تقوای از الله یعنی چه؟ چگونه میزان تقوای خود را بسنجیم؟

تقوای از الله یعنی چه؟ چگونه میزان تقوای خود را بسنجیم؟

(7 –قسمت)

در این صورت اگر این نفس بوسیله قوانین و تربیتها و آموزشهای غیر اسلامی مختلف و رنگارنگ شکل گرفته باشد، دقیقاً مثل همان قانونها وآموزشهای غیر اسلامی رنگارنگ، قضاوتهایش نیز غیر اسلامی و گوناگون هستند و این قضاوتها نمی توانند اطمینان بخش و بدون اشکال باشد.

همچنانکه فلان فکر سکولار لیبرال یا چپ در مورد فلان مساله ی اخلاقی و اجتماعی و خانوادگی و اقتصادی و امنیتی و آموزشی و غیره دیدگاهی بر خلاف دیدگاه قانون شریعت الله دارد و قابل قبول و اطمینان بخش نیست، به همان نسبت کسانی هم که با چنین دیدگاه غیر اسلامی نفس خود را آموزش و پرورش داده اند قضاوتهای نفسشان قابل پذیرش و اطمینان بخش نیست.

به همین دلیل الله تعالی به مومنین امر می کند که هیچ یک از «کفار 6 گانه» [یعنی: 1- الَّذِينَ هَادُوا  2- وَالصَّابِئِينَ  3- وَالنَّصَارَىٰ  4- وَالْمَجُوسَ  5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین یا به زبان امروزین سکولاریستها) به همراه 6- مرتدین]  را به عنوان ولی و سرپرست خود نگیرند . چون الله تعالی بر اینها غضب گرفته و از اینها خشمگین است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ  (ممتحنة/ 13) / ای مؤمنان! گروهی را به دوستی نگیرید که خدا بر آنان خشمگین است.

ولی و حاکم و سرپرست متقین تنها الله تعالی و رسولش و مومنین مجری قوانین شریعتش هستند : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا  (مائده/55) و هیچ مسلمانی هیچ بهانه ای برای سرپرست و فرمانده و رهبر و رئیس کردن این «کفار 6 گانه» برخود را ندارد، چون الله تعالی تحت هیچ عنوانی هیچ راهی قرار نداده است که از آن راه یکی از «کفار 6 گانه» بر مسلمین حاکمیت پیدا کنند : وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/141) چون قضاوتها و حکمها و برداشتها و به اصطلاح سیاستهای آنها در برابر دین الله و بندگان الله غلط و ضد اسلامی و فاسد هستند.

در اینجا برنامه هائی که به  نفس داده شده اند راهنما می شوند، و این اشتباه است که بگوئیم فلان سیستم خودش این کار را کرد، بلکه باید بگوئیم فلان برنامه ای که به این سیستم داده شده باعث شده که این سیستم این کار را انجام دهد، چون سیستم بدون برنامه هیچی نیست غیر از یک ظرف خالی.

اگر می بینیم که سکولاری چون استالین یا هیتلر یا صدام حسین و آتاتورک و… دست به چنان جنایاتی می زنند و نفس آنها نیز بر آن راضی است به خاطر قوانین سکولاریستی است که با آن نفس خود را پرورش داده اند، و این قوانین سکولاریستی هستند که چنان جنایاتی را برایشان توجیه می کنند.

اگر می بینی که جریانات نجدی با چنان قصاوتی و با خوشحالی صوفی ها و شیعیان را قتل عام می کنند و به آن هم افتخار می کنند به خاطر قوانین منشعب از تفکرات محمد بن عبدالوهاب و سایر علمای نجد است که این شخص با این قوانین نفس خودشان را آموزش داده اند و چنین نفسی به چنین اعمالی رضایت کامل پیدا کرده است.

اگر می بینی که جریانات شیعیان غلاة  که با نامهای تشیع قرمطی و صفوی و تشیع انگلیسی هم شناخته شده اند با چنان وحشیگریهائی اقدام به قتل عام اهل سنت می کنند باز به دلیل قوانین و عقایدی است که با آن نفس خود را آموزش و پرورش داده اند

تنها زمانی این اشخاص دچار پشیمانی و سرزنش نفسی می شوند که متوجه شوند که باورهایشان اشتباه است یا کاری که انجام داده اند بر اساس عقاید و باورهایشان اشتباه بوده است.

(ادامه دارد…..)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *