درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(79- قسمت)

حالا باید ببینیم که این«سه ابزار و سه کانال اساسی» چه طوری باید این مراحل تدریجی را درک کنند و حق تدریجی حرکت کردن شخص مسلمان رابه او برگردانند؟

زمانی که مسلمین ایمان را یاد می گیرند و خودشان را شایسته ی خطاب قرآنی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» قرار می دهند یادگیری تمام احکام قرآنی نیاز به زمان و  میزان پیشرفت شخص در ساختن تعادل میان یادگیری آیات قرآن با عملش دارد، روایتهای مختلفی اشاره دارند به اینکه اصحاب بیشتر از 10 آیه را نمی گرفتند، و زمانی که در معنی این 10 آیه تدبر می کردند و یادش می گرفتند و آن را تبدیل می کردند به عمل، بعد از تطبیق این آیات بود که می رفتند سراغ 10 آیه ی دیگر . به این شیوه هم علم را یاد می گرفتند هم عمل را . 

  • عن ابن مسعود، قال: «كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا إِذَا تَعَلَّمَعَشْرَ آيَاتٍ ، لَمْ يُجَاوِزْهُنَّحَتَّى يَعْرِفَ مَعَانِيَهُنَّوَالْعَمَلَ بِهِنَّ»[1]
  • حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُضَيْلٍ، عَنْ عَطَاءٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْ كَانَ يُقْرِئُنَا مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ،:  أَنَّهُمْ كَانُوا ” يَقْتَرِئُونَ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَشْرَ آيَاتٍ “، فَلَا يَأْخُذُونَ فِي الْعَشْرِ الْأُخْرَى حَتَّى يَعْلَمُوا مَا فِي هَذِهِ مِنَ الْعِلْمِ وَالْعَمَلِ، قَالُوا: فَعَلِمْنَا الْعِلْمَ وَالْعَمَلَ[2]
  • إِنَّمَا أَخَذْنَا الْقُرْآنَ عَنْ قَوْمٍ أَخْبَرُونَا أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا تَعَلَّمُوا عَشْرَ آيَاتٍ لَمْ يُجَاوِزُوهُنَّ إِلَى الْعَشْرِالْأُخِرِ حَتَّى يَعْلَمُوا مَا فِيهِنَّ مِنَ الْعَمَلِ، قَالَ: فَتَعَلَّمْنَا الْعِلْمَ وَالْعَمَلَ جَمِيعًا (وفي رواية: كنا إذا تعلمنا العشر من القرآن لم نتعلم العشرالتي بعدها حتى نتعلم حلالها وحرامها وأمرها ونهيها) وَإنَّهُ سَيَرِثُ الْقُرْآنَ بَعْدَنَا قَوْمٌ يَشْرَبُونَهُ شُرْبَ الْمَاءِ لَا يُجَاوِزُ هَذَا، وَأَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى حَنَكِهِ[3]

برقرار کردن تعادل بین یادگیری ها و تبدیل کردن این علم به عمل بدون شک هم زمانبراست و هم ممکن است از شخصی به شخص دیگری در نوسان باشد، و قطعا در این زمینه همه ی مسلمین در یک سطح نیستند. علاوه بر این هر شخصی همچنانکه دوران رشد و بلوغ را باید طی کند و باید این مسیر را برود برای همین هرگز این حرکت تمامی ندارد، اگر امروز یک برادر یا خواهر این دوره را تمام می کند فردا و پس فردا و فراداهای دیگر این مسیر باید توسط خواهر برادرای کوچکترش یا فرزندان اینان و سایر مسلمین طی بشود . پس این جریان همیشگی است و اجازه نمی دهد این آب راکد بماند و بگندد .

علاوه بر این چون یادگیری قرآن به دلیل سهل بودن الفاظش و سهل بودن معنایش خیلی آسان است: وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ(قمر/ 17) به تحقیق، قرآن را برای یاد کردن آسان نموده ایم، آیا ذکر کننده ای هست؟. آنی که مشکل است عمل کردن به آن است تا اینکه شخص خودش را مخاطب آیاتی قرار ندهد که تهدید آمیزند:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ *كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ*إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ(صف/2-4)ای مؤمنان ! چرا سخنی ( به دیگران ) می‌گوئید که خودتان برابر آن عمل نمی‌کنید؟‏ اگر سخنی را بگوئید و خودتان برابر آن عمل نکنید، موجب خشم عظیم خدا می‌گردد.‏ خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی می‌رزمند، انگار دیوار سربی بزرگی هستند .‏ بر روی «لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ» و «الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ» کمی مکث کنید و با کمی تدبر و تعقل بر سخنان جماعتهای مسلحی فکر کنید[4] که دم از وحدت می زنند اما اعمالشان کاملا بر خلاف گفته ها و ادعاهایشان است.

در هر صورت، آگاهی های درجه سومی هم وجود دارند که به دانشهای جهادی و مبارزاتی روز شناخته شده اند که کلا تابع عملکرد هدفمند منابع شرعی از طریق شورای روز هستند و از طریق تجارب روز به وجود می آیند . در اینجا واضح است که مسلمین در یک درجه نیستند، و قطعا دارای درجات مختلف و متفاوتی از علم و تجربه هستند، و نیاز به یک بدنه ی تشکیلات و تنظیماتی هماهنگ کننده دارند که یکی از«سه ابزار» خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس شورای مجاهدین این وظیفه را بر عهده می گیرد.

(ادامه دارد…….)


[1] أثر صحيح: رواه ابن جرير الطبري في تفسيره، وأشار إلى صحته ،

[2] مسند الإمام أحمد بن حنبل ج5/ص410

[3] صحيح مروي عن عطاء بن السائب عن أبي عبد الرحمن السلمي: رواه الفريابي في “فضائل القرآن”، وأبو الفضل الرازي في ” فضائل القرآن وتلاوته”، وابن سعد في “الطبقات”، وابن وضاح في “البدع والنهي عنها”كلهم من طريق حماد بن زيد. ورواه عبد الرزاق في المصنف ومن طريقه المستغفري في “فضائل القرآن”. وراه الطحاوي أيضا من طريقي سفيان الثوري وهمام بن يحيى.
وهؤلاء روواعن عطاء قبل أن يختلط.ورواه أحمد، وابن أبي شيبة في “المصنف” وفي “المسند”، والمستغفري في “فضائل القرآن”، من طريق محمد بن فضيل. ورواه الطحاوي في”شرح مشكل الآثار”، والحاكم في “المستدرك”، والبيهقي في”شعب الإيمان” و”السنن الكبرى”، من طريق شريك بن عبد الله.وراه الطبري في “جامع البيان” من طريق جرير بن عبد الحميد.

[4] چون اینها را در مسیر فرقه ی ناجیه می دانم و مسیر فعالیت گروههای به اصطلاح سیاسی به ظاهر اسلام گرای موجود در نظامهای کفری سکولاریستی سرزمینهای مسلمان شنین ربطی به ما ندارد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *