درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(51- قسمت)

حالا واضح و روشن است که آن علمی که ازآن صحبت می شود تنها «لا اله- الا الله» و همان چیزی است که تمام پیامبران برای آن آمدند :« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ» (نحل/36) ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم (و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است) که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید .

برای همین است که می فرماید: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ‏(بقره/256) بنابراین کسی که از طاغوت نافرمانی کند و به طاغوت کفر کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است اصلاً گسستن ندارد. و به همه ی مسلمین امر می کند که: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ(محمد/19) بدان که قطعاً هیچ معبود والهی جز الله وجود ندارد . و رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در همون ابتدای امر می فرمود:يَا أَيُّهَا النَّاسُ، قُولُوا: لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ تُفْلِحُوا. ای مردم! بگویید: «لا إله إلا الله» تا رستگار شوید.

 به عنوان مثال ما در گفتگوی کسانی که این علم«لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّه» به آنان داده شده است و آنانی که به آنان داده نشده است مثالهای زیادی رادر قرآن می توانیم پیدا کنیم مثل: وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ (قتال:محمد/16) در میان آنها کسانی هستند که به سخنانت گوش فرا می‌دهند، اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، به کسانی که خدابدیشان علم و دانش بخشیده شده است، می‌گویند: این مرد الآن چه گفت‌؟ . آنان کسانیند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است (یعنی کافرن چه پنهانش باشه یا آشکارش)، و از هواها و هوسهایشان پیروی می‌کنند .‏

حالا واضح و روشن است که آن علمی که الله تعالی در میان صدها و بلکه هزاران علم دیگری در اولویت قرارش داده  است و پیام تمام پیامبران در طول تاریخ و رسالت آخرین فرستاده بوده چیست ؟ با این توضیحی که الله در مورد علم و صاحبان علم می دهد به صورت حصری می فرمایند : إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر/28) تنها بندگان عالم، از خدا، ترس دارند.

الان دیگر مشخص شد که آن علمی که باید به مسلمین باسواد و بی سواد، زن و مرد، پیر و جوانی که تنها از سلامت عقلی و روانی برخوردارند باید داده بشه چه چیز است؟ بله، این همان کفر به طاغوت و ایمان به الله، یا:  فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ(محمد/19) یا:قُولُوا:لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ تُفْلِحُوا، «لا اله» (كفر به طاغوت) و «الا الله» (‏إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏) است، بله همین است. همین.  هر که به همه ی آن ایمان آورد «آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا» این کسی است که به آن علم داده شده است:أُولُو الْعِلْمِ و عالم است، هر چند که کاملا بی سواد باشد مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم یا اکثر قاطع صحابه، و اگربه همه آن ایمان نیاورد جاهل و نفهم است هر چند که مثل ابوجهل از باسوادترین افراد جامعه و از دکترها و پروفسورهای جامعه هم باشد.

خوب حالا الله تعالی به همه امر کرده است که باید این علم را قبل از هر عملی کسب کنیم: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ. (محمد/19) اما همه ی مردم اولا ممکن است عربی بلد نباشند و ثانیا امکان این برایشان  نیست که محل خودشان را ترک کنند و بروند یادش بگیرند، در چنین حالتی عده ای از مردم همان محل باید بروند و این را یاد بگیرند: وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ ‏(توبه/122) مؤمنان همگی نمی توانند بیرون بروند. باید که از هر قوم و قبیله‌ای، عدّه‌ای بروند تا در دین فهم پیدا کنند، و هنگامی که به سوی قوم و قبیله خود برگشتند آنان را بترسانند تا حذرکنند، احتیاط کنن و هوشیارباشند‏

این افرادی هم که از میان قوم و قبله ی خودشان برای فهم دین رفته اند و آن را فهم کرده اند باید این را به زبان مردم خودشان که می فهمندش یاد بدهند : وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ (ابراهیم/4) ما هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم مگر این که به زبان قوم خودش، تا برای آنان (احکام الهی را) روشن کند. و باید برای هم زبانها و اقوام خودشان طوری روشنش کنند«لِیُبَیِّنَ لَهُمْ» همونطوری که می توانند بچه های خودشان را بشاسند اینطوری رسول الله صلی الله علیه وسلم و قانون شریعت الله برای شان روشن و آشکار و بدون ابهام و شک و شبه باشد: یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ (بقره/146)

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(50- قسمت)

مقدمات و پیش زمینه های وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 وحدت ایمانی فراگیر مسلمین بدون این مقدمات و پیش زمینه ها نمی تواند شکل بگیرد. چون قدم گذاشتن در تبعیت به احسان از سابقون الاولون عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و هم مسیر شدن با آنا ن و رسیدن به چنان جایگاهی نیازمند پیش زمینه هائی است که لازم است برای رسیدن به وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی و در نهایت رسیدن به شورای اولی الامر واحد و امت واحد و جماعت واحد از طرف عموم مسلمین رعایت بشوند. عالم کردن مسلمین و آگاهی دادن به آنها – آن هم به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم- یکی از پایه ها و مقدمات و پیش زمینه های این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است  که سعی می کنیم در این جلسه به صورت مفصلتری در موردش صحبت کنیم :

ممکن است برای بسیاری از شماها سوال باشد که الله تعالی چه طوری آنهمه صحابی بی سواد و درس نخوانده  است را «عالم» می داند، و در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم شخص باسواد و لیسانس و فوق لیسانس و دکتر و پروفسور آن زمان که به ابوالحکم مشهور شده بود را ابوجهل یعنی پدر نفهمی می نامند؟

جریان از چه قراراست؟ «عالم» از نظر الله تعالی چه کسی است؟ و آنانی که به آنها علم داده شده است چه کسانی هستند؟ آیا ممکن است کسی سواد نداشته باشد اما به او گفت «عالم»؟ آن علم و عالمی که مد نظر اللهِ چیست که بی سواد هم می تواند «عالم» بشود؟ چه طوری رسول الله صلی الله علیه وسلم خودش بی سواد بود و نوشتن بلد نبود و یارانش هم اکثرا همینطوری بی سواد بودند الله آنان را «عالم» می داند؟ آیا برای «عالم» شدن معیار باسواد بودن است؟ یا باسواد بودن پیش شرط «عالم» شدن از نظر الله محسوب می شود؟  و دهها سوال دیگر که ممکن است برای بیشتر ماها پیش آمده باشد و ما را به این سوال نهائی رسانده باشد که من از کجا شروع کنم؟ آن علم کدام است و من چه طوری می توانم خودم «عالم» بشوم و دیگران را هم به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم «عالم» کنم؟

 لازم است در ابتداء بدانیم منظور الله تعالی از آن «علمی» که بی سوادهائی چون سمیه و یاسر و عمار و بلال و غیره را بر با سوادهائی چون ابوجهل و یهودیها و نصرانیها و غیره برتری داده بود چیست؟ اینطوری به راحتی می توانیم بفهمیم «علمی» که در اولویت است و ما باید آن را یاد بگیریم و یاد بدهیم کدام است؟ چون علمهای دیگری هستند که در درجات پائینتری قرار گرفته اند و در اولویتهای بعدی هستند مثل: علم تعبیر خواب به یوسف علیه السلام: رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِن تَأْوِیلِ الأَحَادِیثِ (یوسف/101) یا علم صنعت به داود علیه السلام: وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ (انبیاء/80) یا علم فهم زبان پرندگان به سلیمان علیه السلام: وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ (نمل /16) یا علم پزشکی، مهندسی ، صرف و نحو و بلاغه و صدها و بلکه هزاران علم دیگری که وجود دارند.

الله تعالی در مورد علمی که در اولویت قرار دارد می فرماید:

  • وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ(بقره /120) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنید، بعد از آن که «علم» به تورسیده است، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود . مشخص است این علمی که از آن صحبت میشود جزءآن علمهائی که اسم بردیم  یا صدها و هزاران علم دیگری که وجود دارند نیست
  • وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (بقره /145) و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنی بعد از آن که «علم» به تو دست داده است، در این صورت تو بی‌گمان از زمره ستمکاران خواهی بود . اینهم مشخص است از علم دیگری صحبت می کند.
  • ‏فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ‏(آل عمران /61) هرگاه بعد از «علمی» که  به تو رسیده است  با تو به ستیز پرداختند …. اینجا هم درمسأله ی مباهله بدون شک منظور آن علوم نیستند.

به دنبال این دسته آیات الله تعالی صاحبان علم را اینطوری معرفی می کند :

  • شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (آل عمران/18) خداوند گواهی می‌دهد این که الهی جز او نیست، و این که او دادگری می‌کند، و فرشتگان و صاحبان علم گواهی می‌دهند . جز او معبود و الهی نیست که هم توانا است و هم حکیم .‏ بله، اینجا روشن می کند که آن علم چیزی جز شهادت به لا اله- الا الله نیست. و صاحبان علم هم همان کسانی هستند که چنین شهادتی رادادند.
  • وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ (آل عمران/7) راسخان (و ثابت‌قدمان) در علم می‌گویند: ما به همه آنها ایمان داریم همه از سوی خدای ما است. و جز صاحبان عقل متذکّر نمی‌شوند .این واکنش عملی اهل لا اله الا الله به تمام قانون شریعت الله و تمام آن احکام و قوانینی است که از طرف الله نازل شده است. و اینان اهل علم و ثابت قدمان در علم هستند و کاری هم به پیرو وجوان و باسواد و بی سواد و زن و مرد ندارد .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (49- قسمت)

زمانی که حرکت و جهاد فردی شروع می شود باید تنها و تنها به قدرت حکومتی چشم دوخته بشود، و نباید به هیچ یک از مراحل قبل از حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ راضی شد. زمانی که مومنین ناچارمی شوند به صورت فردی دست به جهاد بزنند و حقشان را بگیرند اما متوجه می شوند که به تنهائی کاری از دستشان بر نمی آید، سعی می کنند با دیگر آزادیخواهان و دیگر مظلومین مسلمان هم محله یا هم زبان یا هم مذهب یا سایر مسلمین مناطق دیگر یک قدرت بزرگتری نزدیک به قدرت دشمن و طاغوت مهاجم به وجود بیاورند، برای همین است که سازمانها و جماعتها و احزاب مختلفی در تمام سرزمینهای مسلمان نشین به وجود می آیند .

عده ای از مسلمین متأسفانه در همین مرحله متوقف می شوند، و به سمت تکامل به پیش نمی روند، و با تولید انواع احزاب و جماعتهای مختلف خودشان هم گاه مانعی در راه تکامل جهاد و مبارزه به سوی تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ می شوند  و کودکی که می رفت مسیر تکاملی خودش را طی کند در معرض سقط قرار می دهند، و علاوه بر آنکه خودشان به قدرت حکومت اسلامی و ثمره ی خونها و ناموسها و اموال و ویرانیهای به بار آمده نمی رسند بلکه در نهایت دوباره باعث تحکیم یک طاغوت دیگر یا مستحکم کردن پایه های همان طاغوت قبلی می شوند.

بله، گرایش به وحدت و حرکت به سمت و سوی شورا و تشکیل حکومت اسلامی و امت واحِد وَ اِجماع واحِد و جماعت واحد تنها راهی است که برای ما وجود دارد، تا با کسب قدرت خواسته شده، خودمان رامستحق خلافت در زمین کنیم و خودمان را مستحق وعده های الله به رسولش در مورد از بین رفتن فقر و گرسنگی و پاک کردن آلودگیها و گمراهیها و بیرون راندن دشمنان و از بین بردن سلطه ی آنان کنیم، و به صورت دسته جمعي جهادی متحد را برای احقاق حق و اجراي خواسته هاي دينيمان به پیش بریم.

ما در اولين پله و مرحله ی این جهاد و مبارزه ی فراگیر بايد خواستهایمان را يكي كنيم، و روی ایمان مشترک و نقاط مشترکمان و منافع مشترک دنیوی و اخرویمان انگشت بگذاریم .به دنبال این، در شورا این خواسته ها و منافع و نقاط مشترک دنیوی را به رأي بگذاريم، و بعد كه تصويب شدند، همه با هم چنان با هم متحد بشویم كه تا آخرين حد ممكن و با توسل به تمام شيوه ها و وسايل ممكن و مشروع، از این وحدت و شورا دفاع كنيم.

زمانی که الله تعالی با نعمت شورا به ما لطف می کند و به ما قدرت و عزت می بخشد ما حق کفران نعمت و ضایع کردن چنین نعمت اساسی را نداریم :

  • و باید برای محافظت از چنین نعمت بزرگی تمام سخنان و اقدامات و برنامه های تبلیغی و عملیمان بر اساس رای واحد شورا انجام بشود،
  • باید تبعیت از تکبر و به دنبال آن تکروی و پيش خود كاركردن و بنام جمع و شورا حرف زدن، ممنوع و نامشروع بشود.

چرا؟ چون ما دیگر قرنهاست فهمیده ایم كه در اتحادمان چه قدرت بزرگي نهفته است، و این درک و فهم ما در آثار دهها عالم ما مکتوب شده، و الان می خواهیم  به تجربیات آن همه عالم و آزادیخواه گذشته و تجربیات و يافته هاي ذهني و قلبی خودمان ايمـان پيدا کنیم، و تمام این یافته های گذشته و حال را که اینهمه برایش تبلیغ کردیم را عملـي کنیم، وعملا ثابت کنیم که مي توانيم با اتحاد فراگیر و همبستگي و مبارزۀ دسته جمعي، و از طريق شوراي متخصصين امر، و حکومت اسلامی در هر سطحی که شکل گرفته، به اذن الله  بر تمامي مشكلاتمان پیروز بشویم و به اهدافمان برسيم.

 (ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(48- قسمت)

وظیفه ی ما بیان استراتژیها و تاکتیکهای قانون شریعت اللهِ، حالا تبعیت یا عدم تبعیت از چنین سنتها و قوانینی به خود اشخاص بر می گردد و ما نه وکیل اشخاص درقیامت هستیم و نه بر قلب آنان تسلطی داریم: وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ (یونس/108)‏ و « لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ »(انعام/66).

با این وجود رسول الله صلي الله عليه وسلم می فرماید: إِنَّ مِنْ شَرِّ النَّاسِ، رَجُلًافَاجِرًا، يَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ لَا يَرْعَوِي إِلَى شَيْءٍ مِنْهُ. از جمله بدترین انسانها شخص فاجری است كه «قرآن» را مي خواند و اما در اعمال خودش دگرگونی و تغییری به وجود نمي آورد.

چون رضاي  الله و آزادي و سعادت انسانها در گرو « يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ »( رعد/ 11) است، و باید از حصار خطرناك خود محوري، پيشداوري و خود پرستي  و جاهلیتی كه اشخاص و احزاب و جماعتها و گروهها همچون كرمهاي ابريشم پرورشي بدون در نظر گرفتن عواقب آن  به آن عادت کرده اند و به آن خو گرفته اند، خودشان را رها کنند و تمام تمرکزشان بر بازگشت مجدد رهبریت عام مورد پذیرش همه یعنی حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد آن و امت واحد و جماعت واحد متمرکز کنند.

یکی از صفات بارز سابقون الاولون در محافظت از این جماعت این بود که با حساسیت خاص از یکپارچگی و وحدت خودشان محافظت می کردند، و حتی اجازه ی وسوسه های تفرقه انگیز هم به خودشان راه نمی دادند، و کلا نگرششان به مسلمین بر اساس حسن ظن بود. به همین سادگی کسی را از جماعت مسلمین که در پناه حکومت اسلامی و بر اساس شورای اولی الامر و امت واحد و اجماع واحد به وجود آمده بود بیرون نمی کردند، و خودشان هم ذره ای از چنین جماعتی فاصله نمی گرفتند. چون یقین داشتند و درک کرده بودند که :إِنَّهُ مَنْ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ فَمِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ[1]همانا كسي كه از جماعت به اندازه وجبي فاصله بگيرد و بميرد،جاهلانه مرده است.  و این خروج از جماعت هم، خروج از اطاعت از حکومت اسلامی و اجماع واحد آن، و ایجاد تفرق میان مسلمین و ایجاد جنگ و درگیری بین مسلمین و مومنین است که درنهایت به جنگی جاهلی کشیده می شود، که نه ایمان شخص مورد احترام واقع می شود، ونه عهد و پیمانی که با الله در سمعنا و اطعنا در حفظ خون و مال و ناموس مسلمین و سایر امور شرعی به الله داده شده است، و جنگهایی کورکورانه و بدون بینش و درک صحیح شرعی و بر اساس عصبیت و قومیت و تنفر و جاهلیت پیش می آید، که سالهاست شاهد چنین جنگهای کورکورانه ای هستیم:  وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ .[2] هر کس زیر پرچم کوروکورانه ای بجنگد، و برای قومیت به خشم بیاید و به آن دعوت کند و آنرا یاری دهد و در این راه کشته شود، مرگش مرگی جاهلی است.

خوب حالا ما در میان مسلمین جماعت واحدی نداریم، بلکه صدها و حتی هزاران جماعت مختلف و رنگارنگ داریم. چرا؟ چون اجماع واحدی نداریم. و این اجماع واحد از امتی واحد و این امت واحد هم از شورای اولی الامر واحدی به وجود می آید که این شورا هم خودش از دست آوردهای حکومت اسلامی  عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است .

پس وجود این صدها جماعت مختلف توجیه شرعی ندارد، و کسی نمی تواند خارجین از جماعت خودش را مشمول پیامدهای احادیث بداند. بلکه این جماعتهای متفرق تنها ابزاری در حالت اضطرار برای حرکت به سوی شورای مجاهدین و تشکیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است. اینها همگی ابزارند و وسیله اند برای رسیدن به اجماع واحد و جماعت واحد. زمانی که به چنین اجماع واحدی رسیدیم که فرآورده ی امت واحد و شورای اولی الامر واحد ناشی از حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است، در واقع به جماعت واحدی هم رسیدیم. در این صورت به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم : مَنْ خَلَعَ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ لَهُ. [3]

واضح است که تطبیق این دستور قانون شریعت الله در مورد جماعت تنها و تنها در صورت شکل گیری جماعت واحد مسلمین صورت می گیرد که شکل عالی آن در دارالاسلام و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ یا بدیل اضطراری آن خودشان را نشان می دهند، تا رسیدن به این منظور در حالت اضطرار تنها جماعتهای بزرگتر و بزرگتر و شورای جماعتها می تواند توجیه شرعی داشته باشند نه بالعکس .

(ادامه دارد…….)


[1]متفق عليه عن ابن عباس

[2]صحيح مسلم كتاب الإمارة (54/ رقم الحديث 1848 )

[3]صحيح مسلم – الإمارة (1851) مسند أحمد – مسند المكثرين من الصحابة (2/70)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(47- قسمت)

این برادران نامیزان و نامتعادل و جاهل ما هنوز به این میزان از درک و فهم نرسیده اند که تا زمان ایجاد رهبریت واحد حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  و بازگشت رهبریت واحد شورای اولی الامر واحد با اجماع واحدش به میان مسلمین که سالهاست از آن محرومند شر تفرق بسیار بسیار بزرگتر از شر گوساله پرستی و سایر شرکهای آشکار در میان بخش زیادی از مسلمین جاهل و فریب خورده است. سیدنا هارون را به یاد بیاورید که در برابر گوساله پرست شدن بسیاری از قومش تا زمان برگشت «رهبریت مورد قبول همه» چه واکنشی نشان داد.

سیدنا هارون شر تفرق را بيشتر از انحراف قوم در شرک گوساله پرستی ديد، و تا برگشت «رهبریت مورد قبول همه»، تا حدی در مبارزه پیش رفت، و زمانی که دید کار به قتال و جنگ و کشت و کشتار کشیده می شود دست برداشت، و کوتاه آمد، و وحدت را حفظ کرد، و ثابت قدمان را از منحرفین جدا نکرد، و انشعاب نکرد، و تفرق به وجود نیاورد:  قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَیْهِ عَاکِفِینَ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْنَا مُوسَى* ‏‏قَالَ یَا هَارُونُ مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی*  قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ‏(طه/91-94) گفتند: ما پیوسته به پرستش این گوساله ادامه می‌دهیم تا موسی به پیش ما برمی‌گردد .‏(موسی) گفت: ای هارون! هنگامی که دیدی آنان گمراه می‌شوند، چه چیز مانع از آن شد که (جلو ایشان را بگیری و نگذاری به بیراهه روند ؟ و) از من پیروی کنی‌؟!. آیا از دستور من سرپیچی کردی‌؟‏(هارون) گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه موی سرم را. من ترسیدم که بگوئید میان بنی‌اسرائیل تفرقه انداختی و سفارش مرا به کار نبستی .‏

الله تعالی بعد از این نمی فرماید که سیدنا هارون در این کارش اشتباه کرده  است و کارش را تأئید می کند. در حالی که اگر اشتباه بود قطعا روشنگری می کرد، و می بینیم که در موارد مختلفی به کارهای اشتباه سایر انبیاء حتی در حد دعا کردن سیدنا ابراهیم برای پدر مشرکش و اخم کردن رسول الله صلی الله علیه وسلم برای آن نابینا و موارد اشتباه اینچنینی هم صرف نظر نمی کند.

 الله دعوت کرده است به وحدت، حالا اگر کسی مسیر تفرق را برود برخلاف قانون شریعت الله حرکت کرده و دچار شرک شده است و: إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاءُ وَمَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیداً ‏ (نساء/116) پس نمی شود با شرک به شرک جواب داد. نمی شود با شرک تفرق با شرک گوساله پرستی جاهلین و فریب خورده های مسلمان برخورد کرد. این نکته ی بی اندازه مهمی است که خیلی از اهل قبله و بخصوص برادران مجاهد ما یا نادیده می گیرندش یا زیاد به آن اهمیت نمی دهند و خودشان را به مصیبتی بزرگ دچار می کنند و اکثرا مثل سلفیون آل سعود و جاهلهای مذهبی مورد سوء استفاده ی دشمنان قانون شریعت الله هم قرار می گیرند که نمونه های آن را درعربستان و الجزائر و عراق و سوریه و افغانستان و چچن و کوردستان و غیره دیده ایم . 

جرم و عذاب تفرق برای دنیای مسلمین بسیار بالاتر از جرم کسانی است که جاهلانه فریب خورده اند و جاهلانه به دلیل وجود زمینه هائی، درعقاید و اعمالشان دچار شرکیاتی شده اند . تشخیص این بسیار مهم است. اهل عراق و شام که از اسبابهای مهم تبدیل حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به بدیل اضطراری آن شده بودند و علاوه بر این مرتکب جرم بزرگ قتل حسین رضی الله عنه شده بودند، از عبدالله بن عمر در حين احرام درباره خون پشه و حرام يا حلال بـودن آن سـؤال مي كردند كه با درك اسلامي جواب داد: به اهل عراق نگاه کنید در حاليكه دختر زاده رسول الله صلی الله علیه وسلم  را شهيد مي كنند و باكي ندارند آنگاه مي آيند و درباره خون پشه سؤال مي كنند كه حكم آن چيست ؟

مسلمین این زمان و حتی چندین نسل گذشته هم از همین متد و روش استفاده می کنند، با دامن زدن به عذاب تفرق به راحتی خون همدیگر را می ریزند، به زن و بچه و پیرو جوان همدیگردرمراکز عبادیشان رحم نمی کنند، و اسباب به تأخیر افتادن نصرت الله و خلافتی که به مستضعفین در زمین وعده داده بود می شوند، و علاوه بر این، طول عمر حکمرانی طاغوتها و اشغالگران بر سرزمینهایشان هم اضافه می کنند، و باعث ادامه ی فقر و گرسنگی و تسلط دشمنان بر مسلمین میشوند، آنوقت در کمال پرروئی و افتخار وجهالت، خودشان را هم فرقه ی ناجیه می دانند، و با افتخار در مورد رعايت سيواك و مشتي ريش و لجبازی و گیر دادن به مسائل بسیار ریز و جزئی مسلمین و غیره به خودشان می بالند و برای آن حکمت تراشی ها و فلسفه ها می بافند.  این انحراف آشکار در مسیر نصرت و یاری اللهِ که کسی درآن شک ندارد .

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(46- قسمت)

بنیانگذاران اکثر این شوراهای کوچک سقط شده که الان به صورت مذاهب مدرن و سازمان یافته ای درآمده اند هدفشان بازکردن راهی شرعی برای برگشت مؤمنين از كوره راهها و بيراهه هاي تفرق، بسوي جاده اصلي امة واحده و اجماع واحده و جماعت واحد از طریق ارتقاء وحدت با سایر مسلمین در شوراهای بزرگتر، و هدايت و آزاد شدن از جويبارهاي متفرق، و ورود به درياي واحد اسلام بود؛ اما مریدهایشان تنها به دلیل هوای نفس و آلوده شدن به درصدهائی از تکبر وعدم توجه به اخطار الله تعالی: «وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‌ أَلَّا تَعْدِلُوا» سر از جای دیگری درآورده اند که در مواردی شرشان از مذاهب سنتی برای اتحاد مسلمین بسیار بیشتر بوده است.

در اینجا آنچه که عده ای از برادران مسلمان ما در وضع اضطراری موجود قبل از تشکیل اجماع واحد و جماعت واحد به آن دقت نمی کنند مسأله ی وحدت ایمان و صف است نه وحدت رای، ما می توانیم تا رسیدن به اجماع واحد و جماعت واحد، شورائی باشیم از فرق و تفاسیر مختلف که مشتركاً با رای شورایی که در هر سطحی به وجود آوردیم به جهادمان تا رسیدن به حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و تشکیل شورای اولی الامر واحد و تشکیل امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحد ادامه بدهیم که حجت مطلق است برای همه . 

این شوراها هم نباید مثل جماعتها و حزبها در مرحله ی قبل از تشکیل شورای جماعتها از سیر تکاملی خودشان متوقف بشوند و گاه تبدیل بشوند به چیزی شبیه یک مذهب، بلکه باید هدف، تشکیل شورای اولی الامر جهانی باشد، و تا رسیدن به این هدف باید شوراهای بزرگتری تشکیل داد که در این شوراها گروهها و جماعتها حق سرپیچی از رای شورا را ندارند، و باید کلیه ی فعالیتها بر اساس رای اکثریت شورا باشد و هر گونه تک روی ممنوع باشد.

  در وضع موجود و با وجود اینهمه تفسیر، تأویل، فرقه، حزب و گروه مختلف، تمام مسلمین باید یاد بگیریم که ما «محك» نيستيم برای ارزيابي مسلمین مخالفمان، تا موافق ما خوب باشد و مخالف ما بد، همه ی ما در برابر همدیگر حجتهای نسبی هستیم و تنها شورای واحد و اجماع واحد آن است که حجت مطلق برای مناطق تحت مدیریتش است . این هم تنها برای مناطق تحت مدیریت خودش حجت است، نه برای مناطق دیگر که درمدیریت این شورای واحد و اجماع واحد نیستند. تنها زمانی که شورای اولی الامر جهانی با رای واحد و اجماع واحدش که شکل گرفت آن وقت است که برای تمام مسلمین دنیا حجت مطلق می شود. 

بسیاری از برادران نامیزان و نامتعادل ما معمولا به بهانه هائی چون پاک نبودن منهج زیر مجموعه های شورا، و حتی پاک نبودن و آلوده بودن بعضی از اعضای شورا به بیماریهای مختص منافقین و سکولار زده ها آلوده شده و باعث انشعاب و تفرق می شوند . این برادران نمی توانند در پاک بودن منهج رهبریت با پاک بودن زیر دستان و حتی اعضای شورا فرق بگذارند، و انتظار دارند همه مثل رهبریت باشند .

اینان انتظار دارند که در شورای جنگی رسول الله صلی الله علیه وسلم مثلا کسانی چون عبدالله ابن ابی و آنهمه بیمار عقیدتی و رفتاری وجود نداشته باشند، و اگر بودند، پس این اسبابی می شود برای جدائی از صف رهبریت، و حتی متهم کردن رهبریت به انواع تهمتهائی که شاهدش بوده و هستیم، و آشکارا همان کاری را می کنند که عبدالله بن ابی و جماعتش درغزوه ی احد کردند و دچار گناه و عذاب بزرگ تفرق می شوند و خودشان را مشمول صفات مشرکین می کنند. در حالی که می دانند که :

  1. تفرق عذابیه در حد زلزله و صاعقه : قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَىٰ أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ ۗ (انعام/65)
  2. اینها می دانند که صبر نکردن و خود را دچارعذاب تفرق کردن باعث درماندگی و ناتوانی مسلمین می شود و شکوه و هیبت مسلمین از بین می رود: وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ‏(انفال/46)
  3. اینان می دانند که رابطه ای بین تفرقه اندازها با رسول الله صلی الله علیه وسلم باقی نمی ماند : إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ ‏ (انعام/159)
  4. همچنین می دانند که تفرق از صفات مشرکین و سکولاریستهاست که الله تعالی مسلمین را از چنین صفتی نهی کرده است و امر کرده از چنین صفتی دوری کنیم: وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ‏ * مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعاً ‏(روم/ 33- 32)

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(45- قسمت)

در برابر به کسانی که از الله تعالی و رسولش اطاعت می کنند وعده می دهد: ‏وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا‏ .( النساء/ 70-69) و کسی که از خدا و پیغمبر اطاعت کند، او همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده استاز پیغمبران و راستروان و شهیدان و شایستگان، و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند !‏« وَ حَسُنَ أُوْلئِکَ رَفِیقاً» : آنان چه دوستان نیکو و خوبی هستند . ‏

پس شوخی بردار نیست، تو باید تصمیم خودت را بگیری که می خواهی با عدم اطاعت و پاسخ منفی به دعوت الله تعالی خودت را مشمول «شَدِیدُ الْعِقَابِ» کنی یا با اطاعت کردن خودت رامشمول «أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ»  وآنانی کنی که الله به آنان نعمت داده است و هر روز چندین بار در نمازت دعا می کنی که الله تعالی تو را در ردیف  و در راه «الَّذِینَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» قرار بدهد؟ در گفتارو کردارت صادق باش و تکلیف خودت را روشن کن تا مشمول «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ» نشوی.

توئی که می دانی، و با دلایل آشکار شرعی برایت روشن و واضح است که الله تعالی در حالت عادی آن تنها اجتهاد و استنباطی از قرآن و سنت و مسائل روزی را می پسندد که از طريق شوري ارائه شده باشد نه اجتهادات فردی اشخاص و احزاب و گروههای مختلف و متفرق را، هر چند این اشخاص دانشمندترين و عالمترين شخص زمان خودش هم محسوب بشود، و می دانی و یقین داری که الله تعالی ما و شما را به شورای واحد و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد دعوت کرده است، در این صورت باید موضع خودت را روشن کنی که آیا با شورا و وحدت و حرکت به سمت و سوی امت واحده و جماعت واحده هستی؟ یا با دل بستن به اجتهادات فردی اشخاص و گروهها و احزاب متفرق بدون وابستگی به جنبش جهانی مسلمین در مسیر دیگری در حرکت هستی که به تحکیم و ادامه و حتی تولید شرک فرقه سازی و تفرق و ادامه ی فقر و گرسنگی و تسلط دشمنا ن بر مسلمین و بی حکومتی مسلمین ختم می شود؟ 

نکته ای که لازم است در اینجا به آن اشاره بشود این است که عده ای از برادران ما موفق شده اند که شوراهای مدیریتی را در حد یک حزب و جماعت به وجود بیاورند، و در همین مرحله مانده اند، و خودشان تبدیل می شوند به مذهبی مدرن و امروزی در کنار دهها و بلکه صدهای مذهب مدرنی که اینطوری تولید شده اند . تفاوت این صدها مذهب مدرن با 4 مذهب معروف به اهل سنه و دو سه مذهب معروف به تشیع تنها در این است که اینان گاه به روش شورائی و اکثرا منظم اداره می شوند و این چند مذهب محدود سنتی به صورت غیر متمرکز به حیات خودشان ادامه می دهند  و اکثرا اختلافات این مذاهب سنتی هم تنها در امور جزئی و فقهی شخصی است اما اختلافات این مذاهب مدرن اکثرا در مسائل عقیدتی و منهجی است.   

ما تا زمان رسیدن به شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد به استقلال درون گروهی و تصمیمات هیئت مدیره ی تمام مذاهب سنتی و مدرن در مسائل ریز و درون گروهیشان با تسامح و مدارا برخورد می کنیم، و به زبان امروزی به «اصل کنفدراليسم» اسلامی در مورد آنها عمل می کنیم ، اما توقف در همین حد و هدایت نکردن تصمیمات به سمت و سوی شورای بزرگتر و در نهایت هدایت نکردن تصمیمات به سمت و سوی شورای اولی الامر جهانی مسلمین را غیر شرعی می دانیم، و هر تصمیمی که در این مسیروحدت و تولید اجماع بزرگتر نباشد را ضرباتی به همه ی مسلمین و خدمتی به دشمنان متحد می دانیم .

کسانی که دچار توقف می شوند و شوراهای خودشان را مثل مذاهب مدرن در می آورند و اجازه نمی دهند که در شوراهای بزرگتری حل بشوند حداقلش این است که دچار شرک فرقه گرائی و مذهب سازی و تفرق به شیوه ی نوین شده اند، و به صورت تدریجی باعث تنها و بی پناه ماندن شورا و جماعت وحزب و سازمانشان در برابر خیل عظیم و گسترده ی جاهلیت و طاغوتهای جهانی و منطقه ای و مسلمین مخالف خود می شوند که آن همه برایش زحمت کشیده اند تا آن را به این مرحله رسانده اند.

اینها هرگز نمی توانند در موقعیتهای ضروری و لازم از نیروهای سایر شوراهایی که آن ها هم به شکل مذاهب مستقل و مدرنی در آمده اند و هر کدام به صورت متفرق مسیر خودشان را طی می کنند استفاده کنند و از آن ها کمک بگیرند . این همان زمانی است که این شوراهای نابالغ به تکامل نرسیده سقط می شوند، و در برابر جاهلیت موجود و طاغوتهای حاکم مجبور به دادن چنان امتیازاتی می شوند که چیزی غیر از تسلیم شدن آنان به جاهلیت و طاغوت معنی نمی دهد . این همان مرگ و انحراف انکار ناپذیر و آشکار این شوراهای نابالغ است که از یکطرف باعث تلف شدن آن همه اعضای متعهد و فداکار می شوند، و از سوی دیگربا تسلیم شدن به طاغوتها، در راه وحدت فراگیر مسلمین و تشکیل شوراهای بزرگتر و در نهایت شورای اولی الامر که امر و دعوت الله تعالی است، به صورت مانع و سد در می آیند . تمام این مصیبتها به دلیل تبعیت آن ها از هوای نفس یا قلب شروع شده است که آنها را به این مرحله رسانده است.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(44- قسمت)

به این شیوه الله تعالی در جاهای مختلفی امر به شورا می کند. در جایی زمانی که صفات  «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» ‏را بیان می کند می فرماید: وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ‏(شوری/38) و کسانیند که دعوت پروردگارشان را پاسخ می‌گویند، و نماز را برپا میدارند، و کارشان به شیوه شورائی و بر پایه مشورت با یکدیگر است، و از چیزهائی که بدیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند. الله ما را به چنین اموری دعوت کرده  است و باید به این دعوت الله تعالی جواب مثبت داده بشود:

  1. أَقَامُوا الصَّلَاةَ « الصَّلَاةَ » فعل ماضي است
  2. أَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ «شُورَى» جمله اسميه ست و ميزان اهميت و نقش آن را می رساند
  3. مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ « یُنفِقُونَ» هم فعل مضارع است

بله زمانی که شما باید به یک دعوت شرعی برای غذا خوردن توسط یک مخلوق لازم است پاسخ مثبت بدهید: إِذَا دُعِىَ أَحَدُکُمْ إِلَى طَعَامٍ فَلْیُجِبْ فَإِنْ شَاءَ طَعِمَ وَإِنْ شَاءَ تَرَکَ[1] .هرگاه، یکی از شما به صرف غذایی، دعوت شد، آن را بپذیرد. اگر میل داشت، بخورد. و اگر میل نداشت، نخورد. بسیاری از ائمه و بزرگان صالح ما در گذشته و حال در حالی که روزه ی مستحب داشتند در چنین دعوتهای شرعی شرکت می کردند و از طرف صاحب خانه ها برایشان دعای خیر می شد.

خوب، حالا خالق جهانیان ما را دعوت کرده، معقول است دعوتش را اجابت نکنیم؟ جواب مثبت ندادن به این دعوت الله تعالی کار یک انسان میزان و متعادل نیست.  زمانی که الله تعالی امر می کند : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا‏ (نساء/59) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! از خدا (قرآن) و از پیغمبر(سنّت) اطاعت کنید، و از متخصصین و صاحبان امر خود فرمانبرداری نمائید و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پیغمبر او) با رجوع به سنّت) برگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید . این کاربرای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است .‏

در این صورت واضح است که الله تعالی ما را دعوت به کاری کرده است که برایمان بهترین راهکار است . زمانی که چنین آشکارا مخاطب قرار می گیریم و امر می شویم، ما در موقعیتی قرار می گیریم که: ‏وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا‏.( احزاب/ 36) هیچ مرد و زن مؤمنی، در کاری که خدا و پیغمبرش داوری کرده باشند اختیاری از خود در آن ندارند. هر کس هم از دستور خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتار گمراهی کاملاً آشکاری می‌گردد .‏

واضح است، شورايي كه بر اساس اجتهاداست، خط السير تشريع اسلامی است. والله تعالی، هر حكمي را كه به این شیوه و از کانال چنان شورايي استخراج و استنباط بشود، بعنوان  دين مي پذيرد و آن را در رديف احكام الهي و  تبينها و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم به حساب می آورد.

أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛ دليل تكرار أَطِيعُوا بياني روشن است برای اطاعت کردن  مسلمین از شورای أُولِي الْأَمْری که تشکیل دادند . حالا شخص مسلمان در هر امر یا مسأله اي چه آرام بخش باشد چه ترسناك، باید به چنین شورائی مراجعه کند: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ… دنباله اين پيام ، تكان دهنده است كه: وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا‏؛ بله ،خطرناک است، اگر غیر از کانال شورای أُولِي الْأَمْری که الله تعیین کرده  است از حکم و برنامه ی دیگری تبعيت بشود مساوی است با پيروي از شيطان. و این خیلی خطرناک است.

نکته ی مهم دیگر اینکه زماني كه الله تعالي امر میکند :  أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ،  چون مي دانسته كه اولي الامرها هم به دلیل مخلوق بودن خالی از خطا و اشتباه نیستند و ممكن است روی مسأله ای کارشان به منازعه کشیده بشود، و به نتیجه نرسند، و باعث ایجاد تفرق در میان امت واحد و جماعت مسلمین بشوند بلافاصله راهکار برون رفت از این معضل را نشان می دهد:   فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ.. و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پیغمبر او) با رجوع به سنّت) برگردانید . و این امر را با یک شرط حساس و خطرناک به پایان می رساند : إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ.اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید .

حالا اگربه فلان شخص یا فلان گروه و فلان مذهب و فلان حزب ایمان دارد این باید برود و مشکلش را با خودش حل کند، اما اگر به الله و روز قیامت ایمان دارد تنها راهکار این است که الله نشان داده است و بس.:”مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ‏” (حشر/7). چیزهائی را که پیامبر برای شما آورده است اجراء کنید، و از چیزهائی که شما را از آن بازداشته است، دست بکشید. از خدا بترسید که خدا عقوبت سختی دارد .‏

(ادامه دارد…….)


[1]مسلم/ ۱۴۳۰

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(43- قسمت)

زمانی که شورای أُولِي الْأَمْرِ وجود ندارد باید حداقل این را بدانیم که  با وجود اين همه تفرق و آشفتگی به وجود آمده این تشخيص خود ماست كه مي گوئيم روش ما به اسلام نزديكتراست . قاضي (یعنی شورا) نيامده است صحت این تشخیص ما را تاييد كند، همه مدعي اند و همه خودشان شاكي اند، و چون قاضي وجود ندارد هيچكدام نبايد خودش را صد درصد برحق بداند و مخالف را صد درصد بر باطل. اینجاست که قول امام شافعی رحمه الله اهمیت خودش را نشان می دهد که می گوید: رای من صحیح است اما احتمال اشتباه هم در آن هست و رای مخالف من اشتباهِ اما احتمال صحیح بودنش هم هست .

به دور از انصاف و عین جهالت است که در برخورد با یک فرقه ی اهل قبله بگویی هر آنچه فرقه ی من می گویید اسلام است و هر آنچه فرقه ی تو می گوید غیر اسلامی. هم ما مدعی هستیم که اسلام ناب پیش ماست هم طرف مقابل. دو مدعي نسبت به هم حق ندارند يكي از آنان قاضي بشود. دردنیا هم مدعی و هم قاضی بودن را هیچ انسان سالمی نمی پذیرد .

در این تفرقی که به وجود آمده است تنها شورای أُولِي الْأَمْرِکه می تواند بین اینهمه فرقه و مذهب متفرق و مدعی قضاوت کند . تعدد اجتهادات فردی باعث تعدد مذاهب و احزاب مختلف شده است. وحدت اجتهادها تنها در مجلس شورا ی أُولِي الْأَمْرمتحقق مي شود و تنها این شوراست که با اجماع واحدش تعیین می کند کدام رای و اجتهاد صحیح تراست . تنها در اين صورت است كه می شود ادعا كرد كه آنچه از آن پيروي مي كنيم اجتهاد ناب و آنی است كه تمامي پيامبران صلوات الله علیهم اجمعین مبلغش بوده اند.

اسلام حل اختلاف در کوچکترین مجموعه ی اجتماعی یعنی خانواده تا بزرگترین نهادهای اجتماعی چون نهاد قضاوت و حکومت وغیره را به شورا سپرده است. یک زن و شوهر که با هم دچار اختلافی می شوند راهکار حل اختلاف اینان را به شورائی خارج از این دو منتقل می کند، چون هر دو مدعی هستند.  اختلاف میان زن و شوهر با آنهمه تمایزاتی که با هم دارند امر عادی و اجتناب ناپذیری است، مثل اختلاف رسول الله صلی الله علیه وسلم با همسرانش. در اینجا مهم روش حل این اختلافات است که منجر به تفرق و جدائی نشود.

درمسائل اجرائی جامعه و حکومتی زمانی که از طرف بعضی از تابعین اعلام می شود اختلاف امت رحمت است، اختلاف در برابر اتفاق است، يعني عدم اتفاق، نه در برابر تفرق كه نتيجه منفي است، اختلاف در شوراي اولي الامر است كه آن همه نتايج مثبت را به بار می آورد. آراء مختلف در این شورا باعث پيشرفت و ترقي و باعث انتخاب بهترين و مناسب  ترین راه حل می شود.

در این شوراء تا زمان اعلام رأی نهائی اتفاق وجود ندارد و اختلاف حاکم است، و این عدم اتفاق و اختلاف در مسائل مختلف، طبیعی و همیشگی است. عرض کردیم که چون انسانها تا روز قیامت از کافر و مسلمان شکل گرفته اند اینها به صورت امت واحدی درنمی آیند تنها آنانی به صورت امت واحد درمی آیند که الله به آنان رحم کرده باشد که مسلمین هستند، چون الله بر کفار غضب کرده است نه رحم . الله تعالی می فرماید: وَلَوْ شَاء رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ ‏* ‏ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ ‏(هود/118-119) اگر پروردگارت می‌خواست مردمان را ملّت واحدی می‌کرد ولی آنان همیشه متفاوت و مختلف خواهند ماند .‏« وَلا یَزالُونَ مُخْتَلِفِینَ » : همیشه متفاوت و مختلف می‌مانند. مگر کسانی که خدا بدیشان رحم کرده باشد و خداوند برای همین (مختلف بودن) ایشان را آفریده است، ‏« لِذالِک خَلَقَهُمْ »: خدا آنان را بر تفاوت و تنوّع آفریده است.

در اینجا و در این انتخاب همیشگی «إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ» و رحمت الله با جماعت واحد مسلمین است  که از اجماعی واحد و امتی واحد و شورائی واحد صادر شده باشد . واضح و روشن است که بهترین تضمین برای اینکه این اختلافات طبیعی و همیشگی و عدم اتفاقها تبدیل به تفرق نشوند، تنها و تنها ابزاری به نام شورای متخصصین وجود دارد كه در قرآن به أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ معروفند.

با تمام اختلافاتی که در این شورا وجود دارد، نه تنها مردم عادي را در جريان خبرها و وقايع ناخوشايند اختلافات بدون نتیجه ی شورای متخصصین اولی الامر قرار نمي دهيم، بلكه شنيدن این بگو مگوهای مختص متخصصین را هم برایشان ممنوع اعلام مي کنیم. چرا؟ چون اینها همگی مواد خام و مواد اولیه ای هستند که هنوز توسط آشپزی ماهر به نام شورا تبدیل به خوراک مطبوعی نشده اند . چون تصميم گرفته ايم كه اختلافات را حل کنیم، نه با ارائه ی آنها به غیر متخصصین باعث تفرق بشویم، چون تصمیم گرفته ایم که با تکامل شوراهایمان تبدیل به امة واحده و جماعت واحده بشویم و قويترين ابزار يعني شورای اولی الامر و اجماع واحد را برای رسیدن به این هدف انتخاب کرده ایم .  

برای همین است که اگر هر مشکلی در هر زمینه ای پیش بیاید باید بدون شايعه پراكني و تك روي ابلهانه به رای واحد اولي الامر مراجعه كرد، وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ  (نساء/83) حتي با داشتن فكري جديد و روشي نوين كه بعنوان يك ابداع مفيد و كارآمد تلقي می شود باز كسي حق ندارد نحله و گروه و دارو دسته ای برای خودش به وجود بیاورد و از شورا جدا بشود، بلکه باید این دیدگاه جدید و نوین را در شوراي اولي الامر مطرح کند و در نهایت تابع رای و نظر شورا بشود، حتی اگر رای شورا برخلاف رای او باشد باید رای اشتباه شورا را بر رای درست خودش ترجیح بدهد، یعنی رای غط شورا را بر رای درست خودش ترجیح بدهد همانطوری که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شورای جنگی احد همین کار را کرد.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(42 قسمت)

می بینیم که تعداد اين متخصصين معدود بودند، زمانی که الله تعالی می فرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ يعني همه مجتهد و متخصص نبودند، بلكه تعدادي از اينان كه  در شورا شركت داشتند و رای اینا ن بر شوراهاي جزء و شوراي اولي الامر ارائه می شد متخصصين امر بودند. اما مذاهب و اجتهادات فردی به جای اجتهادات شورا و اجماع واحد شورا چیزهایی هستند که ناچاراً به خاطر نبود حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و نبود شورا و اجماع واحد در حالت اضطرار به وجود آمدند . مثل خوردن گوشت مردار در صورت ضرورت كه بايد در صورت لزوم برای حفظ جان خورده شود. مذهب هم در حالت اضطرار برای حفظ اسلام و جلوگیری از تفرق بیشتر باید تا رفع نشدن حالت اضطرار به آن پایبند بود .

امامان و سرمذهبها برخلاف بسیاری از پیروان ناآگاهشان همیشه تلاش داشتند که این حالت اضطرار را برای رسیدن به شورای واحد و اجماع واحد از بین ببرند و راههایی را پیشنهاد می دادند که به تشکیل مجدد حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و بازگشت مجدد شورای اولی الامر و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد منتهی بشود.

 یکی از این راهکارهایشان این بود که از تقلید کورکورانه از خودشان نهی می کردند . یا می گفتند : إذا صحّ الحديثُ فهوَ مذهبي .هر گاه حديث صحيح بود، مذهب من است. یا کسانی چون ابوحنیفه رحمه الله می گفت: مسلمانان بايد جانبداري از قیام شیعی نفس زكيه رحمه الله  كنند تا حكومت سلطنتي و موروثي عباسيان را منهدم كنند و دوباره حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ برقرار بشود. حتی برا ی میزان پایبند بودن خودش به این اصل مهم می گوید: اگر منصور عباسي مسجدي را بسازد، اگر بگويد بياييد درهاي مسجد را بشماريد هرگز كمكش نخواهيم كرد و اگر پولهايش كه در راه مسجد خرج شده است را نيز بخواهد كه بشمارم هرگز نخواهم شمرد و … بله این امام بزرگوار رحمه الله  در نهایت در زندان همین حکومت عباسیان مسموم می شود و جانش را در راه بازگشت حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ می دهد و برایش مهم نبود این حکومت توسط یک شخص شیعی مثل نفس زکیه باز می گردد یا هر شخص دیگری باشد .

امام مالك رحمه الله علیه هم در مخالفت با حکومت بدیل اضطراری اسلامی عباسیان و برای تضعیف این حکومت به نفع مجاهدینی که خواهان بازگشت حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بودند می فرماید: طلاق اكراه درست نيست . و اين ضربه اي بر دستگاه حاكمه عبدالملك عباسی بود. از زمان همین شاه عباسیان بود كه طلاق قسمي بوجود آمد كه مي گفتند طلاقم افتاده باشد كه از زير بيعت شما خارج نمی شوم. و امام مالك مي آید و حديث عدم طلاق اكراه را می آورد و به خاطر این کارش چنان او را زير شلاق مي گيرند، كه در تاريخ مشهوراست. امام احمد رحمه الله علیه هم به همين شيوه بود، امام شافعي رحمه الله علیه  هم با وجود مبارزات پي گير اقدام به هجرت و فرار مي كند. کلیه ی ائمه ی شیعه هم قرآن را معیارهمه چیز قرار داده بودند. از امام صادق رحمه الله روايت كرده اند كه فرموده  است :

  • مَا أَتَاكُمْ عَنَّا مِنْ حَدِيثٍ لَا يُصَدِّقُهُ كِتَابُ اللهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ[1]
  • لَا تُصَدِّقْ عَلَيْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ كِتَابَ اللهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ[2]
  • كُلُّ شَيْ ءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ. هرحكمي در نهايت بايد به كتاب خدا و سنت پيامبر باز گردانده شود و هر حديثي كه موافق كتاب خدا نباشد آن حديث مزخرف است [3]

تمام این بزرگواران و سرمذهبها در یافته بودند که روند طبیعی دین اسلام نباید قربانی رای و اجتهاد اشتباه اشخاص بشود و خودشان را هم معصوم و خالی از اشتباه نمی دانستند. اینان می دانستند که در قضيه ی سیدنا داود و مسئله قضاوت، سیدنا نوح و مسئله دعا در مورد فرزندش، سیدنا ابراهیم و مسأله ی دعا برای پدرش، رسول الله  و ترشروئي وغیره چگونه الله تعالی بدون كوچكترين مداهنه و حتي كوچكترين مراعات و مدارائي از این موارد اشتباه نگذشته است، و تا آخر دنيا بايد كل بشريت در مورد آن باخبر باشد، و روشي باشد برای سرمشق گرفتن و عبرتي برای همه انسانها كه الله تعالی از عزيزترين بنده هایش هم صرفنظر نمي كند.

 الله تعالی به عنوان قاضی اصلی رای و اجتهاد اشتباه این عزیزان را بیان کرده است، حالا برای مسلمین پس ازرفتن این بزرگواران اطاعت از شورای أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ را واجب کرده است و شورای أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ را به عنوان قاضی معرفی کرده است.

(ادامه دارد………)


[1]مستدرك الوسائل للنوري الطبرسي، الطبعة الجديدة، ج 17، ص 304 – 305.

[2]وسائل الشيعة، ج 18، ص 89، حديث 47. 

[3]و افي كتاب العقل و العلم باب ماخذ بالسنة و شواهدالكتاب