انواع دارالاسلام

انواع دارالاسلام

(2-قسمت)  

البته فقها نیز حکومتهای موجود در دارالاسلام را درجه بندی کرده اند:

  1. مرتبه عالی دارالاسلام  را «دارالعدل » نامیده اند.
  2. مرتبه دوم و پائین تر از این را «دارالفسق» و «دارالبغی» نامیده اند.
  3. و آخرین درجه را نیز به «دار اهل الذمه» اختصاص داده اند.

دارالعدل همان :« خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » ای است که در اختیار جانشینان رسول الله صلی الله علیه وسلم تا زمان امیر المومنین علی بن ابی طالب و فرزندش حسن رضی الله عنهما بود و دارالبغی هم دارالاسلامی است که در اختیار اهل بغی از مسلمین قرار دارد مثل حکومت معاویه که در برابر خلافت اسلامی قرار گرفته بود و مناطقی را تحت کنترل خودش داشت. دارالفسق هم یعنی دارالاسلامی که در آن فسقهائی به صورت آزاد صورت می گیرد مثل پاره ای دوران حاکمیت شاهان اموی و عباسی و عثمانی و…. .

تمامی این موارد جزو «دارالاسلام» هستند اما «دارالفسق» و «دارالبغی» مورد تأئید اسلام نیستند و اگر کسی چون حسن بن علی  رضی الله عنهما یا آنهمه صحابه به «دارالبغی» معاویه تن می دهند از روی ناچاری و مجبوری و به دلیل حالت اضطرار و ضرورتی است که در آن افتاده اند و راه دیگری باقی نمانده است.

یا زمانی که حاکمیت یزید بن معاویه و عبدالملک بن مروان و حجاج بن یوسف سقفی بر مسلمین تحمیل می شود دارالفسقی شکل می گیرد که مرتکب بزرگترین فسق یعنی ریختن به ناحق خون مسلمین می شوند و هر کسی هر چه در این زمینه دوست دارد بر سر مومنینی چون حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهم و هزاران مومن دیگر در می آورد بدون آنکه کسی بتواند جلوی آنها را بگیرد. چون جلو قدرت حکومت را تنها با قدرت حکومتی می توان گرفت همان کاری که رسول الله صلی الله علیه وسلم انجام داد و همان کاری که ابوبکر و عمر و عثمان با ساسانیان و رومی ها و غیره انجام دادند و همان کاری که معاویه با علی و حسن رضی الله عنهما انجام داد.

یا پائین تر از این توسط مامون و معتصم و واثق عباسی به واسطه ی دوران 15 ساله ای تحت عنوان دوران محنت خلق قرآن «دارالفسقی» بر مسلمین تحمیل می شود که در ضمن آن صدها مومن زندانی و شکنجه و حتی اعدام می شوند. به همین ترتیب در دوران مختلف فسقهای مختلفی باعث تولید «دارالفسق» های مختلف در میان مسلمین شده اند. 

این «دارالبغی» ها و این «دارالفسق» ها هرگز مورد تأئید اسلام نبوده و نیستند اما بعد از آنکه مسلمین اسباب انهدام «دارالعدل» خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را فراهم کرده و از این نعمت خود را محروم کردند،به هزاران فسق خود را مبتلا و آلوده کرده اند و تا زمانی که بار دیگر به همان «دارالعدل»، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، بر نگردند این «دارالبغی» ها و این «دارالفسق» ها وجود خواهند داشت و باید شاهد هزاران فسق غیر شرعی مثل تفرق و تسلط کفار بر مسلمین و فقر و گمراهی های آشکار و بسیاری از مفاسد اخلاقی و رفتاری باشند که تنها راه نابودی آنها حکومتی اسلامی بر منهاج نبوت و تولید امت واحدی است، و از بین بردن این فسقها هرگز کار انسانهای متفرق و گروهها و جماعتهای گوناگون و متفرق و انجمنهای خیریه و تبلیغی و غیره نبوده و نیست بلکه تنها کار حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است.چون به قول عمر بن خطاب و عثمان بن عفان رضی الله عنهما:« إنَّ اللهَ یَزَعُ بالسُّلطان ما لا یَزَعُ بالقرآن» خداوند با قدرت حکومتی، کاری را به انجام می‌رساند، که با قرآن به انجام نمی‌رساند.

(ادامه دارد……)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *