درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (63- قسمت)

ما به تنهائی و بدون چنین تقویت کننده ها و پشتیبانانی نخواهیم توانست به سمت و سوی تشکیل حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا تشکیل حکومت بدیل اضطراری اسلامی و بیرون راندن اینهمه دشمن متحد پیش برویم.

سومین و چهارمین پایه و مقدمه و پیش نیازهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی به وحدت حرکتی  و چگونگی برخورد با اهل قبله ای می پردازد که ممکن است در مواردی با ما اختلاف داشته باشند.

زمانیکه مسلمین پس از آموزش و یادگیری ایمان به قیامت شناسی شرعی و به علم و آگاهی شرعی رسیدند، و قلبها برای پذیرش ایمان باز شد، و ایمان و یقین جای خودش راگرفت، آنوقت پذیرش داوطلبانه ی قانون شریعت الله و مسابقه برای اجرا کردن و عملی کردن قانون شریعت الله امری فرهنگی و ارزشی رقابتی، و قابل معامله با جان و تمام دنیای شخص می شود.

شخص مومن تمام تلاشش این است که به آن ایدئالی برسد که قانون شریعت الله برایش درنظر گرفته است، و برای رسیدن به این ایده آل هم در دنیا با فرقه ی ناجیه و غرباء و برادران رسول الله صلی الله علیه وسلم که در تفاسیر و مذاهب و فرق و جماعتهای مختلفی پراکنده شده اند متحد و هم مسیر می شوند و با پیوستن به هم تقویت کننده و پشتیبان همدیگر می شوند. در این حرکت چون پيمانها با الله است، چون منشاء حركت از درون است برای همین سهل انگاري نيست، خيانت نيست، مكر و غدر نيست، سستي و اهمال كاري نيست، تسويه حساب نيست، سرگرداني و تعليق نیست، و در نهايت در جا زدن و سكون وجود ندارد، بلکه با همراه شدن باتمام مجاهدین فرقه ی ناجیه کلا حرکت آگاهانه است به سمت هدف.

بَدَأَ المَسَيرُ إِلَى الهَدَف،وَالحُرُّ فِي عَزمٍ زَحَفْ

وَالحُرُّ إِن بَدَأَ المَسِيرَ فَلَن يَكِلّ وَلَن يَقِفْ

  • از میان آنهمه رویدادهائی که در تاریخ اسلام وجود دارد به 3 تصویر اشاره می کنم تا متوجه بشویم که این ایمان، یقین، قیامت شناسی و آگاهیهای شرعی چه انسانهای عالم اما اکثرا بی سواد وحرکتی را تولید می کند:

از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید:رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ بدر که اولین برخورد با سکولاریستهای قریش بود فرمود:«هیچکدام از شما به کاری اقدام نکند تا اینکه من از او به آن نزدیکتر باشم». سکولاریستهای قریش به مسلمانان نزدیک شدند و رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: قُومُوا إلى جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمواتُ وَالأَرْضُ .برخیزید به سوی بهشتی که پهنای آن به اندازه پهنایی آسمان و زمین است. عمیر بن حمام انصاری –رضي الله عنه و أرضاهگفت: یا رسول الله بهشتی که پهنای آن به اندازه‌ی آسمان و زمین است؟ فرمود: بله! عمیر گفت: به به! رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «چه چیز سبب شد که به به بگوئی؟» گفت: به خدا سوگند ای رسول الله! هیچ چیز، جز امید به اینکه من هم یکی از اهل آن باشم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «همانا تو از اهل آن می‌باشی».

عمیر رضي الله عنه و أرضاه– چند دانه‌ی خرما را از غلافش بیرون آورد و شروع به خوردن آن کرد و گفت: اگر من زنده بمانم تا این چند دانه خرما را بخورم آن زندگی طولانی خواهد بود. و بعد از آن خرماهایی را که با خود داشت، دور انداخت و با مشرکان جنگید تا کشته شد.[1]

  • نمونه دیگری که به تأثیر آموزش ایمان و یقین به قیامت و وعده های الله و آگاهیهای شرعی در حرکتی بودن مومنین اشاره دارد به یک بادیه نشین بر می گردد :

این مرد بادیه‌نشین نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و ایمان آورد و با ایشان همراه شد. رسول الله صلی الله علیه و سلم به برخی از صحابه توصیه كرد تا ازاو پذیرائی و مراقبت کنند.  این بادیه‌نشین در غزوه خیبر شركت كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم از غنایم، سهمی به او داد. گفت: این چیست؟ گفتند: سهم تو از غنایم است. او آنها را برداشت و نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: ای رسول الله اینها چیست؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: سهم تو از مال غنیمت است. بادیه‌نشین گفت: من به خاطر اینها از تو پیروی نكرده‌ام؛ بلكه از تو پیروی كرده‌ام تا در مبارزه با کفار، به من تیری اصابت كند و بمیرم و وارد بهشت گردم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: اگر راست می‌گویی، خدا نیز همین طور با تو معامله خواهد كرد. او برخاست و وارد معركه شد و بعد از مدتی، جنازه‌اش را آوردند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: آیا این، همان شخص است؟ گفتند: بلی. فرمود: او در گفتار خویش صادق بود، خدا نیز با او همان طور معامله كرد. آن گاه رسول الله صلی الله علیه و سلم این مجاهد شهید را در ردای خودش پیچید و بر او نماز خواند و برایش چنین دعا كرد: بارالها! این بنده‌ات در راه تو هجرت نمود و شهید شد و من بر او گواهم.[2]

(ادامه دارد…….)


[1]رواه مسلم/ ۱۹۰۱

[2]نسائی، ج 4، ص 60 – شرح معانی الآثار، طحاوی، ج 1، ص

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *