
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(114- قسمت)
این توضیحی مختصر در مورد مفاد لا اله (کفر به طاغوت) و الا الله (ایمان به الله) است که به صراحت به نوعی بغض و کینه و خشونت در برابر مریدان قوانین جاهلیت و قوانین غیر شرعی آنها اشاره دارد. به زبان ساده تر، همین لا اله (کفر به طاغوت)؛ عقیده، فکر و نگرشی را به ما می دهد که درآن، باعث دوست نداشتن این دسته از انسانهای مجرم، و ارزيابي منفي از آنها براساس قانون شریعت الله می شود. البته چه طوری ما به آنها کفر داریم و خودشان و قوانینشان را قبول نداریم، دربرابر آنها هم، نه ما را به عنوان یک مومن شریعت گرا قبول دارند و نه قوانین شریعت ما را.
همین «الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ» دشمنی و کینه، خود به خود منبع و سرچشمه ی خشونت توسط طرفین می شود. عرض کردیم که سکولاریستها علاوه بر جنگ روانی و سرد این خشونت خودشان را،همیشه تا روز قیامت، به صورت جنگ مسلحانه نشان می دهند و بر مسلمین تحمیلش می کنند.وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا.
پس وجود خشم در انسان مسلمان و کافر چیزی است مثل گرسنگی و تشنگی و سایر نیازها. روشن است که این نیروی خشم را الله تعالی به عنوان یک نیاز زندگی به انسانها داده است، و چيزي كه الله تعالی به انسان داده است اگر در مسیر قانون شریعتش خرج بشود هرگز بد نيست.اما ممکن است باز کسانی باشند بپرسند که چرا الله تعالینیروی خشم و غضب را به انسان داده است؟ آیا نیروی خشم را می شود به عنوان نیروی مؤثر و مفید، در زندگی مورداستفاده قرار داد؟ الله به دو دلیل نیروی خشم رادر وجود انسان قرار داده است:
1- یکی اینکه تا انسان از خواسته هاي فیزیکی و نفسانی شرعیش دفاع كند. مثلا با خشمش اجازه ندهد یک مار او را نیش بزند، یا یک سگ به او حمله کند، یا کسی زخمیش کند، یا کسی خانه اش را آتش بزند، یا ماشینش را پنچر کند، یا شیشه ی خانه اش را بشکند، یا بچه اش را بزند، یا به زنش توهین کند و غیره.
2- دلیل دیگری وجود خشم این است که این خشم در راستايِ تحققِ اهدافِ شريعت و تطبيق ارزشهايِ قانون شریعت، در برابر دشمنان قانون شریعت الله به كار گرفته بشود .
مشخص است در اینجا، خشم یک نیروی درونی است که برای دفاع از جسم انسان، عقایدش،منافعش، ارزشهاش و بایدهاش خلق شده است، که شخص با این خشم، سعی می کند از هر چیزی که جسم و ارزشهایش راتهدید می کند، حالت تهاجمی و حمله به خودش بگیرد.
واضح است که دفاع و حتی حمله، یکی از ضروریات زندگی انسان و حتی غریزه ی مشترک بین انسانها و حیوانات سالم است. در حیوانات، الله تعالی یک برنامه ی ثابتی را به آنها داده است و آنهاهم متناسب با شرایط جغرافیائی و نیازهایشان تسلیم وضع موجود می شوند و اجبارا به کارش می گیرند، اما الله تعالی با اختیاری که به انسانها داده است، با قوانین و برنامه هائی مشخص و معین، این«خشونت» به عنوان یک ضرورت زندگی – مثل سایر ضرورتهای زندگی مثل گرسنگی و تشنگی و شادی ونیازهائی جنسی وغیره – را هدایت می کند، و به انسانها برنامه می دهد که چه طوری این خشم را مدیریت و هدایت کنند.
البته، درقرآن واژه ی «خشونت» وجود ندارد، اما به جایش کلماتی وجود دارند که همین معنی را می رسانند مثل «غلظت» و «شدّت» که هردو مترادف با خشونت هستند. واژه «غلظت» یعنی: خشونت، شدّت، درشتى و تندخويى که در مقابل رقّت و نرمی به كار میرود. الله تعالی می فرماید:
- یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ (توبه/123)ای مؤمنان! با کافرانی بجنگید که به شما نزدیکترند،(همچنانکه الان سکولاریستهای کافرجهانی و مرتد محلی نزدیکترین کفار به ما هستند که گاه در سر سفره ها و خانواده ها و محله و روستا و شهرمان هم وجود دارند) و باید که از شما شدّت وحدّت (وجرأت و شهامت و تندخوئی) ببینند. و بدانید که الله با پرهیزگاران است.
- یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ (توبه/73) ای پیغمبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر(وخشن باش)وجایگاهشان دوزخ است و چه سرنوشت بدی و چه جایگاه زشتی است!
در اینجا خشونت و شدتِ با منافقین و سکولارزده ها بیشتر روحی و روانی و جنگ سرد است، اما با کفارِاهل کتاب ممکن است در مراحلی همه جانبه باشد، هم جنگ سردهم گرم، و درمراحلی تنها جنگ روانی و نرم باشد، اما در تمام حالات جنگ با مشرکین و سکولاریستهای کافر و مرتدین، هم جنگ نرم است هم گرم و همه جانبه ست .
«شدّت» هم یعنی: غلظت، صلابت و سختى، و در مقابل رقّت و رُحَمَاء به کار می رود. در این صورت واژه «خشونت» به معنی : شدّت، درشتى و درشتخويى است که در مقابل نرمى[1] قرار می گیرد، آنهم خشونتی که در آن رحم نیست. «مَحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ، رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ…» (فتح/29) محمد فرستاده خدا است، و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و خشن وسرسخت، و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند .بله، در برابر مومنین: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آلعمران/ 159)از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان نرمش نمودی. و اگر درشتخوی و سنگدل بودی از پیرامون تو پراکنده میشدند .
(ادامه دارد……)
[1] لسان العرب . فرهنگ معين، فرهنگ عميد.