
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(27- قسمت)
در هر صورت این سرگرمیها و کارهای بی فایده و بی ارزش در قالب لهو جا می گیرند اما لهویات شاخه های مختلفی دارند و فقط همین لغو گفتنها و سخنان پوچ و بی ارزش نیست، بلکه لهوهائی هم وجود دارند که می توانند به عنوان یک ابزار در خدمت یک هدف خوب و شرعی قرار بگیرند و مسلمین در موقعیتهائی به آن نیاز هم پیدا می کنند.
عده ای از مسلمین هستند که برای آرامش دادن به روحشان یا در مراسمهای خاصی می روند و از این کارهای باطل و لهو به صورت موقتی استفاده می کنند، یا خودشان به تنهائی یا در جمع دوستانه شان بلبل خوش صدا برای هم می شوند، یا به بازی ها و سرگرمی هائی می پردازند و از این لهو استفاده می کنند . مثلا درمراسم عروسی ها همین کارهای لهو را انجام می دهند.
زمانی که ام المومنین عایشه یکی از قوم و خویشهای خودش را به عقد یک مرد از انصار در می آورد رسول الله صلى الله علیه و سلم به او فرمود: «یَا عَائِشَةُ، مَا کَانَ مَعَکُمْ لَهْوٌ؟ فَإِنَّ الأَنْصَارَ یُعْجِبُهُمُ اللَّهْوُ»[1]«ای عایشه! آیا همراه شما لهو(چیزهای لذت بخش و سرگرم کننده) نبود؟ چون انصار، لهو و سرگرمی را دوست دارند.» در روایتی دیگری آمده است که فرمود« فَهَلْ بَعَثْتُمْ مَعَهَا جَارِيَةً تَضْرِبُ بِالدُّفِّ وَتُغَنِّي » «آیا کنیزی را همراهش فرستادید تا دف بزند و آواز بخواند؟» ام المومنین گفت: او (مثلا)چه باید می خواند یا رسول الله؟
فرمود: این طوری:
ﺃﺗَﯿْﻨَﺎﮐُﻢْ ﺃﺗَﯿْﻨَﺎﮐُﻢْ *** ﻓَﺤَﯿﻮﻧَّﺎ ﻧُﺤﯿِّﯿﮑُﻢْ
وَلَوْلَا الذَّهَب الْأَحْمَر *** مَا حلَّتْ بوادیکــــــم
وَلَوْلَا الْحِنْطَة السمراء *** مَا سَمِنَتْ عَذَارِيكُمْ
«ما آمدیم، ما آمدیم، به ما سلام و خوش آمد بگوئید تا ما هم به شما سلام و درود بگیم
اگر طلای سرخ نبود *** آراسته نمی گشت بیابان هایتان
و اگر گندم های طلائی نبود *** دوشیزگان و دختران نورسیده ی شما چاق نمی شدند .
یا به عایشه رضی الله عنه می فرماید: « ﺍَﻫْﺪَﯾْﺘُﻢ ﺍﻟْﻔَﺘـَﺎﺓَ؟ ﻗَﺎﻟﻮُﺍ ﻧَﻌَﻢْ ﻗﺎﻝَ : « ﺃﺭْﺳَﻠْﺘُﻢ ﻣَﻌَﻬﺎ ﻣﻦ ﯾُﻐَﻨِّﯽ؟ ﻗﺎﻟَﺖْ: ﻻَ، ﻓَﻘﺎﻝَ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪِ (صلی الله علیه وسلم) ﺍِﻥَّﺍﻷﻧْﺼﺎﺭَ ﻗَﻮْﻡٌ ﻓﯿﻬﻢ ﻏَﺰْﻝٌ ﻓَﻠَﻮْ ﺑَﻌَﺜْﺘُﻢ ﻣَﻌَﻬَﺎ ﻣَﻦْ ﯾَﻘﻮﻝُ : ﺃﺗَﯿْﻨَﺎﮐُﻢْ ﺃﺗَﯿْﻨَﺎﮐُﻢْ ﻓَﺤَﯿَّﺎﻧﺎ ﻭ ﺣَﯿَّﺎﮐﻢُ»ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩﻩﺍﯾﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺁﺭﯼ، ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺁﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩﺍﯾﺪ ﺗﺎ ﺁﻭﺍﺯﺑﺨﻮﺍﻧﺪ؟ ﻋﺎﯾﺸﻪ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ . ﭘﺲ رسول الله صلی الله علیه وسلم ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺼﺎﺭ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻧﺸﺎﻥﺁﻭﺍﺯ ﻣﺘﺪﺍﻭﻝ ﻭ ﺭﺳﻢ ﺍﺳﺖ. ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ : « ﺃﺗَﯿْﻨَﺎﮐُﻢْ ﺃﺗَﯿْﻨَﺎﮐُﻢْ ﻓَﺤَﯿَّﺎﻧﺎ ﻭ ﺣَﯿَّﺎﮐﻢُ » ﻣﺎ ﻧﺰﺩ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﺪﯾﻢ؛ ﭘﺲ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﺤﯿﺖﻣﯽﮔﻮﯾﯿﻢ.
این یک نوع استفاده از لهو می شود، حالا موارد لهو دیگری هم هستند که غیر از عیدین و عروسی می شود به عنوان یک ابزار ازآنها استفاده کرد. مگر نشنیدی می گویند بیائید برویم کمی بین اینها هوائی عوض کنیم و… مثل اینکه بگوید از کار کردن فکری و روحی و جسمی در این مکان بسته خسته شدیم بیا برویم بیرون و کمی صدای پرنده ها را بشنویم، یا برویم کمی در باغ قدم بزنیم، یا یک فیلم نگاه کنیم، یا برویم حرکات نمایشی سیرک را نگاه کنیم، یا عایشه بیا کمی حرکات حبشی ها را نگاه کن و…. و هوائی عوض کنیم . خودِ کار باطل و بی ارزش است اما چون برای تنفس روح ازآن استفاده می شود تبدیل می شود به مباح .
در اینجور موارد است که ابودرداء رضی الله عنه می فرماید:ﺍِﻧِّﯽ ﻷﺳْﺘَﺠِﻢ ﻧﻔﺴﯽ ﺑِﺎﻟﺸَّﯽﺀِ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﺒﺎﻃِﻞِ ﻟِﯿَﮑُﻮﻥَ ﺃﻗْﻮَْﯼ ﻟﻬﺎ ﻋَﻠَﯽ ﺍﻟﺤَﻖِّ . ﻣﻦ ﺑﺎ ﻭﺳﯿﻠﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺑﺎﻃﻞ، ﻧﻔﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺻﺤﯿﺢ ﻧﯿﺮﻭ بگیرد .ابن مسعود رضی الله عنه هم می گوید: أَرِيحُوا الْقُلُوبَ؛ فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِيَ«دل خودتان را ساعت به ساعت شاد نمایید، زیرا دل هر گاه ناراحت شود کور میگردد». علی ابن ابیطالب رضی الله عنه هم می گوید: إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ، فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِکْمَهِ «این روحها هم مثل بدنها خسته میشوند. برای شادی و نشاط، آنها را با لطایف و ظرایف حکیمانه، فعال و نیرومند کنید.» لهو پاکیزه و مدیریت شده توسط قانون شریعت الله دل را شاد می کند و باعث استراحت قلب می شود و از خستگی های قلب و ذهن کم می کند، و اینجوری ذهن و قلب رابرای کارهای سخت و جدی آماده می کند و از کارهای جدی و حقیقی پشتیبانی می کند .
عامر بن سعد رضی الله عنه می گوید : ﺑﻪ ﺟﺸﻦ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺭﻓﺘﻢ . ﺩﯾﺪﻡ قَرَظَةﺑﻦ ﮐﻌﺐ ﻭ ﺍﺑﻮ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺍﻧﺼﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﮐﻨﯿﺰﺍﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺁﻭﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥﻫﺴﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺘﻢ :ﺍﯼ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﺍﯼ ﺑﺪﺭﯾﺎﻥ، ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﻭﺍﺯ ﮐﻨﯿﺰﺍﻥ ﮔﻮﺵ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ؟! ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺪ: اجْلِسْ إِنْ شِئْتَ فَاسْمَعْ مَعَنَا، وَإِنْ شِئْتَ اذْهَبْ، قَدْرُخِّصَ لَنَا فِي اللَّهْوِ عِنْدَ الْعُرْسِ. ﺑﻨﺸﯿﻦ . ﺍﮔﺮ دوست داری با ما گوش بده ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﻭ؛چون ﺭﺳﻮﻝ الله صلی الله علیه وسلم ﺍﺟﺎﺯﻩﯼ لهو ﺭﺍ ﺩﺭ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .[2]
همچنین ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت می کند که: “پدرم ابوبکر بر من وارد شد در حالی که دو نفر از دختر بچه های انصار در مورد دلاورمردی های انصار در روز بعاث آواز می خواندند [و در روایتی دیگر آمده که دف می زدند] و البته خوانند گان خوبی نبودند!، وَلَيْسَتَا بِمُغَنِّيَتَيْنِ، پس ابوبکر گفت: آیا مزمار شیطان در خانه رسول الله؟! و آن روز عید فطر بود، پس رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: يَا أَبَا بَكْرٍ إِنَّ لِكُلِّ قَوْمٍ عِيدًا وَهَذَا عِيدُنَا. ای ابابکر! هر قومی عیدی دارد و این هم روز عید ماست” [3]
(ادامه دارد……..)
[1]بخاری (5163)
[2] المستدرك على الصحيحين/ سنن النسائي/ المصنف
[3] متفق علیه . رواه البخاري (909) ومسلم (892) . صحیح سنن ابن ماجه ـ علامه آلبانی1540





