
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (3) (قسمت 27)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
(25- قسمت)
در واقع تفکیک این سه قوه و داشتن استقلال باعث ایجاد «تزاحم» در میان آنها می شود و از جنبه نظری و تئوریک هم نیاز به وجود مرکزی هماهنگ کننده مقتدر در بالای هرم احساس می شود. حالا عده ای اسم این مرکز سیاست گذار و هماهنگ کننده و ناظری که «تزاحم»ها را نیز برطرف می کند را گذاشته اند مجلس سناتورها یا مجلس سنا و غیره و مومنین در دارالاسلام هم اسمش را گذاشته اند «رهبر و خلیفه و امام» به عنوان نماینده ی شورای اولی الامر.
اما گروههائی سعی می کنند جهت راضی کردن کفار که بله ما دموکرات و جمهوری خواه و … هستیم و سیستم پلورالیسم حزبی و تکثر گرائی را قبول داریم و…. با پیاده کردن مدل ملکه ای انگلیس و سلطنتی بلژیک، برونئی، کامبوج، دانمارک، مالزی، مراکش، هلند، نروژ، عمان، عربستان، اسپانیا، سوئد، تایلند، واتیکان و… این «حاکم» بودن رهبر دارالاسلام را تبدیل به «ناظر» کنند و با به حاشیه راندن «حاکم» حق « فرماندهی و دستور دهی» را به دیگران منتقل کنند که در دارالاسلامها این دیگران «اهل تفرق و بغی» و یا «کفار پنهان داخلی» و دارودسته ی منافقین بوده اند که یا غیر مستقیم در جهت اهداف «کفار6گانه» ی آشکار جهت ضربه زدن و تخریب دارالاسلام فعالیت کرده اند و یا اینکه مستقیماً مجریان دستورات این «کفار6گانه» ی آشکار بوده اند. در هر دو حالت می بینیم که مومنی آنهم بالاترین مسئول دارالاسلام به خاطر پذیرش اسلوبهای غیر شرعی به جای اسلوب اسلامی و تنها به خاطر رضایت کفار محدود شده و یا عملاً کنار زده شده است.
این وظیفه ی مومنین است که هوشیار باشند و اجازه ندهند اصول اساسی حاکم بر روابط داخلی و خارجی دارالاسلام در معرض تضعیف یا تهدید قرار گیرند. مومنین نه مسلمین در معنی عام آن.
در اصل و قاعده ی نفی سبیل نکته ی ریز و مهمی وجود دارد که اگر در نظر گرفته نشود ممکن است شخص را دچار شبه و گیجی کند. الله تعالی می فرماید :«وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء / 141) و خداوند هرگز راهى براى سلطهى كفّار بر مومنین قرار نخواهد داد ( و الله تعالی تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطی بر مؤمنان داشته باشند و الله تعالی راهی قرار نداده که از این راه کفار بر مومنین تسلط پیدا کنند و الله هرگز هیچ راه سلطه ای برای کفار بر مومنین قرار نداده است)
چنانچه عرض شد «لَن» از ادات نفی محسوب می شود که بر سر فعل مضارع می آید و معنی آن را به آینده ی منفی تبدیل می کند، یعنی در آینده این کار هرگز انجام نمی شود. اما عده ای می گویند : می بینیم که کفار بر مسلمین تسلط پیدا کرده اند، جریان از چه قرار است؟
اگر خوب به آیه دقت کنیم پاسخ خیلی ساده است، الله تعالی فرموده راه سلطه ی کفار بر«مومنین» «عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» وجود ندارد نه بر «مسلمین»؛ و بین این دو بسیار فرق است. اگر «مسلمین» خودشان را به درجه ی «مومنین» ارتقاء بدهند الله تعالی یاری شان می دهد و این سنت الله تعالی در مورد مومنین در طول تاریخ بوده است: كَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ (روم/47) و همواره یاری و نصرت مؤمنان بر ما واجب بوده است.
این نصرت و یاری الله بخش اساسی از ابزارهای پیروزی است، به دنبال آن خود همین«مومنین» که توسط الله تعالی یاری شده اند سبب یاری رساندن به همدیگر هستند. الله تعالی می فرماید: هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ (انفال/62) او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان تقویت و پشتیبانی و یاری کرد. در اینجا عامل تقویت و پشتیبانی مومنین هستند نه مسلمین در معنی عام آن؛ به همین دلیل است که الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (انفال/64) ای نبی ! برای تو الله و مؤمنانی که از تو پیروی و تبعیت می کنند، (برای حمایت و پشتیبانی تو) کافی است.
(ادامه دارد……..)[D1]