درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(72- قسمت)

گاو سیاه و حنایی‌رنگ به شیر اجازه دادند تا دوست‌شان را تکه‌پاره کند. شیر بعد از دریافت مجوزِ قتل، با خیال راحت، و جلوی چشم دو گاوِ دیگر، گاو سفید را درید و شکمی از عزا درآورد، بدون این‌که خطری از جانب آن دو گاو دیگر او را تهدید کند.

چند روز گذشت و شیر دوباره گرسنه شد و به فکر شکار افتاد. پیش گاو حنایی رفت و گفت: رنگ من و تو نزدیک به هم است، اما این گاو سیاه، همانند لکه‌ای بزرگ از دور پیداست و محل اختفای ما را لو می‌دهد. اگر اجازه دهی من او را به قتل می‌رسانم تا محل اختفای ما کماکان از دیدِ شکارچی‌ها پنهان بماند.گاو حنایی اجازه داد و شیر، با خیال راحت شکم گاو سیاه را پاره کرد.

مدتی گذشت و شیر پیش گاو حنایی آمد و بدون مقدمه گفت: من آمده‌ام تا تو را بخورم! گاو حنایی گفت: مرا؟ شیر: بله تو را. گاو حنایی: پس اجازه بده تا قبل از کشته شدن فریادی بزنم و دلم را خالی کنم تا بغضم فرو نشیند. شیر: اجازه داری.گاو سه مرتبه با صدای بلند فریاد کشید: من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. ألا إني أكلت يوم أكل الثور الأبيض.

علی بن ابی طالب رضی الله بعد از بیان این داستان، چنین نتیجه‌گیری کرد: “من همان روزی سست، ضعیف و بی‌کَس شدم که عثمان به قتل رسید.”[1] الا و انی لما وهنت یوم قتل عثمان .

بله، تمام مسلمین قدرت و هیبتشان در حکومتشان و رهبریت اسلامیشان خلاصه می شود، و این قدرت و هیبت است که در برابر کفار آشکار و پنهان و در برابر مسلمین نا متعادل و نامیزان باعث پیاده شدن فریضه ی ارهاب «تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِوَعَدُوَّکُم» به عنوان یک عامل بازدارنده می شود. تنها کافیه که ما در برابر دشمنان این قدرت حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا بدیل اضطراری اسلامی در برابر دشمنان الله و خودمان سکوت کنیم تا نتایج تلخ و ناگوارش را در آینده ای نزدیک خودمان و حتی نوادگانمان بچشند.

ما هم اکنون در برابر افراد نیستیم که قدرت اسلحه ی فردی ما معنی بدهد، در برابر یک گروه و دسته هم نیستیم که قدرت گروه و جماعت ما معنی بدهد، ما در برابر قدرت حکومتی و قدرت حکومتهای متحد دشمنان الله و خودمان هستیم و ما تنها در صورتی با وحدت پولادین به صورت صف واحدی در آمدیم و محبوب الله شدیم:  إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ . آنوقت است که الله ما را با وجود چنین قدرت منسجمی که با ایمان و صبر پشتیبانی می شود بر دشمنان کثیرمان پیروز می کند : كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ . در این صورت تنها راه و تنها کانال اجرای این قانون شریعت الله و این فریضه از طریق حکومت اسلامی یا بدیل اضطراری حکومت اسلامی است که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی حکم می کند .

اگر این بدیل اضطراری هم وجود داشت تا زمانی که این حالت اضطرار از بین می رود باید از این ابزار به عنوان تنها ابزار استفاده کرد و دچار تفرق و تک روی نشد و صبر کرد. بله اینجا صبر معنی می دهد. اینجا صبر برای یک موحد بسیار تلخ تر از هر چیزی است، اما تنها کانال اجرا کردن قانون و فریضه ی ارهاب دشمنان با اسلحه همین است، و باید تا اصلاح این حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا ارتقاء آن به حکومت اسلامی با کیفیت تری صبر کرد، و با صبر خود و پرهیز از تفرق و تک روی از الله و رسولش اطاعت کرد: وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ .

قبلا عرض کردیم که کسی چون صلاح الدین ایوبی هم از این بدیل اضطراری اسلامی در برابر صلیبی ها به عنوان یک سنگر استفاده کرد و مدت 19 سال وزارت حکومت فاطمیان شیعه مذهب مصر را قبول کرد. علت همکاری مسلمین با بنی امیه و بنی عباس و عثمانی ها هم بر علیه کفارهمین بود . علت همکاری با جماعتهای اهل بدعت حنفی دیوبندی در جنگ با کمونیستهای شوروی همین بود،علت همکاری با حکومت پر از بدعت گروههای محلی طالبان بر علیه آمریکا و متحدینش هم همین بود. علت همکاری ابن تیمیه با حکومت وقت در مبارزه با مغولهاهم همین بود. اینان کلا بدیل های حکومت اسلامی هستند که باید در صورت اضطرار با قدرت اسلحه ی چنین حکومتهائی دشمنان آشکار و پنهانِ الله و خودمان را بترسانیم، و آینده را ببینیم و مطمئن باشیم که سکوت و بی تفاوتی ما در برابر کسانی که حاکمیت اسلامی موجود را به حکومت اسلامی تری ارتقاء نمی دهند بلکه اورا به سمت حاکم کافر سکولار و مرتدین محلی سوق میدهند خیانت آشکار و ظلم آشکاری به خودمان و تمام آیندگانی است که تحت حاکمیت این حکومتهای کافر یا مرتد دچار انواع مفاسد و ظلمها و جنایات می شوند.

(ادامه دارد……..)


[1] ابن ابی شیبه، المصنف، (متولد 159 قمری- وفات 235 قمری) باب 3، کتاب الجمل، شماره روایت 39088 صفحه  457؛ انتشارات : عربستان سعودی، جدة، شرکه دارالقبلة، / سوریه، دمشق، موسسه علوم القرآن، (1427قمری-2006 نصرانی) / قامت بطباعته و اخراجه: لبنان، بیروت، دارالقرطبه   / أنبأنا عبد الوهاب بن المبارك قال‏:‏ أنبأنا أبو الفتح أحمد بن محمد الحداد قال‏:‏ أخبرنا أبو بكر أحمد بن علي بن إبراهيم بن منجويه أن الحاكم أبا أحمد محمد بن أحمد بن إسحاق الحافظ أخبرهم قال‏:‏ أخبرنا عبد الله بن سليمان بن الأشعث قال‏:‏ حدثنا الحسين بن عرفة قال‏:‏ حدثنا عباد بن عباد بن حبيب بن المهلب بن أبي صفرة عن مجالد بن سعيد عن عمير بن زودي.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *