مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (10- قسمت)

سکولاریستها واضح می گویند حکومت خدا (یا به قول خودشان تئوکراسی[1]) با دموکراسی در تضاد است (واضح می گویند که حکومت خدا با دموکراسی در تضاد است کافی  است آنهایی که کُرد هستند بروند و مرام نامه حزب دموکرات کردستان ایران کنگره شانزدهم صفحه هفتم را نگاه کنند که می گوید: ذاتا حکومت خدا با دموکراسی در تضاد است؛ اینها با حکومت خدا یا به قول خودشان تئوکراسی در دشمنی هستند) نه فقط حکومت شیعه یا سنی یا نصرانی یا یهودی و … متوجه شدی؟ گرفتی؟

این تکرار سناریوی تمام مشرکین (سکولاریستها) در طول تمام تاریخ بشریت بوده است.

  1. دشمن سنتی دیگر «دارالاسلام» کفار پنهان داخلی و در واقع همان سکولاریستهائی هستند که توانائی نظامی جلوگیری از تطبیق قانون شریعت الله را نداشته اند و از دارالاسلام هم خارج نشده اند و در میان مسلمین با نقابی اسلامی ادای مسلمین را در می آورند و تنها به جنگ نرم و روانی و تبلیغی و تخریب اعمال اسلامی با ناقص و کج دار مریض انجام دادن آنها می پردازند. نگاه کنید متوجه می شوید: نه نمازشان نماز مومنین است نه حجاب و ظارها شان و نه اعمالشان اعمال مومنین است و هر چه قدرت حکومتی و قدرت اجتماعی مومنین کمتر می شود اینها بیشتر به تخریب عبادات و اعمال اسلامی می پردازند، و حتی زمانی که قدرتی حکومتی و اجتماعی مومنین را احساس نکنند کلاً نقاب اسلامی خود را بر می دارند و یک سکولار (مشرک) خالص می شوند.  مگر اینها را در اطراف خود نمی بینید؟

اکثریت مطلق مریدان و دارودسته ی اینها در میان مسلمین اشخاصی احساسی و هیجانی هستند که چندان پشتوانه ی عقیدتی و منهجی صحیحی از اسلام و انسجام ساختاری ندارند، با این وجود عده ای از این فریب خورده ها صاحب افکار بدعی افراطی می شوند که گاهاً در صورت فراهم شدن زمینه های مناسب، مرتکب رفتارهای کاملاً تخریبی و تولید انواع فرقه بازی ها و فتنه ها و جنگ داخلی هم می شوند. عده ای از اینها نیز که دنیا آنها را به بازی گرفته است موضوع حکومت و حاکمیت اهمیت چندانی برایشان ندارد، و هر حکومتی که بتواند نیازهای اولیۀ مادی و نفسانی آنان را بر طرف کند، برایشان قابل قبول است و به سادگی بر سر «معانی 4گانه» ی دین وارد معامله و مذاکره می شوند.

مومنین انقلابی مثل سیدنا حسین بن علی رضی الله عنهما یا زید بن علی ابن حسین رضی الله عنهم که جهت بازگرداندن حکومت بدیل اضطراری اسلامی به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » ممکن است دست به اقداماتی نظامی و انقلابی بزنند، و یا مومنین اهل بغی که باز ممکن است به دلایلی دست به اقداماتی بزنند؛ این دو طیف با موجودیت «دارالاسلام» مخالف نیستند و نمی خواهند«دارالاسلام» را به «دارالکفر» تبدیل کنندهر چند ممکن است اهل بغی صدمات و ضربات سنگینی را بر پیکره ی «دارالاسلام» وارد کنند همچنانکه اموی ها با شاهیگری و خوارج با منهج غلط خود انحرافات، موانع و صدمات غیر قابل انکاری را در مسیر حرکت رو به جلو مومنین و دارالاسلام به وجود آوردند.

موضع ریاکارنه ی دارودسته ی منافقین نسبت به «دارالاسلام» و «دارالکفر» ملموس و واضح است و به سادگی می توان آنها را از انقلابیون شریعت گرا و حتی از اهل بغی جدا کرد.

اگر کسی بگوید که من مسلمان و طرفدار دارالاسلام هستم و با موجودیت و تمامیت دارالکفرها و بخصوص دارالکفرهای سکولار مخالفم اما در عین حال برای جبهه ی دارالفکر و یکی از «کفار6گانه»ی آشکار تلاش کند، در واقع بین موافقت و مخالفت قرار گرفته که نوعی تناقض آشکار است.

اینکه شخص مسلمان باشد اما در مسائلی متمایل به حنفیت یا شافعی یا هر یک از مذاهب اسلامی باشد و یا اینکه شخص سکولار (مشرک) باشد اما مخلوطی از چپگرائی و لیبرالیسم و مسائلی از شریعتهای آسمانی باشد و در کشاکش زمان تغییراتی در این سلائق و نگرشها به وجود آید امری عادی و پذیرفته شده است.

(ادامه دارد……..)


[1] واژه تئوکراسی (به انگلیسی: Theocracy) از واژه یونانی θεοκρατία به معنی «حکومت خداوند» ریشه می‌گیرد.[D1]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *