
س. بیداری اسلامی که از آن صحبت می شود بر چه اساسی بنا شده است؟ چه مشخصه ای دارد؟ جایگاه مولویهای مساجد و تحصیلکردگان در این بیداری کجاست؟
ج: بیداری اسلامی یک جریان جهانی در میان مومنین سراسر جهان اسست که تلاش دارد با تمرکز به نقاط مشترک مسلمین و با تمرکز بر دشمنان اصلی و مشترک تمام شریعتهای آسمانی که سکولاریستها هستند بار دیگر جامعه ی اسلامی را با تکنولوژی امروزی به شکوه و عظمت صدر اسلام برگرداند. در این راستا بیداری اسلامی معتقد است که : بايد :
- مسلمين را تربيت كرد و تعليم داد و آنان را به سوي عقايدي راهنمايي كرد كه به مسائل و مشكلات (بيداري اسلامي) پاسخ مثبت و ثمر بخش بدهند. كه اين نياز مبرمي به آگاهان مؤمني دارد كه خواسته هاي اين مردم مسلمان زير ستم را «تعبير و تفسير» نمايند.
- و سخنان و عقايد آنان از دو خصيصة محزب «عوامفريبانه و عامه پسندانه» مبرا و پاك باشد.
- همچنين اين نكته كه جنبش بيداري بايد «مردمي» باشد مهمترين وجهه ايست كه بايد اين جنبش را از يك ماجراجوئي نظامي مشخص و مميز بسازد. و بالاخره اين نكته كه جنبش (بيداري اسلامي)بايد مردمي باشد يك اصل اساسي است.
عده اي گمان مي كنند كه دیکتاتوری مهاجم و اشغالگر سکولاریستی و دشمنان مزدور داخلي ما بي اندازه نيرومندند و در مقابل، ملت را ضعيف و ناتوان مي بينند، صاحبان اين طرز فكر، نيرومندي را تنها در سايه سلاح، ارتش و ثروت بيكران و ذخاير مادي مي دانند و از آن جهت ملت را ناتوان مي پندارند كه ،فاقد سلاح و ارتش منظم آنچناني و سرماية مادي است .كه با چنين بينش سطحي و يك جانبه نمي توان ژرفا و واقعيت امر را نگريست .
آنچه در چشم اين افراد جلوه مي كند تنها نيروي مادي دشمن سکولار – صهیونی ومزدوران محلی است، بي آنكه به تضادهاي دروني، نقاط ضعف، عوامل نابودي و نارسايي او پي ببرند، همانگونه كه در اين سو، تنها به نارسائيهاي مادي ملت چشم دوخته اند بدون آنكه به نيروي عظيم معنوي و ديني و امكانات سرشار و عوامل رشد و پيشرفت و بنية جوان او توجه كنند.
طبيعي است تا هنگامي كه مردم در مقابل دشمن سکولار- صهیونی وتوله هاي سکولار بومي اش دست به پيكار نزند، در نهايت ضعف، ودشمنان مسلح كه در مقابل ضربات خود پاسخي نمي يابند، نيرومند به نظر مي رسند؛ ولي اين بدان معنا نيست كه ملت واقعاً ناتوان و دشمنان مردم نيرومندند. زيرا هنوز مردم براي روياروئي و درگيري با دشمن سکولار- صهیونی دست به مبارزه و سلاح نبرده اند. بنابراين مي توانيم بگوئيم: دشمنان تا وقتي نيرومند هستند كه مردم با آنها درگير نشده اند.
وظيفه مبلغين و مسئولين در رابطه با مردم اين است كه با آنان كه سالها در زير ستم، جهل، ترس و استثمار و محروميت نگاه داشته شده اند،«احساس شخصيت اسلامي و قدرت» بدهند. در خلال نهضت نبايد بر ملاهاي دين فروش ابن الوقتي در خدمت سکولاریستهادر آمده و درس خوانده هاي شبه روشنفكر سکولارخائن و يا مغرض توجيه كنندۀ ظلم تكيه نمود. بلكه بايد هدف اصلي خود را بر روي افكار آزاديخواه و اصلاح طلب مردم متمركز نمود.
اين نه به دليل ضعف در برابر دانسته هاي كهنه و مشخص ملاهاي دين فروش ابن الوقتي و يا شبه روشنفكران سکولار بی دروپیکراست، بلكه بيشتر بدان خاطر است كه در سرزمين هاي زير نفوذ دشمن سکولار-صهیونی و متحدين مزدور بومي اش، اينان بصورت طبقاتي حقوق بگير مفت خور شكم پرستي در آمده اند كه در بسياري موارد حاضر نيستند ولي نعمت خود و يا جير ۀ نكبت بار خود را به خاطر قبول و تبليغ حقيقت از دست بدهند، و يا درسخوانده هاي سکولار شبه روشنفكر به خاطر تحجر و عدم آگاهي از جامعه در هاله اي از توهمات و ايدئالهاي خرافي دست و پا مي زنند و حاضر نيستند كه عينيت جامعه و واقعيت امر را ببينند و اين تعصب و دگم اند يشي آنان به حدي است كه حاضرند پاها را بريده تا اندازه كفش شود و از كفش مناسب و خواسته شدة جامعه دوري گزينند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ؛ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ( بقره/11-12)