س. مگر خدا نگفته است که لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ پس چرا تمام دارالاسلام های شما با سکولاریستها برخورد می کنید و احزاب سکولار را رها نمی کنید که هر جور دلشان خواست فعالیت سیاسی کنند و زندگی کنند و چرا قوانین خودتان را بر احزاب سکولار و طرفداران آنها و حتی سکولاریستهای بی طرف تحمیل می کنید؟

س. مگر خدا نگفته است که لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ پس چرا تمام دارالاسلام های شما با سکولاریستها برخورد می کنید و احزاب سکولار را رها نمی کنید که هر جور دلشان خواست فعالیت سیاسی کنند و زندگی کنند و چرا قوانین خودتان را بر احزاب سکولار و طرفداران آنها و حتی سکولاریستهای بی طرف تحمیل می کنید؟

(قسمت سوم)

رسول الله هم درباره سکولاریستها می فرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در مورد سکولاریستها (مشرکین) می فرماید: أُمِرْتُ أنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حتَّى يَشْهَدُوا أنْ لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ، وأنَّ مُحَمَّدًا رَسولُ اللَّهِ، ويُقِيمُوا الصَّلَاةَ، ويُؤْتُوا الزَّكَاةَ، (به من امر شده كه با مردم (مشرک = سکولار) بجنگم تا اینکه به لا إلَهَ – إلَّا اللَّهُ، وأنَّ مُحَمَّدًا رَسولُ اللَّهِ شهادت بدهند، و نماز به پا دارند، و زکات را بپردازند.) فَإِذَا فَعَلُوا ذلكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وأَمْوَالَهُمْ إلَّا بحَقِّ الإسْلَامِ، وحِسَابُهُمْ علَى اللَّهِ.[1] پس هر گاه چنین کردند، [یعنی شهادت دادند نماز خواندند و زکات دادند و مسلمان شدند]خون و مالشان از ناحیه من محترم است. مگر اینکه اسلام، کشته شدن و تصاحب اموالش را حق دانسته باشد! و حساب این ها با خداست.[.مثلاً  فلانی دزدی کرده زنا کرده و اسلام کشتن و گرفتن مالشان را مباح کرده باشد.]

پس واضح است که برای سکولاریستها (مشرکین) تنها دو گزینه وجود دارد یا جنگ و مرگ یا پذیرش اسلام؛ مرتدین هم باز بین بازگشت مجدد به اسلام یا جارو شدن از زمین مختارند و گزینه ی سومی ندارند.

این تکلیف این دسته از کفار در دنیاست؛ اما در قیامت هم رها نمی شوند و نمی توانند از خشم و غضب الله تعالی فرار کنند و باید منتظر ماندگاری ابدی در جهنم و منتظر غذابهائی باشند که الله تعالی برای کفار در جهنم آماده کرده است. به ادامه ی همین آیه نیز اگر دقت کنید الله تعالی فوراً این  کفار اهل کتاب و اهل ذمه و اهل جزیه و تمام کفار به صورت عام را تهدید می کند و می فرماید:

‏ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ‏(بقره/256) اجبار و اکراهی در (ورود به) دین نیست، چرا که هدایت و راه راست و راه نجات از گمراهی و سرگردانی و راه کج و راه هلاک مشخّص شده است، بنابراین کسی که  کفر کند به طاغوت ( شیطان و در میان انسانها کفار 6 گانه ی آشکار) و این طاغوتها را زیر پا بگذارد و دفن کند و نادیده بگیرد و به دنبال آن و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز چنگ زده است (و او را از سقوط و هلاکت می‌رهاند و) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا ودانا است. 

‏ به دنبال این به صورت عام الله تعالی می فرماید: اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ‏‏(بقره/257) خداوند متولّی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند. ایشان را از تاریکی‌ها بیرون می‌آورد و به سوی نور رهنمون می‌شود. و ( امّا ) کسانی که کفر ورزیده‌اند، طاغوت (شیاطین و پیروان کفار 6 گانه ی آشکار) متولّی و سرپرست ایشانند. آنان را از نور بیرون آورده به سوی تاریکیها می‌کشانند. اینان اهل آتشند و در آنجا جاویدانه می‌مانند.‏

این دادن اختیار و عدم اجبار به ورود به دین اسلام  همچون یک عقیده و قانون برای غیر مسلمان اهل ذمه ای است که هنوز وارد دین اسلام نشده است و به معنی ورود به دارالاسلام مسلمین و پذیرش دارالاسلام مسلمین و حاکمیت مسلمین نیست چون اینها طبق پیمانهائی حاکمیت دارالاسلام را پذیرفته اند و اطاعت خود را بر اساس پیمانهائی به دارالاسلام مسلمین داده اند؛ پس «‏ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ » به این معنی نیست که همین کفار اهل کتاب هم آزاد و مجاز هستند هر گونه خواستند و دلشان خواست  در زمین حاکمیت داشته باشند بلکه الله تعالی در مورد آنها می فرماید : قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّىٰ يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/29) با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا (ئی که خودش را در آخرین شریعت الله معرفی کرده) ، و نه به روز جزا (ئی که در آخرین شریعت الله  معرفی شده) ایمان دارند، و نه چیزی را که خدا (در قرآن) و فرستاده‌اش (در سنّت خود) تحریم کرده‌اند حرام می‌دانند، و نه دین را می‌پذیرند، قتال و جنگ مسلحانه کنید تا زمانی که (اسلام را گردن می‌نهند ، و یا این که) با ذلت و خواری به دست خویش جزیه بدهند.

حالا اگر کسی وارد دین اسلام  همچون یک عقیده و قانون و برنامه شده باشد دیگر اختیاری برایش باقی نمی مانند و باید اطاعت و اختیارش را به قوانین شریعت الله تعالی بسپارد و چنانچه بر خلاف این قوانین عمل کند همچون یک مجرم با او برخورد می شود و باید در همین دنیا حساب پس بدهد حالا چه رسد به قیامت.

ابن قيم جوزي در هداية الحيارى فى الرد على اليهود و النصارى می گوید : نمي توان كسي را به زور مسلمان گرداند و قانع شدن اجباري نيست، بلكه آنچه كه به واسطه ي زور انجام مي پذيرد در اعمال ظاهري اشخاصي است كه زندگي در جامعه ي اسلامي را پذيرفته و بايد در زندگي دنيوي حكم اسلام بر آنها اجرا گردد؛ به همان شيوه اي كه اگر وارد هر كشوري گردي آن كشور داراي قانون  مخصوص به خودش است و حق نداري برخلاف قانونش عمل كني و گرنه مجازات مي شوي، شريعت اسلام نيز قانون سرزمين مسلمين است و بايد كساني كه ساكن چنين سرزميني هستند مطيع قوانين شريعت اسلام باشند. سخن این بزرگوار در این جا تمام شد.

البته این هم باز مختص دین اسلام نیست. از یک تیم ورزشی گرفته تا یک حزب و گروه و دسته و کشور هم همین قاعده صدق می کند. کسی تو را مجبور نکرده که وارد فلان تیم فوتبال یا والیبال و غیره بشوی اما اگر وارد شدی دیگر نمی توانی قوانینش را زیر پا گذاری و باید بالاجبار تابع قوانین آن شوی و اگر بر خلاف قوانین آن عمل کردی جریمه و حتی اخراج می شوی . هیچ یک از این احزاب هم تو را مجبور نکرده اند که وارد آنها شوی اما اگر شدی باید بالاجبار تابع قوانین آنها شوی . به همین شکل هیچ یک از کشورهای سکولار و غیر سکولار هم تو را مجبور نکرده اند وارد کشور آنها شوی اما اگر وارد شدی و تابعیت آنها را پذیرفتی دیگر باید بالاجبار تابع قوانین آنها شوی و در هر مورد قانون شکنی کنی باید حساب پس بدهی و جریمه می شوی.

(ادامه دارد….)


[1] بخاری25

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *