درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(45- قسمت)

در برابر به کسانی که از الله تعالی و رسولش اطاعت می کنند وعده می دهد: ‏وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا‏ .( النساء/ 70-69) و کسی که از خدا و پیغمبر اطاعت کند، او همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده استاز پیغمبران و راستروان و شهیدان و شایستگان، و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند !‏« وَ حَسُنَ أُوْلئِکَ رَفِیقاً» : آنان چه دوستان نیکو و خوبی هستند . ‏

پس شوخی بردار نیست، تو باید تصمیم خودت را بگیری که می خواهی با عدم اطاعت و پاسخ منفی به دعوت الله تعالی خودت را مشمول «شَدِیدُ الْعِقَابِ» کنی یا با اطاعت کردن خودت رامشمول «أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ»  وآنانی کنی که الله به آنان نعمت داده است و هر روز چندین بار در نمازت دعا می کنی که الله تعالی تو را در ردیف  و در راه «الَّذِینَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» قرار بدهد؟ در گفتارو کردارت صادق باش و تکلیف خودت را روشن کن تا مشمول «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ» نشوی.

توئی که می دانی، و با دلایل آشکار شرعی برایت روشن و واضح است که الله تعالی در حالت عادی آن تنها اجتهاد و استنباطی از قرآن و سنت و مسائل روزی را می پسندد که از طريق شوري ارائه شده باشد نه اجتهادات فردی اشخاص و احزاب و گروههای مختلف و متفرق را، هر چند این اشخاص دانشمندترين و عالمترين شخص زمان خودش هم محسوب بشود، و می دانی و یقین داری که الله تعالی ما و شما را به شورای واحد و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد دعوت کرده است، در این صورت باید موضع خودت را روشن کنی که آیا با شورا و وحدت و حرکت به سمت و سوی امت واحده و جماعت واحده هستی؟ یا با دل بستن به اجتهادات فردی اشخاص و گروهها و احزاب متفرق بدون وابستگی به جنبش جهانی مسلمین در مسیر دیگری در حرکت هستی که به تحکیم و ادامه و حتی تولید شرک فرقه سازی و تفرق و ادامه ی فقر و گرسنگی و تسلط دشمنا ن بر مسلمین و بی حکومتی مسلمین ختم می شود؟ 

نکته ای که لازم است در اینجا به آن اشاره بشود این است که عده ای از برادران ما موفق شده اند که شوراهای مدیریتی را در حد یک حزب و جماعت به وجود بیاورند، و در همین مرحله مانده اند، و خودشان تبدیل می شوند به مذهبی مدرن و امروزی در کنار دهها و بلکه صدهای مذهب مدرنی که اینطوری تولید شده اند . تفاوت این صدها مذهب مدرن با 4 مذهب معروف به اهل سنه و دو سه مذهب معروف به تشیع تنها در این است که اینان گاه به روش شورائی و اکثرا منظم اداره می شوند و این چند مذهب محدود سنتی به صورت غیر متمرکز به حیات خودشان ادامه می دهند  و اکثرا اختلافات این مذاهب سنتی هم تنها در امور جزئی و فقهی شخصی است اما اختلافات این مذاهب مدرن اکثرا در مسائل عقیدتی و منهجی است.   

ما تا زمان رسیدن به شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد به استقلال درون گروهی و تصمیمات هیئت مدیره ی تمام مذاهب سنتی و مدرن در مسائل ریز و درون گروهیشان با تسامح و مدارا برخورد می کنیم، و به زبان امروزی به «اصل کنفدراليسم» اسلامی در مورد آنها عمل می کنیم ، اما توقف در همین حد و هدایت نکردن تصمیمات به سمت و سوی شورای بزرگتر و در نهایت هدایت نکردن تصمیمات به سمت و سوی شورای اولی الامر جهانی مسلمین را غیر شرعی می دانیم، و هر تصمیمی که در این مسیروحدت و تولید اجماع بزرگتر نباشد را ضرباتی به همه ی مسلمین و خدمتی به دشمنان متحد می دانیم .

کسانی که دچار توقف می شوند و شوراهای خودشان را مثل مذاهب مدرن در می آورند و اجازه نمی دهند که در شوراهای بزرگتری حل بشوند حداقلش این است که دچار شرک فرقه گرائی و مذهب سازی و تفرق به شیوه ی نوین شده اند، و به صورت تدریجی باعث تنها و بی پناه ماندن شورا و جماعت وحزب و سازمانشان در برابر خیل عظیم و گسترده ی جاهلیت و طاغوتهای جهانی و منطقه ای و مسلمین مخالف خود می شوند که آن همه برایش زحمت کشیده اند تا آن را به این مرحله رسانده اند.

اینها هرگز نمی توانند در موقعیتهای ضروری و لازم از نیروهای سایر شوراهایی که آن ها هم به شکل مذاهب مستقل و مدرنی در آمده اند و هر کدام به صورت متفرق مسیر خودشان را طی می کنند استفاده کنند و از آن ها کمک بگیرند . این همان زمانی است که این شوراهای نابالغ به تکامل نرسیده سقط می شوند، و در برابر جاهلیت موجود و طاغوتهای حاکم مجبور به دادن چنان امتیازاتی می شوند که چیزی غیر از تسلیم شدن آنان به جاهلیت و طاغوت معنی نمی دهد . این همان مرگ و انحراف انکار ناپذیر و آشکار این شوراهای نابالغ است که از یکطرف باعث تلف شدن آن همه اعضای متعهد و فداکار می شوند، و از سوی دیگربا تسلیم شدن به طاغوتها، در راه وحدت فراگیر مسلمین و تشکیل شوراهای بزرگتر و در نهایت شورای اولی الامر که امر و دعوت الله تعالی است، به صورت مانع و سد در می آیند . تمام این مصیبتها به دلیل تبعیت آن ها از هوای نفس یا قلب شروع شده است که آنها را به این مرحله رسانده است.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(44- قسمت)

به این شیوه الله تعالی در جاهای مختلفی امر به شورا می کند. در جایی زمانی که صفات  «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» ‏را بیان می کند می فرماید: وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ‏(شوری/38) و کسانیند که دعوت پروردگارشان را پاسخ می‌گویند، و نماز را برپا میدارند، و کارشان به شیوه شورائی و بر پایه مشورت با یکدیگر است، و از چیزهائی که بدیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند. الله ما را به چنین اموری دعوت کرده  است و باید به این دعوت الله تعالی جواب مثبت داده بشود:

  1. أَقَامُوا الصَّلَاةَ « الصَّلَاةَ » فعل ماضي است
  2. أَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ «شُورَى» جمله اسميه ست و ميزان اهميت و نقش آن را می رساند
  3. مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ « یُنفِقُونَ» هم فعل مضارع است

بله زمانی که شما باید به یک دعوت شرعی برای غذا خوردن توسط یک مخلوق لازم است پاسخ مثبت بدهید: إِذَا دُعِىَ أَحَدُکُمْ إِلَى طَعَامٍ فَلْیُجِبْ فَإِنْ شَاءَ طَعِمَ وَإِنْ شَاءَ تَرَکَ[1] .هرگاه، یکی از شما به صرف غذایی، دعوت شد، آن را بپذیرد. اگر میل داشت، بخورد. و اگر میل نداشت، نخورد. بسیاری از ائمه و بزرگان صالح ما در گذشته و حال در حالی که روزه ی مستحب داشتند در چنین دعوتهای شرعی شرکت می کردند و از طرف صاحب خانه ها برایشان دعای خیر می شد.

خوب، حالا خالق جهانیان ما را دعوت کرده، معقول است دعوتش را اجابت نکنیم؟ جواب مثبت ندادن به این دعوت الله تعالی کار یک انسان میزان و متعادل نیست.  زمانی که الله تعالی امر می کند : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا‏ (نساء/59) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! از خدا (قرآن) و از پیغمبر(سنّت) اطاعت کنید، و از متخصصین و صاحبان امر خود فرمانبرداری نمائید و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پیغمبر او) با رجوع به سنّت) برگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید . این کاربرای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است .‏

در این صورت واضح است که الله تعالی ما را دعوت به کاری کرده است که برایمان بهترین راهکار است . زمانی که چنین آشکارا مخاطب قرار می گیریم و امر می شویم، ما در موقعیتی قرار می گیریم که: ‏وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا‏.( احزاب/ 36) هیچ مرد و زن مؤمنی، در کاری که خدا و پیغمبرش داوری کرده باشند اختیاری از خود در آن ندارند. هر کس هم از دستور خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتار گمراهی کاملاً آشکاری می‌گردد .‏

واضح است، شورايي كه بر اساس اجتهاداست، خط السير تشريع اسلامی است. والله تعالی، هر حكمي را كه به این شیوه و از کانال چنان شورايي استخراج و استنباط بشود، بعنوان  دين مي پذيرد و آن را در رديف احكام الهي و  تبينها و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم به حساب می آورد.

أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛ دليل تكرار أَطِيعُوا بياني روشن است برای اطاعت کردن  مسلمین از شورای أُولِي الْأَمْری که تشکیل دادند . حالا شخص مسلمان در هر امر یا مسأله اي چه آرام بخش باشد چه ترسناك، باید به چنین شورائی مراجعه کند: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ… دنباله اين پيام ، تكان دهنده است كه: وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا‏؛ بله ،خطرناک است، اگر غیر از کانال شورای أُولِي الْأَمْری که الله تعیین کرده  است از حکم و برنامه ی دیگری تبعيت بشود مساوی است با پيروي از شيطان. و این خیلی خطرناک است.

نکته ی مهم دیگر اینکه زماني كه الله تعالي امر میکند :  أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ،  چون مي دانسته كه اولي الامرها هم به دلیل مخلوق بودن خالی از خطا و اشتباه نیستند و ممكن است روی مسأله ای کارشان به منازعه کشیده بشود، و به نتیجه نرسند، و باعث ایجاد تفرق در میان امت واحد و جماعت مسلمین بشوند بلافاصله راهکار برون رفت از این معضل را نشان می دهد:   فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ.. و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پیغمبر او) با رجوع به سنّت) برگردانید . و این امر را با یک شرط حساس و خطرناک به پایان می رساند : إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ.اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید .

حالا اگربه فلان شخص یا فلان گروه و فلان مذهب و فلان حزب ایمان دارد این باید برود و مشکلش را با خودش حل کند، اما اگر به الله و روز قیامت ایمان دارد تنها راهکار این است که الله نشان داده است و بس.:”مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ‏” (حشر/7). چیزهائی را که پیامبر برای شما آورده است اجراء کنید، و از چیزهائی که شما را از آن بازداشته است، دست بکشید. از خدا بترسید که خدا عقوبت سختی دارد .‏

(ادامه دارد…….)


[1]مسلم/ ۱۴۳۰

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(43- قسمت)

زمانی که شورای أُولِي الْأَمْرِ وجود ندارد باید حداقل این را بدانیم که  با وجود اين همه تفرق و آشفتگی به وجود آمده این تشخيص خود ماست كه مي گوئيم روش ما به اسلام نزديكتراست . قاضي (یعنی شورا) نيامده است صحت این تشخیص ما را تاييد كند، همه مدعي اند و همه خودشان شاكي اند، و چون قاضي وجود ندارد هيچكدام نبايد خودش را صد درصد برحق بداند و مخالف را صد درصد بر باطل. اینجاست که قول امام شافعی رحمه الله اهمیت خودش را نشان می دهد که می گوید: رای من صحیح است اما احتمال اشتباه هم در آن هست و رای مخالف من اشتباهِ اما احتمال صحیح بودنش هم هست .

به دور از انصاف و عین جهالت است که در برخورد با یک فرقه ی اهل قبله بگویی هر آنچه فرقه ی من می گویید اسلام است و هر آنچه فرقه ی تو می گوید غیر اسلامی. هم ما مدعی هستیم که اسلام ناب پیش ماست هم طرف مقابل. دو مدعي نسبت به هم حق ندارند يكي از آنان قاضي بشود. دردنیا هم مدعی و هم قاضی بودن را هیچ انسان سالمی نمی پذیرد .

در این تفرقی که به وجود آمده است تنها شورای أُولِي الْأَمْرِکه می تواند بین اینهمه فرقه و مذهب متفرق و مدعی قضاوت کند . تعدد اجتهادات فردی باعث تعدد مذاهب و احزاب مختلف شده است. وحدت اجتهادها تنها در مجلس شورا ی أُولِي الْأَمْرمتحقق مي شود و تنها این شوراست که با اجماع واحدش تعیین می کند کدام رای و اجتهاد صحیح تراست . تنها در اين صورت است كه می شود ادعا كرد كه آنچه از آن پيروي مي كنيم اجتهاد ناب و آنی است كه تمامي پيامبران صلوات الله علیهم اجمعین مبلغش بوده اند.

اسلام حل اختلاف در کوچکترین مجموعه ی اجتماعی یعنی خانواده تا بزرگترین نهادهای اجتماعی چون نهاد قضاوت و حکومت وغیره را به شورا سپرده است. یک زن و شوهر که با هم دچار اختلافی می شوند راهکار حل اختلاف اینان را به شورائی خارج از این دو منتقل می کند، چون هر دو مدعی هستند.  اختلاف میان زن و شوهر با آنهمه تمایزاتی که با هم دارند امر عادی و اجتناب ناپذیری است، مثل اختلاف رسول الله صلی الله علیه وسلم با همسرانش. در اینجا مهم روش حل این اختلافات است که منجر به تفرق و جدائی نشود.

درمسائل اجرائی جامعه و حکومتی زمانی که از طرف بعضی از تابعین اعلام می شود اختلاف امت رحمت است، اختلاف در برابر اتفاق است، يعني عدم اتفاق، نه در برابر تفرق كه نتيجه منفي است، اختلاف در شوراي اولي الامر است كه آن همه نتايج مثبت را به بار می آورد. آراء مختلف در این شورا باعث پيشرفت و ترقي و باعث انتخاب بهترين و مناسب  ترین راه حل می شود.

در این شوراء تا زمان اعلام رأی نهائی اتفاق وجود ندارد و اختلاف حاکم است، و این عدم اتفاق و اختلاف در مسائل مختلف، طبیعی و همیشگی است. عرض کردیم که چون انسانها تا روز قیامت از کافر و مسلمان شکل گرفته اند اینها به صورت امت واحدی درنمی آیند تنها آنانی به صورت امت واحد درمی آیند که الله به آنان رحم کرده باشد که مسلمین هستند، چون الله بر کفار غضب کرده است نه رحم . الله تعالی می فرماید: وَلَوْ شَاء رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ ‏* ‏ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ ‏(هود/118-119) اگر پروردگارت می‌خواست مردمان را ملّت واحدی می‌کرد ولی آنان همیشه متفاوت و مختلف خواهند ماند .‏« وَلا یَزالُونَ مُخْتَلِفِینَ » : همیشه متفاوت و مختلف می‌مانند. مگر کسانی که خدا بدیشان رحم کرده باشد و خداوند برای همین (مختلف بودن) ایشان را آفریده است، ‏« لِذالِک خَلَقَهُمْ »: خدا آنان را بر تفاوت و تنوّع آفریده است.

در اینجا و در این انتخاب همیشگی «إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ» و رحمت الله با جماعت واحد مسلمین است  که از اجماعی واحد و امتی واحد و شورائی واحد صادر شده باشد . واضح و روشن است که بهترین تضمین برای اینکه این اختلافات طبیعی و همیشگی و عدم اتفاقها تبدیل به تفرق نشوند، تنها و تنها ابزاری به نام شورای متخصصین وجود دارد كه در قرآن به أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ معروفند.

با تمام اختلافاتی که در این شورا وجود دارد، نه تنها مردم عادي را در جريان خبرها و وقايع ناخوشايند اختلافات بدون نتیجه ی شورای متخصصین اولی الامر قرار نمي دهيم، بلكه شنيدن این بگو مگوهای مختص متخصصین را هم برایشان ممنوع اعلام مي کنیم. چرا؟ چون اینها همگی مواد خام و مواد اولیه ای هستند که هنوز توسط آشپزی ماهر به نام شورا تبدیل به خوراک مطبوعی نشده اند . چون تصميم گرفته ايم كه اختلافات را حل کنیم، نه با ارائه ی آنها به غیر متخصصین باعث تفرق بشویم، چون تصمیم گرفته ایم که با تکامل شوراهایمان تبدیل به امة واحده و جماعت واحده بشویم و قويترين ابزار يعني شورای اولی الامر و اجماع واحد را برای رسیدن به این هدف انتخاب کرده ایم .  

برای همین است که اگر هر مشکلی در هر زمینه ای پیش بیاید باید بدون شايعه پراكني و تك روي ابلهانه به رای واحد اولي الامر مراجعه كرد، وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ  (نساء/83) حتي با داشتن فكري جديد و روشي نوين كه بعنوان يك ابداع مفيد و كارآمد تلقي می شود باز كسي حق ندارد نحله و گروه و دارو دسته ای برای خودش به وجود بیاورد و از شورا جدا بشود، بلکه باید این دیدگاه جدید و نوین را در شوراي اولي الامر مطرح کند و در نهایت تابع رای و نظر شورا بشود، حتی اگر رای شورا برخلاف رای او باشد باید رای اشتباه شورا را بر رای درست خودش ترجیح بدهد، یعنی رای غط شورا را بر رای درست خودش ترجیح بدهد همانطوری که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شورای جنگی احد همین کار را کرد.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(42 قسمت)

می بینیم که تعداد اين متخصصين معدود بودند، زمانی که الله تعالی می فرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ يعني همه مجتهد و متخصص نبودند، بلكه تعدادي از اينان كه  در شورا شركت داشتند و رای اینا ن بر شوراهاي جزء و شوراي اولي الامر ارائه می شد متخصصين امر بودند. اما مذاهب و اجتهادات فردی به جای اجتهادات شورا و اجماع واحد شورا چیزهایی هستند که ناچاراً به خاطر نبود حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و نبود شورا و اجماع واحد در حالت اضطرار به وجود آمدند . مثل خوردن گوشت مردار در صورت ضرورت كه بايد در صورت لزوم برای حفظ جان خورده شود. مذهب هم در حالت اضطرار برای حفظ اسلام و جلوگیری از تفرق بیشتر باید تا رفع نشدن حالت اضطرار به آن پایبند بود .

امامان و سرمذهبها برخلاف بسیاری از پیروان ناآگاهشان همیشه تلاش داشتند که این حالت اضطرار را برای رسیدن به شورای واحد و اجماع واحد از بین ببرند و راههایی را پیشنهاد می دادند که به تشکیل مجدد حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و بازگشت مجدد شورای اولی الامر و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد منتهی بشود.

 یکی از این راهکارهایشان این بود که از تقلید کورکورانه از خودشان نهی می کردند . یا می گفتند : إذا صحّ الحديثُ فهوَ مذهبي .هر گاه حديث صحيح بود، مذهب من است. یا کسانی چون ابوحنیفه رحمه الله می گفت: مسلمانان بايد جانبداري از قیام شیعی نفس زكيه رحمه الله  كنند تا حكومت سلطنتي و موروثي عباسيان را منهدم كنند و دوباره حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ برقرار بشود. حتی برا ی میزان پایبند بودن خودش به این اصل مهم می گوید: اگر منصور عباسي مسجدي را بسازد، اگر بگويد بياييد درهاي مسجد را بشماريد هرگز كمكش نخواهيم كرد و اگر پولهايش كه در راه مسجد خرج شده است را نيز بخواهد كه بشمارم هرگز نخواهم شمرد و … بله این امام بزرگوار رحمه الله  در نهایت در زندان همین حکومت عباسیان مسموم می شود و جانش را در راه بازگشت حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ می دهد و برایش مهم نبود این حکومت توسط یک شخص شیعی مثل نفس زکیه باز می گردد یا هر شخص دیگری باشد .

امام مالك رحمه الله علیه هم در مخالفت با حکومت بدیل اضطراری اسلامی عباسیان و برای تضعیف این حکومت به نفع مجاهدینی که خواهان بازگشت حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بودند می فرماید: طلاق اكراه درست نيست . و اين ضربه اي بر دستگاه حاكمه عبدالملك عباسی بود. از زمان همین شاه عباسیان بود كه طلاق قسمي بوجود آمد كه مي گفتند طلاقم افتاده باشد كه از زير بيعت شما خارج نمی شوم. و امام مالك مي آید و حديث عدم طلاق اكراه را می آورد و به خاطر این کارش چنان او را زير شلاق مي گيرند، كه در تاريخ مشهوراست. امام احمد رحمه الله علیه هم به همين شيوه بود، امام شافعي رحمه الله علیه  هم با وجود مبارزات پي گير اقدام به هجرت و فرار مي كند. کلیه ی ائمه ی شیعه هم قرآن را معیارهمه چیز قرار داده بودند. از امام صادق رحمه الله روايت كرده اند كه فرموده  است :

  • مَا أَتَاكُمْ عَنَّا مِنْ حَدِيثٍ لَا يُصَدِّقُهُ كِتَابُ اللهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ[1]
  • لَا تُصَدِّقْ عَلَيْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ كِتَابَ اللهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ[2]
  • كُلُّ شَيْ ءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ. هرحكمي در نهايت بايد به كتاب خدا و سنت پيامبر باز گردانده شود و هر حديثي كه موافق كتاب خدا نباشد آن حديث مزخرف است [3]

تمام این بزرگواران و سرمذهبها در یافته بودند که روند طبیعی دین اسلام نباید قربانی رای و اجتهاد اشتباه اشخاص بشود و خودشان را هم معصوم و خالی از اشتباه نمی دانستند. اینان می دانستند که در قضيه ی سیدنا داود و مسئله قضاوت، سیدنا نوح و مسئله دعا در مورد فرزندش، سیدنا ابراهیم و مسأله ی دعا برای پدرش، رسول الله  و ترشروئي وغیره چگونه الله تعالی بدون كوچكترين مداهنه و حتي كوچكترين مراعات و مدارائي از این موارد اشتباه نگذشته است، و تا آخر دنيا بايد كل بشريت در مورد آن باخبر باشد، و روشي باشد برای سرمشق گرفتن و عبرتي برای همه انسانها كه الله تعالی از عزيزترين بنده هایش هم صرفنظر نمي كند.

 الله تعالی به عنوان قاضی اصلی رای و اجتهاد اشتباه این عزیزان را بیان کرده است، حالا برای مسلمین پس ازرفتن این بزرگواران اطاعت از شورای أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ را واجب کرده است و شورای أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ را به عنوان قاضی معرفی کرده است.

(ادامه دارد………)


[1]مستدرك الوسائل للنوري الطبرسي، الطبعة الجديدة، ج 17، ص 304 – 305.

[2]وسائل الشيعة، ج 18، ص 89، حديث 47. 

[3]و افي كتاب العقل و العلم باب ماخذ بالسنة و شواهدالكتاب

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(۴۱- قسمت)

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی که صحبت از تفرق امتش به 73 فرقه می کند آنی را نجات یافته می داند که مثل زمان خودش بر جماعت باشند : أَلَا إِنَّ مَنْ قَبْلَكُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ افْتَرَقُوا عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلَّةً، وَإِنَّ هَذِهِ الْمِلَّةَ سَتَفْتَرِقُ عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ، ثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ فِي النَّارِ، وَوَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ، وَهِيَ الْجَمَاعَةُ[1] همانا يهود و نصاري در دينشان هفتاد و دو گروه و امت شدند، و امت من به هفتاد و سه گروه و امت تقسيم مي شوند، تمام آنها در آتش جهنم هستند مگر يک گروه، و آن جماعت است. پس آنی که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش برآن بودند: «مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي» چی بوده؟ «وَهِيَ الْجَمَاعَةُ».

در اینجا نکته ای که یادم آمد عرض کنم این است که الله تعالي مي فرمايد:«وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» (هود/119) « اگر پروردگارت مي‌خواست مردمان را ملّت واحدي مي‏گردانيد و ليكن دائم با هم در اختلاف خواهند بود.* مگر آن كس كه خداي تو بر او رحم آورد و خداوند براي همين ( اختلاف و تحقّق اراده و رحمت) ايشان را آفريده است، و سخن پروردگار تو بر اين رفته است كه: دوزخ را از جملگي جنّيها و انسانهاي پُر مي‌كنم».

در اینجا و در اکثر جاهای قرآن الله تعالی واضح و روشن بیان کرده که انسانها در میانشان هم مومن هست هم منافق و کافر، پس انسانها هرگز امت واحدی نمی شوند و همیشه تا روز قیامت همین طوری متفرق و مختلف باقی می مانند، اما مسلمین می توانند و باید برای اینکه  به اینهمه گمراهی خاتمه بدهند و وعده الله به رسول الله صلی الله علیه وسلم را تحقق بخشند (وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ) و گرسنگی را از بین ببرند(لا يَجُوعُوا)  و علاوه بر این تسلط دشمنا ن را از بین ببرند(وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ)، باید امتی واحد و جماعتی واحد باشند چون تمام این وعده ها مال امت واحد است و این با «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ» فرق اساسی و ریشه ای دارد .

زمانی که الله تعالی در کلام خودش به حاکم کردن مسلمین در زمین« لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض» وعده می دهد و پیروز کردن مسلمین بر کفار را برخودش واجب کرده است «وَكانَ حَقًّا عَلَينا نَصرُ المُؤمِنينَ» و به رسول الله صلی الله علیه وسلم ضمانتها و وعده هائی چون گمراه نشدن مسلمین (وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ) و گرسنه نشدن (لا يَجُوعُوا) و مسلط نشدن دشمنان بر آنها را داده  است (وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ) تمام این وعده ها تنها بر «امت واحد» مسلمین نازل می شوند که جماعت واحدی را به وجود آورده است . یعنی برای نزول این وعده های الله که رحمت بر مسلمین هستند باید اسبابی به نام «امت واحد» و «جماعت واحد» فراهم شده باشد و بدون این اسباب این وعده ها نازل نمی شوند بلکه به دلیل وجود تفرق عذاب جایگزین این رحمتها را می گیرد. برای همین است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به صراحت می فرماید: «الْجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ، وَالْفُرْقَةُ عَذَابٌ».

در زمانی که حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  بود و در تاریخ به زمان خلفای راشده مشهور شده است تنها رای شورا حجت بود و حكم و اجتهاد شخصي وجود نداشت برای همین مذهب هم وجود نداشت. چون الله تعالی راي جماعت را انتخاب کرده بود نه راي شخص واحد را، و هیچ جا رای شخص واحد را در برابر رای جماعت مسلمین به رسميت نمي شناسد، بلكه راي شورا را انتخاب می کند که ضامن امت واحد و جماعت واحد است. حالا زمانی که ما به «اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانِ  السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ» دعوت شده ايم:  وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (توبه/100) اجتهادات فردي این بزرگواران برما فرض نشده است بلكه تبعيت از اجماع اولي الامر آنها و عكس العمل زيباي آنان در برابر شوراي اولي الامر است كه قرآن ما را برآن امر فرموده است.

این را می دانیم که این اعضای شورای اولی الامر عصر خلفای راشدین هم هر کدام در چیزی متخصص بودند و مجموعه ی تخصصهای آنها بود که پازل را تکمیل می کرد. مثلا علي بن ابی طالب رضی الله عنه در امر قضاوت متخصص بود، معاذ بن جبل رضی الله عنه در امر حلال و حرام، عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه در زمان رسول الله صلي الله عليه و سلم هم متخصص و اهل راي بود، ابوبکر و عمر و عثمان هم هر کدام درچیزی تخصص داشتند.

(ادامه دارد……..)


[1] )
رواه أبو داود ( 4597 ) والحاكم (443) وصححه ، وحسنه ابن حجر في ” تخريج الكشاف ” ( ص : 63 ) ، وصححه ابن تيمية في ” مجموع الفتاوى ” ( 3 / 345 ) ، والشاطبي في ” الاعتصام ” ( 1 / 430 ) ، والعراقي في ” تخريج الإحياء ” ( 3 / 199 ) وقد ورد عن جماعة من الصحابة بطرق كثيرة .
وورد بلفظ : ( … وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُمْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً ، قَالُوا : وَمَنْ هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ قَالَ : مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي ) ، رواه الترمذي ( 2641 ) وحسَّنه ابن العربي في ” أحكام القرآن ” ( 3 / 432 ) ، والعراقي في ” تخريج الإحياء ” ( 3 / 284 ) ، والألباني في ” صحيح الترمذي “

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(40- قسمت)

عُمَرُ بن خطاب در خطبه اش به صراحت می گوید: يَا أَيُّهَا النَّاسُ …. عَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ وَهُوَ مِنْ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الْجَنَّةِ فَلْيَلْزَمْ الْجَمَاعَةَ»[1] کسی که دوست دارد خودش را وسط بهشت ببیند باید از تفرق دوری کند و به جماعت متوسل بشود .

حالا اگر یک رئیس حزب یا گروهی نخواست در این مسیر جماعت و تشکیل شورای بزرگتر قدم بردارد جزو رهبرانی می شود که باعث سرگردانی و گمراهی می شوند، و بالاجبار تسلط دشمنان بر مسلمین و فقر و تفرق و عذاب را برمسلمین تحمیل می کنند، که رسول الله صلی الله علیه وسلم علاوه بر دجال از اینها بر امت خودش هراس داشت: ابوذر غفاری می گوید : كُنْتُ أَمْشِي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: لَغَيْرُ الدَّجَّالِ أَخْوَفُنِي عَلَى أُمَّتِي قَالَهَا ثَلَاثًا . قَالَ : قُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا هَذَا الَّذِي غَيْرُ الدَّجَّالِ أَخْوَفُكَ عَلَى أُمَّتِكَ؟ قَالَ: أَئِمَّةً مُضِلِّينَ.[2]

در داخل مسلمین تنها دو دسته وجود دارند که دو راه مختلف را می روند، و دو نتیجه ی مختلف دارند، و باید تکلیف خودت را روشن کنی که قصد داری در کدام دسته قرار بگیرید، و در کدام راه و مسیر حرکت کنید؟ قصد دارید با اطاعت از الله و رسولش در دسته و مسیر:«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» قرار بگیرید که به «امت» و «جماعت» واحد منتهی می شود و حمایت الله را شامل می شود و آن همه برکت در آن هست : وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا(نساء/69) و کسی که از خدا و پیغمبر اطاعت کند، او همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده است از پیغمبران و راستروان و شهیدان و صالحین، و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند !‏

دوست دارید هم مسیر این 4 دسته بشوید یا دوست داری در دسته و مسیر«الضَّالِّینَ» و منافقین و سکولار زده ها قرار بگیرید و هم مسیر «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» بشوید که به تفرق و فقر و گرسنگی و ذلیلی و تسلط دشمنان بر مسلمین و خشم الله منتهی می شود؟ 

عمر بن عبدالعزیز رحمه الله به همنشینانش گفت: به من بگویید احمق ترین مردم کیست؟ گفتند: کسی که آخرتش را به دنیایش بفروشد ..عمر بن عبدالعزیز گفت: آیا در مورد احمق ترین مردم به شما خبر ندهم؟ گفتند : بله .. وی گفت: کسی که آخرتش را به دنیای دیگری می فروشد….

بله، شما می دانید که جماعت کوچک شما، امت کوچک شما، شورای کوچک شما در میان اینهمه جماعتها و امتها و وشوراهای متعدد باید به چه سمتی حرکت کند، در این صورت نباید  دنیا و قیامت خود را به دنیای رهبران و امیران و «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ»ی بفروشید که با پیروی از انواع شبهات و خطواط الشیطان شما را از مسیر اصلی منحرف می کنند و در مسیرهای انحرافی می برند.

باید تصمیم خودتان را بگیرید، اگر تصمیم دارید هم مسیر دوستان خوبی که به آنها نعمت داده شده است قرار بگیرید « النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ» و در مسیر:«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» قرار بگیرید باید همانطوری به تمام آنچه که نازل شده است ایمان بیاورید که رسول الله صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند :فَإِنْ آَمَنُوا بِمِثْلِ مَا آَمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ  (بقرة/ 137)اگر آنان ایمان بیاورند، به آن شیوه ای که شما ایمان آوردهاید، و بدان چیزهائی که شما ایمان دارید، بیگمان رهنمود گشتهاند، و اگر پشت کنند (و سرپیچی کنن) پس راه اختلاف و دشمنانگی را در پیش گرفتهاند ، و خدا تو را بسنده خواهد بود .

و زمانی که به حرکت در مسیر«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» و حرکت در مسیر تشکیل امت واحد و جماعت واحد که یکی از دستورات صریح الله و رسولش است دعوت می شوید، اگر راستگو باشید بدون چک و چونه تنها یک موضع می گیرید:« سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ». همین و بس. إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (نور/51) مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کند، سخنشان تنها این است که می‌گویند : شنیدیم و اطاعت کردیم ! و رستگاران واقعی ایشانند.‏

حالا اگر الله را دوست دارید باید از تمام آنچه رسولش از طرف الله آورده است تبعیت کنید: قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(آل عمران : 31 ) بله باید از تمامش پیروی کنید و سمع و طاعه داشته باشید نه بخشی از آن: وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا . (آل عمران/7)

از امام شافعی رحمه الله پرسيده شد: زيباترين عمل که انسان را به پروردگار  نزديک می کند چيست؟ در حاليکه اشک ازچشمانش سرازير بود فرمود: «اين است که وقتى خداوند به قلب بنده اش نگاه مى کند ببيند که در دنيا وآخرت هيچ چيز غير ازخدا را نمى خواهد »

پس اجازه ندهید تنفر و کینه «وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُواۚ» باعث بشود عدالت را کنار بگذارید و باعث دور ریختن یکی از قوانین بنیادین اسلام در قلب بشود و اعمالت را آلوده کند و تو را از امت واحد و جماعت واحد مسلمین دور کند و تو را ابزاری برای تسلط دشمنان بر مسلمین و تو را اسبابی برای فقر و گرسنگی قرار بدهد .

(ادامه دارد………)


[1] الترمذي، ابن ماجه، أحمد

[2] الألباني : ( صحيح ) انظر حديث رقم : 4165 في صحيح الجامع

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(39- قسمت)

در موقعیتهائی چون سیدنا ابراهیم است که گفته ی ابن مسعود یادمان می آید: «الْجَمَاعَةُ مَا وَافَقَ طَاعَةَ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتَ وَحْدَكَ» .یا « الْجَمَاعَةُ مَا وَافَقَ الحق و لو كُنْتَ وَحْدَكَ»[1] «جماعت آن است که موافق حق باشد، اگر چه تنها خودت باشی.

در اینجا مهم این است که از «مجموع تمام مومنین آن زمان» باید «امت» وجود داشته باشد که از آن «جماعت» واحد به وجود می آید و الله از این جماعت حمایت می کند. در هیچ جای شریعت از امتها و جماعتهای مختلف و متفرق صحبت نشده است و الله تعالی در هیچ جا غیر از تهدید، وعده ی خیری به انسانهای متفرق نداده است .

بله امت است که هرگز سرگردان نمی شود و بر گمراهی و مسیر ضالین که منافقین و سکولار زده ها هستند حرکت نمی کند. یعنی زمانی که شما ابتداء در نمازتان تعهد « إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ‏» را می دهید و بعد از این تعهد درخواستتان را مطرح می کنید و می گویید : «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» یعنی من را به راه « الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ » یعنی راه امت که به جماعت منتهی می شود راهنمائی و هدایت کند. نه راه کفار«غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ» و نه راه منافقین و سکولار زده ها «وَلاَ الضَّالِّینَ» که به سرگردانی و سردرگمی منتهی می شود.  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

1-   إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْمَعُ أُمَّتِيأَوْ قَالَ: أُمَّةَ مُحَمَّدٍعَلَى ضَلَالَةٍ، وَيَدُ اللَّهِ مَعَ الجَمَاعَةِ، وَمَنْ شَذَّ شَذَّ إِلَى النَّارِ[2]همانا خداوند امت مرا – یا فرمود: امت محمد را- بر گمراهی جمع نمی‌گرداند. دست خدا همراه جماعت است و هر کس منفرد شود، و کسي که از جماعت کناره گيري کند، در آتش جهنم وارد مي شود.همین روایت با الفاظی چون «لَا يَجْمَعُ اللَّهُ أُمَّتِي عَلَى الضَّلَالَةِ أَبَدًا» و «مَا كَانَ اللَّهُ لِيَجْمَعَ هَذِهِ الأُمَّةَ عَلَى الضَّلالَةِ أَبَدًا وَيَدُ اللَّهِ عَلَى الجماعة» و: «لَنْ تَجْتَمِعَ أُمَّتِي عَلَى الضَّلَالَةِ أَبَدًا، فَعَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ فَإِنَّ يَدَ اللهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ[3] از ابن عمر و دیگران روایت شده است .
2-   سَأَلْتُ رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ أَرْبَعًا فَأَعْطَانِي ثَلَاثًا وَمَنَعَنِي وَاحِدَةً: سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يُهْلِكَهُمْ بِالسِّنِينَ كَمَا أَهْلَكَ الْأُمَمَ قَبْلَهُمْ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَلْبِسَهُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَهُمْ بَأْسَ بَعْضٍ فَمَنَعَنِيهَا “[4]
3-   إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَعَدَنِي فِي أُمَّتِي وَأَجَارَهُمْ مِنْ ثَلَاثٍ: لَا يَعُمُّهُمْ بِسَنَةٍ، وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ، وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ “[5]“”
4-   عَنْ كَعْبِ بْنِ عَاصِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: “إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا يستباح بيضة المسلمين

در تمام این روایتها رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: الله تعالی با آنکه ضمانت نکرده است که «امتم» متفرق نشوند اما ضمانت و وعده ی 3 چیز را در مورد «امتم» به من داده است، یکی اینکه «امتم» بر گمراهی هم رای نمی شوند، دوم اینکه «امتم» گرسنه نمی مانند و سومی اینکه دشمن بر «امتم» چیره نمی شود .  بله، «امت» است که بر گمراهی و ضلالت و سرگردانی یک رای و مجتمع نمی شوند، اگر«امت» نبود چه؟ اینهمه سرگردانی و گمراهی فرق و تفاسیر و گروههای مختلف را مگردر تاریخ ندیدیم ؟ یا همین الان هم نمی بینیم؟

همچنین  اگر«امت» باشد دشمن بر مسلمین چیره نمی شود، اما اگر نبود چه؟ مگر دشمن بر اندلس چیره نشد و و پس از 781 سال سلطه ی مسلمین بر آنجا نابود نکرد؟ مگر بیشتر از یک قرن است کفار سکولار جهانی و کفار مرتد و سکولار محلی تا کنون بر مسلمین تسلط پیدا نکرده اند؟ همین الان مگرکفار بر مسلمین چیره نشدند؟

علاوه بر آن اگر«امت» باشد مسلمین گرسنه نمی مانند. اما اگر«امت» از بین برود چه مثل الان؟ گرسنگی و فقر در میان مسلمین به وجود نمی آید؟ رابطه ی وجود «امت» با گرسنگی معکوس است،  یعنی اگر «امت» وجود داشته باشدگرسنگی وجود ندارد، اما اگر «امت» وجود نداشته باشد گرسنگی هم هست همچنانکه تسلط دشمنان بر مسلمین هم هست. اگر گرسنگی هست پس «امتی» وجود ندارد، و کل این وعده ها مال«امت» واحد است و اگر کسی می خواهد گرسنگی و فقر را از بین ببرد و «الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» رادر همه ی مسلمین ببیند باید دوباره «امت» واحد را به وجود بیاورد.

حالا برای اینکه این وعده ای که الله به رسول الله صلی الله علیه وسلم داده است تحقق پیدا کند و گرسنگی و فقر و تفرق و نا امنی و تسلط دشمنان و ذلیلی نماند  باید افراد همیشه به سمت و سوی «امت» واحد و «جماعت» واحد به پیش بروند تا شایستگی نزول وعده های الله را داشته باشند.

فَعَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ ، اگر شخص در این مسیر «جماعت» حرکت نکند در واقع در مسیر عذاب حرکت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الْجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ ، وَالْفُرْقَةُ عَذَابٌ».

بله جماعت رحمت است و تفرق عذاب . به نظر شما تسلط دشمنان بر مسلمین و اینهمه کشت و کشتار و ویرانی و از بین رفتن زن و فرند و پیرو جوان و ناموس و سرزمینهای مسلمین توسط دشمنان و اینهمه تفرق و جنگ داخلی و کشت و کشتار مسلمین توسط همدیگر و اینهمه گرسنگی و فقر و اینهمه گمراهی و آلودگی عقیدتی و رفتاری در میان مسلمین عذاب نیست که تمام اینها به دلیل از بین رفتن امت واحد است؟

(ادامه دارد…….)


[1] به روایت ابن عساكر با سند صحيح از ابن مسعود

[2] أخرج الترمذي في جامعه عن ابن عمر رضي ا الله عنهما . رقم الحديث 2167/ وللحديث شواهد عند الحاكم (1/115-116) و عند ابن أبي عاصم في كتابه السنة(85,84,83,82,80) وذكره ابن ماجة في سننه من حديث أنس (3950) وذكره السيوطي في الجامع الصغير (1818)وقال حديث حسن وصححه الشيخ الألباني في الجامع الصغير (1844) وللحديث شاهد عند الامام أحمد في المسند (5/145)وفي سنن الدارمي(1/29) وعند أبي داود 4/452 وانظر كذلك مجمع الزوائد للهيثمي 1/177 باب في الاجماعقال أبو محمد بن حزم في الاحكام4/131 وقد روي أنه قال:(لاتجتمع أمتي على ضلالة )وهذاو ان لم يصح لفظه ولا سنده فمعناه صحيح

[3] في المعجم الكبير للطبراني (٢١٧١، ٣٤٤٠، ١٣٦٢٣): صححه الشيخ الألباني بهذا اللفظ في ظلال الجنة (٨٠).

[4] في مسند الإمام أحمد (٢٧٢٢٤  ( عَنْ أَبِي بَصْرَةَ الْغِفَارِيِّ صَاحِبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

[5] سنن الدارمي (٥٥(

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(38- قیسم)

از این زمان تا کنون ما شاهد حکومتهای بدیل اضطراری این حکومت عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ هستیم، از این زمان تا کنون سیستم شورای واحد و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد جای خودش را داد به سیستم سلطنتی و موروثی و اجماعهای متعدد و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد . و به همین سادگی حکومت سلطنتی با نابودی حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و با نابودی شورای واحد و اجماع واحد و جماعت واحد بانی و عامل اصلی تفرق هم شد .

بله، شورا مرکزی برای اجتماع صاحب نظران و متخصصين است، تا با بررسي مسائلی که تخصص دارند یک راه حل درست و واحد را در قالب اجماع عرضه کنند. زمانی که این وسیله و ابزار مهم از بین برود نیازهای جامعه به اجتهادات روز که از بین نمی رود، برای همین مجتهدین و صاحب نظران که جایی برای ارائه ی اجماع واحد ندارند مجبور می شوند به نیازهای روز جامعه جواب بدهند و دیدگاه و اجتهادات فردی خودشان را به جامعه عرضه کنند، در جامعه هم طبیعی است که هرگروهی از یکی از نظرات این صاحب نظران متفرق و از یکی از این اجتهادات فردی تبعیت کنند، چون نیاز دارند و باید به نیازهای روزشان پاسخ داده شود . 

این اختلاف در نظرها در شورا ذاتاً مثبت است و عامل پیشرفت و هماهنگ شدن با نیازهای روز است که شورا با اجماع واحد این دیدگاههای مختلف را با ارائه ی بهترین دیدگاه سازماندهی می کند، این شورايي كه از اجتماع اولي الامر بوجود آمده باعث عرضه شدن آراء مختلف و تفاسیر مختلف و اجتهادات مختلف است. همین شورا تمام ادله و اجتهادات مختلف را بررسی می کند، و در نهایت با اجماع واحد بهترين ومنطبق ترين آنها با موازين اصلي را به امت واحد و جماعت واحد مسلمین عرضه می کند، وبقيه ی آراء و تفاسیر و اجتهادات كه در نظراو ضعيف وغيرمستدل هستند را مردود و مترود می کند. اما زمانی که این شورا برای تبادل آراء و رسیدن به بهترین نظر و ارائه ی اجماع واحد وجود نداشته باشد همین نظرات متعدد خواه ناخواه به چند دستگی و تفرق منجر می شود. در قرون گذشته نبود شورای واحد و اجماع واحد بانی و باعث اینهمه تفرق بوده است.

بعد از خلافت حسن بن علی رضی الله عنهما و انهدام شوراي اولي الامر توسط سلاطین پس از آن و جایگزینی نظام شاهیگری به جای حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ، مردم به صورت جداگانه و متفرق در امور فردي، خانوادگي يا اجتماعي و اقتصادی و غیره سوالات خودشان را از علماء و دانشمندان زمان خودشان مي پرسيدند. اینطوری بود که در مكان و زماني دانشمندان چون مي ديدند كه خلافت و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ منهدم شده است، شورا هم ازبين رفته است، اولي الامرهم نمانده است، ارائه ی اجتهادات فردی به جامعه هم منجر به تفرق می شود، اگر بيان هم نكنم چيزهايي بلد هستم كه اگر نگويم كتمان است و خيانت و ضروری هم هستند، و مجبور است، و نياز جامعه هم اقتضا به روشنگري دارد، تمام این موارد این علماء را ناچار و مجبور می کرد که هر كدام بطور جداگانه به استنباط احكام از منابع شرعی اقدام کنند و اجتهادات فردی خودشان را ارائه بدهند. به همین راحتی شيرازه  ی وحدت امت، از هم پاشيده و امت واحد پولادين، و جماعت واحد مسلمین به تدریج و با مرور سالها و سالها  متلاشي شد، و به جای امتهای متعدد و جماعتهای متعدد روئیدند و جامعه به دهها شاخه و گروه و مذاهب مختلف تقسیم شد.

در این صورت واضح و روشن است که مذهب يعني استنباط و اجتهاد افراد بجاي شورای واحد و اجماع واحد. آشکارا می بینیم که مذاهب در زمان حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ وجود نداشتند و شورای واحد و اجماع واحد در پناه چنین حکومتی ضامن وحدت و حافظ امت اسلامی بود، در برابر، نبود حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و انهدام شورای واحد و اجماع واحد باعث پیدایش مذاهب مختلف و همین تفاسیر و مذاهب توسط پیروان مذاهب از عوامل تفرق شده اند، و لذا همچنانكه شوري ضامن وحدت امت است، تفاسیر متفرق ازاسبابهای تفرق آن گرديده اند.

نابود شدن حكومت شوري و روي كار آمدن حكومت سلطنتي امة واحده و جماعت واحد را مانند گله گرگ زده اي کرد كه به انواع و اشكال گوناگون تفرق گرفتار شد. هر چند در طول چهارده قرن تاريخ اسلام، مجاهداني بزرگ كوشيده اند كه دوران حكومتهاي غير اسلامي و بدیل اضطراری اسلامی را خاتمه بدهند و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را دوباره تأسیس کنند. هرچند تلاش اين رادمردان موجب شده است كه بالاخره حركت آزاديخواهي اسلامي بطور كلي متوقف نشود، اما متاسفانه تاكنون، بعلل مختلف اما مشخص و روشن اکثریت قاطع اين قيامها به نتيجه كامل نرسيده است، و سه چهار موردی هم که در قرن اخیردیده ایم بدیلهای اضطراری حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بوده اند.  بله نتيجه حتمي و عملي وجود سلطنت و ديكتاتوري منجر به توليد اجتهادات متفرق و تقسيم امت به فرقه هاي مذهبي و انهدام  شوري به تبع آن انهدام وحدت در جامعه شد.

برادران و خواهران ما به خوبی باید دقت داشته باشند که تنها امت و جماعت واحد است که بر مسیر ضلالت و سرگردانی حرکت نمی کند، و الله تعالی هم تنها با جماعتی است که از این امت به وجود آمده است. حالا مهم نیست این امت امتی باشد متشکل ازمیلونها و بلکه میلیاردها نفر یا این امت تنها یک نفر باشد مثل سیدنا ابراهیم که تنها مومن آن برهه ی زمانی بود:«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (نحل/120) ابراهیم  امتی بود مطیع و حقّگرای و او از زمره مشرکان نبوده است.‏

(ادامه دارد………)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(37- قسمت)

 این مواردی که اجتهاد پذیرند كلياتش بصورت معادن غني در قرآن و سنت بيان شده است و هيات و شوراي اولي الامر در هر زمانی متناسب با مسائل روز و تحولات جديد آن جزئياتش را بيان می کند،همچون ديوان زمان عمر جهت تطبیق أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ يا جمع آوري قرآن یا مثل زماني كه اعلام مي شد وَ أَمْرُهُمْ شُوري بَيْنَهُمْ تصميم گرفته مي شد شورا از طريق يك مجلس باشد يا دو مجلس يا چند مجلس؟ يا زماني كه امر مي شود:  اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‌ … یا امر می شود : وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ: اصلي تغيير ناپذير و قانوني كلي است كه درهر زمان و مكاني عمل به آن لازم و ضروري است اما راهها، و وسايل اجراي عدالت نسبت به ترقي زماني و مكاني متغیراست: مثلا يك دادگاه يا دو دادگاه، يا اصلاً شيوه دادرسي به چه شيوه اي بهتر و راحتتر انجام می شود.  و موارد این طوری که مثل معدن آهن می ماند که به زمین نازل شده  است و انسانها متناسب با نیازهای روزشان چیزهای جدیدی ازآن می گیرند و به نیازهای روزشان پاسخ می دهند . معدن آن ثابت است اما چیزهایی که در زمانها و مکانهای مختلف ازآن تولید می شود مختلف هستند .

 در اینگونه موارد اجتهاد پذیربايد شوراي اولي الامر تصميم بگيرد، و با توسل به شورا و با يك راي واحد و اتفاق نظر، امور جدید بر مسلمين اعلام بشود، و مخالفين هم تابع رأي شورا و نماينده قوه مجريه  یعنی رهبر و امیر مسلمین بشوند.

واضح است که اصل حکم در اینگونه موارد ثابت است اما شیوه های اجرای این احکام در زمانها و مکانهای مختلف متناسب با نیازهای مسلمین و متناسب با ترقیات مجتمع مسلمین متغیراست، و اصرار و پافشاري بر برداشتي قديمي و اجتهادی قدیمی كه به درد زمان خودش خورده است ، اما الان نمی تواند جوابگوی وضع موجود و نیازهای روز مسلمین باشد، به نحوی برخلاف دستورات شریعت عمل کردن و جایگزین کردن کهنه به جای نو است، که علاوه بر صدمه زدن به جامعه ی مسلمین، در صورت آگاهی و عمدی بودن، صدمات زیادی را به ایمان شخص وارد می کند. 

در این صورت، در حالت عادی و طبیعی، غیر از کتاب و سنت صحیح و رای واحد شورا چیز دیگری برای مسلمین حجت نیست و رای ناصواب، اما صميمانه ی شوراي مقبول، بر صواب شخص، در امور اجرائي مربوط به حركت اسلامي و حکومت اسلامی ارجحیت دارد. همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در شورای تصمیم گیری برای خروج از مدینه در جنگ احد بر خلاف رای خودش تسلیم رای ناصواب شورا شد. 

شوراي اولي الامر و راي واحد آن اجتهادي است از منابع دين و قانون شریعت الله، اما اجتهادي واحد و اجماعی واحد برای جماعتی واحد. و زماني كه الله تعالی وعده ی خلافت بر زمین را به مستضعفین می دهد و بر آن تأکید دارد:وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ (نور/55) به خوبی و آشکارا برای ما روشن و آشکاراست که عمل صالحی که در زمینه ی کسب قدرت حکومتی باید انجامش بدهیم و تنها ضامن اجراي قانون شریعت الله می شود فقط و فقط شوراست و ديگر هيچ. در اسلام فقط شوراست كه به  رسميت شناخته شده، شورا است كه نمايندگان اجرايي يا رهبر / امیر و خليفه را مشخص مي كند، و در كل تنها شورا است كه امرش واجب الإطاعه و هم سطح قانون خدا و سنت رسول صلي الله عليه وسلم است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ .

شورای اولی الامر علاوه بر آنکه با اجماع واحد ضامن و عامل تشکیل جماعت واحد و باعث همبستگی و وحدت کامل میان مسلمین است، بزرگترین مانع تشکیل حکومتهای فردی و موروثی هم هست .أُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ جمع است و به معني یک فرد در یک زمان نيست، بلكه دانشمندان و آگاهان به مسائل و مشكلات و نيازهاي جامعه را در بر مي گيرد، كه متخصص در امري هستند كه درآن امر تخصص دارند و برای این امر انتخاب شده اند. همان طوری که عرض شد اینها هستند كه نماينده های اجرائي و ديگر قوا را مشخص و انتخاب مي كنند. شوري است كه تصميم مي گيرد كه چه كسي امير و رهبر بشود، نه هيچ شخص و يا مقامي، هرچند كه انتخاب كننده يا انتخاب شونده صالحترين افراد موجود در جامعه زمان خود شان باشند.

 علی بن ابی طالب درنامه اش به معاویه می نویسد: همانا با من بيعت كردند آن مردمي كه بيعت كردند با ابوبكر و عمر و عثمان بر سرآن شرائطي كه با ايشان بيعت كرده بودند. پس كسي حق ندارد راي ايشان (بزرگان شوري) را نپذيرد و جز اين نيست كه شوراي  تعيين كننده امام ،وظيفه حق مهاجرين و انصار است ، پس اگر بر مردي اتفاق نظر كرده و او را امام ناميدند موجب رضاي خدا گرديده است. إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِفَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا[1]

به این شیوه شورا پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ضمانت حفظ وحدت و جماعت وظایف خودش را در کمال صحت و سلامت انجام می داد و خلافت و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به مسیر خودش ادامه می داد تا اینکه بلايي ويرانگر و «بدعتي» غير اسلامي و ضداسلامي دامنگير مسلمين شد، و آن پيدا شدن حکومت موروثی وخانوادگی به جای  حکومت و خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ .

(ادامه دارد……….)


[1]نهج البلاغه فيض الاسلام جلد 5 صفحه 831 مكتوب ششم

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(36- قسمت)

کیفیت و چگونگی تطبیق واجرای شرعی و صحیح استراتژیهای کلان «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» وَ «آَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» هم باز تماما تابع شرایط زمانی و مکانی خاص خودشانند. به عنوان مثال مدیریت اقتصادی جامعه علم است، و این علم روز به روز متناسب با نیازهای مردم و شرایط جامعه در حال تغییر و تحول است . برای همین است که ممکن است چگونگی، شیوه و روش تطبیق و اجرای چنین احکامی که کاملا جنبه ی حکومتی و اجرائی و اداری دارند از یک زمانی نسبت به زمان دیگری تغییراتی در آن داده بشود و برای شرایط بخصوص همان زمان در نظر گرفته شده باشند. برای همین است که روش اجرائی و چگونگی تطبیق احکام توسط مجریان قبلی برای مجریان بعدی حجت نیستند . 

به عنوان مثال رسول الله صلی الله علیه وسلم زمينهاي خيبر را در بین فاتحین تقسیم کرد، اما عمر بن خطاب متناسب با وضع موجود زمان خودش زمینهای عراق را تقسيم نكرد. كسي هم تا الان آن را مخالف قرآن و بخصوص  سنت رسول الله  ندانسته و نخواهد دانست. و يا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود شتر آواره  را ولش کنید، عثمان بن عفان گفت : فروخته بشود و پولش به صاحبش برسد. علي بن ابی طالب مصلحت ديد كه شتر و گاوهاي آواره نگهداري بشوند و تا پيدا شدن صاحبش از طريق بيت المال تغذيه بشوند و هزينه اش را بيت المال بدهد .[1] رسول الله صلی الله علیه وسلم در قتل خطا و غير عمد فرمودند كه عاقله (خويشاوندان مرد) ديه را بپردازند (چون خويشاوندان مرد عنوان ياري دهنده و مساعدت كننده مرد بودند) اما در عهد عمر بن خطاب، عاقله اهل ديوان شدند و تغيير پیدا کرد .

قرآن مي فرمايد : وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ(انفال/60)  برای (مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی نظامی و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را  هم به هراس اندازید که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

كه اسب زمان ما همين ماشينهاي متحرك و تانكها و ساير تسليحات مدرن امروزي هستند، احاديث در باب فضيلت تيراندازي، تير و كمان هم بايد با زيباترين شيوه با مدرنترين تكنولوژي نظامی موجود تطبيق داده بشوند. در تمام این موارد و موارد مشابه تنها وسایل تطبیق با هم فرق می کنند اما هدف یکی است و ثابت.

 دیدیم که اجتهاد و اجماع هر شورا تنها برای زمان خودش حجت است نه برای زمانهای دیگر. این مسیر طبیعی حرکت جامعه و روش سابقین الاولونی بود که به تبعیت به احسان از آنان سفارش شده ایم:وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (توبه/100)پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر(درختان و کاخهای) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آنجا می‌مانند. این است پیروزی و رستگاری بزرگ. 

آنچه در این دسته از موارد اجتهادی مربوط به شورا مطرح می شود، و آنچه هدف و مقصد كلام است، شيوۀ تبعيت سابقون الاولون با سنت حکومتی و اجرائی رسول الله صلی الله علیه وسلم  و تبعيت شايسته ی شوراهای ما از آنهاست.

با این توضیح مختصر ما به انواع احکام و جایگاه اجتهادات واحد شورا می رسیم . می دانیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم سه حکم را به مردم ارائه می دهد :

  1. حکمی که مستقيماً از قرآن گرفته و به مردم ابلاغ می کند
  2. حكمي كه تبين و تفسیر خاص خود ايشان است از قرآن، تا هرج و مرجی به وجود نیاید، و در این تبین کسی غير از رسول الله صلی الله علیه وسلم به آن پي نمي برد که ما به آن می گویم سنت ثابت.

مثل چگونگی نماز یا حج و سایر موارد اینچنینی . وَمَن یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَى وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیراً ‏(نساء/115)کسی که با پیغمبر دشمنانگی کند ، بعد از آن که (راه) هدایت (از راه ضلالت برای او) روشن شده است، و (راهی) جز راه مؤمنان در پیش گیرد، او را به همان جهتی که (به دوزخ منتهی می‌شود و) دوستش داشته است رهنمود می‌گردانیم و به دوزخش داخل می‌گردانیم و با آن می‌سوزانیم ، و دوزخ چه بد جایگاهی است !‏

  • حكم دیگر حکمی بود كه با كمك ياران و شورا آن رابرای شرایط و موقعیتهای زمانی و مکانی خاص و نیازهای روز استنباط می کرد و آن را بصورت واحد در ميان مسلمانان اعلام می کرد. وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ‏ (آل عمران/159) و در کارها با آنان مشورت و رایزنی کن. و هنگامی که (پس از شور و تبادل آراء) تصمیم به انجام کاری گرفتی (قاطعانه دست به کار شو و) بر خدا توکّل کن‌؛ چرا که خدا توکّل ‌کنندگان را دوست می‌دارد.‏ مثل تغییر مکان در جنگ بدر یا بیرون رفتن برای جنگ احد یا کندن خندق درجنگ احزاب .

حالا بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم، هم قرآن هست که توسط خود قرآن این احکام روشن شده است و اجتهاد بر آن وارد نيست و حرفي نمی ماند و هم سنت صحیح هست، اما تطبیق قوانین قرآن و سنت صحیح در ظروف خاص و در مسائل و نیازهای روز و جديد که با استفاده از قرآن و سنت باید اجتهادات جدید صورت بگیرد و انسان قدرت اجتهاد درآنها را دارد .

(ادامه دارد…….)


[1]المؤطا هم بيان كرده است