
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(82- قسمت)
داروهای جامعه متناسب با وضع موجود آن جامعه و نیازهای روز آن جامعه ارائه می شوند، و ممکن است که در راه رسیدن به هدف بزرگ، جنبش مجبور بشود در مراحلی از بیان بعضی از احکام شریعت الله هم خود داری کند، و مثل امام احمد بن حنبل رحمه الله در حدیث عرنیین چنین تشخیص بدهد که در این مرحله گذار هیچ نیازی به بیان آن نیست، وممکن است حتی در صورت بیان وباز شدن فعالیتهای تئوریک و یا عملی در این زمینه، بعنوان بازدارنده ای هم عمل کند، ودر مسیر مبارزه خلل وارد کند، وسد بشود.
از حدیث ام المومنین عایشه رضی الله عنها به صورت واضح روشن می شود که قبل از آموزش ایمان، ارائه و تطبیق احکامی چون شرابخوري و زنا كاري و غیره می توانست بازدارنده باشد. برای همین است می بینیم مسلمينی كه در اين دوران فوت كردند اصولاً نمي دانستند كه چنين احكامي هم وجود دارند، و برای هیچ کدام از ياران رسول الله صلي اله عليه وسلم هم تصور چنين احكام وقوانينی قابل تصور نبود.
ظاهر قضیه نشان می دهد که الله تعالي لازم هم نمي ديد كه قبل از مرحله و زمان خاص عملي شدن احكامش ، آنها را هم به صورت لفظي و تئوريك بيان کند، برای همین است که قرآن را یکجا و مثل یک کتاب بر مردم نازل نمی کند، بلكه حتي بيان ونازل کردن آيات مربوط به آنها را هم، به زمان ومكان خاص خودش موكول می کند. زمانی که ایمان آموزش داده می شود کل آیات مختص مومنین با«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»شروع می شود و بعد از ایجاد و آموزش ایمان است که شخص را مخاطب احکامش قرار می دهد.
و اگر کسی فقط مسلمان شده باشداما به درجه ی مومنین نرسیده باشد و ادعای مومن بودن بکند الله به صراحت اعلام می کند : قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ۖ (حجرات/14)عربها میگویند: ایمان آوردهایم. بگو: شما ایمان نیاوردهاید، بلکه بگوئید: تسلیم و مسلمان شدهایم. چرا که ایمان هنوز به دلهایتان راه نیافته است.
برای همین است كه، متناسب با آنچه كه وضعيت موجود جنبش تكاملي ازما مي خواهد، اگر كسي از ما بپرسد كه برنامه شما برای چگونگی تطبیق «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ ، آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» یا برنامه ی شما برای چگونگی تطبیق «وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ» و «إِذا حَکَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» در آینده چیست؟ اگر ما ضمن ایمان به کلیات این احکام برای تطبیق جزئیات این احکام متناسب با نیاز روز، و وضع موجود، و میزان پیشرفت انسانها در آینده، در جواب بگوئيم كه ما فعلا چنين برنامه ای در اختيار نداريم وروز خودش همه چيز مشخص می شود، و از هر گونه اقدامات عجولانه و شعار دهی احساساتی، و ارائه ی احکام نارس و نابجا خود داری کردیم، شايد بتوانیم به خودمان بگوییم که ما در مسير جهاد و مبارزه مولد صدمه به این جریان مبارک نشدیم، و يكي از اصول اساسي آن را برای رسیدن به هدف رعايت کرده ایم.
چنانچه عرض شد این به این معنی نیست که ما نباید احکام خاص خودمان را داشته باشیم. ما اینان را داریم و خوبش هم داریم . درقرآن و سنت صحیح این احکام قرنها پیش ثبت شدند و به عنوان قانون اساسی ما در معرض دید و در اختیار دوست و دشمن قرار دارند، بلكه در اینجا هدف سخن این است که بايد با برنامه ريزي دقيق، متناسب با هر زمان و مکانی كه كوچكترين فرصت مناسبي برای كسب قدرت ایمانی و دنیویِ متناسبِ با تطبیقِ شرعیِ به روز آن حكم بوجود آمده است، ما در همان موقعیت زمانی و مکانی، و متناسب با ابزارهای آن زمان، این حکم را تطبیق بدهیم و اجراش کنیم.
مخالفین ما هم فهمیده اند که مسلمین قوانین خاص خودشان را دارند و برای تطبیق آن هم توانائی های خاص خودشان را دارند و بدون شک شایستگی و توان در دست گرفتن قدرت حکومتی را دارند، پس مشکل بر سر وجود این قوانین منسجم نیست؛ بلکه منظور این است که تطبیق این احکام اجتهادی باید متناسب با وضع و موقعیت زمانی خودش در آینده باشد، و هم اکنون که مذاهب و تفاسیر مختلف و متعدد و امتهای کوچک متعدد، و جماعتهای کوچک متعدد، و شوراهای کوچک متعددی به وجود آمدند، و هنوز در یک سرزمین مشخص یک امت واحد و یک اجماع واحد و یک جماعت واحدی از طریق یک شورای واحدی به وجود نیامده است تا در مورد تطبیق حکم خاصی رای واحد و اجتهاد واحد خودش را متناسب با وضع موجود آن زمان ارائه بدهد، تا آن زمان گفتن و ارائه ی برداشتهای زود رس در غير زمان وفصل مناسبش، تلاش بي فايده ای است که اصلاً به درد دوره انقلابي تا قبل از كسب قدرت وتشكيل حكومت نمي خورد. ما الان باید آگاهانه و هدفمند تنها با تكيه اساسي بر مشتركات و محافظت از وفادار ماندن و ايستادگي بر حركت عمومی به سوی هدف در مسيرصحيحش به سمت پیروزی نهائی، برنامه ریزی کنیم .
زمانی که شخص در همان دوران آموزش ایمانش «لا اله» را بر زبان می آورد و كفر به طاغوت می کند یعنی در وضع موجود می گوید: من زیر بار هیچ حکمی غیر از حکم الله نمی روم، قوانین دین سکولاریسم را زیر پام می گزارم، من از دین سکولاریسم نه کمونیسمش را می خواهم نه لیبرالیسمش را، من زير بار احكام سوسيال دمكراتها هم نمی روم، من اجازه نمي دهم كه احكام سكولاريستي به جاي احكام الهی بر خانواده ام اجرا بشود، من نمي گذارم كه در پناه قوانین سکولاریستی و در پناه قدرت حکومت سکولاریستی خواهرم، زنم و دخترم تلف بشوند، من زير بار فقر وفحشاء نمي روم، من ترس ونا امني را در تمام پايه هاي زندگيم نمي خواهم، من زير بار نسبيت اخلاقي سكولاريستي مرتدین نمي روم، من تحت شعارهای فریبنده ی «آزادی کفر» یا همان بی بندوباری فکری و شخصی اجازه ی کفر گوئی و توهین به الله و رسول و قوانین شریعت الله و آیات الله را نمی دهم، و دهها مورد دیگر که شخص مسلمان با گفتن همان لا اله و کفر به طاغوتش هیچ قانون جاهلی را در هيچ شكل وقيافه اي نمي پذيرد.
(ادامه دارد…….)