَفَتْ علیه قُلُوبُكُمْ فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عَنْهُ» قرآن بخوانيد تا آنجا كه دلهايتان را به هم ربط مي دهد و هرگاه به اختلاف  افتاديد در همانجا توقف نماييد .

باید واضح و روشن شده باشد که تنها شورا و اجماع واحد آن تحت پوشش «3 ابزار» است که می تواند تفرق را از بین ببرد و جماعت واحد را تشکیل بدهد، رسیدن به این هدف یک پروسه ست و سیکل خاص خودش را دارد و تدریجی است. تقلید از مذاهب سنتی بدون شک به صورت تدریجی جای خودش را به تبعیت از شورای واحد و اجماع واحد می دهد و تا رسیدن به این هدف و نهادینه و مردومی و فرهنگی کردن آن باید در حین عمل صبر کرد. 

طی کردن این پروسه با وجود مذاهب سنتی بسیار آسانتر و کم ضررتر از همراه شدن با کسانی است که همین طوری کیلویی اقدام به صدور دیدگاههای خود در قالب اجتهادات فردی می کنند. در زمان حال و قبل از تشکیل شورای واحد مسلمین بدون شک «زيان تقليد از مذاهب سنتی از اجتهادات كودكانه» برای مسلمین بسیار کمتراست.

  از اجتهاد عالمان كم نظر            اقتدا بر رفتگان محفوظ تر

این اجتهادات کودکانه از جمله مشکلاتی هستند که می شود بر آنها غلبه کرد و می شود در مسیر حرکت به سمت و سوی شورای واحد و اجماع واحد و جماعت واحد اجازه نداد که این اجتهادات کودکانه برایمان سد و مانع بشوند.  اما اگر به موقع به درمان این معضل اقدام نشود، همین اجتهادات کودکانه هم ابزاری می شوند برای سوء استفاده دشمنان و طمع کردن دشمنان در استفاده ی ابزاری کردن از مسلمین .

نکته ی اساسی که لازم است به آن دقت بشود این است که احزاب و جماعتها و شورای جماعتها تنها برای کسب قدرت حکومتی به وجود می آیند، اینان مثل حلفها و سندیکاها و صنفها نیستند که مثلا برای امورخیریه یا امور تربیتی و … به وجود آمده باشند . نتیجه ی تلاش و فعالیتهای این احزاب و جماعتها و شورای جماعتها در جامعه تا رسیدن به تشکیل مجلس شورای مجاهدین یا تشکیل حکومت بدیل اضطراری یا حکومت اسلامی علی منهاج نبوه باید بسیار بهتر از مذاهب رایج باشد و باید نهایت اختلافشان با همدیگر در فروع و مسائل بسیار ریز و جزئی باشد نه  در زیر بناها و اسکلت.

 چون اگردر اسکلتها با هم دچار اختلاف بشوند دچار عقب گرد و پس روی و بدعت گذاری می شوند که بسیار بدتر از مذاهب رایج می شوند، وعلاوه بر صدمات حتمي و انكار ناپذير به جریان حرکت به سوی تشکیل حکومت یکپارچه ی اسلامی و بازگشت عزت به مسلمین، براي هميشه در تاريخ الهي روسياه می شوند و آبرویشان می رود . چرا؟ چون اینان آمدند که این مذاهب را در شورائی واحد دور هم جمع کنند، و اخلافات بسیار جزئی و شخصی مذاهب را بر اساس رای واحد شورا از بین ببرند، و در نهایت به اجماع واحدی برسند و دوباره جماعت واحد را جایگزین جماعتهای مختلف و متعدد و متضاد کنند، اما  در برابر خودشان اختلافات و تفرقی را در امور اجتماعی و فرهنگی و عقیدتی و زیر بنائی به وجود آورده ند که نتیجه اش بسیار بدتر، ویرانگرتر و اسفناکتر از اختلافات جزئی و شخصی مذاهب سنتی بوده است، و خودشان همچون مذاهب بی قواره و ناقص و دست و پاشکسته خودشان را نشان داده اند و عمل کرده اند، و در امور مربوط به عقیده اجتهاد و تأویلات غلط به کار برده اند که جایی برای اجتهاد درآن نبوده است.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(88- قسمت)

این روش تفاوت اساسی با وجود گروهها و احزاب مختلف در یک محدوده ی جغرافیائی و یا حتی وجود چندین شورا در همان محدوده ی جغرافیایی خاص دارد که گاه تبدیل به چیزی شبیه مذهب می شود و یکی از عوامل بزرگ تولید تفرق عمل می کند که به عنوان یک سد و مانع در راه وحدت و کسب قدرت و طی  کردن مسیر تکامل مسلمین عمل می کند.

تشکیل احزاب مختلف به بهانه های نژادی و زبانی و لهجه ای و قومی و غیره از اهداف دین سکولاریسم برای تطبیق دموکراسی مورد نظرش است . بدون احزاب مختلف، دموکراسی آن معنی پیدا نمی کند، برای همین، توحید بزرگترین دشمن دین سکولاریسم و دموکراسی آن است و تفرق و حزب حزب شدن بزرگترین آرزو و خدمت به آن است. و الله تعالی به عنوان پیشگیری امر می کند که ما مسلمین مثل مشرکین و سکولاریستها حق نداریم دینمان را فرقه قرقه کنیم: وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ‏* مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ‏(روم/31-32)و از زمره مشرکان نگردید، از آن کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کرده‌اند و به دسته‌ها و گروههای گوناگونی تقسیم شده‌اند . هر گروهی هم از آنچه که نزدش هستخرسند و خوشحال است.

حالا عده ای از مسلمین به بلوغ نرسیده و جاهل به دلیل وجود جاهلیتهائی که در باورها و رفتارهایشان دارند خودشان با تولید چنین احزاب مختلفی و با چنین تفرقی زمینه های شکل گیری و جان دادن به دموکراسی سکولاریستها را فراهم می کنند. بدون استثناء هر جا تفرق وجود داشته و احزاب مختلفی وجود داشته اند یکی از مذاهب دین سکولاریسم حاکم شده، حالا یا این مذهب خاص دین سکولاریسم بعد از به قدرت رسیدن تمام احزاب دیگر را غیر از خودش حذف کرده مثل حکومتهای کمونیستی و سویالیستی، یا شرکت و مافیائی را پشت پرده به وجود آورده اند و در قالب احزاب با رای مردم و عقل مردم و شعور مردم بازی کرده اند و درنهایت آن پیمانکاری که این شرکت برای اجرای پروژه هایش خواسته سرکار آمده است، و در هر صورت این شورا در قالب مجلس سناتورها، یا مجلس موسسان یا ریش سفیدان و غیره بر کار این پیمانکاری که برای اجرائی شدن نقشه هایشان انتخاب شده  است و در خیمه شب بازی انتخابات هم مشروعیت مردمی گرفته نظارت می کند و نمی تواند قدمی بر خلاف رای صاحب کارهای اصلی بردارد .

این همان چیزی است که طاغوتهای سکولار فعلی برای مسلمین متفرق و چند دسته شده ی ما می خواهند، و مسلمین هم با تعدد احزاب و یا شوراهای مختلف و متعدد اسبابی می شوند که دشمنان برا ی پیاده کردن پروسه ی دموکراسی خودشان در مسلمین طمع کنند.

درسیره ی رسول الله صلي الله عليه وسلم مي بينيم كه: درغزوه  تبوك سه نفر از صحابه نافرماني کردند و به همراه منافقین و سکولارزده ها شركت نكردند، مسلمین هم آنها را تحریم کردند. يكي از آنها«كعب بن مالك»بود، پادشاه کافر«غسان» زود نامه ای را برایش می نویسد و می گوید: شنيده ام دوستت پيامبراسلام با تو بي وفايي کرده است. خدا قرار نداده تو در مملكتي باشي كه، مورد توهين وسرزنش قرارگيري، من از تو مي خواهم كه به ما ملحق شوی. وقتي كعب بن مالك رضی الله عنه نامۀ این کافر را خواند گفت:«اين هم مصيبتي اضافه برمصيبتهاي ديگر، اين بازتاب وثمره ي تخلف وعدم حضورم درجنگ وجهاد است كه مشركي در مورد من به طمع مي افتد. سپس به سوي تنوررفت وكاغذ را در آن انداخت.»

این سیاست کلی کفار در عمیق تر کردن شکاف بین مسلمین و ابزار کردن مسلمین در مسیر اهدافشان بوده و خواهد بود، و ابزاری برای به تأخیر افتادن وعده ی الله: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ .  و ابزاری است برای ادامه ی گرسنگی و فقر و تسلط دشمنان بر مسلمین .

برای همین است که با نگرشی شرعی در مورد اين همه بدبختي ناشي از تفرق، بخواهيم مطلبي را به شيوه اي پسنديده و زيبا بيان كنيم باید بگوئیم که: در تمام جهان نبايد دو حركت وجود داشته باشد، و رضايت دادن و راضي بودن به غير اين، خلاف اسلام و گناه و راضی شدن به عذابِ تفرق و شرک تفرق است.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(87- قسمت)

این برادران نامتعادل و نامیزان و جاهل ما از چنان افق کوتاهی برخوردارند که درک نمی کنند وظیفه ی اساسی انتقاداتشان، فقط نشان دادن اشتباهات تشکیلاتی و حرکتی در چهارچوبه ای است که شورای «سه ابزار» شرعی نیازهای مبارزاتی خودش را اولویت بندی کرده است .  به عنوان مثال شورای «سه ابزار» از کانال نماینده ی خودش که بهش می گویند رهبر(یا امیر یا خلیفه یا هر چیزی) تعین کرده که در وضع موجود و با توجه به نیازها و امکانات موجود، اولویتهای فعلی ما در مسیر جهاد و مبارزه این است که در مسائل ریز فقهی اسباب اختلاف و تفرق نشویم و باید تمام مسلمین را علیه دیکتاتوری دین سکولاریسم  و متحدین محلی آن بسیج کنیم . این دستور صریح شورای سه ابزاره که شخص باید آن را درک کند و به آن عمل کند.

این دستور به معنی تعطیل کردن امر به معروف و نهی از منکر نیست. در این مرحله برای اینکه  وحدت میان مسلمین در برابر اینهمه دشمن حفظ شود، و خاطر این برادر و خواهرمان به دلیل یک مسئله ی ریز شخصی و فقهی پریشان نشود، نباید زیاد مورد ایراد شخصی قرار بگیرند. چون قطعا عمل صحیح سایرین و جو حاکم بر مجاهدین، ناخودآگاه بسیاری از عیبها را به مرور زمان بدون کوچکترین برخوردی اصلاح می کند . این را ما به کرات دیده ایم که تنها با یک نگاه کردن به عمل فلان مسلمان، شخص به اندازه ی یک کتاب ازش یاد گرفته و تغییر رفتار داده .

اگر دامنه ی چنین انتقاداتی گسترش پیدا کند، ممکن است که توجه هم مسیران تنها فقط روی نواقص کوچک متمرکز بشود، و همه به افراد محتاط و ترسو تبدیل شوند، و وظایف اساسی و اولویتهای بنیادین شورا و جهاد به دست فراموشی سپرده شوند، و دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان به هم بخورد .

این واقعا بیماری خطرناکی است که آمریکا و آل سعود با تولید سلفیون جامی و مدخلی و غیره سعی کرده اند  آن را در میان مسلمین به شکل سازمان یافته ای پخش کنند و مسلمین را به آن آلوده کنند . در این صورت واضح و آشکاراست که «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» ساخته و پرداخته ی دشمنان اصلی قانون شریعت الله و توطئه ای آشکار بر علیه مسلمین است که عده ای از برادران ما هم به میکروب و ویروسهای این بیماری آلوده شده اند، و ناخواسته دارند بازیگر سناریویی می شوند که کارگردانش دشمنانش هستند، و ناخواسته طبق نقشه ای غلط و انحرافی حرکت می کنند که توسط دشمنانش کشیده شده است.

   این برادران نامتعادل و فریب خورده ی ما  یک بار برای همیشه باید به خودشان بفهمانند که اگر به خاطرالله چنین تخریباتی را انجام می دهند این را بدانند که الله تنها و تنها از رای شورا و امت و جماعت مسلمین حمایت می کند نه از توطئه و سناریوی دشمنان دین و بنده هایش . پس کارشان مورد پسند الله نیست بلکه از جهالت و بی صبری آنها سرچشمه گرفته، و آنها را به کارگران بی مزد دشمنانشان تبدیل کرده و آشکارا گول دشمنان قانون شریعت الله را خورده اند.

«منفردین از سه ابزار» یکی دیگر از موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی   

بدون شک وجود جماعتهای مختلف تا زمانی توجیه پذیراست که چیزی جبری مثل مرزها مانع از تشکیل شورایی متشکل از تمام جماعتها و احزاب بشود و شوراها هم تنها در صورت وجود جبر جغرافیایی تعددشان توجیه پذیراست، و گرنه اگر جبری وجود نداشته باشد نه عدم تبدیل جماعتها به شورای جماعها توجیه پذیراست و نه عدم تبدیل شوراهای مختلف در شوراهای بزرگتر می تواند شرعی باشد .

با این وجود زمانی که چنین شوراهائی متحد شکل می گیرند حالا وجود حلفها و سندیکاهائی که کاملا مطیع این شوراست و قصد دارد در زمینه ای خاص فعالیت کند در واقع نوعی توزیع قدرت و مصرف قدرت است که از طرف شورا و بعدها از طرف حکومت اسلامی به افراد و گروهها داده می شود .

مثلا عده ای در زمینه جنگ روانی بر علیه دشمنا ن فعالیت می کنند، یا در زمینه ی حمایت از حقوق زنها، یا یتیمان، یا کارگان، کشاورزان، دانشجویان و سائلین ، حفظ  محیط زیست و غیره فعالیت می کنند . این همان حلفی است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود اگر کسی ایشان را در دوره ی اسلام هم به چنین فعالیتهائی دعوت کند قبولش می کنم و در آن شرکت می کنم :لَقَدْ شَهِدْتُفِيدَارِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُدْعَانَ حِلْفًا مَا أُحِبُّ أَنَّ لِي بِهِ حُمْرَ النَّعَمِ وَ لَوْ أُدْعَى بِهِ فِي الْإِسْلَامِلَأَجَبْتُ.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(86- قسمت)

 عده ای از برادران مخلص و صادق ما ظرفیت اینهمه صبر را ندارند و بیماری « تحکیم زودهنگام مراحل ثانوی شریعت» در ذهنشان ریشه ی عمیقی دارد، و نمی توانند تا زمان خودش برای رای شورا سمع و طاعه داشته باشند، و این بی صبری حداقلش این است که در روش برخورد با وضع موجود با سستی و کم رغبتی  تصمیمات شورا را عملی می کنند، و کجدار و مریض عمل می کنند، و حتی منجر به نوعی بیزاری نسبت به انضباط و سمع و طاعه و نوعی خود بزرگ بینی و تکبر می شود، که با تکبر هیچ وقت آرامش و صلح همراه نیست، که اکثر اوقات این دوستان نامتعادل ما انشقاق پیدا می کنند یا برای خودشان دارودسته ی دیگری می سازند که تاریخ نشان داده است همیشه منجر به شکست و دلسردی و پشیمانی آنها شده است، یا گوشه گیری می کنند و همه اش غر می زنند و ایراد می گیرند .

اما آنهائی که می مانند و کناره گیری نمی کنند یا دارودسته ی جدیدی نمی سازند، آشکارا باعث به هم خوردن استراتژیهای دور و نزدیک و حتی خنثی شدن تاکتیکهای تعین شده ی شورا و ایجاد اختلال جدی در کار سازمانهای مختلف شورا و حتی متلاشی شدن کامل آنها می شوند، روحیه ی رزمندگی و یکپارچگی میان شورا  را سست و یا حتی آن را نابود می کنند، مردمی که حکم آب برای ماهی (مجاهد) را دارند و باید طبق روش انبیاء با احتیاط و سیستماتیک با انحرافات عقیدتی و رفتاری آنها برخورد بشود را، از  شورا جدا می کنند، شورا و سازمانهای وابسته به آن را از وظایف تعیین شده ی جهادی خودش منحرف می کنند، و در نتیجه نهضت مجاهدین را به شکست می کشانند.

یکی از اسبابهای تولید بیماری « تحکیم زودهنگام مراحل ثانوی شریعت» این است که این عزیزان قبلا به شدت به «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» دچار شده اند .

این «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» در تحلیل اوضاع کلی موجود و هدایت امور مانع بزرگی ایجاد می کند. چون دچار شدن به اینگونه بیماری، ناگزیر یا به انشقاق و تجزیه منجر میشود یا به  نا امیدی و یأس و گاه به ترورهای کورداخلی. دچار شدن افراد جماعت به این«بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» معمولا منتهی به پرگوئیهای بی اساس یا سوءظن نسبت به همدیگر و یا غالبا منجر به درگیرها و اختلافات غیر اصولی و از هم پاشیدگی سازمان شورا و جماعت می شود.

کسانی که به این «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» مبتلا شده اند در انتقادات خودشان مسائل اصلی وزیربنائی و اولویتهای اصلی جهاد و جماعت و شورا و حتی حکومت و «سه ابزار» را نادیده می گیرند، و توجه خودشان را فقط به مسائل فرعی و ریز درجه چندم محدود می کنند، و اگر بخواهند به تحلیل مسائلی بپردازن تحليل و ارزيابي آنها بیشتر شبیه تحلیل كوچه بازاري سبك سرانه ي مبتذل است، چرا؟ چون در این زمینه تخصص ندارند و تخصصشان در مسائل ریز، جزئی و دست چندم است که نیاز روز مسلمین نیست، و اولویت الان مسلمین نیست، و به درد الان مسلمین نمی خورد، و پاسخی برای سوال الان مسلمین نیست.

مسلمین الان می پرسند راهکار شما برای بیرون راندن اشغالگران کافر خارجی و مرتدین محلی چیست؟ این درجواب می گوید حکم فلان عالم در قرون گذشته مثل نووی و ابن حجر و غیره را می دانی؟ یا برای چه فلان شخص در قرون گذشته را کافر نمی دانی؟ مسلمین می پرسن چرا اینهمه تفرق به وجود آورده اید و باهم متحد نمی شوید در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با یهود مدینه و منافقین و مشرکینی چون خزاعه بر علیه مشرکین قریش متحد شد؟ این در جواب میگوید ما می خواهیم صفماون پاک و خالی از هر گونه آلودگی باشد و در نظر این برادران سیاست یا همه یا هیچ است و ناخواسته به روش قرآنی رسول الله هم ایراد می گیرند.

 انگار روایتهای آخر زمان آنها را دچار توهم و اشتباه کرده که دو جبهه وجود دارد:حَتَّى يَصِيرَ النَّاسُ إِلَى فُسْطَاطَيْنِ فُسْطَاطِ إِيمَانٍ لَا نِفَاقَ فِيهِ وَ فُسْطَاطِ نِفَاقٍ لَا إِيمَانَ فِيهِ. كار به جايي مي رسد كه تبديل به دو دسته مي شويد، دسته ي ايمان كه هيچ نفاقي در آن وجود ندارد، و گروه نفاق كه هيچ ايماني در ان وجود ندارد.

(ادامه دارد…….)