مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (28- قسمت)

در هر صورت ما در مورد جایگاه و حقانیت دارالاسلام و برکات دارالاسلام و اصول حاکم بر روابط دارالاسلام برای حفظ دین و بعد موجودیت و دنیای مومنین و حتی مسلمین به صورت عام صحبت کرده ایم، با این وجود باید نقدهای سازنده بر تمام مسئولین و تمام فعالین نهادهای دولتی و مردم نهاد دارالاسلام را نیز با کمال میل بپذیریم و در صدد رفع آنها باشیم.

در کنار این واضح است ما تا زمانی که بار دیگر به « ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة » نرسیده ایم در حالت اضطرار و ضرورت به سر می بریم و باید به صورت منهجی و عینی گرائی عمل کنیم .

منهج اسلامی می گوید که «دارالاسلام» چیست و «چه کسی» و «چگونه» باید در «دارالاسلام» حکومت کند، همچنین به ما یاد می دهد که حکومت با تمام نهادهائی که در اختیار دارد امری است تابع تجربه، خطا و تصحیح. پس ما زمانی که در مورد طیفهای مختلف مسلمین و حتی در مورد سیاستهای داخلی و خارجی دارالاسلام صحبت می کنیم فرضهای ذهنی را به کار نمی بریم که در عالم واقع وجود نداشته باشند بلکه بر مستندات و دلایل عینی تمرکز می کنیم:

  • رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی مثل عبدالله بن جحش را به هجرت به حبشه جهت حفظ دین ترغیب می کند اما عبدالله بن جحش در حبشه دینش را از دست می دهد و مرتد می شود و زنش ام حبیبه رضی الله عنها به همین دلیل از وی جدا می شود.
  • رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی مثل عبدالله بن ابی سرح را به عنوان کاتب وحی تعیین می کند اما این کاتب وحی مرتد می شود.
  • رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصی را برای رسیدگی به امور اقتصادی نزد بنی مصطلق می فرستد اما این مامور اقتصادی فاسق از آب در می آید.
  • رسول الله صلی الله علیه وسلم در اواخر سال سوم هجری تعداد 6نفر از مبلغین و آگاهان به شریعت و قرآن را به همراه نمایندگان عُضَل و قاره می فرستد اما به آنها خیانت می شود و کشته می شوند و فاجعه ی «رجیع» و داستان اعدام خبیب رضی الله عنه توسط قریش اتفاق می افتد.[1] جالب است بدانید که خبیب رضی الله عنه در هنگام اعدامش به جای اینکه بگوید مشرکین (سکولاریستها)، از لفظ احزاب استفاده می کند و می گوید:

لَقَـدْ جَّمعَ الأَحْزَابُ حَـوْلِـيَ وَأَلَّبُوا… قَبَائِلَهُمْ وَاسْتَجْمَعُوا كُلَّ مجْمَـعِ

إلى اللهِ أشْكُو غُرْبَتي ثُمَّ كُرْبَتي … وَمَا جَّمعَ الأَحْزَابُ لِي عِنْدَ مَصْرَعِي

یعنی چه بگوئی سکولاریستها یا مشرکین و چه بگوئی احزاب همه به یک دسته از کفار اشاره می کنند، به دنبال آن خبیب رضی الله عنه می گوید:

وَلَسْتُ أُبَالِي حِينَ أُقْتَـلُ مُسْلِـمـًا.. عَلَى أَيِّ جَنْبٍ كَانَ لِلَّهِ مَصْـرَعِي

 «وقتی مسلمان کشته شوم باکی ندارم که به کدامین پهلو در راه الله می‌افتم و این در راه الله است».

و این خبیب رضی الله عنه بود که برای هر مسلمانی که پس از مدتی اسارت می داند کشته می‌شود، نماز خواندن (پیش از کشته شدن) را سنت قرارداد.[2]

  • رسول الله صلی الله علیه وسلم باز در همان سال چهارم هجری 70 و به قولی 40 نفر از مبلغین و آگاهان به شریعت و حلال و حرام را روانه نجد می کند اما همگی غیر از کعب بن زید رضی الله عنه توسط عامر بن طفیل نجدی به قتل رسیدند و واقعه «بئر معونه» اتفاق افتاد.[3]

(ادامه دارد…….)


[1] واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق، مارسدن جونس، المغازى، ج ‏1، ص 354، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ سوم، 1409ق.

[2] بخاری و شرح آن الفتح، کتاب الجهاد، باب هل یستأسر الرجل ومن لم یستأسر ومن رکع رکعتین عند القتل (6/166)، (ش: 3045)؛ وکتاب المغازی، باب حدثنی عبد الله بن محمد الجعفی (7/308)، (ش: 3989)؛ (7/378)، (13/381)؛ ونگا: سیر أعلام النبلاء (1/246).

[3] ابن هشام، السیرة النبویه، ج ‏2، ص 184./  واقدى، المغازى، ج 1، ص 364 –  369.[D1]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *