درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(137- قسمت)

بله رسول الله صلی الله علیه وسلم تحت کنترل مستقیم الله بود، و مسلمین مطمئن بودند که تحت کنترل است و کاری بر خلاف رای الله انجام نمی دهد، بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم این مسئول نظارت و کنترل رهبریت بر عهده ی شورای اولی الامر مسلمین است که تحت عنوان شورای اهل حل و عقد یا شورای نخبگان و متخصصین و اولی الامر ازآن یاد شده است.

ما در همین یک نمونه ی پیمان حدیبیه و بیعت رضوان – که هیچ منافقی در آن  نبوده  است- می توانیم چند نکته ی مهم را متوجه بشویم:

  •  یکی اینکه، خیلی مهم است، این رهبر چه طوری انتخاب شده است
  • دوم اینکه نیروئی آگاه و عالمتر از همه بر چنین رهبریتی نظارت دارد، و اگرچنین رهبریتی کاری را انجام داد و چنین ناظری در برابرش سکوت کرد یعنی کارش درست است، چون یقین داریم اگر اشتباه بود چنین ناظری سکوت نمی کرد. و این میزان اعتماد و اطمینان مسلمین به چنین رهبریتی رامی رساند.
  • سوم اینکه مومنین با سمع و طاعه به چنین رهبریتی که شناخته اند از اصل «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» پیروی می کنند، و از قضاوتهای انحرافی و تفرقه انگیز پرهیز می کنند، و به همین سادگی وحدت فرماندهی و وحدت عمل مسلمین حفظ می شود.

 این برای آنانی که قصد دارند در انضباط سیاسیشان و در شیوه برخورد با رهبریشان از سابقون الاولون تبعیت کنند الگوی مناسبی است: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (توبه/100)

 بله، ما باید در همه چیز از وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَار تبعیت به احسان داشته باشیم نه فقط در مسائل ریز شخصی. مهمترین مسأله ی بعد از ایمانِ به الله، تنظیم روابطمان با رهبریتی است که اداره ی یکی از 3 ابزار را بر عهده گرفته و کابرد سپر را برای مسلمین دارد و در وضع موجود فرض عینی چون جهاد بر علیه کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی را مدیریت و هدایت می کند.

ما باید در انضباط سیاسیمان یاد بگیریم که اگرچنین رهبریتی در برابر دشمن سکوت کرد، یا احیاناً از دشمن تعریف و تمجیدی کرد، یا به دشمن امتیازاتی داد و ناظر آگاه تر از همه در برابرش سکوت کرد مسلمین باید در برابر چنین موضعگیری هائی که توسط این رهبریت می شود تسلیم بشوند؛ چون رهبریت با شورائی که در اختیارش هست و با نظارتی که رویش می شود نسبت به وضع موجود و نیازهای روز دارالاسلام، و نسبت به وضع منطقه ای و بین المللی، و نسبت به شرایط سیاسی و عمق جهاد آگاهتر، و نسبت به سرشت و طبیعت دشمن آشناتر است، و بهتر از تک تک افراد و حتی گروههای مختلف جامعه می داند که آیا جنگ به صلاح است یا آتش بس و صلح و دادن امتیازاتی به دشمن و غیره؟ در تمام اموری که در حیطه ی اختیارات اجرائی رهبریت است و مربوط به وحدت فرماندهی و وحدت دستور و وحدت عمل می شود باید مجریاِن زیر دستِ سیستم حکومتی و تمام مومنین به دستورات و تشخیص رهبری پایبند باشند.

الان پاسخهاى پس از سقوط حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و جایگزین شدن شاهیگری حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی و یا مجلس واحد شورای مجاهدین، پاسخهاى تئوريک و فكري محض نيستند، جوابهاى تئوريک و عقيدتيش را قبلا ارائه داده ایم و قرنها پیش چنین جوابی را بزرگان ما داده اند. پاسخهاى الان ما پس از سقوط حکومت اسلامی علی منهاج نبوه پاسخهايى عملي است؛ عملي  به معنى وسيع کلمه.

پاسخ واقعى ما به احياى قانون شريعت الله، و برپا کردن اين پرچم درجايی است که تعداد کافى اى از مسلمین متحد، هم هدف، با قدرت نظامي و سر و صدايى به اندازه کافى بزرگ – که الله تعالی آنها رادوست دارد- در آن باشند، که اين سياره متوجه وجود ما از طریق حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس شورای مجاهدین و زمینه های عروج مجدد حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و قانون شريعت الله بشود، که شده است.

 اين کار از ما و جريان فرقه ي ناجيه برمی آید، به شرطی که ما خودمان را جزء همان مقاتلین متحدی قرار بدهیم که الله تعالی دوستشان دارد.إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌمَرْصُوصٌ(صف/4) و جزو آن مومنین جنگنجو: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف/2) نباشیم که الله تعالی نسبت به چنین مومنین جنگجوئی کینه و خشم دارد: کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف/3) چرا مومنین جنگجو؟ چون منافقین را الله تعالی با يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خطاب قرار نمی دهد و اینان اهل «يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ» نیستند.

اين وظيفه ی ما و دِين ما به جريان جهانى شورای اولی الامر و وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است که قدرتمند بشویم. کافی است ما در تبعیت از قانون شریعت الله و با دور ریختن تنفر جاهلی،در مسیر عدالت حرکت کنیم «وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ»(مائده/8) اگر ما توانستیم از این مرحله عبور کنیم، و توانستیم از آفتهای تکبر خودمان را دور کنیم، و توانستیم به دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان پایبند باشیم، و توانستیم به آیات قران و فرموده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم اعتماد کنیم که می فرماید تنها امت است که گمراه نمی شود و این امت هم تنها و تنها از طریق شورای اولی الامر و از کانال یکی از آن 3 ابزار شکل می گیرد، آنوقت است چشم کفار اهل کتاب و شبه اهل کتابی که در اهدافی منافع خودشان را با منافع مسلمین مشترک می بینند را  متوجه سابقون الاولون پيروزش مي کند، و شما مي توانيد درباره از بين بردن فقر و نا امني و ايجاد رفاه و امنيت و زميني كردن «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» در جهان امروز، دنيا را مخاطب قرار بدهید.

جریان شریعت گرا و وحدت گرای ما اگر در هر نقطه ای از سرزمینهای مسلمان نشین تبدیل به قدرتی ظاهری بشود، این توانائی را دارد که از روی این چند قرن گذشته پرش کرده و دوباره حکومت اسلامی علی منهاج نبوه و شورای اولی الامر و عدالت خواسته شده در شریعت الله را اجراء کند . اين تنها پاسخ واقعىِ پس از سقوط حکومت اسلامی علی منهاج نبوه به تمام مسلمین و تمام غیر مسلمینی است که برآورده شدن اهدافشان رادر هم مسیر شدن با فرقه ی ناجیه می بینند.

(ادامه دارد……)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *