درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(71- قسمت)

حتی اگر چنین حکومت اسلامی چون حکومت خلفای راشدین وجود نداشت و بدل اضطراری اسلامی آن وجود داشت مثل تمام حکومتهائی که پس از خلفای راشدین بر مسلمین بر اساس فقه خاص اسلامی حکم رانده اند، باز قدرت و اسلحه ، در برابر حکومت دشمنان، تنها و تنها با حکومت معنی می دهد،  و این حکومت هم تنها و تنها با وحدت به وجود می آید، برای همین است که الله تعالی برای حفظ این وحدت راهکارهائی را ارائه داده است . مثل دشمن شناسی شرعی و درجه بندی دشمنان؛ دشمن ها هم تمام تلاششان بر این است که این وحدت را به هم بزنند و تفرق رابه جایش بگذارند که نتیجه ی قهری آن نابودی قدرت حکومتی است و اولین اقدامشان برهم زدن درجه بندی دشمنان از طرق منافقین و سکولارزده ها و علمای سوء و الرویبضه و مسلمین نامتعادل و نامیزان بوده است. حتی در موارد زیادی خود مسلمین نامتعادل و نامیزان بدون دخالت دشمنان اهل قبله خودشان داوطلبانه و ناخواسته کارهائی را انجام داده اند که انگار طبق نقشه ی این دشمنان اهل قبله در حرکت اند و تمام ثمرات این کارهای این برادران نامتعادل و نامیزان ما به دشمنان ما و خودشان رسیده است .

دشمنان اهل قبله نمی خواهند مسلمین به قدرت حکومتی دست پیدا کنند و اگر هم دست پیدا کردند تمام تلاششان این است که آن را با تفرق نابود کنند. برای همین است که الله تعالی تفرق را یکی از صفات مشرکین و سکولاریستها می داند و مسلمین را از چنین شرکی برحذر می دارد : وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ  (روم/31-32) و باز سفارش می کند که :وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (انعام/153)‏ این راه (که برایتان بیان کردم) راه مستقیم من است از آن پیروی کنید و از راههای ( باطل) پیروی نکنید که شما را از راه خدا پراکنده و متفرق می‌ کند . اینها چیزهائی است که خداوند شما را بدان توصیه می‌کند تا پرهیزگار شوید.‏

حالا اگر کسی این دستورات صریح الله را گوش ندهد و خودش را به بلا و شرک تفرق گرفتار کرد، در این صورت  الله تعالی تفرقه گرا را در هیچ چیزی با پیامبر نمی داند: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ ‏(انعام/159) بیگمان کسانی که دین خود را پراکنده می‌دارند و دسته دسته و گروه گروه می‌شوند تو به هیچ وجه از آنان نیستی و (حساب تو از آنان جدا و) سروکارشان با خدا است و خدا ایشان را از آنچه می‌کنند باخبر می‌سازد.

در این صورت پس از ایمان به عنوان یک قدرت درونی، وحدت شاه کلید قدرت دنیویه که در صورت تفرق و بدون آن با وجود پیشرفته ترین اسلحه ها و با شهامت ترین انسانها باز نتیجه ای غیر از فشل و بی ابهتی و ذلیلی در بر نخواهد داشت.  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْکُرُواْ اللّهَ کَثِیراً لَّعَلَّکُمْ تُفْلَحُونَ ‏* وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ‏(انفال/45-46) ‏ای مؤمنان! هنگامی که با گروهی روبرو شدید، پایداری نمائید و بسیار خدا را یاد کنید تا پیروز و رستگار شوید .‏و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و کشمکش می کنید،  (که اگر کشمکش کنید ) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود (و ترس و هراسی از شما نمی‌شود) . صبر کنید که خدا با صبر کنندگان.‏

اجازه بدهید یک تمثیل و روایتی از سیدنا علی بن ابی طالب رابرایتان تعریف کنم تا متوجه بشویم که تفرق چگونه دامنگیر همه می شود، و ترو خشک را با هم می سوزاند، حتی آنهایی را به کام خودش فرو می برد که در این جریان تفرقی که توسط برادران نامتعال و نامیزان ما یا منافقین و سکولار زده ها و حتی دستهای خارجی به وجود آمده  است بی طرف بودن و تنها نظاره گر بودند:

عمیر روایت می‌کند:  روزی از روزها  علی رضی الله عنه داشت برای ما سخنرانی می کرد. در حین سخنرانی خوارج سروصدا کردند و نظم جلسه را بر هم زدند و علی مجبور شد که سخنرانی را قطع کند و از منبر پایین بیاید.علی بن ابی طالب رضی الله به خانه رفت و ما نیز به دنبالش رفتیم. ایشان ناراحت و گرفته بود و گفت: آیا می دانید که مثال من و شما و قتل عثمان مانند سه گاو و شیری است که  در جنگلی زندگی می کردند؟ 

به دنبال این ادامه داد: یکی از این گاوها سفید، یکی سیاه و دیگری حنایی بود. هرگاه شیر می‌خواست بر گاوها حمله‌ور شود آن‌ها دست‌به‌دست هم می‌دادند و همانند یک جسم واحدی جلوی شیر را می‌گرفتند و شیر نمی‌توانست هم‌زمان بر سه گاو حمله کند.

شیر به فکر چاره‌ای افتاد تا اتحاد و هم‌بستگی‌شان را در هم بشکند و از بینش ببرد؛ بنابراین پیش گاو سیاه و حنایی‌رنگ رفت و به آن‌ها گفت: این گاو سفید با آن رنگِ روشن و درخشانش، از فرسنگ‌ها دورتر به چشم می‌آید و این مسئله منجر به کشف محل اختفای ما توسط انسان‌ها می‌شود. و هنگامی که محل پنهان‌شدنِ ما لو برود همه‌ی ما نابود خواهیم شد، پس به من اجازه دهید تا شرّ این گاو سفید را از سرمان کوتاه کند و انگهی با خیال راحت، در کنار هم، و بدون این‌که خطری ما را تهدید کند، در این جنگل، با امنیت تمام زندگی می‌کنیم.

(ادامه دارد……..)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *