
س. امروز یک بمب مغناطیسی در خیابان دارالامان کابل منفجر کردند و از زمان تشکیل ج.ا.ایران هم شما تنها یک روز بیاورید که این حکومت از داخل مخالف نداشته باشند. آیا این نشانه عدم مقبولیت نزد مردم نیست؟
ج: بدون شک هیچ حکومتی در سراسر دنیا وجود ندارد که از درون مخالفینی نداشته باشد. پس این امر مختص به دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران یا امارت اسلامی افغانستان نیست. چون سوال شما در مورد دارالاسلام است اجازه دهید با دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم واقعیتها را نشان دهیم.
دارالاسلام مدینه در یک تقسیمبندی کلی دارای سه دشمن اصلی بود:
1- مشرکان (سکولاریستها)و اشراف مشرک (سکولار) که در همان ابتدای دعوت به مدت 13 سال نخستین مخالفین داخلی مسلمین و بعدها چندین سال از مخالفین اصلی خارجی دارالاسلام شدند.
2- کفار یهود اهل کتاب که با وجود پیمان معروف مدینه که با دارالاسلام داشتند اما هم در بخش جنگ روانی بر علیه اسلام و مسلمین بودند و هم دچار غدر و خیانتهای مکرر شدند و با مشرکین (سکولاریستها) ی مکه هم بر علیه دارالاسلام متحد شدند که حاصل این خیانتها هم برخورد قاطعانه پیامبر با آنها بود؛ اخراج از مدینه و کشتار گروهی از آنها.
3- منافقان و دارودسته ای که از مسلمین جاهل و مومنین ضعیف الایمان برای خود ترتیب داده بودند که امروزه تحت عنوان سکولار زده ها از این جمع نام برده می شود از همان ابتدای تشکیل دارالاسلام دشمنی خود را با قوانین شریعت الله و مسئولین دارالاسلام کلید زدند.
الله تعالی منافقان را افرادی بیماردل و فریبکار، با ظاهری مسلمان اما باطنی آلوده و شیطان صفت معرفی مینماید. منافقین مدعی ایمان به خدا بودند، در ظاهر به رسالت پیامبر اقرار داشتند، اما ایمان آنان ظاهری بود و نه قلبی. آنان واجبات اسلامی را با سختی و کراهت انجام میدادند، نماز را با سستی و کسالت به پا میداشتند، در برابر مردم ریا کرده و خدا را یاد نمیکردند. تعدادی از منافقان در مدینه پایتخت دارالاسلام و تعدادی دیگر در اطراف مدینه بودند.(توبه/ 101)
سکولار زده ها در پیشامدهای اجتماعی و حوادث، موضع گیریهای خاص داشتند که هیچگاه با مصلحت جامعه، حکومت اسلامی و مسلمانان هماهنگ نبودند. هیچگاه در راستای آرامش و سلامت جامعه قدم بر نمی داشتند و موقعیتهای خطرناکی را با هدف ضربه زدن به حکومت اسلامی و بدنه مسلمان جامعه و در راستای خشنودی دشمنان اسلامی به وجود میآوردند. طه حسین می نویسد: «کار پیغمبر با منافقان مشکل و پیچیده بود … امر منافقان از جهتی از امر مشرکان و یهود آسان تر بود؛ چرا که میان ایشان و مسلمانان جنگی نبود … لیکن از جهت دیگر از گرفتاری مسلمانان با مشرکان و یهود دشوارتر بود؛ برای اینکه منافقان کار آنان و اینان (مشرکان و یهودیان) را در پیش نگرفتند و کفر خود را برای پیغمبر و یارانش آشکار نکردند … بلکه اظهار اسلام نمودند …» (حسین طه ، آئینه اسلام، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، 1339ش، ص76)
با آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان حاکم دارالاسلام اجازه نمی داد این سکولار زده ها حزب و گروه مشخصی داشته باشند و مکان تجمع آنها «ضرار» را نابود کرد اما با آنها مدارا می کرد و این مخالفین سرسخت را در بسیاری موارد نادیده می گرفت. دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها همواره تا آخرین سالهای زندگی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، به مخالفتهای خود ادامه دادند.
همین الان هم این افراد از مخالفین دارالاسلام هستند و اگر از دستشان بر بیاید با تمام کفار سکولار جهانی و سایر کفار یهودی و نصرانی و… بر علیه دارالاسلام متحد خواهند شد.
پس وجود این دشمنان در کنار احزاب سکولار و مرتد داخلی امری عادی است و این دشمنان با جمعیتی ناچیزحسابشان از مومنین جداست که این مومنین قدرت اصلی دارالاسلام و اکثریت مطلق دارالاسلام را تشکیل می دهند.