درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(38- قیسم)

از این زمان تا کنون ما شاهد حکومتهای بدیل اضطراری این حکومت عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ هستیم، از این زمان تا کنون سیستم شورای واحد و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد جای خودش را داد به سیستم سلطنتی و موروثی و اجماعهای متعدد و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد . و به همین سادگی حکومت سلطنتی با نابودی حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و با نابودی شورای واحد و اجماع واحد و جماعت واحد بانی و عامل اصلی تفرق هم شد .

بله، شورا مرکزی برای اجتماع صاحب نظران و متخصصين است، تا با بررسي مسائلی که تخصص دارند یک راه حل درست و واحد را در قالب اجماع عرضه کنند. زمانی که این وسیله و ابزار مهم از بین برود نیازهای جامعه به اجتهادات روز که از بین نمی رود، برای همین مجتهدین و صاحب نظران که جایی برای ارائه ی اجماع واحد ندارند مجبور می شوند به نیازهای روز جامعه جواب بدهند و دیدگاه و اجتهادات فردی خودشان را به جامعه عرضه کنند، در جامعه هم طبیعی است که هرگروهی از یکی از نظرات این صاحب نظران متفرق و از یکی از این اجتهادات فردی تبعیت کنند، چون نیاز دارند و باید به نیازهای روزشان پاسخ داده شود . 

این اختلاف در نظرها در شورا ذاتاً مثبت است و عامل پیشرفت و هماهنگ شدن با نیازهای روز است که شورا با اجماع واحد این دیدگاههای مختلف را با ارائه ی بهترین دیدگاه سازماندهی می کند، این شورايي كه از اجتماع اولي الامر بوجود آمده باعث عرضه شدن آراء مختلف و تفاسیر مختلف و اجتهادات مختلف است. همین شورا تمام ادله و اجتهادات مختلف را بررسی می کند، و در نهایت با اجماع واحد بهترين ومنطبق ترين آنها با موازين اصلي را به امت واحد و جماعت واحد مسلمین عرضه می کند، وبقيه ی آراء و تفاسیر و اجتهادات كه در نظراو ضعيف وغيرمستدل هستند را مردود و مترود می کند. اما زمانی که این شورا برای تبادل آراء و رسیدن به بهترین نظر و ارائه ی اجماع واحد وجود نداشته باشد همین نظرات متعدد خواه ناخواه به چند دستگی و تفرق منجر می شود. در قرون گذشته نبود شورای واحد و اجماع واحد بانی و باعث اینهمه تفرق بوده است.

بعد از خلافت حسن بن علی رضی الله عنهما و انهدام شوراي اولي الامر توسط سلاطین پس از آن و جایگزینی نظام شاهیگری به جای حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ، مردم به صورت جداگانه و متفرق در امور فردي، خانوادگي يا اجتماعي و اقتصادی و غیره سوالات خودشان را از علماء و دانشمندان زمان خودشان مي پرسيدند. اینطوری بود که در مكان و زماني دانشمندان چون مي ديدند كه خلافت و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ منهدم شده است، شورا هم ازبين رفته است، اولي الامرهم نمانده است، ارائه ی اجتهادات فردی به جامعه هم منجر به تفرق می شود، اگر بيان هم نكنم چيزهايي بلد هستم كه اگر نگويم كتمان است و خيانت و ضروری هم هستند، و مجبور است، و نياز جامعه هم اقتضا به روشنگري دارد، تمام این موارد این علماء را ناچار و مجبور می کرد که هر كدام بطور جداگانه به استنباط احكام از منابع شرعی اقدام کنند و اجتهادات فردی خودشان را ارائه بدهند. به همین راحتی شيرازه  ی وحدت امت، از هم پاشيده و امت واحد پولادين، و جماعت واحد مسلمین به تدریج و با مرور سالها و سالها  متلاشي شد، و به جای امتهای متعدد و جماعتهای متعدد روئیدند و جامعه به دهها شاخه و گروه و مذاهب مختلف تقسیم شد.

در این صورت واضح و روشن است که مذهب يعني استنباط و اجتهاد افراد بجاي شورای واحد و اجماع واحد. آشکارا می بینیم که مذاهب در زمان حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ وجود نداشتند و شورای واحد و اجماع واحد در پناه چنین حکومتی ضامن وحدت و حافظ امت اسلامی بود، در برابر، نبود حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و انهدام شورای واحد و اجماع واحد باعث پیدایش مذاهب مختلف و همین تفاسیر و مذاهب توسط پیروان مذاهب از عوامل تفرق شده اند، و لذا همچنانكه شوري ضامن وحدت امت است، تفاسیر متفرق ازاسبابهای تفرق آن گرديده اند.

نابود شدن حكومت شوري و روي كار آمدن حكومت سلطنتي امة واحده و جماعت واحد را مانند گله گرگ زده اي کرد كه به انواع و اشكال گوناگون تفرق گرفتار شد. هر چند در طول چهارده قرن تاريخ اسلام، مجاهداني بزرگ كوشيده اند كه دوران حكومتهاي غير اسلامي و بدیل اضطراری اسلامی را خاتمه بدهند و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را دوباره تأسیس کنند. هرچند تلاش اين رادمردان موجب شده است كه بالاخره حركت آزاديخواهي اسلامي بطور كلي متوقف نشود، اما متاسفانه تاكنون، بعلل مختلف اما مشخص و روشن اکثریت قاطع اين قيامها به نتيجه كامل نرسيده است، و سه چهار موردی هم که در قرن اخیردیده ایم بدیلهای اضطراری حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بوده اند.  بله نتيجه حتمي و عملي وجود سلطنت و ديكتاتوري منجر به توليد اجتهادات متفرق و تقسيم امت به فرقه هاي مذهبي و انهدام  شوري به تبع آن انهدام وحدت در جامعه شد.

برادران و خواهران ما به خوبی باید دقت داشته باشند که تنها امت و جماعت واحد است که بر مسیر ضلالت و سرگردانی حرکت نمی کند، و الله تعالی هم تنها با جماعتی است که از این امت به وجود آمده است. حالا مهم نیست این امت امتی باشد متشکل ازمیلونها و بلکه میلیاردها نفر یا این امت تنها یک نفر باشد مثل سیدنا ابراهیم که تنها مومن آن برهه ی زمانی بود:«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (نحل/120) ابراهیم  امتی بود مطیع و حقّگرای و او از زمره مشرکان نبوده است.‏

(ادامه دارد………)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *