درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(۴۱- قسمت)

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی که صحبت از تفرق امتش به 73 فرقه می کند آنی را نجات یافته می داند که مثل زمان خودش بر جماعت باشند : أَلَا إِنَّ مَنْ قَبْلَكُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ افْتَرَقُوا عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلَّةً، وَإِنَّ هَذِهِ الْمِلَّةَ سَتَفْتَرِقُ عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ، ثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ فِي النَّارِ، وَوَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ، وَهِيَ الْجَمَاعَةُ[1] همانا يهود و نصاري در دينشان هفتاد و دو گروه و امت شدند، و امت من به هفتاد و سه گروه و امت تقسيم مي شوند، تمام آنها در آتش جهنم هستند مگر يک گروه، و آن جماعت است. پس آنی که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش برآن بودند: «مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي» چی بوده؟ «وَهِيَ الْجَمَاعَةُ».

در اینجا نکته ای که یادم آمد عرض کنم این است که الله تعالي مي فرمايد:«وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» (هود/119) « اگر پروردگارت مي‌خواست مردمان را ملّت واحدي مي‏گردانيد و ليكن دائم با هم در اختلاف خواهند بود.* مگر آن كس كه خداي تو بر او رحم آورد و خداوند براي همين ( اختلاف و تحقّق اراده و رحمت) ايشان را آفريده است، و سخن پروردگار تو بر اين رفته است كه: دوزخ را از جملگي جنّيها و انسانهاي پُر مي‌كنم».

در اینجا و در اکثر جاهای قرآن الله تعالی واضح و روشن بیان کرده که انسانها در میانشان هم مومن هست هم منافق و کافر، پس انسانها هرگز امت واحدی نمی شوند و همیشه تا روز قیامت همین طوری متفرق و مختلف باقی می مانند، اما مسلمین می توانند و باید برای اینکه  به اینهمه گمراهی خاتمه بدهند و وعده الله به رسول الله صلی الله علیه وسلم را تحقق بخشند (وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ) و گرسنگی را از بین ببرند(لا يَجُوعُوا)  و علاوه بر این تسلط دشمنا ن را از بین ببرند(وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ)، باید امتی واحد و جماعتی واحد باشند چون تمام این وعده ها مال امت واحد است و این با «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ» فرق اساسی و ریشه ای دارد .

زمانی که الله تعالی در کلام خودش به حاکم کردن مسلمین در زمین« لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض» وعده می دهد و پیروز کردن مسلمین بر کفار را برخودش واجب کرده است «وَكانَ حَقًّا عَلَينا نَصرُ المُؤمِنينَ» و به رسول الله صلی الله علیه وسلم ضمانتها و وعده هائی چون گمراه نشدن مسلمین (وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ) و گرسنه نشدن (لا يَجُوعُوا) و مسلط نشدن دشمنان بر آنها را داده  است (وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ) تمام این وعده ها تنها بر «امت واحد» مسلمین نازل می شوند که جماعت واحدی را به وجود آورده است . یعنی برای نزول این وعده های الله که رحمت بر مسلمین هستند باید اسبابی به نام «امت واحد» و «جماعت واحد» فراهم شده باشد و بدون این اسباب این وعده ها نازل نمی شوند بلکه به دلیل وجود تفرق عذاب جایگزین این رحمتها را می گیرد. برای همین است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به صراحت می فرماید: «الْجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ، وَالْفُرْقَةُ عَذَابٌ».

در زمانی که حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  بود و در تاریخ به زمان خلفای راشده مشهور شده است تنها رای شورا حجت بود و حكم و اجتهاد شخصي وجود نداشت برای همین مذهب هم وجود نداشت. چون الله تعالی راي جماعت را انتخاب کرده بود نه راي شخص واحد را، و هیچ جا رای شخص واحد را در برابر رای جماعت مسلمین به رسميت نمي شناسد، بلكه راي شورا را انتخاب می کند که ضامن امت واحد و جماعت واحد است. حالا زمانی که ما به «اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانِ  السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ» دعوت شده ايم:  وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (توبه/100) اجتهادات فردي این بزرگواران برما فرض نشده است بلكه تبعيت از اجماع اولي الامر آنها و عكس العمل زيباي آنان در برابر شوراي اولي الامر است كه قرآن ما را برآن امر فرموده است.

این را می دانیم که این اعضای شورای اولی الامر عصر خلفای راشدین هم هر کدام در چیزی متخصص بودند و مجموعه ی تخصصهای آنها بود که پازل را تکمیل می کرد. مثلا علي بن ابی طالب رضی الله عنه در امر قضاوت متخصص بود، معاذ بن جبل رضی الله عنه در امر حلال و حرام، عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه در زمان رسول الله صلي الله عليه و سلم هم متخصص و اهل راي بود، ابوبکر و عمر و عثمان هم هر کدام درچیزی تخصص داشتند.

(ادامه دارد……..)


[1] )
رواه أبو داود ( 4597 ) والحاكم (443) وصححه ، وحسنه ابن حجر في ” تخريج الكشاف ” ( ص : 63 ) ، وصححه ابن تيمية في ” مجموع الفتاوى ” ( 3 / 345 ) ، والشاطبي في ” الاعتصام ” ( 1 / 430 ) ، والعراقي في ” تخريج الإحياء ” ( 3 / 199 ) وقد ورد عن جماعة من الصحابة بطرق كثيرة .
وورد بلفظ : ( … وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُمْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً ، قَالُوا : وَمَنْ هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ قَالَ : مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي ) ، رواه الترمذي ( 2641 ) وحسَّنه ابن العربي في ” أحكام القرآن ” ( 3 / 432 ) ، والعراقي في ” تخريج الإحياء ” ( 3 / 284 ) ، والألباني في ” صحيح الترمذي “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *