اصل حاکمیت قانون شریعت (بخش 14)

اصل حاکمیت قانون شریعت (بخش 14)

(3-قسمت)

در صورتی که شخصی متهم به دزدی شد آیا نهادی قضائی برای اثبات جرم لازم نیست؟ حالا اگر جرم هم اثبات شد چه کسی باید دست این دزد را قطع کند؟ آیا هر فردی یا گروهی می تواند این کار را انجام دهد؟ قطعاً نه . این کار تنها از عهده ی قدرت حکومتی و نهاد قضائی و اجرائی آن بر می آید.

  • یا الله تعالی در مورد حکم راه زنان می فرماید: إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا کیفر کسانی که ( بر حکومت اسلامی و قانون شریعت الله در قرآن و سنت می‌شورند به این شکل) با خدا و پیغمبرش می‌جنگند ، و در روی زمین دست به فساد می‌زنند ، این است که أَنْ يُقَتَّلُوا(در برابر کشتن مردم) کشته شوند ،  أَوْ يُصَلَّبُوا یا ( در برابر کشتن مردم و غصب اموال ) به دار زده شوند، أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ یا ( در برابر راهزنی و غصب اموال ، تنها ) دست و پای آنان در جهت عکس یکدیگر بریده شود أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ، و یا این که ( به خاطر راهزنی و تهدید، تنها ) از جائی به جائی تبعید شوند. ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/33) این رسوائی آنان در دنیا است ، و برای ایشان در آخرت مجازات بزرگی است .‏

به نظر شما جنگیدن با این اشخاص یا دستگیر کردن این اشخاص و دادگاهی کردن این اشخاص و اجرا کردن این احکام بر این اشخاص مجرم کار افراد متفرقه و گروههای متفرق است؟ قطعاً نه . این تنها کار قدرت حکومتی است بالاتر از افراد و گروههاست .

  • یا الله تعالی در مورد اهل بغی می فرماید: وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ‏ (حجرات/9) هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید. اگر یکی از آنان در حق دیگری بغی کند و تعدی ورزد ( و صلح را پذیرا نشود )، با آن دسته‌ای که بغی  و تعدی می کند بجنگید تا زمانی که به سوی اطاعت از فرمان خدا برمی‌گردد و حکم او را پذیرا می‌شود.

آیا غیر از قدرت حکومتی افراد یا گروههای دیگر می توانند با اهل بغی بجنگند؟ قطعاً نه . تنها با قدرت حکومتی می توان با قدرت اهل بغی وارد جنگ شد. ماوردی شافعی رحمه الله می گوید: این آیه اصلی است که در جنگ با اهل بغی می توان از آن استفاده کرد. و ابن عابدین حنفی هم می گوید:اینها اهل بغی کسانی هستند که به خاطر تاویل اشتباه بر علیه اهل عدل شورش می کنند و اگر مساله ی تاویل نبود و تاویلی نداشتند در این صورت اینها قطاع و راه زن هستند.[1] اهل بغی مثل خوارج یا اهل جمل که امیر مومنین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه در موردشان گفته : إخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَيْنَا.[2] یا مثل اهل صفین.

(ادامه دارد…..)


[1] قال الماوردي : هذه الآية هي أصل ما ورد في قتال أهل البغي.  العلامة ابن عابدين رحمه الله من الحنفية: والبغاة هم -كما في الفتح- قوم مسلمون خرجوا على إمام العدل ولم يستبيحوا ما استباحه الخوارج من دماء المسلمين وسبي ذراريهم، والمراد خرجوا بتأويل، وإلا فهم قُطَّاع. وفي الاختيار: أهل البغي كل فئة لهم منعة يتغلبون ويجتمعون ويقاتلون أهل العدل بتأويل، يقولون: الحق معنا ويدّعون الولاية. اه

[2] البداية والنهاية 7/300

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *