درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(65- قسمت)

هم اکنون ما هم که در مسیر حرکت به سمت تشکیل شورای اولی الامر واحد جهانی و امت واحد و جماعت واحد در حرکت هستیم باید به یکی دیگراز این اسبابی که لازم و ضروی است به عنوان چهارمین پیش نیاز این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی رعایت بشوند اهمیت بدهیم – که در ضمن هم مسیر شدن و رعایت حق فرقه ی منصوره که در گروههای مختلف و مذاهب متفرقی پخش شدند و گم و غریب هستند- چگونگی برخورد با اهل قبله ای است که در مواردی با ما اختلافاتی دارند .

در این مسیر به سمت وحدت و شورای اولی الامر واحد کسی حق ندارد که در باره ی مذاهب و گروههای متعلق به اهل قبله قضاوتی اغراق آميز، منحرف و مسخ شده داشته باشد، زمانی هم یک مسلمان یا یک گروه و جماعت یا یک ائتلاف و شورای محدود اسلامی متعلق به منطقه یا مذهبی خاص،  از نگاه ما، جنبه هاي منفي هم داشته باشد و حتی امیر فاجری هم داشته باشد باز نبايد او را با دشمن در یک ردیف قرار بدهیم، و اورا با اعمال اشتباهمان به سمت و سوی طاغوتهای اشغالگر خارجی و نوکران محلی آنها سوق بدهیم.

یکی از این اعمال اشتباهی که ممکن است یک مسلمان در برابر مسلمین مخالفش مرتکب بشود پیشداوری و ذهنیگری محض و دوری از واقعیتهای موجود است .شخص  نمی تواند الان فرقه یا گروهی که با آن مواجه است را درک کند، و با ذهنیتی که فلان عالم در چند قرن گذشته در مورد این فرقه ارائه داده است در موردش صحبت می کند، و طبیعی است که این پیش داوری و ذهنیگری محض با وضع موجود نمی سازد، و شخص دچار نتیجه گیری های سبک سرانه و بی ارزشی می شود . 

این برادران نامتعادل و نامیزان ما متعلق به الان نیستند و در قرنهای گذشته زندگی می کنند، و قصد دارند با بددهنی و تهمت زنی و خشونت و لجبازی به جای آنکه کفشی به اندازه ی پا بگیرند، سعی دارند پاها را بتراشند تا اندازه ی قالب و شماره ی مورد نظر آنها بشود.  چرا؟ چون چند قرن گذشته یکی از علماء گفته است این شخص از این فرقه و گروه شماره ی پایش همین است، و الان این برادر نامیزان و نامتعادل ما خیال می کند همه ی نسل این شخص یا همه ی اعضای این فرقه ای که این شخص به آن تعلق دارد همشان شماره ی پایشان همانی است که آن عالم بزرگوار درآن قرن گفته است.

الان که ما با آموزش ایمان و آگاهیهای لازم و ضروی و به دنبال این به اهمیت و جایگاه فرقه ی ناجیه و تنها پشتیبانانمان پس از نصرت الله پی بردیم و عملا در این مسیر در حال حرکت هستیم ضروری است که  این نتیجه گیریهای سبک سرانه و به دور از واقعیت را دور بریزیم . ما امروز، و نیازهای امروز خودمان و جریان حرکتمان به سمت وسوی شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد را می بینیم، و متناسب با امروزمان و حرکت به سمت هدفمان تصمیم می گیریم .

ما به پیشینه ی تمام افراد و گروهها و جماعتها و ائتلافها و شوراهای کوچک نگاه می کنیم، مدت زمان معيني آنها را مورد آزمايش قرار مي دهیم، هر وقت که اینان عملا در برابر یهودیان جنگ طلب و دین سکولاریسم و مرتدین به عنوان مثلثی که دشمن شماره یک اهل قبله هستند موضع مشخص شرعی از خودشان نشان دادند، هر گاه اینان عملا در صف اهل قبله بر علیه دشمنان شماره 1و2و3 اهل قبله موضع شرعی گرفتند، و از جریان حرکت به سمت تشکیل شوراهای بزرگتر و واحد اسلامی پشتیبانی کردند، ما می توانیم با اینان و تمام کفار اهل کتاب و شبه اهل کتابی که با ما منافع مشترکی در جنگ با دشمن اصلی ما پیدا می کنند متحد بشویم .

ما در حین اتحاد با تمام این افراد مختلف و فرقه ها و گروههای مختلف، با رعایت اسلوب شرعی و حساس امر به معروف و نهی از منکر، و پیاده کردن اسلوب انتقاد از خود، در برابر همه موضع فعالي می گیریم، و همه با رعایت اسلوب شرعی دعوت جنبه هاي منفي  همدیگر را مورد انتقاد قرار می دهیم تا در اصلاح همدیگر به هم کمک کنیم. در عين حال به جنبه هاي مثبت همدیگر احترام می گزاریم، و آنا ن را برجسته می کنیم، و از این جنبه های مثبت همدیگر پشتيباني می کنیم. تنها در اين صورت است که می توانیم عیب هایمان را زود برطرف کنیم، و اجازه ندهیم دشمنانمان از کانال این عیبها به ما  صدمه بزنند، و تنها در این صورت است که تا زمان رسیدن به اجماع واحد می توانیم قدرتِ حرکتِ به جلوِ اسلامیمان را تقويت کنیم، و بر متحدین دین سکولاریسم باز هم ضربات  نيرومندتري وارد کنیم.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(64- قسمت)

  • نمونه ی سومی که می خواهیم به آن اشاره کنیم که چگونه پس از آموزش ایمان و علم شرعی درجه اول می تواند مومنین را حرکتی بار بیاورد به صحابی جلیل القدر عمرو بن جموح اختصاص دارد .  

عمروبن جموح  بعد از شصت و چند سال با پاي لنگ مي خواست در جنگ احد شركت كند. خداوند وي را به خاطر پاي لنگش معذور كرده بود اما به نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم شتافت و گفت: مي خواهم با همين پاي لنگ در بهشت قدم بزنم و با زنش براي هميشه خداحافظي كرد و رو به قبله ايستاد و گفت: «بار خدايا مرا به درجه شهادت نايل فرما، مرا مأيوس، نوميد و دل شكسته به خانه بر مگردان»

زمانی که با بصیرت«أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ » ابتداء ایمان آموزش داده می شود، چنین انسانهائی تولید می شوند که در برخورد با قوانین و دستورات شریعت الله تنها و تنها و بدون معطلی و چک و چونه یک موقف می گیرند: «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» شنیدیم و اطاعت کردیم. همین و بس.

 اینان انسانهای بی اراده ای نسیتند که کورکورانه از انسانها تبعیت کنند، اینان انسانهای مستقل و با اراده ای هستند که دقیقا می دانند چه مي كنند؟ و چرا كاري را انجام مي دهند؟ و ثمره ی این کارشان هم چیست؟  محتوا و مفاید روشن این سند معامله ی الله با مومنین را خوب بررسی کنید که در جاهای مختلفی هم به آن اشاره کرده ام. الله تعالی در این سند می فرماید:إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ‏(توبه/111) بیگمان الله (کالای) جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خریداری می‌کند.  (آنان باید) در راه خدا بجنگند و بکشند و کشته شوند. این وعده‌ای است که خداوند آن را در (کتابهای آسمانی) تورات و انجیل و قرآن (به عنوان سند معتبری ثبت کرده است) و وعده راستین آن را داده است، و چه کسی از خدا به عهد خود وفاکننده‌تر است‌؟ پس به معامله‌ای که کرده‌اید شاد باشید، و این پیروزی و رستگاری بزرگیه.

چنین امتی ساکن و گندیده و بی تفاوت و بی خیال و بی غیرت نیستند، بلکه امتی حرکتی هستند، و نشان می دهند که عملگرا هستند، تنها حرف نمی زنند و تنها ادعا نمی کنند، بلکه کار انجام می دهند. زمانی که ما ایمان را به هم مسیرانمان یاد دادیم به دنبال آن است که قرآن و قوانین شریعت را به آنان ارائه می دهیم، این آموزش بر ایمان آنان اضافه می کند: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ(انفال/2) مؤمنان، تنها کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دلهایشان هراسان می شود (و در انجام نیکیها و خوبیها بیشتر تلاش می کنن) و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده می‌شود، بر ایمانشان می‌افزاید، و بر پروردگار خود توکّل می‌کنند.

در این امت آگاهِ هدفدارِ حرکتی که به وجود آمده اند زن و مرد به صورت یکسان آگاهانه به سوی هدف واحدشان در حرکت هستند: ‏فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ:

  • هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ
  • وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي
  • وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا

لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ (آل عمران/195) پس پروردگارشان دعای ایشان را پذیرفت و پاسخشان داد که من عمل هیچ کسی از شما را که به کار پرداخته باشد – خواه زن باشد یا مرد – ضائع نخواهم کرد. بعضی از شما ازبعضی دیگر هستید. آنان که هجرت کردند، واز خانه‌های خود رانده شدند، و در راه من اذیّت و آزارشان رساندند، و جنگیدند و کشته شدند، هر آینه گناهانشان را می‌بخشم و به بهشتشان درمی‌آورم. بهشتی که رودخانه‌ها در زیر (درختان) آن روان است . این پاداشی از سوی خدا است، و پاداش نیکو تنها نزد خدا است .‏

در این صورت پیدایش مومنینی چون ام المومنین خدیجه اولین شخصی که به پیام رسول الله صلی الله علیه وسلم ایمان آورد، یا چون سمیه اولین کسی که در راه اسلام و ایمانش خون داد و شهید شد، یا کسی چون نسیبه  که  در پیمان عقبه، و غزوه اُحد و غزوه حدیبیه و غزوه حُنین و جنگ یمامه حضور پیدا می کند و جهاد و مبارزه می کند و حتی یکی از دستهایش در جنگ قطع می شود و در جنگ احد از رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت مسلحانه دفاع می کند و دهها نمونه ی دیگر آشکارا به ما می گویند که: در این حرکت آگاهانه و هدفمند، تمام مسلمین بدون محدودیت جنسیتی موضع خودشان را بدون ابهام و با صراحت در برابر قانون شریعت الله و جاهلیت حاکم می دانند، اینان بی تفاوت و تماشاگر نیستند، بلکه متناسب با توانائی هایشان نقش ایفاء می کنند و به پیش می روند.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (63- قسمت)

ما به تنهائی و بدون چنین تقویت کننده ها و پشتیبانانی نخواهیم توانست به سمت و سوی تشکیل حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا تشکیل حکومت بدیل اضطراری اسلامی و بیرون راندن اینهمه دشمن متحد پیش برویم.

سومین و چهارمین پایه و مقدمه و پیش نیازهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی به وحدت حرکتی  و چگونگی برخورد با اهل قبله ای می پردازد که ممکن است در مواردی با ما اختلاف داشته باشند.

زمانیکه مسلمین پس از آموزش و یادگیری ایمان به قیامت شناسی شرعی و به علم و آگاهی شرعی رسیدند، و قلبها برای پذیرش ایمان باز شد، و ایمان و یقین جای خودش راگرفت، آنوقت پذیرش داوطلبانه ی قانون شریعت الله و مسابقه برای اجرا کردن و عملی کردن قانون شریعت الله امری فرهنگی و ارزشی رقابتی، و قابل معامله با جان و تمام دنیای شخص می شود.

شخص مومن تمام تلاشش این است که به آن ایدئالی برسد که قانون شریعت الله برایش درنظر گرفته است، و برای رسیدن به این ایده آل هم در دنیا با فرقه ی ناجیه و غرباء و برادران رسول الله صلی الله علیه وسلم که در تفاسیر و مذاهب و فرق و جماعتهای مختلفی پراکنده شده اند متحد و هم مسیر می شوند و با پیوستن به هم تقویت کننده و پشتیبان همدیگر می شوند. در این حرکت چون پيمانها با الله است، چون منشاء حركت از درون است برای همین سهل انگاري نيست، خيانت نيست، مكر و غدر نيست، سستي و اهمال كاري نيست، تسويه حساب نيست، سرگرداني و تعليق نیست، و در نهايت در جا زدن و سكون وجود ندارد، بلکه با همراه شدن باتمام مجاهدین فرقه ی ناجیه کلا حرکت آگاهانه است به سمت هدف.

بَدَأَ المَسَيرُ إِلَى الهَدَف،وَالحُرُّ فِي عَزمٍ زَحَفْ

وَالحُرُّ إِن بَدَأَ المَسِيرَ فَلَن يَكِلّ وَلَن يَقِفْ

  • از میان آنهمه رویدادهائی که در تاریخ اسلام وجود دارد به 3 تصویر اشاره می کنم تا متوجه بشویم که این ایمان، یقین، قیامت شناسی و آگاهیهای شرعی چه انسانهای عالم اما اکثرا بی سواد وحرکتی را تولید می کند:

از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید:رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ بدر که اولین برخورد با سکولاریستهای قریش بود فرمود:«هیچکدام از شما به کاری اقدام نکند تا اینکه من از او به آن نزدیکتر باشم». سکولاریستهای قریش به مسلمانان نزدیک شدند و رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: قُومُوا إلى جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمواتُ وَالأَرْضُ .برخیزید به سوی بهشتی که پهنای آن به اندازه پهنایی آسمان و زمین است. عمیر بن حمام انصاری –رضي الله عنه و أرضاهگفت: یا رسول الله بهشتی که پهنای آن به اندازه‌ی آسمان و زمین است؟ فرمود: بله! عمیر گفت: به به! رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «چه چیز سبب شد که به به بگوئی؟» گفت: به خدا سوگند ای رسول الله! هیچ چیز، جز امید به اینکه من هم یکی از اهل آن باشم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «همانا تو از اهل آن می‌باشی».

عمیر رضي الله عنه و أرضاه– چند دانه‌ی خرما را از غلافش بیرون آورد و شروع به خوردن آن کرد و گفت: اگر من زنده بمانم تا این چند دانه خرما را بخورم آن زندگی طولانی خواهد بود. و بعد از آن خرماهایی را که با خود داشت، دور انداخت و با مشرکان جنگید تا کشته شد.[1]

  • نمونه دیگری که به تأثیر آموزش ایمان و یقین به قیامت و وعده های الله و آگاهیهای شرعی در حرکتی بودن مومنین اشاره دارد به یک بادیه نشین بر می گردد :

این مرد بادیه‌نشین نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و ایمان آورد و با ایشان همراه شد. رسول الله صلی الله علیه و سلم به برخی از صحابه توصیه كرد تا ازاو پذیرائی و مراقبت کنند.  این بادیه‌نشین در غزوه خیبر شركت كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم از غنایم، سهمی به او داد. گفت: این چیست؟ گفتند: سهم تو از غنایم است. او آنها را برداشت و نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: ای رسول الله اینها چیست؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: سهم تو از مال غنیمت است. بادیه‌نشین گفت: من به خاطر اینها از تو پیروی نكرده‌ام؛ بلكه از تو پیروی كرده‌ام تا در مبارزه با کفار، به من تیری اصابت كند و بمیرم و وارد بهشت گردم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: اگر راست می‌گویی، خدا نیز همین طور با تو معامله خواهد كرد. او برخاست و وارد معركه شد و بعد از مدتی، جنازه‌اش را آوردند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: آیا این، همان شخص است؟ گفتند: بلی. فرمود: او در گفتار خویش صادق بود، خدا نیز با او همان طور معامله كرد. آن گاه رسول الله صلی الله علیه و سلم این مجاهد شهید را در ردای خودش پیچید و بر او نماز خواند و برایش چنین دعا كرد: بارالها! این بنده‌ات در راه تو هجرت نمود و شهید شد و من بر او گواهم.[2]

(ادامه دارد…….)


[1]رواه مسلم/ ۱۹۰۱

[2]نسائی، ج 4، ص 60 – شرح معانی الآثار، طحاوی، ج 1، ص

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(62- قسمت)

رسول الله صلی الله علیه وسلم در روزهای پایانی عمر مبارکشان در هنگام زیارت قبور فرمودند : السَّلامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لاحِقُونَ. وَدِدْتُ أَنَّا قَدْ رَأَيْنَا إِخْوَانَنَا. قَالُوا: أَوَ لَسْنَا إِخْوَانَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ:أَنْتُمْ أَصْحَابِي، وَإِخْوَانُنَا الَّذِينَ لَمْ يَأْتُوا بَعْدُ[1]سلام بر شما ای مؤمنین ساکن این دیار، همانا اگر خدا بخواهد ما نیز به زودی به شما ملحق خواهیم شد. دوست مى‏داشتم برادرانمان را مى‏ديديم! گفتند: آيا ما برادران تو نيستيم اى رسول خدا؟! فرمود: شما اصحاب من هستيد، اما برادران ما هنوز نيامده‏اند. یا «وَلَكِنْ إِخْوَانِيالَّذِينَ آمَنُوا بِي وَلَمْ يَرَوْنِي[2] . برادران من آنانی هستند که به من ایمان می آورند اما من را ندیدند.

علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه وسلم از کسانی صحبت می کند که اسلام را مثل ذغال گداخته در دستشان نگه داشتند و بر آن صبر می کنند و اجر و پاداش 50 صحابه به آنان  داده می شود و می فرماید:  إِنَّ مِنْ وَرَائِكُمْ أَيَّامًا الصَّبْرُ فِيهِنَّ مِثْلُ الْقَبْضِ عَلَى الْجَمْرِ، لِلْعَامِلِ فِيهِنَّ مِثْلُ أَجْرِ خَمْسِينَ رَجُلًا يَعْمَلُونَ مِثْلَ عَمَلِكُمْ، قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَجْرُ خَمْسِينَ مِنَّا أَوْ مِنْهُمْ؟! قَالَ بَلْ أَجْرُ خَمْسِينَ مِنْكُمْ .[3]

بله این افراد مشخص هستند کدامها هستند. اگر شما بروید و در هر سرزمینی حتی اگر کافر هم باشد هر چه می خواهید ریش بگزارید، یا نماز بخوانید، یا زکات بدهید و به امور خیریه خودتان را مشغول کنیند، هر ماهه عمره بروید و هر ساله حج کنید، یا از سیواک استفاده کنید، یا پاچه ی شلوارتان را تا می توانید کوتاه کنید، یا با پای چپتان بروید داخل دستشوئی و سایر امور شخصی را انجام بدهید کسی حتی در آمریکا و اروپا و استرالیا و سایر دول کفر با شما کاری ندارد . پس نگه داشتن اسلام تا این حد اصلا مثل نگه داشتن ذغال گداخته در دست نیست، بلکه حتی کسایی که به چنین حدی خودشان را سرگرم کردند مورد تشویق تمام کفار هم قرار می گیرند و برایشان مسجد هم می سازند، همچنانکه  همین چند وقت پیش در روسیه برایشان بزرگترین مسجد را ساختند و حتی رئیس جمهورهای کافر هم به دیدار مساجدشان می روند . واضح است که اینا ن مشمول الْقَبْضِ عَلَى الْجَمْرِ نمی شوند . بلکه کسایی مشمول این صبر و پاداش می شوند که درفرقه ی ناجیه قرار گرفته اند و به صورت مسلحانه در حال جنگ با کفار هستند . اینان برادران رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند إِخْوَانِي الَّذِينَ آمَنُوا بِي وَلَمْ يَرَوْنِي.

پس یقین داریم ما با برادران رسول الله صلی الله علیه وسلم طرف هستیم، درست است؟ تو چه طوری با برادر رسول الله صلی الله علیه وسلم برخورد می کنید؟ خوب جوابم را بدهید ؟ با برادر دوست نزدیکت چه طوری برخورد می کنید؟ اگر خانم نصرانی یا یهودی داشته باشید با برادرش چه طوری برخورد می کنید؟ خوب حالا به من بگوئید با برادر رسول الله صلی الله علیه وسلم که مسلمان است و دوست داشته باشید ببینیدش چگونه برخورد می کنید؟  اگر این برادر رسول الله صلی الله علیه وسلم جزء همان صابرینی باشید که به اندازه ی 50 صحابه به او پاداش داده می شود چه طور؟

بله، این برادران رسول الله صلی الله علیه وسلم همان فرقه ی ناجیه ی مسلح و غربائی هستند که اگرامت واحد و جماعت واحد هم از بین برود باز اینان هستند، و تا روز قیامت هم می مانند، و مسلحانه با کفار خواهند جنگید، و مسلمین تنها از کانال اینان می توانند دوباره به امت واحد و جماعت واحد خودشان برگردند . اینان شعله و امید همیشه زنده ی ظاهری و دنیوی و ملموس مسلمین هستند که در قرون متمادی در میان مذاهب و تفاسیر مختلف وجود داشته اند، چه در میان ارتش یوسف بن تاشفین مالکی مذهب، یا صلاح الدین ایوبی شافعی مذهب، یا نفس زکیه ی شیعه مذهب، یا عمر مختار مالکی صوفی مسلک، یا عثمانی های حنفی نقشبندی مسلک، یا طالبان ماتریدی دیوبندی یا القاعده ی سلفی مسلک، یا مسلمین آلوده ی عقیدتی و رفتاری عصر ابن تیمیه در مصر و شام و اطراف آن که به خاطر اسلام با مغولها می جنگیدند، و یا سایر مسلمینی که هم اکنون در تمام سرزمینهای مسلمان نشین با تمام مذاهب و تفاسیر ی که دارند با کفار اشغالگر سکولار خارجی و سایر کفار و مرتدین محلی به خاطر اسلام در حال جنگ و قتال هستند .

در هر صورت یکی دیگر از پیش نیازها و مقدمات لازم و ضروریِ پس از آموزش ایمان برای رسیدن به وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی این است که با تمام این غربای فرقه ی ناجیه با هر مذهب و تفسیری که دارند باید متحد شوند، و با تمام این برادران رسول الله صلی الله علیه وسلم یک قدرت واحدی را به وجود آورد وتقویت کننده و پشتیبان هم باشیم:هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ‏(انفال/62) هر چند مثل خودمان دارای خطاها و اشتباهات و حتی آلودگی های فکری و رفتاری هم باشند که نیاز به اصلاح دلسوزانه داشته باشد.

(ادامه دارد…….)


[1] صحيح مسلم 249

[2] مسند الإمام أحمد

[3]الترمذي (3058) / وصححه أيضا بمجموع طرقه الشيخ الألباني في “السلسلة الصحيحة” (494)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(61- قسمت)

البته از رسول الله صلی الله علیه وسلم هم پرسیده می شود غرباء چه کسانی هستند؟ و در جواب می فرماید:« الذين يَصْلِحون إذا فسد الناس»  یا در لفظی دیگر:«يُصلِحون ما أفسد الناس من سنتي» سنتهای مرا که مردم از بین برده اند، اصلاح می کنند؛ یا در لفظی دیگر:«هم النُّزَّاعُ مِنَ الْقَبَائِلِ » کسانی که از قوم و قبیله دوری می کنند، یا در لفظی دیگر:أُنَاسٌ صَالِحُونَ قَلِيلٌ فِي نَاسِ سَوْءٍ كَثِيرٍ، مَنْ يَعْصِيهِمْ أَكْثَرُ مِمَّنْ يُطِيعُهُمْ[1] انسانهای صالح کمی در میان انسانهای بد زیادی، آنانی که ازآنها سرپیچی می کنند بیشتر از آنانی هستند که ازآنها پیروی می کنند.

این صفات را ما در بسیاری از برادران خودمان در جماعتهای مختلف و متفرق دیده و می بینیم . اما آن علت اساسی که ریشه ی تمام فسادها در میان مردم است چیست که تمام مفاسد دیگر از این ام الفساد سرچشمه گرفتند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:لتُنْقَضَنَّ عُرَى الْإِسْلَامِ،عُرْوَةً عُرْوَةً، فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ، تَشَبَّثَ النَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا، وَأَوَّلُهُنّ نَقْضًا الْحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ الصَّلَاةُ[2]دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شود، هرگاه یک دستگیره نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است (حکم بر اساس قانون خدا را رها می کنند) و آخر آنها نمازاست (نماز را ترک می کنند مثل همین تارکین نماز و نماز نخونهائی که به وفور می بینیمشون .( اولین بنیانی که فاسد شد حاکمیت و حکم کردن بر اساس قانون شریعت الله بود، به دنبال این ام الفساد هزاران فساد و بیماری دامن گیر مسلمین شد تا اینکه به ترک نماز رسیدند. یعنی از ترک حکم کردن بر اساس قانون شریعت الله تا ترک نماز هر مصیبت و فسادی که مسلمین به آن دچار شدند و می شوند ناشی از فساد حکومتی و عدم تحکیم به شریعت الله است، و تا این ام الفساد اصلاح نشود  دیگر امور هم  اصلاح نمی شوند.

خوب حالا چه کسانی برای اصلاح این ام الفساد که مردم را فاسد کرده است با خونشان مشغول اصلاحگری هستند؟ « الذين يَصْلِحون إذا فسد الناس»؛ چه کسانی هستند که می خواهند حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را برگردانند و این سنت زیر بنائی رسول الله صلی الله علیه وسلم را که دیگران به فسادش کشاندند را دوباره اصلاح کنند؟ «يُصلِحون ما أفسد الناس من سنتي»؛  چه کسانی هستند که برای رسیدن به چنین هدفی از قوم و قبیله ی خودشان دور شده اند و یا حتی دورشان کرده اند؟ «هم النُّزَّاعُ مِنَ الْقَبَائِلِ»؛ چه کسانی هستند که در میان مردمان بد روش زیادی گیر کرده اند و تعداد آنانی که حرفایشان را نمی پذیرند از تعداد آنانی که ازآنها حرف شنویی دارند بیشترند؟ «أُنَاسٌ صَالِحُونَ قَلِيلٌ فِي نَاسِ سَوْءٍ كَثِيرٍ ، مَنْ يَعْصِيهِمْ أَكْثَرُ مِمَّنْ يُطِيعُهُمْ»[3]

تمام اینهائی که می بینید با اراده ای پولادین و ایمانی راسخ برای بازگرداندن حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله، و دفاع از سنتهای رسول الله صلی الله علیه وسلم با اتحادیه ی سکولاریستها و کفار اشغالگر جهانی و مرتدین محلی و منافقین بومی قتال و جنگ مسلحانه ی  خودشان را شروع کرد ه اند، و جان خودشان را با الله در عوض بهشت معامله کرده اند، هرگز رسول الله صلی الله علیه وسلم را از نزدیک ندیده اند، غیر از قرآن هیچ یک از معجزاتی که اصحاب با چشم سر دیده بودند را اینا ن ندیده اند، آن محیط اسلامی را تجربه نکرده اند، مثل صحابه ی کرام تنها یک مرجع واحد برای پاسخگوئی به نیازهای روزشان و برطرف کردن اختلافاتشان ندارند، و از دهها نعمت دیگر صحابه ی کرام برخوردار نیستند با این وجود به پیام رسول الله صلی الله علیه و سلم ایمان می آورند و با الله وارد معامله ی خرید و فروش می شوند:  إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (توبه/111) بیگمان خداوند (کالای) جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خریداری می‌کند(آنان باید) در راه خدا بجنگند و بکشند و کشته شوند . این وعده‌ای است که خداوند آن را در (کتابهای آسمانی) تورات و انجیل و قرآن وعده راستین آن را داده است، و چه کسی از خدا به عهد خود وفاکننده‌تر است‌؟ پس به معامله‌ای که کرده‌اید شاد باشید، و این پیروزی و رستگاری بزرگ است .‏

بله این عزیزانی که می بینید بدون آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم را ببینند به اوایمان آورده اند، و با قیام مسلحانه ای که انتخاب کرده اند خوشان را از تمام قیود غیر از بندگی الله آزاد کرده اند، و خودشان را در مسیر فرقه ی ناجیه قرار داده اند، و می خواهند با خون خودشان شهادت بدهند که قانون شریعت الله و دستورات الله و رسولش نزدشان بالاتر و ارزشمند تر از حیات و زندگی آنان است.

(ادامه دارد…….)


[1] مسند أحمد بن حنبل

[2]الإمام أحمد في باقي مسند الأنصار، برقم 21139./ والطبراني في المعجم الكبير وابن حبان في صحيحه بإسناد جيد عن أبي أمامة الباهلي رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم

[3] مسند أحمد بن حنبل

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(60- قسمت)

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی که امر به جهاد می کند امر به جماعت را قبل از همه می آورد : «وَأَنَا آمُرُكُمْ بِخَمْسٍ اللَّهُ أَمَرَنِي بِهِنَّ: بِالْجَمَاعَةِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَالْهِجْرَةِ وَالْجِهَادِ»شما را به پنچ چیز امر می کنم، چیزهایی که خداوند مرا بدانها امر کرده است؛ به  جماعت، به گوش به فرمان بودن امیر،اطاعت از امیر، به هجرت و جهاد در راه خدا»

حالا اگرامتی واحد و جماعتی واحد و امامی واحد وجود نداشته باشد، به جایش، رهبران و دعوتگران گمراه «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» و «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» داعياني مردم را بسوي دروازه هاي جهنم فرا مي خوانند، و مثل مسلمین هستند با ادبیات اسلامی مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم صحبت می کنند: «هُمْ قَوْمٌ مِنْ جِلْدَتِنَا، يَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» آنان از ما هستند و به زبان ما سخن مي گويند که «مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» كسي كه آنان را اجابت كند، او را در آتش مي اندازند؛ در این صورت چه باید کرد؟ باید از همه ی این «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» و «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» دوری کرد. فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا[1]«در آن صورت، از همه­ی آن گروهها، دوري كن.»

 انگار رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای امروز ما صحبت کرده است، و برای امروز ما نسخه پیچیده است که در برخورد با شوراهای کوچک و امتها و جماعتهای کوچکی که تمایلی به وحدت و پیوستن به شوراهای بزرگتر، و حر کت به سمت و سوی امت واحده و جماعت واحده را ندارند، و مسیر تفرق و سرگردانی و گمراهی را به پیش می روند چه طوری باید برخورد کنیم .

 در چنین موقعیتهائی مسلمین باید نگاه کنند ببینند کدام جریان به سمت و سوی تشکیل شوراهای بزرگتر و حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حتی حکومت بدیل اضطراری اسلامی و تشکیل امت واحده و جماعت واحده حرکت می کند، و این جریان تکاملی را مثل یک امانت حمل می کند و برایش جهاد و قتال می کند باید به آن ملحق بشود، حتی اگرامیر این شورا هم شخص فاجری باشد «الْجِهَادُ مَاضٍ مَعَ الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ» مهم این است که درآن مسیر حرکت به سمت و سوی هدف واحد مسلمین باشد؛ و بدون شک در هر عصری چنین جریاناتی وجود دارند، تنها کافیه بدون تعصب و کینه و با نگرشی شرعی نگاه کرد: وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ (لقمان/ 15)«و راه كساني را در پيش گير كه به جانب من  رو كرده‌اند»

اینجاست که دوره ی غربت شروع می شود : بَدَأَ الإِسْلاَمُ غَرِيباً، وَ سَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ غَرِيباً، فَطُوبى لِلْغُرَبَاءِ[2] اسلام با غربت اغاز شده و غريب گونه هم باز خواهد گشت، پس خوشا به حال غريبان. یا بهشت و سعادت برای غریبان  است.

اسلام تا زمانی که در مکه بود و هنوز به قدرت حکومتی دست پیدا نکرده بود غریب بود و با جهاد و خون «السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَار» از حالت غربت در آمد و حکومتی اسلامی به وجود آمد که تا زمان وفات رسول الله  و پس از آن باز به مدت 30 سال تا انهدام خلافة على منهاج النّبوّة در زمان حسن بن علی رضی الله عنهما ادامه پیدا کرد که به دنبال آن حکومت شاهیگری و حکومتهای بدیل اسلامی جایگزین آن شدند که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: خِلَافَةُ النُّبُوَّةِ ثَلَاثُونَ سَنَةً، ثُمَّ يُؤْتِي اللَّهُ الْمُلْكَ مَنْ يَشَاءُ، أَوْ مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ [3] یا می فرماید: الْخِلاَفَةُ فِي أُمّتِي ثَلاَثُونَ سَنَةً، ثُمّ مُلْكٌ بَعْدَ ذَلِكَ.[4] زمانی که این اتفاق افتاد شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد از بین رفت، و دین واحد در میان مردم غریب شد، و تفاسیر و فرق و امتها و جماعتهای مختلف و رنگارنگ جای اجماع واحد و دین واحد را گرفتند، و به این شیوه اسلام دوباره به حالت غربت در آمده  است تا زمانی که دوباره حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد تشکیل نشود این غربت ادامه دارد . این غریبهای فرقه ی ناجیه هم که در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و 30 سال پس از آن آشکار بودند و حق پیش اینهاست را در این دوران غریبی کسی نمی شناسد و گم می شوند. حق پیش اینان است و اینان هم گم هستند و غریب، برای همین غریب بودن حق است که می گویم اسلام هم غریب شده است، و اینها در مرحله ای بسیار دشوار و پرمشقت و خطرناکی  بین انهدام امت واحد و جماعت واحد و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ تا بازگشت این حکومت اسلامی و امت واحد و جماعت واحد هستند. اینا ن سابقون الاولونی هستند که بر لاشه و خونشان دوباره حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و عزت به مسلمین بر می گردد : ثُمَّ تَكُونُ خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.[5]

 (ادامه دارد……..)


[1] متفق علیه

[2]رواه مسلم (145) / مسند شهاب قضاعي/ سنن ترمذي/ سنن ابن ماجه

[3] سنن أبي داود / صححه آلبانی

[4] الترمذي عن سعيد بن جمهان
[5] مسند امام احمد بن حنبل / وروى الحديث أيضًا الطيالسي والبيهقي في منهاج النبوة، والطبري ، والحديث صححه الألباني في السلسلة الصحيحة، وحسنه الأرناؤوط.

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 ‏(59- قسمت)

 وجود این شبهات از سنت قدری الله است، و تا زمانی که مجاهدین خواهان حرکت در مسیر قانون شریعت الله هستند وبرایش جهاد می کنند  و تا روز قیامت باقی خواهند ماند-  این شبهات هم همواره و مستمر خواهند بود، برای همین است الله تعالی می فرماید: «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ» (مائده/ 54) در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ سرزنش‌كننده‌اي هراسي به خود راه نمي‌دهند.

البته عده ای از مسلمین جاهل و فریب خورده و ضعیف الایمان هم این وحی شیطان به دوستانش را تکرار می کنند. در هر صورت با آنکه این امت از بین رفته و امتهای متعددی جایش را گرفتند اما طائفه ی منصوره ای که در میان اینهمه گروه و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد پنهان است، از بین نرفته، و تا روز قیامت وجود دارد؛ و مسیر بازگشت به امت واحده و جماعت واحده از کانال شورا هم از بین نرفته:«لَنْ يَبْرَحَ هَذَاالدِّينُ قَائِمًا، يُقَاتِلُ عَلَيْهِ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ»[1] «این دین هیچ گاه از میان نخواهند رفت تا آنگاه که گروهی از مسلمانان تا روز قیامت برای آن قتال می کنند». آیا « لَنْ يَبْرَحَ و لاَ تَزَالُ » فعل هایی نیستند که استمرار و دوام عملی را نشان می دادند؟  چرا هستند. برای همین است که همین طائفه ی منصوره ای که تا روز قیامت وجود دارد از کانال همین شورا و وحدت دوباره می تواند امت واحده و جماعت واحده را به وجود بیاورد.

همچون حدیث جنگ موته که پس از کشته شدن فرماندهان، خالد بن ولید به عنوان رهبر و امیر مجاهدین انتخاب شد و این یعنی جهاد بدون حضور امام ادامه پیدا می کند، و فرقی نمی کند امام غائب باشد یا اصلاً موجود نباشد. مهم این است که در هر دو حالت در جریان کار حضور ندارد.

غیاب امام از جمله دلایل جهاد برای انتخاب امام جدید است، و جهاد با از میان رفتن امام قبلی متوقف نمی شود و یا از بین نمی رود، بلکه برای انتخاب امام جدید با شدت بیشتری ادامه پیدا می کند.  البته مسلمین پس از کشته شدن آخرین شاه عباسی توسط مغولها باز موفق به تشکیل یک حکومت بدیل اضطراری اسلامی و انتخاب امامی برای آن شدند، و این انتخابها تا به حال در سطوح مختلفی دهها بار با جایگزین شدن یک سلسله به جای سلسله های دیگردر تاریخ مسلمین تکرار شده است. 

  ابن تیمیه گروههای مختلفی که در شام و مصر و سایر مناطق بر علیه مغولهای سکولار می جنگیدند را از جمله افراد طائفه منصوره می شمارد و می گوید: «اما گروهای شام و مصر و اطراف آن، پس آنان در این زمان برای دین اسلام جنگ می کنند و آنها از سزاوارترین مردم به وارد شدن در طائفه منصوره هستند.»[2] مشخص است اینهائی که ابن تیمیه آنان را فرقه ی ناجیه و طایفه ی منصوره می داند هم فکرای آن نبودند، یا حتی شاگرد شاگردای آنها چون ابن القیم و ابن کثیر نبودند. بلکه اکثریت قاطع آنان آلودگیهای عقیدتی و رفتاری داشتند؛ که در مصر کسانی چون قاضی زین الدین بن مخلوف و در شام کسایی چون منصوری رهبریت فکری آنان بودند، که اینان از دشمنان سرسخت ابن تیمیه بودند و حتی کسی چون قاضی زین الدین بن مخلوف فتوای قتلش را داده بود؛ و به خاطر این دو طیف مورد کتک کاری و شکنجه و اهانت و زندان و تبعید و انواع آزار و اذیتها واقع شد. اما با این وجود گروههائی را که «به خاطر دین اسلام» با مغولها می جنگیدند را فرقه ی منصوره معرفی می کند .

این فرقه ی منصوره، هم در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشته است و همه آنان را می شناختند و اگر مثل جنگ تبوک سه نفر آنان از جنگ عقب می ماندند همه می فهمیدند، و هم در زمان حکومت اسلامی علی منهاج نبوه وجود داشتند که امت واحد و جماعت واحد مسلمین وجود داشت، و هم بعد از این هم تا روز قیامت وجود خواهند داشت؛ و ممکن است این طایفه ی منصوره و این فرقه ی ناجیه ی مسلح در هر دوره ای دارای یک تفسیر و یک مذهب اسلامی باشد. چون مشخص است که مسلمین هرگز بعد از خلافت اسلامی علی منهاج نبوه تا کنون مذهب واحدی نداشته اند  چون شورای واحد و امت واحد و اجماع واحدی نداشته اند.

پس طائفه ی منصوره و «عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي» و«طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي» همیشه تا روز قیامت وجود دارند که آگاهانه برای رسیدن به هدف واحدی قتال می کنند، اما بعد از انهدام امت واحد و جماعت واحد افراد این طائفه در مذاهب مختلف و جماعتهای رنگارنگ و امتهای کوچک متعدد پراکنده و گم شدند، و گاه به دلایل مختلفی، تفرق باعث شده است این افراد توسط همدیگر هم به قتل برسند که متأسفانه این قتال بین مومنین زیاد اتفاق افتاده است و نیاز به اصلاح  بین آنان دارد. «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا»(حجرات/9)  هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید .

(ادامه دارد………)


[1]صحيح مسلم – الإمارة (1922)/ مسند أحمد  (5/92) / و این حدیث مشهور و بلکـه متواتره و از پنجاه نفر از اصحاب روایت شده است و صاحبان کتب ششگانه، و معجم ها و مسندها و در کتب سنت و سایر کتابهای سلف صالح آن را تخریج نموده اند.

[2] ابن تیمیه ، مجموعه فتاوى 28/531

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (58- قسمت)

در اینجا دیگر فرمان جنگی همیشگی تا روز قیامت بر علیه سکولاریستها، و تحکیم قانون شریعت الله بر آنان آمده است و تمام شدنی نیست. برای همین است زمانی که شخصی می آید خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم و می گوید: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الْخَيْلَ قَدْ سُيِّبَتُ وَوُضِعَ السِّلَاحُ، وَزَعَمَ أَقْوَامٌ أَنْ لَا قِتَالَ، وَأَنْ قَدْ وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا … رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در جواب می فرماید: كَذَبُوا، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، وَإِنَّهُ لَا تَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أَمَةٌ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ، يَزِيغُ اللَّهُ قُلُوبَ قَوْمٍ يَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ، يُقَاتِلُونَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ[1]« دروغ گفتن، الآن وقت جنگ آمده است و هميشه از امت من؛ امتی، در راه خدا قتال می‌کنند، مخالفانشان نمی‌توانند به آنان ضرری برسانند، و خداوند قلوب قومی را منحرف می‌گرداند و از آنان روزيشان می‌دهد، و پيوسته مبارزه می‌کنند تا اينکه قيامت فرا می‌رسد».

همچنین: سلمه می‌گوید: نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصی گفت همانا كه من اسب و سلاح جنگ را گذاشتم و جنگ بار سنگین خود را گذاشت. گفتم: دیگر جنگ تمام شد، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:” الْآنَ جَاءَ  الْقِتَالُ، لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي ظَاهِرِينَ عَلَى النَّاسِ، يَزْيِغُ  اللهُ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، فَيُقَاتِلُونَهُمْ، وَيَرْزُقُهُمُ اللهُ مِنْهُمْ، حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ[2]بلکه الآن وقت جنگ آمده است، همیشه طایفه ای از امت من بر مردم «ظاهر و آشکار» هستند و خداوند قلوب اقوامی را منحرف می‌گرداند و با آنها می‌جنگند و از آنها روزی‌شان می‌دهد تا اینکه امر خدا می‌آید و آنها بر آن هستند».

 علاوه بر این رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ می فرماید: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي عَلَى الدِّينِ ظَاهِرِينَ، لَعَدُوِّهِمْ قَاهِرِينَ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ [3]« هميشه طایفه‌ای از امت من بر این دین وجود دارد که «ظاهر و آشکار» هستند و بر دشمنان قاهر و پیروزهستند، مخالفانشان نمی‌توانند به آنها ضرر برسانند».همچنین می‌فرمايند: « لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِى يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ».[4]«هميشه گروهی از امت من در راه حق جنگ مسلحانه می کنند، و تا قيامت پيروز خواهند بود.

اینها که تحت عناوینی چون: «عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي»، « أُمَّةٌ مِنْ أُمَّتِي» و«طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي» از آنها یاد شده است واضح و روشن است که در داخل امت واحد تعریف شده اند، یعنی امتی واحد وجود دارد و اینان در داخل این امت واحد دارای این مشخصات هستند. مثلا طایفه و گروهی از این امت واحد هستند، یا تا روز قیامت از میان این امت واحد ظاهر و آشکار و شناخته شده برای همه ی مردم هستند، یا مشخصه و ویژگی و صفت بارز این گروه در داخل این امت تا روز قیامت این است که قتال می کنند و جنگ مسلحانه می کنند: « يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ »، « يُقَاتِلُونَ مِنْ نَاوَاهُمْ»، « يُقَاتِلُونَ عَلَى أَمْرِ اللَّهِ ».

 دقت کنید، رسول الله صلی الله علیه وسلم از کلمه ی «جهاد» استفاده نکرده است، بلکه کلمه ی «قتال» را متناسب با آیات به کار گرفته تا مورد سوء استفاده ی علمای سوء و الرویبضه و منافقین قرار نگیرد،  یا ویژگی دیگر این طائفه ی موجود در امت واحد این است که مخالفین آنان نمی توانند به آنان ضرری برسانند و آنا ن را از بین ببرند«لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ» چون ضمانت شده که اینان تا روز قیامت وجود خواهند داشت : يُقَاتِلُونَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ. و جالبتر اینکه، همه، چه مسلمان و چه غیر مسلمان آنان را می توانند تشخیص بدهند، ظَاهِرِينَ عَلَى النَّاسِ .

خوب حالا یک سوال پیش می آید و آن اینکه اگر این امت واحد و جماعت واحد از بین برود و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد و رنگارنگ جایش را بگیرند آیا باز ما می توانیم به همین سادگی این طائفه را تشخیص بدهیم؟ مشخص است نه. این طائفه قطعا تا روز قیامت وجود دارد اما اینکه در میان اینهمه گروه و حزب و جماعت و امتهای کوچک و متفرق مسلح کدام یکی است غیر قابل تشخیص است. چون هر کدام خودش را این طایفه می داند و مردم هم خودشان را در میان دهها و بلکه صدها گروه مسلح و مدعی سرگردان می بینند . تنها در شمال  سوریه بالای 800 گروه مسلح و مدعی وجود داشت. در این صورت به این نتیجه می رسیم که اگر این امت هم از بین برود و امتهای کوچک و متفرق و متعددی جای این امت واحده را بگیرد باز این طائفه وجود دارند، اما گم هستند، و ما نمی دانیم کدام یکیشان هستند، و باید دوباره امت تشکیل بشود تا باز شناخته بشوند. تنها چیزی که می دانیم این است که هرکسی به خاطر اسلام می جنگد جزء این فرقه و طایفه ی منصوره و نجات یافته است.

 در چنین ظروفی که پیش می آید شیطان به علمای سوء و الرویبضه و منافقین وحی می کند: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً(انعام/ 112)  که شبهه پراکنی می کنند که حالا که امت واحده و جماعت واحده و امیر و رهبر واحد مسلمین از بین رفته است پس جهاد و قتال هم تمام شده است: فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ * وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ (انعام/ 113)  پس بگذار دروغها به هم بافند، تا دلهاي كساني كه به آخرت عقيده ندارند بدان (مزخرفات) گرايش يابد، و از آن راضي و بدان خوشنود گردند، و مرتكب هرچيزي شوند كه مي‌خواهند. 

(ادامه دارد…….)


[1]سنن کبری نسائی: 8712

[2]مسند احمد:16935

[3]مسند احمد:22320

[4]صحیح مسلم: 156

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(57- قسمت)

در این روایت واضح و روشن است که لفظ الناس در حدیثهائی که با « أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ» آمده است خاص به مشرکین و سکولاریستهاست نه به صورت عام منظورش تمام کفار باشد . این نکته ی ریزی است که عده ای از براردان ما فراموشش کرده اند . و رسول الله صلی الله علیه وسلم در جواب سوال حذیفه رضی الله عنه تنها مانع بازگشت به دین مشرکین و سکولاریسم را اسلحه و شمشیر معرفی می کند: حذيفه رضي الله عنه می پرسد: يا رسول الله هل بعد هذا الخير؛ شر، كما كان قبله شر؟! قال: «نعم»، قلت: فما العصمة منه يا رسول الله؟ قال: «السيف». [1] آيا بعد از اين خير (اسلام)، شّري هم وجود دارد همانگونه که قبل از آن شر (شرک و مشرکین) بود؟ فرمود: «بلي» حذيفه گفت: راه نجات از آن چيست؟ رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: «شمشير» .

بله مشرکین و سکولاریستها پیوسته با ما می جنگند تا ما را از مفاهیم 4 گانه ی اسلام تهی کنند و تنها چیزی که می تواند از این هدف مشرکین و سکولاریستها و سایر کفارجلو گیری کند تنها شمشیر و اسلحه است. این را خودمان همین الان در برابر دیکتاتوری دین سکولاریسم در تمام سرزمینهای مسلمان نشین، و نصرانی های آفریقای مرکزی تحت کنترل سکولاریستها و بودائیهای تحت کنترل سکولاریستها لمسش می کنیم، قبلا هم تجربیات تلخی چون تجربه ی اندلس پس از 781 سال حکمرانی و تجربه مغولها و غیره را در تاریخمان داشتیم.  

برای همین است در برابر این جنگ همیشگی و فراگیر بر علیه سکولاریستها که تنها زبان اسلحه و شمشیر را می فهمند الله تعالی امر می کند: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ 84) در راه خدا بجنگ (حتی اگر هم تنها باشید و باک نداشته باشی) . تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی . و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت کن و) ترغیب و تحریک کن . تا این که خداوند قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت خدا بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

 و رسول الله می فرماید:لَوَدِدْتُ أَنِّي أُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُقْتَلُ[2] من دوست دارم كه بارها در راه خدا شهيد شده و دوباره زنده شوم.

حالا اگر کسی این مسیر را برود الله تعالی به او وعده ی هدايت و راهيابي به تمام راههاي منتهي به الله را داده است : وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا (عنکبوت/69) کساني كه  در راه ما جهاد كنند، آنان را در راههاي منتهي به خود رهنمود می کنیم . 

و اگر امت و جماعت دست از قتال و جهاد بکشند الله تعالی خواری و ذلت را بر آنا ن حاکم می کند تا زمانی که دوباره به جهاد بر گردند: إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ، وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ، وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ، وَتَرَكْتُمْ الْجِهَادَ، سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلًّا لَا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ[3]  زمانی که به صورت عينه معامله کرديد و دم گاوها را گرفته (به کشاورزي مشغول شديد) و به کشت و کار دل خوش نموده، و جهاد را ترک کرديد، خداوند ذلتي را بر شما چيره خواهد کرد، و تا زمانيکه به دينتان بازنگرديد آن را از شما برنمي‌دارد» در اینجا بازگشت به جهاد را بازگشت به دین معرفی می کند، چون بدون جهاد زمانی که کفار بر مسلمین حاکمیت پیدا می کنند دین اسلام را یا مثل اندلس کلا از مسلمین می گیرند یا اینکه اسلام را از آن 4 مفهوم خودش تهی و خالی کرده اند، و اینی که در زمان ذلیلی و تسلط کفار دارند غیر از آنی است که باید داشته باشند .

به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد کسي که قصد ملحق شدن به کاروان مجاهدين را نداشته باشد – تا مانع وارد شدن این عذاب و ذلیلی بر مسلمین بشود یا مسلمین را از چنین عذاب و ذلتی نجات بدهد – حکم نفاق داده است و مي فرمايد:مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ وَلَمْ يُحَدِّثْ بِهِ نَفْسَهُ مَاتَ عَلَى شُعْبَةٍ مِنْ نِفَاقٍ “[4] کسيکه بميرد و غزا و جنگ مسلحانه نکند و در باره جنگ مسلحانه با خود زمزمه نکرده باشد (در دل قصد آنرا نداشته باشد)، بر شاخه ای از نفاق مرده است»  چون تنها منافقین و سکولار زده ها در میان مسلمین هستند که به تهی شدن دین از مفاهیم 4 گانه ی آن راضی هستند و ذلیلی مومنین را می خواهند و با بهانه های عوامفریبانه از جنگیدن در راه دین طفره می روند .

حالا در میان این امتی که تشکیل شده است رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید آن دسته و طائفه ای برحق هستند که در برابر این تهاجمات مسلحانه ی سکولاریستها مشی مسلحانه را انتخاب می کنند و می فرماید: «لَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى أَمْرِ اللَّهِ قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ حَتَّى تَأْتِيَهُمْ السَّاعَةُ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ».[5] هميشه گروهي از امت من برای برپا کردن فرمان الله به قتال می‌پردازند، بر دشمنانشان پيروز هستند، مخالفانشان نمی‌توانند به آنان ضرری برسانند؛ تا اينکه قيامت برپا می‌شود و آنان در اين حال هستند.

(ادامه دارد…….)


[1] مسند امام احمد بن حنبل / صححه آلبانی

[2] سنن النسائي- الجهاد/صحيح البخاري- التمني/فتح الباري شرح صحيح البخاري-  التمني/موطأ مالك- الجهاد

[3]رواه أحمد (4987) وأبو داود (3462) وصححه الألباني في صحيح أبي داود .

[4]صحيح مسلم 3533

[5]مسلم:3550

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(56- قسمت)

حالا اگر چنین امت واحد و جماعت واحدی وجود داشته باشد و در بینشان اختلافی به وجود بیاید حق با کدام است؟ حق با آنی است که الله تعالی آنان را به عنوان پشتیبان و یاری رسان معرفی کرده است و اهل قتال است، و با دست یا زبان یا قلب یا با هر سه اهل جنگ مسلحانه با دشمنان سکولار و سایر کفاراست، نه آن سخن سرایانی که تنها با نام دین و اسلام سخنان قشنگ عامه پسند و شبهات شبه سکولاریستی و حتی شبه جهای و مخرب و در نهایت دلسرد کننده سرهم می کنند و استاد سخن و وراجی شده اند.

 این را ما در همین امتهای متفرق و جماعتهای متفرق هم به کرات دیده ایم که این جمع سخن دان وراجی که یک گوشه نشسته و حتی با نام شیخ و مفتی و غیره شناسانده شده اند، و بدون در نظر گرفتن واقعیتهای جهاد و واقعیتهای روز مسلمین سخن سرائی می کنند و ثمرات گفته هایشان هم ضربه زدن به جریان مجاهدین است، چه صدماتی به جریان جهادی زده اند و چگونه باعث آنهمه تفرق و شکست شده اند. در هر صورت رسول الله صلی الله علیه وسلم آن طائفه و آن بخش از این امتش را برحق می داند که صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ اهل قتال با کفار باشند که الله تعالی آنان راهم دوست دارد. 

می دانیم که «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت سکولاریستها عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا(بقره/217) یعنی این پیوستگی و جنگ مداوم را سکولاریستها بر مسلمین تا روز قیامت تحمیل می کنند نه کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب، و اگر جنگی با این کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب پیش بیاید به خاطر این است که اینان جاهلانه خودشان را دشمن صائل مسلمین قرار دادند، و مسلمین را مجبور به جنگ کرده اند، و اگرنه جنگ اصلی مسلمین با اینان نیست؛ اینها می توانند اهل ذمه بشوند و نصرانیت یا یهودیت و مجوسیت و صابئیت خودشان را حفظ کنند، و مسلمان نشوند، و اصلا جنگی هم با مسلمین نداشته باشند، و اگر با اینان هم جنگی اتفاق بیافتد تا زمانی است که تسلیم جزیه بشوند: «حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ» نه تا زمانی که مسلمان بشوند «حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ و….».  که مختص سکولاریستهاست

 پس جنگ همیشگی مسلمین در برابر جنگ همیشگی مشرکین و یا به زبان امروزی در برابر جنگ همیشگی سکولاریستهای جنگ فروش است: وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا(بقره/217)پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند . جنگ آنان ادامه دارد تا زمانی که ما دست از آن 4 مفهوم و محتوای دینمان بکشیم و جنگ ما هم با آنان ادامه دارد تا تسلیم قانون شریعت الله بشوند .[1]

زمانی که الله تعالی در مورد جنگ با این سکولاریستها امرمی کند:فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(توبه/5) هنگامی که ماههای حرام پایان گرفت ، مشرکان را هرکجا بیابید بکشید و بگیرید و محاصره کنید و در همه کمینگاهها برای ( به دام انداختن ) آنان بنشینید. اگر توبه کردند و  نماز خواندند و زکات دادند ، راه را بر آنان باز گذارید . بیگمان خداوند دارای مغفرت فراوان و رحمت گسترده است .‏و باز الله تعالی در مورد جنگ و قتال با سکولاریستها امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/36) با همه مشرکان بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که (لطف و یاری) خدا با پرهیزگاران است.‏

در تفسیر این دسته از آیات است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدَاً رَسُوْلُ اللهِ وَيُقِيْمُوْا الصَّلاةَوَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوامِنِّي دِمَاءهَمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلاَّ بِحَقِّ الإِسْلامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ تَعَالَى.[2]به من دستور داده شده است تا با مردم بجنگم تا اینکه گواهی دهند که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و قطعا محمد رسول الله است و نماز را برپا دارند و زکات را پرداخت نمایند و چون این کارهارها انجام دهند خونهایشان واموالشان را از من محفوظ گرده اند، مگر اینکه حق اسلام به آنان تعلق گیرد،(مثل حدودی که بر همه ی مسلمین در صورت ارتکاب جرم جای میشه) و حساب آنان بر الله است .

مشخص است که این جنگ رسول الله صلی الله علیه و سلم با تمام مشرکین و تمام سکولاریستهاست نه با کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب. در جای دیگری انس بن مالک رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که:‏ “‏ أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، فَإِذَا شَهِدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَصَلَّوْا صَلاَتَنَا وَاسْتَقْبَلُوا قِبْلَتَنَا وَأَكَلُوا ذَبَائِحَنَا فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَيْنَا دِمَاؤُهُمْ وَأَمْوَالُهُمْ إِلاَّ بِحَقِّهَا[3]

(ادامه دارد……..)


[1] در درس شناسائی مشرکین  در این زمینه توضیحات کامل را عرض کردیم و نیاز به تکرار نیست

[2] متفق علیه از ابن عمر رضی الله عنهما / صحیح بخاری حدیث شماره (۲۵) و صحیح مسلم حدیث شماره (۲۲)

[3] سنن النسائي ـ ح 3966