
س: چرا جماعت داعش به داد زنانشان در الهول نمی رسند که توسط مزدوران پ.ک.ک اذیت می شوند مگر غیرت ندارند؟ یا فقط برای مسلمان کشی و خیانت به سلفیت و مسلمین و جلوگیری از تطبیق شریعت توسط جماعتهای جهادی مثل هیئة تحریر الشام زرنگ هستند؟
ج: الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (مائده/105) ای مؤمنان! مواظب خود باشید. هنگامی که شما هدایت یافتید گمراهی گمراهان به شما زیانی نمیرساند، بازگشت همه شما به سوی الله است، و شما را از آنچه میکردهاید آگاه میسازد. پس مسلمان کشی های به ناحق توسط دوله و اشتباهات منهجی نجدیت قضیه ی جداگانه ایست که ماشاء الله هزاران نقد در این زمینه ارائه شده و امروزه برای برخی از گروههای مسلح نجدی شبه جهادی که دست خودشان بیشتر از دوله به خون مسلمین آلوده شده است و برای پهلوان پنبه های مدخلیسم نجدی و غیر نجدی درباری، دیواری کوتاهتر از دیوار دوله وجود ندارد تا با توهین به آن اشتباهات منهجی و رفتاری خود را مخفی کرده و خود را تبرئه کنند و خودی نشان دهند.
اردوگاه اسرای الهول شمال سوریه یکی از صدها لکه ی سیاه در تاریخ نکبت بار مسلمین معاصر است. این زنان و دختران و کودکان و اسرائی که در الهول وجود دارند خواهران و برادران ما هستند، آیا فقط دوله غیرت دارد که باید در دفاع از ناموس مسلمین بر علیه کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی به پا خیزد و به داد ناموس مسلمین برسد؟ شما دارید ابتدا به خودتان و سپس به سایر مسلمین توهین می کنید – هر چند که بسیاری از مسلمین اهل تفرق و خفته که با سکوت و سهل انگاری خود به این خواهران و سایر خواهران و برادران اسیر ما ظلم می کنند لایق توهین هستند؛ تمام کسانی که به جای مفهوم عالی: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ(حجرات/10) می گویند زنان شیعه یا زنان حنفی یا نجدی یا شافعی یا مالکی و اخوانی و… و در برابر ظلم به این خواهران مسلمان به بهانه ی اختلاف مذهبی و فکری سکوت می کنند لایق توهین هستند، حتی تمام کسانی که در برابر توهین سکولاریستها(مشرکین= احزاب) دشمنان شماره یک مومنین به زنان اهل کتاب و شبه اهل کتاب دشمنان شماره دو و شماره سه مومنین سکوت کرده اند باز لایق توهین هستند.
به یک رخ داد تاریخی دقت کنید: معتصم عباسی مثل مامون و واثق حاکمی معتزلی مذهب بود، در زمان حاکمیت او کفار نصرانی روم به عنوان دشمنان شماره 3 مومنین یکی از زنان مسلمان را به اسارت گرفته و به این خواهر مسلمان بی احترامی کردند. این خواهر مسلمان در زندان نصرانی ها فریاد زد و گفت: وامعتصماه، وامعتصماه، معتصم به دادم برس. زمانی که این فریاد خواهرمان به معتصم معتزلی مذهب رسید فوراً از تختش بلند شد و فریاد خواهر مسلمان را پاسخ داد كه «لبيكِ، لبيكِ». ونامه ای به این شکل برای پادشاه نصرانی روم فرستاد: از امیرالمومنین المعتصم بالله، به سگ روم سریعا آن زن را از اسارت آزاد خواهی کرد، اگر چنین نکنی لشکری را به سویت روانه خواهم کرد که ابتدایش نزد تو و انتهایش نزد من باشد و میدانی که سربازان اسلام مرگ و شهادت در راه الله را دوست دارند همانگونه که زندگی و عیش و نوش نزد تو وسربازانت محبوب است.”
معتصم معتزلی مذهب در قصرش بلند شد و فریاد زد: حرکت کنید. با برداشتن توشه راه و در حضور عبدالرحمن بن اسحاق قاضى بغداد و شعبه بن سهل و 328 نفر مرد عادل وصیت خود را کرد و به همراه گروهى از فرماندهان جنگى حرکت کرد، نهایتا پس از مدتى جنگ و جهاد با رومیان، بر آنها پیروز شد و روم را شکست داد.[1] و این خواهر مسلمان را با عزت برگرداند.
(ادامه دارد…..)
[1] ابن الاثیر، الکامل فی التاریخ 247/5