
اصل و استراتژی توحید و دعوت (2) (بخش 13)
(1-قسمت)
در همان دوره ی مکی که عده ای آنرا بهانه ای برای عدم اعلان توحید کامل و عدم اعلان کفر به طاغوت و ولاء و براء و راضی نگه داشتن احساسات کفارسکولار و حتی مرتدین سکولار محلی و عدم «عمل» به اسلام کامل قرار داده اند، رسول الله صلی الله علیه و سلم به فرمان الله با قاطعیت هر چه تمام تر و بدون کوچک ترین سازش و مداهنه ای با اعلان توحید کامل [1]سکولاریست های قریش را با لفظ «کافر» مورد مخاطب قرار داده و از بکار بردن کلمه ی کافر و جاهل ، نادان و آنچه لیاقتش را دارند، ابایی نیز ندارد؛ تا کفار بفهمند که کفر به طاغوت، ولاء و براء، تبلیغ اسلام کامل و پایبندی به قوانین شریعت و اخلاق و رفتارعقیدتی چیزهایی نیستند که قابل معامله و سازش باشند.
در همان دوران ضعف و ناتوانی در مکه این سخن ابراهیم در سوره ی انعام نازل می شود که : إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (انعام/79). بي گمان من رو به سوي كسي ميكنم كه آسمانها و زمين را آفريده است، و من (از هر راهي جز راه او) به كنارم و از زمرهي سکولاریستها (به زبان عربی = مشركان) نيستم .
بله، زمانی که گفتی من جزو سکولاریستها نیستم و «عملاً» از سکولاریستها فاصله گرفتی در واقع قوانین و احکام آنها را نیز رد کرده ای و کسی که عملاً با سکولاریستهاست و در زبان چیز دیگری می گوید حداقلش این است که دروغگوئیه که جزو دارودسته ی منافقین است.
زمانی که بزرگان سکولار قریش چون وليد بن مغيره، عاص بن وائل، حارث بن قيس، امية بن خلف و … از رسول الله صلی الله علیه وسلم می خواهند که یک سال قوانین دین سکولاریستی آنها حاکم شود و سالی هم قوانین دین اسلام، سوره ی کافرون « قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ » به عنوان هفده یا هیجدهمین سوره ی قرآن نازل می شود تا نشانی باشد از استقلال قانون و رفتار عقیدتی مسلمین و اینکه یک مسلمان هرگز تحت فرمان کفار نمی رود. لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/6) دين شما براى خودتان و دين من براى خودم. علاوه بر این سوره، الله تعالی به سکولاریستهای قریش می فرمایند:«قُلْ أَفَغَیْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیُّهَا الْجَاهِلُونَ» ( زمر/ 64) !بگو: ای نفهم ها، آیا به من فرمان میدهید که غیر خدا را عبادت کنم؟
سکولاریست های قریش زمانی که این اندازه قاطعیت رسول الله صلی الله علیه و سلم را مشاهده نمودند به طور کامل ناامید نشدند، بلکه با کمی عقب نشینی و تنازل، از رسول الله صلی الله علیه و سلم خواستند که بعضی از قوانین و دستوراتی که آورده است را تعدیل کند و گفتند : « … ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ…» قرآنی جز اين قرآن بياور يا همین قرآن را تغییر بده.
اما باز به رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمان می رسد که با قاطعیت در جوابشان بگوید که: «قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ» (یونس/ 15) بگو: مرا نرسد كه خودسرانه و به ميل خود آن را تغيير دهم . من جز به دنبال چيزي نميروم و جز چيزي را نميگويم كه بر من وحي گردد . اگر از فرمان پروردگارم تخطّي كنم، از عذاب روز بزرگ ميترسم .
کفار سکولار (مشرک) اهل سازش و مداهنه با شریعت گرایان هستند: و َدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ( قلم /9) ايشان دوست ميدارند كه نرمش و سازش نشان دهي، تا آنان هم نرمش و سازش كنند .
(ادامه دارد…..)
[1]لا اله = کفر به طاغوت والا الله = ایمان به الله