اصل و استراتژی توحید و دعوت (2) (بخش 13)

اصل و استراتژی توحید و دعوت (2) (بخش 13)

(2-قسمت)

اهل توحید نباید با آنها سازش کنند. الله تعالی قاطعانه به تمام انس و جن فهمانید که تغییر و تبدیل و کم و زیاد کردن  قانون و حکم الله  و تغییر در رفتار عقیدتی مسلمین خواسته ی سکولاریستهاست، اما انجام این کار، خارج از قلمرو اختیارات رسول الله صلی الله علیه و سلم و سایر بندگان است، و هرگونه تحریف و عوض نمودن قانون شریعت الله و دستورات دین و سازگار کردن شریعت الله با خواسته های سکولاریست ها وسایر کفار گناهى نابخشودنى و در پى دارنده ی عذاب اخروى است، و هیچ کس، حتى پیامبران، در صورت سرپیچى از فرمانهاى خدا از عذاب اخروى در امان نیستند.

سکولاریستها چنانچه به ابوطالب گفته بودند حاضر بودند رسول الله صلی الله علیه و سلم را به عنوان حاکم خود قرار دهند. یعنی مساله ی نمایندگی و عضویت در پارلمان دارالندوه و یا دادن مسئولیت اداری و وزارت آن زمان مثل حجابت (کلیدداری کعبه)، لواء (پرچم‌داری در جنگ‌ها)، رفادت (پذیرایی از حجّاج) و سقایت (آب دادن به حجّاج) و غیره مطرح نبود بلکه رهبریت را به رسول الله صلی الله علیه وسلم سفارش دادند به شرطی که یا یک سال بر اساس قوانین آنها عمل کند و سالی هم بر اساس قوانین شریعت الله یا اینکه بعضی از قوانین شریعت الله را اجرا نکند و چیزهای دیگری را به جای آنها قرار دهد . اما  الله تعالی با تهدید به رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:  وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً  * نزديك بود كافران (با نيرنگهاي گوناگون) تو را از (حكم) آنچه به تو وحي كرده‌ايم منصرف گردانند تا جز قرآن را به ما نسبت دهي، و آن گاه تو را به دوستي گيرند وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً  * اگر ما تو را استوار و پابرجاي (بر حق) نمي‌داشتيم، دور نبود كه به مقدار ناچیز و اندكي بدانان بگرائي إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا(اسراء / 73-75) ‏ و (و اگر چنين مي‌كردي) در اين صورت عذاب دنيا و عذاب آخرت (تو) را چندين برابر (مي‌ساختيم و) به تو مي‌چشانديم. سپس در برابر ما يار و ياوري نمي‌يافتي (تا عذاب ما را از تو به دور دارد) ..

این خطاب به «رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ» است، وای به حال دیگرانی که یا کل قوانین شریعت الله را به نفع سکولاریستها کنار زده اند یا از بخشهائی از قانون شریعت الله صرفنظر کرده اند و تابع قوانین کفار شده اند.

پس اصل توحید و اسلام کامل در مساله ی «دعوت» چیزی نیست که بتوان ذره ای از بخشی از آن صرفنظر کرد. بر این اساس است که بزرگان ما گفته اند یا اسلام کامل یا هیچ، و بر همین اساس است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «به خدا اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپم بگذارند که از دعوت خویش دست بردارم از پای نخواهم نشست تا خدا دین مرا رواج دهد یا جان بر سر آن گذارم».[1]

در این صورت هیچ عذری برای اهل دعوت وجود ندارد که با آن بتوانند ناقص سازی قوانین شریعت الله در امر تبلیغ اسلام کامل را توجیه کنند. جایگاه مبلغ دین اسلام با یک مسلمان عادی که تمام تلاشش این است که از ایمانش محافظت کند بسیار فرق دارد.  عده ای که خودشان را اهل دعوت می دانند سعی دارند مساله ی پناهنده شدن به سکولاریستها(یا به زبان عربی = مشرکین) را بهانه ای جهت عدم استقلال عقیدتی و عملی خودشان قرار دهند. شخص داعی حتی اگر مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم شمشیرهای بنی هاشم را داشته باشد باید قدرتی نظامی باشد که از او حمایت کند و گرنه در میان قدرتهای حکومتی کفار و بخصوص کفار سکولار تحت هیچ شرایطی نخواهد توانست دعوتگر به اسلام کامل باشد و به اسلام کامل عمل کند.

 (ادامه دارد……..)


[1]ابن هشام ، السیره النبویه، ج 1، ص 285-284

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *