درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(85- قسمت)

مثلا نمی شود انتظار داشته باشیم که مردهای اکثرا بیمار و گرسنه و نامتعادل و نامیزان از نظر جنسی اطراف ما، رابطه ای سالم با زنهای مسلمان داشته باشند . اینها هنوز از لحاظ جنسی گرسنه اند و از گرسنگی جنسی رنج می برند، یک انسان به شدت گرسنه چگونه به مواد خوراکی نگاه می کند؟ بوی مواد خوراکی را چه طوری حس می کند؟ شکل و هیبت چیزهائی که شبیه خوراک هستند را چه طوری می بیند؟ زمانی که شما گرسنه هستید یک همبرگر را بسیار کوچکتر از اندازه ی واقعیش می بینید، یک کاسه آبگوشت را بسیار کمتر از اندازه ی واقعیش می بینید، اما زمانی که سیر باشید همان همبرگر یا همان کاسه خیلی بزرگ به نظرتان می رسد، حتی ممکن است چند لقمه ی کوچک هم برای شما بزرگ به نظر برسد.

بله، هم اکنون اکثر مردهای مسلمان در این حالت گرسنگی شدید جنسی هستند، و تا زمانی که این حالت گرسنگی شدید برطرف نشود نمی شود روش ارتباط اسلامی میان زن و مرد را تطبیق داد، زنها نمی توانند در میان چنین گرسنگان و نامتعادلها و نامیزانهائی انتظار داشته باشند که مثل بازار پایتخت مسلمین در زمان عمر بن خطاب رضی الله عنه رئیس بازار بشوند، یا مردان صحابه چه طوری با زنان صحابه برخورد می کردند مردان الان هم همانطوری باآنان برخورد کنند. نه، بدون در نظر گرفتن استثنائات چنین انتظاری از چنین مردانی یک توهم است.چرا؟ چون بر خلاف صحابه و تابعین و حتی قرنهای بعد مردهای امروزی مریض و به شدت گرسنه هستند، ابتدا باید مردها از کانال شرعی آن سیر بشوند، و از این مرحله ی جنسی عبور کنند، بعد انتظار داشته باشیم که مثل یک انسان سالم و متعادل برخورد کنند.

 طرف به شدت به مواد مخدر معتاد است تا زمان برطرف شدن این آلودگی نمی توانید از او انتظار داشته باشید که یک وظیفه را مثل انسانهای سالم انجام بدهد، باید ابتداء زمینه های ترک اعتیادش را فراهم کنید بعد که پاک شد آنوقت است که مثل یک انسان سالم از او انتظار دارید . جامعه ی مسلمین به انواع آلودگی های عقیدتی و رفتاری معتاد شده و ترک اعتیاد اینان در زمانی که مورد انواع تهاجمات مسلحانه و تبلیغاتی کفار متحد سکولار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده های بومی قرار گرفته اند بسیار مشکلتر و بسیار زمان برتر از ترک اعتیاد یک شخص به مواد مخدراست و باید به تدریج و قدم به قدم به جلو رفت.

 یا طرف افسرده ست یا ترسواست یا بدگمان است یا وسواس است یا بچه ست و شبها جایش را خیس می کند یا سایر مواردی که اصلاح آنها نیاز به زمان دارد و باید به صورت تدریجی و با فراهم شدن مقدماتی از این مرحله گذشت. کسانی که «زمانبر» بودن و «تدریجی» رد کردن این اختلالات را نمی پذیرند تنها خودشان را رنج نمی دهند بلکه زندگی را برای اطرافیانشان هم سخت و گاه غیرقابل تحمل می کنند و اجازه نمی دهند شخص مراحل تکاملش را طی کند و قصد دارند یک بچه ی شیر خواره را مجبور کنند که خودش را کثیف نکند و شیر دادن به اورا مشروط کنند به اینکه خودش را کثیف نکند .

این حالت بازدارنده و مخرب در میان شوراها و جماعتها و حکومتها به « تحکیم زودهنگام مراحل ثانوی شریعت» مشهوراست.  هدف اولیه و فوری تشکیل جامعه ی اسلامی پیاده کردن «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» یعنی از بین بردن گرسنگی و فراهم کردن رفاه عمومی با تهیه ی 5 نیاز اساسی یعنی خوراک و پوشاک و مسکن و بهداشت و آموزش برای همه و از بین بردن ترس و ایجاد امنیت و حفظ ستونهای اساسی جامعه (دین، جان، نسل،آبرو، عقل و مال و غیره)  برای تمامی انسانهای مسلمان و حتی کافریست که در این جامعه ی مسلمین به سر می برند، و تحکیم بقیه ی موارد شریعت، جزو مواردی هستند که نیاز به تدریج و وضع موجود انسانهائی دارد که به مرور زمان توسط نهادهای تحت پوشش حکومت اسلامی و شورای اولی الامر آن آمادگیهای لازم رابرای اجرائی کردن این احکام پیدا کرده اند .

 مثل زیارت قبور که به دلیل فراهم نبودن زمینه و مقدمات آن ابتدا نهی شد و سپس اجازه داده شد “كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيارَة القُبُورِ فَزُوروها”[1] دلیل این اجازه را هم بیان می کند مثلا می فرماید: «فَإِنَّ فِيهَا عِبْرَةً»[2] یا می فرماید: «فَإِنَّهُ يَرِقُّ الْقَلْبَ، وَتَدْمَعُ الْعَيْنَ، وَتُذَكِّرُ الآخِرَةَ، وَلا تَقُولُوا هَجْرًا»[3]می بینیم که با این همه فوایدی که در زیارت قبور وجود دارد رسول الله صلی الله علیه وسلم تا زمان فراهم شدن مقدماتش صبر می کند، و زمانی که زمینه های عقیدتی و روانی آن را فراهم می کند اجازه می دهد در این کار خیر شرکت کنند.

این درواقع درپیش گرفتن یک روش تدریجی اصلاحگری درجامعه است. این اصلاحات با آنکه در هنگام خودش آرزوی هر مسلمان مجاهدی هستند؛ اما انجام آنها در غیر زمان خودش، با وظایف جهادی و مبارزاتی مجاهدین به هیچ وجه سازگار نیستند، و حکم تخریب و بازدارنگی را دارند.

(ادامه دارد……)


[1]أخرجه الترمذي، أبواب الجنائز عن رسول الله -صلى الله عليه وسلم-، باب ما جاء في الرخصة في زيارة القبور، برقم (1054)، والنسائي، كتاب الأشربة، باب الإذن في شيء منها، برقم (5652)، وابن ماجه، أبواب الجنائز، باب ما جاء في زيارة قبور المشركين، برقم (1571)، وصححه الألباني في صحيح الجامع، برقم (2475).

[2]مسند الإمام أحمد (3/ 38) ومستدرك الحاكم (1/ 708) برقم 1426، وقال الحاكم: صحيح على شرط مسلم ووافقه الذهبي، قال الشيخ محمد ناصر الدين الألباني رحمه الله في أحكام الجنائز وبدعها، ص228: وهو كما قالا.

[3](1/ 711)فقد روى الحاكم في المستدرك من حديث أنس بن مالك رضي الله عنه وأصله في صحيح مسلمبرقم 1433، وقال محققوه: هو حديث حسن صحيح

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(84- قسمت)

مردم علاوه بر سکولاریستهای مرتد محلی احزاب به ظاهر اسلام گرای زیادی چون جماعت اسلامي كردستان عراق واتحاديه اسلامي كردستان عراق، حزب اسلامي عراق، جماعت رباني، دارودسته ی سياف و گروه حکمتیاردر افغانستان و دارودسته ی عبدالله نوری در تاجیکستان و دیگران در سوریه و یمن و صومالی و سایر سرزمینها را دیده اند که دست آخر ثمره آنهمه زحمات و خونهاي پايمال شده را دو دستي تقديم ديكتاتوري دین سكولاريسم و مرتدين محلي اش کرده اند و در يك چرخش عجيب تبديل به دوستاني برای ديكتاتوري دین سكولاريسم و دشمناني برعليه مجاهدین شریعت گرا و زير پا گذاشتن تمام خواست و آرزوهاي بر حق شرعی ملت و سرزمين تحت اشغال خودشان شده اند .

اين گونه شبهات و دودلي های این دسته از مسلمین را هر چند كه سالهاست جنبش بيداري اسلامي به رهبري شورای وحدت گراء عملاً در برخورد با اوضاع مختلف در موقعيت هاي مختلف پاسخ داده، اما باز بايد برای اطلاع این دسته از مسلمین از ميزان پايبندي اين جریان به اصول زير بنايي خواسته هاي بر حق مردم، كفر به طاغوت، ولاء و براء، تبعیت آگاهانه از رای واحد شورا به سمت و سوی وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی را به زبان روز عملاً اعلام کنند و از آن تخطي نکنند و با این روش شرعی انس بگیرند و جریان فراگیر مسلمین شریعت گرا را در مسير پيروزي حتمي اش بر جاهليت  و ديكتاتوري سكولاريستي مهاجم ياري برسانند و برشوكت روز افزون آن اضافه کنند. ما متناسب با نیازهای روزمان و متناسب با زمینهائی که برای کشت فراهم کردیم – یا فراهم هستند- بذرها را می کاریم و به پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم گفتارها و اعمالمان را قبل و بعد از كسب قدرت وحكومت تنظيم می کنیم و تصمیم گیری در این زمینه ها را به اجتهاد شورای واحد و اجماع واحد آن واگذار می کنیم .

کسی که عجله کند و متناسب با روز پیش نرود و امور مربوط به هر دوره را با هم قاطي کرده وتقديم وتاخيري درآنها به وجود بیاورد، بدون آنكه كوچكترين شكي به خودش راه بدهد باید بداند كه از مسير صحيح جهاد و حرکت آگاهانه به سمت و سوی هدف واحد لغزيده و در مسير ديگری قرار گرفته كه نياز به اصلاح وتجديد نظر دارد.

نکته ای که در توضیح تدریجی بودن حل اختلافات و حتی آلودگی های عقیدتی و رفتاری برادران و خواهرانمان لازم است به آن اشاره کنیم این است که باید به مرحله ای بودن حل مشکلات ، و مرحله ای بودن حل اختلافات، و علاوه بر این به مرحله ای اجراء کردن اصلاحات و تربیت معتقد بود . اگریک مسأله ی بزرگ یا کوچکی پیش آمد که فعلا روی آن اختلاف وجود دارد باید حل این مشکل یا اختلاف به زمانی واگذار بشود که شرایط را برای حل کردنش آماده و مهیا کرده ایم، و شرایط برای حل کردنش فراهم شده باشد، این یعنی مرحله ای پیش رفتن برای حل اختلافات و پیش بردن اصلاحات.

رسول الله صلی الله علیه وسلم چون زمان اصلاح بنای کعبه و بازسازی آن به همان شیوه ای که سیدنا ابراهیم ساخته بود نرسیده بود از این کار پرهیز می کند. ام المومنین عایشه رضی الله عنها در این زمینه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که : «أَلَمْ تَرَيْ أَنَّ قَوْمَكِ حِينَ بَنَوْا الْكَعْبَةَ اقْتَصَرُوا عَنْ قَوَاعِدِ إِبْرَاهِيمَ» فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَفَلَا تَرُدُّهَا عَلَى قَوَاعِدِ إِبْرَاهِيمَ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَوْلَا حِدْثَانُ قَوْمِكِ بِالْكُفْرِ لَفَعَلْتُ»[1]آيا نمي‌بيني قوم تو وقتي كعبه را بنا كردند، آن بناي ابراهيم را كوتاه گذاشتند. گفتم: آيا نمي‌خواهي به همان چارچوبي كه ابراهيم بنا كرده بود خانه خدا را به همان شیوه برگرداني؟ فرمود: اگر نبود كه قوم تو تازه از كفر بيرون آمده‌اند، انجامش مي‌دادم.

یا ام المومنین می فرماید: قَالَ لِي رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَوْلَا حَدَاثَةُ عَهْدِ قَوْمِكِ بِالْكُفْرِ لَنَقَضْتُ الْكَعْبَةَ، وَلَجَعَلْتُهَا عَلَى أَسَاسِ إِبْرَاهِيمَ، فَإِنَّ قُرَيْشًا حِينَ بَنَتِ الْبَيْتَ اسْتَقْصَرَتْ، وَلَجَعَلْتُ لَهَا خَلْفًا»[2]

روایتها با این مضمون زیاد هستند. در هر صورت رسول الله صلی الله علیه وسلم چون هنوز مقدمات و زمینه های این اصلاحات فراهم نشده بود، و زمانش نرسیده بود، و انجام این اصلاح پیامدهای بدتری در برداشت، و از بین بردن این منکر به منکر بزرگتری ختم می شد رسول الله صلی الله علیه وسلم از انجام آن تا فراهم شدن زمینه های اصلاح صرف نظر کرد، و دیدیم که در عمر مبارکشان هم موفق به انجام این اصلاحات درجه چندم نشدند.

در این زمینه ی تهیه ی مقدمات و فراهم شدن زمینه مناسب و رسیدن زمان مناسبش مثالها زیادند، مثلا نماز خواندن یک زن نیاز به مقدماتی دارد، مثل مردها در حالت طبیعیش باید وضو بگیرد، به سمت قبله بایستد و در شرایط ویژه زن در حالاتی قرار می گیرد که نمی تواند نماز بخواند چه رسد به سایر مواردش و تنها باید صبر کند تا زمان مناسبش برسد. این حالت جبریه و دست خود شخص نیست، اما مواردی هم پیش می آید که باز باید تا رفع شدن حالت اضطراری که پیش آمده است صبر کرد .

(ادامه دارد…….)


[1]صحيح البخاري – (4506) . صحيح مسلم – الحج (1333) . سنن الترمذي – الحج (875)  . سنن النسائي – مناسك الحج (2901)

[2]صحيح البخاري – العلم (126). صحيح مسلم – الحج (1333) سنن الترمذي – الحج (875)



درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

(83- قسمت)

در این صورت واضح است که «نه»ای که ما می گوییم همان «نه» مردم است. و «الا الله» و ایمان به تمام احکام الله ما و «بله» گفتن ما هم با «بله» گفتن همه ی مومنین یکی است، اما در امور اجتهادی حق نداریم تا تشکیل شورای اولی الامر واحد- حالا در سرزمین واحدی باشد یا متشکل از چند سرزمین و یا جهانی باشد- بیایم و رای فردی خودمان یا دارودسته ی کوچک خودمان را به جای رای واحد و اجماع واحد شورای عمومی ارائه بدهیم و باعث ایجاد اصطکاک و باعث به وجود آمدن تفرق و تجزیه در میان مسلمینی بشویم كه رهبريتشان را به عهده گرفته ايم.

در اينجا مسئله سازش، تنزل از ثواب يا وارد آمدن خدشه بر اصول توحيد، ولاء و براء، كفر به طاغوت و ایمان به الله نیست، بلكه برعكس، جلوگيري از سازش وتجزيه و گرایش به طاغوتها و یا کناره گیری نيرو هايي است كه، قدرت وشوكت ما را اضافه می کنند وسوخت جهاد همه ی مسلمین را در غلبه بر دشمن مهاجم  و رسيدن به هدف بزرگ تامين می کنند.

اگر ماهایی که تصمیم گرفتیم با حرکت آگاهانه در این مسیر وحدت بخش رهبریت مردم را به سمت و سوی هدف شرعی و مشترکمان به عهده بگیریم، و خودمان تولید کننده ی انحراف وساز شكاري با طاغوتها نشویم، و در عوض تصمیم داریم با بصیرت و هوشیاری خود تمام آنهايي كه به سكولار هاي کافر جهانی و مرتد محلی دل بسته اند را نجات بدهیم  وبه صف مسلمین بکشانیم، لازم است در هر امر اجتهادی منابع شرعی مان را از کانال شورای واحد و از طریق اجتهاد واحد آن بگیریم، و با شورای واحدمان از کانالی یکی از«3 ابزارها» از وحدتمان محافظت کنیم .

 تنها در این صورت است که منافقین و سکولارزده ها و احزاب منحرف سازشکار با دین سکولاریسم و جاهلیت حاکم هم، شانسي برای دلسرد کردن مردم ازجهاد و وحدت، و شانسی برای فريب دادن آنها، وجدا كردنشان از وحدت آگاهانه و هدفمند مسلمین از کانال «3 ابزارها» ندارند. با بصیرت هم مسیران ماست که بر همگان مشخص می شود آن منافقین و سکولارزده هائی كه در اين گيرودار با سكولاريستهاي کافر جهانی و سکولاریستهای مرتد محلی می مانند، هرگز ضد سكولارنبوده و خواهان تطبیق قانون شریعت الله نیستند، بلكه شركاي سکولاریستها در تحميل قوانین کفری و در تحمیل فقر وترس و نا امنی وفحشاء و کشت و کشتار و ویرانی و تسلط  دشمنان بر مردم اند.

وجود همین منافقین و سکولارزده ها که با شعارهای شبه اسلامی زود رس و پرستش حزب گرائی به جای وحدت گرائی و گرایش به شورای واحد اسلامی، در نهایت همچون سکولاریستهای مرتد محلی در مسیر اهداف کفار اشغالگر و سکولار خارجی قرار گرفته اند، نوعی عدم اعتماد و اطمینان را در میان عده از مسلمین ناظر به وجود آورده است .

این دسته از مسلمین به این احزاب منجمند غیر وحدت گرا اطمینان و اعتماد ندارند نه به اسلام واحكام اسلامي، برای همین است ضمن اعتماد و اعتقاد کامل به قوانین شریعت الله اکثرا نظاره گر شده اند. البته در این بین عده ای از جماعتهای مطلق گرا و كم تجربه و برادران نامتعادل و نامیزان ما هم به این فاصله گیری و تماشاگر بودن مسلمین دامن زده اند، و رسانه های دروغگو و دروغساز هم با برجسته کردن و بزرگ نشان دادن این بیماری به این عدم اطمینان و فاصله گیری دامن زده اند .

مسلمینی که در دام تبلیغات این کفار سکولار جهانی و سکولارهای مرتد محلی و منافقین بومی قرار گرفته اند و نمی توانند واقعیتهای جریان وحدت گرای آگاهانه، هدفمند و حرکتی بودن ما را ببینند  از اين امر بيم دارند كه ماهم نتوانیم اين سیر مبارزاتي را رهبري کنیم وپس از انهدام ديكتاتوري سكولاريستی مهاجم و بیرون راندن مرتدین محلی و خنثی شدن فعالیت منافقین، نتوانیم قدرت وحكومت را به سمت اسلامی آن هدایت کنیم و مجری احکام شریعت الله بشویم .

این دسته از مسلمین هم مثل سایر مسلمین در صداقت، اخلاص وتا سرحد جان مبارزه كردن برادران ما شكي ندارند. اما دودل اند كه، آيا ما واقعا در همان مسیر شورا و اجماع واحد درحرکت هستیم؟ یا امكانش نیست بعد از در دست گرفتن قدرت شورا را بندازیم دور و اجتهاد خاص خودمان را بر اجتهاد و مذهب آنها تحمیل کنیم؟ علاوه بر آن این دسته از مسلمین در شک هستند كه آيا ما هم همان احزاب منتسب به اخوان المفسدین شاخه ی انحرافی جریان اخوان المسلمین یا سلفی های فاسد آل سعود نيستيم كه در پايان مثل سكولارهاي مرتد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی از در سازش در آمده وتمام زحمات مردم را به باد دهيم، وباز در همان دايره ی  تنگ ديكتاتوري دین سكولاريسم ،اميد اجرائي شدن احكام الهي و ازميان رفتن فقر وترس وايجاد رفاه وامنيت به خيالي دست نيافتني مبدل بشود، و دهها شک و شبهه ی دیگر.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(82- قسمت)

داروهای جامعه متناسب با وضع موجود آن جامعه و نیازهای روز آن جامعه ارائه می شوند، و ممکن است که در راه رسیدن به هدف بزرگ، جنبش مجبور بشود در مراحلی از بیان بعضی از احکام شریعت الله هم خود داری کند، و مثل امام احمد بن حنبل رحمه الله در حدیث عرنیین چنین تشخیص بدهد که در این مرحله گذار هیچ نیازی به بیان آن نیست، وممکن است حتی در صورت بیان وباز شدن فعالیتهای تئوریک و یا عملی در این زمینه، بعنوان بازدارنده ای هم عمل کند، ودر مسیر مبارزه خلل وارد کند، وسد بشود.

از حدیث ام المومنین عایشه رضی الله عنها به صورت واضح روشن می شود که قبل از آموزش ایمان، ارائه و تطبیق احکامی چون شرابخوري و زنا كاري و غیره می توانست بازدارنده باشد. برای همین است می بینیم مسلمينی كه در اين دوران فوت كردند اصولاً نمي دانستند كه چنين احكامي هم وجود دارند، و برای هیچ کدام از ياران رسول الله صلي اله عليه وسلم هم تصور چنين احكام وقوانينی قابل تصور نبود.

ظاهر قضیه نشان می دهد که الله تعالي لازم هم نمي ديد كه قبل از مرحله و زمان خاص عملي شدن احكامش ، آنها را هم به صورت لفظي و تئوريك بيان کند، برای همین است که قرآن را یکجا و مثل یک کتاب بر مردم نازل نمی کند، بلكه حتي بيان ونازل کردن آيات مربوط به آنها را هم، به زمان ومكان خاص خودش موكول می کند. زمانی که ایمان آموزش داده می شود کل آیات مختص مومنین با«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»شروع می شود و بعد از ایجاد و آموزش ایمان است که شخص را مخاطب احکامش قرار می دهد.

و اگر کسی فقط مسلمان شده باشداما به درجه ی مومنین نرسیده باشد و ادعای مومن بودن بکند الله به صراحت اعلام می کند : قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ۖ (حجرات/14)عربها می‌گویند: ایمان آورده‌ایم. بگو: شما ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگوئید: تسلیم و مسلمان شده‌ایم. چرا که ایمان هنوز به دلهایتان راه نیافته است.

برای همین است كه، متناسب با آنچه كه وضعيت موجود جنبش تكاملي ازما مي خواهد، اگر كسي از ما بپرسد كه برنامه شما برای چگونگی تطبیق «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ ، آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» یا برنامه ی شما برای چگونگی تطبیق «وَأَمْرُهُمْ شُورىبَيْنَهُمْ» و «إِذا حَکَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» در آینده چیست؟ اگر ما ضمن ایمان به کلیات این احکام برای تطبیق جزئیات این احکام متناسب با نیاز روز، و وضع موجود، و میزان پیشرفت انسانها در آینده، در جواب بگوئيم كه ما فعلا چنين برنامه ای در اختيار نداريم وروز خودش همه چيز مشخص می شود، و از هر گونه اقدامات عجولانه و شعار دهی احساساتی، و ارائه ی احکام نارس و نابجا خود داری کردیم، شايد بتوانیم به خودمان بگوییم که ما در مسير جهاد و مبارزه مولد صدمه به این جریان مبارک نشدیم، و يكي از اصول اساسي آن را برای رسیدن به هدف رعايت کرده ایم.

چنانچه عرض شد این به این معنی نیست که ما نباید احکام خاص خودمان را داشته باشیم. ما اینان را داریم و خوبش هم داریم . درقرآن و سنت صحیح این احکام قرنها پیش ثبت شدند و به عنوان قانون اساسی ما در معرض دید و در اختیار دوست و دشمن قرار دارند، بلكه در اینجا هدف سخن این است که بايد با برنامه ريزي دقيق، متناسب با هر زمان و مکانی كه كوچكترين فرصت مناسبي برای كسب قدرت ایمانی و دنیویِ متناسبِ با تطبیقِ شرعیِ به روز آن حكم  بوجود آمده است، ما در همان موقعیت زمانی و مکانی، و متناسب با ابزارهای آن زمان، این حکم را تطبیق بدهیم و اجراش کنیم.

مخالفین ما هم فهمیده اند که مسلمین قوانین خاص خودشان را دارند و برای تطبیق آن هم توانائی های خاص خودشان را دارند و بدون شک شایستگی و توان در دست گرفتن قدرت حکومتی را دارند، پس مشکل بر سر وجود این قوانین منسجم نیست؛ بلکه منظور این است که تطبیق این احکام اجتهادی باید متناسب با وضع و موقعیت زمانی خودش در آینده باشد، و هم اکنون که مذاهب و تفاسیر مختلف و متعدد و امتهای کوچک متعدد، و جماعتهای کوچک متعدد، و شوراهای کوچک متعددی به وجود آمدند، و هنوز در یک سرزمین مشخص یک امت واحد و یک اجماع واحد و یک جماعت واحدی از طریق یک شورای واحدی به وجود نیامده است تا در مورد تطبیق حکم خاصی رای واحد و اجتهاد واحد خودش را متناسب با وضع موجود آن زمان ارائه بدهد، تا آن زمان گفتن و ارائه ی برداشتهای زود رس در غير زمان وفصل مناسبش، تلاش بي فايده ای است که اصلاً به درد دوره انقلابي تا قبل از كسب قدرت وتشكيل حكومت نمي خورد. ما الان باید آگاهانه و هدفمند تنها با تكيه اساسي بر مشتركات و محافظت از وفادار ماندن و ايستادگي بر حركت عمومی به سوی هدف در مسيرصحيحش به سمت پیروزی نهائی، برنامه ریزی کنیم .

زمانی که شخص در همان دوران آموزش ایمانش «لا اله» را بر زبان می آورد و كفر به طاغوت می کند یعنی در وضع موجود می گوید: من زیر بار هیچ حکمی غیر از حکم الله نمی روم، قوانین دین سکولاریسم را زیر پام می گزارم، من از دین سکولاریسم نه کمونیسمش را می خواهم نه لیبرالیسمش را، من زير بار احكام سوسيال دمكراتها هم نمی روم، من اجازه نمي دهم كه احكام سكولاريستي به جاي احكام الهی بر خانواده ام اجرا بشود، من نمي گذارم كه در پناه قوانین سکولاریستی و در پناه قدرت حکومت سکولاریستی خواهرم، زنم و دخترم تلف بشوند، من زير بار فقر وفحشاء نمي روم، من ترس ونا امني را در تمام پايه هاي زندگيم نمي خواهم، من زير بار نسبيت اخلاقي سكولاريستي مرتدین نمي روم، من تحت شعارهای فریبنده ی «آزادی کفر» یا همان بی بندوباری فکری و شخصی اجازه ی کفر گوئی و توهین به الله و رسول و قوانین شریعت الله و آیات الله را نمی دهم،  و دهها مورد دیگر که شخص مسلمان با گفتن همان لا اله و کفر به طاغوتش هیچ قانون جاهلی را در هيچ شكل وقيافه اي نمي پذيرد.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(81- قسمت)

علاوه بر آن برای  اینکه قلبمان آرام بشود و از هر گونه کینه و نفرتی نسبت به خواهران و برادران مسلمانمان خالی بشود و به جایش مَوَدَّةً وپایبند بودن به اخوه و اذله و … جا بگیرد برایشان دعای خیر می کنیم و پس از بازگشت از گفتگوی با الله برایشان سلامتی و آسایش و امنیت را به ارمغان می آوریم.

بله، ما هر روز بطور واجب 17 بار مي گوئیم «اهدنا الصراط المستقيم» و 9 بار «السلام علينا» و «السلام علي عبادالله الصالحين» را بر زبان می آوریم و با تكرار حداقل 17 بار اقرار به توحيد در 5 نوبت مشخص و معين آنهم با اجبار به تكرار و عمل به آن در مسجد به همراه «جمع» و دوري از تفرق و پراكندگي و تكروي، همین خودش بيانگر زيباترين و عيني ترين و گويا ترين شكل دعوت به اتحاد ميان مسلمين و مؤمنين جهان، و تاكيد بر توحيد و پيروي مطلق از «قانون شریعت الله» است.

هدف ما رضایت الله از طریق تبعیت از قوانین شریعت الله برای بازگرداندن حکومت اسلامی است، و این هدف بسیار متعالی و ارزشمند است، همین هدفدار بودن بزرگترین محرک متحد شدن ماست، چون رسیدن به این هدف سنگینتر از آنی است که افراد متفرق یا حتی جماعتهای متفرق ازعهده ی آن برآیند. و ما برای رسیدن به این هدف بزرگ، کارآمدترین و اساسی ترین و مطمئن ترین وسیله یعنی شورا از کانال سه ابزار را در اختیار داریم .

البته اجماع واحد شورا از کانال این «سه ابزار» تنها زیر مجموعه های این ابزارها را شامل می شود. علاوه بر این در این مسیر و حتی در زمان تشکیل بدیل اضطراری حکومت اسلامی کسی نمی تواند نقش اجماع واحد را بازی کند و حق ندارد برداشت و تفسیر خودش را بر دیگران تحمیل کند. بلکه با رعایت اسلوب صحیح « أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و رعایت صحیح « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌفَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ » به بهترین شیوه ی ممکن تنها به تبلیغ رای خودش اقدام کند، و به اصل اختیار و آزادی و تساوی حقوق شرعی دیگر مسلمین اهل قبله احترام بگذارد، و هرگز فراموش نکند که اگر نابود کردن منکر کوچکی باعث جایگزینی منکر بزرگتری بشود باید تا زمان فراهم شدن اسباب و لوازم شرعی آن منکر در حین مبارزه صبر کرد. 

بعضی از منکرات را شخص می تواند از بین ببرد، بعضی از منکرات توسط حلف و سندیکا از بین می روند، بعضی از منکرها هم از طریق جماعت و حزب از بین می روند و بسیاری از منکرها هم هستند که تنها و تنها از طریق حکومت اسلامی از بین می روند و تا رسیدن به این مرحله هر فعالیتی که منجر به بدترین منکر یعنی شرک تفرق بشود در واقع جایگزین کردن یک منکر بدتر به جای یک منکر بداست .جایگزینی منکر بزرگتر به جای منکر کوچکتراست.

نبود قدرت حکومت اسلامی که تنها از طریق وحدت و پرهیز از تفرق دوباره به دست می آید غم و بلای بزرگی است که باعث می شوند بلاها وغمهای کوچک فراموش بشوند یا لا اقل زیاد به آنها اهمیت نداد: اين چنين بود «غما بغم» ‌قرآن: فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلَا تَحْزَنُوا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا مَا أَصَابَكُمْ (آل عمران/153)

غمِ بزرگِ الانِ ما نبود حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و حتی نبود یک حکومت بدیل اضطراری اسلامی در اکثریت قاطع سرزمینهای مسلمان نشین و حتی بدتر از آن نبود یک مجلس شورای واحد مجاهدین دراین سرزمینها به دلیل عذاب تفرقه که علاوه بر دوام فقر و نا امنی و تسلط طاغوتهای محلی بر مسلمین باعث طمع و تسلط سایر کفار خارجی بر مسلمین شدهاست. برای از بین بردن این تفرقی که ناشی از اختلاف در برداشتها و تفاسیر مختلف است، و برای محافظت از وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی از کانال یکی از «سه ابزار»، لازم است به «زمان بر» بودن حل این اختلافات و حتی «زمان بر» بودن پیاده کردن اصلاحات عقیدتی و رفتاری در میان مسلمین معتقد بود.

می دانیم که بعد از آموزش ایمان که جوهره ی رسالت تمام انبیاء بوده است «وَلَقَد بَعَثنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ» و لا اله – الا الله از کانال پیامبر آن عصر، سایر احکام به صورت تدریجی از پیامبری به پیامبر دیگر در حال تکامل بوده است و اندک اندک بر ملتهای گذشته ارائه شده اند تا اینکه به عصر پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم می رسیم که به تکامل خودش می رسد.

زماني كه سیر احکام درحیات رسول الله صلي الله عليه وسلم هم مي خواست به تكامل خودش برسد، باز به صورت تدريجي و در مدت 23 سال دوره خودش راتکمیل كرد، یعنی برای یک بدن مریض و یک جامعه ی مریض که برای درمان خودش الله را به عنوان صاحب دستور و امر، و قانون شریعت الله را به عنوان نسخه و دارو برای درمان خودش پذیرفته است، و به این مسیر ایمان دارد، داروها را بایستی در مدت مثلا دوهفته یا چند ماه و حتی تا آخر عمر در زمانهای مشخصی مصرف کرد، و نمی شود همه ی داروها را یکجا مصرف کرد . 

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (80- قسمت)   

در این مسیر ناهموار و متناوب رشد آگاهیهای عقیدتی و مبارزاتی روز، مسیر رشد آگاهی عقیدتی و مبارزاتی مسلمین، هر طیفی از مسلمین می تواند و باید متناسب با وسعتی که الله به او داده و متناسب با تجربیاتی که کسب کرده و دانشی که دارد  برداشت متفاوتی از جهاد و مبارزات روز داشته باشد، اما در چند دهه ی گذشته ما شاهد یک ناپختگی و اتفاقات ناگواری در میان جماعتها و شوراهای مختلف در عدم درک این واقعیت طبیعی بوده ایم .

این برادران ناپخته ی ما سعی می کنند که با تفکرات تمامیت خواهی که دارند درک و فهم خودشان را بر دیگران تحمیل کنند، و دیگران را بین دو راهی قرار می دادند، و مجبورشان می کردند یا نظرات خودشان را رد کنند یا از شورای کوچک و جماعت کوچک و امت کوچکشان بزنند بیرون . 

شخص مسلمان که آزادیش مصادره می شود و نمی تواند بر اساس آنچه هست حرف بزند و عمل کند و به پیش برود و اگر اشتباهی کرد به سبک اسلامی اصلاح بشود و اینهمه محدودیت را جلوی پایش می بیند، خواسته و یا ناخواسته، در خطر خود سانسوری مداوم و در نهایت در خطر مسخ شدگی و ایستایی و عدم شکوفایی، و در اکثر موارد، در معرض بیماری مهلک حذف گرائی و تصفیه ی کور داخلی یا انشقاق و تفرق قرار می گیرد.

این قید و بندهای تحمیلی نامنطبق بر حالات طبیعی مسلمین، آن چنان فشارهایی را بر عضو خود سانسورگر و یا مسخ شده وارد می کند که عاقبت در مواردی عضو این گونه سازمان ها و جماعت ها، برای ابراز آزادانه ی نظراتش، خودش را ناچار به «قیام» در مقابل رهبریت سازمان و جماعت می بیند و به سمت و سوی تفرق هل داده می شود  .این امور مسائلی مربوط به امنیت و سیاستگذاریهای کلانی نیست که مختص به شورا و اجماع واحد آن باشد، و تنها اجماع اولی الامر بتواند واقعیت را استنباط کند و تبعیت از آن واجب باشد : وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ(نساء/83) بلکه اموری کاملا رفتاری شخصی و حتی عقیدتی هستند که شخص باید بدون تقلید از دیگران آنها را به صورت تدریجی و با گذر از اشتباه و خطاء طی کند، و این حق خودش است که این مسیر تکاملی را آزادانه و در چارچوب شرعیش طی کند و به پیش برود، این حقی است که آن «سه ابزار» باید به هم مسیرانشان برگرداندن که جاهلیت ازآنان دزدیده بود . 

زمانی که این حق به شخص بازمی گردد این شخص متوجه می شود اصلا نیازی به کناره گیری و تفرقی نیست که در نهایت به خورد شدن خودش و سستی و از بین رفتن ابهت و قدرت «همه» ختم می شود، بلکه دروازه ای برای رشد و تقویت ایمانش، و دروازه ای برای رشد روز افزون و تدریجی اندیشه ها و نظریات مفیدش با حفظ ابهت و قدرت جماعتی اش به صورت نامحدود برایش باز گذاشته شده است، و کسی مانع ترقی و پیشرفت او و جماعت واحد مسلمین نیست، و روز به روز در خودش و جماعتش احساس شکوفایی و ترقی و به روز بودن می کند، و بر قدرت جماعت که همان وحدت و انسجام و یکپارچگی آن اضافه می شود.

تنها از کانال این «سه ابزار» است که چنان فضای بازی به وجود می آید که هم در آن تمرکز فرماندهی و وحدت دستور وجود دارد هم شوری، هم انضباط وجود دارد هم آزادی، هم وحدت اراده وجود دارد هم راحتی خیال و خلاقیت فردی.

این همان وظیفه ی آشکاری است که اسلام برای رشد فرد و جماعت مسلمین، خودش را متعهد به پیاده و زمینی کردن آن کرده است، این هم مهر تأئیدی است بر این که این جامعه ی اسلامی هرگز ساکن و بی تحرک نیست بلکه همیشه در حرکت و شکوفایی است، و مهمتر اینکه هرگز گمراه و سرگردان نمی شود. چرا؟ چون امت و جماعت واحدی که از کانال یکی از این «سه ابزار» شکل گرفته هرگز گمراه نمی شود، این را الله ضمانت کرده و رسول الله صلی الله علیه وسلم به صراحت بیانش کرده است :سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَايَجْمَعَأُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا.

امت واحد و جماعت واحدی که از طریق شورای واحد اولی الامری که از کانال یکی از سه ابزارها به وجود آمده است تمام تفاسیر مختلف را با رعایت تساوی حقوق در خودش جای می دهد . در این شورا مذاهب سنتی، و حتی معاصر هم، مثل سلفیت و اخوانی گری و مکتب قرانی بودن و غیره  ممکن است سالهای سال به حیات خودشان ادامه بدهند، حیات اینان تضادی با ارائه ی رای واحد و اجماع واحد توسط شورا و تبعیت مسلمین از این رای واحد ندارد.  وجود آرای مختلف در شورا و ارائه ی آراء مختلف در شورا عامل حرکت و مانع سکون و گندیدگی این آب حیات بخش می شود، و با پایبند بودن به رای واحد شورا این آراء مختلف در داخل شورا باعث و عامل گریز از شورا و وحدت نمی شود بلکه سبب تقویت و استحکام شورا و وحدت می شود .

ما برای حفظ این وحدت بالاجبار روزانه چندین بار در نمازمان تعهد می دهیم که تابع مطلق قانون شریعت الله بشویم که یکی از مهمترین قوانین شریعت الله وحدت و پایبند بودن به او است. إِیَّاکَ نَعْبُدُ یعنیهمه ی عبادتهایم فقط و فقط برای الله باشد که می شود همان معنی :قُلْإِنَّ صَلاَتِيوَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ* لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ(انعام/162-163)

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(79- قسمت)

حالا باید ببینیم که این«سه ابزار و سه کانال اساسی» چه طوری باید این مراحل تدریجی را درک کنند و حق تدریجی حرکت کردن شخص مسلمان رابه او برگردانند؟

زمانی که مسلمین ایمان را یاد می گیرند و خودشان را شایسته ی خطاب قرآنی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» قرار می دهند یادگیری تمام احکام قرآنی نیاز به زمان و  میزان پیشرفت شخص در ساختن تعادل میان یادگیری آیات قرآن با عملش دارد، روایتهای مختلفی اشاره دارند به اینکه اصحاب بیشتر از 10 آیه را نمی گرفتند، و زمانی که در معنی این 10 آیه تدبر می کردند و یادش می گرفتند و آن را تبدیل می کردند به عمل، بعد از تطبیق این آیات بود که می رفتند سراغ 10 آیه ی دیگر . به این شیوه هم علم را یاد می گرفتند هم عمل را . 

  • عن ابن مسعود، قال: «كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا إِذَا تَعَلَّمَعَشْرَ آيَاتٍ ، لَمْ يُجَاوِزْهُنَّحَتَّى يَعْرِفَ مَعَانِيَهُنَّوَالْعَمَلَ بِهِنَّ»[1]
  • حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُضَيْلٍ، عَنْ عَطَاءٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْ كَانَ يُقْرِئُنَا مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ،:  أَنَّهُمْ كَانُوا ” يَقْتَرِئُونَ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَشْرَ آيَاتٍ “، فَلَا يَأْخُذُونَ فِي الْعَشْرِ الْأُخْرَى حَتَّى يَعْلَمُوا مَا فِي هَذِهِ مِنَ الْعِلْمِ وَالْعَمَلِ، قَالُوا: فَعَلِمْنَا الْعِلْمَ وَالْعَمَلَ[2]
  • إِنَّمَا أَخَذْنَا الْقُرْآنَ عَنْ قَوْمٍ أَخْبَرُونَا أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا تَعَلَّمُوا عَشْرَ آيَاتٍ لَمْ يُجَاوِزُوهُنَّ إِلَى الْعَشْرِالْأُخِرِ حَتَّى يَعْلَمُوا مَا فِيهِنَّ مِنَ الْعَمَلِ، قَالَ: فَتَعَلَّمْنَا الْعِلْمَ وَالْعَمَلَ جَمِيعًا (وفي رواية: كنا إذا تعلمنا العشر من القرآن لم نتعلم العشرالتي بعدها حتى نتعلم حلالها وحرامها وأمرها ونهيها) وَإنَّهُ سَيَرِثُ الْقُرْآنَ بَعْدَنَا قَوْمٌ يَشْرَبُونَهُ شُرْبَ الْمَاءِ لَا يُجَاوِزُ هَذَا، وَأَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى حَنَكِهِ[3]

برقرار کردن تعادل بین یادگیری ها و تبدیل کردن این علم به عمل بدون شک هم زمانبراست و هم ممکن است از شخصی به شخص دیگری در نوسان باشد، و قطعا در این زمینه همه ی مسلمین در یک سطح نیستند. علاوه بر این هر شخصی همچنانکه دوران رشد و بلوغ را باید طی کند و باید این مسیر را برود برای همین هرگز این حرکت تمامی ندارد، اگر امروز یک برادر یا خواهر این دوره را تمام می کند فردا و پس فردا و فراداهای دیگر این مسیر باید توسط خواهر برادرای کوچکترش یا فرزندان اینان و سایر مسلمین طی بشود . پس این جریان همیشگی است و اجازه نمی دهد این آب راکد بماند و بگندد .

علاوه بر این چون یادگیری قرآن به دلیل سهل بودن الفاظش و سهل بودن معنایش خیلی آسان است: وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ(قمر/ 17) به تحقیق، قرآن را برای یاد کردن آسان نموده ایم، آیا ذکر کننده ای هست؟. آنی که مشکل است عمل کردن به آن است تا اینکه شخص خودش را مخاطب آیاتی قرار ندهد که تهدید آمیزند:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ *كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ*إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ(صف/2-4)ای مؤمنان ! چرا سخنی ( به دیگران ) می‌گوئید که خودتان برابر آن عمل نمی‌کنید؟‏ اگر سخنی را بگوئید و خودتان برابر آن عمل نکنید، موجب خشم عظیم خدا می‌گردد.‏ خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی می‌رزمند، انگار دیوار سربی بزرگی هستند .‏ بر روی «لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ» و «الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ» کمی مکث کنید و با کمی تدبر و تعقل بر سخنان جماعتهای مسلحی فکر کنید[4] که دم از وحدت می زنند اما اعمالشان کاملا بر خلاف گفته ها و ادعاهایشان است.

در هر صورت، آگاهی های درجه سومی هم وجود دارند که به دانشهای جهادی و مبارزاتی روز شناخته شده اند که کلا تابع عملکرد هدفمند منابع شرعی از طریق شورای روز هستند و از طریق تجارب روز به وجود می آیند . در اینجا واضح است که مسلمین در یک درجه نیستند، و قطعا دارای درجات مختلف و متفاوتی از علم و تجربه هستند، و نیاز به یک بدنه ی تشکیلات و تنظیماتی هماهنگ کننده دارند که یکی از«سه ابزار» خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس شورای مجاهدین این وظیفه را بر عهده می گیرد.

(ادامه دارد…….)


[1] أثر صحيح: رواه ابن جرير الطبري في تفسيره، وأشار إلى صحته ،

[2] مسند الإمام أحمد بن حنبل ج5/ص410

[3] صحيح مروي عن عطاء بن السائب عن أبي عبد الرحمن السلمي: رواه الفريابي في “فضائل القرآن”، وأبو الفضل الرازي في ” فضائل القرآن وتلاوته”، وابن سعد في “الطبقات”، وابن وضاح في “البدع والنهي عنها”كلهم من طريق حماد بن زيد. ورواه عبد الرزاق في المصنف ومن طريقه المستغفري في “فضائل القرآن”. وراه الطحاوي أيضا من طريقي سفيان الثوري وهمام بن يحيى.
وهؤلاء روواعن عطاء قبل أن يختلط.ورواه أحمد، وابن أبي شيبة في “المصنف” وفي “المسند”، والمستغفري في “فضائل القرآن”، من طريق محمد بن فضيل. ورواه الطحاوي في”شرح مشكل الآثار”، والحاكم في “المستدرك”، والبيهقي في”شعب الإيمان” و”السنن الكبرى”، من طريق شريك بن عبد الله.وراه الطبري في “جامع البيان” من طريق جرير بن عبد الحميد.

[4] چون اینها را در مسیر فرقه ی ناجیه می دانم و مسیر فعالیت گروههای به اصطلاح سیاسی به ظاهر اسلام گرای موجود در نظامهای کفری سکولاریستی سرزمینهای مسلمان شنین ربطی به ما ندارد .

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(78- قسمت)

  یکی دیگر ازپیش شرطهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی  «رعایت مراحل تدریجی بیان و اجرای اصلاحات ثانویه ی شریعت» است.

زمانی که الله تعالی امر می کند آموزش ایمان و یادگیری ایمان و عقیده هم باید از روی علم باشد چه رسد به سایر امور: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ (قتال/19) و امر می کند:وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا(اسراء/36) در این صورت تنها ابزار رسیدن به این هدف هم تعقل، تفکر و تدبر به عنوان ابتدائی ترین حقوق هر انسانی است که باید به واسیطه ی این ابزار به چنان علمی رسید که الله دستورش را داده است .

 حالا جامعه ی جاهلی از یکطرف این حق تفکر و تعقل و تدبر را از شخص گرفته و مصادره اش کرده است و از طرف دیگر الله تعالی هم در آیات مختلفی به کرات می فرماید این آیات را نشانت دادم و این سفارشات را به شما کردم تا: وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(بقره/73)قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿آل عمران/ ١١٨﴾ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (أنعام/ ١٥١﴾ و به دنبال آن است که در جاهای مختلفی می پرسد: أَفَلَا تَعْقِلُونَ؟؛ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ؟؛أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ؟؛ أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟

شخص چه پاسخی برای این سوالات الله تعالی دارد در حالی که جامعه ی جاهلی تمام راههای تفکر و تعقل و تدبر و یادگیری و رسیدن به علم شرعی رابرآن بسته است، و بسیاری از چیزهائی را که الله ازاوخواسته رابرایش تابو و ممنوع کرده است، و اجازه نمی دهد شخص  با عقل و تفکر و تدبر به سمت علم حرکت کند و تغییر و تحولات خواسته شده است را در خودش به وجود بیاورد .؟!

قدرت اندیشیدن و تفکر و تدبر، آن چیزی است که از شخص مسلمان دزدیده شده است و باید به او برگردانده بشود، و زمانی که این قدرت را به او برگرداندی باید زمینه ی رشد و حرکت به سمت جلو و ترقی را هم برایش فراهم کنی، و بپذیری که حرکت در مسیر کسب علم و حرکت در مسیر تقویت ایمان بدون شک به صورت تدریجی و زمانبر و اکثرا آمیخته با خطاء و اشتباه است.

باید هر جا شریعت اجازه ی پرسیدن داده است، شخص بتواند بپرسد چرا؟ و اگربا قلبش بر داده های ذهن و حواسش تعقل کرد «لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا» و با قلبش به تفقه مورد نیاز رسید و جزو :«لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا» نبود، و توانست این همکاری مخلصانه ی میان ذهن و قلب را سروسامان بدهد، درواقع کلید باز کردن تمام قفلهایی که باید باز بشوند را به دست آورده است .

امروزه جاهلیت سکولار با پروبال دادن به منافقین و سکولار زده ها و الرویبضه و علمای سوء والائِمَّهَ الْمُضِلِّینَو دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَاین کلید را از مسلمین گرفته است، و راههای پیروزی و رشد را بر مسلمین سد کرده، و آنان را عادت داده که شنونده باشند و خودشان نگردند دنبال چیزی، بلکه به صورت تر و تمیز و بسته بندی شده منتظر«جواب» آماده شده توسط آنها و لقمه های آماده ی آنها باشند و همه مصرف کننده ی تولیدات عقیدتی و فکر آنها باشند. اینطوری از درون آنها را به بند می کشند، و آزادی را ازآنها می گیرند، و بر آن قفل می زنند، و کلید این قفل هم نزد خودشان نگه می دارند و اجازه نمی دهند به این ذهن و دل اسیر و زندانی کسی بدون اجازه ی آنها سر بزند. در اینجا اشکال و عیب عمده ی این قلبهای برده و اسیر در ندانستن نیست، بلکه در اشتباه دانستن است .

  حالا در برابر این اشتباه دانستن سه طبقه ی خاص به وجود می آیند، عده ای که همینطوری با این اشتباهات ادامه می دهند و به پیش می روند و حتی در برابر درستش هم واکنش منفی نشان می دهند، عده ای دیگر می دانند اینها اشتباه و فاسد است،اما جاهلانه و بدون مراجعه به درستش در برابر اسلام صف ارائی می کنند که اغلب با پشتوانه ی شبهات منافقین و سکولار زده ها به پیش می روند،  و دسته ی سوم برادران و خواهران زیادی هستند که یا اصلاح شده اند یا با همین اشتباه دانستن به یکی از «سه ابزار حرکت آگاهانه و هدفمند» ملحق شده اند که نیاز دارند دوباره قدرت تعقل و تفکر و تدبر دزدیده شده است به آنها برگردانده بشود، و به صورت تدریجی و دلسوزانه در شتشوی آلودگیهای عقیدتی و رفتاری آنها با آنان همکاری بشود، و درتصفیه خانه ی شریعت الله ناخالصی هایشان برطرف بشود، و در مسیر رشد طبیعی که الله برایشان در نظر گرفته قرار بگیرند.  

 این برادران و خواهران در حال ترقی و پیشرفت ما همچون خود ما نیاز به رقیب ندارند، نیاز ندارند که با وجود اینهمه کافر پنهان و آشکار داخلی و خارجی هم مسیراش هم مثل یک رقیب با او برخورد کنند که هدفشان از گفتگو تنها مخالفت با او، جبهه گیری در برابر او، طفره رفتن، این شاخ و آن شاخ پریدن  و شکست دادن او است، نه روشن ساختن دلسوزانه و خیر رساندن به او .  

  ایستادن و تماشا کردن و سکوت ما در برابر چنین برخورداتی در واقع سازش و مرگ اهداف و آزادیهای ما است. این برادر و خواهر ما چقدر به محافظت و دفاع از تفکر و تعقل و تدبرش نیاز دارد ما هم به همان میزان به چنین دفاعی نیاز داریم، و نظاره گر بودن و سکوت دیگران نوعی ظلم آشکار و رضایت به دوام این جاهلیت، و آلوده کردن صف هم مسیران حرکت آگاهانه ی «سه ابزار بنیادین» و ایجاد مانع در برابر وحدت «نيرويي واحد» در پناه يك «برنامه واحد»و رسيدن به «نزديكترين هدف واحد» است.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(77- قسمت)

شکی نیست که  منبع و سرچشمه ی تمام این آلودگی ها و انحرافات را باید در 2 دو جا جستجو کرد:

  • یکی در میان منافقین و سکولار زده ها که عده ای از مسلمین هم به آن آلوده شده اند و با خودشان آورده اند
  • دیگری در کوتاهی شوراهای جماعتها در فرهنگی کردن آموزشهای روش انتقاد و خودانتقادی در میان هم مسیران این شورا.

خود شوراهای کوچک  در مواردی مثل احزاب و گروههای جاهلی کوچکترین اعتراضات مجاهدین و مبارزین را با روش های خشونت آمیز و ارعاب گرایانه و تهدید آمیز پاسخ داده اند، که اغلب به دلسردی مجاهد و کناره گیری و یا تفرق و جدا شدن، تفتیش نظر و به وجود آمدن مرز بندی های کاذب، خود همین شوراهای کوچک تبدیل به الگوی نامناسب شده اند، و پایه گذار سنت های غلطی شده اند که صدمات عظیمی را به «اراده ی شورائی» و کل جریان و تمام زیر مجموعه های آن شورا درآن منطقه وارد کرده، و حتی سایر مسلمین خارج از این شورا را هم با فاجعه رو به رو کرده، و در نهایت طفلی که می رفت به رشد طبیعی خودش ادامه بدهد و تبدیل به انسان توانمند و قدرتمندی بشود را سقط می کنند.

مورد دیگر که به کوتاهی شورای جماعتهای کوچک بر می گردد این است که مسلمانی که خودش را تابع این شورا و «اراده ی شورائی» می کند در واقع مثل کودک تازه به دنیا آمده ای است که نیاز به مراقبت و نگهداری و فراهم کردن اسباب رشد و ترقی، و بخصوص نیازمند «اعتماد به نفس»، و جلوگیری کردن از اسباب بیماری و ضعف است، تا بتواند به وظایف اساسیش عمل کند. «اعتماد به نفس» پس از عقیده بزرگترین عامل و ابزار ظاهری وحدت در تمام اشکال رهبریت، تنظیمات، عمل وزیر مجموعه های شوراست.

شورا لازم است که برای حفظ و نگهداری از وحدت و«اراده ی شورائی» به صورت جدی تدارکات لازم را در پناه یکی از 3 ابزار شرعی فراهم کند، و با آموزشهای عملی و کارگاههای آموزشی به صورت پراکتیک زیر مجموعه های خودش را به ضرورت حفظ وحدت و«اراده ی شورائی» ترغیب و تشویق کند، و برا ی حفظ وحدت و«اراده ی شورائی» دست به اقدامات پیشگیرانه بزند.

 سابقین و پیشتازان و شوراهای مختلف امروزه بیشتر از هر زمانی به اتحاد و عمل مشترک و «اراده ی شورائی» تحت پوشش یکی از 3 ابزارشرعی  نیازمندند، و لازم است گوشزد بشود که هر گونه کوتاهی آنها که منجر به هر گونه تفرق و چند دستگی میان اهل قبله و هم پیمانان سنتی آنها بشود در واقع جبهه جاهلیت را تقویت کرده و کل مسلمین راضعیف خواهد کرد.

سابقین و پیشتازان و شوراهای مختلف نباید فراموش کنند که تفکر و فرهنگ غالب در جامعه ی جاهلی متکی بر جاهلیت ونفهمی است، و از طرق مختلف ممکن است مبارزین بخشی از این جاهلی و نفهمی را با خود آورده باشند، این طبیعی خواهد بود که این ها صاحب برخی از صفات جاهلی باشند، و طبیعی تر و عملی تر این است که خطاها و افکار غلط عقیدتی و فرهنگی، با ارائه دلیل و برهان صحیح عقیدتی و فکری، آن هم به تدریج و در دراز مدت بر طرف می شوند. مدت بر طرف شدن این صفت های جاهلی و پاک کردن آلودگی های مخصوص کفار و منافقین و سکولار زده هاهم بستگی به میزان اخلاص، صداقت، ایمان، درک، فهم و گیرایی شخص دارد.

برای همین است که بریدن از این دسته از صفات و آلودگی ها نیازمند زمان، و تدریجی بودن، و مهمتر از آن نیازمند وجود فضایی باز، آزاد و طبیعی برای انتقاد و خود انتقادی صحیح اسلامی است. و هرگز نمی شود قبل از طی کردن و اجرایی کردن این پروسه و برنامه ی دقیق و منسجم، جدایی های کاذب و مرزبندی های غیر شرعی را دامن زد و به «اراده ی شورائی» اهل قبله در پناه 3 ابزار شرعی صدمه زد، چون در غیر این صورت پیچیدن نسخه برای تفرق،« فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»، شکست و مصیبت و ذلیلی است. اینها برادران مریض و آلوده ی ما هستند که به صورت تدریجی و برنامه ریزی شده با توحید و قانون شریعت الله، و دلسوزانه، باید ضمن حفظ «اراده ی شورائی» و پرهیز از تفرق و در پناه 3 ابزار شرعی درمانشان کنیم .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(76- قسمت)

لازم است اگر یقین دارند که قوی کردن جبهه ی اسلام را بر«هرچيزي» برتري می بخشند و در برابر جبهه ی متحد دشمنان شماره یک و حتی دشمنان شماره 2 و3 قصد خدمت به جبهه ی مسلمین و«اراده ی شورائی» مسلمین از کانال یکی از سه ابزارهای شرعی را دارند:

  • باید در مواردی که اختلاف حتمی است و هنوز شورائی برای یکی کردن این اختلافات تشکیل نشده است، گذشت و امر به معروف و نهی از منکر شرعی داشته باشیم، و سخت گيري و قاطعيت رادر این مسائل اختلافی و اجتهادی صرفاً در دايرۀ وجودي خودمان محدود کنیم.
  • باید خودمان را در یادگیری آموزشها و روشهای ضروری در چگونگی بر خورد با مخالفینمان تشویق کنیم، و مسائلی چون تاب آوری، مدیریت خشم و دور ریختن لجبازی و غیره را در کارگاههای خاص آموزشی شرعی به صورت پراکتیک و عملی یاد بگیریم .
  • باید یقین داشته باشیم که هم برداشتهای ما و هم برداشتها و تفاسیر سایرین از منابع شرعی تا زمان تشكيل شوراي اولي الامر منطقه ای و جهانی حجت نسبي هستند نه مطلق، و هیچ شخص و تفسیری  قابل پرستش نیست. چون اگر هر شخص یا تفسیری را مطلق دانستید، و از دیوارعنکبوتی و بی اساس آنها رها نشدی، در واقع آنها را به جای قانون شریعت الله پرستش کردید.
  • باید اجازه ندهیم یک مثقال ذره تکبر به قلب و اعمال ما راه پیدا کند. تکبر یعنی بستن راه صلح وموده و باز کردن راههای خشونت و درگیری.
  • لازم است از سوء ظن، پیش داوری و بدون دلیل و علم به دیگران تهمت زدن،غیبت کردن و تجسس پرهیز بشود.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ (حجرات/12)
  • علاوه بر این موارد، تمام امر به معروف و نهی از منکر ما باید به شیوه ای باشد که منجر به منکر بزرگتری نشود. تمام نهی از منکر های ما باید در مسیر گرایش به وحدت و پرهیز از تفرق باشد .

با بررسی مجدد سناریوی برخورد سیدنا هارون و موسی با قضیه ی گوساله پرستی قوم بنی اسرائیل آشکارا متوجه می شویم که شرک تفرق برای جامعه ی مسلمین بزرگترین منکری است که ممکن است وجود داشته باشد. بله شرک تفرق برای جامعه ی مسلمین از شرک گوساله پرستی تا رسیدن رهبر مورد قبول همه بیشتر و خطرناکتراست. و نمی شود تا زمان رسیدن این رهبریت مورد پذیرش همه با شرک بزرگتری به جنگ با شرک کوچکتری رفت و شرک بزرگتری را جایگزین شرک کوچکتری کرد . برای همین باید به خاطر منکرات بسیار جزئی و ریز و یا اختلافات فقهی و فرعي با برادر و خواهران مخالفمان، از جريحه دار کردن عواطف و احساس آنان که باعث می شود از همسفر شدن با ما به سمت وحدت و قدرت و تشکیل شورای اولی الامر واحد و حکومت اسلامی و امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحد منصرف بشوند، و پشیمان بشوند، یا دودل بشوند، یا یک ذره شک کنند و سست بشوند و به «اراده ی شورائی» ما از کانال سه ابزار صدمه ای وارد بشود بشدت پرهيز کنیم .

  • توجه به این مهم که:  خیرالنَّاسِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ . و باید در صحبت کردن و دعوت به معروف و نهی از منکر هدف نفع رساندن باشدو اگر لذتی هست درنفع رساندن باشد نه درغلبه بر حريف و پوچ نشان دادند راه او و محکوم کردن آن. اشتباهی که خیلی ها به آن دچار می شوند.

حالا در برابر این راهکارها ممکن است دسته ای از برادران و خواهران ما که در جامعه ی جاهلی به بعضی از صفات منافقین و سکولار زده ها آلوده شده اند و هنوز نتوانسته اند خودشان را از این صفات فاسد و آلوده کننده پاک کنند، و با خودشان این آلودگیها و ویروسها را به داخل جنبش مسلمین منتقل کرده اند وجود داشته باشند که ممکن است مقدمه ی صدمات جدی به «اراده ی شورائی» و وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمین بشود .

به عنوان مثال نزد این مسلمین آلوده و مریض و ضعیف الایمان غیبت بسیار ناچیز و بی ارزش شمرده می شود و به راحتی مرتکبش می شوند، و شایعه را بدون توجه به عواقب آن به همراه غیبت دهن به دهن می چرخانند، سوء ظن با تجسس بی مورد در ریزترین حرکات برادران و خواهران به عنوان مد برایشان در می آید، اگرتابع یک تفسیر یا اجتهاد خاصی باشند اصلا چشم دیدن صادقانه ی مخالفان خودشان در یک تفسیر یا مذهب دیگررا ندارند و به محض وقوع کوچکترین اختلاف نظری به جای مدارا و نشان دادند اخوه و اذله و رحماء و برخورد مناسب با نظریات مخالف و حفظ اتحاد عمل علیه جاهلیت، در ابتدا برچسب زنی و تهمت زنی ها را آغاز می کنند، و به مرور دشمنی و کینه جای « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» و جای« رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» و جای « أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» رامی گیرد، و نهایتاً با بزرگ جلوه دادن اختلافات ناچیز و جزئی با حذف گرایی یا تفرق تمام می شود. انجام این قبیل عکس العمل ها و آلودگی ها باید توسط مسلمین دور ریخته بشوند و به جامعه ی جاهلیت واگذار بشوند.

(ادامه دارد…….)