درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(86- قسمت)

 عده ای از برادران مخلص و صادق ما ظرفیت اینهمه صبر را ندارند و بیماری « تحکیم زودهنگام مراحل ثانوی شریعت» در ذهنشان ریشه ی عمیقی دارد، و نمی توانند تا زمان خودش برای رای شورا سمع و طاعه داشته باشند، و این بی صبری حداقلش این است که در روش برخورد با وضع موجود با سستی و کم رغبتی  تصمیمات شورا را عملی می کنند، و کجدار و مریض عمل می کنند، و حتی منجر به نوعی بیزاری نسبت به انضباط و سمع و طاعه و نوعی خود بزرگ بینی و تکبر می شود، که با تکبر هیچ وقت آرامش و صلح همراه نیست، که اکثر اوقات این دوستان نامتعادل ما انشقاق پیدا می کنند یا برای خودشان دارودسته ی دیگری می سازند که تاریخ نشان داده است همیشه منجر به شکست و دلسردی و پشیمانی آنها شده است، یا گوشه گیری می کنند و همه اش غر می زنند و ایراد می گیرند .

اما آنهائی که می مانند و کناره گیری نمی کنند یا دارودسته ی جدیدی نمی سازند، آشکارا باعث به هم خوردن استراتژیهای دور و نزدیک و حتی خنثی شدن تاکتیکهای تعین شده ی شورا و ایجاد اختلال جدی در کار سازمانهای مختلف شورا و حتی متلاشی شدن کامل آنها می شوند، روحیه ی رزمندگی و یکپارچگی میان شورا  را سست و یا حتی آن را نابود می کنند، مردمی که حکم آب برای ماهی (مجاهد) را دارند و باید طبق روش انبیاء با احتیاط و سیستماتیک با انحرافات عقیدتی و رفتاری آنها برخورد بشود را، از  شورا جدا می کنند، شورا و سازمانهای وابسته به آن را از وظایف تعیین شده ی جهادی خودش منحرف می کنند، و در نتیجه نهضت مجاهدین را به شکست می کشانند.

یکی از اسبابهای تولید بیماری « تحکیم زودهنگام مراحل ثانوی شریعت» این است که این عزیزان قبلا به شدت به «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» دچار شده اند .

این «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» در تحلیل اوضاع کلی موجود و هدایت امور مانع بزرگی ایجاد می کند. چون دچار شدن به اینگونه بیماری، ناگزیر یا به انشقاق و تجزیه منجر میشود یا به  نا امیدی و یأس و گاه به ترورهای کورداخلی. دچار شدن افراد جماعت به این«بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» معمولا منتهی به پرگوئیهای بی اساس یا سوءظن نسبت به همدیگر و یا غالبا منجر به درگیرها و اختلافات غیر اصولی و از هم پاشیدگی سازمان شورا و جماعت می شود.

کسانی که به این «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» مبتلا شده اند در انتقادات خودشان مسائل اصلی وزیربنائی و اولویتهای اصلی جهاد و جماعت و شورا و حتی حکومت و «سه ابزار» را نادیده می گیرند، و توجه خودشان را فقط به مسائل فرعی و ریز درجه چندم محدود می کنند، و اگر بخواهند به تحلیل مسائلی بپردازن تحليل و ارزيابي آنها بیشتر شبیه تحلیل كوچه بازاري سبك سرانه ي مبتذل است، چرا؟ چون در این زمینه تخصص ندارند و تخصصشان در مسائل ریز، جزئی و دست چندم است که نیاز روز مسلمین نیست، و اولویت الان مسلمین نیست، و به درد الان مسلمین نمی خورد، و پاسخی برای سوال الان مسلمین نیست.

مسلمین الان می پرسند راهکار شما برای بیرون راندن اشغالگران کافر خارجی و مرتدین محلی چیست؟ این درجواب می گوید حکم فلان عالم در قرون گذشته مثل نووی و ابن حجر و غیره را می دانی؟ یا برای چه فلان شخص در قرون گذشته را کافر نمی دانی؟ مسلمین می پرسن چرا اینهمه تفرق به وجود آورده اید و باهم متحد نمی شوید در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با یهود مدینه و منافقین و مشرکینی چون خزاعه بر علیه مشرکین قریش متحد شد؟ این در جواب میگوید ما می خواهیم صفماون پاک و خالی از هر گونه آلودگی باشد و در نظر این برادران سیاست یا همه یا هیچ است و ناخواسته به روش قرآنی رسول الله هم ایراد می گیرند.

 انگار روایتهای آخر زمان آنها را دچار توهم و اشتباه کرده که دو جبهه وجود دارد:حَتَّى يَصِيرَ النَّاسُ إِلَى فُسْطَاطَيْنِ فُسْطَاطِ إِيمَانٍ لَا نِفَاقَ فِيهِ وَ فُسْطَاطِ نِفَاقٍ لَا إِيمَانَ فِيهِ. كار به جايي مي رسد كه تبديل به دو دسته مي شويد، دسته ي ايمان كه هيچ نفاقي در آن وجود ندارد، و گروه نفاق كه هيچ ايماني در ان وجود ندارد.

(ادامه دارد…….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *