س. مگر خدا نگفته است که لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ پس چرا تمام دارالاسلام های شما با سکولاریستها برخورد می کنید و احزاب سکولار را رها نمی کنید که هر جور دلشان خواست فعالیت سیاسی کنند و زندگی کنند و چرا قوانین خودتان را بر احزاب سکولار و طرفداران آنها و حتی سکولاریستهای بی طرف تحمیل می کنید؟

س. مگر خدا نگفته است که لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ پس چرا تمام دارالاسلام های شما با سکولاریستها برخورد می کنید و احزاب سکولار را رها نمی کنید که هر جور دلشان خواست فعالیت سیاسی کنند و زندگی کنند و چرا قوانین خودتان را بر احزاب سکولار و طرفداران آنها و حتی سکولاریستهای بی طرف تحمیل می کنید؟

ج :  بدون شک الله تعالی انسانها را رها نکرده است که آزاد باشند هر عقیده ای را برای خود انتخاب کنند و هر کاری دلشان خواست انجام دهند. چون اگر اینگونه بود دیگر آمدن پیامبران و فرستادن احکام و قوانین شریعت برای اداره ی زندگی فردی و اجتماعی و حاکمیت بر زمین معنی نداشت و حتی وجود بهشت و جهنم نیز بی معنی بود و هدف خلقت انسان و نزول به زمین و بازگشت به قیامت و دیدن نتیجه و ثمره ی اعمال نیک و بد نیز معنی خود را از دست می داد، چون اگر الله تعالی به انسان این حق را داده باشد که می تواند هر عقیده ای را انتخاب کند و هر عملی بر اساس عقایدی که انتخاب کرده است را انجام دهد آیا ممکن است در قیامت او را محاکمه کند که چرا این کار را انجام دادی و چرا فلان کار را انجام ندادی؟

مشخص است که در «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» «اکراه و اجباری وجود ندارد» به معنای «مجاز هستید و اجازه دارید و اشکالی ندارد» و «فرار از وظایف و مسئولیت» نیست بلکه در واقع این دسته از آیات از باب هشدار و ترساندن نازل شده اند .

اسلام در اساس انسان را متوجه وظایف و مسئولیتهای درخواست شده توسط خالق می کند و با قوانینش آزادی در گناه را از انسان سلب کرده است؛ اما کسانی با تفسیر و برداشتی نادرست قصد دارند از یک طرف باعث رنجش کفار نشوند و از سوی دیگه راه را برای منافقین و مرتدین محلی در اظهار کفرو ارتداد خودشان و بخصوص مبارزه با دالاسلام باز کنند. چرا مبارزه با دارالاسلام؟ چون دار الاسلام بر اساس قوانین شریعت الله بنا شده و زمانی که شخص با این قوانین مخالفت می کند در واقع با قانون اساسی جامعه و حاکمیت جامعه مخالفت می کند.

 مثل این است که شما در یک کشور سکولار بگویید من با این قوانین مخالفم و بخواهم انجام می دهم و نمی خواهم انجام نمی دهم شما در واقع در اینجا با سیستم حاکمیتی مخالفت می کنید چون آن قانون توسط همین سیستم حاکمیت وضع شده است و بخشی از این سیستم حاکمیتی است.

 یکی از اهداف کسانی که از «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» تفسیری غلط ارائه دهند مخالفت با سیستم حکومتی دارالاسلام است. در اروپا شما می توانید با نصرانیت یا با اسلام مخالفت کنید و حاکمیت هم کاری به کار شما ندارد، چون تاثیری در قانون اساسی و حاکمیت آنها ندارد؛ در دارالالسلام ها هم شما می توانید با قوانین یهودیت، نصرانیت و تمام مذاهب سکولاریستی مخالفت کنید، چون تاثیری در حاکمیت دارالاسلام ندارد، و دار الاسلام هم برای مخالفت و نقد و تغییر حاکمیت همینها تشکیل شده است،  اما زمانی شما قوانینی از شریعت الله را هدف می گیرید و با بهانه های مختلف می خواهید آن قوانین را زیر سوال ببرید و انجام ندهید در واقع خود دارالاسلام را زیر سوال می برید و مورد هدف قرا می دهید.

 کسانی دیگر هم هستند که هر جرم عقیدتی و رفتاری را مرتکب می شوند و  می خواهند از افکار و عقاید فاسد و آلوده و از ثمره ی عمل مجرمانه ی خود فرار کنند سعی می کنند در هر محفل و گفتگویی با تکرار «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»  (که معمولاً همه این بخش از آیه را بلدند)  انحرافات فکری و عملی خود را به آن مستند کنند و به اصطلاح با قیافه ای حق به جانبانه افکار و رفتارهای منحرف خود را توجیه کنند و نه تنها خود را از واکنش شرعی مومنین مبرا کنند بلکه زمینه را برای دامن زدن به آلودگی و انحراف بیشتر خود فراهم کنند.

 غیرازمرتدین وکفار اصلی بیشترین کسانی که این بخش از ایه را در مسیری غیر شرعی تفسیر می کنند وهمچون حربه ای از آن استفاده می کنند دار ودسته ی منافقین داخلی هستند که قصد دارند راه را برای اظهار کفر دار ودسته ی منافقین و زمینه را برای ارتداد جوانان نا اگاه وجاهل و مخالفت صریح با دار السلام و قواین حاکم بر دار الاسلام باز کنند، و یا تحت این شعار نیت خائنانه خودشان را در صدمه زدن به دارالاسلام و مومنین پنهان کنند وبرنامه های کفری حزبشان را بپوشونند که بخشی از جبهه ی جنگ سکولار جهانی بر علیه مسلمین و دارالسلام شده اند.

به همین دلیل می گویند: اسلام با «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» می خواهد بگوید هر کس که می خواهد مسلمان شود، و هر کس می خواهد کافر باشد بگذار کافر باشد؛ و به این شکل به مخاطب مسلمان خودشان می خواهند به قبولانند که الله اجازه ارتداد را داده است تا به این شکل راه را برای داردسته منافقین و فریب خورده های نااگاه از شریعت در ضربه زدن به ایمان و دار الاسلام مسلمینهموار بکند درواقع اینهابا این تفسیر غلط از «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»  ایمان و دار الاسلام مسلمین را هدف گرفته اند؛ حال اگر مومنین اگاه در برابر انحراف عقیدتی و رفتاری آنها واکنشی شرعی گرفتند با تفسیر اشتباه «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»  به غوغا سالاری و سر و صدا کردن و بر چسب زنی و اتهام زنی روی می آورند و به نحوی سعی می کنند افکار عمومی آن جمع را بر علیه چنین مومنین اگاهی بسیج کنند و این در حالی است که در هر جامعه ی قانونمدی انسان زمانی که از قدرت اختیار و انتخاب خود استفاده می کند و دست به انتخاب می زند باید نتیجه و حاصل انتخابش را نیز بپذیرد و اگر بر خلاف قوانین  (خوب یا بد) حاکم بر آن جامعه عمل کرد منتظر عواقب عمل خود باشد.

 الله تعالی جهت اداره ی زندگی معنوی و دنیوی مومنین و محافظت از ایمان و دنیای مومنین برای تمام طبقات انسانها قانون وضع کرده است و زمانی که جزو مسلمین نبودی قطعاً خودت را شامل قوانینی کرده ای که الله تعالی برای کفار  و آفتهای ایمان و دنیای مومنین تعیین کرده است و به مسلمین دستور داده است که جهت  محافظت از ایمان و دنیای خود بر اساس آن قوانین با کفار در مسائل شخصی و اجتماعی و حکومتی برخورد شود.

 یعنی همان خدایی که قانون و برنامه خودش رابرای مدیریت زندگی مومنین قرارداده است برای کفار و کسانی که در دنیا بر خلاف قانون الله عمل می کنند هم قانون تعین کرده است و باید طبق این قوانین با آنها بر خورد شود، و مومنین باید طبق این قوانین با این مجرمین بر خورد کنند.

 به دنبال این باید تعیین کنی که جزو کدام دسته از کفار هستی به همین دلیل باید منتظر باشی که مثل آن دسته از «کفار آشکار6 گانه» ی (1- الَّذِينَ هَادُوا  2- وَالصَّابِئِينَ  3- وَالنَّصَارَىٰ  4- وَالْمَجُوسَ  5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا به همراه 6-  مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِهِ (مرتدین)) با تو برخورد شود که در آن قرار گرفته ای. چون الله تعالی برای کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب قوانینی را تعیین کرده است و برای کفار سکولار و مرتدین هم قوانین جداگانه دارد.

پس در دنیا واکنش ما نسبت به کفار مختلف است و باید طبق قوانین شریعت الله باشد چه در کفر به طاغوت و ولاء و براء و  مسائل قلبی و چه در مسائل عملی فردی مثل عدم اعتماد به آنها و همراز نگرفتن آنها  زن ندادن به آنها و از سکولاریستها و مرتدین آنها زن نگرفتن و نخوردن ذبیحه و طعام سکولاریستها و…. پس به همین سادگی ها نیست که بگوئی چون اجباری در دین نیست مسلمین باید برخوردشان با تو مثل مسلمین باشد.

(ادامه دارد…..)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *