مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 [D1]

(11- قسمت)

سکولاریسم با چپگرائی و لیبرالیسم و پاره ای از مسائل شخصی متعلق به شریعتهای آسمانی در تضاد و تناقض نیست و می توانند با هم در یک شخص جمع شوند؛ دین اسلام هم با جعفری و حنفیت و مالکی بودن و سایر مذاهب اسلامی در تضاد و تناقض نیست و شخص می تواند در مسائلی خاص به آراء مذاهب اسلامی دیگر استناد کند چون محور و مبنای اصلی همه دارای مرجعی مشترک با اشتراکات زیادی هستند و اختلاف نظر پیروان این مذاهب صرفاً بر سر مسائل حاشیه‌ای و جانبی و تأویل و اجتهاد ازمنبع اصلی یا عدم آگاهی از منبع اصلی است؛ اما گاهی افرادی را می بینیم که قصد دارند بین عقیده ی اسلامی با عقاید یکی از «کفار6گانه»ی آشکار که با هم تناقض ساختاری دارند نوعی توافق و جمع و سازگاری ایجاد کنند، و همزمان خود را مسلمان و طرفدار قانون شریعت الله و دارالاسلام بدانند و در عین حال در جبهه ی دارالکفر و کفار اشغالگر خارجی باشند.

واضح می توانیم در ساختار عقیدتی و رفتاری این شخص و گروه، عیب و ایرادی اساسی و بنیادین مشاهده کنیم؛ که این دوگانگی و چند گانگی گفتاری و رفتاری نشانگر: ضعف عقیدتی، و بی پایه بودن عقیده، و ابن الوقتی و فرصت طلبی، و نان به نرخ روز خوری، و اپورتونیست صفتی است که در ادبیات اسلامی تحت عنوان دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها از آنها یاد می شود که :  مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ (نساء/143) در این میان سرگشته و متردّدند. نه با اینان و نه با آنان هستند.

در اینجا راه میانه ای بین انتخاب اسلام یا کفر یا بین انتخاب جبهه دارالاسلام با جبهه دارالکفر وجود ندارد؛ تکلیف کاملاً مشخص است، و مرزبندی ها هم کاملاً آشکار هستند. شخص یا اسلام را انتخاب می کند یا یکی از «کفار6گانه»ی آشکار را، یا در جبهه ی دارالاسلام است یا در جبهه ی دارالکفر.

اینکه با بعضی از سیاستهای دارالاسلام یا دارالکفر مخالف باشی و در عین حال در جبهه ی یکی از این قطبها قرار بگیری که ادعای طرفداری از آن را داری فرق دارد با اینکه جبهه ی خودت را عوض کنی و ادعای دروغین داشته باشی که «عملاً» گفتار با کردار مخالف است، و «عملاً» شخص به آن جبهه ای تعلق دارد که در آن قرار گرفته هر چند از نظر مکانی تغییر موضع نداده باشد.

 دارودسته ی منافقین در میان مسلمین با آنکه در میان مسلمین هستند و جزو مسلمین محسوب می شوند و می خواهند نشان دهند که با مومنین و دارالاسلام هستند اما در میان مسلمین در جبهه ی جنگ روانی کفار بر علیه مومنین و دارالاسلام قرار گرفته اند به همین دلیل همچون دشمن به آنها نگریسته می شود: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ (منافقون/4)  این دشمنان داخلی که در داخل از حقوق مسلمین برخوردارند  اگر آشکارا صف خود را از مسلمین جدا کنند و تغییر جبهه بدهند و وارد دارالکفر شوند مشمول حکم کفار مشرک (سکولار) می شوند.  

امروزه بر اثر جهل و تبلیغات رسانه های مختلف کفار آشکار و  کفار پنهان داخلی، دارودسته ی منافقین و حتی مومنین ضعیف الایمان و فریب خورده اراده و اختیارشان جائی است اما وظیفه، مسئولیت و پاسخگویی را از جای دیگری می خواهند. اینها تابلوئی را بر سر در خودشان نصب کرده اند اما حرفه ی دیگری دارند و برای چیزهای دیگری غیر از آنچه بر تابلوی خود نوشته اند فعالیت دارند. اگر اینها مثل «کفار6گانه» ی آشکار بر اساس تابلوی خودشان عمل و فعالیت می کردند ما مشکلات کمتری داشتیم اما اینها تابلوی اسلام و مسلمانی را زده اند اما برای جبهه ی «کفار 6گانه» ی آشکار فعالیت می کنند.

(ادامه دارد…….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *