مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (1) (قسمت 25)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (1) (قسمت 25)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (6- قسمت)

در مورد قالبهای مختلف حاکم بر دارالاسلامهای مختلف هم باز زمانی که این قالبهای حکومتی را با هم مقایسه کردیم در واقع باید متوجه شوید که ما دو قالب و ابزار را با هم مقایسه کرده ایم نه عقیده و مذهبی که داخل این قالبها ریخته شده است. یعنی زمانی که قالب «جمهوری اسلامی ترکستان شرقی» با قالب شاهیگری وراثتی اموی یا عباسی و یا عثمانی و یا با امارت اسلامی طالبان عمر ثالث رحمه الله و یا با امارت شباب در سومالی و ازواد اسلامی و یا با «جمهوری اسلامی ایران» و غیره مورد مقایسه قرار گرفته می شود در واقع چند قالب و ابزار با هم مقایسه شده اند نه مذاهب حاکم بر این قالبها و مذاهب حاکم بر این دارالاسلامها و زمانی که گفته می شود فلان قالب به قالب خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  نزدیکتر است در واقع از نزدیکی قالب و ابزار به قالب و ابزار دیگری صحبت شده است و سخنی از مذهب و مردم به میان نیامده است . امیدوارم عده ای از دوستان به این امر مهم دقت داشته باشند و اجازه ندهند که دارودسته ی منافقین شعور آنها را به بازی بگیرند.

«قالب» معمولاً در امر دعوت و امر به معروفهای شریعت و نهی از ناپسندهائی که شریعت معرفی کرده و بخصوص در امر جهاد همیشه وجود دارد، یا شخص داخل این «قالب» است یا اینکه از فراورده های این «قالب» به عنوان یک ابزار و نقشه در امر دعوت و جهاد تبعیت می کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، کسی از شما منکری مشاهده کرد، عملی و با دستش، تغییرش دهد.  فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، اگر نتوانست، زبانی تغییرش بدهد. فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، واگر نتوانست قلباً جهت تغییر آن تلاش کند (یعنی مبارزه ی منفی، مثل نرفتن به فلان مکان یا نخریدن فلان جنس یا ندیدن فلان شبکه های ماهواره ای و …) وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ[1]. واین (مبارزه ی منفی با قلب) کمترین درجه ایمان است.

در این صورت تغییر دادن و تلاش جهت تغییر دادن امور ناپسند و غیر شرعی امری واجب است که به درجه و میزانِ ایمانِ شخص هم ربط پیدا می کند که هم جنبه ی فردی دارد، و هم جنبه ی گروهی؛ که در جنبه ی گروهی آن باید در قالب «امت» به این وظیفه عمل کرد. الله تعالی می فرماید:وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران/104) باید از میان شما «امت»ی باشند که دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند، و آنان خود رستگارند.‏

حالا اگر دعوت به خوبی ها که بسیار زیادند (هم اخلاق و اعمال عمومی مورد تائید شریعت را شامل می شوند و هم اخلاق و اعمال عقیدتی را) و باید به صورت «امت» انجام شود، و اگر امر به معروف (یعنی اموری که در شریعت الله تعالی معرفی شده و شناخته شده اند و باید دستور به انجام آنها صورت گیرد) و نهی از منکرها و چیزهای ناپسند که باز این امور ناپسند هم در شریعت الله تعالی شناخته شده اند باز باید به صورت «امت» انجام شود و نیاز به ابزار و قالبی مثل شورا و حلف و سندیکا و انجمن و سازمان‌های مردم نهاد و ان جی اوها داشته باشد و بدون این ابزار و قالبها دعوت به خوبی ها و امر به معروف و نهی از منکر محقق نشود، در این صورت تشکیل این قالبها و ابزارها واجب می شود و حتی در برگزیدن قالب و ابزار اهمیت داده نمی شود که تولید کننده  و تکامل دهنده ی آن مسلمان است یا نیست، و از تجربیات علمی بشریت در این مسیر سود گرفته می شود.

(ادامه دارد……..)


[1] مسلم 49[D1]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *