
س. آیا اگر ابوبکر خلیفه نمی شد مردم مرتد می شدند تا ابوبکر مجبور شود با آنها بجنگد؟
ج: ارتداد یعنی اینکه شخص :1- آگاهانه 2- عمداً 3- به میل خودش و اختیاری از دین اسلام برگردد و تابع یکی از کفار 5گانه ی : 1- الَّذينَ هادُوا (یهودی ها) 2- وَ الصَّابِئينَ 3- وَ النَّصاري 4- وَ الْمَجُوسَ 5- وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا (مشرکین = سکولاریستها) شود.
عده ايي علت ارتداد را در بعضي از نقاط نپذيرفتن خلافت ابوبكر از سوي قبايل دانسته اند در صورتي كه شروع جريان ارتداد از اواخر حيات رسول الله صلى الله عليه وسلم بود.
به عنوان مثالنام اسود عنسي که همزمان با بازگشت رسول خدا صلى الله عليه وسلم از سفرحج و انتشار خبر بيماري پیامبر صلى الله عليه وسلم مرتد و مدعي پيامبري شد. او، مانند مسيلمه ي كذاب كه خودش را (رحمان يمامه) ناميده بود، نام (رحمان يمن) را بر خود نهاد. (الشجاع ، اليمن في صدر الإسلام، ص 990)
فروه، ماجراي اسود عنسي را براي رسول خدا صلى الله عليه وسلم مكاتبه كرد. رسول خدا صلى الله عليه وسلم نامه اي به مسلمانان ثابت قدم نوشتند و آنان را به فروخواباندن فتنه ي اسود فراخواندند و به آنان دستور دادند تا از طريق جنگ يا ترور اسود، كارش را يكسره كنند.اندكي بعد آن ، پیامبر صلى الله عليه وسلم رحلت نمودند.
پس جریان ارتداد به زمان رسول الله صل یالله علیه وسلم بر می گردد و این جریان فرق دارد با جریانات دیگری که یا مانع زکات بودند یا خواهان حاکمیت علی ابن ابی طالب بودند.
ايمان سطحي و وابستگي هاي جاهليت و همچنين عدم تمكين از يك حكومت مركزي و …باعث شد كه عده ای رو بسوي ارتداد و عدم پذيرش دستورات حكومت اسلامي آورند.
آنها همچون مهاجرين و انصار از صافي تحمل مشقت براي دين عبور نكرده بودند و به دنبال بهانه ايي بودند كه به گذشته ي خود باز گردند و مطمئنا هر كس غير از ابوبكر خليفه مي شد با اين جريان روبرو مي شد.