درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(124- قسمت)

در جلسات قبلیمان عرض کردیم که کانال و ابزارهای تولید امام کدامها هستند؟ این امام از چه کانالهایی به وجود می آید؟ تنها و تنها سه کانال برای تولید امام وجود دارد: 1- خلافه علی منهاج نبوه 2- حکومت بدیل اضطراری اسلامی 3- مجلس واحد شورای مجاهدین . در سرزمینی که هیچ یک از اینها وجود ندارد مسلمین هیچ امنیتی ندارند مگر اینکه دست از آن 4 مفهوم دین اسلام بکشند .

حالا اگراز این برادران فریب خورده ی ما پرسیده بشود: سپری که در هنگام نیاز و ضرورت در برابر کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی از شما محافظت می کند کدام است؟ و بپرسی که در هنگام حملات آمریکا و مرتدین به حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان چه چیزی مانع کشت و کشتار شما شد و شما به کجا پناه بردید؟ یا پرسیده بشود چه چیزی مانع کشت و کشتار شما توسط مزدوران حزب کارگران اوجالان- مسیلمه ی کذاب فعلی کوردها- یا بازگشت کشتارگاههای احزاب دمکراتها و کومله ها و بارزانی ها و طالبانی ها وغیره درکوردستان ایران  شده است، چه چیزبرای گفتن دارند؟ 

این برای برادران نیمه دیوانه ی ما که کینه و تعصب و تنگ نظری و نقشه های دشمنان قانون شریعت الله باعث شده واقعیتها را نبینند باید دلیلی باشد بر اینکه در مسیر اشتباهی در حرکتند، و آشکارا در این حالت اضطرار با نعمتی می جنگند و خشمشان را متوجه نعمتی کرده اند که اگر جدشان صلاح الدین ایوبی رحمه الله بود در این حالت اضطراری که پیش آمده است در برابر اینهمه مرتدین وحشی و تبهکار و اینهمه کافر سکولار خارجی دو دستی به آن می چسبید، و در پشت این سپر – هرچند کهنه و زنگ زده و دارای عیوبی هم باشد– با محافظت از خودش در برابر اینهمه دشمن کافر جهانی و مرتد محلی و منافقین بی حیا و مزدور می جنگید و خودش را در مهلکه ی سرگردانی و فرورفتن درمرداب تفرق و دلسردی و کارکردن بر اساس نقشه های دشمنان قرار نمی داد.

  • یا اگر به این برادران نامتعادل و نامیزانمان گفته بشود که: بعضی از اجتهادات فصلی و مربوط به یک مردم خاصی هستند، و نمی شود این اجتهادات را بر مردمان دیگر یا فصلهای دیگر تعمیم داد هر چند که از طرف بزرگترین علمای آن مکان صادر شده باشند باز دچار خشم نابجا می شوند، و خشم خودشان را متوجه مسلمین می کنند، و جهالتشان آنها را هل می دهد که در این صفت هم شبیه کفار و منافقین بشوند.

مسلمانانی که اجتهادات فصلی و موسمی علماء و بزرگان را تعمیم می دهند اشتباه می کنند. عالمی درفصل بهار در منطقه ی پر از برف ما یک حکمی برای مردم آن منطقه داده، در همان زمان در حجاز یک عالمی ممکن است حکم دیگری به آن مردم بدهد. برادران جاهل و نامتعادل و نامیزانِ ما که بدون در نظر گرفتن ماه و فصلی که اجتهاد در آن صورت گرفته آن را بر سایر فصول و حتی بر سایر مکانها و زمانها تعمیم می دهند،- علاوه بر جهل – اغراض خاصی غیر از حق طلبی، مثل کینه و نفرت نابجا محرکشان است، نه حق طلبی و تسلیم حق شدن .

این برادران ما می دانند که تمام فرق اسلامی در طول این چند قرن گذشته هرگز یکدست نبوده اند، و در یک عصر ممکن است هر فرقه ای دهها دسته ی کوچک از او جدا شده باشد و هر کدام ساز خودشان را زده باشند . چون مجلس واحدی وجود نداشته که آنها را با اجماع واحد آن یکدست کند . علاوه بر آن در زمانهای بعدی هر فرقه ای دچار تغییر و تحولات غیر قابل انکاری شده تا به امروز رسیده، و همین امروز هم هیچ فرقه ای یکدست نیست .

نگاه کنند ببینند همین الان خود سلفی ها با اینهمه دانشگاه چند دسته و گروه هستند، شیعه را نگاه کنند، صوفی ها را نگاه کنند، شافعی ها و حنفی ها و سایر مذاهب را نگاه کنند ببینند چند دسته و گروه هستند. حتی دریک روستا و شهر، ما شاهد چندین گروه مختلف در یک فرقه و مذهب هستیم، اگر در یک خانواده شاهد چند دستگی نباشیم که هستیم . پس حکمی که بر فرد و خانواده و گروهی از یک فرقه صادر می شود مشمول همه در زمانها و مکانهای مختلف نمی شود، حتی اگر مشترکاتی هم با هم داشته باشند. مسلمان دنبال یک شبهه می گردد که مسلمان را از حدود تبرئه کند نه اینکه دنبال یک شبهه بگردد که حدود را بر آن اجراء کند. …

اینان مثالهای زنده ای هستند که ما روزانه با آنها سرو کار داریم. همین کافی است که با بیان و عمل به این واقعیت و حقیقت آشکار خودت را در معرض خشم نابجای این برادران نامتعادلِ نامیزان و تقریبا نیمه دیوانه قرار بدهیم. 

با تمام این مثالها باید متوجه شده باشیم که خشم نابجا که یکی از موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مسلمینه خشمی است که بر خلاف قانون شریعت الله باشد، و خشمی است که خواسته یا ناخواسته بر علیه حق و بر علیه قانون شریعت الله و بر علیه «انعمت علیهم» به کار می رود، و خدمت آشکاری است به «مغضوبین» و «ضالین».

(ادامه دارد…….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *