
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(6- قسمت)
الله تعالی زمانی به مشرکین و سکولاریستها امان می دهد و آنها را جزو مسلمین حساب می کند که بعد از توبه نمازشان را بخوانند :
- فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (توبه/5)
- فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ (توبه/11)
و زمانی که اهل بهشت از مجرمین می پرسند «فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِینَ » چه چیزی باعث افتادن شما به جهنم و سقر شدهاست«مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ ؟» یکی از جوابهاشان این است که جزو نمازگزارها نبودند: قَالُواْ لَمْ نَکُ مِنَ ٱلْمُصَلِّینَ (مدثر/32-43)
رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در مورد شخص نماز نخوان می فرماید:
- «بَیْنَ الرَّجُلِ وَ بَیْنَ الْکُفْرِ تَرْکُ الصَّلاةِ»[1] فرقبین مرد با کفر، ترک نماز است.
- «اَلْعَهْدُ الَّذی بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ الصَّلاةُ فَمَنْ تَرَکَها فَقَدْ کَفَرَ»[2]عهد و پیمانی که ما را از کافران جدا میسازد نماز است، هر کس نماز را ترک کند، کافر شده است.
- «عُرى الإسْلامِ وَ قَواعِدُ الدِّینِ ثَلاثَةٌ، عَلَیهِنَّ أسِّسَ الإسْلامُ مَنْ تَرَکَ واحِدَةً مِنْهُنَّ فَهُوَ بِها کافِرٌ، حَلالُ الدَّمِ: شَهادَةُ أنْ لا اله إلاّ الله، وَ الصَّلاةُ الْمَکْتُوبَةُ، وَ صَوْمُ رَمَضانَ»[3]حلقههای بهم پیوسته و پایههای دین اسلام سه چیز است که اسلام بر روی آنها بنا شده است، و هر کس یکی از آنها را ترک کند به واسطهی ترک آنها کافر میشود و خونش حلال میگردد:
اقرار و یقین به اینکه جز خداوند یکتا هیچ معبود دیگری نیست.. ادای نمازهای واجب روزانه.. روزه گرفتن در ماه رمضان» و در روایت دیگری چنین آمده است:”من ترك منهنَّ واحدةً فهوكافر باللّه، ولا يقبل منه صَرْفٌ ولا عدلٌ، و قد حل دمه وماله” کسی که یکی از آنها را ترک کند، کافر است، و هیچ عبادت فرض و سنتی از او پذیرفته نمی شود وبدون شک خون و مالش حلال است .
تمام اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم هم کسی که عمدا نمازش را ترک می کند را کافر و خارج از اسلام دانسته اند. در این زمینه روایتهای مختلفی از علی بن ابی طالب و ابن مسعود و جابربن عبدالله و ابودراء و ابن عباس و دیگران نقل شده است که به صراحت گفته اند هر کسی که نماز نخواند کافراست.
حالا اگر کسی نماز را قبول داشته باشد و تنها بعضی وقتها از روی تنبلی یا مشغول شدن به دنیا آن را نخواند (نه اینکه کلا ترکش کرده باشد) ائمه ی فرق 4 گانه ی معروف به اهل سنت 3 رای دارند :
- امام حنفی رحمه الله می گوید چنین شخص سهل انگاری فاسق است و باید آن را به اندازه ای زد که خون از بدنش جاری بشود و زندانی بشود تا به نمازش بر می گردد.
- امام مالک و شافعی هم می گویند: چنین شخص تنبلِ سهل انگاری فاسق است، اما تنها شلاق زدن و زندانی کردنش کافی نیست بلکه اگر بر ترک نمازش اصرار کرد باید به عنوان حد شرعی کشته بشود .
- امام احمد می گوید: نماز نخوان کافراست و واجب است ازاو خواسته بشود که توبه کند، اگرتوبه نکرد گردنش را بزنند و مجازاتی غیر از کشتن ندارد.
خوب این قانون شریعت الله و حکم شخصی است که قلبش مریض شده است و این بیماری برپا نکردن نماز را در اعمالش نشان داده است که در دنیا جرمی بالاتر از این نیست، چون در حد ارتداد است، حالا مجرمی که دچار چنین جرم خطرناکی می شود قلبش فاسد ترین قلبها نیست؟
این گونه اعمال فاسد از قلب فاسد سرچشمه گرفته اند.عمل فاسد نشانه ی قلب فاسد است، عمل آلوده نشانه ی قلب آلوده و مریض است. به همین دلیل است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:إِنَّ اللهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ، وَأَعْمَالِكُمْ. [4]خداوند به چهره و مال شما نگاه نمی کند، بلکه نگاه او به دل و کردار شماست.
اینجاست که مسلمان باید قلبش را با قانون شریعت الله ابتداء شفاء بدهد و بعد اعمالش هم به اندازه ی سلامت قلبیش سالم و پاک می شوند، چون اعمال از قلب تبعیت می کنند. انسانی که از قلب سالمی برخوردار باشد از هر چه غیر از قانون شریعت الله باشد بیزار و متنفراست، و از هر چه بر خلاف قانون شریعت الله باشد دوری می کند: الله تعالی به چنین مومنینی می فرماید:… وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ(حجرات/ 7) اما خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دلهایتان آراسته است، و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است، فقط آنان (که دارای این صفات هستند، یعنی ایمان در نظرشان محبوب و مزیّن، و کفر و فسق و عصیان در نظرشان منفور و مطرود است) راهیاب اند و بس .فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (حجرات/8) این ، لطف و نعمتی از سوی خدا است (که بدانان ارزانی داشته است) و خداوند دارای آگاهی فراوان و فرزانگی بیشمار است.
برای همین است که دعای همه ی صالحین و مصلحین دنیا این بوده است که : رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (آل عمران/8)پروردگارا ! دلهای ما را (از راه حق) منحرف مگردان بعد از آن که ما را (به سوی حقیقت) راهنمائی کرده ای، و از جانب خود رحمتی به ما عطاء کن . بدون شک تنها بخشایشگر توئی.
و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: اللَّهُمَّ مُصَرِّفَ الْقُلُوبِ صَرِّفْ قُلُوبَنَا عَلَى طَاعَتِكَ»[5] ، و به اصحاب یاد میداد که این هم یکی از دعاهایشان باشد که : اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ… قَلْبًا سَلِيمًا، وَأَسْأَلُكَ لِسَانًا صَادِقًا»؛[6]
اینجاست که الله تعالی برای روز قیامت هم به تأکید بیان می کند که: یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (شعراء/88) آن روزی که اموال و اولاد سودی نمیرساند . إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (شعراء/89) بلکه تنها کسی (نجات پیدا میکند وسود میبرد) که با دل سالم به پیشگاه الله آمده باشد .
(ادامه دارد………)
[1] مسلم و ابوداود و ترمذی و ابنماجه و احمدبنحنبل
[2] احمد و صاحبان سنن
[3]ابویعلی آن را با »اسناد حسن« روایت کرده است.
[4]رواه مسلم في كتاب البر والصلة والآداب، باب تحريم ظلم المسلم وخذله واحتقاره وذمه وعرضه وماله 4/ 1987 [2564].
[5]رواه مسلم في كتاب القدر، باب تصريف الله تعالى القلوب كيف شاء 4/ 2045 [2654].
[6]رواه أحمد 4/ 123، 125، والترمذي في كتاب الدعوات، باب منه [23] 5/ 476 [3407]، والنسائي في كتاب السهو، باب [61] نوع آخر من الدعاء 3/ 54 [1304] بلفظ: كان يقول في صلاته، وصححه ابن حبان 5/ 310 [1974].