درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(44- قسمت)

  • مورد دیگری که می تواند در میان مسلمین عامل شادی سوزی و مخرب شادی محسوب بشودظن و گمانِ نابجاست.

زمانی که شخص تمام این جرمهایی که ذکر کردیم  را مرتکب می شود اولین چیزی که قلبش را مورد هجوم و فاسد شدن قرار می دهد پیدایش شک و گمان و بیماری های قلبی دیگری است که به دنبال این بیماری به وجود می آیند . الله تعالی می فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است، وَلَا تَجَسَّسُوا ‏ و جاسوسی و پرده‌دری نکنید، وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضاًو یکی از دیگری غیبت ننماید؛  أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُآیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ به یقین همه شما از مرده‌خواری بدتان می‌آید وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ ‏(حجرات/12)از خدا پروا کنید، بی‌گمان خداوند بس توبه‌پذیر و مهربان است .‏

حالا این دستور ساده ی دیگری است برا ی سلامت قلب و محافظت از شادی مومنین، اما شخص این دستور صریح را نادیده می گیرد و خوش را دچار انواع بیماریها و بخصوص عواقب سوء الظن و بدگمانی می کند که در میدانهای دعوت و جهاد و در میان خانواده ها و دوستان و همسایه و محیط کار و سایر عرصه های زندگی اجتماعی انسانها عاملی برای دلسردی، افسردگی، کسالت و غم و غصه در شخص می شود، و هر چیز توهمی و یا هرعمل جزئی نامناسبی که از طرف مقابل می بینید و ممکن است دهها عذر برای  این عمل مثل فراموشی و خطاء و جهل و غیره وجود داشته باشد را بسیار بزرگ می کند و سناریوها و داستانها برایش تصور می کند که هیچ ربطی به عمل این بنده خدا ندارد .   این شخص این طوری و به همین سادگی آرامش و شادی خودش را هدف قرار می دهد و به جایش دلهره و اضطراب و افسردگی و سایر بیماری های ناشی از سوء ظن را می خرد . واقعا معامله ی سراسر ضررمندی را انجام می دهد .

اولین ثمره ای که بعد از پیدایش این بیماری های قلبی، و بعد از برهم زدن این درجه بندی شرعی دشمنان و قرار دادن مسلمین در جایگاه مجرمین و گرفتن اخبار از فاسقین به دست می آید پیدایش شرک تفرق است. ابتدا دلها ازهم فاصله می گیرند، و بعد، جسمها هم از هم دور و حتی بیزار می شوند .

تا به حال در مورد جریانات مربوط به دعوت و جهاد نمونه های زیادی را در این زمینه ذکر کرده ایم اجازه بدهید یک نمونه ی مربوط به اولین مجتمع را خدمتتان عرض کنم که نشان می دهد چه جوری این فرایند و پروسه می تواند در خانواده هاهم شکل بگیرد و چه جوری زن و شوهر و فرزندان می توانند شادی سوز بشوند :

الله تعالی می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (روم/21)‏ و یکی از نشانه‌های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان ساکن و آرام بشوید (یعنی قبلا مثل عشایر بودید حالا یکجا نشین شدید)، و در میان شما و ایشان مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً  قرار داد مسلّماً در این نشانه‌ها و دلائلی است برای افرادی که می‌اندیشند .‏

خوب، حالا زمانی که الله تعالی قلب مرد را با این زن از عشایری بودن و هر لحظه یک جا بودن نجات داده است، و قلب مرد را در این زن ساکن و یکجا نشین کرده است، و برای اینکه این قلب مردی که در این زن سکونت کرده است دوباره آواره و عشایری نشود دو تا ابزار تحت عنوان عنوان مَّوَدَّة ورَحْمَة قرار داده، به عنوان مثال در اینجا زن مثل خانه ست و مرد مهمان این خانه ی زن در دنیا و حتی برای  بعضی ها در قیامت هم هست، زن باید در دنیا امکانات لازم را برای سکونت این مرد طبق قانون شریعت الله فراهم کند و اینطوری «به سهم خودش» حب را به مَّوَدَّة و رَحْمَة تکامل ببخشد که ثمره اش می شود اعطای شادی به خودش و شوهرش و فرزنداش و سایر اعضای خانواده ی طرفین؛ اما زمانی که زن قانون شریعت الله را در این موارد رعایت نمی کند، و با اعمال غیر اسلامیش اسباب آوارگی قلب شوهرش را فراهم می کند، در واقع مثل یک صاحبخانه ی بی نزاکت و بی تربیت باعث رنجش و فراری شدن مهمانش می شود، و زمانی که این اتفاق افتاد شادی هم کم رنگ و حتی گم می شود، و اثرات نبود این شادی به فرزندان و خانواده ی طرفین هم سرایت می کند . اینجاست که زن با اعمال غیر شرعیش خودش را تبدیل می کند به عامل مخرب شادی در زندگیش .

یک  نمونه را خدمتتان عرض کنم که الان از طرف خانمها بسیار نادیده گرفته می شود. زن زمانی که حامله می شود وظیفه ی اصلی و اولویت اصلیش حفظ آن بچه ای که در شکمش است، بعد از تولد این بچه ما در شریعت الله از شیر دادن تا سایر موارد نمی بینیم که «وظیفه و تکلیف» مادیی در مورد بچه بر عهده ی مادر گذاشته شده باشد و تماما بر عهده ی پدر است . انگار وظیفه ی اصلی مادر در این امور به دوران حاملگی محدود می شود، و به محض به دنیا آمدن بچه وظایف کلا از دوشش برداشته شده و بر دوش پدر گذاشته می شود، هر چند در دوران حاملگی هم پدر وظایفی را داشته است .

(ادامه دارد……)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *