درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(33- قسمت)

حالا شورای اولی الامر فقهای اسلامی امتی واحد با اجماعی واحد و رای واحدی رابرای دعوت و تبلیغ تشکیل می دهد: وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران/ 104 ) که این امت همگی یک رای به مردم می دهند و رای این مبلغ با آن یکی فرقی ندارد، دراین مسجد یا این محله یا این شهر یا این استان یا این کشور چیزی نمی گویند و در مسجد و محله و شهر و روستا و منطقه ی دیگر ی چیز دیگری بگویند. همه یک چیز می گویند و مردم را با آراء مختلفشان سرگردان و متفرق نمی کنند .
البته این وحدت و شورا وسایلی هستند که همه می توانند ازآنها استفاده کنند. چیزی مثل ماشین، هواپیما، تانک و سایر وسایل. هر کسی می تواند از این شورا برای رسیدن به وحدت و افزایش قدرت و نگهداری از قدرت ازآن استفاده کند و در راه اهداف خاص خودش ازآن استفاده کند . این امر غلط و تصور باطلی است که تنها مسلمین و مستضعفین حق استفاده از ماشین را دارند و طاغوت ها و ظالمین از این حق محرومند و باید الاغ سواری کنند. ماشین سواری حقی نیست که خداوند آن را مختص مسلمانان و مظلومین قرار داده باشد و دیگران را محروم کرده باشد. شورا و وحدت هم درست به همین شیوه سنتی از سنت های لایتغیر الهی و ابزاری ارزشمند و سرنوشت سازی است که مظلومین و بخصوص مستضعفین اهل قبله از همه به آن مستحق ترهستند و تهیه کردن اسباب و کسب وحدت هم بر مسلمانان واجب و ضروری تراست.
در این صورت وحدت و متحد شدن باعث به وجود آمدن نیرو و قدرتی عظیم و پر تحرک می شود که در هر مقطع زمانی و مکانی اگر متناسب با پیشرفت های همان زمان و مکان از این وحدت استفاده بشود توانسته است تحولات و دگرگونی های عظیم مثبت یا منفی را به وجود بی آرورد.

  • تحولات و درگرگونی های مثبت مثل سپاه رسول الله صلی الله علیه و سلم یا سپاه ابوبکر صدیق یا سپاه عمر فاروق یا سپاه صلاح الدین ایوبی یا سپاه یوسف بن تاشفین و سیف الدین قطز و امثالهم
  • تحولات و درگرگونی های منفی هم مثل: سپاه چنگیز خان مغول و اتحادیه ی فعلی به رهبری سکولاریستهای جهانی چون آمریکا و روسیه و چین و ناتو وغیره
    در هر صورت زمانی که وحدت زمینه های اتحاد فکری، عقیدتی، سازمانی و رهبری را به وجود آورده باشد همیشه منشأ تحول و دگرگونی بوده است؛ چون منبع قدرت است. قدرت و بازوی توانمندی که هم کفار آشکار و پنهان می توانند ازآن استفاده کنند هم مسلمین.
    خوب حالا اگر شخص یا گروه و جماعتی از اهل قبله به این درجه از درک و آگاهی شرعی در مورد اهمیت و جایگاه وحدت رسیده باشد و از آلوده هائی که تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ و از دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ فاصله گرفته باشد، لازم است با تدبر و تعمق در مفهوم و جوهره و کارکرد وحدت، چنان فهمیده و درکش کرده باشد که با تزریق جوهره ی وحدت به بدن، در خون و سلول های شخص موحد مومن جاری بشود، و تأثیر عملی خودش رادر شخصیت و رفتارش نشان بدهد. تنها کسی می تواند ادعای وحدت کند و تنها کسی لیاقت درک و فهم عمیق وحدت را دارد که در زندگی جهادی ومبارزاتیش آن رابه نمایش بگذارد و عملا نشانش بدهد .
    واکنش افراد و جماعتها و گروهها و احزاب و شوراهای کوچک در برابر وحدت اسلامی، و میزان پاسداری قلبی، کلامی و عملی از این وحدت مبارک معیاری است که شخص با آن خودش را به یکی از جناح ها و جبهه ها نزدیک می کند. یا جناح و جبهه ی مجاهدین فی سبیل الله، یا جناح و جبهه ی جنگجویان فی سبیل الطاغوت و غیر از این دو جناح جناح سومی وجود ندارد:الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (نساء/76) واکنش سه گانه ی عملی و زبانی و قلبی شخص در برابر وحدت می تواند در شخص صفاتی را به وجود بیاورد که به یکی از جناح ها متعلق است و یا اعمالش در خدمت یکی از جناحها و جبهه هاست .
    البته وحدتی هم که در شریعت الله ضامن حفظ قدرت و پیروزی است وحدت ایمانی آگاهانه و هدفمند است . دور هم جمع شدن افراد و گروه های مختلف المنافع که نمی توانند و یا نمی خواهند در مسیر اهداف تشکیل این وحدت، چون کسب قدرت حکومت اسلامی و تشکیل شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد حرکت کنند، هم مسیر خواندن اینها اشتباه است.
    چون اینان منافقین و سکولار زده هایی هستند که تا اوضاع سیاسی آفتابی و بر وفق مراد آنهاست در کنار مجاهدین می مانند و زمانی که هوای سیاسی و جو حاکم طاغوتی عوض شد یا از جایی دیگری و عده ی بهتر و امتیاز بهتری برایشان پیدا شد به سرعت از صف مجاهدین پراکنده و متفرق می شوند، و حتی دسته ای از آنان در قالب اصلاح طلبی وارد همان سیستم طاغوتی می شوند، و دسته ای دیگر که امتیازات بهتری گرفته اند علیه مجاهدین و به نفع طاغوتها جبهه سازی و جبهه گیری هم می کنند. آن دسته از مسلمین صادق هم که فریب اینها را خوردند و متوجه شدند، یا دوباره به صف مجاهدین بر می گردند یا اکثرا به منفردینی بریده و ناامید گوشه گیری تبدیل می شوند.
    (ادامه دارد……..)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *