درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(60- قسمت)

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی که امر به جهاد می کند امر به جماعت را قبل از همه می آورد : «وَأَنَا آمُرُكُمْ بِخَمْسٍ اللَّهُ أَمَرَنِي بِهِنَّ: بِالْجَمَاعَةِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَالْهِجْرَةِ وَالْجِهَادِ»شما را به پنچ چیز امر می کنم، چیزهایی که خداوند مرا بدانها امر کرده است؛ به  جماعت، به گوش به فرمان بودن امیر،اطاعت از امیر، به هجرت و جهاد در راه خدا»

حالا اگرامتی واحد و جماعتی واحد و امامی واحد وجود نداشته باشد، به جایش، رهبران و دعوتگران گمراه «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» و «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» داعياني مردم را بسوي دروازه هاي جهنم فرا مي خوانند، و مثل مسلمین هستند با ادبیات اسلامی مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم صحبت می کنند: «هُمْ قَوْمٌ مِنْ جِلْدَتِنَا، يَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» آنان از ما هستند و به زبان ما سخن مي گويند که «مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» كسي كه آنان را اجابت كند، او را در آتش مي اندازند؛ در این صورت چه باید کرد؟ باید از همه ی این «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» و «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» دوری کرد. فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا[1]«در آن صورت، از همه­ی آن گروهها، دوري كن.»

 انگار رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای امروز ما صحبت کرده است، و برای امروز ما نسخه پیچیده است که در برخورد با شوراهای کوچک و امتها و جماعتهای کوچکی که تمایلی به وحدت و پیوستن به شوراهای بزرگتر، و حر کت به سمت و سوی امت واحده و جماعت واحده را ندارند، و مسیر تفرق و سرگردانی و گمراهی را به پیش می روند چه طوری باید برخورد کنیم .

 در چنین موقعیتهائی مسلمین باید نگاه کنند ببینند کدام جریان به سمت و سوی تشکیل شوراهای بزرگتر و حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا حتی حکومت بدیل اضطراری اسلامی و تشکیل امت واحده و جماعت واحده حرکت می کند، و این جریان تکاملی را مثل یک امانت حمل می کند و برایش جهاد و قتال می کند باید به آن ملحق بشود، حتی اگرامیر این شورا هم شخص فاجری باشد «الْجِهَادُ مَاضٍ مَعَ الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ» مهم این است که درآن مسیر حرکت به سمت و سوی هدف واحد مسلمین باشد؛ و بدون شک در هر عصری چنین جریاناتی وجود دارند، تنها کافیه بدون تعصب و کینه و با نگرشی شرعی نگاه کرد: وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ (لقمان/ 15)«و راه كساني را در پيش گير كه به جانب من  رو كرده‌اند»

اینجاست که دوره ی غربت شروع می شود : بَدَأَ الإِسْلاَمُ غَرِيباً، وَ سَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ غَرِيباً، فَطُوبى لِلْغُرَبَاءِ[2] اسلام با غربت اغاز شده و غريب گونه هم باز خواهد گشت، پس خوشا به حال غريبان. یا بهشت و سعادت برای غریبان  است.

اسلام تا زمانی که در مکه بود و هنوز به قدرت حکومتی دست پیدا نکرده بود غریب بود و با جهاد و خون «السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَار» از حالت غربت در آمد و حکومتی اسلامی به وجود آمد که تا زمان وفات رسول الله  و پس از آن باز به مدت 30 سال تا انهدام خلافة على منهاج النّبوّة در زمان حسن بن علی رضی الله عنهما ادامه پیدا کرد که به دنبال آن حکومت شاهیگری و حکومتهای بدیل اسلامی جایگزین آن شدند که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: خِلَافَةُ النُّبُوَّةِ ثَلَاثُونَ سَنَةً، ثُمَّ يُؤْتِي اللَّهُ الْمُلْكَ مَنْ يَشَاءُ، أَوْ مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ [3] یا می فرماید: الْخِلاَفَةُ فِي أُمّتِي ثَلاَثُونَ سَنَةً، ثُمّ مُلْكٌ بَعْدَ ذَلِكَ.[4] زمانی که این اتفاق افتاد شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد از بین رفت، و دین واحد در میان مردم غریب شد، و تفاسیر و فرق و امتها و جماعتهای مختلف و رنگارنگ جای اجماع واحد و دین واحد را گرفتند، و به این شیوه اسلام دوباره به حالت غربت در آمده  است تا زمانی که دوباره حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد تشکیل نشود این غربت ادامه دارد . این غریبهای فرقه ی ناجیه هم که در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و 30 سال پس از آن آشکار بودند و حق پیش اینهاست را در این دوران غریبی کسی نمی شناسد و گم می شوند. حق پیش اینان است و اینان هم گم هستند و غریب، برای همین غریب بودن حق است که می گویم اسلام هم غریب شده است، و اینها در مرحله ای بسیار دشوار و پرمشقت و خطرناکی  بین انهدام امت واحد و جماعت واحد و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ تا بازگشت این حکومت اسلامی و امت واحد و جماعت واحد هستند. اینا ن سابقون الاولونی هستند که بر لاشه و خونشان دوباره حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و عزت به مسلمین بر می گردد : ثُمَّ تَكُونُ خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.[5]

 (ادامه دارد……..)


[1] متفق علیه

[2]رواه مسلم (145) / مسند شهاب قضاعي/ سنن ترمذي/ سنن ابن ماجه

[3] سنن أبي داود / صححه آلبانی

[4] الترمذي عن سعيد بن جمهان
[5] مسند امام احمد بن حنبل / وروى الحديث أيضًا الطيالسي والبيهقي في منهاج النبوة، والطبري ، والحديث صححه الألباني في السلسلة الصحيحة، وحسنه الأرناؤوط.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *