
درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(3- قسمت)
روشن و آشکار است زمانی که اینگونه چند دستگی و تفرق به وجود می آید تشخیص جنس اصلی از تقلبی فقط از عهده ی متخصصینی برمی آید که تعدادشان به نسبت مصرف کننده های چنین اجناسی بسیار ناچیز و کم است، این متخصصین صادق و عامل اگر مثل حسن و حسین و آنهمه صحابی در حالت اضطرار قرار نگرفته باشند که مجبور به استفاده از این جنس بدلی و تقلبی شوند، به راحتی مثل امام حنفی، جعفر صادق، مالک، شافعی، حنبل و غیره از این حاکمیت و جنس تقلبی دوری می کنند؛ اما،عموم مصرف کننده ها در چنین حالتی دچار سرگردانی می شوند و نمی دانند با اینهمه شباهتی که این دو جنس با هم دارند کدام یکی از آن ها اصل و کدام یکی تقلبی است.
اینجاست که رسول الله صلی اله علیه وسلم در خطبه اش می فرماید: «إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَخَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ»، راستترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شدهای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.[1] و ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرموده: «مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ»،هرکس در این امر ما (دین اسلام) چیزی که از آن نباشد را به وجود آورد، آن چیز مردود است».[2]حالا، مهم نیست این چیز مردود یا این بدعت مردود:
- از نظر عقیدتی و نظری است، مثل:اَلْقَدَريّة، جبریه،خوارج، معتزله، مرجئه،اخوان الشیاطین فعلی (شاخه ی انحرافی و فاسد شده ی جریان اخوان المسلمین) ویا دسته هائی از علمای نجدی یکی دو سه قرن اخیر، مانند: برداشت اشتباه نجدی ها از کلمه ی مشرکین و یا تولید اصطلاحات و اصول و فروع تازه ی غیر شرعی و … .
- یا این بدعت و چیز مردود، قولی و گفتاری است، مثلاً: گفته شود حکومت اگر دموکراسی باشد بهتر از حکومت اسلامی است یا استعمال کلمه ی مشرکین برای سایرکفار یا حتی برای مسلمین.
- یا این چیز مردود و رد شده،عملی باشد، مثلاً جایگزین کردن نظام شاهیگری به جای خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که منبع و سرچشمه ی هزاران آلودگی ریزتر شده، یا مثل اضافه کردن یا کم کردن از نمازها، یا حضور در احزاب سکولار، یا حضور در احزاب آلوده ای که سکولاریسم و اسلام را با هم مخلوط کرده اند و معجون جدیدی تولید کرده اند.
- یا این بدعت و چیز مردود،تَرکی (ترک چیزی یا کاری) باشد، مثل: ترک خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و دل بستن به نظام شاهیگری، یا دامن زدن به شرک تفرق با ترک و کناره گیری از «سه ابزار» و امتی که از طریق این «سه ابزار» به وجود آمده، یا ترک جهاد، نماز، روزه و سایر عبادات.
حالا، کسی که یکی از این چیزهای جدید و تازه ی عقیدتی، یا گفتاری یا عملی یا تَرکی را مرتکب شده خودش را در دو گروه جای می دهد که سومی ندارد: یا همچنان در دایره ی اسلام به عنوان یک مسلمان فاسقی باقی می ماند که عملش باعث گناه و معصیت او می شود،و می گوییم دچار بدعت المُفَسِّقة شده؛ یا شخص با انجام دادن این چیزهای جدید از دایره ی اسلام خارج می شود و مرتد می گردد، و می گوییم دچار بدعت المُكَفِّرة یا مُغَلِظَة شده.
در این صورت، کسی که مرتکب یکی از این چیزهای تازه تولید شده، تازه به وجود آمده و بی سابقه در دین اسلام شده اگر از همان چهار فیلتر(1- اثبات جرم 2- تأیید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4-موانع تکفیر) او را گذراندیم و فاسد تشخیص داده شد به او می گوییم مرتد، اما اگرشخص چیز جدیدی را جایگزین یکی از سنتهای رسول الله صلی الله علیه وسلم کرد و مرتکب گناه شد و لزومی به گذراندن او از این چهار فیلتر نشد، یا اینکه شخصی لازم شد که از این چهار فیلتر او را بگذرانیم اما، در یکی از مراحل ماند و به درجه ی ارتداد نرسید اما، آگاهانه و به میل خودش و بدون حالت اضطراری به جرم خود ادامه داد به این دو طیف، به این دو شخص، به این دو گروه می گوییم اهل بدعت.
چه کسی که دچار گناهی شده و ممکن است تنبیه هم شده باشد به خاطر گناهش اما، همه اش همین گناه را تکرار می کند و چه کسی که از این چهار فیلتر او را گذراندیم و در مرحله ای ماند و منجر به تکفیر و مرتد شدن او نشد؛ در هر صورت، به این دو گروه از مسلمان می گوییم اهل بدعت. این اهل بدعت را اهل فسق هم می گویند، چون آگاهانه و به میل خودشان و بدون عذر شرعی در مواردی با اصل آن و چیزی که الله تعالی از طریق پیامبرش فرستاده مخالفت می کنند
مثلاًشخص فاسق مسلمان می داند که سبب نخوردن ذبیحه ی مشرکین یا سکولاریستها، یا ازدواج نکردن با دختران و زنان پاکدامن این سکولاریستها و مشرکین، یا نگرفتن جزیه از آنها صرفاً به خاطر کافر بودن آنها نیست، بلکه علاوه بر این، به دلیل مشرک و سکولار بودن آنهاست؛ اما، این شخص فاسق مسلمان، حکم مشرکین و سکولاریستها را بر سایر کفار هم تعمیم می دهد در حالی که، اصلی در قرآن و سنت و قانون شریعت الله ندارد یا حتی بدتر از این ترکیباتی چون مشرکین منتسب به اسلام تولید می کند که هیچ تناسبی با قانون شریعت الله ندارد.
سبب حکم مشرکین و سبب گفتن کلمه ی مشرکین بر دسته ای از کفار چیزی است، و سبب گفتن کفار اهل کتاب، مجوس و صابئین بر دسته ای دیگر از کفار چیز دیگری است، و علاوه بر این، سبب گفتن مسلمان بر اهل قبله هم چیز جداگانه ای است؛ اما، این شخص بدون در نظر گرفتن این سببها آگاهانه و به میل خودش و بدون عذر شرعی حکم مشرکین را بر کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب و حتی مسلمین صادر می کند و اینگونه این شخصِ مسلمانِ اهل بدعت و فاسق در«السبب» با اصل مخالفت می کند.
(ادامه دارد……..)
[1]– صحیح مسلم
[2]– متفق علیه