
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(91- قسمت)
یک شورا ممکن است سالها در یک روستا کار کند و بعد مرگ خودش را اعلام کند و در یک شورای بزرگتر شهری حل بشود، و ممکن است این شورا هم سالها بعد یا حتی ماهها بعد مرگ خودش را اعلام کند و در شورای استانی حل بشود، و این شورا هم پس از چندی مرگ خودش را اعلام کند و در یک شورای منطقه ای حل بشود، و این شورای منطقه ای هم پس از چندی مرگ خودش را اعلام کند تا در یک شورای بزرگتر در یک کشور با مرزهای جبری و غیر انسانی حل بشود، و به همین ترتیب ممکن است دهها بار شوراها شادمانه و با افتخار مرگ خودشان را اعلام کنند تا در نهایت به شورای اولی الامر جهانی و امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحدی می رسند که مورد پسند الله و قانون شریعت الله است.
نکته ی مهم این است که این جنین تازه تولید شده مسیر طبیعی خود ش را طی کند و نباید در مرحله ای متوقف بشود تا اینکه به نقطه ی مرگی که برایش در نظر گرفته شده است برسد . طبیعی این است که یک شورای کوچک در شوراهای بزرگتر حل بشود و این کار به اندازه ا ی به پیش برود تا با یک قدرت بزرگی تبدیل بشود که در نهایت به حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و شورای اولی الا مر جهانی ختم می شود .
حالا اگر قبل از تشکیل چنین حکومتی ما شاهد تشکیل دولت و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بودیم روال عادی و اسلامی آن این است که همه ی جماعتها و سازمانها و شوراها به آن بیعت بدهند، و در آن حل بشوند، و تحت رهبریت واحد، مسبب وحدت عمل همه ی مسلمین بشوند، هر چند که در پاره ای از آراء فقهی شخصی اختلافات جزئی هم با این رهبریت داشته باشند.
اگر در سرزمینی خارج از این حکومت اسلامی یا بدیل اسلامی گروهها و شوراها و احزابی وجود داشته باشند که به این درجه از فهم و شعور مبارزاتی نرسیده باشند، و کبر و بیمارهای جاهلی مثل زبان گرائی و غیره آنها را فریب داده و به بازی گرفته باشد، باز باید به عنوان یک حداقل در منطقه ی خودشان در مسیر صحیح رشد و تکامل جهاد و مبارزات قبل از تشکیل دولت و حکومت اسلامی قرار بگیرند و در هدف با سایر مسلمینی که در سرزمین دیگری از آنها جلوترند یکی بشوند. این مربوط به جماعتها و شورائی است که مریضند و در سرزمین دیگری به سر می برند نه در سرزمینی که مسلمین آن دیار موفق به تشکیل حکومتی اسلامی علی منهاج نبوه یا حکومت بدیل اسلامی شده باشند.
در اینجا ما می توانیم درپیش رو بودن یا پسرو بودن و عقب ماندن یک جماعت و یک شورا و در ائمه ی هدایت یا گمراهی رهبران این جماعتها و شوراها معیاری ارزشمند را به دست بیاوریم، و به راحتی با چنین معیاری بتوانیم بگوییم این گروه یا شورا در مسیر شرعی قرار گرفته اند و زیر مجموعه و اعضایش را به سمت تکامل و هدف شرعی به پیش می برد یا دارد مسیر را اشتباه می رود و زیر مجموعه و اعضایش را به سمت و سوی گمراهی و ضلالت و سرگردانی هدایت می کند .
به هر میزانی که اینان در مسیر تکامل از کوچک به بزرگ قرار گرفته باشند تا در نهایت به حکومت در هر سطحی منتهی می شوند به همین اندازه می توانیم بگوییم که اینان هم مسیران واقعی انبیاء و صالحین و شهداء و صدیقین هستند یا نه؟ به هر میزانی که اینان با تبیعیت از تکبر و هواهای نفسانی و پیروی از دامهای جاهلیت از حل شدن در یک شورای بزرگتر یا حل شدن در شورای اولی الامر حکومتی و تشکیل امت واحد و جماعت واحد سرسختی و مقاومت نشان بدهند به همان اندازه ما آنها را در جهاد و مبارزه ناپخته و منحرف از مسیر صحیح مبارزه، و امامانی به سمت و سوی سرگردانی می دانیم .
در این مسیر ممکن است در جوامع و مراحلی خاص جماعتها و شوراهائی آگاهانه با کمترین خطر یا فداکاری پیشرونده بشوند، و امکان هم دارد افراد و جماعتهایی دیگر با تن دادن به خطرات بزرگ و فداکاری و دادن خونهای حماسه آفرین جاهلانه درجا بزنند و در این مسیر پیشرفتی نصیبشان نشود و حتی به عقب هم برگردند و در نهایت تبدیل به سد و مانع و عاملی اساسی برای پس رفت و دور شدن از هدف بزرگ مسلمین درحوزه ی تحت فعالیت خودشان بشوند .
معمولا اکثر افراد تا مراحل تشکیل گروه و شورای کوچک خوب پیش می روند اما در مراحل بعدی، اداره صحیح جماعت و شورا و هدایت امروزی آن به سمت شوراهای بزرگتر تا کسب قدرت سیاسی و انهدام مجریان قوانین بشری و طواغیت، دچار اشتباهات فاحشی می شوند و اکثر به بیماری «كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» مبتلا می شوند ودر جا می زنند .
اشتباهات اکثریت این گونه جماعتها و شوراهای جهادی بر اثر اختلاف در عقیده و منهج نیست، بلکه جهالت به سیر تکاملی شورا و اشتباه در ارزیابی از شرایط روزاست. بعضی از برادران مجاهد ما علاوه بر آنکه به جایگاه جماعت و شورا و سیر تکاملی آن و ابزاری بودن آن جاهل و نا اگاه هستند و جاهلانه به حزب جنبه تقدس و ثبوت می دهند و اجازه نمی دهند طی آنتی تزی مناسب سنتزی شرعی به وجود بیاید، اشتباه بزرگ دیگر شان این است که در تحلیل و ارزیابی شرایط روز با دیگر برادرانشان دچار تفرق می شوند. قطعا آنی که در سرزمینی واحد تک روی می کند و ساز مخالف می زند و در مسیر طبیعی و تکاملی شوراها قرار نمی گیرد به همین سادگی از مسیر اصلی منحرف می شود و هدایت وحدت تمامی گروههای مجاهد و مبارز به سوی تسخیر قدرت حکومتی را دچار تزلزل و گاه انحراف می کند .
(ادامه دارد…….)
(92- قسمت)
یکی از موانعی که نمی گزارد این شوراهای کوچک مرگ خودشان را اعلام کنند و در شورای بزرگتر زندگی کنند این است که اعضای خودشان را وارد بحثهای قدیمی می کنند و به این بحثهای مرده مشغولشان می کنند که غیر از کینه و دامن زدن به تفرق بیشتر هیچ فایده ای برای مسائل روز آنها ندارد . اینها باید به اموری تکیه کنند که برای مسائل روز آنها پاسخی داشته باشند.
البته این به این معنا نیست که نباید به مسائل گذشته و تاریخ پرداخت، بلکه منظور این است که یک مجاهد مبارز همچون یک مورخ و تاریخ نگار و یا فقیهی جامع نیاز ندارد که حتما باید تمامی موارد و جزئیات تاریخی و یا مسائل فقهی چون آداب توالت و حیض و نفاس و دیگر مجادلات میان فقهای گذشته و اختلافات بسیار زیاد آنها را مورد بررسی و بحث قرار بدهد و بعد جانب یکی از آنها را بگیرد، بلکه از تاریخ و فقه تنها آن چیزی را می گیرد که امروز به آن نیاز دارد، و امروز به دردش بخورد، و برای مسائل روز پاسخ داشته باشد، باید اولویت خودش را تشخیص بدهد، الان خانه اش توسط دشمنان کافر آشکار خارجی و مرتدین محلی آتش گرفته و نیاز هست که با همکاری اهل محل این آتش خاموش بشود و نیازی به بررسی کارنامه ی اجداد این شخص یا بررسی مذهب و حتی در مواردی چون جنگ قادسیه نیازی به بررسی نصرانیت یا مجوسیت شخص نیست. نیاز روز مسلمین آن زمان خاموش کردن جاهلیتی است که بر ایرانیان حاکم است، و نیاز امروز ما خاموش کردن جاهلیت دین سکولاریسمی است که بر اکثریت قاطع سرزمینهای مسلمان نشین حاکم است و عقاید و رفتار مسلمین را آلوده کرده است . همین .
ما در همین چند دهه ی گذشته و بخصوص در همین چند سال گذشته شاهد جریانات و جماعتها و شوراهای اسلامی زیادی بوده ایم که در عقیده ی پاک و صحیح اسلامی آنها، و در اخلاص و مبارزه آنها تا پای جان، وعدم سازش با کفارو مرتدین، و استقلال و عدم وابستگی آنها به هیچ قدرت طاغوتی، و جدیت در مبارزه، و اینکه حرفی را که می زدند بهایش را هم می پرداختند، شکی نداریم. آنها با آنکه در مبارزات کوه، بیابان، جنگل یا شهری در مراحلی از مبارزه متوقف شدند، اما جامعه ای که سالهاست که همه اش شکست می خورد و طعم شکست در برابر حکومتهای ظالم و سکولارهای مرتد را می چشد، می بیند که گروهی پیدا شده اند که تا پای جان وبدون هیچ چشم داشتی از مردم، مقاومت و مبارزه ی مخلصانه می کند. این گروهها به این شکل پیام خودشان را می رسانند، و می بینیم که جامعه هم به خوبی پیامش را می گیرد.
این پیام بسیار رسا و تکان دهنده بوده که مسلمانان مجاهد و مردم مسلمان از یک طرف، و سکولارها و کفار عالمی و مرتدین و منافقین محلی از طرف دیگر، هر یک واکنشی خاص به آن نشان داده اند. و کمترین آن از جانب مسلمانان آگاه، پس از کشته شدن آنها، این است که شخص در خانه فقط ناراحت می شود. اما در هر صورت در ذهنیت و روانشناسی جامعه و گروههای مجاهد مبارز، تأثیر خودش را گذاشته است. اما این عزیزان به دلایل زیاد و منجمله به دلیل عدم حرکت در مسیر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی و عدم تحمل دیدگاهها و شوراها ی دیگرو تفاسیر دیگر در نهایت نتوانستند تبدیل بشوند به قدرت برتر، و با تمام سروصدائی که به راه انداخته بودند و با تمام پیش روی های موقتی که کردند به صورت تدریجی مجبور به پس روی و عقب گرد و جمود شدند. قضاوت ما در تداوم مبارزه آنان نقش به سزایی دارد، ما باید کاری کنیم که تداوم مبارزه آنها را تضمین کند، و این هم تنها با پرهیز از اشتباهات این برادرانمان است، و حرکتمان است به سمت شوراهای بزرگتر.
نکته ی دیگری که ممکن است عده ای از برادران نامیزان و نامتعال ما را از پیوستن به شوراهای بزرگتر منع کند نادیده گرفتن عمل، و تأکید صرف آنها بر گفتار مردگان شورای مخالف، یا حتی بر گفتار زنده های آنهاست که در شرایطی خاص آنهم برای موقعیتهایی خاص گفته شده یا ممکن است دلیل دیگری داشته باشد که ما ندانیم .
اگر به عنوان مثال به کارنامه ی یهود در قران نگاه کنیم و اگر به سیر تدریجی برخورد رسول الله صلی الله علیه وسلم با این دشمن شماره یک نگاه کنیم، یا اگر به کارنامه ی سیاه منافقین دقت کنیم و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنها را بررسی کنیم می بینیم قاعده ی کلی علاوه بر عقیده و گفتار«عمل» آنها بود، این در مورد کفار آشکار و پنهان داخلی است، در مورد یک شورای مجاهدین مومن اهل قبله چیست؟
(ادامه دارد……)