مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

(19 قسمت)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)

قانون شریعت الله مشخص است و کانال گرفتن آن هم مشخص است به همین دلیل نگاه کن در برابر قوانین دین الله و قوانین دین مشرکین واکنشت چگونه است و ایمان خودت را مورد معاینه و بازرسی و بازبینی قرار بده؟  الله متعال می‌فرماید: وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ * هنگامی که سوره‌ای نازل می‌شود، کسانی از آنان ( که منافقند، از روی تمسخر و استهزاء، رو به هم می‌کنند و) می‌گویند: این سوره بر ایمان کدام یک از شما افزود؟  و امّا مؤمنان، بر ایمانشان می‌افزاید و شادمان می‌گردند .‏ وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ (توبه/ ۱۲۴-۱۲۵) و امّا کسانی که در دلهایشان بیماری است، ( نزول سوره‌ای از سوره‌های قرآن) خباثتی بر خباثتشان می‌افزاید در حال کفر می‌میرند.

منهج اسلامی در تمام مسائل فردی و اجتماعی و اجرائی حکومتی نظام مند است، یعنی از یک جایی شروع می‌شود و به یک جایی ختم می‌شود، و امر مبهم یا درهم ریخته و نا مشخص و آشفته نیست، هر کسی اهل ایمان به الله و بخشی از مومنین باشد رسیدن یکی از این دلایل برایش کافی است که جایگاه و صف خودش را مشخص کند، اما کسی که هوس باز بوده و دنباله رو هوسش باشد هزاران دلیل هم برایش کفایت نمی کند، همچنانکه الله تعالی می فرمایند: إِنَّ الَّذِینَ حَقَّتْ عَلَیْهِمْ کَلِمَتُ رَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ* بیگمان کسانی که (سعی درنجات خود ندارند) حکم پروردگارت نسبت بدیشان این است که ایمان نمی‌آورند. وَلَوْ جَاءتْهُمْ کُلُّ آیَةٍ حَتَّى یَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِیمَ ‏(یونس/96-97) هرچند که همه دلائل روشن ( و تمام آیات و معجزات الهی) به سراغ آنان بیاید، ( ایمان نمی‌آورند ) تا زمانی که عذاب دردناک را مشاهده کنند.‏

 پس مواظب باش و خودت را بسنج و مطمئن باش این قرآن و آنچه از قانون شریعت الله در آن نازل شده است دو کارکرد دارد یکی برای مومنین و یکی برای کسانی که اگر هزاران دلیل هم برایشان آورده شود سودی برایشان ندارد و فقط حرف خودشان را می زنند پس ببین جزو کدام دسته ای؟ الله تعالی می فرماید: وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ۙ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء/82) ما آیاتی از قرآن را فرو می‌فرستیم که مایه بهبودی و رحمت مؤمنان است، ولی بر ستمگران جز زیان نمی‌افزاید .‏

این خسارتمندان و اینهائی که اگر هزاران دلیل برای آنها آورده شود، به سخنان الله از زبان پیامبرش صلی الله علیه وسلم گوش نمی دهند چه رسد به بیان این دلایل از زبان شما، سنت و روش این سکولاریستها در طول تاریخ همین بوده و تنها متعلق به مشرکین و سکولاریستها عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم یا عصر ما نیست، الله تعالی در مورد این دسته از سکولاریستها می فرماید: لاَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِینَ ‏(حجر/13) آنان بدان ایمان نمی‌آورند و شیوه و سنت گذشتگان (اینها)هم بر این بوده است. وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَیْهِم بَاباً مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِیهِ یَعْرُجُونَ ‏(حجر/14) اگر (به فرض) دری از آسمان به روی آنان بگشائیم و ایشان از آنجا شروع به بالا رفتن کنند ( و فرشتگان و شگفتیهای جهان بالا را با چشم خود ببینند ) .‏لَقَالُواْ إِنَّمَا سُکِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ ‏(حجر/15)بدون شک خواهند گفت: حتماً ما را چشم‌بندی کرده‌اند و بلکه ما را جادو نموده‌اند.‏

پس این انسانهای لجباز و بی حیائی که آشکارا در برابر قانون شریعت الله صف آرائی کرده اند و هیچ سخن و قانونی غیر از قوانین سکولاریستی خودشان را نمی پذیرند،  و از اینکه در میان مسلمین بگویند که طرفدار دموکراسی هستند و بگویند «ذاتاً» حکومت خدا با دموکراسی(حکومت مردم بر مردم) در تضاد است و با حکومت الله بر مردم و با دارالاسلام مخالفت می کنند شرم و حیا و ترسی ندارند، [1]حالا تو از اینکه بگوئی حکم و حاکمیت باید تنها برای الله تعالی باشد و از دارالاسلام حمایت کنی شرم داری و از بیان آن می ترسی؟!

(ادامه دارد…….)


[1] فقط کافی است به ص 7 مرامنامه و اساسنامه حزب دمکرات کردستان ایران که مورد پسند کنگره ی شانزدهم آنها در سال 2018 شده نگاه کنی

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (18- قسمت)

به همین سبک در اسلام هم باز شاهد نوعی از تبلیغ از سوی جریاناتی هستیم که به «اسلام آمریکائی» و «تشیع انگلیسی» شناخته شده اند که با مطرح کردن مسائل جزئی در آداب شخصی و برداشتها و تاویلات قابل اغماض شخصی سعی می کنند مسائل مهم و اساسی و زیر بنائی مسلمین را به حاشیه ببرند و مسلمین با سرگرم شدن به این مسائل ریزِ اکثراً اختلافی فرصتی برای توجه به مسائل مهم و اساسی مثل «دارالاسلام» و جایگان آن و وظایف خودشان در برابر «دارالاسلام» را نداشته باشند.

اینها سربازان جنگ روانی دشمن بر علیه مومنین مجاهد و دارالاسلام، و مجریان سناریوهائی هستند که توسط دشمنان نوشته شده است، و چنان در اتهام زنی و دروغگوئی مهارت و زیاده روی می کنند که در هر سطر و پاراگراف از صحبتهای اینها می توان چندین تهمت و دروغ در مورد مذاهب مختلف اسلامی و «دارالاسلام» پیدا کرد.

در میان مردم ما مثالی هست که می گوید : شخصی از ملائی پرسید: ماموستا، دختر کدام اولیاء بود که داخل چاله صنعان افتاد و سگ او را خورد؟!  ملا گفت: خدا بگیردت نمی دانم از کدام یک شروع کنم؟ اولاً دختر نبود و پسر بود، اولیاء نبود و انبیاء بود، چاله نبود و چاه بود، خودش داخل آن نیافتاد بلکه او را داخلش انداختند، صنعان نبود کنعان بود، سگ نبود و گرگ بود، و او را نیز نخورد.

اینهمه تناقض تنها در یک خط تقریباً 11 کلمه ای بود که یک نفر آگاه توانست به آنها پی ببرد اما همین مطالب اگر به یک مسلمان نا آگاه گفته شود به عنوان یک حقیقت مورد پذیرش واقع می شوند. 7 دروغ آشکار و اینهمه تناقض تنها در یک سطر بود الان شما تصور کنید در یک مقاله یا یک کتاب یا یک جلسه تحلیل و میزگرد این کفار بر علیه دارالاسلام و مذاهب مختلف اسلامی چند مورد اتهام و دروغ باید وجود داشته باشد که عده ای چشم و گوش بسته در پای ماهواره ها و فضای مجازی و جلسات سخنرانی کفار و دارودسته ی منافقین می نشینند و ایمان و عقیده ی خودشان را در معرض اینهمه آلودگی و مفاسد قرار می دهند؟

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ 

  والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (17- قسمت)

در راستای پروسه و سناریوی این دسته از کفارآشکار در جنگ روانی و عیب جوئی های آنها بر علیه «دارالاسلام» باز یکی از حقه های دارودسته ی منافقین جهت آشفته کردن اذهان مومنین و حتی تولید جنگ داخلی این است که با مطرح کردن مسائل جانبی و ریز سعی می کنند مسائل مهم را به حاشیه برانند.

 به عنوان مثال سعی می کنند «دارالاسلام» به این مهمی را با بحثهای جانبی مثل آداب شخصی طهارت و وضو و صدها مسأله ی ریز فقهی شخصی و اجتهادی قابل اغماض به حاشیه برانند و قضیه ی «دارالاسلام» را در میان صدها مساله ی جانبی دیگر گم کنند به نحوی که با بزرگ نمائی مسائل جانبی، این مساله ی اصلی چنان کوچک در نظر گرفته می شود که انگار اهمیتی ندارد و باید نادیده گرفته شود.

در ادبیات کوچه بازاری به عنوان یک پند آمده است که: دو سیاستمدار سکولار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند. گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟

یکی از این سیاستمداران سکولار پاسخ داد: ما داشتیم برای کشتن 5 هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم. گارسون می گوید: چرا یک الاغ ؟! . این سیاستمدار سکولار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به 5 هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!

بسیاری از مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانه های ماهواره ای و مجازی مطرح می شوند برای این است که مسائل مهم را به حاشیه ببرند و توجه کسی به آنها جلب نشود. 

 صرفنظر از هزاران جنایاتی که آمریکا انجام داده است می بینیم که سربازی آمریکائی در شبکه ی ماهواره ای با افتخارمی گوید که در عرض 5 سالی که در عراق بوده دو هزار و 749 مسلمان عراقی را به قتل رسانده است[1] و یکی از نیروهای سازمان جاسوسی آمریكا (سیا) نیز به تجاوز جنسی دسته جمعی به دختری مسلمان 15 ساله ی مسلمان عراقی اعتراف می کند[2] و دهها جنایت دیگر در زندانهای ابوغریب و… اتفاق افتاده اما می بینیم که بدون توجه به اینهمه جنایت، وزارت دفاع امريكا اعلام می کند که دو سرباز امریکایی را به خاطر ادرار کردن بر روی اجساد اعضای طالبان محاکمه می کند! و با این خبر و بزرگنمائی این خبر سایر جنایات را به حاشیه می راند و دارودسته ی منافقین داخلی هم این خبر را چنان بزرگنمائی و برجسته می کنند که انگار جنایتکارانی چون سکولاریستها آمریکائی فرشته ی نجات و پایبندان به اخلاق و شرافت هستند!

امارات متحده ی عربی هم که هزینه ی جنگ و کشت و کشتار مسلمین در غزه را پرداخت می کند و یکی از شرکای جرم سیسی در قتل عام مسلمین مصر و یکی از جنایتکاران جنگی در یمن و خادم آمریکا و ناتو در قتل عام مسلمین در افغانستان و عراق و سوریه و لیبی است جوانی را به خاطر کشته شدن گربه ای توسط سگهایش دستگیر و محاکمه می کند و سرلشکر و معاون فرمانده کل تحقیقات جنایی پلیس امارات در این زمینه می گوید: «آنچه این جوان انجام داده، رفتاری وحشیانه است که با اصول اخلاقی امارات و ارزش‌های انسانی منافات دارد».[3] و این خبر چنان بزرگ نمائی می شود که انگار تمام مفاسد و جنایات و خیانتهای امارات چیزی نیستند.

حکومت سکولار ترکیه هم که به عنوان بخشی از ارتش کفار ناتو از همان ابتدای اشغال افغانستان تا کنون به مسلمان کشی مشغول بوده است و از همان ابتدای اشغال سومالی تا کنون در کنار ناتو و آمریکا و اتحادیه ی آفریقا به مسلمان کشی مشغول است و جنایات آن در عراق و سوریه و لیبی هم بر کسی پوشیده نیست یک سرباز خودش را به خاطر اذیت و آزار رساندن به یک گربه محاکمه می کند.

در تمام این موارد سعی می شود مسائل ریز را بزرگ نمائی و رسانه ای کنند تا مسائل اساسی و بزرگ را به حاشیه برانند و این مسائل مهم و بزرگ و اساسی نادیده گرفته شوند.

(ادامه دارد………)


[1] سرباز آمریكایی به نام ‘جانسون’ در مصاحبه با تلویزیون فاكس نیوز   

[2] این سرباز در حالی كه در حال نوشیدن مشروب است و به نظر می رسد در جمع تعدادی از دوستانش قرار دارد، در این نوار ویدئویی اعتراف می كند كه به همراه تعدادی از دوستانش از نظامیان آمریكایی به این دختر 15 ساله عراقی تجاوز جنسی می كنند. وی در كمال خونسردی وقتی یكی از افراد در ویدئو از او می پرسد كه بعد از تجاوز جنسی جمعی، بر سر دختر عراقی چه آمد!؟ با خونسردی تمام و حتی مباهات می گوید كه ‘دست به خودكشی زد’ و ادامه می دهد كه ‘اگر او خود را نمی كشت، بدون شك خانواده اش او را می كشتند، برای همین ترجیح داد، با دستان خودش، به زندگی خود پایان بدهد!’

[3] سرلشکر خلیل ابراهیم المنصوری، معاون فرمانده کل تحقیقات جنایی پلیس امارات متحده عربی.[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (16- قسمت)

ای مومنین : چرا با آنکه تمام مذاهب اسلامی  72 فرقه را جزو مسلمین محسوب کرده اند اما تنفر شما باعث شده که نسبت به مذاهب مخالف و دارالاسلامهای تولید شده توسط آنها در مسیر غلط قرار بگیرید در حالی که الله تعالی حتی نسبت به دشمنان هم می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ ، ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی عدالت گواهی دهید، وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) عدالت نکنید . اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ ، عدالت  داشته باشید که عدالت( به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر است . وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/8) از الله پرهیز داشته باشید که الله آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

در این زمینه ی خاص عده ای با سوء استفاده از گذشته ی علمی و تاریخی فرقه های دیگر سعی می کنند مومنین را از «وضع موجود» به گذشته های آلوده ای ببرند که مذاهب و دارالاسلام کنونی از چنان گذشته ی علمی و تاریخی اعلام برائت کرده اند.

چانچه می دانیم فرقه هایی چون معتزله، صفویه، قادیانی، بریلوی، مرجئه و… از مذاهب اهل سنت منشعب شده اند، حالا یک شافعی مذهب به خودش حق می دهد که طبق موازینش اینها را اهل سنت نداند و علاوه بر آن تلاش کند که احادیث و تاریخش را از فرقه های منحرف، اسرائیلیات و خرافاتی که وارد مذاهب شده پالفته کند، و علاوه بر آن علمای آن دارای چنان قدرت حکومتی گردند که جلو خرافه بافان فرقه ساز را بگیرند و مسلمین را به سمت و سوی شورای منطقه ای و جهانی تمام مذاهب اسلامی، و در نهایت وحدت حقیقی، سوق دهند؛  دقیقاً باید همین حق را هم به طرف مقابل خود و سایر مذاهب و تفاسیر اسلامی بدهد که آنها نیز همین « تنها مسیر وحدت و اصلاحگری» را طی کنند و از دسته های غالی و منحرف اظهار برائت کنند و علاوه بر آن  تلاشهای طرف مقابل جهت تصفیه و دور ریختن اسرائیلیات و انحرافات وارد شده به مذاهبشان را به رسمیت بشناسند و چنانچه نمی تواند یا نمی خواهد کمکی به آنها بکند حداقل در برابرشان سد نشود.

مخالفین مسلمان ما، که با ما در دایره ی اسلام قرار گرفته اند، و با هم در یک جبهه ی مشترک بر علیه «کفار6گانه» ی آشکار و حتی بخشهای سازماندهی شده ای از دارودسته ی منافقین قرار گرفته ایم ، چنین مخالفین مسلمانی برتری های آشکاری نسبت به «کفار6گانه» ی آشکار و دارودسته ی منافقین دارند.

پس این برتری مسلمین مخالف، برای مومنین است؛ یعنی نزد مومنین هر مسلمانی بر هر کافری برتری دارد، نه برای «کفار6گانه» ی آشکار و دارودسته ی منافقین؛ مسلمان با هر فرقه و مذهبی که دارای قدرت نظامی و حکومتی باشد برای «کفار6گانه» ی آشکار و دارودسته ی منافقین یک معضل و مصیبت است، در این صورت اگر این طیف از دشمنان در مورد بعضی از معایب و ناکارآمدی پاره ای از مسئولین اجرائی و حتی وجود مفاسدی در دارالاسلام انتقاداتی کردند به این معنی نیست که اینها شایسته تر هستند و برتری دارند، در همین دارالاسلام هم تعداد منتقدین متخصص مسلمان که از کانالهای شرعی انتقادات خود را ارائه می دهند صدها برابر بیشتر از تعداد منتقدین دشمن است.

 البته همچنانکه عرض کردم عیب گیری و افشاگری هنر نیست بلکه هنر این است که بدیل و جایگزین مناسب و شرعی ارائه شود که این دشمنان ما در مجموع با پشت کردن به قانون شریعت الله و با داشتن کارنامه ای عملی مملو از جنایت و غدر و خیانت نه تنها بدیلی بهتر از آنچه که در قانون اساسی حاکم بر دارالاسلام آمده ندارند بلکه برتری سیاسی و شایستگی اداری نیز از خود به اثبات نرسانده اند . اینها شکست خورده های میدان نظریه و حتی عمل هستند و مفاسد عقاید و عملکرد آنها برای دین و حتی دنیای مسلمین بسیار بیشتر از منافع ناچیز و محدود آنها بوده است. راهکارهای مادی و تجربی هم که در پاره ای مسائل ارائه می دهند تنها متعلق به بخش بسیار ناچیزی از سیستم اداری و اجرائی حکومتی در دارالاسلام است، پس فریب نقدها و میزگردها و تحلیلهای این کفار در مورد مومنین و جماعت جهادی مومنین و دارالاسلام  را نخورید.

(ادامه دارد…….)[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (15- قسمت)

نصیحت و خیرخواهی و دلسوزی با ایراد گرفتن فرق دارد، همه می توانند نصیحت کنند. همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: « الدِّينُ النَّصِيحَةُ. قُلْنا: لِمَنْ؟ قالَ: لِلَّهِ ولِكِتابِهِ ولِرَسولِهِ ولأَئِمَّةِ المُسْلِمِينَ وعامَّتِهِمْ» [1] دین‌ نصیت و دلسوزی و خیرخواهی است، گفتیم : برای چه کسی است؟ فرمود: برای الله تعالیٰ، برای کتابش، برای فرستاده‌اش، برای امامان و پیشوایان مسلمانان و برای عموم مسلمانان.

بر مبنای همین منابع شرعی است که فُضَیل‌‌بن‌عیاض رحمه الله گفته است: «مؤمن عیب ها را می‌پوشاند و نصیحت می‌کند و فاجر، هتک حرمت و عیب‌جویی می‌کند.

 البته به نسبت دارالاسلام نامیدن سرزمینی عواملی وجود دارند که مانع از اقرار دسته هائی از مومنین به دارالاسلام بودن آن سرزمین شده است و افرادی که به این عوامل آلوده شده اند در قضاوت در مورد دارالاسلام مخالف خود به عیب جوئی و هتک حرمت گرایش پیدا می کنند تا نصیحت و خیرخواهی و دلسوزی . این عوامل هم بیشتربه :1 – تعصب مذهبی و کتمان حقایق شرعی و 2- تعصب نژادی و ملی گرائی بر می گردند.

حس ناسیونالیستی و ملگرائی از گذشته های دور هم یک آفت بوده تا همین زمان حاضر ما.  مدتی قبل از وفات رسول الله صلي‌الله‌ عليه‌ و سلم، مسيلمة كذاب در يمامه ادعاي نبوت كرد. شخصي به نام طلحه براي ملاقات او آمد و پرسيد: مسيلمه كجاست؟ پاسخ دادند: بگو رسول‌الله نه مسيلمه! طلحه گفت: تا او را نبينم نمي‌توانم قبول ‌كنم. وقتي با مسيلمه روبه‌رو شد، پرسيد: چه چيزي نزد تو مي‌آيد؟ مسيلمه گفت: رجس. طلحه پرسيد: در نور مي‌آيد يا در تاريكي؟ گفت: در تاريكي. بعد از آن طلحه گفت: گواهي مي‌دهم كه تو دروغگو هستي و محمد راستگو است، اما درغگوي قوم ربيعه نزد ما از راستگوي قوم مُضَر محبوب‌تر است. رسول الله صلي‌الله‌ عليه‌ ‌و سلم از مُضَر بودند، و مسيلمه از نسل ربيعه. آن شخص هم از قوم ربیعه بود؛و به دلیل تعصب قومي و حس‌ ناسيوناليستي، به مسيلمة كذاب پيوست و در جنگ يمامه با او كشته شد.[2]

نزد اینها عامل هویت بخش، دین الله نیست؛ بلکه عاملی که به آنها هویت می بخشد نژاد آنهاست. اولین کسی هم که ادعای برتری نژادی کرد شیطان بود در برابر آدم، یعنی مؤسس نژاد پرستی در برابر حکم الله شیطان بود: قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ (اعراف/12) ( خداوند به شیطان) گفت: چه چیز تو را بازداشت از این که سجده ببری، وقتی که من به تو دستور داده‌ام‌ ؟  (شیطان) گفت: من از او بهترم. چرا که مرا از آتش آفریده‌ای و او را از خاک.‏

بزرگ‌ترين دليل این ناسیونالیستهای نژاد گرا این است که فلانی از نژاد من نیست و به زبان من صحبت نمی کند. این نژاد هم از کجا به آنها رسیده است؟ از آلت تناسلی پدرانشان به همین دلیل است که امام احمد و نسائی و دیگران روایت کرده رسول الله صلی الله علیه وسلم به چنین اشخاصی سفارش کرده: برو آلت پدرت را گاز بگیر.[3]

الان هم همین قاعده حاکم است و می گویند: دارالکفر اردنی و کوردی و سعودی و مصری و ازبکی و تاجیکی و … بهتر از دارالاسلام ترکستانی و ایرانی و افغانی و چچنی و سومالیائی و غیره است . یا حتی می گویند دارالکفر ترکی و کوردی و …  بهتر از  دارالاسلام حنفی ترکستانی یا دارالاسلام شیعه جعفری  یا دارالاسلام حنفی طالبان یا دارالاسلام شافعی سومالی یا دارالاسلام مالکی مالی یا دارالاسلام شافعی – زیدی یمن یا دارالاسلام نجدی دوله و…. است. چرا؟ چون مذهب اینها با مذهب آنها یکی نیست.

اینکه شما از شیعه جعفری یا حنفی یا شافعی وحنبلی و زیدی و مالکی یا نجدی و هر یک از مذاهب و تفاسیر اسلامی خوشت نیاید و حتی متنفر هم باشی، و اینکه شما از عمو یا دائی و پسر عمو و پسر دائی و حتی از  بردار و خواهر و پدر و مادرت و سایر نزدیکانت متنفر باشی یا نه، چیز نو و عجیبی  نیست که تا کنون اتفاق نیافتاده باشد؛ بلکه مهمتر از آن این است که با وجود تنفرت دارای عدالت باشید، و این تنفر باعث نگردد که از مسیر عدالت دور گردی.

(ادامه دارد……)


[1] مسلم 55/ نسائی 4210

[2] ابن‌كثير، البدايه و النهايه: 6/ 400، دارابي‌حيان./ «أشهد أنك كذاب و أن محمداً صادق و لكن كذاب ربيعة أحب الينا من صادق مضر»

[3] قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ تَعَزَّى بِعَزَاءِ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَعْضُوهُ بِهِنَّ أَبِيهِ وَلَا تُكَنُّوا» رواه البخاري في (الأدب المفرد) ص 425 [963/1 ] ، والنسائي في (السنن الكبرى) (5/272) [8864] و (6/242) [10812] وفي (عمل اليوم والليلة) [976] ، وأحمد في (المسند) 5136،  (5/136) وابنه في (زوائد المسند) (5/136) ، وابن أبي شيبة في (المصنف) (15/33) [19030] أو (7/456) [37183] ، وأبو عبيد القاسم بن سلام في (غريب الحديث) (3/163) [422] و (3/288) [467] (ط مجمع اللغة العربية) ، والحربي في (الغريب) (3/919) ، والطحاوي في (شرح مشكل الآثار) 8231، 233، 235 برقم (3204، 3205، 3207)، والهيثم بن كليب الشاشي في (مسنده) (3/374) [1499] ، وابن حبان في [3153الإحسان] أو [736 موارد] ، والطبراني في (المعجم الكبير) (1/198-199) [532] ، والقطيعي في (جزء الألف دينار) [209] ، وأبو نعيم في (معرفة الصحابة) [756] ، والبغوي في (شرح السنة) (13/120-121) [3541] ، والضياء المقدسي في (المختارة) [1242] و [1244] ، والمزي في (تهذيب الكمال) (19/339-330) و (19/330)  النسائي في ((السنن الكبرى)) (8864) واللفظ له، وأحمد (21234) / آلبانی ، تخريج مشكاة المصابيح 4828/ شعيب الأرناؤوط: تخريج المسند 21236 / الألباني ، السلسلة الصحيحة269 / تخريج صحيح ابن حبان 3153 / ابن حجر العسقلاني: تخريج مشكاة المصابيح 4/404  / الألباني : السلسلة الصحيحة1/538 / محمد الأمين الشنقيطي: أضواء البيان3/527 / السخاوي: الأجوبة المرضية2/623 / شعيب الأرناؤوط: تخريج المسند21233 / السيوطي: الجامع الصغير629 / الألباني: صحيح الجامع567 / أخرجه أحمد (21271)، والنسائي في ((السنن الكبرى)) (10810)، والطبراني (1/198) (534) باختلاف يسير. ، والنسائي في (الكبرى) 8136، 9357، 358 برقم (8813، 10745، 10746) ، وابن حبان 7425 برقم (3153) ، ، وابن السني ص 384، 385 برقم (433) ، والبغوي 13 120 برقم (3541) .[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (14- قسمت)

در اینجا آگاهی کامل وجود دارد و قلب هم از لحاظ ایمانی به درجه ی اطمینان رسیده است اما به خاطر «اکراه» و اجبار مجبور می شود عمداً سخنی بر زبان براند یا عملی را انجام دهد که در حالت عادی حرام است.

پس شخص نمی تواند با وجود «دارالاسلام»، مسلمین را جهت پذیرش احزاب سکولاریستی و سلطه ی کفار بر مسلمین ترغیب و تشویق کند و به بهانه های نژاد پرستانه و گاه مصلحت تراشی هایی به نام دعوت و غیره 1- آگاهانه 2- عمداً 3- اختیاراً خود و دیگران را به انجام کفر بواح بکشاند.

در این صورت باز تذکر می دهیم که «کفار6گانه»ی آشکار در جایگاهی نیستند که در مورد سیستم اجرائی و حکومتی مومنین حق اظهار نظر داشته باشند، دارودسته ی منافقین هم که در بخش جنگ روانی دشمنان مشغول انجام وظیفه بر علیه «دارالاسلام» هستند، پس سم پراکنی ها و شبهات آنها هم ارزشی ندارد . حتی آن دسته از مومنینی که خارج از سیستم اقتصادی و نظامی و تبلیغی دارالاسلام هستند و بر «وضع موجود» و «نیازهای روز» دارالاسلام مسلط نیستند نمی توانند بر مجاهدین در این سه زمینه در جنگ کنونی بر علیه سکولاریستها (مشرکین) ایراد بگیرند که امر شده :  جاهِدُوا المُشرِكينَ بِأَموالِكُمْ وأَنْفُسِكُم وأَلسِنَتِكُم[1] با مال و جان و زبانتان با سکولاریستها (مشركين) جهاد كنيد.

 این امور در درون یک سیستم مثل بدن انسان قابل اجراء هستند و باید متناسب با شرایط خاص بدن و سیستم، و هماهنگ و متناسب با نیازهای سیستم و بدن، و سنجیدن محیط خارج از بدن به پیش بروند، و گرنه هر گونه بی تعادلی ممکن است منجر به بیماری و سرطان در بدن شود.

کسی که بر شرایط این بدن آگاهی ندارد حق تجویز نسخه ندارد. حتی مومنین نا آگاه از «وضع موجود» هم حق اظهار نظر تخصصی ندارند هر چند نقد کردن کار تمام اعضای دارالاسلام است.

کسی می تواند در امور نظامی مجاهدین اظهار نظر کند که خودش در درون سیستم آنها باشد و از نزدیک وضع موجود را لمس کند و گرنه قاعدین هر چند مومن هم باشند باز حق اظهار نظر در چنین امر تخصصی را ندارند که وظایف و فرایض مهم «اعداد» و «ترساندن دشمنان» و «محافظت از دارالاسلام» و وظیفه ی «جهاد طلب و ابتدائی» را بر عهده دارد.

هر چند که این مجاهدین نزد الله تعالی بر قاعدین برتری دارند و الله تعالی مرتبه والائی را نصیب مجاهدان کرده است که بالاتر از درجه خانه‌نشینان است « فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً» در امور تخصصیِ صنف و رسته ی نظامی هم،  مجاهدین در دنیا بر قاعدین برتری دارند، پس اینها می توانند بر قاعدین ایراد بگیرند که چرا بدون عذر در خانه نشسته اند و جزو مجاهدین نشده اند، و قاعدین بدون داشتن تخصص «به روز شده» در امور نظامی و بدون درک شرایط و مشکلات میدان جنگهای متنوع «امروزین»، نباید به خود جرئت بدهند که بر مجاهدین در امور تخصصی جهاد ایراد بگیرند.

حتی در امور متعلق به جهاد – که مثل امروز تخصصی شده اند – باید تمام تخصصها تنها در رسته و زمینه ای که تفقه و تخصص دارد رای بدهد و مثلا کسی که در زمینه ی اقتصادی است در همان رسته و کسی هم که در زمینه ی نظامی و امنیتی است در رسته ی خودش و کسانی هم که در امر تبلیغ هستند باز در رسته ی خاص خودشان، و نماینده ی تمام رسته ها در شورای اولی الامر متخصصین جمع می شوند و رای نهائی توسط امام و رهبر دارالاسلام صادر می گردد.

(ادامه دارد…….)


[1] أبو داود (2504)، وأحمد (12268) والنسائي (3096)[D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 [(13- قسمت)

چنین شخصی که در دارالکفرهای سکولار سکونت پیدا کرده باید بالاجبار «4معنی و مفهوم» دین را از اسلام گرفته و به دین سکولاریسم بدهد و مجبور است و باید در این «4معنی و محتوای» دین تابع بدون چون چرای دین سکولاریسم و سکولاریستها شود و خودش را شبیه سکولاریستها کند. این چیزی است که در طول تمام تاریخ بشریت آن را دیده ایم و همین الان هم شاهدش هستیم؛ به همین دلیل است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ جَامَعَ الْمُشْرِكَ وَسَكَنَ مَعَهُ فَهُوَ مِثْلُهُ [1] هر کس با فرد سکولار(مشرک) همراه شود و با او سکونت کند، آن فرد مثل خود اوست.

پس رفتار کسانی که ادعای مسلمان بودن دارند و مدعی هستند که از دارالکفرهای سکولار می خواهند از مردم مسلمان خودشان که به آنها پشت کرده و رهیشان کرده اند دفاع کنند طنز تلخ و مضحکانه ای است.

اینها اگر راستگو بودند هرگز دارالاسلام و مردم خودشان را رها نمی کردند و به دارالکفرها نمی رفتند و همچون بوگیرهای دستشوئی به انجام وظیفه در یکی از ارگانها و مراکز اقتصادی و علمی و … دارالکفرها مشغول نمی شدند آنهم دارالکفرهائی که دستشان به خون هم وطنانشان آلوده است و همین الان هم در جنگ با مومنین هستند، و الان هم که دارالاسلام را ترک کرده اند و ملتشان را رها کرده اند حق ندارند اشک تمساح بریزند و لاف دلسوزی بزنند. جنگ روانی آنها از دارالکفرها بر علیه دارالاسلام نشانه ی دلسوزی نیست بلکه تنها نشانه ی دشمنی آشکار با دارالاسلام و خدمت آشکار به دارالکفر است.    

دارالاسلام چیزی نیست که به خاطر مسائل اقتصادی و «اهل صفه» بودن باید ترکش کرد و به دارالکفری رفت که حتی با وجود « أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ » (قریش/4) دارای رفاه و امنیت در امور شخصی باشد اما «دین کامل» و عبادت کامل «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» (قریش/3) در آن قابل اجراء و عملی نباشد و دین به خاطر دنیا فدا شود.

پس این بهانه های دفاع از ملت و رسیدن به مدارج بالای اقتصادی و غیره تنها شبهاتی جهت خیانت به دارالاسلام و توجیه جنگ روانی و اقتصادی و غیره بر علیه دارالاسلام و ایجاد تفرق و جنگ داخلی و تضعیف دارالاسلام به نفع دارالکفرها و هموار کردن زمینه جهت پذیرش دین سکولاریسم و طاغوتهای سکولار است . چون تفرق اولین قدم جهت پذیرش این آفتها بوده است و اولین اقدام خرابکارانه ی سکولاریستها از گذشته های دور تا کنون این بوده است که مردم را متفرق و گروه گروه کنند. الله تعالی می فرماید: إِنَّ فِرعَونَ عَلا فِي الأَرضِ وَجَعَلَ أَهلَها شِيَعًا يَستَضعِفُ طائِفَةً مِنهُم  (قصص/ ۴) فرعون در زمین برتری‌جویی کرد، و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود؛ گروهی را به ضعف و ناتوانی می‌کشاند.

پس هر سکولاری آمد و ادعای آزادی بیان و آزادی احزاب و گروهها را داشت و در عین حال شعار وحدت سر داد بدانید دروغگوئی است که تنها قصد فریب شما را دارد.

البته امروزه دیده می شود که از سوی این ذلیل شده ها ادبیاتی به کار می رود که در آن نوعی ترغیب به پشت کردن به دارالاسلام و پذیرش کفر سکولاریسم با حربه ی ضرورت دیده می شود.

شخص 1- آگاهانه 2- عمداً 3- و اختیاراً و به میل خودش نمی تواند با مصلحت تراشی هائی به نام دعوت و غیره مرتکب شرکیات و کفر شود. ضرورت زمانی است که هیچ راهی برای گریز از انجام عمل حرام و ممنوع شده وجود نداشته باشد نه اینکه حلال جلو دستت باشد و به میل خودت حرام را انجام دهی. در ضرورت تنها در مواردی خاص رخصت انجام حرام وجود دارد و زمانی که شخص بر کفریات آگاهی و علم دارد ارتکاب کفر و شرک تنها در ضرورتی است که در آن «اکراه» وجود داشته باشد و در غیر از «اکراه» انجام 1- آگاهانه  2- و عمدی شرک و کفر مباح نیست. الله تعالی می فرماید: «إِلَّا مَن أُکرِهَ وَ قَلبُهُ مُطمَئِنُّ بِالإِیمَانِ»: «مگر کسی که مجبور شده و در آن حال قلب او مملو از ایمان بوده باشد».

(دوامی بار……)


[1] صحيح أبي داود 2787 / الشوكاني، نيل الأوطار8/176D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 [(12- قسمت)

زمانی که به دقت این طیف را بررسی می کنیم متوجه می شویم اینها تنها جسم به درد نخورشان در دارالاسلام و نزد مسلمین باقی مانده است و اراده و اختیار و کنترلشان نزد یکی از «کفار 6گانه» آشکار و بخصوص نزد کفار سکولار است. این را به راحتی می توانید تشخیص دهید.

عملکرد دارودسته ی منافقین در طول تاریخ آنقدر بد و غیر قابل دفاع است که می توان گفت اینها دکور و جسدی ازرده خارج در دارالاسلام هستند و عنصر تصمیم گیری و موتور حرکتی و قوام بخش دارالاسلام مومنینی هستند که در امت و جماعتی واحد با وحدت فرماندهی و وحدت دستور سازماندهی شده اند. 

حالا دسته ای از دارودسته ی منافقین به دارالکفرها رفته اند و از آنجا بر علیه دارالاسلام مشغول تبلیغ هستند و با شبهاتی قصد دارند این جدا کردن صفوف خودشان از دارالاسلام و پیوستن به دارالکفرها را برای خود و دیگران توجیه عقلانی کنند… چند جلسه قبل عرض کردم که هیچ فرقه ای از مسلمین از دارالاسلام به دارالکفر سکولاریستها (مشرکین) پناهنده نشده است و هیچ فرقه ای هم از دارالاسلام  به دارالکفر نصرانی ها و یهودی ها پناهنده نشده است مگر خائنین. حتی خوارج که حکومت های اسلامی اموی و عباسی را تکفیر می کردند و عرصه برایشان تنگ شده بود و در تنگناه قرار گرفته بودند حاضر نبودند به سرزمین صلیبی ها پناهنده شوند …

 خائنین در مساله ی اندلس و مغول و امروزه ی آمریکا و چین و روسیه و اتحادیه ی اروپا و اتحادیه ی آفریقا و غیره به سادگی دارالاسلام را رها می کنند و به دامان کفار سکولار و مشرک پناه برده اند.

این تفکر فاسد که می گوید «4معنی و مفهوم» دین را به سکولاریستهای اروپا و آمریکائی و … بدهید بعد می بینید که در دارالکفرهای اروپا و آمریکا و… دینداری بهتر است فکر مریض و فاسدی است که بر پایه ی اسلام ناقص بنا شده، و از فراورده های اطاقهای فکر دارودسته ی منافقین و ثمره ی جنگ روانی و نرم مشترک دشمنان قانون شریعت الله است.

این جاهلها به دارالکفرهای تحت حاکمیت سکولاریستهائی(مشرکین)ی می روند که هم حاکمیت و هم مردمانش کافر هستند هر چند مسلمینی هم به صورت اقلیت و پراکنده در آن زندگی کنند اما برتری در هر صورت با کفار است، و رسول الله صلی الله علیه وسلم از سکونت در چنین دارالکفری جلوگیری کرده و از ولایت و وظایف سرپرستی از مسلمین ساکن در چنین دارالکفری اعلام برائت کرده است و می فرماید:  أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ المُشْرِكِينَ[1] من از هر مسلماني كه درميان سکولاریستها (مشركين) مقيم شود بري هستم.

هیچ مسلمانی در دارالکفرهای تحت حاکمیت سکولاریستها(مشرکین) قادر به اظهار و عملی کردن تمام قوانین شریعت الله تعالی در امور اجرائی و اجتماعی و آموزشی و ….نبوده و نیست، و به این شکل بر محافظت از اسلام کامل و دین کامل با آن چهار معنی و مفهومش در امان نبوده و نیست و نخواهد بود؛ و چنانچه بدون عذر معتبر شرعی در دارالکفری اینچنینی بماند و نتواند به تمام قوانین شریعت الله تعالی عمل کند بدون شک مشمول حکم کسانی خواهد شد که الله تعالی در موردشان می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ ۖ ، بیگمان کسانی که فرشتگان ( برای قبض روح) به سراغشان می‌روند و ( می‌بینند که به سبب ماندن در کفرستان) بر خود ستم کرده‌اند، بدیشان می‌گویند: کجا بوده‌اید ( که اینک چنین دست خالی مرده‌اید و بدبخت شده‌اید؟ عذرخواهان ) قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ می گویند : ما بیچارگانی در سرزمین (کفر) بودیم ( و چنان که شایسته است به انجام دستورات دین نرسیدیم !) قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۚ (فرشتگان بدیشان) گویند : مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن کوچ کنید ؟ فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (نساء/97) جایگاه آنان دوزخ است، و چه بد جایگاهی و چه بد سرانجامی !‏

(ادامه دارد……..)


[1] صحيح الترمذي 1604D1]

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 [D1]

(11- قسمت)

سکولاریسم با چپگرائی و لیبرالیسم و پاره ای از مسائل شخصی متعلق به شریعتهای آسمانی در تضاد و تناقض نیست و می توانند با هم در یک شخص جمع شوند؛ دین اسلام هم با جعفری و حنفیت و مالکی بودن و سایر مذاهب اسلامی در تضاد و تناقض نیست و شخص می تواند در مسائلی خاص به آراء مذاهب اسلامی دیگر استناد کند چون محور و مبنای اصلی همه دارای مرجعی مشترک با اشتراکات زیادی هستند و اختلاف نظر پیروان این مذاهب صرفاً بر سر مسائل حاشیه‌ای و جانبی و تأویل و اجتهاد ازمنبع اصلی یا عدم آگاهی از منبع اصلی است؛ اما گاهی افرادی را می بینیم که قصد دارند بین عقیده ی اسلامی با عقاید یکی از «کفار6گانه»ی آشکار که با هم تناقض ساختاری دارند نوعی توافق و جمع و سازگاری ایجاد کنند، و همزمان خود را مسلمان و طرفدار قانون شریعت الله و دارالاسلام بدانند و در عین حال در جبهه ی دارالکفر و کفار اشغالگر خارجی باشند.

واضح می توانیم در ساختار عقیدتی و رفتاری این شخص و گروه، عیب و ایرادی اساسی و بنیادین مشاهده کنیم؛ که این دوگانگی و چند گانگی گفتاری و رفتاری نشانگر: ضعف عقیدتی، و بی پایه بودن عقیده، و ابن الوقتی و فرصت طلبی، و نان به نرخ روز خوری، و اپورتونیست صفتی است که در ادبیات اسلامی تحت عنوان دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها از آنها یاد می شود که :  مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ (نساء/143) در این میان سرگشته و متردّدند. نه با اینان و نه با آنان هستند.

در اینجا راه میانه ای بین انتخاب اسلام یا کفر یا بین انتخاب جبهه دارالاسلام با جبهه دارالکفر وجود ندارد؛ تکلیف کاملاً مشخص است، و مرزبندی ها هم کاملاً آشکار هستند. شخص یا اسلام را انتخاب می کند یا یکی از «کفار6گانه»ی آشکار را، یا در جبهه ی دارالاسلام است یا در جبهه ی دارالکفر.

اینکه با بعضی از سیاستهای دارالاسلام یا دارالکفر مخالف باشی و در عین حال در جبهه ی یکی از این قطبها قرار بگیری که ادعای طرفداری از آن را داری فرق دارد با اینکه جبهه ی خودت را عوض کنی و ادعای دروغین داشته باشی که «عملاً» گفتار با کردار مخالف است، و «عملاً» شخص به آن جبهه ای تعلق دارد که در آن قرار گرفته هر چند از نظر مکانی تغییر موضع نداده باشد.

 دارودسته ی منافقین در میان مسلمین با آنکه در میان مسلمین هستند و جزو مسلمین محسوب می شوند و می خواهند نشان دهند که با مومنین و دارالاسلام هستند اما در میان مسلمین در جبهه ی جنگ روانی کفار بر علیه مومنین و دارالاسلام قرار گرفته اند به همین دلیل همچون دشمن به آنها نگریسته می شود: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ (منافقون/4)  این دشمنان داخلی که در داخل از حقوق مسلمین برخوردارند  اگر آشکارا صف خود را از مسلمین جدا کنند و تغییر جبهه بدهند و وارد دارالکفر شوند مشمول حکم کفار مشرک (سکولار) می شوند.  

امروزه بر اثر جهل و تبلیغات رسانه های مختلف کفار آشکار و  کفار پنهان داخلی، دارودسته ی منافقین و حتی مومنین ضعیف الایمان و فریب خورده اراده و اختیارشان جائی است اما وظیفه، مسئولیت و پاسخگویی را از جای دیگری می خواهند. اینها تابلوئی را بر سر در خودشان نصب کرده اند اما حرفه ی دیگری دارند و برای چیزهای دیگری غیر از آنچه بر تابلوی خود نوشته اند فعالیت دارند. اگر اینها مثل «کفار6گانه» ی آشکار بر اساس تابلوی خودشان عمل و فعالیت می کردند ما مشکلات کمتری داشتیم اما اینها تابلوی اسلام و مسلمانی را زده اند اما برای جبهه ی «کفار 6گانه» ی آشکار فعالیت می کنند.

(ادامه دارد…….)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (10- قسمت)

سکولاریستها واضح می گویند حکومت خدا (یا به قول خودشان تئوکراسی[1]) با دموکراسی در تضاد است (واضح می گویند که حکومت خدا با دموکراسی در تضاد است کافی  است آنهایی که کُرد هستند بروند و مرام نامه حزب دموکرات کردستان ایران کنگره شانزدهم صفحه هفتم را نگاه کنند که می گوید: ذاتا حکومت خدا با دموکراسی در تضاد است؛ اینها با حکومت خدا یا به قول خودشان تئوکراسی در دشمنی هستند) نه فقط حکومت شیعه یا سنی یا نصرانی یا یهودی و … متوجه شدی؟ گرفتی؟

این تکرار سناریوی تمام مشرکین (سکولاریستها) در طول تمام تاریخ بشریت بوده است.

  1. دشمن سنتی دیگر «دارالاسلام» کفار پنهان داخلی و در واقع همان سکولاریستهائی هستند که توانائی نظامی جلوگیری از تطبیق قانون شریعت الله را نداشته اند و از دارالاسلام هم خارج نشده اند و در میان مسلمین با نقابی اسلامی ادای مسلمین را در می آورند و تنها به جنگ نرم و روانی و تبلیغی و تخریب اعمال اسلامی با ناقص و کج دار مریض انجام دادن آنها می پردازند. نگاه کنید متوجه می شوید: نه نمازشان نماز مومنین است نه حجاب و ظارها شان و نه اعمالشان اعمال مومنین است و هر چه قدرت حکومتی و قدرت اجتماعی مومنین کمتر می شود اینها بیشتر به تخریب عبادات و اعمال اسلامی می پردازند، و حتی زمانی که قدرتی حکومتی و اجتماعی مومنین را احساس نکنند کلاً نقاب اسلامی خود را بر می دارند و یک سکولار (مشرک) خالص می شوند.  مگر اینها را در اطراف خود نمی بینید؟

اکثریت مطلق مریدان و دارودسته ی اینها در میان مسلمین اشخاصی احساسی و هیجانی هستند که چندان پشتوانه ی عقیدتی و منهجی صحیحی از اسلام و انسجام ساختاری ندارند، با این وجود عده ای از این فریب خورده ها صاحب افکار بدعی افراطی می شوند که گاهاً در صورت فراهم شدن زمینه های مناسب، مرتکب رفتارهای کاملاً تخریبی و تولید انواع فرقه بازی ها و فتنه ها و جنگ داخلی هم می شوند. عده ای از اینها نیز که دنیا آنها را به بازی گرفته است موضوع حکومت و حاکمیت اهمیت چندانی برایشان ندارد، و هر حکومتی که بتواند نیازهای اولیۀ مادی و نفسانی آنان را بر طرف کند، برایشان قابل قبول است و به سادگی بر سر «معانی 4گانه» ی دین وارد معامله و مذاکره می شوند.

مومنین انقلابی مثل سیدنا حسین بن علی رضی الله عنهما یا زید بن علی ابن حسین رضی الله عنهم که جهت بازگرداندن حکومت بدیل اضطراری اسلامی به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » ممکن است دست به اقداماتی نظامی و انقلابی بزنند، و یا مومنین اهل بغی که باز ممکن است به دلایلی دست به اقداماتی بزنند؛ این دو طیف با موجودیت «دارالاسلام» مخالف نیستند و نمی خواهند«دارالاسلام» را به «دارالکفر» تبدیل کنندهر چند ممکن است اهل بغی صدمات و ضربات سنگینی را بر پیکره ی «دارالاسلام» وارد کنند همچنانکه اموی ها با شاهیگری و خوارج با منهج غلط خود انحرافات، موانع و صدمات غیر قابل انکاری را در مسیر حرکت رو به جلو مومنین و دارالاسلام به وجود آوردند.

موضع ریاکارنه ی دارودسته ی منافقین نسبت به «دارالاسلام» و «دارالکفر» ملموس و واضح است و به سادگی می توان آنها را از انقلابیون شریعت گرا و حتی از اهل بغی جدا کرد.

اگر کسی بگوید که من مسلمان و طرفدار دارالاسلام هستم و با موجودیت و تمامیت دارالکفرها و بخصوص دارالکفرهای سکولار مخالفم اما در عین حال برای جبهه ی دارالفکر و یکی از «کفار6گانه»ی آشکار تلاش کند، در واقع بین موافقت و مخالفت قرار گرفته که نوعی تناقض آشکار است.

اینکه شخص مسلمان باشد اما در مسائلی متمایل به حنفیت یا شافعی یا هر یک از مذاهب اسلامی باشد و یا اینکه شخص سکولار (مشرک) باشد اما مخلوطی از چپگرائی و لیبرالیسم و مسائلی از شریعتهای آسمانی باشد و در کشاکش زمان تغییراتی در این سلائق و نگرشها به وجود آید امری عادی و پذیرفته شده است.

(ادامه دارد……..)


[1] واژه تئوکراسی (به انگلیسی: Theocracy) از واژه یونانی θεοκρατία به معنی «حکومت خداوند» ریشه می‌گیرد.[D1]