
س: خوارج بدترین مخلوقات خدا هستند آیا کشتن آنها مقدم بر جنگ با کفار اصلی و نظامهای طاغوتی میان مسلمین نیست؟
( 6 – قسمت)
نکته ی خیلی مهمی که در اینجا وجود دارد و لازم است جهت کابلد شکافی جریان خوارج بارها تکرار و یاداوری شود این است که گاه منافقینی چون «ذُو الخُوَيْصِرَةِ» با همراه کردن دارودسته ی خود جهت ضربه زدن به دارالاسلام و قانون شریعت الله در این گروههای اهل بدعت که با تاویلات اشتباه بر علیه دارالاسلام خروج کرده اند نفوذ می کنند، و از کانال دفاع از تفسیری خاص خود را آشکار می کنند، و در قالب اندیشه ای غالیانه و گروهی از غلاة، در برابر دارالاسلام و منهج صحیح اسلامی قرار می گیرند و باز مشمول همان حکم منافقین رانده شده از دارالاسلام و منافقین آشکار شده قرار می گیرند.
این طیف که با فریب عده ای از مومنین تندرو در قتل عثمان خلیفه سوم رسول الله صلی الله علیه وسلم و شعله ور کردن جنگهای جمل و صفین نقش مهمی ایفا کرده بودند اینبار و در برابر حکومت اسلامی و دارالاسلام تحت رهبری علی ابن ابی طالب خود را در میان اهل نهروان سازماندهی و مخفی کرده بودند. رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد این دارودسته ی منافقین جدا و آشکار شده که طیفی مختلف از منافقین و مومنین ضعیف الایمان را شکل می دهند می فرماید: يَمْرُقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، لَوْ يَعْلَمُ الْجَيْشُ الَّذِينَ يُصِيبُونَهُمْ، مَا قُضِيَ لَهُمْ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّهِمْ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، لَاتَّكَلُوا عَنِ الْعَمَلِ.[1] از اسلام خارج می شوند همان گونه که تیر از کمان خارج می شود. اگر سپاهی که با آنها مواجه می شود بدانند که بر زبان پیامبرشان چه ثوابی متوجه آنهاست، پس از جنگیدن با اینها، دست از هر عملی می کشیدند.[یعنی همین پاداش جنگ با این منافقین آشکار شده برای شخص کافی است.]
به دنبال این، علی بن ابی طالب می گوید شما با معاویه و اهل شام جنگیدید و اینها را رها می کنید؟: وَاللهِ، إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ يَكُونُوا هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ، فَإِنَّهُمْ قَدْ سَفَكُوا الدَّمَ الْحَرَامَ، وَأَغَارُوا فِي سَرْحِ النَّاسِ، فَسِيرُوا عَلَى اسْمِ اللهِ. قسم به الله، من امید دارم که اینها همان گروه باشند (که پیامبر فرموده). به راستی که خونهای حرام را به زمین ریخته و اموال مردم را غارت کرده اند. پس به نام الله حرکت کنید.
در میان این منافقین آشکار شده کسی چون «ذُو الخُوَيْصِرَةِ» یا «ذو الثُّدَيَّة» وجود داشت که به عدالت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز ایراد می گرفت و الله تعالی در موردش می فرماید: وَمِنْهُم مَّن یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ یُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ (توبه/58) در میان آنان (منافقان) کسانی هستند که در تقسیم زکات از تو عیبجوئی میکنند و ایراد میگیرند (و نسبت بیعدالتی را به تو میدهند) اگر بدانان چیزی از زکات داده شود خوشنود میشوند و اگر چیزی از آن بدیشان داده نشود هرچه زودتر خشم میگیرند.
«ذُو الخُوَيْصِرَةِ» که به قول امام طبری و قرطبی و ابن کثیر و بغوی و دیگران این آیه در موردش نازل شد و بخشی از دارودسته ی منافقین عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم بود که بعدها در زمان حاکمیت علی جزو منافقین آشکار شده در سپاه نهروان می شود به رسول الله صلی الله علیه وسلم در حین تقسیم صدقات حنین گفت: ای رسول الله عدالت کن. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: وَيْلَكَ، وَمَنْ يَعْدِلُ إِذَا لَمْ أَعْدِلْ؟ قَدْ خِبْتَ وَخَسِرْتَ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَعْدِلُ. وای بر تو. اگر من عدالت را رعایت نکنم، چه کسی عدالت را رعایت خواهد کرد؟ اگر من عدالت نميورزيدم تو نوميد شده و زيان ميكردي! عمر بن خطاب گفت یا رسول الله اجازه بدهید گردنش را بزنم اما رسول الله صلی الله علیه وسلم همان روایت مشهور را در مورد اصحاب و پیروان این شخص گفت که در هنگام تفرق میان مسلمین قیام می کند و فرمود که: دَعْهُ، فَإِنَّ لَهُ أَصْحَابًا يَحْقِرُ أَحَدُكُمْ صَلاَتَهُ مَعَ صَلاَتِهِمْ، وَصِيَامَهُ مَعَ صِيَامِهِمْ، يَقْرَءُونَ القُرْآنَ لاَ يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، …. ، وَيَخْرُجُونَ عَلَى حِينِ فُرْقَةٍ مِنَ النَّاسِ. [2] دقت کنید در اینجا رسول الله صلی الله علیه وسلم ویژگی های اصحاب و اطرافیان «ذُو الخُوَيْصِرَةِ» یا «ذو الثُّدَيَّة» ی منافق را اینگونه برشمرد نه خود این شخص را که جزو منافقین آشکار شده بود[3] و پیدا شدن جسد او در میان کشته شده های نهروان دلیلی بر حقانیت ارتش دارالاسلام به رهبری امیرالمومنین علی ابن ابی طالب قلمداد شد.
منافقین اصلی با نام اسلام و دفاع از اسلام انسانهای ساده لوح و خامی را دور خود جمع می کنند که این انسانهای ساده و فریب خورده در ادای نمازها و روزه و سایر فرایض ظاهری ممکن است نسبت به سایر مومنین در حالات عالی باشند و قرآن را بخوانند اما از حنجره هایشان تجاوز نکند و درک و فقه آن را به دست نیاورده باشند و در هنگام تفرق میان مسلمین و پیدا شدن خلاء قدرت در سرزمینهای اسلامی از حاکمیت شرعی دارالاسلام خارج می شوند و دست به شورش و قیام می زنند. این منافقین و این رهبران و دعوتگران گمراه «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ»[4] و این «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ»[5] و این دین فروشان و علمای سوء و «الرُّويْبِضَة»[6] خودشان را در میان چنین انسانهای اهل عبادتی مخفی می کنند و با سپر قراردادن چنین انسانهائی به تخریبات خود می پردازند.
(ادامه دارد……)
[1] مسلم2516 / سنن ابی داود 4768
[2] صحيح البخاري – كتاب المناقب – باب علامات النبوة في الإسلام – حديث رقم 3445/ عن أَبَي سَعِيدٍ الخُدْرِيَّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ :حرقوص بن زهير السعدي بَيْنَمَا نَحْنُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ يَقْسِمُ قِسْمًا ، أَتَاهُ ذُو الخُوَيْصِرَةِ ، وَهُوَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي تَمِيمٍ ، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ اعْدِلْ ، فَقَالَ : وَيْلَكَ ، وَمَنْ يَعْدِلُ إِذَا لَمْ أَعْدِلْ ، قَدْ خِبْتَ وَخَسِرْتَ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَعْدِلُ . فَقَالَ عُمَرُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، ائْذَنْ لِي فِيهِ فَأَضْرِبَ عُنُقَهُ ؟ فَقَالَ : دَعْهُ ، فَإِنَّ لَهُ أَصْحَابًا يَحْقِرُ أَحَدُكُمْ صَلاَتَهُ مَعَ صَلاَتِهِمْ ، وَصِيَامَهُ مَعَ صِيَامِهِمْ ، يَقْرَءُونَ القُرْآنَ لاَ يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ ، يُنْظَرُ إِلَى نَصْلِهِ فَلاَ يُوجَدُ فِيهِ شَيْءٌ ، ثُمَّ يُنْظَرُ إِلَى رِصَافِهِ فَمَا يُوجَدُ فِيهِ شَيْءٌ ، ثُمَّ يُنْظَرُ إِلَى نَضِيِّهِ ، – وَهُوَ قِدْحُهُ – ، فَلاَ يُوجَدُ فِيهِ شَيْءٌ ، ثُمَّ يُنْظَرُ إِلَى قُذَذِهِ فَلاَ يُوجَدُ فِيهِ شَيْءٌ ، قَدْ سَبَقَ الفَرْثَ وَالدَّمَ ، آيَتُهُمْ رَجُلٌ أَسْوَدُ ، إِحْدَى عَضُدَيْهِ مِثْلُ ثَدْيِ المَرْأَةِ ، أَوْ مِثْلُ البَضْعَةِ تَدَرْدَرُ ، وَيَخْرُجُونَ عَلَى حِينِ فُرْقَةٍ مِنَ النَّاسِ
[3] صحيح مسلم ج 2 ص 740 ش 1063 (باب ذكر الخوارج وصفاتهم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي) / صحيح البخاري ج 3 ص 1321 ش 3414، (اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة – بيروت – 1407 – 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا) / أمالي ابن سمعون ج 1 ص 230، اسم المؤلف: ابن سمعون، أبو الحسن محمد بن أحمد بن إسماعيل بن عنبس البغدادي (المتوفى : 387هـ) الوفاة: 387/ حياة الحيوان الكبرى ج 1 ص 331 ، اسم المؤلف: كمال الدين محمد بن موسى بن عيسى الدميري الوفاة: 808 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية – بيروت / لبنان – 1424 هـ – 2003م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : أحمد حسن بسج/الإصابة في تمييز الصحابة ج 2 ص 411 ش 2452 ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الجيل – بيروت – 1412 – 1992 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي/ عمدة القاري شرح صحيح البخاري ج 24 ص 89 ، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت
[4] صحيح الترمذي 2229 / إنَّما أخافُ علَى أمَّتي الأئمَّةَ المضلِّينَ قالَ وقالَ رسولُ اللهِ صلَّى اللَّهُ عليهِ وسلَّمَ لا تزالُ طائفةٌ من أمَّتي علَى الحقِّ ظاهرينَ لا يضرُّهم من خذلُهم حتَّى يأتيَ أمرُ اللَّهِ
[5] متفق علیه / البخاري في صحيحه واللفظ له في كتاب الفتن – بَاب كَيْفَ الْأَمْرُ إِذَا لَمْ تَكُنْ جَمَاعَةٌ (وكذا رواه مسلم وابن ماجه
[6] ابن ماجه (4036) واللفظ له، وأحمد (7912) صحيح الجامع3650 / سيأتِي على الناسِ سنواتٌ خدّاعاتٌ؛ يُصدَّقُ فيها الكاذِبُ، ويُكذَّبُ فيها الصادِقُ، ويُؤتَمَنُ فيها الخائِنُ، ويخَوَّنُ فيها الأمينُ، وينطِقُ فيها الرُّويْبِضَةُ . قِيلَ : وما الرُّويْبِضةُ ؟ قال : الرجُلُ التّافِهُ يتَكلَّمُ في أمرِ العامةِ