درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(35- قسمت)

رقص و پایکوبی:

ام المومنین عایشه رضی الله عنه می گوید: در روز عید حبشی ها در مسجد در حال رقص و پایکوبی بودند « جاء حَبَشٌ يزْفِنُونَ في يوْمِ عِيدٍ في الْمَسْجِدِ» رسول الله صلی الله علیه وسلم برای دیدن آنها مرا صدا زد و مرا به دیدن آنها دعوت کرد «فَدَعَانِي النبي صلى الله عليه وسلم» و سرم را روی شانه‌ اش قرار دادم و به تماشای بازی آنان مشغول شدم تا جائي که از تماشای آنان منصرف شدم [1]

امام احمد بن حنبل هم از ام المؤمنين عائشة رضي الله عنها  روایت می کند که فرمود: وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ذَقْنِي عَلَى مَنْكِبَيْهِ لِأَنْظُرَ إِلَى زَفْنِ الْحَبَشَةِ[2]رسول الله صلى الله عليه وسلم چانه مرا روی  شانه  اش قرار داد تا من به رقص حبشه  ای ها نگاه  کنم . امام ذهبی می گوید: منظور از ” زَفن” رقص است[3] و ابن الأثير هم می گوید: عبارت” زَفن” در اصل به معنی رقص و بازی  است همانطور  که  در روایتی  از ام  المؤمنين  عائشة  رضي  الله  عنها  وارد شده است فرمود: قَدِمَ وَفْدُ الْحَبَشَةِ، فَجَعَلُوا يَزْفِنُونَ، وَيَلْعَبُونَ، وَالنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَائِمٌ يَنْظُرُ، فَقُمْتُ وَأَنَا مُسْتَتِرَةٌ خَلْفَهُ، فَنَظَرْتُ حَتَّى أَعْيَيْتُ، ثُمَّ قَعَدْتُ، فَنَظَرْتُ حَتَّى أَعْيَيْتُ، ثُمَّ قَعَدْتُ، وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَائِمٌ يَنْظُرُ، فَاقْدُرُوا قَدْرَ الْجَارِيَةِ الْحَدِيثَةِ السِّنِّ الْمُشْتَهِيَةِ لِلنَّظَرِ.  هیئت  اعزامی حبشی ها نزد ما رسیدند  و به رقص  و بازی  پرداختند و….[4]و در جای دیگری ام المومنین عایشه رضی الله عنها می فرماید: « وَالْحَبَشَةُ يَلْعَبُونَ بِحِرَابِهِمْ فِي مَسْجِدِ» و حبشی ها با سلاح های‌شان در مسجد بازی می‌کردند، رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا با ردای خود پوشاند تا به بازی آن‌ها نگاه کنم[5].در این هنگامی که حبشی ها مشغول شادی و بازی بودند  و  با نیزه هایشان می رقصیدند عمر وارد مسجد شد و مشتی سنگریزه برداشت و شروع کرد به زدن آن ها، پیامبر صلى الله علیه و سلم فرمود:  دعهم یا عمر[6] : «آن ها را به حال خود بگذار ای عمر.» 

ام المؤمنین می‌گوید: «همان طور من به حبشی‌هایی که در مسجد مشغول بازی بودند نگاه کردم تا پیامبر خسته شدند. برای همین است که همه باید نیاز و احساسات دختران جوان و کم سن و سالی که علاقه به لهو و سرگرمی و تفریح دارند را در نظر بگیرید. «فَاقْدِرُوا قَدْرَ الْجَارِيةِ الْحَدِيثَةِ السِّنِّ حَرِيصَةً على اللَّهْوِ .[7]

البته این حبشیها به عنوان خیر مقدم و اظهار شادی در هنگام ورود رسول الله صلی الله علیه وسلم به مدینه هم همین بازیها و پایکوبی ها را با سلاحهایشان انجام داده بودند: انس بن مالک رضی الله عنه می گوید: زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به مدینه قدم گذاشت، لَمَّا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةَ، حبشی ها برای خیر مقدم او و اظهار شادیشان با اسلحه هایشان بازی می کردند، لَعِبَتْ الْحَبَشَةُ لَقُدُومِهِ فَرَحًا بِذَلِكَ، لَعِبُوا بِحِرَابِهِمْ.[8] شوکانی می گوید بازی آنها شامل گرداندن اسلحه هایشان با دستها و حرکات بدنی بود .[9]

علاوه بر این ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت می کند که : رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بود، که هیاهو و صدای کودکان را شنیدیم، رسول الله صلی الله علیه وسلم بلند شدند، (دید که) یک جاریه حبشی می رقصد و بچه ها دور او را گرفته اند «حَبَشِيَّةٌ تَزْفِنُ وَالصِّبْيَانُ حَوْلَهَا»، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: يَا عَائِشَةُ تَعَالَيْ فَانْظُرِي» ای عایشه بیا و نگاه کن…[10]در اینجا واضح است که یک جاریه ی حبشی رقصیده است و اینکه اگر رقصیدن در ذات خودش حرام بود قطعا رسول الله صلی الله علیه وسلم آن جاریه را از رقصیدن منع و نهی می کرد و حکمی صادر می کرد و علاوه بر این ام المومنین را به دین رقص این جاریه دعوت نمی کرد و خودش هم نگاه نمی کرد .

 امام شافعی رحمه الله با استناد به این حدیث می گوید: رقص نه حرام است نه مکروه بلکه مباح است به شرط اینکه مرد ادای مخنَّثين را در نیاورد، یعنی ادای مردهای زن نما و سست و بی غیرت و فاقد مردانگی را در نیاورد و گرنه حرام می شود. الان باید متوجه شده باشید که چرا در پایکوبی(هور پرای) هورامیها شما از آنهائی که بوئی از شریعت بردند یا سنت نیاکان مسلمانشان بهشان رسیده  است حتی تکان دادن شانه و مثل بچه قرطی ها خندیدن و اداهای جلف را نمی بینید، و بیشتر آنها را جدی و سر سنگین می بینیند. انگار در حال جنگند. شیخها و علماها هم پایکوبی (هور پرای) و حتی گورانی و ترانه های خاص خودشان را داشتند . بله، شادی اینها در قلب است و حرکات ظاهری آنهاهم لطمه ای به مردانگی و شهامت آنها وارد نمی کند. هَلپَرکی و پایکوبی سورانها و شکاکها و سایر لهجه های کوردی، رقص شمشیر بلوچها، ذکر خنجر ترکمنها،عزبای خملی های جنوب ایران، رقص شمشیر عربها هم در همین مایه هاست البته چچنی ها و سایر اقوام مسلمان هم متناسب با قانون شریعت الله پایکوبی ها و رقصهائی را به وجود آورده اند که لازم به ذکر نیست .

  متوجه شدیم که مذهب شافعی حکمش بر اباحه ی رقص است اما در مذهب حنفی و مالکی و حنبلی رقص مکروه است. دلیل آنهاهم این است که ابهت و شخصیت انسان را پائین می آورد. البته عده ای هم ادعا کرده اند که مذهب حنفی و مالکی کلا رقص را حرام دانسته، اما این عزیزان برایشان شبه شده و اشتباه مطلب را متوجه شده اند، چون حنفی ها و مالکی ها آن دسته از رقصهائی را حرام دانسته اند که کسانی می آیند و با این رقص عبادت می کنند و این رقص را نوعی نزدیک شدن به الله می دانند، مثل همین کاری که دراویش و بعضی از صوفیها انجامش می دهند که اهلِ علمِ فقه در تحریم این نوع از رقص هیچ اختلاف  نظری باهم  ندارند .

(ادامه دارد……..)


[1] رواه مسلم

[2]مسند امام احمد (٢٣٧٠٩٩)

[3] ذهبی . الفائق(۲/۱۱۲)

[4]ابن اثیر. النهاية(٢/٣٠٥)

[5]صحیح مسلم، أبو الحسن مسلم بن الحجاج النيسابوري، دار إحياء التراث العربي، ج 2، ص 609

[6] متفق علیه

[7]متفق علیه . مسلم بن حجاج نيشابوري، صحيح مسلم، ج 2، ص 609، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، کتاب صلاة العيدين، بَاب الرُّخْصَةِ في اللَّعِبِ الذي لَا مَعْصِيةَ فيه في أَيامِ الْعِيدِ/ محمد بن اسماعيل البخاري، صحيح البخاري، ج 1، ص 173، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، کتاب الصلاة، ابواب المساجد، بَاب أَصْحَابِ الْحِرَابِ في الْمَسْجِدِ . / بخاری کتاب المناقب ج۲ص۱۷۹ و کتاب العیدین ج۱ص۱۲۳ – صحیح مسلم کتاب صلوه العیدین ج۲ص۶۰۸

[8] سنن أبي داود كتاب الأدب باب في النهي عن الغناء.

[9] فإن اللعب هو الحركات الصادرة منهم من تقليب حرابهم بأيديهم وحركة أبدانهم

[10]البانی در ” صحیح الترمذی” (3691). و ابن حجر   در فتح الباري

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *