
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(21- قسمت)
در اینجا واضح و روشن است که با ایمان به الله و عمل کردن بر اساس قانون شریعت الله دلها آرام می شود و این ایمان و عمل صالح بر اساس قانون شریعت الله می شود«ذکر الله»، نه اینکه شخص همه اش الله الله کند و به اصطلاح برود در خلسه و یا کلمات خاصی را صرفا به زبان بیاورد هر چند این کلمات هم بخشی بسیار جزئی از «ذکر الله» باشند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ، وَالْعَاجِزُ مَنْ أَتْبَعَ نَفْسَهُ هَوَاهَا وَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ».[1]هوشیار و دانا کسی است که نفس خود را کنترل کند و برای بعد از مرگ آمادگی نماید. نادان و ناتوان کسی است که تابع هواهای نفسانی خود باشد و آرزوهای بیجا نسبت به خداوند داشته باشد.
در این روایت، علاوه بر معرفی انسانهای هوشیار در مورد دسته ای از انسانها هشدار می دهد که، در زندگی روزمره شان از قوانین شریعت الله تبعیت نمی کنند، و تابع هوای نفس خودشان هستند، از قوانینی که الله تعالی برای اداره ی زندگی معنوی و مادی انسانها نازل کرده است و در قالب عبادت بیانش کرده غافل اند، علاوه بر این از جهان آخرتی که الله تعالی در قانون شریعتش بیان کرده است غافل و بی پروا هستند و تابع خواهشات نفسانی هستند، اما با این وجود، خودشان را امیدوار رحمت و کرم الله می دانند و زمانی که به آنها تذکر داده می شود یا نصیحت می شوند می گویند که الله کریم وغفور و رحیم و مهربان وبخشنده و غیره ست، اینان طوری ابلهانه وانمود می کنند که انگار الله شدید العقابی هم وجود ندارد، یا نصیحت کننده این صفات الرحمن و الرحیم و الغفور و الکریم الله تعالی را قبول ندارد و اینان قبولشان دارند، یا نصیحت کننده این جنبه از رحمت الله را نمی دانند و ازآن غافلند و… این حدیث به آنها هشدار می دهد که عاقبت و سرانجام آنان، ناکامی ، خسران و ضررمندی خواهد بود.
انسان مسلمان زمانی می تواند به رحمت الله تعالی امیدوار باشد که این امیدوار بودنش برایش نفع داشته باشد، و این امید و امیدوار بودن زمانی مفید است که همراه با عمل صالح به اندازه ی وسعت شخص باشد، امیدی که همراه عمل صالح نباشد و شخص تابع هوای نفس و غفلت و بی توجهی به آخرت باشد، این آرزوهای بی جا و امیدهای خیالی و امانی نه تنها مفید و مناسب نیستند بلکه آشکارا متوجه می شویم که مکر و فریب نفس اماره و شیطان است . لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ ۗ مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا(نساء/123-124) نه به آرزوهای شما و نه به آرزوهای اهل کتاب است . هرکس که کار بدی بکند در برابر آن کیفر داده میشود ، و کسی را جز خدا یار و یاور خود نخواهد یافت.
پس اعمال باید طبق قانون شریعت الله و صالح باشن و بعد امیدوار بود و…
در اینجاهم باز واضح و روشن است – مثل تفرق و خشم نابجا و لجبازی و سایر بیماریهای تکبر- شادی منفی و نابجا هم از صفات و ویژگیهای مومنین نیست، هر چند ممکن است مسلمین هم به آن آلوده بشوند اما این صفت مال کفاراست که الله تعالی به صراحت اعلام می کند که این نوع شادی را دوست ندارد. حالا اگرکسی آنچه که الله دوست ندارد را آگاهانه و به میل خودش انجام بدهد یک مجرم است و باید به اندازه ی جرمش حساب پس بدهد .
لهوها و سرگرمی های شادی ساز (آوزا، ترانه یا گورانی، رقص و پایکوبی، شوخی های کلامی، بازی های بدنی و فکری و… )
قبل از وارد شدن به بحثمان خدمتتان عرض کنم که حرام کردن تنها با نص صریح قرآن و سنت صحیح و صریح رسول الله صلی الله علیه وسلم انجام می شود و اجتهادات واجب الاجرا هم تنها با اجماع قطعی شورای اولی الامرِ یکی از 3 ابزار که متناسب با «وضع موجود» و «نیازهای روز» مسلمین صادر شده است در ردیف این دو منبع واجب الاجرا می شود. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ (نساء/59) ای کسانی که ایمان آوردهاید ! از خدا اطاعت کنید و از پیغمبر و صاحبان امر خود اطاعت کنید.
در این صورت اگر برای حرام کردن و ممنوع کردن چیزی نص صحیح، یقینی، قطعی و بخصوص صریح و واضحی از این 3 منبع واجب الاطاعه وجود نداشته باشد آن چیز با گفته ی اشخاص برای همه ی مسلمین ممنوع و حرام نمی شود، و حجت مطلقی برای همه محسوب نمی شود بلکه در دایره ی وسیع عفو و بخشش قانون شریعت الله باقی می ماند. الله تعالی می فرماید:… وَقَدْ فَصَّلَ لَکُم مَّا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ وَإِنَّ کَثِیراً لَّیُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ (انعام/119) و حال آن که خداوند آنچه را که بر شما حرام است بیان کرده استمگر ناچار و درمانده شوید (و در حالت اضطرار قرار بگیرید). بسیاری از مردم، با هواها و هوسهای خود ، بدون آگاهی (دیگران را) سرگشته و گمراه میسازند. بیگمان پروردگارت آگاهتر از حال تجاوزکاران است.
رسول الله صلی الله علیه وسلم هم می فرماید: «مَا أَحَلَّ اللَّهُ فِى كِتَابِهِ فَهُوَ حَلاَلٌ، وَمَا حَرَّمَ فَهُو حَرَامٌ، وَمَا سَكَتَ عَنْهُ فَهُوَ عَافِيَةٌ، فَاقْبَلُوا مِنَ اللَّهِ عَافِيَتَهُ،فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُنْ نَسِيًّا »[2]ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺑﺶ ﺣﻼﻝ کرده ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺣﺮﺍﻡ کرده ﺣﺮﺍﻡ، ﻭﺁﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﺍﺵ ﺣﮑﻤﯽ ﺻﺎﺩﺭ نکرده و در موردش سکوت کرده است، ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻔﻮ ﻭ ﺑﺨﺸﺶ ﺍﺳﺖ؛ پس ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﻫﺪﯾﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ قبول کنید، چون ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ و فراموش کار نیست. یا می فرماید: الْحَلَالُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ، وَالْحَرَامُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ، وَمَا سَكَتَ عَنْهُ، فَهُوَ مِمَّا عَفَا عَنْهُ[3]
(ادامه دارد……..)
[1]رواه الترمذی و ابن ماجه
[2]دارقطنی، البزار و الطبرانی و…. سلسلة الأحاديث الصحيحة ج5/ش2256 ـ سنن دارقطنی ج2 حدیث شماره: 2047 / بیهقی در سنن خود به شماره 10/12 / حاکم نیشابوری در مستدرک خود بر صحیحین (بخاری و مسلم) حدیث مذکور را طی شمارههای: 2069، 3286، 3469و … ثبت نموده و برابر شرط شیخین آن را صحیح دانسته است./ذهبی در تخریج خود بر احادیث مستدرک حاکم درجه حدیث مذکور را صحیح تشخیص داده است / در مستدرک به شماره: 337 وابن کثیر روایت «ما أحلّ اللهُ في کتابهِ فهو حلالٌ وماحرّم اللهُ في…» را زیر آیه 145 انعام آورده و در زیر آیه 31 توبه متنی مشابه همین حدیث در تفسیر آیه بیان داشته است./ ابن ماجه در سنن خود به شماره: 3367 حدیث مذکور را ثابت و صحیح دانسته است.
[3] سنن ابن ماجه/3367 ـ الترمذی(279)-